🔴#کتاب_ولحظه


قلاده‌ی اطاعت از زر و زور به گردن خیلی‌ها افتاده، همه گرفتار جان خود شده‌اند، هر آدم ساده‌ای را که سر به کار خود دارد، چندین جاسوس در میان گرفته‌اند و اگر یکی از تملق قلدران و زورمندان سرباز زند، با اشاره‌ی چشم و ابروی‌ هر بی سر و پایی حسابش‌ را
می‌رسند. قتل و خونریزی مباح شده است، گریه و شیون را در گلو خفه می‌کنند. همه مجبورند خود را خوشحال و خندان نشان دهند، مجالس‌ عیش همه جا برپاست‌، در حالی که در کلبه‌های تاریک غم‌زده دیگران خون می‌گریند، فحشاء‌ و دزدی، تملق و کاسه‌لیسی قباحت خود را از دست داده و هر کار می‌کنند، به دروغ می‌کشد، نماز و روزه و آداب و مناسک دینی و تلاوت کتاب خدا، همه‌ وسیله‌ی تظاهر است. سجود و رکوعی‌ که به آستان خاکی حضرت حق می‌شد، در بارگاه دشمنان خلق گذارده می‌شود.

#غلامحسین_ساعدی

#مقتل


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه

#سرود_ای_ایران

#شاعر_حسین_گل‌_گلاب (زادهٔ ۱۲۷۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ در تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
تاریخ تولد: ۱۸۹۵، کرمان

تاریخ مرگ: ۱۳ مارس ۱۹۸۵

محل دفن: بهشت زهرا (س)

آثار: سرود ای ایران (ترانه)

والدین: مهدی مصورالملک، بانو ایران

آموزش: دارالفنون، دانشگاه تهران

#حسین_گل‌_گلاب #سراینده سرود «#ای_ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و آمریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گل‌گلاب از خیابان هدایت رد می‌شده‌است، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم می‌شود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولی‌آباد) می‌رود و با ناراحتی این جریان را برای #روح‌الله_خالقی تعریف می‌کند. خالقی بسیار متأثر می‌شود. این موضوع #انگیزه‌ای می‌شود تا #خالقی آهنگی بسازد و #گل‌_گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستین کنسرت ارکستر انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران، در خیابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد. این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد تا صفحه‌ای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که #غلامحسین_بنان، خواننده محبوب این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در #آواز_دشتی ساخته شده و ملودی اصلی‌اش از برخی از نغمه‌های موسیقی #بختیاری که از فضایی #حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگی‌های آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن #فارسی هستند.
«#ای_ایران» نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی و#ملی‌گرایانه ایران، ساخته #روح‌الله_خالقی است که می‌توان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست.سرود «ای ایران» به ثبت ملی رسیده‌است.
متن شعر:
ای ایران ای مرز پرگُهرای خاکت سرچشمهٔ هنردور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان ای، دشمن اَر تو سنگ خاره‌ای مَن آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست، اندیشه‌ام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماسنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زَر است مهرت از دل کِی بُرون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم تا، گردش جهان و دور آسمان به پاست نورِ ایزدی همیشه رَهنمای ماست مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست، اندیشه‌ام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماایران ای خٌرّم بِهِشت من روشن از تو سرنوشت من گَر آتش بارد به پِیکرم جز مهرت در دل نپرورم از، آب و خاک و مهرِ تو سِرشته شٌد گِلم مهر اگر برون شود تهی شود دِلم مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست، اندیشه‌ام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ما

#روح‌الله_خالقی
آهنگساز و نوازنده ایرانی
روح‌الله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان – درگذشتهٔ ۲۱ آبان ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش) موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن اهل ایران بود. وی آهنگساز سرود معروف «#ای_ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده می‌شود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران، دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقی‌دانان و نوازندگان ایرانی هم‌عصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریه‌ای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته‌است.
اگر تنها کار روح الله خالقی در موسیقی ساخت سرود «ای ایران» می‌بود، همین برای جاودانه شدنش در صحنهٔ تاریخ هنر ایران کفایت می‌کرد. اما او تاروپودش به موسیقی ایرانی گره خورده بود. بی توجه به خشم پدرش در کلاس درس وزیری نشست و ادامه‌دهندهٔ راه او در موسیقی شد. مرکزی ملی برای آموزش موسیقی ایرانی تاسیس کرد، روحتاریخ موسیقی نوشت و تصنیف‌هایی ساخت که هنوز تازه و شنیدنی هستند. حیف که عمرش کوتاه بود. یادش گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_ساعدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_ساعدی

( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده

ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه‌ نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشته‌ها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه‌ نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود،‌ با نگارش داستان‌های زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاق‌ترین داستان‌نویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه‌ برخی از بهترین فیلم‌های بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جمله‌ی آنها می‌توان فیلم‌های "گاو" "ساخته‌ی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساخته‌ی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره‌ مینا "ساخته‌ داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده‌ پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پی‌گیری کرد. وی در دهه‌ چهل که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده‌ فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه‌ تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لال‌بازی‌هاست. ساعدی در اوایل دهه‌ پنجاه گاهنامه‌ الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجله‌ی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستان‌های او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه‌ هنر و ادبیات چاپ می‌شد. او در دهه‌ شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ آذر زادروز #غلامحسین_صدیقی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ آذر زادروز #غلامحسین_صدیقی

( زاده ۱۲ آذر ۱۲۸۴ تهران -- درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ تهران ) سیاستمدار، نویسنده و استاد دانشگاه

صدیقی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه اقدسیه گذراند؛ دیپلم را در مدرسه آلیانس فرانسویان گرفت و ادامه دروس متوسطه را در شعبه علمی دارالفنون گذراند و در شهریور ۱۳۰۸ همراه با دومین گروه از محصلین وزارت فرهنگ به اروپا رفت. با روی کار آمدن حکومت ملی در ۱۳۲۰ به پیشنهاد دکتر شایگان و دیگر مشاوران دکتر مصدق، به وزارت پست و تلگراف و تلفن و در خرداد سال بعد به نیابت نخست وزیری منصوب شد. در این زمان دکتر مصدق به منظور دفاع از حقوق ایران در برابر شکایت دولت انگلیس به لاهه رفت. وی در کابینه دوم دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ وزیر کشور شد و تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در همین سمت باقی بود.
پس از سقوط دولت و حمله به منزل مصدق، دکتر صدیقی به همراه دکتر مصدق و دیگران از منزل ایشان خارج شده و دو روزی را به حال اختفا بودند تا اینکه به اتفاق دکتر مصدق و دکتر شایگان خود را به نظامیان معرفی کردند و چند روزی در باشگاه افسران و بعد در زندان لشگر دوم زرهی زندانی شدند و همزمان با محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی او نیز محاکمه شد. وی در آبان ۱۳۳۳ پس از ده ماه و نیم از زندان آزاد شد و همچنان به مبارزات سیاسی خود ادامه داد. وی در بهمن ۱۳۳۹ به همراه سیزده تن از اعضا شورای مرکزی حزب ملی در مجلس سنا تحصن کردند، این تحصن برای اعتراض به انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی در زمان دولت شریف امامی صورت گرفته بود، انتخابات مزبور بعد از ابطال در زمان نخست وزیری دکتر اقبال مجددا برگزار شد.
دکتر صدیقی بنیانگذار کنگره هزاره ابوعلی‌سینا بود که این کنگره در اردیبهشت ۱۳۳۳ در همدان برگزار شد، وی در زمان برگزاری کنگره در زندان لشگر دوم زرهی تهران بود، پروفسور لویی ماسینیون ایران شناس نامدار فرانسوی با اجازه از شاه در زندان با وی ملاقات کرد.
از دکتر صدیقی تالیفاتی نیز به جا مانده است: جنبش‌های دینی در قرن دوم و سوم هجری، تاریخ فلسفه یونان از طالس تا سقراط، تاریخ فلسفه یونان از سقراط تا ارسطو، جامعه‌شناسی، ابوریحان بیرونی شرح احوال و تالیفات، ابن سینا شرح احوال و آرا....
دکتر صدیقی در ۸۷ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_یوسفی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ آذر سالروز درگذشت #غلامحسین_یوسفی

( زاده ۲ بهمن ۱۳۰۶ مشهد -- ۱۴ آذر ۱۳۶۹ تهران ) نویسنده، مترجم، مصحح متون، و استاد برجسته ادبیات فارسی

یوسفی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش پایان برد و از سال ۱۳۲۵ برای تحصیل در دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی، عازم تهران شد.
وی در سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۰ در دوره دکتری در دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد و از سال ۱۳۲۹ رسماً کار خود را در اداره فرهنگ خراسان آغاز و همزمان دوره لیسانس حقوق قضایی و سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران را هم گذراند.
با تأسیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، از سال ۱۳۳۴ تدریس دروس تاریخ ادبیات را در این دانشکده آغاز کرد.
دکتر یوسفی تا مهر ۱۳۵۸ در دانشگاه فردوسی مشهد در دوره‌های لیسانس و فوق لیسانس و دکتری ادبیات تدریس کرد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.
تأسیس دوره‌های فوق لیسانس و دکتری در دانشگاه فردوسی مشهد پس از دانشگاه تهران، مدیون تلاشهای وی بود.
او همزمان به تحقیق و پژوهش در حوزه‌های گوناگون ادامه داد و به این منظور سفرهای مطالعاتی به کشورهای مختلف از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا انجام داد. تصحیح متون، یکی از زمینه‌های مورد علاقه وی بود که در این مسیر کارهای ماندگاری از او در دست است. ابومسلم سردار خراسانی، دیداری با اهل قلم، کاغذ زر، تحقیق درباره سعدی و شیوه‌‌های نقد ادبی از جمله آثار تصنیفی و ترجمه‌‌ای اوست.
برای معرفی بیشتر این چهره فرهیخته به دیگر آثار وی که تالیفاتی چون، تمرین فارسی برای کلاس اول دبستان فرخی سیستانی، بحثی در شرح احوال و روزگار و شعر او، نامه اهل خراسان، دیداری با اهل قلم، برگ‌هایی در آغوش باد، روان‌های روشن، چشمه روشن، باید اشاره کرد.
همچنین می‌توان از تصحیح قابوسنامه، قابوسنامه درسی، التصفیه فی‌احوال المتصوفه، لطائف‌الحکمه، سراج‌الدین محمود ارموی، گزیده
قابوسنامه، بوستان سعدی ( وی این کتاب تصحیح‌شده را در سال ۱۳۵۹ شمسی به چاپ رسانید) ملخص لغات خطیب کرمانی، گلستان سعدی ( وی این کتاب تصحیح‌ شده را در سال ۱۳۶۸ شمسی به چاپ رسانید) نام برد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ دی زادروز #غلامحسین_ساعدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ دی زادروز #غلامحسین_ساعدی

( زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ تبریز -- درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس ) نویسنده

ساعدی "گوهر مراد" نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه‌ نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و ... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشته‌ها به زندان افتاد.
او نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند که در ابتدا به عنوان نمایشنامه‌ نویسی چیره دست "با نام مستعار گوهر مراد" شهرت یافته بود،‌ با نگارش داستان‌های زیبایی چون «گدا» «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران» جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاق‌ترین داستان‌نویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار وی دستمایه‌ برخی از بهترین فیلم‌های بلند سینمای ایران قرار گرفته است که از جمله‌ی آنها می‌توان فیلم‌های "گاو" "ساخته‌ی داریوش مهرجویی ۱۳۴۸" آرامش در حضور دیگران "ساخته‌ی ناصر تقوایی ۱۳۴۹" و دایره‌ مینا "ساخته‌ داریوش مهرجویی ۱۳۵۳" را نام برد.
او در امرداد ۱۳۳۲ وارد دانشکده‌ پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده، فعالیت هنری و ادبی را مجدانه پی‌گیری کرد. وی در دهه‌ چهل که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روانپزشکی ادامه داد. عمده‌ فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان، پیش زمینه‌ تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر، چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لال‌بازی‌هاست. ساعدی در اوایل دهه‌ پنجاه گاهنامه‌ الفبا را به همراه تنی چند منتشر کرد و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجله‌ی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری داشت. بعد از انقلاب نیز داستان‌های او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه‌ هنر و ادبیات چاپ می‌شد. او در دهه‌ شصت از ایران به فرانسه رفت و در ۵۰ سالگی درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ بهمن زادروز #غلامحسین_یوسفی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ بهمن زادروز #غلامحسین_یوسفی

( زاده ۲ بهمن ۱۳۰۶ مشهد -- ۱۴ آذر ۱۳۶۹ تهران ) نویسنده، مترجم، مصحح متون، و استاد برجسته ادبیات فارسی

یوسفی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش پایان برد و از سال ۱۳۲۵ برای تحصیل در دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی، عازم تهران شد.
وی در سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۰ در دوره دکتری در دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد و از سال ۱۳۲۹ رسماً کار خود را در اداره فرهنگ خراسان آغاز و همزمان دوره لیسانس حقوق قضایی و سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران را هم گذراند.
با تأسیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، از سال ۱۳۳۴ تدریس دروس تاریخ ادبیات را در این دانشکده آغاز کرد.
دکتر یوسفی تا مهر ۱۳۵۸ در دانشگاه فردوسی مشهد در دوره‌های لیسانس و فوق لیسانس و دکتری ادبیات تدریس کرد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.
تأسیس دوره‌های فوق لیسانس و دکتری در دانشگاه فردوسی مشهد پس از دانشگاه تهران، مدیون تلاشهای وی بود.
او همزمان به تحقیق و پژوهش در حوزه‌های گوناگون ادامه داد و به این منظور سفرهای مطالعاتی به کشورهای مختلف از جمله فرانسه، انگلستان و آمریکا انجام داد. تصحیح متون، یکی از زمینه‌های مورد علاقه وی بود که در این مسیر کارهای ماندگاری از او در دست است. ابومسلم سردار خراسانی، دیداری با اهل قلم، کاغذ زر، تحقیق درباره سعدی و شیوه‌‌های نقد ادبی از جمله آثار تصنیفی و ترجمه‌‌ای اوست.
برای معرفی بیشتر این چهره فرهیخته به دیگر آثار وی که تالیفاتی چون، تمرین فارسی برای کلاس اول دبستان فرخی سیستانی، بحثی در شرح احوال و روزگار و شعر او، نامه اهل خراسان، دیداری با اهل قلم، برگ‌هایی در آغوش باد، روان‌های روشن، چشمه روشن، باید اشاره کرد.
همچنین می‌توان از تصحیح قابوسنامه، قابوسنامه درسی، التصفیه فی‌احوال المتصوفه، لطائف‌الحکمه، سراج‌الدین محمود ارموی، گزیده
قابوسنامه، بوستان سعدی ( وی این کتاب تصحیح‌شده را در سال ۱۳۵۹ شمسی به چاپ رسانید) ملخص لغات خطیب کرمانی، گلستان سعدی ( وی این کتاب تصحیح‌ شده را در سال ۱۳۶۸ شمسی به چاپ رسانید) نام برد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم

{{{ #رئیسعلی_دلواری، دلاوری از #دلوار }}}

نیروهای انگلیسی بدلايل استراتژیک، پیش از حمله به #بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند. رئیس علی دلواری و #شیخ_حسین_خان_چاه_کوتاهی و #زایر_خضر_خان_اهرمی در مقام دفاع از وطن بر آمدند. قیام #دلیران_تنگستان علیه اشغالگران آغاز شد و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی و دشتستانی گرفتار آمده و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله کشته شدند. عملیات چریکی پیروزمندانه رئیسعلی، سایر مبارزان تنگستان را تشویق به همراهی کرد. تا اینکه در تابستان ۱۹۱۵ عملیات موفقی را بر علیه نیروی دریایی انگلیس انجام دادند و انگلیسی‌ها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند.
جنگ میانِ #تنگسیری_ها به رهبری رئیسعلی از یک سو و نیروهای بریتانیا و متحدین آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ادامه یافت و انگلیسی‌ها هیچگاه نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند.
انگلیسی ها که حیران از اينهمه شجاعت بودند و این شیرِ از قفس گریخته را رئیسعلی دیوانه! می خواندند، سرانجام در محلی به نام #تنگک_صفر هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده به نام " #غلامحسین_تنگکی "، در عین ناجوانمردی از پشت سر هدف گلوله قرار دادند و این شجاعِ شجاعان در سن ۳۳ سالگی سر بر خاک وطن سائید. تاریخ شبیخون مذکور و کشته شدن رئیسعلی دلواری در همه منابع ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی گفته شده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#غلامحسین_مین_باشیان

موسیقی عموماً چون شعر و قصه و تصویر نیست که آفریده که شد، کارش تمام شده باشد. موسیقی تا اجرا نشود، حضورِ بالفعل پیدا نمی کند. مقصود البته موسیقی گروهی می باشد وگرنه در تکنوازی ها از جمله در موسیقی سنتی ایران اجراکننده، همان آفریننده است. اجرای موسیقی گروهی و جمعی نیاز به ارکستر دارد. و ارکسترِ همنوازانِ کارآزموده و رهبران برجسته می خواهد.

با تأسیس رسمی موسیقی نظام در مدرسه ی دارالفنون زیرِ سرپرستی «لومر فرانسوی»، نخستین ارکستر به معنای امروزیِ آن حدودِ ۱۵۰ سالِ پیش در تهران بنیاد گرفت ولی این ارکستر بیشتر به کارِ نظامی می آمد و نواخته هایش در سطحِ جامعه منتشر نمی شد. نخستین ارکسترِ غیرِ نظامی را بیش از ۱۲۰ سالِ پیش "غلامحسین درویش"، مشهور به «درویش خان» بوجود آورد که «ارکسترِ انجمنِ اخوت» نامیده می شد. «ارکسترِ درویش خان» با آنکه ترکیبی تازه از سازهای ایرانی و فرنگی را در خود جای داشت، اما قطعاتِ اجرایی آن همچنان سنتی بود و سازها همه همصدا نواخته می شدند با این همه اجرای برخی از آهنگ های "درویش" که آشکارا زیرِ تأثیرِ موسیقی سبکِ غربی ساخته شده و نتیجه ی سفرِ او به اروپا آغازِ یک حرکتِ نوآورانه و جدید را در موسیقی ایران بشارت می داد. "درویش" در اینگونه قطعاتِ ارکستری خود حتی نامِ بعضی فرم های غربی مانند «مازورکا»، «مارش»، «پولکا» و... نام نهاده است. در سرآغازِ قرنِ جاری خورشیدی حضورِ دو تن از موسیقیدانان تحصیل کرده و تازه از فرنگ برگشته، در عرصه ی موسیقی نوآورانه نیاز به کارِ گروهی و ارکستر را افزایش داد.

"کلنل علی نقی وزیری" و "غلامحسین مین باشیان" هر دو در اندیشه ی بنیادِ ارکسترهای ورزیده ای بودند که بتواند آفریده های خودِ آنها را و نیز آثاری از موسیقی بین المللی را به اجرا درآورد. "وزیری" یکسال بعد از تأسیسِ مدرسه موسیقی خود در سال ۱۳۰۳ ارکستری با شرکتِ هنرآموزان مدرسه بوجود آورد که همان ارکستر مدرسه موسیقی نامیده شد. و پس از چند سال یک پسوند دولتی نیز به آن افزوده گردید. در ارکستر مدرسه موسیقی نیز سازهای ایرانی و اروپایی با هم ترکیب شده بودند ولی آثارِ پیچیده تری را که غالباً زنده یاد "وزیری" خود می آفرید، می نواختند. در این آثارِ "وزیری" با احتیاطِ تمامِ برخی از شگردهای ملایمِ موسیقی نویسی غربی را بکار می برد و ارکستر را به دوصدا یا چندصدانوازی عادت می داد. استاد فقید "روح الله خالقی" شاگرد، همکار و یار و وفادارِ "وزیری" تصویری روشن از ارکسترِ اولیه مدرسه موسیقی به دست می دهد می گوید: «"وزیری" برای ارکستر به غیر از تارِ معمولی سه نوع تارِ دیگر نیز ایجاد کرد، «تارِ سوپرانو»، «تارِآلتو» و «تارباس».

مقصودِ او این بود که یک ارکستر ۴ بخشیِ مضرابی، ترتیب دهد و بر وسعتِ کارِ سازِ تار، بیافزاید. سپس «فلوت»، «ویولنسل» و «کنترباس» به ارکستر اضافه شد، "کلنل وزیری" هم خود ارکستر را هدایت می کرد. آهنگ های ارکستر را برخی می فهمیدند و تحسین می کردند، اما آنها که این نوع موسیقی مأنوس نبودند به انتظارِ شنیدنِ تارِ تنهای زنده یاد "وزیری" چیزی نمی گفتند. این اولین تشکیلاتِ ارکسترِ کوچکِ هماهنگی بود که توسطِ کلنل "علینقی خانِ وزیری" برای موسیقی ایرانی با وسایل موجودِ آن زمان ایجاد شد. اما ارکستری که "غلامحسین مین باشیان" بنیاد کرد نخستین ارکسترِ بزرگِ غیرِ نظامی در معنای بین المللی آن بود. "مین باشیان" در سالِ ۱۳۱۳ خورشیدی به ریاستِ هنرستانِ عالی موسیقی برگزیده شد و نخستین کارِ او آن بود که، با همکاریِ هنرجویان و هنرآموزانِ هنرستان و نیز تعدادی از نوازندگانِ خارجی، یک ارکسترِ ۴۰ نفره بوجود آورد و نامِ آن را «ارکسترسمفونیک بلدیه» گذاشت.

نخستین کنسرتِ این ارکستر در ۱۳ مهرماه ۱۳۱۳ به مناسبتِ «جشنِ هزاره ی فردوسی» در تهران و به رهبری "مین باشیان" برگزار شد. زنده یاد "مین باشیان" برای این کنسرت از یک «گروه آواز جمعی ارمنی» به سرپرستی "نیکل قلندریان" یاری گرفت تا آفریده ی او را بر روی نوشته ای از خودِ او با عنوانِ ۳ داستانِ شاهنامه به اجرا درآورد. دومین و آخرین کنسرتِ «ارکستر سمفونیک بلدیه» در حدود ۶ ماه بعد، در سومِ اردیبهشت ۱۳۱۴ در تهران برگزار شد که برنامه ی آن را جز، قطعه ی «رقصِ ایرانی» از "مین باشیان"، آثاری از موسیقی بین المللی تشکیل می داد. گفتنی ست قطعه ی نسبتاً دشواری چون «شبی بر فرازِ کوه سنگی» اثرِ "موسورسکی" را نیز با ارکستر به اجرا درآورده است. پس از این کنسرت، «ارکسترسمفونیک بلدیه» جای خود را به ارکسترِ هنری هنرستانِ عالی موسیقی البته با همان نوازندگان پیشین سپرد...

#روحش_شاد_ویادش_گرامی_باد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#یادمان

#غلامحسین_صدیقی در ۱۲ آذرماه ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد.
دکتر غلامحسین صدیقی در روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ در تهران در گذشت.

دکتر صدیقی در اسفند ۱۳۱۶ درجه دکتری را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
مهم ترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد.
او از بنیانگذاران کنگرهٔ هزاره ابو علی سینا بود.
در روزهای انقلاب، شاه به او پیشنهاد نخست‌وزیری داد. دکتر صدیقی از شاه خواست که از سلطنت کناره بگیرد و قدرت خود را به شورای سلطنت واگذار کند. شاه این پیشنهاد را قبول نکرد و صدیقی نیز نخست‌وزیری را نپذیرفت.
پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان از دکتر صدیقی برای شرکت در دولت موقت دعوت به عمل آورد که مورد قبول استاد قرار نگرفت.
او بزرگ ترین کاستی این ملت را چنین ترسیم کرد:
«بزرگ ترین عیب ما بی‌انصافی است. بی‌انصافی دردآور دربارهٔ دیگران».
در جای دیگری نوشت:«جامعه‌ای شایستهٔ بقاست که در آن انسان ،ارجمند و عزیز و گرامی باشد.»
وی در بحبوحه انقلاب در مورد وضعیت آینده ایران چنین گفته بود:
«روزی خواهد آمد که شما در عرصه بین‌المللی از آوردن نام ایران و ایرانی خجل و شرمسار باشید».

#یش_بینی دکتر صدیقی درباره آینده انقلاب اسلامی
در یکی از روزهای بهار ۵۷ دکتر صدیقی، استاد جامعه شناسی در کلاس درس سرگرم درس بود که یکی از دانشجویان می‌پرسد:
«استاد! این روزها در كشور انقلابی آغاز شده است، شما چرا مثل دكتر شریعتی از انقلاب سخن نمی‌ گویید و فقط به جزوه‌ های خودتان چسبیده‌اید؟»
استاد كه انتظار چنین رفتاری را نداشت، همچنان كه گوش می‌ داد، آرایش دیگری گرفت و خطابه درس را رها كرد و گفت :
«آقای مهدوی! می‌توانید بگویید آقای شریعتی و آن انقلابی كه شما می‌گویید، چه می‌گویند و چه می‌خواهند؟»
آقای مهدوی گفت:
«استاد! آن ها همه همراه مردم و رهبران روحانی به دنبال انقلاب هستند و آزادی و عدالت می‌خواهند! »
استاد گفت:
« آقای مهدوی! از درون هیچ انقلابی آزادی و عدالت بیرون نیامده است، انقلاب‌ها شبیه جنگ‌های داخلی می‌مانند كه اگر گروهی به گروهی دیگر پیروز شوند، آن گروه شكست خورده را سركوب خواهند كرد و سپس هر كس كه منتقد یا مخالف شان باشد، آنان را نیز سركوب خواهند كرد تا از بین بروند؛ زیرا كه همراه انقلاب نه عدالتی پدید می‌آید و نیز امكان ظهور آزادی!
و سپس با حالت پرسشی به آقای مهدوی نگاه كرد و گفت:
«آقای مهدوی !می‌دانی اگر این آقایانی كه شما از آن ها نام می‌برید، به حكومت برسند،چه خواهند كرد؟ من می‌گویم:
"آنچه اعراب و مغول‌ها جدا جدا كردند، اینان یك جا خواهند كرد"
و همه را حتا آقای دكتر شریعتی را كه من شخصا توصیه كردم در دانشگاه مشهد استخدامش كنند را نیز از تیغ خواهند گذراند.
این ها را من از روی تجارب تاریخی ایران و جهان می‌گویم و حتی خواهم كوشید كه از وقوع چنین حادثه‌ای پیشگیری شود.
***
ما، نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم!
این یکی از تزهای معروف جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات و روشنگری ملی حکومت آدولف هیتلر بود. گوبلز می گفت:
وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی و فساد و ناکارآمدی و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردمش - از قبیل نان و کار و رفاه و امنیت و اعتبار و آسایش شان - را تامین کند، با موجی از نارضایتی و خشم و اعتراض عمومی مواجه می شود و کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش می رود .
جوزف گوبلز می گفت: در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند. باید وارد یک جنگ شد. حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد. دشمنان خارجی، دشمنان داخلی. اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی. باید دایماً از توطئه‌ها گفت، از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند. باید از هر فرصتی و هر حادثه ای برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد. باید دایماً درگیر بود، درگیر جنگ، درگیر تبلیغات علیه همسایگان، علیه کشورهای قدرتمند، علیه سازمان های جهانی. باید بحران ساخت. رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف در وضعیت جنگی و بحران هاست. در جنگ ها و بحران ها هست که مردم بدبختی های مالی و شغلی و شخصی و معیشتی شان را فراموش می کنند و با حکومت همدل می شوند، و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است. کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت می شوند. باید کشور را دایماً در حالت جنگی نگه داشت. باید کاری ک رد که مردم وقتی به هم می‌رسند، دایماً از جنگ و از دشمن بگویند.
جوزف گوبلز دوازده سال وزیر تبلیغات آلمان نازی بود

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

#غلامحسین_صدیقی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

#غلامحسین_صدیقی

عزیزی که با ما زیست و کنون نیست ان گرامی غلامحسین صدیقی است که,
در آذرماه ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد.
دکتر صدیقی در اسفند ۱۳۱۶ درجه دکتری را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
مهمترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد.
او از بنیانگذاران کنگرهٔ هزاره ابو علی سینا بود .
در روزهای انقلاب شاه به او پیشنهاد نخست‌وزیری داد. دکتر صدیقی پذیرش نخست وزیری رامشروط برآن دانست که شاه درایران بمانداماشاه این شرط رانپذیرفت
پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان از دکتر صدیقی برای شرکت در دولت موقت دعوت به عمل آورد که مورد قبول استاد قرار نگرفت. دکتر غلامحسین صدیقی در روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ در تهران در گذشت. عشق ایران آنچنان در جان او ریشه داشت که در آخرین لحظات و در زیر چادر اکسیژن فریاد برآورد: پاینده باد ایران!.... و سپس جان به جان آفرین داد. او بزرگترین کاستی این ملت را چنین ترسیم کرد:
«بزرگترین عیب ما بی‌انصافی است. بی‌انصافی دردآوری دربارهٔ دیگران» و در جای دیگری نوشت:«جامعه‌ای شایستهٔ بقاست که در آن انسان ارجمند و عزیز و گرامی باشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

ما زنده‌ایم! پویایی در وجود ماست. نمی‌خواهیم بمیریم. نه تنها خودکشی فرهنگی نمی‌کنیم که رودررو با فرهنگ‌کشی مقابله می‌کنیم.


#غلامحسین_ساعدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده

#شهرنوش_پارسی‌پور
#معرفی_کتاب
داستان‌نویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسی‌پور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستان‌نویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسی‌پور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستان‌نویس و مترجم ایرانی است.داستان‌های پارسی‌پور به زبان‌های گوناگون دنیا ترجمه شده‌است. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهش‌های زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسی‌پور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومه‌ی #سانفرانسیسکو زندگی می‌کند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسی‌پور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانه‌دار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانش‌آموخته شد و سپس برای ادامه‌ی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسی‌پور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسی‌پور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستان‌هایش با نام مستعار در #گاهنامه‌های گوناگون به چاپ می‌رسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسی‌پور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیه‌کننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامت‌الله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسی‌پور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتاب‌فروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبه‌ای که واکنش‌های بسیاری برانگیخت، پارسی‌پور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده می‌کنند، مسئله‌ای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.

#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناخته‌ترین کارِ پارسی‌پور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.

#رمان‌ها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربه‌های آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزه‌های بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمه‌ها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راه‌پیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستان‌های مردان تمدن‌های مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity