🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۴ اسفند زادروز #ایرج_پارسی‌نژاد

( زاده ۴ اسفند ۱۳۱۷ آبادان ) ادیب، محقق و منتقد ادبی

پارسی‌نژاد پس از پايان تحصيلات متوسطه در دبیرستان هدف شماره یک تهران، تحصيلات عالی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات تهران ادامه داد و در نخستین دوره زبان شناسی و زبان و ادبیات باستانی موفق به دریافت مدرك فوق ليسانس (کارشناسی ارشد) شد. او ضمن تحصیل دانشگاهی در موسسه انتشارات فرانکلین، مدیر تولید و ویراستار بود و در سال ۱۳۴۳ در پی تاسیس "بنیاد فرهنگ ایران" از جانب دکتر خانلری به عنوان پژوهشگر به کار دعوت شد.
وی در آغاز کار تلویزیون ملی ایران، مسئولیت اداره بخش فرهنگی و برنامه های ادبیات ایران و جهان و معرفی و بررسی کتاب را برعهده گرفت و سپس برای تکمیل تحصیلات عالی خود راهی انگلیس شد و در دانشگاه آکسفورد موفق به دریافت مدرک دکتری در رشته ادبیات تطبیقی شد.
او در دوره تحصیل در دانشکده ادبیات، نزد استادانی مانند ابراهیم پورداود، بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال همایی، مدرس رضوی، ناتل خانلری، محمد معین و ذبیح‌اله صفا دانش آموخت.

فعاليت‌های آموزشی: وی سالها در دانشگاه‌های آمریکا به تدریس رشته مورد تخصص خود سرگرم بود و به مدت ۱۷ سال در دانشگاه مطالعات خارجی توکیو تا زمان بازنشستگی به تدریس و تحقیق ادامه داد. او سخنرانی‌های متعدد و مقالات بسیار در مراکز و نشریات تخصصی زبان و ادبیات خاورمیانه در خارج از ایران دارد.
به نظر او سنت نقد ادبی، به مفهوم علمی و اروپایی آن در ادبیات فارسی موجود نیست. او معتقد است مبحث «نقد ادبی جديد» با آنچه در سنت ادبي فارسی در اين زمينه وجود دارد از بنياد متفاوت است. «آثاری كه به عنوان مباحث انتقاد ادبی از گذشتگان ما به جا مانده، يا از نوع «نقد ذوقی» است كه شاعران از سر ذوق به كنايه و تعريض به خرده‌گيری از يكديگر پرداخته‌اند، مانند اشاره انتقادی فردوسی به ناتندرستی شعر دقيقی و نكته گيری های عنصری و غضائری از يكديگر و يا از مقوله «نقد فنی» است كه در كتاب‌های بلاغت و بديع و قافيه از مقدمات ظاهری كلام سخن رفته. مانند ترجمان البلاغه از محمدبن عمر رادويانی و حدائق‌السحر از رشيد وطواط و چهارمقاله نظامی عروضی و لباب‌الالباب محمدعوفی و المعجم فی‌معايير اشعارالعجم شمس قيس‌رازی. اما در همه اين آثار كمتر نشانی از تحليل موضوع و قضاوت درباره ارزش ذاتی آثار ادبی ديده می‌شود.» میرزافتحعلی آخوندزاده نخستین منتقدی است که بنیاد نقد ادبی جدید ایران را گذاشت. معاصران او: میرزا آقاخان کرمانی، زین‌العابدین مراغه‌ای، میرزاملکم‌خان و طالبوف تبریزی نیز هریک با آثار خود بر این میراث افزودند.
پارسی‌نژاد در اين سال‌ها علاوه بر حفظ پيوندهايش با جريان نقد ادبی در ايران، از تحقيق و مداقه در وضع ادبيات كلاسيك در خارج از ايران نيز غافل نمانده و به نقد آن آثار پرداخته است.

آثار
به زبان انگلیسی:
A History of Literary Criticism in Iran (1866-1951)
را انتشارات IBEX در واشنگتن منتشر کرد.

به زبان فارسی:
روشنگران و نقد ادبی
علی دشتی و نقد ادبی
خانلری و نقد ادبی
احسان طبری و نقد ادبی
نیمایوشیج و نقد ادبی
محمدتقی بهار و نقد ادبی
فاطمه سیاح و نقد ادبی
زرین‌کوب و نقد ادبی
ایرج پارسی نژاد سالهاست به تحقیق و بررسی آثار دکتر شفیعی کدکنی در حوزه‌ی نقد ادبی پرداخته که منتشر می‌شود.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

ﻫﺮ ﮐﺲ ﺯ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺑﺮﺩ ﭼﯿﺰﯼ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺩﺯدِ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ٬ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺳﺖ

#ایرج_میرزا

به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد

خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد

از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد

دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد

#ایرج_میرزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

شعر #ایرج_میرزا که برای #سنگ_مزارش سرود:

ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
اینکه خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهان‌ست اینجا
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طرب و مستی بود
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هر که را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زنده‌ی من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گر چه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دلِ خاک دلم شاد کنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

لحظه‌ای بیش نبود
آن‌چه ز عمر تو گذشت

وآن‌چه باقیست
به یک لحظه‌ی دیگر گذرد...

#ایرج_میرزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

عاشقي محنت بسيار كشيد
تا لب دجله به معشوقه رسيد
نا شده از گل رويش سيراب
كه فلك دسته گلي داد به اب
نازنين چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
ديد در روي شط آيد به شتاب
نو گلي چون گل رويش شاداب
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
خوانده بود اين مثل ان مايه ناز
كه نكويي كن ودر اب انداز
گفت به به چه گل زيباييست
لایق دست چو من رعنایی است
حيف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره ناياب او را
گفت رو تا كه زهجرم برهي
نام بي مهري بر من ننهي
مورد نيكي خواصت كردم
از غم خويش خلاصت كردم
باري ان عاشق بيچاره چو بط
دل بدريا زد وافتاد به شط
ديد ابيست گوارا ودرشت
به نشاط امد ودست از جان شست

#ایرج_میرزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هرچه کند در #حجاب کند

از او دلیل نباید خواست که #گرگ
به هردلیل که شد بره را مجاب کند

از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیره‌ات خطاب کند

#ایرج_میرزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

🦋🦋🦋کودکانه گویی های "بهار" 🦋🦋🦋

در تاریخ ادب فارسی# مهدی قلی خان هدایت .#ایرج میرزا . #حاجی میرزا یحیی دولت آبادی .#علی اکبر صابرو....در زمینه ی شعر کودک و نوجوان آثار ارزنده ای دارند.
🦋استاد# محمد تقی بهار نیز کودکانه گویی های قابل تاملی دارد:

#"اندرز به جوانان" . #"بچه ترس" .#"تنبلی عاقبتش حمالی ست".#"رنج و گنج".# "خدا و والدین" .#"مونس پدر" و# "سرود مدرسه" از مهم ترین آنهاست.

🦋در #" سرود مدرسه" به مام میهن و ارزش های باستانی و هویت ملی به زبان ساده می پردازد:

ما همه کودکان ایرانیم
مادر خویش را نگهبانیم...

زاده ی# کوروش و# هخامنشیم
بچه ی# قارن و# نریمانیم...

ملک ایران یکی گلستانست
ما گل سرخ این گلستانیم...

کار ما ورزش است و خواندن درس
همه از تنبلی گریزانیم

چون نیاکان باستانی خویش
راستگوی و درست پیمانیم.......

مستی و کارهای بی معنی
کار ما نیست زان که انسانیم.......

حالیا بهر افتخار وطن
ما شب و روز درس می خوانیم

🦋#بهار در شعر#" خدا و والدین" به اهمیت جایگاه مادر تاکید می ورزد:

ایا کودک خوب شیرین زبان
مشو غافل از مادر مهربان.....

خدا منعم ست و مربی پدر
بود مادر از هر دو دلسوزتر

خدا را پرست و پدر را ستای
ولی جان به قربان مادر نمای

🦋در شعر#" رنج و گنج" به اهمیت و ضرورت کار و تلاش اشاره می کند:

برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار

نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همی خواست خفت......

در یک تمثیل زیبا و نصیحت پدر به پسران که در زمین گنجی نهفته ست و مهر ماه باید شخم بزنید و ..... بهار رمزکاوی می کند که گنجی یافته نشد ولی در نتیجه ی کار و تلاش پسران و رنجی که کشیدند زمین سبز شد و گنج به گونه ای دیگر حاصل شد.

🦋شعر# "بچه ترس" از جای گرفتن ترس تجربه شده در دوران کودکی می گوید .

یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی........

ز میدانش اگر سیمرغ بودی
به ضرب یک لگد بیرون نمودی.....

یکی روز از قضا در طرف باغی
پرید از نزد او لاغر کلاغی

خروس از بیم کرد آن گونه فریاد
که اندر خیل مرغان شورش افتاد......

پس از لختی که فارغ شد خیالش
یکی از محرمان پرسید حالش....

خروس پهلوان با ماکیان گفت
کس از یار موافق راز ننهفت

من آن روزی که بودم جوجه ای خُرد
کلاغ از پیش رویَم جوجه ای برد ....

ز عهد کودکی تا این زمانه
اگر پرّد کلاغی زآشیانه

همان وحشت شود اندر دل من
که آکنده ست در آب و گل من

فراوان در شجاعت خوانده درسم
ولی از این کلاغان بچه ترسم


و نتیجه ای که در پایان شعر آورده می شود، از ین قرارست:

چو ترسی در دل کودک مکان کرد
ببالد هر چه بالاتر رود مرد

🦋در شعری دیگر دوباره به اهمیت کار و تلاش برای رسیدن به هدف و خوشبختی می پردازد. شعر" تنبلی عاقبتش حمالی ست" با بیت آغازین:

دو نفر بچه ی مقبول و قشنگ
نام این سنجر و آن یک هوشنگ

از سرانجام دو کودک می گوید هوشنگ که با تلاش به علم و شهرت و ثروت می رسد و #سنجر که در اسباب کشی# هوشنگ حمّال وسایل او می گردد و در پایان شعر:

گفت این بر همه مردم حالی ست
تنبلی عاقبتش حمّالی ست

هر که او می کند از درس، فرار
آخرِ کار شود مفلس و خوار

🦋مهم ترین دغدغه های استاد# محمد تقی بهار در شعر های کودک خویش عاقبت ایران و کودکان ایران ست .هویت ملی .کار و تلاش و دانش اندوزی و رعایت مهم ترین اصول اخلاقی مانند:
راستگویی و وفای به عهد و پیمان و مهر ورزی و شهامت و....محور موضوعی و شالوده ی پند و پیام های کودکانه گویی های اوست.

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

#ایرج_زند

به بهانه هفتادمین سالروز تولد «ایرج زند»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

#ایرج_زند

به بهانه هفتادمین سالروز تولد «ایرج زند»

ایرج زند در سال ۱۳۲۹ در تهران متولد شد. او در سال ۱۳۴۶ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و در سال۱۳۵۴ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در سال ۱۳۶۰ همزمان با شروع جنگ ایران و عراق از دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت. ایرج زند از سال ۱۳۶۴ بیش از ۱۵۰ نمایشگاه انفرادی برگزار کرد و در بیش از ۳۵ نمایشگاه گروهی در ایران، فرانسه، آلمان، کویت و پرتقال آثار مجسمه و نقاشی‌اش را به تماشا گذاشت. زند از سال ۱۳۶۳ به تدریس در دانشگاه‌های هنری ایران پرداخت. او عضو هیئت مدیره انجمن هنرمندان نقاش ایران نیز بوده است.
از جمله آثار مهم او می‌توان به مجموعه مجسمه‌های فلزی او اشاره کرد که حاصل برش و خمش صفحات دو بعدی و در نتیجه تبدیل آنان به حجم‌ها و فرم‌های سه بعدی است. بر خلاف بیشتر گونه‌های دیگر مجسمه، آثار زند از تمامی جهات دیداری قابل برداشت و دارای هویت اند. وی در آخرین نمایشگاه خود از پلکسی گلاس به جای صفحات فولادی نیز استفاده کرده بود.
این هنرمند با گمان ابتلا به یک بیماری ساده تنفسی یا گوارشی در بیمارستان بستری شد اما بیماری‌اش سرطان روده و معده تشخیص داده شد. ایرج زند در تاریخ ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۵ در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

مروری برآثار

#ایرج_زند


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

«من یک روز گرم تابستان، دقیقاً سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر دوازدهم یا چهاردهم مرداد بود شاید اینطور نمی شد…»

#ایرج_پزشکزاد

ایرج پزشک‌زاد نویسنده شهیر ایران معاصر ۲۲ دی ماه در لس‌آنجلس در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
رمان دایی جان ناپلئون مشهورترین اثر آقای پزشکزاد بود که در سال ۱۳۴۹ منتشر شده بود و در دهه پنجاه سریالی هم بر اساس آن ساخته شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

‏ من خود آنچه دیروز نوشته‌ام امروز خوب نمی‌فهمم چرا انتظار دارم که دیگران حقیقت حال و قصد مرا از نوشته‌ام دریابند.


📒آسمون ریسمون
#ایرج_پزشکزاد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#فهرست آثار زنده یاد #ایرج_پزشکزاد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#فهرست آثار زنده یاد #ایرج_پزشکزاد


#طنز

حاج مم‌جعفر در پاریس (۱۳۳۳) (خاطرات)
ماشاءالله خان در بارگاه هارون‌الرشید (۱۳۳۷) (رمان)
بوبول (۱۳۳۸) (طنزیات اجتماعی)
آسمون ریسمون[۱۵] (۱۳۴۲) (طنزیات ادبی)
دایی‌جان ناپلئون (۱۳۴۹) (رمان)
ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد (۱۳۵۲) (نمایش‌نامه)
انترناسیونال بچه‌پرروها (۱۳۶۳) (طنزیات سیاسی)
شهر فرنگ از همه رنگ (احتمالاً ۱۳۷۲)[۱۶] (طنزیات سیاسی و اجتماعی)
خانوادهٔ نیک‌اختر (۱۳۸۰) (رمان)
رستم‌صولتان (۱۳۸۴) (طنزیات اجتماعی)
گلگشت خاطرات (۱۳۸۶) (طنزیات اجتماعی)
پسر حاجی باباجان (۱۳۸۷) (نمایش‌نامه)
به یاد یار و دیار (۱۳۹۱) (خاطرات)
صندوق لعنت (۱۳۹۴) (نمایش‌نامه)
بلیط خان‌عمو (نمایش‌نامه)[۱۷]

#تاریخی

مروری در واقعهٔ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و قانون مصونیت نظامیان آمریکایی[۱۸] (تاریخ)
مروری در تاریخ انقلاب روسیه (۱۳۷۰) (تاریخ)
مصدق بازمصلوب: چند مقالهٔ سیاسی (۱۳۷۲) (مقالات سیاسی)
مروری در تاریخ انقلاب فرانسه (۱۳۸۱) (تاریخ)
طنز فاخر سعدی (۱۳۸۱) (نقد و تفسیر)
حافظ ناشنیده‌پند (۱۳۸۳) (سرگذشت‌نامه و رمان تاریخی)
مروری در انقلاب مشروطیت ایران (۱۳۸۴) (تاریخ)
ریشه‌های اختلاف چین و شوروی (رساله)[نیازمند منبع]

#ترجمه

روزولت / سارا دلانو روزولت (۱۳۲۶)
ملک مقرب در جمع شیاطین / موریس دوکبرا (۱۳۳۱)
دختر گرجی / موریس دوکبرا (۱۳۳۴)
زندانی کازابلانکا / موریس دوکبرا (۱۳۳۵)
دزیره / آن ماری سلینکو (۱۳۳۵)
افسونگران دریا / آلفرد ماشار (۱۳۳۶)
جمیله / هانری بوردو (۱۳۳۷)
عدالت اجرا شده‌است / ژان مکر (۱۳۳۷)
دو سرنوشت / ویلکی کالینز (۱۳۴۵)
فردا گریه خواهم کرد / لیلیان راث (۱۳۴۵)
ماروا / موریس دوکبرا (۱۳۶۲)
شوایک سرباز پاکدل / یاروسلاو هاشک (۱۳۶۴)

#مقاله‌ها

سوم اسفند ۱۳۵۷، یازده روز پس از پیروزی انقلاب ۵۷، ایرج پزشک‌زاد در کیهان مقاله‌ای به نام «آن‌ها که می‌خواهند غنائم خونین انقلاب را تقسیم کنند» نوشت. در این مقاله او به بازگویی روایت انقلاب فرانسه می‌پردازد و هشدار می‌دهد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#تلنگر

پلنگ آمد بکشش
شیر دیدم می‌کشیش
پرنده اینجاست بکشش
روباه آنجاست می‌کشتیش
گربه خوابیده بزن بکشش
سگ پاس می‌کند بکشیمش
لانه‌ مورچه‌هاست خراب کنیم
و...و...و...

متاسفم برای امت اسلامی که جز کشتن، تباه کردن و ویران نمودن چیزی نیاموختتد و بلد نیستند.
متاسفم برای آدم‌هایی که:
کُشنده‌اند، جان‌ستانند، بی‌جان می‌کنند، نابود کننده‌‌اند، ویرانگرند، تباه‌گرند، ستمگرند و...

می‌بایست چه در مورد آدم‌ها و چه درباره جانوران:
زندگی‌بخش باشیم.
روزی‌ رسان باشیم.
مهربان باشیم.

هر جانداری هر جانوری همچو من و تو، حق زندگی دارد چرا که جهان و زمین هم سهم او نیز هست.

در پایان نیز برای برخی‌ها #ایرانیت و #آدمیت را آرزوست.

ننگ و نفرین آفرینش بر حکومت ستمگر، غارتگر، ویرانگر و جنایتکار اسلامی که نابود کننده و تباه کننده است
باری
بر این پلنگ زیبای ایرانی اول گلوله واقعی شلیک کردند سپس به او دارت بیهوشی زدند.
اینجاست که #ایرج_میرزا می‌گوید:
ولی آخر از اول بود معلوم.

پلنگ زیبای سرزمینم به جایی که آدم‌ها از جانوران گرفتند برای لقمه خوراکی پا نگزار. این امت تازی زاده جز کشتن و تباه کردن چیزی نیاموختند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست
‏امیدی جز به سردار سپه نیست.
✍️ #ایرج_میرزا


ایرج میرزا، با آنکه خود از قاجار‌ها و نوه پسری فتحعلیشاه بود هنگامی که فقر، ناتوانی و نبود شدن ایران در دوره قاجار به چشم می‌دید، راه چاره را در قدرت‌گیری سردار سپه، دانست و درباره تلاش‌های #رضاخان برای کسب قدرت، سروده بالا را سرود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#آزادی‌خواهی_ایرانیان_در_مهرگان

سرگذشت کاوه آهنگر در #شاهنامه_فردوسی و خیزش او بر آژیدهاک، نشان از بیداری همگانی مردم در #ایران باستان است که برای نخستين بار به دادخواهی برخاسته تا پس از چیرگی و ستم بیگانگان بار دیگر به هویت راستین خویش دست یابند و به #آزادی، #آرامش و #آسایش برسند.

خیزش مهرگانی آن روزگار به پیشنهاد و پشتکار #کاوه_آهنگر آغاز گردید تا در برابر بیداد با ذهاک تازی ایستادگی کنند.
#کاوه چرم آهنگری خویش را بر نیزه کرد سپس گروه گروه #ایرانیان‌ را با خود همراه کرده به سراغ #فریدون از نژاد کیانی رفتند و سرانجام #ذهاک را از فرمانروایی بر ایرانیان برانداخته و در #کوه_دماوند به بند کشیدند.

این بیداد خواهی نمادین که در داستان شاهنامه فردوسی آمده است تا سبب نابودی ذهاک شده و فریدون از نژاده ای ایرانی را جایگزین فرمانروایی بیگانگان کرده است نه تنها به هر روزگاری دادخواهی ایرانیان را در برابر ستم و بیداد یادآوری خواهد کرد. بلکه آماج(:هدف) از خیزش کاوه آهنگر و پشتیبانی کنونی ایرانیان که از این رویداد باستانی می‌شود، بازگشت به بنیادهای فرهنگی گذشتگان، پایان یافتن نابخردی و رهایی از ارزش‌های فرهنگی ناهمگون و زیان‌آوری شده که ایرانیان را در هر روزگاری گرفتار خود کرده است.

ذهاک در این سرگذشت، نماد هویت فرهنگی بیگانگان است که به جنگ ارزش‌های فرهنگی ایرانیان آمده بود. برخورد فریدون به یاری #کاوه_آهنگر با ذهاک بیگانه، رویارویی دو فرهنگ ناهماهنگ و نابرابر شده است. چون یکی برپایه خردورزی، آزادی، منش نیک و دادگری بوده است، دیگری بر ساختار خردستیزی(با بیان خوردن مغز جوانان)، بیدادگری، ویرانی و تباهی می‌باشد.

ایرانیان با خیزش خود، افزون‌بر برانداختن وابستگی‌های بی‌ارزش بیگانه نشان دادند که خواستار آزادی، پایداری و جدا گشتن از بیداد سفارش شده در فرهنگ‌ها و باور بیگانگان است.

از پس این سرگذشت، چون #فریدون بر تخت پادشاهی تکیه زد، سرزمین پهناور ایران را میان پسرانش #ایرج و #سلم و تور بخش کرد و هر یک فرهنگ راستین گذشته را گسترش دادند. بدین‌روی پیش‌بند چرمی #کاوه_آهنگر نیز #درفش_کاویانی نام گرفت و سرآغاز پیدایش #پرچم(:درفش) در جهان گردید.
این رویداد سرنوشت ساز که هر ساله در ماه مهر یادآوری می‌شود از ویژگی‌های استوره‌‌ای جشن مهرگان است که به‌ ایرانیان دلاوری و پایبندی به همبستگی و همازوری بیشتری خواهد داد.

گفتنی است این جشن و آیین باستانی که از آیین مهر به یادگار مانده است تنها جشن برابری شب و روز، انبار کردن فرآوردهای کشاورزی و سرنگونی ذهاک در پیروزی فریدون نیست بلکه:
#مهرگان، نماد نخستین همبستگی ملی در سرزمین ایران است.
#مهرگان، نماد پیدایش وخودنمایی هویت راستین ایرانیان است.
#مهرگان، سرچشمه پیدایش سرزمین پهناوری به‌نام ایران است.
#مهرگان، نخستین جشن پایداری(:استقلال) و پیدایش فرمانروایی فرهنگی خردمندانه در ایران و جهان است.
#مهرگان، سرآغاز پیدایش نخستین پرچم در ایران و جهان بوده است.

ویژگی‌های #مهرگان را برای همیشه پاسداری خواهیم کرد.

✍️ #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران باستان.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی
.
به دنبال کدوم حرف و کلامی؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشق‌های دنیاست

#ایرج_جنتی_عطایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

#_وبا_وعبا

شنیدم که رندی به عهد قدیم
بیامد به نزدیک شخصی حکیم

بگفتا تو مردی جهاندیده‌ای
در اقصای عالم تو گردیده‌ای

بفرما که در بین نوع بشر
چه دردی بود بدتر و پر خطر

شنیدم که آن شخص نیکو نهاد
جواب سوالش بدین‌گونه داد

بگفتا که در بین نوع بشر
دو بیماریند پر ز شر و خطر

وبا هست اول بلایی قدر
فتد همچو آتش به نسل بشر

و بعد از وبا درد دیگر عباست
که خود عامل درد و رنج و بلاست

چو شیطان به زیر عبا پا نهاد
عبا گشت کانون جهل و فساد

عبا را کنون پرچم جهل دان
فساد و جهالت بزیرش نهان

چو حاکم شود بر دیاری عبا
در آن نشنوی غیر صوت عزا

وبا و عبا مثل یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

وبای جهالت ز زیر عباست
که خود منشا درد و رنج و بلاست

امان از عبا و امان از وبا
که شد ملت ما بدان مبتلا.

✍️ #ایرج_میرزا

به امید سرنگونی و نابود عبا و مبا و مذهب وحشی تازیان بیابانی در ایران‌زمین کهن پرگهر اهورایی‌مان💚🤍❤️

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


غم مخور گر نبوَد کار جهانت به
مراد

کار دنیا به مراد دلِ دانا نشود!

#ایرج_میرزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity