🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🍂🍃🦋
🍃🍂

🔴#گروه_ربعه

گروه ربعه، نامی که چند تن از نویسندگان و روشن‌فکران ایرانی در دهه‌های نخست سده چهاردهم خورشیدی به مرکزیت #صادق_هدایت برای خود انتخاب کردند.

گروه ربعه این نام را برای دهن‌کجی به ادبای سبعه (که به نظر ایشان کهنه‌پرست بودند) انتخاب کردند. گفتگو و دیدارهای گروه ربعه در رستوران‌ها و کافه‌های تهران بود. این گروه به فعالیت‌های ادبی و فرهنگی پرداختند و آثاری چند در این سال‌ها با همکاری همدیگر انتشار دادند. #مجتبی_مینوی دربارهٔ این دوران می‌گوید: «ما با تعصب جنگ می‌کردیم و برای تحصیل آزادی می‌کوشیدیم و مرکز دایرهٔ ما صادق هدایت بود.»
#بزرگ_علوی در خاطرات خود شرح مفصلی از این گروه داده‌است و در بخشی از آن می‌نویسد: «مسعود فرزاد برادر زن #سعید_نفیسی بود و گاهی برای اینکه خودی نشان بدهد به خانه شوهر خواهرش می‌رفت. هر هفته آن‌جا فاضلان و سردمداران ادب جمع می‌شدند. فرزاد ما را هم همراه خود می‌برد. ما جوجه نویسندگان تازه از تخم درآمده می‌خواستیم سری توی سرها دربیاوریم. ما چهار نفر بودیم و آن‌ها هفت نفر.- آن‌ها را ادبای سبعه می‌نامیدند. شمع مجلس ما صادق هدایت بود. روزی #مسعود_فرزاد به شوخی گفت: اگر آن‌ها ادبای سبعه هستند، ما هم ادبای ربعه هستیم. گفتم: آخر ربعه که معنی ندارد. گفت: عوضش قافیه دارد، دیگر معنی لازم نیست.

چهار نفر نخستی که نام گروه ربعه را برای خود برگزیدند عبارت بودند از: صادق هدایت، مجتبی مینوی، مسعود فرزاد و بزرگ علوی.
اما بعد از مدتی افراد دیگری هم به این حلقه پیوستند. عبدالحسین نوشین، محمد مقدم، غلامحسین مین‌باشیان، ذبیح بهروز، پرویز ناتل خانلری و #نیما_یوشیج

توضیح : در دهه اول و دوم سده چهاردهم خورشیدی چند ادیب کهنه‌کار بودند که به آن‌ها ادبای سبعه می‌گفتند و به گفتهٔ مجتبی مینوی «هر مجله و کتاب و روزنامه‌ای که به فارسی منتشر می‌شد از آثار قلم آن‌ها خالی نبود.» این هفت تن که درواقع بیشتر از هفت تن بودند، شامل کسانی چون محمدتقی بهار، عباس اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، سعید نفیسی و بدیع‌الزمان فروزانفر و محمد قزوینی می‌شدند.

تصویر از راست: #یان ریپکا، #مجبتی مینوی، #غلامحسین مین‌باشیان، #بزرگ علوی، نشسته: #آندره سوریوگین و #صادق هدایت در منزل #مجتبی مینوی، تهران

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
#مجتبی_مینوی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۷ بهمن سالروز درگذشت #مجتبی_مینوی

( زاده ۱۹ بهمن ۱۲۸۲ سامرا -- درگذشته ۷ بهمن ۱۳۵۵ تهران ) ادیب، نویسنده و مورخ

پدر وی، عیسی شریعتمداری، طلبه ای بود که در سامره نزد محمدتقی شیرازی تحصیل میکرد و مجتبی نیز تحصیلات مقدماتی خود را در این شهر انجام داد. در سال ۱۲۹۰ به همراه خانواده به ایران بازگشت و به ادامه تحصیل در مدارس امانت و افتخاریه پرداخت. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون گذراند و با برخی شخصیت‌های ادبی آینده نظیر صادق هدایت همدرس بود. در سال ۱۲۹۸ در پی انتصاب پدر به ریاست عدلیه رشت، به همراه خانواده به آن شهر عزیمت کرد. از سال ۱۲۹۹ به تحصیل در دارالمعلمین پرداخت. در سال ۱۳۰۲ در پی اشتغال پدر در مجلس شورای ملی به تهران بازگشت. از همان سال در مجلس شورای ملی به عنوان تندنویس به مدت ۲ سال مشغول کار بود. در همین دوره آموزش زبان پهلوی را نزد پروفسور هرتسفلد آلمانی آغاز کرد. مجتبی مینوی طی سال‌های بعد با محمدعلی فروغی و حسن تقی‌زاده آشنایی یافت. در سال ۱۳۰۷ به ریاست کتابخانه معارف منصوب شد که بعد کتابخانه ملی نامگذاری شد. در همین دوره با محمد قزوینی آشنا شد و روش نقد تحقیقی متون را نزد وی فراگرفت. در سال ۱۳۰۸ برای اشتغال در دفتر سرپرستی محصلین در سفارت ایران در لندن به انگلستان عزیمت کرد. طی سال‌های بعد به تکمیل آموزش زبانهای انگلیسی و فرانسه پرداخت و طی دوره اقامت چندساله در اروپا با تعدادی از خاورشناسان به‌نام اروپایی آشنایی پیدا کرد. در سال ۱۳۱۲ به ایران بازگشت و در تهیه و چاپ دورهٔ شاهنامه توسط کتابفروشی بروخیم شرکت کرد و همچنین با محمدعلی فروغی در تهیه خلاصهٔ شاهنامه همکاری داشت. در سال ۱۳۱۳ در کنگره بین‌المللی هزاره فردوسی در تهران حضور داشت و با بسیاری از خاورشناسان اروپایی که به ایران آمده بودند آشنا شد. در همان سال مجدداً به انگلستان رفت و طی ۱۵ سال بعدی بیشتر در انگلستان اقامت داشت. اقامت طولانی او در این کشور موجب شد که با تعدادی از خاورشناسان سرشناس چون ولادیمیر مینورسکی، دنیسن راس، هارولد بیلی و والتر هنینگ مراوده داشته باشد. در زمان اوج گرفتن نهضت ملی شدن نفت در سال ۱۳۲۸ او همکاری خود با رادیو بی‌بی‌سی را قطع کرد و در پی دعوت به کار از سوی دانشگاه تهران به ایران بازگشت و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت. از سال ۱۳۳۱ مدتی ریاست تعلیمات عالیه وزارت فرهنگ را داشت. از سال ۱۳۲۹ از طرف دانشگاه تهران مأموریت یافت که طی سفرهایی به ترکیه، ضمن جست‌وجو در کتابخانه‌های آن کشور و بررسی کتب خطی فارسی و عربی و ترکی به عکسبرداری و تهیه میکروفیلم از تعدادی از کتب خطی بپردازد. گزارشی از نتایج علمی این سفرها را در مقالاتی با عنوان «از خزائن ترکیه» در مجله دانشکده ادبیات تهران در سه شماره متوالی در سال ۱۳۳۵ منتشر کرد. طی همین دوران موفق به تهیه میکروفیلم از بیش از هزار نسخهٔ خطی شد که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می‌شود. از سال ۱۳۳۶ به مدت ۴ سال به سمت رایزن فرهنگی ایران در ترکیه منصوب شد. در همین سال در کنگره بین‌المللی خاورشناسان در استانبول حضور یافت. در همین دوره عضویت در شورای عالی دانشگاه‌ها و شورای عالی سازمان اسناد ملی و عضویت پیوستهٔ فرهنگستان ادب و هنر ایران (از سال ۱۳۵۲) و مشاوره در بنیاد فرهنگ ایران را داشت. در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد و در همان سال سرپرستی علمی بنیاد شاهنامه فردوسی را به‌عهده گرفت و تا پایان عمر به این کار ادامه داد. مجتبی مینوی در ۷۳ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#مجتبی_مینوی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ بهمن زادروز #مجتبی_مینوی

( زاده ۱۹ بهمن ۱۲۸۲ سامرا -- درگذشته ۷ بهمن ۱۳۵۵ تهران ) ادیب، نویسنده و مورخ

پدر وی، عیسی شریعتمداری، طلبه ای بود که در سامره نزد محمدتقی شیرازی تحصیل میکرد و مجتبی نیز تحصیلات مقدماتی خود را در این شهر انجام داد. در سال ۱۲۹۰ به همراه خانواده به ایران بازگشت و به ادامه تحصیل در مدارس امانت و افتخاریه پرداخت. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون گذراند و با برخی شخصیت‌های ادبی آینده نظیر صادق هدایت همدرس بود. در سال ۱۲۹۸ در پی انتصاب پدر به ریاست عدلیه رشت، به همراه خانواده به آن شهر عزیمت کرد. از سال ۱۲۹۹ به تحصیل در دارالمعلمین پرداخت. در سال ۱۳۰۲ در پی اشتغال پدر در مجلس شورای ملی به تهران بازگشت. از همان سال در مجلس شورای ملی به عنوان تندنویس به مدت ۲ سال مشغول کار بود. در همین دوره آموزش زبان پهلوی را نزد پروفسور هرتسفلد آلمانی آغاز کرد. مجتبی مینوی طی سال‌های بعد با محمدعلی فروغی و حسن تقی‌زاده آشنایی یافت. در سال ۱۳۰۷ به ریاست کتابخانه معارف منصوب شد که بعد کتابخانه ملی نامگذاری شد. در همین دوره با محمد قزوینی آشنا شد و روش نقد تحقیقی متون را نزد وی فراگرفت. در سال ۱۳۰۸ برای اشتغال در دفتر سرپرستی محصلین در سفارت ایران در لندن به انگلستان عزیمت کرد. طی سال‌های بعد به تکمیل آموزش زبانهای انگلیسی و فرانسه پرداخت و طی دوره اقامت چندساله در اروپا با تعدادی از خاورشناسان به‌نام اروپایی آشنایی پیدا کرد. در سال ۱۳۱۲ به ایران بازگشت و در تهیه و چاپ دورهٔ شاهنامه توسط کتابفروشی بروخیم شرکت کرد و همچنین با محمدعلی فروغی در تهیه خلاصهٔ شاهنامه همکاری داشت. در سال ۱۳۱۳ در کنگره بین‌المللی هزاره فردوسی در تهران حضور داشت و با بسیاری از خاورشناسان اروپایی که به ایران آمده بودند آشنا شد. در همان سال مجدداً به انگلستان رفت و طی ۱۵ سال بعدی بیشتر در انگلستان اقامت داشت. اقامت طولانی او در این کشور موجب شد که با تعدادی از خاورشناسان سرشناس چون ولادیمیر مینورسکی، دنیسن راس، هارولد بیلی و والتر هنینگ مراوده داشته باشد. در زمان اوج گرفتن نهضت ملی شدن نفت در سال ۱۳۲۸ او همکاری خود با رادیو بی‌بی‌سی را قطع کرد و در پی دعوت به کار از سوی دانشگاه تهران به ایران بازگشت و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت. از سال ۱۳۳۱ مدتی ریاست تعلیمات عالیه وزارت فرهنگ را داشت. از سال ۱۳۲۹ از طرف دانشگاه تهران مأموریت یافت که طی سفرهایی به ترکیه، ضمن جست‌وجو در کتابخانه‌های آن کشور و بررسی کتب خطی فارسی و عربی و ترکی به عکسبرداری و تهیه میکروفیلم از تعدادی از کتب خطی بپردازد. گزارشی از نتایج علمی این سفرها را در مقالاتی با عنوان «از خزائن ترکیه» در مجله دانشکده ادبیات تهران در سه شماره متوالی در سال ۱۳۳۵ منتشر کرد. طی همین دوران موفق به تهیه میکروفیلم از بیش از هزار نسخهٔ خطی شد که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می‌شود. از سال ۱۳۳۶ به مدت ۴ سال به سمت رایزن فرهنگی ایران در ترکیه منصوب شد. در همین سال در کنگره بین‌المللی خاورشناسان در استانبول حضور یافت. در همین دوره عضویت در شورای عالی دانشگاه‌ها و شورای عالی سازمان اسناد ملی و عضویت پیوستهٔ فرهنگستان ادب و هنر ایران (از سال ۱۳۵۲) و مشاوره در بنیاد فرهنگ ایران را داشت. در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد و در همان سال سرپرستی علمی بنیاد شاهنامه فردوسی را به‌عهده گرفت و تا پایان عمر به این کار ادامه داد. مجتبی مینوی در ۷۳ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

به مناسبت زادروز #فردوسی کبیر:
ابیات پیش‌رو به گواه نسخه‌های معتبر شاهنامه، سخن پژوهشگران، و شاهنامه‌شناسان، ارتباطی با شاهنامه ندارد.


ابیاتی که از شاهنامه نیست:
-بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

-که رستم یلی بود در سیستان
منش کرده‌ام رستم داستان

-چنین گفت پیغمبر راستگوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی

-ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدانجا رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردن تفو

-زنان را ستایی سگان را ستای
که یک سگ بِه از صد زن پارسای
زن و اژدها هر دو در خاک بِه
جهان پاک ازین هردو ناپاک بِه

-عرب هرچه باشد مرا دشمن است
کج اندیش و بد خوی و اهریمن است
چو بخت عرب بر عجم تیره گشت
همه روز ایرانیان تیره گشت الخ..

-این ابیات بر اساس مقاله‌ها و یادداشت‌های استادان #ملک‌الشعرای_بهار ، #شفیعی_کدکنی ، #مجتبی_مینوی ، #منوچهر_مرتضوی ، #جلال_خالقی_مطلق ، #محمود_امید_سالار ، #سجاد_آیدنلو #ابوالفضل_خطیبی و دیگران تنظیم شده است.
-این ابیات جعلی‌ست و از #فردوسی نیست.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity