🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #مکث_امروز
روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد…
شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است .
آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده کرد و رفت …
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد.
که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود …
یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:
چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟!
ابوریحان گفت:
یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…
👤 امثال و حکم
📚 #تکه_کتاب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #مکث_امروز
روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد…
شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است .
آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده کرد و رفت …
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد.
که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود …
یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:
چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟!
ابوریحان گفت:
یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…
👤 امثال و حکم
📚 #تکه_کتاب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر کس به نوعی سعی در انکارتنهاییاش دارد؛یکی با شراب ، یکی با سیگار، یکی با حیوان خانگیاش، یکی با درس، یکی با کار و یکی با ماندن در رابطهای که دیده نمی شود! در هر حال جایی در مسیر زندگیمان با تنهایی رو به رو می شویم
جایی تمامِ انکارها و سرکوبها سرریز می شود و "درمان" از همان لحظه آغاز می شود.
درست از همان لحظهی عمیق حس کردنِ تنهایی.
✍️#پونه_مقیمی
📙 #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
جایی تمامِ انکارها و سرکوبها سرریز می شود و "درمان" از همان لحظه آغاز می شود.
درست از همان لحظهی عمیق حس کردنِ تنهایی.
✍️#پونه_مقیمی
📙 #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#بهمنماه_با_جشنهایش🔻
دوم بهمن #بهمن_روز
🌱جشن #بهمنگان جشنی در ستایش و گرامیداشت #بهمن در اوستایی #وُهومَنَه در پهلوی #وَهمَن به معنی «اندیشه نیک و خرد»
در این روز آشی بهنام «آش بهمنگان»یا«آش دانگو» بهگونه گروهی پخته میشدهاست که نام «دانگو/دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
پنجم بهمن #سپندارمز_روز
🌱پنج روز پیش از جشن سده و جشنی بنام «نوسره».
دهم بهمن #مهر_روز #جشن_سده🔥
🌱شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَده/ سدهسوزی» در چهلمین روزِ پس از #چله(زایش خورشید) و سدمین روز پس از یکم آبان.
متون کهن جشن سده را در آبانروز از بهمنماه و در #چله زمستان دانستهاند که برابر با دهم بهمنماه میشود.
جشن سده در بخشهای گوناگون با نامهای گوناگونی شناخته میشود.
در خراسان #سَرِه است.
در اراک #جشن چوپانان است.
در خمین #کُردِه است.
در دلیجان #هَلههَله است.
در بدخشان تاجیکستان بهنام #خِرپَچار است.
🌱در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر چهار روز پیش و پس از سده را #چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش #کوسهناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش #کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد. #کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه #کرده و #تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
🌱گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
🌱این نمایش همانندیهای فراوانی با «کوسهسواری»(یکم اسفند) و نیز #عموفیروز نوروزی دارد و بیگمان با آیینهای «بارانخواهی» در پیوند است. مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.
پانزدهم بهمن #دی_به_مهر_روز
🌱جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشنهای میانه زمستان، بازماندهای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در سالنامههای شمال باختری هندوکش در افغانستان امروزی آغاز سال نو در سالنامههای محلی لرستان، بختیاری و کردستان بهنام «وهار کردی».
🌱 همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما / مهرماه)در گاهشمار تبری و نیز همین روزها، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار / پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.
بیستودوم بهمن #باد_روز
🌱جشنی بهنام #بادروزی» یا #کژین در گرامیداشت باد در اوستایی #واتَه و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بهشمار میرفته است.
کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام #باذوره یاد کردهاست. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمانهایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردهاند.
بیستوپنجم بهمن #ارد_روز
🌱برابر ۱۳یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان بهنام «دِرِندِز».
سیام بهمن #انارام_روز
🌱جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شدهاست. همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما) در سالنامه دَیلمی و در گیلان.
#جشن_بهمنگان و #جشن_سده بر همهی شما ايرانيان تبارمند خجسته و فرخنده باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#بهمنماه_با_جشنهایش🔻
دوم بهمن #بهمن_روز
🌱جشن #بهمنگان جشنی در ستایش و گرامیداشت #بهمن در اوستایی #وُهومَنَه در پهلوی #وَهمَن به معنی «اندیشه نیک و خرد»
در این روز آشی بهنام «آش بهمنگان»یا«آش دانگو» بهگونه گروهی پخته میشدهاست که نام «دانگو/دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
پنجم بهمن #سپندارمز_روز
🌱پنج روز پیش از جشن سده و جشنی بنام «نوسره».
دهم بهمن #مهر_روز #جشن_سده🔥
🌱شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَده/ سدهسوزی» در چهلمین روزِ پس از #چله(زایش خورشید) و سدمین روز پس از یکم آبان.
متون کهن جشن سده را در آبانروز از بهمنماه و در #چله زمستان دانستهاند که برابر با دهم بهمنماه میشود.
جشن سده در بخشهای گوناگون با نامهای گوناگونی شناخته میشود.
در خراسان #سَرِه است.
در اراک #جشن چوپانان است.
در خمین #کُردِه است.
در دلیجان #هَلههَله است.
در بدخشان تاجیکستان بهنام #خِرپَچار است.
🌱در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر چهار روز پیش و پس از سده را #چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش #کوسهناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش #کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد. #کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه #کرده و #تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
🌱گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
🌱این نمایش همانندیهای فراوانی با «کوسهسواری»(یکم اسفند) و نیز #عموفیروز نوروزی دارد و بیگمان با آیینهای «بارانخواهی» در پیوند است. مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.
پانزدهم بهمن #دی_به_مهر_روز
🌱جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشنهای میانه زمستان، بازماندهای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در سالنامههای شمال باختری هندوکش در افغانستان امروزی آغاز سال نو در سالنامههای محلی لرستان، بختیاری و کردستان بهنام «وهار کردی».
🌱 همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما / مهرماه)در گاهشمار تبری و نیز همین روزها، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار / پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.
بیستودوم بهمن #باد_روز
🌱جشنی بهنام #بادروزی» یا #کژین در گرامیداشت باد در اوستایی #واتَه و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بهشمار میرفته است.
کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام #باذوره یاد کردهاست. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمانهایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردهاند.
بیستوپنجم بهمن #ارد_روز
🌱برابر ۱۳یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان بهنام «دِرِندِز».
سیام بهمن #انارام_روز
🌱جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شدهاست. همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما) در سالنامه دَیلمی و در گیلان.
#جشن_بهمنگان و #جشن_سده بر همهی شما ايرانيان تبارمند خجسته و فرخنده باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هشتم_مارس_(روز_جهانی_مهربانو
زنى نوشته #من_عاشق_نرگسام.
ما از این جمله مىفهمیم
که زنى عاشق نرگس است.
یک #منطق_دان با خواندن
این جمله پى مىبرد که
دستکم یک زن وجود دارد
که عاشق نرگس است.
یک #گلفروش امیدوار مىشود
که زنى براى خودش یا
کسى براى زن از او نرگس بخرد.
یک #معلم ادبیات با خود مىاندیشد
که من در این جمله
نهاد و عاشق مسند
و نرگس مضافالیه است.
اما #مردى که #عاشق آن زن است - زنى که نوشته «من عاشق نرگسام» - با خواندن این جمله #قلبش لحظهاى مىایستد و دوباره #جان مىگیرد.
اگر آینهاى پیش روى مرد باشد،
مرد مىبیند که
صورتش ناگهان سرخ مىشود
و لبخندى بىاختیار به
#چهرهاش مىدود.
مردى که عاشقِ زنى است
که عاشقِ نرگس است،
خودش به ناگاه
عاشق نرگس مىشود.
به ناگاه به تمام
گلفروشىهایى
که مىشناسد
یا نمىشناسد
فکر مىکند.
به تمام چهارراههایى
که روزى پشت چراغ قرمز آنها گلفروشهاى
دورهگرد را دیده است،
یا ندیده است.
مردى که به ناگاه عاشقِ نرگس شده است،
به دستهى نرگسهایى
مىاندیشد که در دست دارد،
و به دستان معشوقش
وقتى که نرگسها را
با اشتیاق از او مىگیرد.
و به خندهى آن زن مىاندیشد
در آن لحظه، و به بوى منتشر در هوا،
و به آهنگى که دارد پخش مىشود،
و به نورى که بر
چیزها تابیده در آن دم.
مرد حرکت بدنِ آن زن را مىبیند
در خیال، که چگونه مىچرخد و
مىخرامد و گلدانى را مىجوید و
مىیابد و زیر شیر آب مىگیرد و
نرگسها را در آن مىگذارد و یک بار دیگر جمعشان مىکند
- با دستانش - و بو مىکشدشان،
عمیق و طولانى،
و به سوى مرد بازمىگردد.
و به حالت چشمهاى
زن فکر مىکند
- آخ از حالت چشمهایش -
وقتى که دارد به خاطر نرگسها
- که او عاشقشان است -
از او سپاسگزارى مىکند،
در سکوت، بى کلام .
پس - #خانمها، #آقایان - بار دیگر که دیدید جملهى «من عاشق نرگسام» جایى، گوشه و کنارى، از دهان زنى روى زمین افتاده است، لطفى کنید و خم شوید، برش دارید، #ببوسیدش و بگذاریدش روى هرّه یا طاقچه یا بلندى؛ جایى که #مردى که #عاشق زنى است که او را گم کرده - یا هرگز نیافته - آن را ببیند، #قلبش لحظهاى بایستد و دوباره جان بگیرد. به حق همین برکت. همین یک لقمه نان. همین یک #تکه_عشق.
#حسین_وحدانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#هشتم_مارس_(روز_جهانی_مهربانو
زنى نوشته #من_عاشق_نرگسام.
ما از این جمله مىفهمیم
که زنى عاشق نرگس است.
یک #منطق_دان با خواندن
این جمله پى مىبرد که
دستکم یک زن وجود دارد
که عاشق نرگس است.
یک #گلفروش امیدوار مىشود
که زنى براى خودش یا
کسى براى زن از او نرگس بخرد.
یک #معلم ادبیات با خود مىاندیشد
که من در این جمله
نهاد و عاشق مسند
و نرگس مضافالیه است.
اما #مردى که #عاشق آن زن است - زنى که نوشته «من عاشق نرگسام» - با خواندن این جمله #قلبش لحظهاى مىایستد و دوباره #جان مىگیرد.
اگر آینهاى پیش روى مرد باشد،
مرد مىبیند که
صورتش ناگهان سرخ مىشود
و لبخندى بىاختیار به
#چهرهاش مىدود.
مردى که عاشقِ زنى است
که عاشقِ نرگس است،
خودش به ناگاه
عاشق نرگس مىشود.
به ناگاه به تمام
گلفروشىهایى
که مىشناسد
یا نمىشناسد
فکر مىکند.
به تمام چهارراههایى
که روزى پشت چراغ قرمز آنها گلفروشهاى
دورهگرد را دیده است،
یا ندیده است.
مردى که به ناگاه عاشقِ نرگس شده است،
به دستهى نرگسهایى
مىاندیشد که در دست دارد،
و به دستان معشوقش
وقتى که نرگسها را
با اشتیاق از او مىگیرد.
و به خندهى آن زن مىاندیشد
در آن لحظه، و به بوى منتشر در هوا،
و به آهنگى که دارد پخش مىشود،
و به نورى که بر
چیزها تابیده در آن دم.
مرد حرکت بدنِ آن زن را مىبیند
در خیال، که چگونه مىچرخد و
مىخرامد و گلدانى را مىجوید و
مىیابد و زیر شیر آب مىگیرد و
نرگسها را در آن مىگذارد و یک بار دیگر جمعشان مىکند
- با دستانش - و بو مىکشدشان،
عمیق و طولانى،
و به سوى مرد بازمىگردد.
و به حالت چشمهاى
زن فکر مىکند
- آخ از حالت چشمهایش -
وقتى که دارد به خاطر نرگسها
- که او عاشقشان است -
از او سپاسگزارى مىکند،
در سکوت، بى کلام .
پس - #خانمها، #آقایان - بار دیگر که دیدید جملهى «من عاشق نرگسام» جایى، گوشه و کنارى، از دهان زنى روى زمین افتاده است، لطفى کنید و خم شوید، برش دارید، #ببوسیدش و بگذاریدش روى هرّه یا طاقچه یا بلندى؛ جایى که #مردى که #عاشق زنى است که او را گم کرده - یا هرگز نیافته - آن را ببیند، #قلبش لحظهاى بایستد و دوباره جان بگیرد. به حق همین برکت. همین یک لقمه نان. همین یک #تکه_عشق.
#حسین_وحدانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity