🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ اسفند زادروز #منوچهر_لشگری
( زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۴ تهران – درگذشته ۱۱ دی ۱۳۹۶ تهران ) آهنگساز و نوازنده ویلون و فلوت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ اسفند زادروز #منوچهر_لشگری

( زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۴ تهران – درگذشته ۱۱ دی ۱۳۹۶ تهران ) آهنگساز و نوازنده ویلون و فلوت

منوچهر لشگری از ده سالگی نواختن نی‌لبک و فلوت را نزد پدر و از دوازده سالگی نواختن ویلون را نزد دایی‌اش، جواد لشگری آموخت.
او همچنین کمانچه را نزد اصغر بهاری و ویلون را نزد بزرگ لشگری آموزش دید و هارمونی و آهنگسازی را نزد هوشنگ استوار یوسف‌زاده و پروفسور دیوید در کلاسهایی که از طرف رادیو در دانشگاه تهران تشکیل شده بود، فراگرفت.

نوازندگی در ارکستر رادیو:
لشگری از سال ۱۳۳۳ به عنوان نوازنده فلوت در ارکستر ابراهیم منصوری و مرتضی محجوبی شروع به نوازندگی کرد و بعد از آن در سال ۱۳۴۰ به عنوان نوازنده و آهنگساز در ارکستر شماره ۱ رادیو به رهبری حسینعلی ملاح و ارکستر نکیسا به رهبری مصطفی کسروی و ارکستر باربد به رهبری فریدون ناصری و فرهاد فخرالدینی و ارکستر سازهای ملی به رهبری مهدی مفتاح و همایون خرم همکاری داشت.

آهنگسازی:
او آهنگسازی را در سال ۱۳۴۰ آغاز کرد و اولین آهنگی که ساخت آتش جاویدان نام داشت که در آواز افشاری با کلامی از ابوالقاسم حالت و با صدای غلامحسین بنان ضبط شد.
دیگر آثارش، آهنگ دور از وطن با صدای غلامحسین بنان و شعر ابوالقاسم حالت، تیر ۱۳۴۱.
آهنگ آتشم زد با صدای مرضیه و شعر سیمین بهبهانی، اردیبهشت ۱۳۵۴.
آهنگ در میخونه بسته با صدای الهه و شعر هما میرافشار، ۱۳۵۱.
آهنگ به یادت بودم با صدای کوروس سرهنگ‌زاده، شعر سیمین بهبهانی، دی ۱۳۴۶.
آهنگ چشمام آخه شوره با صدای کوروس سرهنگ زاده و شعر مهدخت مخبر، امرداد ۱۳۵۱.
آهنگ عزیز یکدانه با صدای نگار و شعر معینی‌کرمانشاهی، اسفند ۱۳۵۱.
آهنگ خدایا عاشقم کن با صدای جمال وفایی و شعر معینی کرمانشاهی، اسفند ۱۳۵۱.
آهنگ طاق یا جفت با صدای سیمابینا و شعر سیمین بهبهانی، دی ۱۳۵۱.
آهنگ پاکی دل با صدای ناصر مسعودی و شعر سیمین بهبهانی، آبان ۱۳۴۷.
آهنگ بیگانه از دل، با صدای رؤیا و شعر هما میرافشار، خرداد ۱۳۴۹.
آهنگ من و خاکستر با صدای عهدیه و شعر سیمین بهبهانی، بهمن ۱۳۴۷.
آهنگ آسوده‌خاطر با صدای الهه و شعر تورج نگهبان، امرداد ۱۳۴۵.
آهنگ سایهٔ غم با صدای مرضیه و شعر سیمین بهبهانی، آذر ۱۳۵۰.
آهنگ سفر کردم با صدای دلکش و شعر سیمین بهبهانی، تیر ۱۳۴۸.
آهنگ اینا همش کار دله با صدای کوروس سرهنگ زاده و شعر پرویز خطیبی، آذر ۱۳۴۸.
آهنگ سکوت شبها با صدای پروین و شعر سیمین بهبهانی، شهریور ۱۳۴۷.
آهنگ خاکستر با صدای رامش و شعر سیمین بهبهانی، خرداد ۱۳۴۶.
آهنگ آخرین ستاره با صدای رامش و شعر سیمین بهبهانی، دی ۱۳۴۶.
آهنگ در می‌زند با صدای مرضیه و شعر سیمین بهبهانی، خرداد ۱۳۴۵.
آهنگ بیگانگی چرا با صدای فرح و شعر نیرسینا، اردیبهشت ۱۳۴۶.
آهنگ یک دل و صد آرزو با صدای مرضیه و شعر شاه‌زیدی، مهر ۱۳۳۴.
آهنگ می‌روی برو با صدای پروین و شعر سیمین بهبهانی، خرداد ۱۳۴۶.
آهنگ بیا به شیراز با صدای یاسمین و شعر سیمین بهبهانی، تیر ۱۳۳۷.
آهنگ نامه با صدای گلوریا روحانی و شعر سیمین بهبهانی، اسفند ۱۳۵۱.
آهنگ دل من پر می‌زنه با صدای روحبخش و شعر هما میرافشار، اسفند ۱۳۴۹ و به علاوه بر اینها، آهنگ‌ها تصنیف‌هایی با صدای امین‌اله رشیدی ساخته و ضبط شده است.
همچنین با همکاری شاعران و ترانه سرایانی چون نیر سینا، ابراهیم صهبا، بهادر یگانه و محمدعلی بهمنی، معینی کرمانشاهی، مهدخت مخبر، سیمین بهبهانی، تورج نگهبان، هما میرافشار، پرویز خطیبی، ابوالقاسم حالت، عبداله الفت، شاه‌زیدی و … در مجموع ۲۰۰ اثر باکلام و بی کلام از منوچهر لشگری باقیمانده‌است.
لشگری دارای مقام درجه یک هنری (دکتری) در رشتهٔ موسیقی در آهنگسازی بود.
تنظیم آهنگ:
لشگری علاوه بر آهنگسازی، تنظیم بسیاری از آهنگ‌هایش را نیز خود به عهده داشت. قطعاتی چون : موج در دستگاه شور، نسیم در آواز بیات ترک، شبنم در دستگاه چهارگاه، شکوفه در دستگاه ماهور و گلدونه در آواز دشتی که سال‌ها آرم برنامهٔ راه شب رادیو بود،

تالیفات:
برخی از تالیفات لشگری به شرح زیر، توسط انتشارات چنگ به چاپ رسیده است.
کتاب ردیف آوازهای ایرانی برای ویلون، کمانچه، فلوت و نی.
کتاب مقدماتی سنتور و آهنگ‌های فولکلور و خاطره انگیز.
کتاب من و فلوتم، آموزش فلوت به زبان‌های فارسی و انگلیسی.
کتاب آموزش تنبک به روش ساده.
کتاب ردیف سنتور، دورهٔ عالی با تنظیم هدی انتظاری.
کتاب ۲۴ قطعه پیش‌درآمد و رنگ برای ویلون.
کتاب ۲۴ قطعه پیش‌درآمد و رنگ برای سنتتور.
کتاب ۱۴ قطعه موسیقی بی‌کلام به کوشش زهرا نازیار.
کتاب منتخب آهنگ‌ها و ترانه‌ها به کوشش زهرا نازیار (جلد اول).
کتاب منتخب آهنگ‌ها و ترانه‌ها به کوشش زهرا نازیار (جلد دوم).

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

نامت
در چشمانم
چون لاله، سرخ
چون نسترن سپید
و مثل سرو سبز می ایستد
نامت مژگانم را در می گیرد
نامت در جانم گر می گیرد...

#منوچهر_آتشی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

تو مثل لاله‌ی پیش از طلوع دامنه‌ها،
که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی

تو را
ز وحشت توفان
به سینه می‌فشرم
عجب سعادت غمناکی!

#منوچهر_آتشی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم

#منوچهر_خسرو_داد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم

#منوچهر_خسرو_داد

روایتی خواندنی از سرلشکر منوچهر خسروداد(اخرین فرمانده هوانیروز ارتش شاهنشاهی)

در مجموعه هوانیروز، امریکایی ها از خسروداد به شدت می‌ترسیدند. همین که خبر آمدن او به یکی از پایگاه ها یا مرکز آموزش هوانیروز اصفهان می‌رسید، به قول معروف همه ماست ها کیسه میکردند. از رده بالا تا پایین، همه حالتی وحشت زده و دست و پا گم کرده پیدا می کردند.
اسمش لرزه به اندام ها می‌انداخت و البته سعی می‌کردند برای بازدید همه چیز آماده باشد. شاید ارتباط نزدیکش با دربار، باعث ترس امریکایی ها می‌شد. با این حال دل خوشی از آنها نداشت. یک روز طی یکی از بازدیدها،در حضور تمام دانشجویان خلبانی، هنرجویان فنی ، اساتید ایرانی و نیروهای کادر در مراسم صبحگاه مطالبی را عنوان کرد که با توجه به زشتی کلمات، همه آنها را نمیتوانم بازگو کنم.
اما در بحث خودکفایی و عدم وابستگی، در مقابل چند امریکایی حاضر در مراسم، جملاتی را اظهار کرد که هنوز هم باورم نمی‌شود که از زبان او جاری شده است. مسلماٌ تمام کسانی که در آن روز در میدان حضور داشتند، این اظهارات را هنوز به یاد می‌آورند. گفته هایش آنچنان داغ بود که مدت‌ها نقل مجالس بود و ما را در مقابل آمریکایی ها سربلند کرد.
"این پدر سوخته ها می‌گویند، خلبان های ایرانی یک مشت چوپان هستند که از دهات آمده‌اند. راست می‌گویند اما چشمشان کور است که ببینند، همین چوپان ها داردند اساتید آمریکایی را آموزش میدهند. من به شما خوب حقوق میدهم تا خوب بخورید، خوب بخوابید، خوب درس بخوانید، خوب یاد بگیرید، خوب بپوشید و خانواده همه شما در رفاه کامل باشد، برای اینکه تلاش کنید تا از اینها کار یاد بگیرید؛ تا این بی پدر و مادرهای مادر ق...ه را که پول و نفت این مملکت را به یغما می‌برند، بیرون کنیم.
اینها مفت اینجا نیامنده‌اند. من همین قدر که بدانم شما کار را یاد گرفته‌اید، با لگد این مفت خورهای بی پدر و مادر را از مملکت بیرون می‌ریزم."
حرف‌هایش را صادقانه میزد. در آن زمان نیاز نبود برای ما جانماز آب بکشد. از قدرت خوبی برخوردار بود و رو در روی امریکایی ها، حتی روسای شرکت بل هلیکوپتر و ژنرال های امریکایی می ایستاد و حرفش را میزد.
منبع: کتاب وقتی پلنگ خواب است، خاطرات سرهنگ خلبان حسین وکیلی

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

نه رفته‌ای
نه پیام آمدنی داده‌ای
خانه در تصرف بوی توست
تو نیستی و خانه در تصرف بوی توست


#منوچهر_آتشی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

نه رفته‌ای
نه پیام آمدنی داده‌ای
خانه در تصرف بوی توست
تو نیستی و خانه در تصرف بوی توست

#منوچهر_آتشی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

#فرزندم

با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.

دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.

کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.

دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.

کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.

کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.

مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.

با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.

تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.

کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد‌.

کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.

کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.

با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:

سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد

کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.

فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.

کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.

کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...

با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...

کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.

کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.

کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.

با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.

فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ‌ عشقی را گدایی نمی کند...!

فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.

با کسی که بداند راه موفقیت ، ‌با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکم‌تر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.

فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

به مناسبت زادروز #فردوسی کبیر:
ابیات پیش‌رو به گواه نسخه‌های معتبر شاهنامه، سخن پژوهشگران، و شاهنامه‌شناسان، ارتباطی با شاهنامه ندارد.


ابیاتی که از شاهنامه نیست:
-بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

-که رستم یلی بود در سیستان
منش کرده‌ام رستم داستان

-چنین گفت پیغمبر راستگوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی

-ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدانجا رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردن تفو

-زنان را ستایی سگان را ستای
که یک سگ بِه از صد زن پارسای
زن و اژدها هر دو در خاک بِه
جهان پاک ازین هردو ناپاک بِه

-عرب هرچه باشد مرا دشمن است
کج اندیش و بد خوی و اهریمن است
چو بخت عرب بر عجم تیره گشت
همه روز ایرانیان تیره گشت الخ..

-این ابیات بر اساس مقاله‌ها و یادداشت‌های استادان #ملک‌الشعرای_بهار ، #شفیعی_کدکنی ، #مجتبی_مینوی ، #منوچهر_مرتضوی ، #جلال_خالقی_مطلق ، #محمود_امید_سالار ، #سجاد_آیدنلو #ابوالفضل_خطیبی و دیگران تنظیم شده است.
-این ابیات جعلی‌ست و از #فردوسی نیست.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

#منوچهر_وثوق درگذشت🌹🕯🌹
زنده یاد منوچهر وثوق یکی از خوشتیب‌ها و بهترین‌های سینمای ایرانِ پیش از انقلاب ننگین اسلامی.
کسی که بیش از ۴۰ سال در غربت به ناچار زیست و سرانجام نیز وطن‌اش را ندید و از دنیا رفت.
باعثش نیز حکومت جنایتکار اسلامی‌ست که ایرانیان در کشورهای بیگانه گرفتار و پرپر می‌شوند.
#منوچهر_وثوق نیز در تمام سال‌های زندگی‌اش در غربت، همواره به یاد مردم ایران بود و تا جایی که در توان داشت در اعتراض به دروغ، فریب، غارت، ویرانی، کشتار، جنایت و بی‌عدالتی در حکومت جمهوری اسلامی، کوششگر و فعال بود.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ویدئو

زنده یاد #منوچهر_وثوق هنرمند ارزتده‌ی کشورمان در همه‌ی سال‌های زندگی‌اش در غربت، همواره سرزمین کهن پرگهرمان ایران را فراموش نکرد و همیشه به یاد مردم ایران بود و تا جایی که در توان داشت در اعتراض به دروغ، فریب، خرافات، فرمایگی، ویرانی، کشتار، جنایت، غارت، نابرابری، بی‌دادگری و بی‌عدالتی در برابر حکومت جمهوری اسلامی، کوششگر و فعال بود.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

خون است دلم برای ایران
جان و تن من فدای ایران

بهتر ز هزارگونه آوای
در گوش دلم نوای ایران

خوشتر ز صفای باغ ایران
من را به نظر صفای ایران

همچون دم عیسی مسیحا
جان بخش بود هوای ایران

افسوس ز ظلم روس منکوس
تشدید شده عزای ایران

وان دشمن وحشی ستمکار
برده ست همه غذای ایران

وین تفرقه و نفاق اشرار
خسته دل با صفای ایران

گشته ست کنون بسی غم افزای
آن ساحت غم زدای ایران

اینک که وطن شدست بیمار
دانی چه دهد شفای ایران

یکرنگی ملت است و دولت
داروی شفای زای ایران

ایران عزیز را خدایی ست
امید کند خدای ایران

از چشم بد شریر حفظش
تا بیش شود بهای ایران

تا مسکن اجنبی ست کشور
حاصل نشود رضای ایران

زیبد که ستوده وار گویی
خون است دلم برای ایران

#منوچهر_ستوده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

-در اين باغ کوچک چرا
چرا صدای تبر قطع نمی‌‌شود چرا صدای افتادن؟
تا کی به سوگ سروها بنشينيم
تا کی به سوگ صنوبرها
در اين باغ کوچک مگر چند سرو صنوبر هست
که دندان برنده‌ی تبر از شکستن‌شان سير نمی‌شود؟

بس نيست، نيست ديگر مگر چند سرو صنوبر؟
دندانت بشکند تبر
احشايت بپوسد خاک
خاکِ خاک بر سر
اما صدای تبر قطع نمی‌شود
در خواب و بيداری‌ صدای تبر قطع نمی‌شود
و باغ کوچک ما می‌لرزد در خويش و
می‌گريد در خويش..

#منوچهر_آتشی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#جشن_های_سرزمینم_تیرگان

فلسفه #جشن_تيرگان

تيرگان يکی از جشن‌های ايرانی‌ست که در روز تير از ماه تير برگزار می‌شود.
اين روز برابر است با سيزدهم تير در گاهشمار ايران باستان که هر ماه آن دارای ۳۰روز بوده و با دهم تير در گاهشمار خورشیدی برابر شده است.
جشن تيرگان آیین آبريزان نیز نامیده می‌شود. جشنی شاداب از ستايش آب است.
در استوره‌ها و افسانه‌ها پيدايش اين جشن را به پيروزی آب بر خشکسالی در زندگی نسبت می‌دهند.
در یشت‌ها و استوره‌های ایرانی آمده که «تيشتر» ستاره باران برای آبياری زمين و گياهان به دريای فراخکرت رفت تا آب برگيرد و به آسمان ببرد و به سان(:شکل) باران بر زمين بباراند. ولی در ميان راه «اَپوش»، ديو خشکسالی، سد راهش میشود تا نگذارد آب به زمين برساند. سه شبانه روز ميان اين دو جنگ درمی‌گيرد که سرانجام «تيشتر» شکست می‌خورد. تيشتر، بار ديگر به دريای فراخکرت می‌رود و پس از برداشتن آب دوباره با آپوش درگير می‌شود ولی در اين نبرد تيشتر پيروز می‌شود و آب را به آسمان می‌برد و زندگی و سرسبزی و شادابی را به جهان برمی‌گرداند.
داستان ديگری که به تيرگان پيوند داده می‌شود داستان آرش کمانگير استوره ملی ايرانيان است. در شاهنامه فردوسی آمده است که فريدون دارای سه پسر به نام‌های ايرج، سلم، و تور بوده است. او در پايان زندگی، سرزمين گسترده خود را ميان فرزندانش بخش کرد. به‌گونه‌ا که، سرزمين ايران را به ايرج، روم را به سلم، و توران را به تور بخشيد. سلم و برادر بزرگش تور، بر برادر کوچک‌تر خود رشک(حسد) می‌برند و ايرج را با نيرنگ می‌کشند تا شايد سرزمين ايران را بدست آورند. ولی فريدون پس از مرگ فرزندش ايران را به #منوچهر نوه #ايرج بخشيد.
جنگی که ميان منوچهر پادشاه ايران و افراسياب فرمانروای توران در می‌گيرد، سال‌ها به درازا می‌کشد.
منوچهر که از سوی افراسياب در مازندران به تنگنا افتاد پس از چند روز پايداری سرانجام نمايندگانی برای سازش نزد افراسياب فرستاد. پس از گفتگوها برآن شدند که برای گزينش مرز ايران و توران از سپاه ايران تيراندازی برگزيده شود تا با انداختن تير از مازندران به‌سوی خورآسان، هر جا که تير فرود آيد آنجا مرز ايران و توران گردد.
آرش پهلوان استوره‌ای سپاه ايران که در تيراندازی پر آوازه بود، برای اينکار برگزيده شد و برای انداختن تير از کوه البرز بالا رفت.
آرش می‌دانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته‌ است و بايد همه جان و توان خود را در اين راه بگزارد. آرش از بلندای کوه دماوند زه کمان را کشيد و تير را چنان پرتاب کرد که پيکر بی‌جان وی بر زمين افتاد. تير پرتاب شده از بامداد تا نيمروز در آسمان در پرواز بود و از کوه‌ها و دشت‌ها ‌گذشت تا سرانجام در کنار رود آمودريا(جيحون) بر تنه ی درخت گردويی بزرگ‌ نشست و آنجا مرز ايران و توران گرديد. به همين روی آرش را آرش کمانگير می‌گويند و اين رويداد بزرگ هر ساله در تيرگان پاس داشته می‌شود.
از ویژگی‌های جشن تیرگان آیین‌هایی است که نیاکان ما از دیرباز برپا داشته‌اند.
یکی از آنها آیین آب‌ریزان است.
این جشن در کنار آب‌ها، همراه با تراداد(:سنت‌ها) وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیشرو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی آب‌ریزگان یا آب‌پاشان یاد شده است.
در آیین آب‌ریزان جوانان و کوچکترها بیشتر به شادی می پردازند و هرگونه که میسر باشد با پاشیدن اندکی آب بر یکدیگر از خُنکی آب برخوردار می‌شوند.
«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در زین‌الاخبار ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی کیخسرو را نیز در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه دانسته‌اند.
یکی دیگر از آیین‌های این جشن فال‌کوزه است که زرتشتیان به آن(چکُ دولَه) می‌گویند.
پیش از جشن تیرگان دوشیزهای را برمی‌گزینند و کوزهی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که دوله نام دارد. او این ظرف را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه‌ی آن می‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه‌ی کسانی که می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله می‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آنجا می‌گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همهی کسانی که در دوله جسمی انداخته‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌اند در جایی گردهم می‌آیند و دوشیزه دوله را از زیر درخت به میان جمع می‌آورد.
روایت دیگر نیز درباره #آرش کمانگیر استوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان #افراسیاب و #منوچهر، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش درمی‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور نمایان شود و ستیز از میان برخیزد می‌پذیرند که از مازندران تیری به‌سوی خاور(خراسان) پرتاب کنند که هرجا تیر فرو آمد همانجا مرز دو کشور باشد و هیچ‌ یک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در این گفتگو بودند، سپندارمز (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. #آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بی‌مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می‌کرد. سپندارمز به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌ است و باید توان و جان خود را در این راه بگزارد. او خود را آماده کرد، لخت شد و اندام خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت: ببینید من تندرستم و کژی‌ای در وجودم نیست، اما می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از تنم بیرون خواهد آمد. آنگاه #آرش تیروکمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد. هرمز، خدای بزرگ، به فرشته باد(وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می‌رفت و از کوه و در و دشت می‌گزشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود نشست آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به‌یاد آن جشن گرفتند.
(درود بر روان پاک آرش و روان‌های پاک همه دلاوران ایرانی).

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست


🌸🍂🌸@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

سلام
به پوست سبزه ی تو
که زیر پوست قهوه ای پاییز
مانند آب می وزد
از هفت بند نی استخوان من
به هفت حلقه ی گیسوی تو
سلام...

#منوچهر_آتشی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی


تکرار کن، فراغت را و رهایی را
تکرار کن
خندۀ بلندِ شاخسارِ بی‌تاب را بر پروازِ بی‌گاهِ پرنده‌ها
که صیادی در میان نبوده است، جز باد.
تکرار کن
پرنده‌ای را که چون اندیشۀ سپید و شادِ من
جز دلِ ابرها
آشیانِ گرمِ هیچ باغی را نپذیرفته است.
تکرار کن
نَفَس‌های شکوفه را زیر منقارِ سنگینِ مرغِ بهار.
تکرار کن
پرپر شدن را و شکفتن را
تکرار کن
خزان شدن را و رُستن را.


#منوچهر_آتشی


شرح تصویر:
Trees in Autumn⁣~1920-21⁣
Artist: Georgia O'Keeffe

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#منوچهر_یکتایی(متولد سال ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۸ آبان ۱۳۹۸) نقاش و شاعر آمریکایی ایرانی‌تبار، او از برجسته‌ترین نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی مرتبط با جنبش مکتب نیویورک و از پیشگامان نقاشی معاصر ایران بود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#منوچهر_یکتایی(متولد سال ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۸ آبان ۱۳۹۸) نقاش و شاعر آمریکایی ایرانی‌تبار، او از برجسته‌ترین نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی مرتبط با جنبش مکتب نیویورک و از پیشگامان نقاشی معاصر ایران بود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity