#23_تیر زادروز #لیلی_گلستان نگارخانه‌دار و مترجم ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #لیلی_گلستان (تقوی شیرازی)#مترجم و نگارخانه‌دار ایرانی، و عضو کانون #نویسندگان ایران است. وی دختر ابراهیم گلستان و فخری گلستان و خواهر کاوه گلستان است.
در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه (نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به لیلی گلستان اهدا شد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
لیلی گلستان در ۲۳ #تیر ۱۳۲۳ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش ابراهیم گلستان در آن زمان کارمند شرکت نفت بود.با منتقل شدن پدر به آبادان، لیلی دوران خردسالی خود را در آن شهر گذراند و در همین شهر به مدرسه رفت و در همان‌جا بود که برادرش کاوه به دنیا آمد. در همان سال‌های نخست تحصیل ابتدایی به تهران بازگشتند.

ابراهیم گلستان با انتشار کتاب‌ها و ساخت فیلم‌هایش به مرور به شهرت می‌رسد و خانهٔ خانوادهٔ گلستان به مرکز رفت‌وآمد بسیاری از هنرمندان و نویسندگان آن دوران تبدیل می‌شود. لیلی گلستان از همین دوران به تفاوت زندگی‌ای عجین با فرهنگ و هنر آشنا می‌شود. گلستان خود در این باره می‌نویسد: «آن خانه تبدیل شد به مرکز فرهنگی هنری تهران. همه نقاش‌ها و نویسنده‌ها و شعرا جمعه‌ها خانهٔ ما بودند. آل‌احمد، چوبک، پرویز داریوش، اخوان ثالث، بعدها یدالله رؤیایی، فرخ غفاری، جلال مقدم، سیمین دانشور و گاهی جوان‌ترها مثل بیضایی، سپانلو یا احمدرضا احمدی. من هم تماشاگر یک تئاتر بزرگ بودم.»

تا کلاس نهم دبیرستان در تهران تحصیل کرد و سپس راهی فرانسه شد تا در مدرسهٔ شبانه‌روزی توسط راهبه‌های دومینیکن اداره می‌شد تحصیل کند. بعد از یک سال تحصیل در این مدرسه به پاریس رفت و سه سال هم در پاریس درس خواند. این سال‌های اقامت و تحصیل در پاریس به دلیل دوری از دوستان و خانواده بر وی آسان نگذشت. ولی از دستاوردهای این دوران اقامت در اروپا، علاوه بر دسترسی داشتن به رویدادهای سینمایی‌ای چون جشنوارهٔ ونیز، دیدار و آشنایی با سینماگرانی چون تارکوفسکی، گدار، و تروفو بود. او در خاطراتش چنین می‌نویسد: «یک بار پدرم برای کار استودیویش به پاریس آمد و یک روز به من گفت که امروز با چند فرانسوی قرار ناهار دارد و مرا با خودش برد. من هیجده، نوزده سال داشتم. وقتی به رستوران رفتیم. پدرم آن دو فرانسوی را به من و من را به آن دو معرفی کرد: دخترم لیلی. مسیو ژان لوک گودار، مسیو فرانسوا تروفو! من بهت‌زده و حیرت‌زده زبانم بند آمده بود.»
در بازگشت به ایران به عنوان طراح پارچه در کارخانجات پارچه‌بافی مقدم استخدام شد. پس از بیرون آمدن از آن‌جا در ۱۳۴۵ به سازمان تازه تأسیس تلویزیون ملی ایران رفت و به عنوان طراح لباس استخدام شد. پس از مدت کوتاهی به مدیریت برنامهٔ کودکان و نوجوانان برگزیده شد.

◾️ #فعالیتهای_ادبی

تلویزیون را نیز پس از هفت سال فعالیت ترک کرد و به نوشتن در روزنامه‌ها و مجلات و ترجمه روی آورد. با ترجمهٔ زندگی، جنگ و دیگر هیچ، اثر اوریانا فالاچی، به‌عنوان مترجم به مطرح شد. به مدیریت خانهٔ صادق هدایت برگزیده شد که در سال ۱۳۵۶ استعفا داد.

🔸کتابفروشی و نگارخانهٔ گلستان
در ۱۳۶۰ در گاراژ خانه‌اش کتاب‌فروشی گلستان را دایر کرد. این کتاب‌فروشی به‌زودی معروف شد و نویسندگان و شعرایی نظیر احمد شاملو، محمد زهری، احمد محمود، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، عبدالحسین نوایی و بسیاری دیگر مرتب به آن‌جا می‌رفتند.

در ۱۳۶۸ کتاب‌فروشی را به نگارخانه هنرهای تجسمی با نام نگارخانه گلستان تبدیل کرد. این نگارخانه با نمایش آثار سهراب سپهری، که متعلق به خانوادهٔ گلستان بود، کار خود را آغاز کرد. این افتتاحیه این نگارخانه با استقبال زیادی روبه‌رو شد.
نگارخانهٔ گلستان هنوز دایر است و جزو نگارخانه‌های سرشناس ایران محسوب می‌شود.

🔹بنیاد کاوه گلستان
پس از مرگ برادرش کاوه گلستان در عراق، لیلی به همراه تنی چند از دوستان کاوه بنیاد کاوه گلستان را تأسیس کرد و جایزهٔ کاوه گلستان به دبیری او هر سال به عکس‌های خبری برگزیده شده توسط هیئت داوران بنیاد اهدا می‌شود.


#آثار

📝 #ترجمه

#داستان

قصهٔ شماره ۳، اوژن یونسکو.

میرا، کریستوفر فرانک.

تیستوی سبز انگشتی، موریس دروئون.

مردی که همه چیز همه چیز همه چیز داشت، میگل آنخل آستوریاس.

بوی درخت گویاو، گابریل گارسیا مارکز.

مردی با کبوتر، رومن گاری.

قصه‌ها و افسانه‌ها، لئوناردو دا وینچی.

اوندین، ژان ژیرودو.

اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، ایتالو کالوینو.

بیگانه، آلبر کامو.

#غیرداستانی

چطور بچه به دنیا میاد، آندرو آندری.

زندگی، جنگ و دیگر هیچ، اوریانا فالاچی.

گزارش یک مرگ، گابریل گارسیا مارکز.

یونانیت، یانیس ریتسوس.

مصاحبه با مارسل دوشان، پیر کابان.

حکایت حال، مصاحبه با احمد محمود.

شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی، ایتالو کالوینو.

دربارهٔ رنگ‌ها، ویتگنشتاین.

زندگی با پیکاسو، فرانسواز ژیلو.

زندگی در پیش رو، رومن گاری

پیکاسو، دیوید هاکنی.

مارک روتکو، شان سکالی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #📕#مردی_با_کبوتر
✍️#رومن_گاری
📝#لیلی_گلستان

مردی با کبوتر / رومن گاری

مردی با کبوتر کتابی است که از پاره‌ای جنبه‌ها، نزدیکی‌های زیادی با دو کتاب مورداشاره دارد؛ هم در برخورداری از زبان پر از طنز و هزل رومن گاری، روانی روایت داستان و نهایتاً کم‌رنگ بودن خط داستان.

مردی با کبوتر یکی از آن کتاب‌هایی است که به‌جای کشش برخاسته از اوج و فرودهای دراماتیک،جذابیتِ تم اصلی داستان و دریافت حرف‌های نویسنده است که مخاطب را به دنبال خود می‌کشد. البته درک این حرف‌ها نیاز به کمی دقت دارد؛ در غیر این صورت مخاطب صرفاً در سطح رمان باقی‌مانده و اگر ایده‌های طنزآمیز رمان نتواند نظر او را جلب کند، احتمالا کل رمان را اثری خسته‌کننده و بدون جذابیت ارزیابی خواهد کرد. مکان وقوع داستان ساختمان سازمان ملل است. آدم‌های محلی در آن رفت‌وآمد دارند، سیاست مردان نامدار جهانی که قرار است مهم‌ترین و کلان‌ترین مسائل را در سطح جهان حل‌وفصل کنند.

اما رومن گاری با طرح‌ریزی قصه‌ای پر از طنز و مطایبه، شوخی های جالبی با این آدم‌ها ترتیب می‌دهد و اهداف و کارهایشان را به سخره می‌گیرد. او در کنار این آدم‌ها شخصیت پسری واکسی را پی‌ریزی می‌کند که با اعتصاب خود می‌خواهد به این جماعت اهل سیاست بفهماند که خیلی از ماجرا پرت‌افتاده‌اند و به‌جای آنکه پایشان روی زمین باشد (مسائل این جهان را دریابند) لنگ در هوا مانده‌اند.
به‌این‌ترتیب پسر جوان با اعتصاب خود آن‌ها را به چالش می‌کشد. در شکل گیری حال و هوای خاص حاکم بر کتاب و زبان پر نیش و کنایه آن نباید از ترجمه خوب لیلی گلستان غافل شد. این نکته را نیز یادآوری کنیم که کتاب حاضر سال‌های پیش توسط نشر آبی وارد بازار کتاب شده بود اما مهجور ماند و دیده نشد. تجدید چاپ آن توسط نشر ثالث با توفیق بسیار زیادی همراه شد و این رمان هفته‌ها جزو آثار پرفروش کتاب‌فروشی‌های بزرگ تهران بود. شکی نیست درزمینهٔ توفیق این کتاب نقش ناشر و رسانه‌ها برای معرفی خوب آن بی‌تأثیر نبوده است.

شاید در آخر ذکر این نکته جالب باشد که رومن گاری در سال ۱۹۵۸ خود عضو هیئت نویسندگان سازمان ملل بود. شاید به همین دلیل بود که ترجیح داده بود که این کتاب را بانام مستعار منتشر کند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # 📗#میرا
✍️#کریستوفرفرانک
📝#لیلی_گلستان

میرا / کریستوفرفرانک

به تو یاد خواهند داد که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی، یاد خواهند داد که مثل بدبخت‌ها به دیوار بچسبی، یاد خواهند داد که به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی. یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند، بخواهی قبولت داشته باشند، بخواهی شریکت باشند. مجبورت خواهند کرد که با دخترها بخوابی، با چاق‌ها، با لاغرها، با جوان‌ها، با پیرها. همه چیز را در سرت به هم می‌ریزند، برای اینکه مشمئز شوی، مخصوصاً برای اینکه از امیال شخصی‌ات بترسی، برای این‌که از چیزهای مورد علاقه‌ات استفراغت بگیرد.
و بعد با زن‌های زشت خواهی رفت و از ترحم آن‌ها بهره‌مند خواهی شد و همچنین از لذت آن‌ها، برای آنها کار خواهی کرد و در میان‌شان خودت را قوی حس خواهی کرد، و گله‌وار به دشت خواهی دوید، با دوستانت، با دوستان بیشمارت، و وقتی مردی را ببینید که تنها راه می‌رود ، کینه‌یی بس بزرگ در دل گروهی‌تان به وجود خواهد آمد و با پای گروهی‌تان آنقدر به صورت او خواهید زد که چیزی از صورتش باقی نماند و دیگر خنده‌اش را نبینید، چون او می‌خندیده است…
‌‌
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# یکی دو ماه پیش از مرگ #شاملو ؛
برادرم کاوه به من خبر داد که
قرار است برای تلویزیون #سوئد
با #شاملو مصاحبه کند.

سؤالات را به شاملو داده بود
و حالا داشت میرفت برای مصاحبه؛
من هم اظهار علاقه کردم
و با او رفتم. رفتیم به خانه‌اش
در فردیس کرج.
یک پایش را بریده بودند و روی صندلی چرخدار نشسته بود و پتویی روی پایش انداخته بودند و زار و نزار. از دیدنش خیلی حالم بد شد. شاملو با چشمان بسته و حال نزار به ما خوشامد گفت.

کاوه برادرم جا خورد. نمی‌‌دانست حالا چگونه شاملو می‌خواهد به سؤالات جواب دهد. گیج شده بود. با دستیارش دوربین را گذاشتند و نورها را تنظیم کردند و به آیدا گفتند که حاضرند. به یکباره شاملو بیدار شد. موهایش را مرتب کرد و آیدا مقواهای بزرگی را که رویش جوابها را با خط درشت نوشته بود گذاشت جلوی روی او؛ به طوری که در کادر دوربین دیده نشود!


و او شروع کرد با آن صدای سحرکننده؛ زیبا؛ زنده و قبراق جوابها را دادن! من داشتم شاخ در می‌آوردم که عجب توانایی و انرژی دارد این آدم؛ عجب آرتیستی است!

زنش آیدا روی زمین نشسته بود و مقواها را دانه دانه میگذاشت و برمی‌داشت و او از روی مقواها جواب میداد.

فیلمبرداری که تمام شد؛ شاملو با چشمان بسته و خسته به من رو کرد و گفت کدام شعر را برایت بخوانم.
من هم گفتم همان که #بلدرچین_را_کباب_میکنید!

کلی خندید و شروع کرد به خواندن.
به برادرم اشاره کردم دوربین را روشن کند.

شاملو شعر میخواند و
من آرام اشک میریختم.
شب عجیبی بود، یادم می‌آید
از کرج تا تهران در ماشین گریه کردم.
حالا هر دویشان دیگر نیستند؛
نه کاوه و نه شاملو...

#تاریخ_شفاهی_ادبیات_معاصر_ایران
#لیلی_گلستان


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
۲۳ تیر ۱۳۹۸
۱۱ ذوالقعده ۱۴۴۰
۱۴ جولای ۲۰۱۹
۱۱۶ روز گذشته ۲۴۹ روز مانده

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
رفتم قدری در آفتاب بگردم
دور شدم در اشاره‌های خوشایند
رفتم تا وعده گاه #کودکی و شن
تا وسط اشتباه‌های مفرح
تا همه چیزهای محض
رفتم نزدیک آبهای مصور
پای درخت شکوفه‌دار گلابی
با تنه‌ای از حضور
نبض می‌آمیخت با حقایق مرطوب
حیرت من با درخت قاتی می‌شد
دیدم در چند متریِ ملکوتم
دیدم قدری گرفته‌ام
انسان وقتی دلش گرفت
از پی تدبیر می‌رود
من هم رفتم ...
#سهراب_سپهری

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#زادروزها

🌿۱۳۲۳خ - #لیلی_گلستان مترجم و نگارخانه‌دار
🌿۱۳۵۹خ - پولاد کیمیایی، بازیگر
🌿۱۰۰۶خ-"ژاك بنينی بوسوئه" نويسنده معروف و عالم علوم الهی فرانسوی
🌿۱۲۴۷خ-خانم "مارگارِت گِرْتْرودبل" اديب و مستشرق انگليسی
🌿۱۲۹۷خ- #اینگمار _برگمان کارگردان سوئدی
🌿۱۶۰۲ - زادروز ژول مازارن از سیاستمداران برجسته ایتالیایی،صدراعظم فرانسه از سال ۱۶۴۲ تا زمان مرگ خود در سال۱۶۶۱
🌿۱۸۶۲ - زادروز #گوستاو_کلیمت نقاش نمادگرای اتریشی
🌿۱۹۱۳ - زادروز جرالد فورد سی‌وهشتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
🌿۱۹۶۶ - زادروز متیو فاکس بازیگر آمریکایی سینما و تلویزیون
🌿۱۹۷۷ - زادروز ویکتوریا، ولیعهد سوئد، دوشس وستریوتلاند

#درگذشتگان

🍂۱۲۲۳ - درگذشت فیلیپ دوم پادشاه فرانسه
🍂۱۸۱۷ - درگذشت #مادام_دو_استائل نویسنده اهل فرانسه
🍂۱۹۵۳ - درگذشت ریشارد فن میزس دانشمند اتریشی، برادرلودویگ فن میزس
🍂۱۹۵۴ - درگذشت خاسینتو بناونته نمایش‌نامه‌نویساسپانیایی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۲۲

🍂۱۹۷۶ - درگذشت یواخیم پایپر فرمانده هنگ یکم اس اس
🍂۲۰۱۲ - درگذشت سیکستن یرنبرگ ورزشکار مرد رشتهٔ اسکیصحرانوردی اهل کشور سوئد
🍂۱۳۹۶خ- پروفسور #مریم_میرزاخانی ریاضیدان ایرانی واستاد دانشگاه استنفورد آمریکا وتنها زن و تنها ایرانی برنده ی مدال فیلدز تا کنون
🍂۱۲۸۹خ- سید عبدالله بهبهانی مجتهد شیعه از رهبران انقلاب مشروطه
🍂۱۳۸۲خ- #امانوئل_ملیک_اصلانیان پیانیست و آهنگساز ایرانی
🍂۱۳۷۲خ- دكتر "عبدالهادي حائری" نويسنده، پژوهشگر و مورخ معاصر
🍂۱۳۶۵خ- دكتر #مهدی_حميدی شيرازی شاعر، محقق و نويسنده نامی معاصر
🍂۱۳۹۳خ- #نادین_گوردیمر، نویسنده برنده نوبل ادبیات
پیش از آن در سال ۱۳۵۳برای رمان «محافظه کار» برنده جایزه بوکر شده بود. وی یکی از چهره‌های سرشناس ادبیات جهان علیه آپارتاید بود و در اکثر آثارش به مفاهیم اجتماعی و سیاسی به‌ویژه مسألهٔ آپارتاید پرداخته است.

#رویدادهاو #مناسبتها

۱۳۳۰خ- تظاهرات حامیان حزب توده در این مجموعه تظاهرات که در اعتراض به ورود "اورل هريمن" که براي ميانجيگري بين ايران و شركت نفت انگلستان آمده بود برگزار شد ۲۰ نفر در تهران جان خود را از دست دادند و در خوزستان ۱۷ نفر کشته و ۱۵۱ نفر مجروح شدند
۱۳۶۲خ - افتتاح اولین مجلس خبرگان رهبری
۱۳۶۱خ- آغاز عمليات بزرگ رمضان، در منطقه جنوب در شرق بصره
۱۳۷۸خ - تجمع حامیان نظام پس از وقایع ۱۸ تیر با سخنرانی دکتر حسن روحانی
۱۳۹۴ خ- توافق هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱
۱۳۶۷خ- ايران موضوع حمله موشكی از سوی يك ناو آمريكایی به يك هواپيمای مسافربر خود در آسمان خليج فارس را در سازمان ملل مطرح كرد
۱۳۵۶خ- ایران و سوئیس در پی تدارک تشکیل یک مجتمع ۳ میلیارد دلاری برای پتروشیمی شدند
۱۲۹۹خ- احمدشاه به استاروسلسكی رئيس كل قزاقخانه درجه سردارس داد و او را مأمور نمود تا گيلان و مازندران را از تصرف جنگليها خارج سازد
۱۳۵۰خ- سلطان حسن پادشاه مراکش ۴ ژنرال و ۶ سرهنگ را تیرباران کرد
۱۳۲۸خ- بانك جديدی به نام بانك اعتبارات صنعتی تأسيس گرديد
۱۳۲۸خ- ساختمان راه آهن تهران تبريز به طول ۷۵۰ كيلومتر و راه آهن تهران مشهد به طول ۹۲۷ كيلومتر تصويب شد
۱۳۳۴خ- تعيين حدود و علامت‌گذاری مرز ايران و شوروی پايان گرفت
۱۳۳۷خ- كودتای خونين "عبدالكريم قاسم" عليه "ملك فيصل دوم" پادشاه


@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🔴#زادروز

23 تیرماه زادروز #لیلی_گلستان مترجم و نگارخانه‌دار ایرانی

#فروغ_فرخزاد از نگاه #لیلی_گلستان دختر #ابراهیم_گلستان

ـ لحظۀ ورود فروغ فرخزاد به داستان زندگی شما کجا بود؟

ـ به‌نظرم اصلاً موضوع مهمی نیست. من در پاریس بودم که او آمد اینجا. دختر جوان بدبختی بود که محتاج همه‌چیز بود. محتاج پول، محتاج زندگی بهتر، محتاج کسی که بیاید و راه و چاه زندگی را نشانش بدهد و یکی را گیر آورد و چسبید به او!
به او حق می‌دهم، چون پدرم واقعاً مرد جذابی بود و هنوز هم هست. خیلی زیبا بود، یعنی زیباترین مردی است که من در ایران دیدم . خب، وقتی یک دختر جوان که شعر هم بلد است می‌آید پیش همچین مردی برای منشی‌گری، باید هم عاشق شود.
طبیعی است که پدرم مرد الواطی نبود، خوشگل بود، مشهور بود، قشنگ حرف می‌زد، لباس‌های معمولی می‌پوشید و دلش می‌خواست خوب زندگی کند...

▫️بخشی از گفت‌وگو با لیلی گلستان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity