🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#ایتالیا_آمریکا
#ماریو_پوزو
ماریو جیانلویجی پوزو نویسنده ایتالیایی آمریکایی و برنده دوباره جایزه اسکار در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ میباشد. شهرت ماریو پوزو به خاطر رمانهای مافیایی وی و علیالخصوص رمان پدر خوانده که مبنای ساخت فیلمی به همین اسم در سال ۱۹۷۲ و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا شد میباشد.
🔹پوزو در یک خانواده مهاجر فقیر که از ناپل ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بود متولد شد. وی پس از فارغ تحصیل شدن از سیتی کالج نیویورک در دوران جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آمریکا پیوست ولی به علت کم بینایی اجازه رزم به وی ندادند و به عنوان افسر روابط عمومی در آلمان گمارده شد.پس از جنگ جهانی وی اولین کتابش به نام عرصه تاریک (The Dark Arena) را نوشت که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.
🔹اثر مطرح پوزو به نام پدر خوانده در سال ۱۹۶۹ منتشر شد وی بعدها در مصاحبهای با لری کینگ انگیزه اصلی خود از نوشتن این کتاب را کسب درآمد عنوان نمود. سرانجام به علت نارسایی قلبی و در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۹ پوزو در خانه شخصیش در نیویورک فوت کرد.
🔹رمان پدرخوانده مانند دیگر آثار پوزو، زندگی سنتی و بر پایه اصول مشخص خاندانهای مافیایی را به تصویر میکشد. ولی پوزو در این اثر فرجام گروههای مافیایی و دور شدن نسل جدید خانواده از ارزشهای پدران خود را روایت کرده است. حبیبالله شهبازی در مقدمهی کتاب در اینباره نوشته است: «نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان ندارند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از اصل خود، که قدرتمند و ثروتمندشان کرد، دور شده و نابود میشوند. و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد: کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر. و اکنون مافیا همهجا هست: از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیرگاو و ترهبار و کود حیوانی!»
مقدمه زائر(مهاجر) خوشبخت
🔹در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند.
ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #زائر_خوشبخت (مهاجر خوشبخت)
نویسنده : ماریو پوزو
📝 در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمرهی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند. ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔹آثار
صحنهیِ تاریکی
مسافر خوشبخت
فرار تابستانی دیوید شاو
پدرخوانده
احمقها میمیرند
سیسیلی
چهارمین کا
آخرین پدرخوانده
اُمرتا
خانواده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#ایتالیا_آمریکا
#ماریو_پوزو
ماریو جیانلویجی پوزو نویسنده ایتالیایی آمریکایی و برنده دوباره جایزه اسکار در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ میباشد. شهرت ماریو پوزو به خاطر رمانهای مافیایی وی و علیالخصوص رمان پدر خوانده که مبنای ساخت فیلمی به همین اسم در سال ۱۹۷۲ و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا شد میباشد.
🔹پوزو در یک خانواده مهاجر فقیر که از ناپل ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بود متولد شد. وی پس از فارغ تحصیل شدن از سیتی کالج نیویورک در دوران جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آمریکا پیوست ولی به علت کم بینایی اجازه رزم به وی ندادند و به عنوان افسر روابط عمومی در آلمان گمارده شد.پس از جنگ جهانی وی اولین کتابش به نام عرصه تاریک (The Dark Arena) را نوشت که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.
🔹اثر مطرح پوزو به نام پدر خوانده در سال ۱۹۶۹ منتشر شد وی بعدها در مصاحبهای با لری کینگ انگیزه اصلی خود از نوشتن این کتاب را کسب درآمد عنوان نمود. سرانجام به علت نارسایی قلبی و در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۹ پوزو در خانه شخصیش در نیویورک فوت کرد.
🔹رمان پدرخوانده مانند دیگر آثار پوزو، زندگی سنتی و بر پایه اصول مشخص خاندانهای مافیایی را به تصویر میکشد. ولی پوزو در این اثر فرجام گروههای مافیایی و دور شدن نسل جدید خانواده از ارزشهای پدران خود را روایت کرده است. حبیبالله شهبازی در مقدمهی کتاب در اینباره نوشته است: «نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان ندارند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از اصل خود، که قدرتمند و ثروتمندشان کرد، دور شده و نابود میشوند. و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد: کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر. و اکنون مافیا همهجا هست: از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیرگاو و ترهبار و کود حیوانی!»
مقدمه زائر(مهاجر) خوشبخت
🔹در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند.
ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #زائر_خوشبخت (مهاجر خوشبخت)
نویسنده : ماریو پوزو
📝 در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمرهی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند. ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔹آثار
صحنهیِ تاریکی
مسافر خوشبخت
فرار تابستانی دیوید شاو
پدرخوانده
احمقها میمیرند
سیسیلی
چهارمین کا
آخرین پدرخوانده
اُمرتا
خانواده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity