🔴 من انعكاسی بودم...
كه بيخودانه...
همه ی خلوت ها را...
بهم میزد...



#سهراب_سپهری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 ما زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد
با عصیان بزرگى
که درون مان هست
و تنها چیزى که
گرم‌مان مى دارد،
آتش مقدس امیدوارى‌ست . . .!

#ناظم_حکمت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 هر روز
به تو مى‌گويم
من از آنِ توأم !

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 شعرهای من،
این برکه زلال
تصویر پرشکوه تو را،
در بر گرفته است
من کاشف اصالت زیبایی تواَم
مفتون روح پاک و فریبائیِ توام.
آزاد می کنی.
و با نوازشت،
این خشک زار خاطره ام را،
آباد می کنی....

#حمید_مصدق
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 از آن روی که مرا دوست داری

جهان بزرگ تر شد

و آسمان گسترده‌تر شد

و دریا نیلگون‌تر شد

و گنجشکان آزادتر شدند

و من هزار هزار بار زیباتر شدم...

✍️ #سعاد_الصباح
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 از تمام جهان
سهم من تو باشی و بس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 این سرآغاز رو به رو شدن تارو با جهانیست که دم ازعدالت میزند؛ جهانی که عده ای با افتخار مجری عدالت میشوند، بی آنکه خود بدانند بی عدالتی را رواج میدهند. “اما آنچه بیشتر از همه فکر مرا مشغول میکرد، محکومیت به مرگ بود. میخواستم با آن جغد حنایی حسابم را تسویه کنم. در نتیجه به اصطلاح وارد گود سیاست شدم. مطلب این بود که نمیخواستم طاعون زده باشم. فکر کردم جامعه ای ست که بر روی محکومیت به مرگ لم داده است و اگربا آن بجنگم با قتل وجنایات جنگیده ام. من این نکته راباور کردم، دیگران هم به من گفتندو تاحد زیادی درست بود. آنگاه درکنار کسانی قرار گرفتم که دوستشان داشتم و ازدوست داشتن شان دست برنداشتم. مدتها با آنان باقی ماندم. در اروپا کشوری نیست که من در مبارزه هایش شرکت نکرده باشم. بگذریم. البته میدانستم که ما هم بنا به موقعیت، فرمان محکومیت صادر میکنیم، اما به من میگفتند که این چند مرگ، برای رسیدن به دنیایی که در آن دیگر کسی را نخواهد کشت ضروری است. این از لحاظی درست بودو بعد ازهمه این حرفها شایدمن طوری ساخته شده ام که نمیتوانم به این قبیل حقایق معتقد شوم. آنچه مسلم است، دچار تردید بودم.”

#آلبر_کامو @Bookirancit
🔴 ما زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد؛
با عصیان بزرگی که در درونمان هست و تنها چیزی‌که گرممان می‌دارد، آتش مقدس امیدواری ست.

👤 #ناظم_حکمت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴 من درختی بودم
که در جشن انگشتانت
می‌سوختم از اشتیاق..
من از لب‌های تو متولد شده‌ام
و زندگی‌ام از تو آغاز می‌شود...

#لویی_آراگون

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#و_من گره خواهم زد
چشم ها را با خورشيد
دل ها را با عشق
سايه ها را با آب
شاخه ها را با باد

#سهراب_سپهری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴
دست هایش...
هوای صاف سخاوت را ورق زد...
و مهربانی را به سمت ما کوچاند...

#سهراب_سپهری

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم

#نیاکانمان
بجای کلمات "خانم" و "اقا" که ریشه مغولی دارند،
#از_کلمه_مهربانو
یعنی کسی که مهر خلق می کند
#و_کلمه_مهربان به معنای نگهبان مهر...
بهره میجستند
بیایید همدیگر رو با این کلمات پر معنا #خطاب_کنیم
"مِهربانو" = همسر، مادر، دختر، خواهر، دوست و...
"مهربان" = همسر، پدر، پسر، برادر، دوست و...

حال تو چه مهربانویی یا مهربان، این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن تا ریشه عشق سیراب شود.

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم

#نیاکانمان
بجای کلمات "خانم" و "اقا" که ریشه مغولی دارند،
#از_کلمه_مهربانو
یعنی کسی که مهر خلق می کند
#و_کلمه_مهربان به معنای نگهبان مهر...
بهره میجستند
بیایید همدیگر رو با این کلمات پر معنا #خطاب_کنیم
"مِهربانو" = همسر، مادر، دختر، خواهر، دوست و...
"مهربان" = همسر، پدر، پسر، برادر، دوست و...

حال تو چه مهربانویی یا مهربان، این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن تا ریشه عشق سیراب شود.

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم

#نیاکانمان
بجای کلمات "خانم" و "اقا" که ریشه مغولی دارند،
#از_کلمه_مهربانو
یعنی کسی که مهر خلق می کند
#و_کلمه_مهربان به معنای نگهبان مهر...
بهره میجستند
بیایید همدیگر رو با این کلمات پر معنا #خطاب_کنیم
"مِهربانو" = همسر، مادر، دختر، خواهر، دوست و...
"مهربان" = همسر، پدر، پسر، برادر، دوست و...

حال تو چه مهربانویی یا مهربان، این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن تا ریشه عشق سیراب شود.

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ و ۱۴ تیر 🏹 #جشن_تیرگان

#و_روز_قلم_بر_شما_همایون_باد

در گاهشماری ایرانی، سیزدهمین روز هر ماه و چهارمین ماه هر سال به نام «تیر» خوانده می‌شود و به فرخندگی هم‌نامی روز و ماه به نام ایزد تیر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان، روز سیزدهم تیرماه «جشن تیرگان» یا «تیر و جشن» برگزار می‌شود.

در منابع ایرانی، برای برگزاری جشن تیرگان سه انگیزه اصلی را برشمرده‌اند که هریک ناظر بر تعریفی از واژه «تیر» است:
نخست: اختر یا ستاره تیر
دوم: اپاختر یا سیاره عطارد یا تیر
سوم: تیر که از کمان رها کنند.

یک) تیرگان و ستاره تیر: «تیر» یا «تِشتر» در فارسی، همان «تیشتر» در پهلوی و «تیشتریه» در اوستاست که نام ایزدستاره‌ای سپید و درخشنده است که در زبان فارسی به نام‌های دیگر همچون «شباهنگ»، «کاروان‌کُش»، «وَراهنگ»، «شب‌کش»، «ستاره خُنُک»، «ستاره سحری» هم نامیده شده و به عربی «شِعرای یمانی» یا «شِعری العَبور» گویند و همان «سیریوس/Sirius» لاتین است. تیر یا تشتر که درخشان‌ترین ستاره آسمان شبانه ‌است در استوره‌های ایرانی، ایزد باران و ترسالی است و سرود ستایش و داستان پرشور نبرد او با دیو خشکسالی یا «اَپوش» در«تیریشت» اوستا آمده است. به خجستگی ایزد باران و ترسالی، آب‌پاشی از آیین‌های شاد این جشن است که آن را به نام‌ جشن «آبریزگان» یا «آب‌پاشان» نیز مشهورکرده است.

دو) تیرگان و سیاره تیر: سیاره تیر یا عُطارِد نزدیک‌ترین سیاره به خورشید است و به علت نزدیکی این سیاره به خورشید و از طرفی فاصله کمی که با زمین دارد صبح‌های زود، قبل از طلوع خورشید در آسمان می‌درخشد به همین دلیل آن را «ستاره صبح» نام نهاده‌اند و چون اندکی پس از غروب خورشید در آسمان دیده می‌شود، آن را «ستاره غروب» نیز نامیده‌اند. بر این پایه، به واسطه حضور نزدیک و ملموس این سیاره در زندگی روزانه مردم، در فرهنگ‌ ملل مختلف جلوه‌ای استوره‌ای یافته است. نام اروپاییِ این سیاره Mercury است و مرکوری در استوره‌های یونان و روم، خدای سخن‌وری و نویسندگی است. در ادبیات پارسی و عرب نیز تیر یا عطارد را «دبیر فلک» یا «تیر فلک» گفته‌اند و به سخن دیگر، تیر «نویسنده فلک» است.
بیرونی در آثارالباقیه روایت می‌کند نام دیگر این روز تیر است که همان عطارد است که ستاره نویسندگان است و در این روز هوشنگ پادشاه پیشدادی برادر خود را بزرگداشت و او را در شمار «دهقنه» درآورد و از مردم و ملوک و دهقانان و موبدان و ... خواست که لباس کاتبی بپوشند.
به سخن دیگر، هوشنگ در چنین روزی همه طبقات جامعه را به فراگرفتن نوشتن فراخواند و دهقنه یا آیین دهقانی را در بین دهقانان گسترد. بیرونی، دهقنه را «عمارت دنیا و زراعت» معنی می‌کند که به تعبیر امروزی تلاش برای آبادانی سرزمین و کشاورزی بر بنیان دانش است. به سخن دیگر دهقنه یا آیین دهقانی، شیوه دهقان‌ها یا دهگان‌ها شد و افزون بر کشاورزی، نوشتن آموختند و در آبادانی شهر و روستا کوشیدند و نگاهبان فرهنگ، جشن‌ها، سنت، باورهای کهن، و روایات ایرانی بودند و فرزندان خود را نیز آشنا با فرهنگ ایرانی پرورش دادند. مسعودی، طبری و مسکویه نیز برآمدن دهقانان را از دوره پیشدادی دانسته‌اند که در طول تاریخ امتداد یافته است و به گواهی ارداویراف‌نامه و کارنامه اردشیر بابکان، دهقانان در دوران ساسانی از جایگاه مهمی دربین طبقات اجتماعی برخوردار بودند.

سه) تیرگان، و تیر و کمان: بیرونی در «آثارالباقیه»، حماسه پرتاب تیر توسط «آرش ‌کمان‌گیر» و از جان‌فشانی او برای تعیین مرز ایران و توران را در روز تیرگان می‌داند. بیرونی تاکید می‌کند که روز پرتاب تیر آرش روز سیزدهم ماه بوده است که آن روز را «تیرگان کوچک» نامیدند و تیر پس از یک شبانه‌روز یعنی در روز چهاردهم ماه یا «گوش‌روز» در مرز توران فرود آمد که آن روز را «تیرگان بزرگ» نام نهادند. به یادبود حماسه آرش کمان‌گیر و پرتاب تیر از فراز دماوند، سیزدهم تیرماه «روز ملی دماوند» نام گرفته است که چون در این روز مرزهای ایران گسترده و پاینده شد، می‌توان این روز را «روز ملی یکپارچگی سرزمینی ایران» نیز دانست.

در سال ۱۳۸۱، انجمن قلم ایران با تاثیر از استوره تیرگان و تیر فلک، این روز را به عنوان «روز قلم» پیشنهاد کرد که به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسید و چهاردهم تیرماه هرسال همزمان با «تیرگان بزرگ» به عنوان «روز قلم» در تقویم رسمی کشور ثبت شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

ای سرزمین مهتران، ای بهترین دیار
آمد به سر از اندوه، جانم ز شام تار
آخر ز آسمان تو کی شب کند گذر؟
آخر ز جان من چه زمان غم کند گذار؟

✍️کیخسرو پشوتن

#و_آنچه_ماناست_ایران_باد

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#و_دوستت_دارم_های_دیگر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موزیک_ویدئو

#لغو_جنگ
با آوای زیبای این دختر کوچولوی زیبای اوکراینی👍🥂


تفنگت را زمین بگزار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز مهر تو،
تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی‌ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگزار
تفنگت را زمین بگزار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت،
این برادر را به خاک و خون به‌غلطانی؟
گرفتم در همه احوال که
حق گویی و حق جویی و حق با توست
ولی حق را برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار نباید جست!
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگزار
تفنگت را زمین بگزار.
✍️ زنده‌یاد #فريدون_مشيری🌹🕯🌹

#نه_به_چنگ
#نه_به_کشتار
#نه_به_جنایت
#نه_به_ویرانی
....

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity