🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #زندگی

شهیار قنبری ششم مرداد سال ۱۳۲۹ در خانواده‌ای اهل هنر در تهران به دنیا آمد. کار ادبی را از نوجوانی آغاز کرد و در آن زمان برای نشریه اطلاعات کودکان داستان کوتاه می‌نوشت، گاه شعر نیز می‌سرود. سپس برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در میانهٔ دههٔ ۶۰ میلادی به ایران بازگشت.

#پیش_از_انقلاب

شهیار پس از بازگشت به ایران سرودن ترانه را بر خلاف خواست پدر - که معتقد بود هنرمندان در جامعهٔ ایران سرنوشت درخشانی ندارند و می‌خواست پسرش معمار شود - آغاز کرد. نخستین ترانه او «دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه» بود با آهنگی از اسفندیار منفرد زاده و دیگری «ستاره آی ستاره» با آهنگی از پرویز اتابکی که هر دو با صدای گوگوش منتشر شدند. ستاره آی ستاره اولین ترانهٔ او بود که در برنامه «شما و رادیو» صبح جمعه پخش شد.

به شهادت شاعرانی مانند اردلان سرفراز، شهیار قنبری با ترانه قصه دو ماهی با آهنگسازی بابک افشار به دلیل نوآوری در واژه و مضمون، سرآغاز ترانه نوین فارسی و ترانه مدرن ایران است و او را ترانه‌سرای نوین ایران زمین می‌نامند. والبته این نکته نیاز به تجمیع اکثر کاروزان ترانهٔ نوین دارد همچون زویا زاکاریان و تورج نگهبان و مسعود امینی و ترانه سریان هم عصر دیگر این ترانه‌سرا (برای مثال زویا زاکاریان بارها در مصاحبه‌هایش به شکلی تلویحی ترانهٔ قصهٔ وفا اثر ایرج جنتی عطایی را سر آغاز ترانهٔ نوین فارسی دانسته‌است) خود شهیار قنبری در این باره می‌گوید: "قصهٔ دو ماهی میلاد من است. بند ناف ترانه من این چنین بریده می‌شود…".


فرهاد، شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده روی جلد ترانه «جمعه»
همکاری شهیار و واروژان در حقیقت شروع دوران دیگری از زندگی هنری وی است. نخستین ترانه این دو با عنوان بوی خوب گندم با اجرای داریوش خواننده معترض ایرانی باعث شد تا خواننده و شاعر هر دو به زندان بیفتند. شهیار قنبری در این باره می‌گوید:

"راستی ما چرا آنجا بودیم؟ ما که فقط ترانه می‌نوشتیم و تو (واروژان) را داشتیم و دریای صداهای خوش‌رنگ را و شاعر می‌گوید از رفیق دلتنگی‌ها و تشنگی‌ها: امروز که بی تو، بر ما هزار سال گذشته‌است، حتی نمی‌توانم از سنگینی این غیبت بزرگ بنویسم. واژه‌ها، نیروی موسیقی را کم دارند. واژه‌های من تو را کم دارند، واروژانِ من.. ! مرد سازها و آوازها.. ! و شاعر به قله‌هایی بلندتر می‌رسد با: اگه بمونی- قصهٔ بره و گرگ- حرف - نفس - هجرت - جمعه - مرد تنها - هفته خاکستری - کودکانه - آوار - نجواها - بوی خوب گندم - نفرین نامه - همیشه غایب - سقوط - نماز - نون و پنیر و سبزی - امان از… و چندصد ترانهٔ ناب دیگر."

#پس_از_انقلاب

طی سال‌های بعد از انقلاب شهیار با هنرمندان مشهوری نظیر لیلا فروهر، حسن شماعی زاده، مارتیک، ابی، داریوش، بیژن مرتضوی، سیاوش قمیشی، امید سلطانی، شهره، نوش‌آفرین، منصور، مهرداد آسمانی و … همکاری کرد.

او هم‌اکنون در جنوب کالیفرنیا زندگی می‌کند.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🔴#پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به دنبال کُشتار، خون‌ریزی و خفقان حاکم بر سرزمینم، مجبور به ترک وطن شدم. از آن‌ زمان تا حال، در سفری بی‌انتها، می‌کوشم در کنار هم‌وطنانم سرود ایرانی آزاد را هم‌صدا شوم.

👤داریوش اقبالی

- فرزند طلاق بود و سالیان دراز درگیر اعتیاد. زمان شاه بیش از دو سال را به‌خاطر ترانه‌هایش در زندان به‌ سر برد. یک بار عاشق شد، سه بار ازدواج کرد و یک سال با گوگوش رابطه داشت.

پانزدهم بهمن ماه سالروز میلادِ صدایِ ملت داریوش اقبالی مبارک🌹

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی

#یادمان

#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانواده‌ای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.

#خوانندگی

بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه می‌کرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان می‌رسد و اصرار می‌کنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری می‌کند؛ بالاخره اصرارها ثمر می‌دهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.

وی بیشتر به اجرای ترانه‌های پاپ مایل بود تا ترانه‌های سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانه‌های جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»

#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانه‌هایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته‌ است.

#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار هم‌زمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب می‌آمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانه‌ایی اجرا نکرده بود.

رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی به‌شمار می‌رفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقره‌ای و #رنگارنگ برنامه‌های زیادی اجرا کرده‌ است.

یکی از مشهورترین ترانه‌های رامش، ترانه #رودخونه‌ها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شده‌است؛ داستانی که کتاب آن در آن سال‌ها از کتاب‌های ممنوعه به‌شمار می آمد.

از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد می‌توان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش می‌باشد را نام برد.

طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار مانده‌است.

#رامش ترانه‌های دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کرده‌است؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین

#بازیگری

در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.

#پس_از_انقلاب

#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نام‌های #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش می‌باشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشته‌است.

او دربارهٔ کناره‌گیری اش از خوانندگی می‌گوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوش‌ها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سال‌ها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity