🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ فروردین سالروز درگذشت #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه عراق) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
کاوه گلستان (تقوی شیرازی) فرزند ابراهیم گلستان و فخری گلستان، همسر هنگامه گلستان و پدر مهرک گلستان بود. پیشه کاوه گلستان داستاننویسی و کارگردانی سینما، عکاسی و خبرنگاری بود. چاپ عکسهای گلستان از رویدادهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در بسیاری از مطبوعات معتبر کشورهای غربی، نامش را در میان خبرنگاران عکاس بینالمللی به نامی آشنا تبدیل کرد و جوایزی را نصیب او ساخت.
وی از سال ۱۳۷۳ به تدریس عکاسی در دانشکدههای هنری تهران پرداخت و از سال ۱۳۷۸ به عنوان فیلمبردار در BBC مشغول به کار شد.
کاوه گلستان در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ هنگام انجام مأموریت تصویر برداری برای شبکه خبری بیبیسی در خط مقدم جنگ آمریکا علیه عراق، در شهر مرزی کفری در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک در عراق که تحت کنترل اتحاد میهنی کردستان بود، بر اثر انفجار مین کشته شد.
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند» (ثبت حقیقت)
آثار :
کتاب قلمکار
فیلم مستند ثبت حقیقت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ فروردین سالروز درگذشت #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه عراق) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
کاوه گلستان (تقوی شیرازی) فرزند ابراهیم گلستان و فخری گلستان، همسر هنگامه گلستان و پدر مهرک گلستان بود. پیشه کاوه گلستان داستاننویسی و کارگردانی سینما، عکاسی و خبرنگاری بود. چاپ عکسهای گلستان از رویدادهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در بسیاری از مطبوعات معتبر کشورهای غربی، نامش را در میان خبرنگاران عکاس بینالمللی به نامی آشنا تبدیل کرد و جوایزی را نصیب او ساخت.
وی از سال ۱۳۷۳ به تدریس عکاسی در دانشکدههای هنری تهران پرداخت و از سال ۱۳۷۸ به عنوان فیلمبردار در BBC مشغول به کار شد.
کاوه گلستان در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ هنگام انجام مأموریت تصویر برداری برای شبکه خبری بیبیسی در خط مقدم جنگ آمریکا علیه عراق، در شهر مرزی کفری در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک در عراق که تحت کنترل اتحاد میهنی کردستان بود، بر اثر انفجار مین کشته شد.
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند» (ثبت حقیقت)
آثار :
کتاب قلمکار
فیلم مستند ثبت حقیقت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ تیر زادروز #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه ) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۱۷ تیر زادروز #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه ) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ تیر زادروز #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه ) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
کاوه گلستان (تقوی شیرازی) فرزند ابراهیم گلستان و فخری گلستان، همسر هنگامه گلستان و پدر مهرک گلستان بود. پیشه کاوه گلستان داستاننویسی و کارگردانی سینما، عکاسی و خبرنگاری بود. چاپ عکسهای گلستان از رویدادهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در بسیاری از مطبوعات معتبر کشورهای غربی، نامش را در میان خبرنگاران عکاس بینالمللی به نامی آشنا تبدیل کرد و جوایزی را نصیب او ساخت.
وی از سال ۱۳۷۳ به تدریس عکاسی در دانشکدههای هنری تهران پرداخت و از سال ۱۳۷۸ به عنوان فیلمبردار در BBC مشغول به کار شد.
کاوه گلستان در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ هنگام انجام مأموریت تصویر برداری برای شبکه خبری بیبیسی در خط مقدم جنگ آمریکا علیه عراق، در شهر مرزی کفری در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک در عراق که تحت کنترل اتحاد میهنی کردستان بود، بر اثر انفجار مین کشته شد.
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند» (ثبت حقیقت)
آثار :
کتاب قلمکار
فیلم مستند ثبت حقیقت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ تیر زادروز #کاوه_گلستان
( زاده ۱۷ تیر ۱۳۲۹ شیراز -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ سلیمانیه ) عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
کاوه گلستان (تقوی شیرازی) فرزند ابراهیم گلستان و فخری گلستان، همسر هنگامه گلستان و پدر مهرک گلستان بود. پیشه کاوه گلستان داستاننویسی و کارگردانی سینما، عکاسی و خبرنگاری بود. چاپ عکسهای گلستان از رویدادهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در بسیاری از مطبوعات معتبر کشورهای غربی، نامش را در میان خبرنگاران عکاس بینالمللی به نامی آشنا تبدیل کرد و جوایزی را نصیب او ساخت.
وی از سال ۱۳۷۳ به تدریس عکاسی در دانشکدههای هنری تهران پرداخت و از سال ۱۳۷۸ به عنوان فیلمبردار در BBC مشغول به کار شد.
کاوه گلستان در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ هنگام انجام مأموریت تصویر برداری برای شبکه خبری بیبیسی در خط مقدم جنگ آمریکا علیه عراق، در شهر مرزی کفری در ۱۳۰ کیلومتری کرکوک در عراق که تحت کنترل اتحاد میهنی کردستان بود، بر اثر انفجار مین کشته شد.
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند» (ثبت حقیقت)
آثار :
کتاب قلمکار
فیلم مستند ثبت حقیقت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#کلاغان_امامزاده_طاهر...
* بهانهی دوم مرداد ۱۳۹۷
«...حالیا بیست سالی میشود زیر این سنگ سیاه که بر سینهام سنگینی میکند خفتهام آرام چونان کودکی نوزاد در بر مادر با دو پستان پر . از رنگها سپیدی و از عطرها بوی شیر اوی دوست میداشتهام که جانپرور بود .
کلاغهای امامزاده طاهر دمی از قار کشیدن باز نمیمانند ، بامداد که میشود از آن بلندجای پی روزی بال میزنند و میروند تا گاه تاریکروشنای غروبی باز آیند دیگر بار . من اما بر جای تنگ خویش خفتهام و سنگینی آن سیاه بر سینه همچنان . در این بیست سال شده بارها مردانی در دل تاریکی آمدهاند با تیشه و قلم پی شکستنش . عرق پیشانیشان چکیده بر خاکم ، نشنودهاند بارها گفتمشان آری بشکنید این سنگ نام و ننگ . نشنودهاند و اندیشیدهاند کیست این خفته زیر خاک که باید نان ما از شکستن سنگ اوی فراهم آید ؟ با شکستن هر سنگی نه که آزرده شوم بر آنان خندیدهام ، نه تسخر زنان ، بل از سر دلسوزی که عرق پیشانیشان بر سنگی فرو چکاندهاند که تنها احمد فرزند کوکب و حیدر است این زیر خفته بی هیچ بیش و کم با دو دیدهی تهی براه که دوستانش گل آورند به شادیانگی و فرداروز آیدا بیاید و تنهایی بتاراند و آن شاخهها بر سنگ و سینهی همسایگان خاک من نهد و زیر لب بگوید : " برای آن کاندر جوار شاملو خفته ، این گوهران و سفته..."
بعد تاریکروشنای غروبی در رسد و کلاغان به لانه بازآمده
از همان بالا همراه با قارقارشان بگویند : "اینکه هفتاد و اندی سال زندگی کنی چون آدمیان و یا سیصد سال بسان کلاغان نباید زیاد مهم باشد ، مهم آنست کز پس نبودنت لقمهنانی برود سر سفرهای حتی با شکستن سنگت . و این راز جاودانگی توست بامداد شاعر ! "
"سالگرد شاعر .
سیاهپوش که هستید
کلاغان امامزاده ؟"
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#کلاغان_امامزاده_طاهر...
* بهانهی دوم مرداد ۱۳۹۷
«...حالیا بیست سالی میشود زیر این سنگ سیاه که بر سینهام سنگینی میکند خفتهام آرام چونان کودکی نوزاد در بر مادر با دو پستان پر . از رنگها سپیدی و از عطرها بوی شیر اوی دوست میداشتهام که جانپرور بود .
کلاغهای امامزاده طاهر دمی از قار کشیدن باز نمیمانند ، بامداد که میشود از آن بلندجای پی روزی بال میزنند و میروند تا گاه تاریکروشنای غروبی باز آیند دیگر بار . من اما بر جای تنگ خویش خفتهام و سنگینی آن سیاه بر سینه همچنان . در این بیست سال شده بارها مردانی در دل تاریکی آمدهاند با تیشه و قلم پی شکستنش . عرق پیشانیشان چکیده بر خاکم ، نشنودهاند بارها گفتمشان آری بشکنید این سنگ نام و ننگ . نشنودهاند و اندیشیدهاند کیست این خفته زیر خاک که باید نان ما از شکستن سنگ اوی فراهم آید ؟ با شکستن هر سنگی نه که آزرده شوم بر آنان خندیدهام ، نه تسخر زنان ، بل از سر دلسوزی که عرق پیشانیشان بر سنگی فرو چکاندهاند که تنها احمد فرزند کوکب و حیدر است این زیر خفته بی هیچ بیش و کم با دو دیدهی تهی براه که دوستانش گل آورند به شادیانگی و فرداروز آیدا بیاید و تنهایی بتاراند و آن شاخهها بر سنگ و سینهی همسایگان خاک من نهد و زیر لب بگوید : " برای آن کاندر جوار شاملو خفته ، این گوهران و سفته..."
بعد تاریکروشنای غروبی در رسد و کلاغان به لانه بازآمده
از همان بالا همراه با قارقارشان بگویند : "اینکه هفتاد و اندی سال زندگی کنی چون آدمیان و یا سیصد سال بسان کلاغان نباید زیاد مهم باشد ، مهم آنست کز پس نبودنت لقمهنانی برود سر سفرهای حتی با شکستن سنگت . و این راز جاودانگی توست بامداد شاعر ! "
"سالگرد شاعر .
سیاهپوش که هستید
کلاغان امامزاده ؟"
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ امرداد زادروز #کاوه_فولادی_نسب
( زاده ۱۳ امرداد ۱۳۵۹ ) نويسنده، مترجم، داستاننویس، روزنامهنگار ادبی و مدرس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۱۳ امرداد زادروز #کاوه_فولادی_نسب
( زاده ۱۳ امرداد ۱۳۵۹ ) نويسنده، مترجم، داستاننویس، روزنامهنگار ادبی و مدرس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ امرداد زادروز #کاوه_فولادی_نسب
( زاده ۱۳ امرداد ۱۳۵۹ ) نويسنده، مترجم، داستاننویس، روزنامهنگار ادبی و مدرس
فولادینسب در سال ۱۳۸۴ مدرک کارشناسی ارشد معماری را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهرانمرکز دریافت کرد. پس از آن در کنار فعالیتهای ادبی، به کار حرفهای در زمینه معماری و تدریس این رشته در دانشگاههای تهران مشغول بود. در سال ۱۳۹۲ پژوهش دکترایش را در رشته برنامهریزی شهری و منطقهای در دانشگاه فنی برلین آغاز کرد و در حال حاضر به عنوان (TU Berlin) پژوهشگر آزاد دانشگاه فنی برلین و عضو مرکز پژوهشهای فنی و اجتماعی (ZTG) همین دانشگاه مشغول به فعالیت است. او عضو مجمع موسسان انجمن صنفی داستاننویسان استان تهران، عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، عضو فدراسیون جهانی روزنامهنگاران (IFJ) و عضو جامعهی مهندسان معمار ایران است.
فعالیتهای ادبی و پژوهشی:
وی از سال ۱۳۸۰ در کارگاه داستاننویسی جمال میرصادقی نوشتنِ داستان را شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ در این کارگاه حضور داشت و در سال ۱۳۸۹ اولین کتابش «مزار در همین حوالی» را منتشر کرد.
در سال ۱۳۹۰ تکنگاری «مسجد امام تهران» را به همراه همسرش نوشت. این کتابِ شکلگیری مسجد شاه تهران را روایت میکند. فولادینسب مجموعه چهارجلدی «حرفه: داستاننویس» در زمینه داستان و داستاننویسی را از انگلیسی به فارسی برگرداند.
در سال ۱۳۹۴ دو کتاب دیگر منتشر کرد: «جریان چهارم» در حوزه نقد ادبی، کار مشترک فولادینسب، کهنسال نودهی و محمود قلیپور که به بررسی آثار تعدادی از نویسندگان نسل چهارم داستاننویسی ایران میپردازد و «بئاتریس و ویرژیل» رمانی است نوشته یان مارتل، نویسندهٔ کانادایی که فولادینسب و کهنسال نودهی از انگلیسی به فارسی ترجمه کردهاند.
فولادینسب در سال ۱۳۹۵ دومین کتاب داستانیِ خود «هشت و چهلوچهار» را منتشر کرد؛ رمانی شهری که در دوران معاصر جریان دارد و گوشههایی از تاریخ معاصر تهران را نیز به تصویر میکشد. اثر دیگر او، ترجمهای است مشترک با کهنسال نودهی، «نوشتن مانند بزرگان» نام دارد در سال ۱۳۹۶ منتشر شد.
این کتاب نوشته ویلیام کین، مدرس دانشگاه شهر نیویورک است و به بررسی و تحلیل شیوه روایت، سبک و فنون بلاغی تعدادی از نویسندگان بزرگ ادبیات جدید میپردازد. همچنین وی چندین مقاله در حوزه مسایل شهری از جمله «ادبیات و شهر» و «داستان شهری» نوشتهاست.
وی از سال ۱۳۹۲ آموزش داستاننویسی را شروع کرد و علاوه بر برگزاری کارگاههای داستاننویسی دورههای نظری َمختلفی را برگزار کرده. او طراح دورهای به نام «برنامه یکساله تخصصی آموزش دانشهای داستانی» است که از سال ۱۳۹۵ شروع شده و وی مدعی است که اولین گام برای ایجاد مدرسه خصوصی داستاننویسی است.
آثار
تالیف :
مزار در همین حوالی، ۱۳۸۹، مجموعه داستان، تهران، نشر افراز
مسجد امام تهران، ۱۳۹۰، تکنگاری، همراه با مریم کهنسالنودهی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران، نشر افق
سرگذشت معماری در ایران، ۱۳۹۳، همراه با مریم کهنسالنودهی، تهران، نشر افق
جریان چهارم، ۱۳۹۴، پژوهش و نقد ادبی، همراه با محمود قلیپور و مریم کهنسالنودهی، تهران، نشر نگاه
هشت و چهل و چهار، ۱۳۹۵، رمان، تهران، نشر چشمه
ترجمه :
حرفه: داستاننویس، ۱۳۹۱، ۱۳۹۲،(چهار جلد)، نقد ادبی، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی جرج کرول اوتس، جان آپدایک و سایر نویسندگان، تهران، نشر چشمه و نشر زاوش
بئاتریس و ویرژیل، ۱۳۹۴، رمان، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی یان مارتل، تهران، نشر چشمه
نوشتن مانند بزرگان، ۱۳۹۵، (جلد اول) نقد ادبی، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی ویلیام کین، تهران، نشر چشمه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ امرداد زادروز #کاوه_فولادی_نسب
( زاده ۱۳ امرداد ۱۳۵۹ ) نويسنده، مترجم، داستاننویس، روزنامهنگار ادبی و مدرس
فولادینسب در سال ۱۳۸۴ مدرک کارشناسی ارشد معماری را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهرانمرکز دریافت کرد. پس از آن در کنار فعالیتهای ادبی، به کار حرفهای در زمینه معماری و تدریس این رشته در دانشگاههای تهران مشغول بود. در سال ۱۳۹۲ پژوهش دکترایش را در رشته برنامهریزی شهری و منطقهای در دانشگاه فنی برلین آغاز کرد و در حال حاضر به عنوان (TU Berlin) پژوهشگر آزاد دانشگاه فنی برلین و عضو مرکز پژوهشهای فنی و اجتماعی (ZTG) همین دانشگاه مشغول به فعالیت است. او عضو مجمع موسسان انجمن صنفی داستاننویسان استان تهران، عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، عضو فدراسیون جهانی روزنامهنگاران (IFJ) و عضو جامعهی مهندسان معمار ایران است.
فعالیتهای ادبی و پژوهشی:
وی از سال ۱۳۸۰ در کارگاه داستاننویسی جمال میرصادقی نوشتنِ داستان را شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ در این کارگاه حضور داشت و در سال ۱۳۸۹ اولین کتابش «مزار در همین حوالی» را منتشر کرد.
در سال ۱۳۹۰ تکنگاری «مسجد امام تهران» را به همراه همسرش نوشت. این کتابِ شکلگیری مسجد شاه تهران را روایت میکند. فولادینسب مجموعه چهارجلدی «حرفه: داستاننویس» در زمینه داستان و داستاننویسی را از انگلیسی به فارسی برگرداند.
در سال ۱۳۹۴ دو کتاب دیگر منتشر کرد: «جریان چهارم» در حوزه نقد ادبی، کار مشترک فولادینسب، کهنسال نودهی و محمود قلیپور که به بررسی آثار تعدادی از نویسندگان نسل چهارم داستاننویسی ایران میپردازد و «بئاتریس و ویرژیل» رمانی است نوشته یان مارتل، نویسندهٔ کانادایی که فولادینسب و کهنسال نودهی از انگلیسی به فارسی ترجمه کردهاند.
فولادینسب در سال ۱۳۹۵ دومین کتاب داستانیِ خود «هشت و چهلوچهار» را منتشر کرد؛ رمانی شهری که در دوران معاصر جریان دارد و گوشههایی از تاریخ معاصر تهران را نیز به تصویر میکشد. اثر دیگر او، ترجمهای است مشترک با کهنسال نودهی، «نوشتن مانند بزرگان» نام دارد در سال ۱۳۹۶ منتشر شد.
این کتاب نوشته ویلیام کین، مدرس دانشگاه شهر نیویورک است و به بررسی و تحلیل شیوه روایت، سبک و فنون بلاغی تعدادی از نویسندگان بزرگ ادبیات جدید میپردازد. همچنین وی چندین مقاله در حوزه مسایل شهری از جمله «ادبیات و شهر» و «داستان شهری» نوشتهاست.
وی از سال ۱۳۹۲ آموزش داستاننویسی را شروع کرد و علاوه بر برگزاری کارگاههای داستاننویسی دورههای نظری َمختلفی را برگزار کرده. او طراح دورهای به نام «برنامه یکساله تخصصی آموزش دانشهای داستانی» است که از سال ۱۳۹۵ شروع شده و وی مدعی است که اولین گام برای ایجاد مدرسه خصوصی داستاننویسی است.
آثار
تالیف :
مزار در همین حوالی، ۱۳۸۹، مجموعه داستان، تهران، نشر افراز
مسجد امام تهران، ۱۳۹۰، تکنگاری، همراه با مریم کهنسالنودهی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران، نشر افق
سرگذشت معماری در ایران، ۱۳۹۳، همراه با مریم کهنسالنودهی، تهران، نشر افق
جریان چهارم، ۱۳۹۴، پژوهش و نقد ادبی، همراه با محمود قلیپور و مریم کهنسالنودهی، تهران، نشر نگاه
هشت و چهل و چهار، ۱۳۹۵، رمان، تهران، نشر چشمه
ترجمه :
حرفه: داستاننویس، ۱۳۹۱، ۱۳۹۲،(چهار جلد)، نقد ادبی، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی جرج کرول اوتس، جان آپدایک و سایر نویسندگان، تهران، نشر چشمه و نشر زاوش
بئاتریس و ویرژیل، ۱۳۹۴، رمان، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی یان مارتل، تهران، نشر چشمه
نوشتن مانند بزرگان، ۱۳۹۵، (جلد اول) نقد ادبی، همراه با مریم کهنسالنودهی، نوشتهی ویلیام کین، تهران، نشر چشمه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#داستانک
" زندگی..."
« ...یک پرنده ی خوش پر و بال با رنگ هایی شبیه دامن کولی هایی که برای فروش دف هاشان سالی یک بار پیداشان می شد از در رفت داخل خانه ، کمی بعد صدای رادیو بلند شد ، بعد صدای تلویزیون اتاق را گذاشت روی سرش..تا آنجا که من می دانم مادرم چند عشق با شکوه دارد که به فکر خیانت به یکی و ترک هیچ کدام هم نیست . پپسی ، پفک ، قلیان . هیچ نوشابه ای هم بکارش نمی آید مگر پپسی ، اهل هیچ تنقلاتی مثل چیپس و بیسکوئیت و شکلات هم نیست الا پفک .اگر بسته پفکی باز کند حتی از خرده ریزهای ته پاکت هم نمی گذرد . چند دانه پفک بعد یه قلپ گنده پپسی شیشه ای...
پاکت پفک که خالی شد می رود سراغ قلیون برازجونی دلبندش که سر نماز هم باید بغل دستش باشد تا بلافاصله پس از سلام نماز دودی بگیرد .
آمده بودم سراغ مادرم تا پولی تلکه کنم برای سینما که دو شب بود سینما آسیا پرده ی فیلم هندی " زندگی" را زده بود سر درش و دل ما برده بود . تا رفتم داخل اتاق دیدم پرنده ی خوش رنگی شده مادرم نشسته سر نماز . دست راست پفک ، دست چپ قلیون ، روبرو هم بطری پپسی . سجده می رفت یه قلپ پپسی ، می نشست چند تا پفک می انداخت بالا ، دوباره سجده ، می نشست پکی به قلیون ...
نماز تمام نشده حوصله ام سر رفت . من که اصلا پفک خور نبودم هوس کردم یکی بذارم میان دهانم ، تا دستم رفت سوی پاکت پفک ، زد روی دستم و گفت الله اکبر و پفک را کشید زیر چادر نمازش . به تشهد که نشست کمی کجکی شد و نگاهش نشست رو صفحه ی تلویزیون .
برو کنار ببینوم این سریالو آخرش چی شد ؟
گفتم : ننه تو نماز می خونی یا سرال می بینی ؟
گفت : ها ، هم نماز می خونوم هم سرالی می بینوم هم رادیول گوش میدوم تو را چه بخیلی ؟
نرم گفتم : ننه سینما فیلم زندگی را گذاشته ، پولم بده با بچه ها برم . پکی به قلیون زد همانطور که دود از بین پره های بینی خوشگلش می زد بیرون گفت : کم عقل خو توی تلویزیون مفتی ببین !
گفتم مادر جان این روزهای زندگیه اون زندگی خالیه...
این بار در آمد : خب روزاش که بهترتره ، ببین من هم نمازمو خوندوم هم سریالمو مفتی دیدوم ...
گفتم : نه ننه جون ، ایجوری نماز باطله که..
گفت : امروز چند شنبه بی ؟
گفتم : چهارشنبه .
پوزخندی زد خال سبز زیر چانه اش تکان خورد و گفت : ای بی نماز تو ندونی نماز سر وقت چهارشنبه هر رکعت شصت رکعت حساب میشه ، خب یکی باطل شه ما کلی هم طلبکاروم....!
خندیدم . مادرم هم خندید .
گفت : اگه منوم ببری دیدن فیلم پولت میدوم !
گفتم ها می برمت ، اما تو خوشگلی ، تو سینما مردا نگات می کنن .
ماهرخ رفت تو سینه ام ، غرید که چشاشان از کاسه در میاروم ای اردک مارو پسند کرده سی هفت پشتوم بسه...
اردک پدرم را می گفت که برای خودش کنار ساحل بال بال می زد و به فکر انداختن تور خوشرنگ اش بود که مثل شلیته ی کولی ها میان چشم می نشست..
دو پرنده از اتاق بیرون زدند و پریدند روی هره ی بام که شیرین خانوم زن همسایه با چشم گریان آمد تو که ببین استوار نادری چه روزوم آورده ...!
بعد کوفتگی شانه اش بیرون انداخت که ببینید ...رفت سوی در ، باز گریه کرد و برگشت و کلامی گفت و پای از حیاط بیرون گذاشت تا بخواهد دوباره چانه بجنباند من و مادرم بال زدیم و رفتیم تا ببینیم زندگی را...»
« پس از وراجی
رفته نرفته بر می گردد
زن همسایه ! »
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#داستانک
" زندگی..."
« ...یک پرنده ی خوش پر و بال با رنگ هایی شبیه دامن کولی هایی که برای فروش دف هاشان سالی یک بار پیداشان می شد از در رفت داخل خانه ، کمی بعد صدای رادیو بلند شد ، بعد صدای تلویزیون اتاق را گذاشت روی سرش..تا آنجا که من می دانم مادرم چند عشق با شکوه دارد که به فکر خیانت به یکی و ترک هیچ کدام هم نیست . پپسی ، پفک ، قلیان . هیچ نوشابه ای هم بکارش نمی آید مگر پپسی ، اهل هیچ تنقلاتی مثل چیپس و بیسکوئیت و شکلات هم نیست الا پفک .اگر بسته پفکی باز کند حتی از خرده ریزهای ته پاکت هم نمی گذرد . چند دانه پفک بعد یه قلپ گنده پپسی شیشه ای...
پاکت پفک که خالی شد می رود سراغ قلیون برازجونی دلبندش که سر نماز هم باید بغل دستش باشد تا بلافاصله پس از سلام نماز دودی بگیرد .
آمده بودم سراغ مادرم تا پولی تلکه کنم برای سینما که دو شب بود سینما آسیا پرده ی فیلم هندی " زندگی" را زده بود سر درش و دل ما برده بود . تا رفتم داخل اتاق دیدم پرنده ی خوش رنگی شده مادرم نشسته سر نماز . دست راست پفک ، دست چپ قلیون ، روبرو هم بطری پپسی . سجده می رفت یه قلپ پپسی ، می نشست چند تا پفک می انداخت بالا ، دوباره سجده ، می نشست پکی به قلیون ...
نماز تمام نشده حوصله ام سر رفت . من که اصلا پفک خور نبودم هوس کردم یکی بذارم میان دهانم ، تا دستم رفت سوی پاکت پفک ، زد روی دستم و گفت الله اکبر و پفک را کشید زیر چادر نمازش . به تشهد که نشست کمی کجکی شد و نگاهش نشست رو صفحه ی تلویزیون .
برو کنار ببینوم این سریالو آخرش چی شد ؟
گفتم : ننه تو نماز می خونی یا سرال می بینی ؟
گفت : ها ، هم نماز می خونوم هم سرالی می بینوم هم رادیول گوش میدوم تو را چه بخیلی ؟
نرم گفتم : ننه سینما فیلم زندگی را گذاشته ، پولم بده با بچه ها برم . پکی به قلیون زد همانطور که دود از بین پره های بینی خوشگلش می زد بیرون گفت : کم عقل خو توی تلویزیون مفتی ببین !
گفتم مادر جان این روزهای زندگیه اون زندگی خالیه...
این بار در آمد : خب روزاش که بهترتره ، ببین من هم نمازمو خوندوم هم سریالمو مفتی دیدوم ...
گفتم : نه ننه جون ، ایجوری نماز باطله که..
گفت : امروز چند شنبه بی ؟
گفتم : چهارشنبه .
پوزخندی زد خال سبز زیر چانه اش تکان خورد و گفت : ای بی نماز تو ندونی نماز سر وقت چهارشنبه هر رکعت شصت رکعت حساب میشه ، خب یکی باطل شه ما کلی هم طلبکاروم....!
خندیدم . مادرم هم خندید .
گفت : اگه منوم ببری دیدن فیلم پولت میدوم !
گفتم ها می برمت ، اما تو خوشگلی ، تو سینما مردا نگات می کنن .
ماهرخ رفت تو سینه ام ، غرید که چشاشان از کاسه در میاروم ای اردک مارو پسند کرده سی هفت پشتوم بسه...
اردک پدرم را می گفت که برای خودش کنار ساحل بال بال می زد و به فکر انداختن تور خوشرنگ اش بود که مثل شلیته ی کولی ها میان چشم می نشست..
دو پرنده از اتاق بیرون زدند و پریدند روی هره ی بام که شیرین خانوم زن همسایه با چشم گریان آمد تو که ببین استوار نادری چه روزوم آورده ...!
بعد کوفتگی شانه اش بیرون انداخت که ببینید ...رفت سوی در ، باز گریه کرد و برگشت و کلامی گفت و پای از حیاط بیرون گذاشت تا بخواهد دوباره چانه بجنباند من و مادرم بال زدیم و رفتیم تا ببینیم زندگی را...»
« پس از وراجی
رفته نرفته بر می گردد
زن همسایه ! »
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین_نازنین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرنده خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده است.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامه کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیه ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمه انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچه گفتگو و روزنامههایی چون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبحامروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی:
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میشود:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطیاش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصصالانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرنده خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانه خوابآلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومه کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمه انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین_نازنین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرنده خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده است.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامه کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیه ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمه انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچه گفتگو و روزنامههایی چون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبحامروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی:
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میشود:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطیاش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصصالانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرنده خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانه خوابآلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومه کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمه انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاطرات_نیمه_شب
#سیدنی_شلدون
#کاوه_رحیمیان
این کتاب دنباله ی کتابی از همین نویسنده با عنوان: «آنسوی نیمه شب» است. در کتاب: «آنسوی نیمه شب»، آنها بازی دلنشین عشق و مرگ را، به پایان رساندند. و اکنون، در «خاطرات نیمه شب»، نجات یافتگان، بار دیگر از یکدیگر دیدار میکنند، تا برای آخرین بار، به بازی مرگبار ادامه دهند… در زیر سایه ی فشار غم از ناشناخته ها، زنی زیبا، با ناامیدی تلاش میکند، تا از فراموشی بازگردد. این زن، «کاترین داگلاس» است که بار دیگر، دست سرنوشت، او را به مبارزه با «کنستانتین دیمیرس» خونخوار و بیرحم، برمیگزیند. «کنستانتین دیمیرس» یک یونانی از تبار کشتیرانهاست، که همسر «کاترین» را به قتل رسانده، و اکنون قصد جان وی را دارد. او که در اروپای رها شده از جنگ میچرخد، علائمی مرگبار به سوی کاترین میفرستد، چون تنها کسیکه از راز خیانتهای او آگاهی دارد، کاترین است و ...
#یک_فایل_فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاطرات_نیمه_شب
#سیدنی_شلدون
#کاوه_رحیمیان
این کتاب دنباله ی کتابی از همین نویسنده با عنوان: «آنسوی نیمه شب» است. در کتاب: «آنسوی نیمه شب»، آنها بازی دلنشین عشق و مرگ را، به پایان رساندند. و اکنون، در «خاطرات نیمه شب»، نجات یافتگان، بار دیگر از یکدیگر دیدار میکنند، تا برای آخرین بار، به بازی مرگبار ادامه دهند… در زیر سایه ی فشار غم از ناشناخته ها، زنی زیبا، با ناامیدی تلاش میکند، تا از فراموشی بازگردد. این زن، «کاترین داگلاس» است که بار دیگر، دست سرنوشت، او را به مبارزه با «کنستانتین دیمیرس» خونخوار و بیرحم، برمیگزیند. «کنستانتین دیمیرس» یک یونانی از تبار کشتیرانهاست، که همسر «کاترین» را به قتل رسانده، و اکنون قصد جان وی را دارد. او که در اروپای رها شده از جنگ میچرخد، علائمی مرگبار به سوی کاترین میفرستد، چون تنها کسیکه از راز خیانتهای او آگاهی دارد، کاترین است و ...
#یک_فایل_فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
طرح عجیب یک #بشقاب #دوره_ساسانی
بشقابی از دوره ساسانی که طرح عجیب آن بسیار ذهن من را به خود مشغول کرده است.
همانطور که میبیند در این طرح زیبا #عقابی عظیم الجثه که #زنی را در چنگال خود گرفته و آن زن در حال #غذا_دادن به او می باشد و دو نفر در حال #حمله هستند.
برای فهمیدن معنای این طرح تلاش و جستجوی زیادی کردم اما نتیجه ای پیدا نشد. در نهایت به اجبار به کمک نماد تفسیری شخصی میکنم اما از همه دوستان و صاحبنظران میخواهم تا در صورتی که درباره این طرح اطلاعی دارند بنده را هم بی نصیب نگذارند.
در نگاه اول به نظر می اید که این طرح باید بیان کننده #اسطوره و #افسانه_ای خاص در دوران #ایران #قبل از #اسلام باشد اما نتوانستم چنین اسطوره ای را پیدا کنم که با مضمون طرح درست در بیاید. تنها آنچه کمی شبیه به این اسطوره بود اما من را قانع نکرد همان #افسانه_پرواز_عقاب از #فراز_البرز که روز به زمین نشستن او را #نوروز نامگذاری کردند میباشد.
عقاب نماد #امپراتوری_هخامنشی است… و همچنین نماد #درفش_کاویانی و #کاوه_آهنگر می باشد و در دوره ساسانی به آن توجه ویژه می شده است. مثلا پرنده #سیمرغ که یکی از مهمترین نمادهای آن دوره بود و ترکیبی از حیوانات مختلف است معمولا با بال و سر عقاب کشیده میشده است. بنا به اعتقاد #دکتر_فرخ یکی از پرچم های دوره ساسانی طرح عقاب است.
زنی که در چنگال عقاب است شباهت بسیاری با #ایزد_بانو #آناهیتا دارد. آناهیتا در دوره ساسانیان ایزد بانوی نگهبان آبها و باران ها و نماد پاکی و باروری و نماد عشق و دوستی بوده است…. همچنین حضور پر رنگ این زن در این نقش نشان دهنده اهمیت زنان در دوره ساسانیان و نیز بقایای دوره #مادر_سالاری میباشد.
پس از آن به غذایی که به عقاب داده میشود میرسیم.. این غذا شبیه به #انگور است.. انگور در دوره ساسانی نماد #حیات و #صبر و #تندرستی است.
موضوع بعدی #گلهایی است که دو طرف عقاب را گرفته است.. این گلها #زنبق میباشد… زنبق در دوران ایران باستان یکی از نمادهای قوی و #سلطنتی محسوب میشد. زنبق نماد #بی_مرگی و #جاودانگی است.
اشکال باقیمانده شامل دو #دیو مهاجم و شکلهایی است که دور بشقاب را احاطه کرده است. اشکال دور بشقاب بسیار زیاد است و بعضی از انها تکرار شده..اشکالی مانند کبوتر…سگ..گل نیلوفر آبی و گل زنبق و …دیو ها میتواند نماد #تجاوز_بیگانگان باشد و اشکال دور بشقاب هر یک نمادی دارد که توضیح آن از حوصله این پست خارج است.
نتیجه گیری(البته همانطور که در ابتدا گفتم ممکن است این نتیجه صحیح نباشد)
عقاب به عنوان نمادی از ایران سرزمین پهناور دوره ساسانی در حالی که از ایزد بانو آناهیتا مراقبت میکند از سوی دیوهایی که میتواند نماد خشکسالی یا تجاوز بیگانگان به مرزهایش باشد محافظت میکند..در این میان الهه زیبا روی برای تسلی خاطر حامی خود به او میوه صبر و تندرستی را میدهد و زنبق های اطراف این ترکیب شکیل نشان دهنده ی پایندگی و جاودانی ایران است و احاطه اشکالی که هر کدام از آنها نشان دهنده یکی از نماد های باستانی است بیانگر دیرینه بودن واصیل بودن این کشور رویایی است.آری این بشقاب زیبا نماد جاودانگی ایران است.
پاینده ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
طرح عجیب یک #بشقاب #دوره_ساسانی
بشقابی از دوره ساسانی که طرح عجیب آن بسیار ذهن من را به خود مشغول کرده است.
همانطور که میبیند در این طرح زیبا #عقابی عظیم الجثه که #زنی را در چنگال خود گرفته و آن زن در حال #غذا_دادن به او می باشد و دو نفر در حال #حمله هستند.
برای فهمیدن معنای این طرح تلاش و جستجوی زیادی کردم اما نتیجه ای پیدا نشد. در نهایت به اجبار به کمک نماد تفسیری شخصی میکنم اما از همه دوستان و صاحبنظران میخواهم تا در صورتی که درباره این طرح اطلاعی دارند بنده را هم بی نصیب نگذارند.
در نگاه اول به نظر می اید که این طرح باید بیان کننده #اسطوره و #افسانه_ای خاص در دوران #ایران #قبل از #اسلام باشد اما نتوانستم چنین اسطوره ای را پیدا کنم که با مضمون طرح درست در بیاید. تنها آنچه کمی شبیه به این اسطوره بود اما من را قانع نکرد همان #افسانه_پرواز_عقاب از #فراز_البرز که روز به زمین نشستن او را #نوروز نامگذاری کردند میباشد.
عقاب نماد #امپراتوری_هخامنشی است… و همچنین نماد #درفش_کاویانی و #کاوه_آهنگر می باشد و در دوره ساسانی به آن توجه ویژه می شده است. مثلا پرنده #سیمرغ که یکی از مهمترین نمادهای آن دوره بود و ترکیبی از حیوانات مختلف است معمولا با بال و سر عقاب کشیده میشده است. بنا به اعتقاد #دکتر_فرخ یکی از پرچم های دوره ساسانی طرح عقاب است.
زنی که در چنگال عقاب است شباهت بسیاری با #ایزد_بانو #آناهیتا دارد. آناهیتا در دوره ساسانیان ایزد بانوی نگهبان آبها و باران ها و نماد پاکی و باروری و نماد عشق و دوستی بوده است…. همچنین حضور پر رنگ این زن در این نقش نشان دهنده اهمیت زنان در دوره ساسانیان و نیز بقایای دوره #مادر_سالاری میباشد.
پس از آن به غذایی که به عقاب داده میشود میرسیم.. این غذا شبیه به #انگور است.. انگور در دوره ساسانی نماد #حیات و #صبر و #تندرستی است.
موضوع بعدی #گلهایی است که دو طرف عقاب را گرفته است.. این گلها #زنبق میباشد… زنبق در دوران ایران باستان یکی از نمادهای قوی و #سلطنتی محسوب میشد. زنبق نماد #بی_مرگی و #جاودانگی است.
اشکال باقیمانده شامل دو #دیو مهاجم و شکلهایی است که دور بشقاب را احاطه کرده است. اشکال دور بشقاب بسیار زیاد است و بعضی از انها تکرار شده..اشکالی مانند کبوتر…سگ..گل نیلوفر آبی و گل زنبق و …دیو ها میتواند نماد #تجاوز_بیگانگان باشد و اشکال دور بشقاب هر یک نمادی دارد که توضیح آن از حوصله این پست خارج است.
نتیجه گیری(البته همانطور که در ابتدا گفتم ممکن است این نتیجه صحیح نباشد)
عقاب به عنوان نمادی از ایران سرزمین پهناور دوره ساسانی در حالی که از ایزد بانو آناهیتا مراقبت میکند از سوی دیوهایی که میتواند نماد خشکسالی یا تجاوز بیگانگان به مرزهایش باشد محافظت میکند..در این میان الهه زیبا روی برای تسلی خاطر حامی خود به او میوه صبر و تندرستی را میدهد و زنبق های اطراف این ترکیب شکیل نشان دهنده ی پایندگی و جاودانی ایران است و احاطه اشکالی که هر کدام از آنها نشان دهنده یکی از نماد های باستانی است بیانگر دیرینه بودن واصیل بودن این کشور رویایی است.آری این بشقاب زیبا نماد جاودانگی ایران است.
پاینده ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان
#مهرگان نماد نخستین همبستگی ملی ایرانیان است.
#مهرگان نماد چیرگی بر ستمگران و دیکتاتورها است.
#مهرگان نماد جنبش آزادیخواهی و رهایی است.
#مهرگان نماد برابری و دادگری و دادگستری است.
#مهرگان نماد پیدایش ملت و شناسه(:هویت) ملی است.
#مهرگان خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
#جشن_مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی نیز در ایرانزمین کهن هست.
#مهرگان نماد برقراری نخستین درفش(:پرچم) بدست ایرانیان در جهان است.
#جشن_مهرگان نخستین جشن استقلال و برقراری فرمانروایی(:حکومت) فرهنگی و دانشی(:علمی) هم در ایران و هم در جهان است.
#جشن_مهرگان و پیروزی دلاورمرد و استوره ایرانزمین #کاوه_آهنگر بر ضحاک ستمگر برشمامهربان ومهربانوی ایرانشهربزرگ #گرامی_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان
#مهرگان نماد نخستین همبستگی ملی ایرانیان است.
#مهرگان نماد چیرگی بر ستمگران و دیکتاتورها است.
#مهرگان نماد جنبش آزادیخواهی و رهایی است.
#مهرگان نماد برابری و دادگری و دادگستری است.
#مهرگان نماد پیدایش ملت و شناسه(:هویت) ملی است.
#مهرگان خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
#جشن_مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی نیز در ایرانزمین کهن هست.
#مهرگان نماد برقراری نخستین درفش(:پرچم) بدست ایرانیان در جهان است.
#جشن_مهرگان نخستین جشن استقلال و برقراری فرمانروایی(:حکومت) فرهنگی و دانشی(:علمی) هم در ایران و هم در جهان است.
#جشن_مهرگان و پیروزی دلاورمرد و استوره ایرانزمین #کاوه_آهنگر بر ضحاک ستمگر برشمامهربان ومهربانوی ایرانشهربزرگ #گرامی_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#امروز_یکشنبه #دهم_مهر_ماه
برابر با #روز_مهر از ماه مهر به سال۳۷۶۰ مزدیسنی است و #جشن_مهرگان را پیشرو داریم.
#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز دومین جشن بزرگ در #ايرانزمین_کهن_پرگهر است.
در جشن مهرگان یکی از نیایشهای که سروده میشود مهر نیایش از خرده اوستاست.
برگردان بخشی از این سرود که کوتاه شده مهریشت از سرودههای کهن و یادگار آیین مهر میباشد، چنین است:
میستاییم
مهر پیوندگار جان و جهان را،
که راست گفتار و پر آواز است،
بسیار شنوا و بسیار بینا است،
خوش پیکر و بلند بالا و دوربین نیرومند و بیخواب و همیشه بیدار است.
میستاییم
مهر پیرامون کشور،
مهر درون کشور، مهر بیرون کشور
مهر بالای کشور، مهر پایین کشور،
مهر پیشاپیش کشور و مهر پسین کشور،
و مهر هستیبخش بلند پایه جاودان پاک را با برسم از درخت چیده.
میستاییم ستارگان را،
ماه و خورشید را،
و مهر همه کشورها و کشور مدار را
برای فروغ و شکوهی که مهر، پیوندگار جان و جهان دارد
و برای آرامش و به نشینی که به ایران شهر میبخشد.
میستاییم مهر را، مهر پیوندگار جان و جهان را.
بشود که مهر برای یاری ما آید
بشود که مهر برای به کامی ما آید
بشود که مهر برای شادمانی ما آید
بشود که مهر برای آمرزش ما آید
بشود که مهر برای تندرستی ما آید
بشود که مهر برای نیرومندی ما آید
بشود که مهر برای آسودگی ما آید
بشود که مهر برای پاکی ما آید
#جشن_مهرگان
#مهرگان نماد نخستین همبستگی ملی ایرانیان است.
#مهرگان نماد چیرگی بر ستمگران و دیکتاتورها است.
#مهرگان نماد جنبش آزادیخواهی و رهایی است.
#مهرگان نماد برابری و دادگری و دادگستری است.
#مهرگان نماد پیدایش ملت و شناسه(:هویت) ملی است.
#مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی نیز در ایرانزمین کهن هست.
#مهرگان خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
#مهرگان نماد برقراری نخستین درفش(:پرچم) بدست ایرانیان در جهان است.
#جشن_مهرگان نخستین جشن استقلال و برقراری فرمانروایی(:حکومت) فرهنگی و دانشی(:علمی)، هم در ایران و هم در جهان است.
امید است مهر امسال مهری باشد همچون مهر #کاوه_آهنگر تا در #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان بر دیکتاتورها، زورگویان، ستمگران، غارتگران، ویرانگران، دروغگویان، فریبکاران، خرافهپرستان و بر جنایتکاران تازی پیروز گردیم💪
#جشن_مهرگان و پیروزی دلاورمرد و استوره ایرانزمین #کاوه_آهنگر بر آژیدهاک(:ضحاک) ستمگر #گرامی_باد🍷💚🤍❤️
#کاوه_آهنگر❤️
#فریدون_شاه💚
ایران_زمین_کهن_پرگهر💚🤍❤️
#ایــرانـیـان_زرتـشــتــی🔥
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#امروز_یکشنبه #دهم_مهر_ماه
برابر با #روز_مهر از ماه مهر به سال۳۷۶۰ مزدیسنی است و #جشن_مهرگان را پیشرو داریم.
#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز دومین جشن بزرگ در #ايرانزمین_کهن_پرگهر است.
در جشن مهرگان یکی از نیایشهای که سروده میشود مهر نیایش از خرده اوستاست.
برگردان بخشی از این سرود که کوتاه شده مهریشت از سرودههای کهن و یادگار آیین مهر میباشد، چنین است:
میستاییم
مهر پیوندگار جان و جهان را،
که راست گفتار و پر آواز است،
بسیار شنوا و بسیار بینا است،
خوش پیکر و بلند بالا و دوربین نیرومند و بیخواب و همیشه بیدار است.
میستاییم
مهر پیرامون کشور،
مهر درون کشور، مهر بیرون کشور
مهر بالای کشور، مهر پایین کشور،
مهر پیشاپیش کشور و مهر پسین کشور،
و مهر هستیبخش بلند پایه جاودان پاک را با برسم از درخت چیده.
میستاییم ستارگان را،
ماه و خورشید را،
و مهر همه کشورها و کشور مدار را
برای فروغ و شکوهی که مهر، پیوندگار جان و جهان دارد
و برای آرامش و به نشینی که به ایران شهر میبخشد.
میستاییم مهر را، مهر پیوندگار جان و جهان را.
بشود که مهر برای یاری ما آید
بشود که مهر برای به کامی ما آید
بشود که مهر برای شادمانی ما آید
بشود که مهر برای آمرزش ما آید
بشود که مهر برای تندرستی ما آید
بشود که مهر برای نیرومندی ما آید
بشود که مهر برای آسودگی ما آید
بشود که مهر برای پاکی ما آید
#جشن_مهرگان
#مهرگان نماد نخستین همبستگی ملی ایرانیان است.
#مهرگان نماد چیرگی بر ستمگران و دیکتاتورها است.
#مهرگان نماد جنبش آزادیخواهی و رهایی است.
#مهرگان نماد برابری و دادگری و دادگستری است.
#مهرگان نماد پیدایش ملت و شناسه(:هویت) ملی است.
#مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی نیز در ایرانزمین کهن هست.
#مهرگان خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
#مهرگان نماد برقراری نخستین درفش(:پرچم) بدست ایرانیان در جهان است.
#جشن_مهرگان نخستین جشن استقلال و برقراری فرمانروایی(:حکومت) فرهنگی و دانشی(:علمی)، هم در ایران و هم در جهان است.
امید است مهر امسال مهری باشد همچون مهر #کاوه_آهنگر تا در #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان بر دیکتاتورها، زورگویان، ستمگران، غارتگران، ویرانگران، دروغگویان، فریبکاران، خرافهپرستان و بر جنایتکاران تازی پیروز گردیم💪
#جشن_مهرگان و پیروزی دلاورمرد و استوره ایرانزمین #کاوه_آهنگر بر آژیدهاک(:ضحاک) ستمگر #گرامی_باد🍷💚🤍❤️
#کاوه_آهنگر❤️
#فریدون_شاه💚
ایران_زمین_کهن_پرگهر💚🤍❤️
#ایــرانـیـان_زرتـشــتــی🔥
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_سرزمینم
امروز که دهم #مهر_ماه هست، #روز_مهر از #ماه_مهر است.
امروز یکی دیگر از جشنهای ماهانه و سالانه ایرانیمان را در پیش رو داریم.
#جشن_مهرگان، که پس از #جشن_نوروز دومین جشن بزرگ کشورمان #ایران است، جزو جشنهای سالانه ایرانیمان نیز به شمار میرود.
#جشن_مهرگان
حماسه #کاوه_آهنگر.
#کاوه_آهنگری دلاور مردی ایرانی که در برابر ستمگر ایستاد و او را سرنگون کرد و آزادی و داد و دادگری به ارمغان آورد.
#جشن_مهرگان
پیروزی ستمدیده بر ستمگر است.
#جشن_مهرگان
پیروزی آزادی بر دربند و گرفتاری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی روشنایی بر تاریکی است.
#جشن_مهرگان
پیروزی دادگری بر بیدادگری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی مهر بر بیمهری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی آبادانی بر ویرانی است.
#جشن_مهرگان
جشن کاشت است. جشن کشاورزی است.
#جشن_مهرگان
جشن فرهنگی است. جشن بن و شناسه ملی است.
#جشن_مهرگان بر همهی هممیهنان آزادیخواه و هر آنکس که به ایرانزمین کهن پرگهرمان عشق میورزد دارد فرخنده باد.
#جشن_مهرگان بر ایرانیانی که به فرهنگ ناب، تمدن بزرگ، تاریخ کهن، آیین نیک نیاکان ایرانیمان و استورههای ملیمان میبالند خجسته باد
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_های_سرزمینم
امروز که دهم #مهر_ماه هست، #روز_مهر از #ماه_مهر است.
امروز یکی دیگر از جشنهای ماهانه و سالانه ایرانیمان را در پیش رو داریم.
#جشن_مهرگان، که پس از #جشن_نوروز دومین جشن بزرگ کشورمان #ایران است، جزو جشنهای سالانه ایرانیمان نیز به شمار میرود.
#جشن_مهرگان
حماسه #کاوه_آهنگر.
#کاوه_آهنگری دلاور مردی ایرانی که در برابر ستمگر ایستاد و او را سرنگون کرد و آزادی و داد و دادگری به ارمغان آورد.
#جشن_مهرگان
پیروزی ستمدیده بر ستمگر است.
#جشن_مهرگان
پیروزی آزادی بر دربند و گرفتاری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی روشنایی بر تاریکی است.
#جشن_مهرگان
پیروزی دادگری بر بیدادگری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی مهر بر بیمهری است.
#جشن_مهرگان
پیروزی آبادانی بر ویرانی است.
#جشن_مهرگان
جشن کاشت است. جشن کشاورزی است.
#جشن_مهرگان
جشن فرهنگی است. جشن بن و شناسه ملی است.
#جشن_مهرگان بر همهی هممیهنان آزادیخواه و هر آنکس که به ایرانزمین کهن پرگهرمان عشق میورزد دارد فرخنده باد.
#جشن_مهرگان بر ایرانیانی که به فرهنگ ناب، تمدن بزرگ، تاریخ کهن، آیین نیک نیاکان ایرانیمان و استورههای ملیمان میبالند خجسته باد
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آزادیخواهی_ایرانیان_در_مهرگان
سرگذشت کاوه آهنگر در #شاهنامه_فردوسی و خیزش او بر آژیدهاک، نشان از بیداری همگانی مردم در #ایران باستان است که برای نخستين بار به دادخواهی برخاسته تا پس از چیرگی و ستم بیگانگان بار دیگر به هویت راستین خویش دست یابند و به #آزادی، #آرامش و #آسایش برسند.
خیزش مهرگانی آن روزگار به پیشنهاد و پشتکار #کاوه_آهنگر آغاز گردید تا در برابر بیداد با ذهاک تازی ایستادگی کنند.
#کاوه چرم آهنگری خویش را بر نیزه کرد سپس گروه گروه #ایرانیان را با خود همراه کرده به سراغ #فریدون از نژاد کیانی رفتند و سرانجام #ذهاک را از فرمانروایی بر ایرانیان برانداخته و در #کوه_دماوند به بند کشیدند.
این بیداد خواهی نمادین که در داستان شاهنامه فردوسی آمده است تا سبب نابودی ذهاک شده و فریدون از نژاده ای ایرانی را جایگزین فرمانروایی بیگانگان کرده است نه تنها به هر روزگاری دادخواهی ایرانیان را در برابر ستم و بیداد یادآوری خواهد کرد. بلکه آماج(:هدف) از خیزش کاوه آهنگر و پشتیبانی کنونی ایرانیان که از این رویداد باستانی میشود، بازگشت به بنیادهای فرهنگی گذشتگان، پایان یافتن نابخردی و رهایی از ارزشهای فرهنگی ناهمگون و زیانآوری شده که ایرانیان را در هر روزگاری گرفتار خود کرده است.
ذهاک در این سرگذشت، نماد هویت فرهنگی بیگانگان است که به جنگ ارزشهای فرهنگی ایرانیان آمده بود. برخورد فریدون به یاری #کاوه_آهنگر با ذهاک بیگانه، رویارویی دو فرهنگ ناهماهنگ و نابرابر شده است. چون یکی برپایه خردورزی، آزادی، منش نیک و دادگری بوده است، دیگری بر ساختار خردستیزی(با بیان خوردن مغز جوانان)، بیدادگری، ویرانی و تباهی میباشد.
ایرانیان با خیزش خود، افزونبر برانداختن وابستگیهای بیارزش بیگانه نشان دادند که خواستار آزادی، پایداری و جدا گشتن از بیداد سفارش شده در فرهنگها و باور بیگانگان است.
از پس این سرگذشت، چون #فریدون بر تخت پادشاهی تکیه زد، سرزمین پهناور ایران را میان پسرانش #ایرج و #سلم و تور بخش کرد و هر یک فرهنگ راستین گذشته را گسترش دادند. بدینروی پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز #درفش_کاویانی نام گرفت و سرآغاز پیدایش #پرچم(:درفش) در جهان گردید.
این رویداد سرنوشت ساز که هر ساله در ماه مهر یادآوری میشود از ویژگیهای استورهای جشن مهرگان است که به ایرانیان دلاوری و پایبندی به همبستگی و همازوری بیشتری خواهد داد.
گفتنی است این جشن و آیین باستانی که از آیین مهر به یادگار مانده است تنها جشن برابری شب و روز، انبار کردن فرآوردهای کشاورزی و سرنگونی ذهاک در پیروزی فریدون نیست بلکه:
#مهرگان، نماد نخستین همبستگی ملی در سرزمین ایران است.
#مهرگان، نماد پیدایش وخودنمایی هویت راستین ایرانیان است.
#مهرگان، سرچشمه پیدایش سرزمین پهناوری بهنام ایران است.
#مهرگان، نخستین جشن پایداری(:استقلال) و پیدایش فرمانروایی فرهنگی خردمندانه در ایران و جهان است.
#مهرگان، سرآغاز پیدایش نخستین پرچم در ایران و جهان بوده است.
ویژگیهای #مهرگان را برای همیشه پاسداری خواهیم کرد.
✍️ #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران باستان.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#آزادیخواهی_ایرانیان_در_مهرگان
سرگذشت کاوه آهنگر در #شاهنامه_فردوسی و خیزش او بر آژیدهاک، نشان از بیداری همگانی مردم در #ایران باستان است که برای نخستين بار به دادخواهی برخاسته تا پس از چیرگی و ستم بیگانگان بار دیگر به هویت راستین خویش دست یابند و به #آزادی، #آرامش و #آسایش برسند.
خیزش مهرگانی آن روزگار به پیشنهاد و پشتکار #کاوه_آهنگر آغاز گردید تا در برابر بیداد با ذهاک تازی ایستادگی کنند.
#کاوه چرم آهنگری خویش را بر نیزه کرد سپس گروه گروه #ایرانیان را با خود همراه کرده به سراغ #فریدون از نژاد کیانی رفتند و سرانجام #ذهاک را از فرمانروایی بر ایرانیان برانداخته و در #کوه_دماوند به بند کشیدند.
این بیداد خواهی نمادین که در داستان شاهنامه فردوسی آمده است تا سبب نابودی ذهاک شده و فریدون از نژاده ای ایرانی را جایگزین فرمانروایی بیگانگان کرده است نه تنها به هر روزگاری دادخواهی ایرانیان را در برابر ستم و بیداد یادآوری خواهد کرد. بلکه آماج(:هدف) از خیزش کاوه آهنگر و پشتیبانی کنونی ایرانیان که از این رویداد باستانی میشود، بازگشت به بنیادهای فرهنگی گذشتگان، پایان یافتن نابخردی و رهایی از ارزشهای فرهنگی ناهمگون و زیانآوری شده که ایرانیان را در هر روزگاری گرفتار خود کرده است.
ذهاک در این سرگذشت، نماد هویت فرهنگی بیگانگان است که به جنگ ارزشهای فرهنگی ایرانیان آمده بود. برخورد فریدون به یاری #کاوه_آهنگر با ذهاک بیگانه، رویارویی دو فرهنگ ناهماهنگ و نابرابر شده است. چون یکی برپایه خردورزی، آزادی، منش نیک و دادگری بوده است، دیگری بر ساختار خردستیزی(با بیان خوردن مغز جوانان)، بیدادگری، ویرانی و تباهی میباشد.
ایرانیان با خیزش خود، افزونبر برانداختن وابستگیهای بیارزش بیگانه نشان دادند که خواستار آزادی، پایداری و جدا گشتن از بیداد سفارش شده در فرهنگها و باور بیگانگان است.
از پس این سرگذشت، چون #فریدون بر تخت پادشاهی تکیه زد، سرزمین پهناور ایران را میان پسرانش #ایرج و #سلم و تور بخش کرد و هر یک فرهنگ راستین گذشته را گسترش دادند. بدینروی پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز #درفش_کاویانی نام گرفت و سرآغاز پیدایش #پرچم(:درفش) در جهان گردید.
این رویداد سرنوشت ساز که هر ساله در ماه مهر یادآوری میشود از ویژگیهای استورهای جشن مهرگان است که به ایرانیان دلاوری و پایبندی به همبستگی و همازوری بیشتری خواهد داد.
گفتنی است این جشن و آیین باستانی که از آیین مهر به یادگار مانده است تنها جشن برابری شب و روز، انبار کردن فرآوردهای کشاورزی و سرنگونی ذهاک در پیروزی فریدون نیست بلکه:
#مهرگان، نماد نخستین همبستگی ملی در سرزمین ایران است.
#مهرگان، نماد پیدایش وخودنمایی هویت راستین ایرانیان است.
#مهرگان، سرچشمه پیدایش سرزمین پهناوری بهنام ایران است.
#مهرگان، نخستین جشن پایداری(:استقلال) و پیدایش فرمانروایی فرهنگی خردمندانه در ایران و جهان است.
#مهرگان، سرآغاز پیدایش نخستین پرچم در ایران و جهان بوده است.
ویژگیهای #مهرگان را برای همیشه پاسداری خواهیم کرد.
✍️ #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران باستان.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
✅ #جشن_مهرگان💪✌️
جشن مهرگان از روز شانزدهم مهرماه، روز مهر و ماه مهر (گاهشمار زرتشتی، برابر با دهم مهر ماه خورشیدی) آغاز میشد و به روز بیستویکم(رام روز) پایان مییافت. آغاز جشن را مهرگان کوچک یا خرد یا مهرگان همگانی و پایانش را مهرگان بزرگ یا ویژه یا مهرگان ویژگان مینامیدند.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهـر بِفـزا ای نگار مٍهـر چِهـرِ مهربـان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان.
دو جشن بسیار بزرگ ایرانیان که بیش از آنهای دیگر شکوهمندند و دلهای مرده را زنده و روانهای افسرده را شاداب میکنند، نوروز و مهرگانند.
ایرانیان، اندوهگینی و به سوگ نشستن و اشک ریختن را کار اهریمنی و جشن و سرزندگی و شادابی را آفریدهی اهورا مزدا، دادار بخشنده و مهربان میدانند. نوروز از آنِ جمشید و آغاز کنندهی بهار و نیمه نخست سال و مهرگان از آنِ فریدون، آغاز کنندهی نیمه دوم سال است.
مهرگان یادآور روزگار کهنی است که مهرپرستی در سرزمین آریاها پدید آمد و به سرزمینهای دور و نزدیک راه یافت، مهرش بر دلها نشست و دلها را توان بخشید تا در برابر دشمنان رنگ نبازند و پایدار مانند. پیشینهی این جشن به روزگار همزیستی قوم هند و ایرانی و یا هند و اروپایی برمیگردد، زیرا مهر یا میترا در سندهای این دو قوم یعنی اوستا و وِداها دیده میشود.
جشن مهرگان یادآور پیروزی عدل و داد بر جور و بیدادگری و نماد آزادیخواهی است، زیرا ایرانیان در این روز به سرکردگی کاوه آهنگر بر آژیدهاک(:ضحاک) بیدادگر پیروز گردیدند و فریدون از دودمان پیشدادی بر تخت شاهی نشست. و پس از این پیروزی بود که در فرهنگ ایرانی #کاوه_آهنگر نماد آزادیخواهی، ذهاک نماد جور و ستم و فریدون نمایندهی مردم شناخته شد. چون مهر و دوستی پیوند دهندهی دلها و خرمی بخش زندگی است، از اینرو مهرگان را جشن پیوند و پیمان نیز گویند و ارمغانهایی از سوی نوعروسان و تازه دامادان و پسران و دخترانی که با یکدیگر نامزد شدهاند، داد و ستد میگردد. مهرگان جشن کشت و کشاورزی و برداشت فرآورده همچنین جشن فرهنگی نیز بهشمار میآید.
.
✅ مفهوم واژهی میترا و مهر:
فرهنگ ایرانی و فرهنگ زرتشتی آنچنان گسترده و دامنهدار است که هر گوشهای از آن را بنگریم با دریایی از دانستنیها روبرو میشویم که یکی از دلکشترین و ژرفترین آنها همین واژهی میترا و مهر است. میترا در زبان اوستایی میثْرَ Mithra در زبان سانسکریت میتْرَMitra میباشد به معنی نگاهبانِ عهد و پیمان. ریشهی این واژه میثMith میباشد به معنی دیدار و ایجاد یگانگی و همبستگی.
زمانیکه اقوام گوناگون آریایی یا هند و ایرانی در کنار یکدیگر میزیستند، به خدایان گوناگون باور داشتند.
بزرگترینِ این خدایان وارونا نام داشت که خدای آسمان و بزرگ بود و پس از او میترا بود که مقام دوم و دستیار را داشت و همانگونه که از نامش پیداست خدای عهد و پیمان بود. او بر پیمانهایی که میان اقوام گوناگون بسته میشد تا بتوانند در کنار هم در آشتی و آرامش زندگی کنند، دیدهبانی میکرد.[۱]
او خدایی بود بسیار نیرومند و بسیار مورد بزرگداشت، بگونهای که آنچه که او نماد آن بود یعنی پیمان و نگاهداری و وفای به آن از نیرومندترین ویژگیها و فروزههای فرهنگی ـ شخصیتی ایرانیان بهشمار میآمد و میترا خدای مهر و دوستی و پیمان بود. کسانی را که پیمان میشکستند میترا دروج(دروغ) میگفتند و آن گناهی بس بزرگ بود بهگونهای که پیمانشکنان را زیر نام میترا سزا و کیفر میدادند. این بود که میترا آرام آرام نقش خدای نبرد و جنگ را به خود گرفت. با گزشت زمان و در اوستا نام میترا به مهر برمیگردد و افزونبر ایزد یا نماد پیمان و راستگویی و دوستی، نماد نور و روشنایی نیز میشود.
در وداها[۲] نیز این خدا به معنای دوست و همدم و یاری کننده آمده است.
✅پیدایش اشوزرتشت و تاثیر او بر مهرپرستی:
اشوزرتشت، هنگام پادشاهی شاه گشتاسپ کیانی برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید، کوشید تا پرستش اهورا مزدا را جایگزین چندگانه پرستی نماید. بنابراین مهر یا خدای آفتاب را چون دیگر خدایان آریایی از پایگاه خدایی فرود آورد.
در گاتها که سرودهها و آموزشهای اشوزرتشت است هیچ کجا نامی از آنهمه خدایان گوناگون نیست بلکه همهجا از اهورامزدا، خداوند جان و خرد، یگانه آفریدگار و پروردگار و پیش برندهی جهان نام برده میشود. بهراستی که دگرگونی بزرگی که اشوزرتشت در انسانها پدید آورد گذر از پندارگرایی به اندیشهگری بود. پس خدایان گوناگون دیگر جایی در خرد و اندیشهی نیک انسانها نداشتند و این اکنون فروزههای خدایی و یا بنیادهای زندگانی بودند که بنیان پیام و آموزشهای اشوزرتشت بودند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
✅ #جشن_مهرگان💪✌️
جشن مهرگان از روز شانزدهم مهرماه، روز مهر و ماه مهر (گاهشمار زرتشتی، برابر با دهم مهر ماه خورشیدی) آغاز میشد و به روز بیستویکم(رام روز) پایان مییافت. آغاز جشن را مهرگان کوچک یا خرد یا مهرگان همگانی و پایانش را مهرگان بزرگ یا ویژه یا مهرگان ویژگان مینامیدند.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهـر بِفـزا ای نگار مٍهـر چِهـرِ مهربـان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان.
دو جشن بسیار بزرگ ایرانیان که بیش از آنهای دیگر شکوهمندند و دلهای مرده را زنده و روانهای افسرده را شاداب میکنند، نوروز و مهرگانند.
ایرانیان، اندوهگینی و به سوگ نشستن و اشک ریختن را کار اهریمنی و جشن و سرزندگی و شادابی را آفریدهی اهورا مزدا، دادار بخشنده و مهربان میدانند. نوروز از آنِ جمشید و آغاز کنندهی بهار و نیمه نخست سال و مهرگان از آنِ فریدون، آغاز کنندهی نیمه دوم سال است.
مهرگان یادآور روزگار کهنی است که مهرپرستی در سرزمین آریاها پدید آمد و به سرزمینهای دور و نزدیک راه یافت، مهرش بر دلها نشست و دلها را توان بخشید تا در برابر دشمنان رنگ نبازند و پایدار مانند. پیشینهی این جشن به روزگار همزیستی قوم هند و ایرانی و یا هند و اروپایی برمیگردد، زیرا مهر یا میترا در سندهای این دو قوم یعنی اوستا و وِداها دیده میشود.
جشن مهرگان یادآور پیروزی عدل و داد بر جور و بیدادگری و نماد آزادیخواهی است، زیرا ایرانیان در این روز به سرکردگی کاوه آهنگر بر آژیدهاک(:ضحاک) بیدادگر پیروز گردیدند و فریدون از دودمان پیشدادی بر تخت شاهی نشست. و پس از این پیروزی بود که در فرهنگ ایرانی #کاوه_آهنگر نماد آزادیخواهی، ذهاک نماد جور و ستم و فریدون نمایندهی مردم شناخته شد. چون مهر و دوستی پیوند دهندهی دلها و خرمی بخش زندگی است، از اینرو مهرگان را جشن پیوند و پیمان نیز گویند و ارمغانهایی از سوی نوعروسان و تازه دامادان و پسران و دخترانی که با یکدیگر نامزد شدهاند، داد و ستد میگردد. مهرگان جشن کشت و کشاورزی و برداشت فرآورده همچنین جشن فرهنگی نیز بهشمار میآید.
.
✅ مفهوم واژهی میترا و مهر:
فرهنگ ایرانی و فرهنگ زرتشتی آنچنان گسترده و دامنهدار است که هر گوشهای از آن را بنگریم با دریایی از دانستنیها روبرو میشویم که یکی از دلکشترین و ژرفترین آنها همین واژهی میترا و مهر است. میترا در زبان اوستایی میثْرَ Mithra در زبان سانسکریت میتْرَMitra میباشد به معنی نگاهبانِ عهد و پیمان. ریشهی این واژه میثMith میباشد به معنی دیدار و ایجاد یگانگی و همبستگی.
زمانیکه اقوام گوناگون آریایی یا هند و ایرانی در کنار یکدیگر میزیستند، به خدایان گوناگون باور داشتند.
بزرگترینِ این خدایان وارونا نام داشت که خدای آسمان و بزرگ بود و پس از او میترا بود که مقام دوم و دستیار را داشت و همانگونه که از نامش پیداست خدای عهد و پیمان بود. او بر پیمانهایی که میان اقوام گوناگون بسته میشد تا بتوانند در کنار هم در آشتی و آرامش زندگی کنند، دیدهبانی میکرد.[۱]
او خدایی بود بسیار نیرومند و بسیار مورد بزرگداشت، بگونهای که آنچه که او نماد آن بود یعنی پیمان و نگاهداری و وفای به آن از نیرومندترین ویژگیها و فروزههای فرهنگی ـ شخصیتی ایرانیان بهشمار میآمد و میترا خدای مهر و دوستی و پیمان بود. کسانی را که پیمان میشکستند میترا دروج(دروغ) میگفتند و آن گناهی بس بزرگ بود بهگونهای که پیمانشکنان را زیر نام میترا سزا و کیفر میدادند. این بود که میترا آرام آرام نقش خدای نبرد و جنگ را به خود گرفت. با گزشت زمان و در اوستا نام میترا به مهر برمیگردد و افزونبر ایزد یا نماد پیمان و راستگویی و دوستی، نماد نور و روشنایی نیز میشود.
در وداها[۲] نیز این خدا به معنای دوست و همدم و یاری کننده آمده است.
✅پیدایش اشوزرتشت و تاثیر او بر مهرپرستی:
اشوزرتشت، هنگام پادشاهی شاه گشتاسپ کیانی برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید، کوشید تا پرستش اهورا مزدا را جایگزین چندگانه پرستی نماید. بنابراین مهر یا خدای آفتاب را چون دیگر خدایان آریایی از پایگاه خدایی فرود آورد.
در گاتها که سرودهها و آموزشهای اشوزرتشت است هیچ کجا نامی از آنهمه خدایان گوناگون نیست بلکه همهجا از اهورامزدا، خداوند جان و خرد، یگانه آفریدگار و پروردگار و پیش برندهی جهان نام برده میشود. بهراستی که دگرگونی بزرگی که اشوزرتشت در انسانها پدید آورد گذر از پندارگرایی به اندیشهگری بود. پس خدایان گوناگون دیگر جایی در خرد و اندیشهی نیک انسانها نداشتند و این اکنون فروزههای خدایی و یا بنیادهای زندگانی بودند که بنیان پیام و آموزشهای اشوزرتشت بودند.
✅ #مهرگان نماد جنبش آزادیخواهی:
داستان کاوه آهنگر و خیزش او بر آژیدهاک نمایانگر برخواستن تودهی مردم است در برابر چیرگی فرهنگ بیگانه و خواست آن برای برپایی و استواری ارزشهای فرهنگی خودی. براستی قیام مهرگان که با بند کشیدن ذهاک در کوه دماوند نمادین شد برای جایگزین کردن ذهاک نبود، بلکه هدف مردم از این قیام بازگشت به ریشه و پایان دادن به جنگ ارزشها و رهایی یافتن از ارزشهای فرهنگی ناآشنا و زیان باری بود که ایرانی را گرفتار کرده بود. ذهاک نماد ارزشهای بیگانه(تازی) بود و حکومت او براساس آن ارزشها به جنگ ارزشهای ایرانی آمده بود. برخورد کاوه و فریدون با ذهاک برخورد دو فرهنگ ناهمگون بود که یکی برپایه خرد و آزادی و منش پاک و دیگری براساس بدی و خردستیزی(خوردن مغز جوانان) و بردگی و بندگی بود. ایرانی با خیزش خود هم آن ناارزشها را بدور افکند و هم نشان داد که خواستار استقلال و جدا کردن چهارچوب فرهنگی خود از فرهنگها و سرزمینهای دیگر است. درست از برای همین فریدون که بر تخت نشست جهان را میان پسرانش ایرج و سلم و تور بخش کرد و هر کدام مستقل شدند و هر فرهنگ کشور شد و ملت پدید آمد و هویت ملی. پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز درفش کاویانی نام گرفت و پرچم شد. این ساختار ابدی و سرنوشت ساز که من و شما و مردم جهان را دربرگرفته، پرورانده و شکل امروزین را به جهان دادهاست، در دل استورهی مهرگان نهفته است. بنابراین مهرگان به جشنی از آیین مهر، یا جشن پاییزی و انبار کردن فرآورده و یا سرنگونی ذهاک که حماسهای است جاودان تمام نمیشود بلکه:
مهرگان، نماد نخستین اتحاد ملی در سرزمین ایران است.
مهرگان، نماد پیدایش ملت و هویت ملی است.
مهرگان، خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
مهرگان، نخستین جشن استقلال و برقراری حکومت فرهنگی و علمی، هم در ایران و هم در جهان است.
مهرگان، نماد برقراری نخستین پرچم جهان در ایران است.[۴]
.
✅ مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی:
از آنجاییکه مهر نمایندهی فروغ و روشنی مادی و مینویی است و چون در ادبیات ایرانی، دانش و فرهنگ هم از فروغهای مینویی آدمی بهشمار میآید، با پیروی از این حقیقت است که مهرگان را جشن فرهنگی مینامند و با برگزاری آن آموزشگاهها و دانشکدهها سال تحصیلی خود را آغاز میکنند. بنابراین بهجاست در مهرگان بهپاس بزرگداشت دانش به فرزندان و دوستان خود کتاب هدیه کنیم و نواندیشی را پیشه سازیم.
بهپاس قدردانی از کوششها و بزرگداشت کشاورزان ایرانی که در راه سرسبزی و آبادانی و فراوانی نعمت کوشش میکردند، یکی از روزهای این جشن را با آیینهای ویژهای به همین مناسبت برپا میکردند. شاهان ایران در این جشن لباس ارغوانی میپوشیدند و تاجی خورشیدگون بر سر مینهادند و کشاورزان را به خوان نعمت خود فرا میخواندند و پس از پایان پذیرایی کار کشاورزان را میستودند و با آنان هم پیمان میشدند که به یاری یکدیگر در راه آسایش و آرامش و خرسندی بکوشند. آنگاه به فراخور حال به کشاورزان هدایایی چون بذر مرغوب، چارپایان و وسایل کشاورزی میدادند و آنها را با دلی خوش و روانی شاد روانهی خانه و شهر و دیار خود میکردند.
مهرگان را جشن آغاز زمستان و هم چنین خسروان هم مینامند، زیرا بیشتر پادشاهان در ایران باستان در این روز تاجگزاری میکردهاند.
.
✅ مهرگان نزد دیگر مردمان:
اگرچه این جشن نیز مانند دیگر جشنها دستخوش پیشامدهای ناگوار گردید، اما هرگز فراموش نشد و حتا ایرانیان پس از دستیابی به سرزمینهای دیگر نیز آنرا با خود بردهاند، چنانکه مردم بابل در هنگام برگزاری جشن مهرگان جشن باشکوهی بهنام خدای آفتاب برپا میکردهاند.
ارمنیان نیز در ماه مهر، جشنی بهنام مَهگان داشتند که بیگمان گرفته از مهرگان است.
در آسیای کوچک مهرگان برپا میشد و از آنجا با مهرپرستی و به اروپا راه یافت.
از مراسم برجستهی جشن مهرگان آتش افروزی و چراغانی در شب پیش و برگزاری مسابقات ورزشی و قهرمانی مانند اسپ دوانی، ارابه رانی و غیره بوده است که آنهم پس از گسترش آیین مهر در اروپا، بنابر باور خاورشناس نامی دکتر مودیModi این مسابقات پستر در یونان به شکل مسابقات المپیک درآمده و تودهی هیزم جشن با آتش سپنت معبد المپیاد یونان روشن میشده است و آثار آن اکنون نیز دیده میشود که یادآور آیین آتشافروزی جشنها در ایران باستان است.
.
✅ مهرگان چگونه برگزار میگردید:
رسم چنین بودهاست که در دربار شاهان، نخست موبد موبدان نیایش میکرده و گفتاری داشته است. سپس پیک خجسته به پیش میآمده و با خواندن ترانههای نمادین برای شاه و کشور روزهای خوشی را پیش بینی میکردهاست. خوان یا سفرهی ویژهی مهرگان گسترده بوده و بارعام یعنی به پیشِ شاه آمدنِ مردم آغاز میگشته است که از سویی پیشکشیها داده میشده و پیشیارهها گرفته میشده و از سوی دیگر دادخواهان به داد خود میرسیدهاند.
داستان کاوه آهنگر و خیزش او بر آژیدهاک نمایانگر برخواستن تودهی مردم است در برابر چیرگی فرهنگ بیگانه و خواست آن برای برپایی و استواری ارزشهای فرهنگی خودی. براستی قیام مهرگان که با بند کشیدن ذهاک در کوه دماوند نمادین شد برای جایگزین کردن ذهاک نبود، بلکه هدف مردم از این قیام بازگشت به ریشه و پایان دادن به جنگ ارزشها و رهایی یافتن از ارزشهای فرهنگی ناآشنا و زیان باری بود که ایرانی را گرفتار کرده بود. ذهاک نماد ارزشهای بیگانه(تازی) بود و حکومت او براساس آن ارزشها به جنگ ارزشهای ایرانی آمده بود. برخورد کاوه و فریدون با ذهاک برخورد دو فرهنگ ناهمگون بود که یکی برپایه خرد و آزادی و منش پاک و دیگری براساس بدی و خردستیزی(خوردن مغز جوانان) و بردگی و بندگی بود. ایرانی با خیزش خود هم آن ناارزشها را بدور افکند و هم نشان داد که خواستار استقلال و جدا کردن چهارچوب فرهنگی خود از فرهنگها و سرزمینهای دیگر است. درست از برای همین فریدون که بر تخت نشست جهان را میان پسرانش ایرج و سلم و تور بخش کرد و هر کدام مستقل شدند و هر فرهنگ کشور شد و ملت پدید آمد و هویت ملی. پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز درفش کاویانی نام گرفت و پرچم شد. این ساختار ابدی و سرنوشت ساز که من و شما و مردم جهان را دربرگرفته، پرورانده و شکل امروزین را به جهان دادهاست، در دل استورهی مهرگان نهفته است. بنابراین مهرگان به جشنی از آیین مهر، یا جشن پاییزی و انبار کردن فرآورده و یا سرنگونی ذهاک که حماسهای است جاودان تمام نمیشود بلکه:
مهرگان، نماد نخستین اتحاد ملی در سرزمین ایران است.
مهرگان، نماد پیدایش ملت و هویت ملی است.
مهرگان، خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری بهنام ایران است.
مهرگان، نخستین جشن استقلال و برقراری حکومت فرهنگی و علمی، هم در ایران و هم در جهان است.
مهرگان، نماد برقراری نخستین پرچم جهان در ایران است.[۴]
.
✅ مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی:
از آنجاییکه مهر نمایندهی فروغ و روشنی مادی و مینویی است و چون در ادبیات ایرانی، دانش و فرهنگ هم از فروغهای مینویی آدمی بهشمار میآید، با پیروی از این حقیقت است که مهرگان را جشن فرهنگی مینامند و با برگزاری آن آموزشگاهها و دانشکدهها سال تحصیلی خود را آغاز میکنند. بنابراین بهجاست در مهرگان بهپاس بزرگداشت دانش به فرزندان و دوستان خود کتاب هدیه کنیم و نواندیشی را پیشه سازیم.
بهپاس قدردانی از کوششها و بزرگداشت کشاورزان ایرانی که در راه سرسبزی و آبادانی و فراوانی نعمت کوشش میکردند، یکی از روزهای این جشن را با آیینهای ویژهای به همین مناسبت برپا میکردند. شاهان ایران در این جشن لباس ارغوانی میپوشیدند و تاجی خورشیدگون بر سر مینهادند و کشاورزان را به خوان نعمت خود فرا میخواندند و پس از پایان پذیرایی کار کشاورزان را میستودند و با آنان هم پیمان میشدند که به یاری یکدیگر در راه آسایش و آرامش و خرسندی بکوشند. آنگاه به فراخور حال به کشاورزان هدایایی چون بذر مرغوب، چارپایان و وسایل کشاورزی میدادند و آنها را با دلی خوش و روانی شاد روانهی خانه و شهر و دیار خود میکردند.
مهرگان را جشن آغاز زمستان و هم چنین خسروان هم مینامند، زیرا بیشتر پادشاهان در ایران باستان در این روز تاجگزاری میکردهاند.
.
✅ مهرگان نزد دیگر مردمان:
اگرچه این جشن نیز مانند دیگر جشنها دستخوش پیشامدهای ناگوار گردید، اما هرگز فراموش نشد و حتا ایرانیان پس از دستیابی به سرزمینهای دیگر نیز آنرا با خود بردهاند، چنانکه مردم بابل در هنگام برگزاری جشن مهرگان جشن باشکوهی بهنام خدای آفتاب برپا میکردهاند.
ارمنیان نیز در ماه مهر، جشنی بهنام مَهگان داشتند که بیگمان گرفته از مهرگان است.
در آسیای کوچک مهرگان برپا میشد و از آنجا با مهرپرستی و به اروپا راه یافت.
از مراسم برجستهی جشن مهرگان آتش افروزی و چراغانی در شب پیش و برگزاری مسابقات ورزشی و قهرمانی مانند اسپ دوانی، ارابه رانی و غیره بوده است که آنهم پس از گسترش آیین مهر در اروپا، بنابر باور خاورشناس نامی دکتر مودیModi این مسابقات پستر در یونان به شکل مسابقات المپیک درآمده و تودهی هیزم جشن با آتش سپنت معبد المپیاد یونان روشن میشده است و آثار آن اکنون نیز دیده میشود که یادآور آیین آتشافروزی جشنها در ایران باستان است.
.
✅ مهرگان چگونه برگزار میگردید:
رسم چنین بودهاست که در دربار شاهان، نخست موبد موبدان نیایش میکرده و گفتاری داشته است. سپس پیک خجسته به پیش میآمده و با خواندن ترانههای نمادین برای شاه و کشور روزهای خوشی را پیش بینی میکردهاست. خوان یا سفرهی ویژهی مهرگان گسترده بوده و بارعام یعنی به پیشِ شاه آمدنِ مردم آغاز میگشته است که از سویی پیشکشیها داده میشده و پیشیارهها گرفته میشده و از سوی دیگر دادخواهان به داد خود میرسیدهاند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
جشن #مهرگان و تنبور نواری #کردهای عزیز و گرامی ایرانزمین💚🤍❤️
#جشن_مهرگان در #روز_مهر از #ماه_مهر در ایرانزمین کهن پرگهرمان برگزار میشود.
این جشن زیبا در روز #دهم مهر ماه پاییزی میان تکهی تیره و تبارهای ایران بزرگ برگزار میشده و میشود.
این جشن بزرگ، شش روز به درازا میانجامد و در روز رام روز به پایان میرسد. نخستین روز جشن، مهرگان عامه(:همگانی) و واپسین روز جشن، مهرگان خاصه(:ویژه) نامیده میشود.
جشن مهرگان در پیوند با #کاوه_آهنگر دلاور مرد ایرانیست که دربرابر ضحاک ستمگر ایستاد و به پاخواست و او را سرنگون کرد. و #فریدون را بر تخت شاهی ایرانزمین نشاند.
مهرگان نیز همانند نوروز با آیین یگانه و آداب و رسوم ویژه برگزار میشود. مهر یا میترا در زبان پارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، مهرورزی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغگویی، پیمانشکنی و نامهربانی کردن است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
جشن #مهرگان و تنبور نواری #کردهای عزیز و گرامی ایرانزمین💚🤍❤️
#جشن_مهرگان در #روز_مهر از #ماه_مهر در ایرانزمین کهن پرگهرمان برگزار میشود.
این جشن زیبا در روز #دهم مهر ماه پاییزی میان تکهی تیره و تبارهای ایران بزرگ برگزار میشده و میشود.
این جشن بزرگ، شش روز به درازا میانجامد و در روز رام روز به پایان میرسد. نخستین روز جشن، مهرگان عامه(:همگانی) و واپسین روز جشن، مهرگان خاصه(:ویژه) نامیده میشود.
جشن مهرگان در پیوند با #کاوه_آهنگر دلاور مرد ایرانیست که دربرابر ضحاک ستمگر ایستاد و به پاخواست و او را سرنگون کرد. و #فریدون را بر تخت شاهی ایرانزمین نشاند.
مهرگان نیز همانند نوروز با آیین یگانه و آداب و رسوم ویژه برگزار میشود. مهر یا میترا در زبان پارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، مهرورزی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغگویی، پیمانشکنی و نامهربانی کردن است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زندهیاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹
دستهایش بسته بود از پشت
اما مشت جامهاش از جنس خون
و جامش از خمخانهی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه میپرورد
کینه را در خویشتن میکشت
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بیآبرو میکرد
اهرمن از خشم میلرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشمها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یکسو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.
بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زندهیاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹
دستهایش بسته بود از پشت
اما مشت جامهاش از جنس خون
و جامش از خمخانهی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه میپرورد
کینه را در خویشتن میکشت
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بیآبرو میکرد
اهرمن از خشم میلرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشمها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یکسو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.
بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity