🔴#سالمرگ
من با عشق به دنیا آمده ام با عشق زندگی کرده ام و با عشق هم از دنیا می روم تا ان چیزی که از من باقی می ماند فقط عشق باشد
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
من با عشق به دنیا آمده ام با عشق زندگی کرده ام و با عشق هم از دنیا می روم تا ان چیزی که از من باقی می ماند فقط عشق باشد
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#فریدون_فرخزاد، شرقی ِ غمگینی که در خون نشست
به بهانهی سالگرد قتل #فریدون_فرخزاد
شو و صحنه آنگونه که ما امروز میشناسیم و میبینیم را فریدون فرخزاد به ایران آورد. فریدون را در حالی که ۵۴ سال سن داشت در ۱۶ مردادماه ۱۳۷۱ در خانهاش در حومهی شهر بن در کشور آلمان با ضربههای کارد سلاخی کردند.
فریدون فرخراد، شاعر، برنامهساز رادیو و تلویزیون، خواننده و آهنگساز ایرانی در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. او برادر فروغ فرخزاد شاعر سرشناس ایرانی بود که در جوانی بر اثر تصادف رانندگی درگذشت.
فریدون فرخزاد در چهار راه گمرک تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی دیده به جهان گشود. مادرش توران وزیریتبار و پدرش سرهنگ محمد فرخزاد نام داشت.
فریدون مدتی در دبیرستان رازی و پس از آن در دبیرستان البرز درس خواند و پس از آن به آلمان رفت و در مونیخ و بن و برلین حقوق سیاسی خواند و دکترا گرفت.
فرخزاد از جوانی به سرودن شعر علاقهمند بود. او به زبان آلمانی نیز شعر میسرود که در برخی از نشریات آلمان نیز منتشر میشد.
نخستین مجموعهی شعر فریدون فرخزاد با عنوان «فصلی دیگر» در سال ۱۹۶۴ منتشر شد که تحسین برخی از منتقدان ادبی را برانگیخت و شاعر مشهور آلمانی، «یواهنس بوبروفسکی» نیز بر این کتاب فریدون مقدمهای نوشت.
چند ماه پس از انتشار، این کتاب توانست جایزه ی ادبی شعر برلین را از آن خود کند. اشعار آلمانی فریدون فرخزاد توانست از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان، به عنوان بهترین اشعار سال برندهی جوایزی شود. فریدون چند سالی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ نیز بود. او توانست به رادیو و تلویزیون شهر مونیخ آلمان نیز راه پیدا کند.
فریدون فرخزاد علاوه بر زبان فارسی و آلمانی، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی هم سخن میگفت.
فریدون فرخزاد پیش از ان شومن و سازنده ی برنامههای تلویزیونی بود که برنامهی «میخک نقرهای» از جمله کارهای موفق او است. او در این برنامهها بسیاری از خوانندگان ایرانی را به جامعه معرفی کرد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، فریدون فرخزاد به دادگاه احضار شد. او مدت کوتاهی بازداشت شد و پس از آن به آمریکا و شهر لسآنجلس مهاجرت کرد. او در این شهر کتاب «در نهایت جمله آغاز است عشق» را در این شهر منتشر کرد. او به شهر لسآنجلس دیدی انتقادی داشت که موجب شد از این شهر نیز مهاجرت کند و به آلمان برود.
او در بسیاری از برنامههای خود به انتقاد از جمهوری اسلامی و شخص روحالله خمینی پرداخت. بسیاری بر این نظر هستند که همین انتقادهای تند موجب مرگ او شد. او را در منزلش سلاخی کردند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجارهی عقبافتاده، بدنی که توسط ماموران جمهوری اسلامی سلاخی شد و گوری رایگان در شهر بن همهی چیزی است که از فریدون فرخزاد باقی مانده است.
پانزده سال که از مرگ فریدون گذشت، شهرداری شهر بن قصد تخریب گورستانی را داشت که فریدون در آن آرامیده بود. جمعی از دوستداران فریدون با شهرداری شهر بن هماهنگی کردند و قبر جدیدی برای او تهیه کردند و پیکر او را جابهجا کردند تا امروز علاوه بر آثار ارزشمند هنری فریدون فرخزاد، مزار او نیز باقی مانده باشد.
#فرج_سرکوهی
"در سرزمین من اما
انگورها کشمش می شوند
و سربازها قاضی"
📚🤔
🔴#یادمان
#فریدون_فرخزاد، شرقی ِ غمگینی که در خون نشست
به بهانهی سالگرد قتل #فریدون_فرخزاد
شو و صحنه آنگونه که ما امروز میشناسیم و میبینیم را فریدون فرخزاد به ایران آورد. فریدون را در حالی که ۵۴ سال سن داشت در ۱۶ مردادماه ۱۳۷۱ در خانهاش در حومهی شهر بن در کشور آلمان با ضربههای کارد سلاخی کردند.
فریدون فرخراد، شاعر، برنامهساز رادیو و تلویزیون، خواننده و آهنگساز ایرانی در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. او برادر فروغ فرخزاد شاعر سرشناس ایرانی بود که در جوانی بر اثر تصادف رانندگی درگذشت.
فریدون فرخزاد در چهار راه گمرک تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی دیده به جهان گشود. مادرش توران وزیریتبار و پدرش سرهنگ محمد فرخزاد نام داشت.
فریدون مدتی در دبیرستان رازی و پس از آن در دبیرستان البرز درس خواند و پس از آن به آلمان رفت و در مونیخ و بن و برلین حقوق سیاسی خواند و دکترا گرفت.
فرخزاد از جوانی به سرودن شعر علاقهمند بود. او به زبان آلمانی نیز شعر میسرود که در برخی از نشریات آلمان نیز منتشر میشد.
نخستین مجموعهی شعر فریدون فرخزاد با عنوان «فصلی دیگر» در سال ۱۹۶۴ منتشر شد که تحسین برخی از منتقدان ادبی را برانگیخت و شاعر مشهور آلمانی، «یواهنس بوبروفسکی» نیز بر این کتاب فریدون مقدمهای نوشت.
چند ماه پس از انتشار، این کتاب توانست جایزه ی ادبی شعر برلین را از آن خود کند. اشعار آلمانی فریدون فرخزاد توانست از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان، به عنوان بهترین اشعار سال برندهی جوایزی شود. فریدون چند سالی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ نیز بود. او توانست به رادیو و تلویزیون شهر مونیخ آلمان نیز راه پیدا کند.
فریدون فرخزاد علاوه بر زبان فارسی و آلمانی، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی هم سخن میگفت.
فریدون فرخزاد پیش از ان شومن و سازنده ی برنامههای تلویزیونی بود که برنامهی «میخک نقرهای» از جمله کارهای موفق او است. او در این برنامهها بسیاری از خوانندگان ایرانی را به جامعه معرفی کرد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، فریدون فرخزاد به دادگاه احضار شد. او مدت کوتاهی بازداشت شد و پس از آن به آمریکا و شهر لسآنجلس مهاجرت کرد. او در این شهر کتاب «در نهایت جمله آغاز است عشق» را در این شهر منتشر کرد. او به شهر لسآنجلس دیدی انتقادی داشت که موجب شد از این شهر نیز مهاجرت کند و به آلمان برود.
او در بسیاری از برنامههای خود به انتقاد از جمهوری اسلامی و شخص روحالله خمینی پرداخت. بسیاری بر این نظر هستند که همین انتقادهای تند موجب مرگ او شد. او را در منزلش سلاخی کردند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجارهی عقبافتاده، بدنی که توسط ماموران جمهوری اسلامی سلاخی شد و گوری رایگان در شهر بن همهی چیزی است که از فریدون فرخزاد باقی مانده است.
پانزده سال که از مرگ فریدون گذشت، شهرداری شهر بن قصد تخریب گورستانی را داشت که فریدون در آن آرامیده بود. جمعی از دوستداران فریدون با شهرداری شهر بن هماهنگی کردند و قبر جدیدی برای او تهیه کردند و پیکر او را جابهجا کردند تا امروز علاوه بر آثار ارزشمند هنری فریدون فرخزاد، مزار او نیز باقی مانده باشد.
#فرج_سرکوهی
"در سرزمین من اما
انگورها کشمش می شوند
و سربازها قاضی"
🔴#چکامه
«تمام زندگى من تلاشى بوده است براى قدم برداشتن در جهت روشن نيمكره زمين.
نمیدانم از كجا آمدهام و به كجا میروم، فقط میدانم كه مردن را دوست ندارم و اين را نيز میدانم كه مردن میتواند انتهاى كار نباشد! میخواهم ادامه داشته باشم چون روز را دوست دارم و گل را دوست دارم و عاشق آفتاب هستم و نيز به اين دليل كه میخواهم تمام مردم از زمانى كه به دنيا میآيند با روز و گل و آفتاب و آيينه و آب رفاقت كنند.
هميشه عاشق انسان بودهام و همواره در اين انديشه به سر بردهام كه بايد مرتبه و مقام والاى انسان را به او شناساند و به او باز پس داد. از اينكه مردم دشمن مردم بودهاند دردها كشيدهام و از اينكه انسان قاتل انسان شده است رنج ها بردهام.»
قسمتى از مقدمه كتاب شعر "من و آن من ديگر"
فريدون فرخ زاد-جولاى ١٩٨٣
لوس انجلس
پیکر بیجان #فریدون_فرخزاد ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ پیداشد، ولی وزارت خارجه جمهوری اسلامی بهتر از همه میدانست که او را ۹ مرداد به قتل رساندهاند.
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
«تمام زندگى من تلاشى بوده است براى قدم برداشتن در جهت روشن نيمكره زمين.
نمیدانم از كجا آمدهام و به كجا میروم، فقط میدانم كه مردن را دوست ندارم و اين را نيز میدانم كه مردن میتواند انتهاى كار نباشد! میخواهم ادامه داشته باشم چون روز را دوست دارم و گل را دوست دارم و عاشق آفتاب هستم و نيز به اين دليل كه میخواهم تمام مردم از زمانى كه به دنيا میآيند با روز و گل و آفتاب و آيينه و آب رفاقت كنند.
هميشه عاشق انسان بودهام و همواره در اين انديشه به سر بردهام كه بايد مرتبه و مقام والاى انسان را به او شناساند و به او باز پس داد. از اينكه مردم دشمن مردم بودهاند دردها كشيدهام و از اينكه انسان قاتل انسان شده است رنج ها بردهام.»
قسمتى از مقدمه كتاب شعر "من و آن من ديگر"
فريدون فرخ زاد-جولاى ١٩٨٣
لوس انجلس
پیکر بیجان #فریدون_فرخزاد ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ پیداشد، ولی وزارت خارجه جمهوری اسلامی بهتر از همه میدانست که او را ۹ مرداد به قتل رساندهاند.
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#موزیک_ویدئو
آبی آسمان، چه غمگین است
قلب من سنگ سردِ زمین است
آنچه مانده از عشق، فقط این است
که تو دیگر هرگز، نمی آیی...
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آبی آسمان، چه غمگین است
قلب من سنگ سردِ زمین است
آنچه مانده از عشق، فقط این است
که تو دیگر هرگز، نمی آیی...
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#چکامه
من همیشه دوستتون داشتم
چون احتیاجی بهتون ندارم، میتونم بهتون بگم راست میگم...
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
من همیشه دوستتون داشتم
چون احتیاجی بهتون ندارم، میتونم بهتون بگم راست میگم...
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه
درد ما مردمی است که قبل از نگاه کردن به خود،
می خواهند کشورشان را تغییر دهند!
مردمی که همه می نالند
ولی خودشان را نمی بینند
درد ما مردم است،
آدم هاست ، همین خودمان ها
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
درد ما مردمی است که قبل از نگاه کردن به خود،
می خواهند کشورشان را تغییر دهند!
مردمی که همه می نالند
ولی خودشان را نمی بینند
درد ما مردم است،
آدم هاست ، همین خودمان ها
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
شومن معروف تلویزیون به هنگام کشته شدن حمید اشرف، رهبر مشهور چریک های فدائی، با دسته گل به دیدار مادر او رفت و به گفته خود به همین دلیل "از رادیو اخراج شد."شوق همکاری با چپ پس از انقلاب نیز رخ نمود.
یک شاهد عینی نقل می کند که فریدون فرخزاد پس از انقلاب در پاسخ به درخواست سازمان فدائی برای همکاری هنرمندان با این سازمان، به "کارگاه هنر" ستاد چریک های فدائی رفت اما یکی از فرماندهان وقت سازمان دستور داد "فورا این بچه قرتی را از ستاد بیرون می اندازید."
تصور همکاری با شومنی که شایعه همجنس گرائی او بر زبان ها جاری بود، در ذهنیت بسته چپ سنتی آن روزگار نمی گنجید.
فریدون فرخزاد از هنجار مسلط بر جامعه و چپ سنتی ایران بی خبر نبود اما کردار او نشانه آن بود که او با تضادهای درون خود، یا آن چه را که فرهنگ مسلط آن روزگار تضاد می پنداشت، به صلح و آشتی رسیده است.
پس از انقلاب به خارج از کشور مهاجرت کرد. تک رو و از تعلق سازمانی، محفلی و گروهی آزاد بود و استعداد و آن چه را در توان داشت علیه استبداد حکومتی به کار گرفت. به هنگام جنگ عراق علیه ایران به عراق سفر و از اردوگاه اسیران جنگی ایرانی دیدار کرد و کوشید تا مخاطبان خود را به حمایت از کودکان و نوجوانان اسیر ایرانی ترغیب کند.
نیروهای خودسر وزارت اطلاعات دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی حتی منتقدانی چون اعضای نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی ها را تحمل نمی کردند و گروهی از آنان نیز زندانی و شکنجه شدند اما فریدون فرخزاد، به رغم کارنامه ای که پشت سر داشت، در همین روزگار به کسانی اعتماد کرد که از فراهم کردن امکان بازگشت او به ایران و اجازه سفر به مادر بیمار او سخن می گفتند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجاره عقب مانده و خاک سپاری غریبانه جسد سلاخی شده فرخزاد در گوری رایگان در شهر بن، انزوای هنرمند پرآوازه ای چون او را تصویر و برخورد بی رحمانه جامعه تبعیدی ایرانیان را با او نشان می دهد.
تبعید، هنرمند و نویسنده را از مخاطبان محروم می کند و فضای بسته تبعید، انزوا و سرخوردگی را بر هنرمندان و نویسندگانی تحمیل می کند که به وابستگی به گرایش ها، سازمان ها و محفل ها تن نمی دهند.
فریدون فرخزاد در سال های پایانی زندگی خود از محیط تبعیدی ایرانی خارج از کشور سرخورده بود. شور و اشتیاق فعالان تبعیدی عرصه فرهنگ به حضور در میان مخاطبان و به زندگی در جامعه اصلی، سرخوردگی از فضای تبعیدی را تشدید می کند و فریدون فرخزاد چون بسیاری از نویسندگان و هنرمندان تبعیدی به بازگشت به میهن و به زندگی در میان مخاطبان خود نیاز داشت و به سخنان قاتلان خود که از بازگشت او به ایران سخن می گفتند اعتماد کرد.
آدمیان اسیر در تنگناهای ناگزیر، گاه نیازهای خود را واقعیت می پندارند و با فراموش کردن واقعیت های سرسخت زمینی، به گمان زیبای امکان تحقق آرزوهای خود پناه می برند.
فریدون فرخزاد که به درمان مادر خود در اروپا و به بازگشت به ایران می اندیشید، آرزوهای انسانی خود را با واقعیت های ناانسانی یکی گرفت و به پیام آورندگان مرگ اعتماد کرد.
فریدون فرخزاد در مقدمه نخستین مجموعه شعر خود با عنوان «در نهایت جمله آغاز است عشق» نوشت:
"خجالت می کشم که چاپ اول کتابم در لس آنجلس منتشر میشود"
آخرین مجموعه شعر او «من از مردن خسته ام» نام داشت.
زندگی همین است یا باید خودت را با سعادتهای زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادتهای دیریاب و غیر معمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما به هر حال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را میخورد و خرد میکند. من قیافهام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آینده خفهام میکند ولی بگذریم ...بگذریم ... بگذریم!
از نامههای #فروغ به #فریدون_فرخزاد
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
یک شاهد عینی نقل می کند که فریدون فرخزاد پس از انقلاب در پاسخ به درخواست سازمان فدائی برای همکاری هنرمندان با این سازمان، به "کارگاه هنر" ستاد چریک های فدائی رفت اما یکی از فرماندهان وقت سازمان دستور داد "فورا این بچه قرتی را از ستاد بیرون می اندازید."
تصور همکاری با شومنی که شایعه همجنس گرائی او بر زبان ها جاری بود، در ذهنیت بسته چپ سنتی آن روزگار نمی گنجید.
فریدون فرخزاد از هنجار مسلط بر جامعه و چپ سنتی ایران بی خبر نبود اما کردار او نشانه آن بود که او با تضادهای درون خود، یا آن چه را که فرهنگ مسلط آن روزگار تضاد می پنداشت، به صلح و آشتی رسیده است.
پس از انقلاب به خارج از کشور مهاجرت کرد. تک رو و از تعلق سازمانی، محفلی و گروهی آزاد بود و استعداد و آن چه را در توان داشت علیه استبداد حکومتی به کار گرفت. به هنگام جنگ عراق علیه ایران به عراق سفر و از اردوگاه اسیران جنگی ایرانی دیدار کرد و کوشید تا مخاطبان خود را به حمایت از کودکان و نوجوانان اسیر ایرانی ترغیب کند.
نیروهای خودسر وزارت اطلاعات دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی حتی منتقدانی چون اعضای نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی ها را تحمل نمی کردند و گروهی از آنان نیز زندانی و شکنجه شدند اما فریدون فرخزاد، به رغم کارنامه ای که پشت سر داشت، در همین روزگار به کسانی اعتماد کرد که از فراهم کردن امکان بازگشت او به ایران و اجازه سفر به مادر بیمار او سخن می گفتند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجاره عقب مانده و خاک سپاری غریبانه جسد سلاخی شده فرخزاد در گوری رایگان در شهر بن، انزوای هنرمند پرآوازه ای چون او را تصویر و برخورد بی رحمانه جامعه تبعیدی ایرانیان را با او نشان می دهد.
تبعید، هنرمند و نویسنده را از مخاطبان محروم می کند و فضای بسته تبعید، انزوا و سرخوردگی را بر هنرمندان و نویسندگانی تحمیل می کند که به وابستگی به گرایش ها، سازمان ها و محفل ها تن نمی دهند.
فریدون فرخزاد در سال های پایانی زندگی خود از محیط تبعیدی ایرانی خارج از کشور سرخورده بود. شور و اشتیاق فعالان تبعیدی عرصه فرهنگ به حضور در میان مخاطبان و به زندگی در جامعه اصلی، سرخوردگی از فضای تبعیدی را تشدید می کند و فریدون فرخزاد چون بسیاری از نویسندگان و هنرمندان تبعیدی به بازگشت به میهن و به زندگی در میان مخاطبان خود نیاز داشت و به سخنان قاتلان خود که از بازگشت او به ایران سخن می گفتند اعتماد کرد.
آدمیان اسیر در تنگناهای ناگزیر، گاه نیازهای خود را واقعیت می پندارند و با فراموش کردن واقعیت های سرسخت زمینی، به گمان زیبای امکان تحقق آرزوهای خود پناه می برند.
فریدون فرخزاد که به درمان مادر خود در اروپا و به بازگشت به ایران می اندیشید، آرزوهای انسانی خود را با واقعیت های ناانسانی یکی گرفت و به پیام آورندگان مرگ اعتماد کرد.
فریدون فرخزاد در مقدمه نخستین مجموعه شعر خود با عنوان «در نهایت جمله آغاز است عشق» نوشت:
"خجالت می کشم که چاپ اول کتابم در لس آنجلس منتشر میشود"
آخرین مجموعه شعر او «من از مردن خسته ام» نام داشت.
زندگی همین است یا باید خودت را با سعادتهای زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادتهای دیریاب و غیر معمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما به هر حال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را میخورد و خرد میکند. من قیافهام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آینده خفهام میکند ولی بگذریم ...بگذریم ... بگذریم!
از نامههای #فروغ به #فریدون_فرخزاد
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه
شاید خوب نباشد
همیشه زیبا باشی
اما......
چه زیباست
همیشه خوب باشی
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
شاید خوب نباشد
همیشه زیبا باشی
اما......
چه زیباست
همیشه خوب باشی
#فریدون_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم. من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد.
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم. من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد.
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
درد ما مردمی است که
قبل از نگاه کردن به خود،
میخواهند کشورشان را تغییر دهند!
مردمی که همه مینالند
ولی خودشان را نمیبینند
درد ما مردم است،
آدم هاست، همین خودمان ها
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
درد ما مردمی است که
قبل از نگاه کردن به خود،
میخواهند کشورشان را تغییر دهند!
مردمی که همه مینالند
ولی خودشان را نمیبینند
درد ما مردم است،
آدم هاست، همین خودمان ها
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم. من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم. من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
💥از ایران می خوانم، از ایران صحبت می کنم، برای ایران قدم بر می دارم، با یاد ایران می خوابم و با یاد ایران بیدار می شوم...
🎤زندهیاد #فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
💥از ایران می خوانم، از ایران صحبت می کنم، برای ایران قدم بر می دارم، با یاد ایران می خوابم و با یاد ایران بیدار می شوم...
🎤زندهیاد #فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
متاسفم که توی فرهنگی بزرگ شدم که
مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا نزدیکترند!
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
متاسفم که توی فرهنگی بزرگ شدم که
مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا نزدیکترند!
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
متاسفم که توی فرهنگی بزرگ شدم که
مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا نزدیکترند!
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
متاسفم که توی فرهنگی بزرگ شدم که
مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا نزدیکترند!
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
💥قابل توجه سلطنتطلبانی که در پوشش طرفداری از شاهزاده #رضا_پهلوی بدنبال تخریب و سرکوب سایر سلایق سیاسی هستند. این کار شما اگر آگاهانه هست: خیانت به ایران و مردمشه، و اگر ناآگاهانه هست: بدانید که باعث تفرقه و ناامیدی سایر مردم و آب به آسیاب ج.اسلامی ریختنه.
✍️با رفتار خوبتون، مردم رو جذب کنید، نه اینکه مردم را از شاهزاده، بترسونید و فراری بدین.
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
💥قابل توجه سلطنتطلبانی که در پوشش طرفداری از شاهزاده #رضا_پهلوی بدنبال تخریب و سرکوب سایر سلایق سیاسی هستند. این کار شما اگر آگاهانه هست: خیانت به ایران و مردمشه، و اگر ناآگاهانه هست: بدانید که باعث تفرقه و ناامیدی سایر مردم و آب به آسیاب ج.اسلامی ریختنه.
✍️با رفتار خوبتون، مردم رو جذب کنید، نه اینکه مردم را از شاهزاده، بترسونید و فراری بدین.
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم.
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
#روز_عشق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم.
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
#روز_عشق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#روز_عشق
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم.
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#روز_عشق
باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی گردد که به سوی آن گام برمیداریم.
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد ...
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
از غم عشق در این خانه نهانیم هنوز
جمله دیروز و به فردا نگرانیم هنوز
گر چه از خویش بریدم و تهی باده شدیم
عاشق عشق جهان بین جهانیم هنوز
با بهار آمد و با برف شد آن باد صبا
ما اسیرسفر باد خزانیم هنوز
کاش می آمد و می دید پریشانی دل
آنکه پنداشت همه بی خبرانیم هنوز
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن
کاندرین خلوت اندیشه زبانیم هنوز
درد ما را به کجا می برد این قافله عمر
ما در این گرگ سرا نای شبانیم هنوز
آه از فقر دل خویش چه گویم به رفیق
در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز
عشق گنجیست که هر کس نتواند دیدن
دیده ایم و زپی اش پای فشانیم هنوز
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
از غم عشق در این خانه نهانیم هنوز
جمله دیروز و به فردا نگرانیم هنوز
گر چه از خویش بریدم و تهی باده شدیم
عاشق عشق جهان بین جهانیم هنوز
با بهار آمد و با برف شد آن باد صبا
ما اسیرسفر باد خزانیم هنوز
کاش می آمد و می دید پریشانی دل
آنکه پنداشت همه بی خبرانیم هنوز
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن
کاندرین خلوت اندیشه زبانیم هنوز
درد ما را به کجا می برد این قافله عمر
ما در این گرگ سرا نای شبانیم هنوز
آه از فقر دل خویش چه گویم به رفیق
در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز
عشق گنجیست که هر کس نتواند دیدن
دیده ایم و زپی اش پای فشانیم هنوز
#فریدون_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity