Mishnasidam
Kourosh Yaghmai
🎼 می شناسیدم 🎼
🎤 #کورش_یغمایی
نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
زخمی ام زخمی سراپا ،
آیا می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته هستم ،
خسته،آیا می شناسیدم؟
زادروز #حسین_منزوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🎤 #کورش_یغمایی
نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
زخمی ام زخمی سراپا ،
آیا می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته هستم ،
خسته،آیا می شناسیدم؟
زادروز #حسین_منزوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر زادروز #کوروش_یغمایی
( زاده ۱۲ آذر ۱۳۲۵ شاهرود ) آهنگساز و خواننده
کوروش یغمایی، آهنگساز، تنظیمکننده، خواننده و نوازنده چیرهدست گیتار الکتریک و بنیانگذار موسیقی راک است.
او فراگیری موزیک را در کودکی و با ساز سنتور آغاز کرد. پس از چند سال کار در موزیک سنتی، گیتار (سازی که همواره به آن عشق میورزید) را برگزید و همه توان خود را برای یادگیری این ساز به کار برد. دلباختگی به گیتار چنان در زندگی کوروش رخنه کرد که از آن هنگام تاکنون هیچگاه از هم دور نشدهاند، گویی که کوروش و گیتار درهم تنیده شدهاند.
وی کار جدی خود را در ۱۸ سالگی با ایجاد و سرپرستی و مدیریت گروه راک اینسترومنتال (سازی و بدون خواننده) راپچرز آغاز کرد. در این هنگام بر پایه چیره دستی و سبک ویژه نوازندگی اش در نواختن گیتار به او لقب پنجه طلایی داده بودند. در درازای گرفتن لیسانس جامعهشناسی از دانشگاه ملی همواره سرپرست و مدیر گروه راک دانشگاه ملی بود و در مسابقات هنری دانشگاههای ایران که در دانشگاه شیراز برگزار شد بهترین رتبه را برای دانشگاه ملی به ارمغان آورد. او همزمان با گرفتن لیسانس از دانشگاه ملی، آغاز به آهنگسازی بر روی چند شعر از همکلاسی و شاعر برجسته «مهدی اخوان لنگرودی» کرد که با نامهای گل یخ و حجم خالی به دوران حرفهای موسیقی ایران راه یافت. گل یخ، برپایه داشتن استانداردهای جهانی به زودی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و در پی آن اجراهای گوناگونی در دیگر کشورهای جهان از این ترانه شکل گرفت که تاکنون نیز ادامه دارد. این اولین باری بود که موزیک ایران وارد عرصههای جهانی میشد.
پس از ۱۷ سال ممنوعیت در کار موزیک و خواندن آواز، آلبومهای سیب نقرهای، ماه و پلنگ، کابوس، آرایش خورشید و تفنگ دسته نقره و همچنین گرگهای گرسنه (موسیقی فیلم) را (بدون بهرهمندی از استودیو و حتی ابزار لازم و کافی برای ضبط) به بازار ارائه کرد که این آثار آغازی دوباره برای ادامه موزیک مدرن در ایران بود.
بسیاری او را موسیقیدانی جهانی و نابغه موسیقی شرق می دانند. نشریه و سایت معتبر رولینگ استون،
آلبوم بازگشت از لبه پرتگاه را لایق دریافت سه ستاره از چهار ستاره دانست. نشریهٔ معتبر MOJ هم آن را بهترین آلبوم ماهِ جهان معرفی کرد و چهار ستاره، امتیاز کامل، به آن داد و مجله تخصصی موزیک، با او گفتگویی کرد. در همان سال جشنواره ترانس موزیکال
معتبرترین جشنوارهٔ موزیک در جهان، از کوروش یغمایی برای اجرا در فرانسه دعوت به عمل آورد.
به باور کارشناسان برجسته جهانی، یغمایی بنیانگذار موسیقی راک در ایران است و همگام با پیشروان این موزیک در جهان، گروههای رولینگ استونز و بیتلز و… این موزیک را، درایران معرفی و شناساند. با تکیه بر همین پیشینه، او را پدر راک ایران لقب دادند.
بر پایه شناخت جایگاهش، خانم پاولین کازوبون کارگردان و خبرنگار و به ویژه پژوهشگر تاریخچه موزیک ملل به او لقب (آفریننده افسانهای) دادهاست. کوروش یغمایی در ۳۹ سال گذشته ۲۹ سال ممنوع از کار بوده است و هم اکنون نیز در ممنوعیت بسر میبرد.
او در فراگیری زمینههای گوناگون موزیک هیچگاه استادی نداشتهاست.
کورش یغمایی دارای دو برادر با نامهای کامران و کامبیز است که در موفقیت در عرصهٔ موسیقی راک با او شریک بوده اند. همچنین او در ۲۰سالگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای کاوه، کامیل و ساتگین هستند که هر سه قدم در راه پدر گذاشته اند.
🎼
#موسیقی_ایرانی
#پاپ_راک_ایرانی
#کورش_یغمایی
"کوروش یغمایی" خوانندهای که با وقوع انقلاب ۵۷، ماندن را به ترکِ ایران ترجیح داد، آن هم در شرایطی که به گفته خودش، سرنوشت موسیقیِ پاپ از همان ابتدا قابل پیشبینی بود. نتیجتاً صدا و تصویر "کوروش یغمایی" ای که ترکیبی از دوران گذشته بود و نزدیکی فرهنگی ایران و غرب را به ذهن متبادر میکرد، در هیاهوی فریادهای مردمِ انقلابی گم شد و برای یک دهه و نیم، به محاق رفت. "کوروش یغمایی" و بسیاری از ستارگانِ موسیقی پاپ و راکِ پیش از انقلاب، با تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی ایران، شرایط تازهای را تجربه می کردند. وی در نوشتاری، سالهای پس از انقلاب اسلامی را با دوران حمله ی اعراب به ایرانِ باستان، در هنگام پادشاهی ساسانیان مقایسه کرده و مینویسد: «آن تفکر هنوز پس از گذشت هزاران سال باقی ماندهاست و این دلیل اصلی عقبماندگی موسیقی در ایران در دو زمینه تئوری و عملی است.
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر زادروز #کوروش_یغمایی
( زاده ۱۲ آذر ۱۳۲۵ شاهرود ) آهنگساز و خواننده
کوروش یغمایی، آهنگساز، تنظیمکننده، خواننده و نوازنده چیرهدست گیتار الکتریک و بنیانگذار موسیقی راک است.
او فراگیری موزیک را در کودکی و با ساز سنتور آغاز کرد. پس از چند سال کار در موزیک سنتی، گیتار (سازی که همواره به آن عشق میورزید) را برگزید و همه توان خود را برای یادگیری این ساز به کار برد. دلباختگی به گیتار چنان در زندگی کوروش رخنه کرد که از آن هنگام تاکنون هیچگاه از هم دور نشدهاند، گویی که کوروش و گیتار درهم تنیده شدهاند.
وی کار جدی خود را در ۱۸ سالگی با ایجاد و سرپرستی و مدیریت گروه راک اینسترومنتال (سازی و بدون خواننده) راپچرز آغاز کرد. در این هنگام بر پایه چیره دستی و سبک ویژه نوازندگی اش در نواختن گیتار به او لقب پنجه طلایی داده بودند. در درازای گرفتن لیسانس جامعهشناسی از دانشگاه ملی همواره سرپرست و مدیر گروه راک دانشگاه ملی بود و در مسابقات هنری دانشگاههای ایران که در دانشگاه شیراز برگزار شد بهترین رتبه را برای دانشگاه ملی به ارمغان آورد. او همزمان با گرفتن لیسانس از دانشگاه ملی، آغاز به آهنگسازی بر روی چند شعر از همکلاسی و شاعر برجسته «مهدی اخوان لنگرودی» کرد که با نامهای گل یخ و حجم خالی به دوران حرفهای موسیقی ایران راه یافت. گل یخ، برپایه داشتن استانداردهای جهانی به زودی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و در پی آن اجراهای گوناگونی در دیگر کشورهای جهان از این ترانه شکل گرفت که تاکنون نیز ادامه دارد. این اولین باری بود که موزیک ایران وارد عرصههای جهانی میشد.
پس از ۱۷ سال ممنوعیت در کار موزیک و خواندن آواز، آلبومهای سیب نقرهای، ماه و پلنگ، کابوس، آرایش خورشید و تفنگ دسته نقره و همچنین گرگهای گرسنه (موسیقی فیلم) را (بدون بهرهمندی از استودیو و حتی ابزار لازم و کافی برای ضبط) به بازار ارائه کرد که این آثار آغازی دوباره برای ادامه موزیک مدرن در ایران بود.
بسیاری او را موسیقیدانی جهانی و نابغه موسیقی شرق می دانند. نشریه و سایت معتبر رولینگ استون،
آلبوم بازگشت از لبه پرتگاه را لایق دریافت سه ستاره از چهار ستاره دانست. نشریهٔ معتبر MOJ هم آن را بهترین آلبوم ماهِ جهان معرفی کرد و چهار ستاره، امتیاز کامل، به آن داد و مجله تخصصی موزیک، با او گفتگویی کرد. در همان سال جشنواره ترانس موزیکال
معتبرترین جشنوارهٔ موزیک در جهان، از کوروش یغمایی برای اجرا در فرانسه دعوت به عمل آورد.
به باور کارشناسان برجسته جهانی، یغمایی بنیانگذار موسیقی راک در ایران است و همگام با پیشروان این موزیک در جهان، گروههای رولینگ استونز و بیتلز و… این موزیک را، درایران معرفی و شناساند. با تکیه بر همین پیشینه، او را پدر راک ایران لقب دادند.
بر پایه شناخت جایگاهش، خانم پاولین کازوبون کارگردان و خبرنگار و به ویژه پژوهشگر تاریخچه موزیک ملل به او لقب (آفریننده افسانهای) دادهاست. کوروش یغمایی در ۳۹ سال گذشته ۲۹ سال ممنوع از کار بوده است و هم اکنون نیز در ممنوعیت بسر میبرد.
او در فراگیری زمینههای گوناگون موزیک هیچگاه استادی نداشتهاست.
کورش یغمایی دارای دو برادر با نامهای کامران و کامبیز است که در موفقیت در عرصهٔ موسیقی راک با او شریک بوده اند. همچنین او در ۲۰سالگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای کاوه، کامیل و ساتگین هستند که هر سه قدم در راه پدر گذاشته اند.
🎼
#موسیقی_ایرانی
#پاپ_راک_ایرانی
#کورش_یغمایی
"کوروش یغمایی" خوانندهای که با وقوع انقلاب ۵۷، ماندن را به ترکِ ایران ترجیح داد، آن هم در شرایطی که به گفته خودش، سرنوشت موسیقیِ پاپ از همان ابتدا قابل پیشبینی بود. نتیجتاً صدا و تصویر "کوروش یغمایی" ای که ترکیبی از دوران گذشته بود و نزدیکی فرهنگی ایران و غرب را به ذهن متبادر میکرد، در هیاهوی فریادهای مردمِ انقلابی گم شد و برای یک دهه و نیم، به محاق رفت. "کوروش یغمایی" و بسیاری از ستارگانِ موسیقی پاپ و راکِ پیش از انقلاب، با تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی ایران، شرایط تازهای را تجربه می کردند. وی در نوشتاری، سالهای پس از انقلاب اسلامی را با دوران حمله ی اعراب به ایرانِ باستان، در هنگام پادشاهی ساسانیان مقایسه کرده و مینویسد: «آن تفکر هنوز پس از گذشت هزاران سال باقی ماندهاست و این دلیل اصلی عقبماندگی موسیقی در ایران در دو زمینه تئوری و عملی است.
🔴#چکامه_پارسی
ایل من گرچه گرفتار سکوتی تو هنوز
وارث زاگرس و اسب و بلوطی تو هنوز
ایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند
سهم تو شاه شدن بود و وزیرت کردند
ایل من گر چه غرور تو سیاووشی بود
سالها نام تو در کنج فراموشی بود
ایل من گرچه به یک عربده لالت کردند
و ستم ها به تو و رستم زالت کردند
ایل من گرچه به ترفند فریبت دادند
نام تحقیر به رفتار نجیبت دادند
ایل من گرچه درختان تو را دار زدند
و کلاغان به عقابان تو منقار زدند
ایل من گرچه رهاندند پلنگت را هم
وحشت آلوده گرفتند تفنگت را هم
ایل من گر چه تو را خانه نشین می خواهند
و برای تو شبی بدتر از این می خواهند
ایل من گرچه خزان. ذوق بهارت را خورد
بادآمد همه ی دار و ندارت را برد
ایل من گر چه به طاغوت قیاست کردند
بارها خنده به اندوه لباست کردند
ایل من گرچه لقبهای بزرگت دادند
یوسفت کرده و هر بار به گرگت دادند
ایل من گر چه به تاریخ تو نیرنگ زدند
تیشه بر ریشه ی اندیشه و فرهنگ زدند
ایل من در پی موسایی و آبت برده است
خوانده بر چینه خروسان و تو خوابت برده است
ایل من دشت و گل و زرده و تارازت کو
ترکه ات کو.درکت کو. دهل و سازتکو
#کورش_کیانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ایل من گرچه گرفتار سکوتی تو هنوز
وارث زاگرس و اسب و بلوطی تو هنوز
ایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند
سهم تو شاه شدن بود و وزیرت کردند
ایل من گر چه غرور تو سیاووشی بود
سالها نام تو در کنج فراموشی بود
ایل من گرچه به یک عربده لالت کردند
و ستم ها به تو و رستم زالت کردند
ایل من گرچه به ترفند فریبت دادند
نام تحقیر به رفتار نجیبت دادند
ایل من گرچه درختان تو را دار زدند
و کلاغان به عقابان تو منقار زدند
ایل من گرچه رهاندند پلنگت را هم
وحشت آلوده گرفتند تفنگت را هم
ایل من گر چه تو را خانه نشین می خواهند
و برای تو شبی بدتر از این می خواهند
ایل من گرچه خزان. ذوق بهارت را خورد
بادآمد همه ی دار و ندارت را برد
ایل من گر چه به طاغوت قیاست کردند
بارها خنده به اندوه لباست کردند
ایل من گرچه لقبهای بزرگت دادند
یوسفت کرده و هر بار به گرگت دادند
ایل من گر چه به تاریخ تو نیرنگ زدند
تیشه بر ریشه ی اندیشه و فرهنگ زدند
ایل من در پی موسایی و آبت برده است
خوانده بر چینه خروسان و تو خوابت برده است
ایل من دشت و گل و زرده و تارازت کو
ترکه ات کو.درکت کو. دهل و سازتکو
#کورش_کیانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه
منم کوروش،شاه جهان،شاه بزرگ،شاه دادگر،شاه بابل،شاه سومرواکد،شاه چهارگوشه جهان،پسر کمبوجیه،شاه بزرگ،نوه کوروش،شاه بزرگ،.....،نبیره چیش پیش،شاه بزرگ،....از دودمانی که همیشه شاه بوده اند وفرمانروائی اش را گرامی می د ارندوبا دل خوش پادشاهی اورا خواهانندآنگاه که بدون جنگ و پیکارواردبابل شدم،همه مردم مقدم مراباشادمانی پذیرفتند.دربارگاه پادشاهان بابل برتخت شهریاری نشستم.مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل رابه سوی من گردانید،زیرامن اوراارجمند وگرامی داشتم.اوبرمن،کوروش که ستایشگراوهستم وبرکمبوجیه پسرم،وهمچنین برکس وکار،وهمه سپاهیان من،برکت ومهربانی ارزانی داشت؛ماهمگی شادمانه ودرصلح وآشتی مقام بلندش راستودیم.به فرمان<<مردوک>>،همه شاهان براورنگ پادشاهی نشسته اند.همه پادشاهان ازدریای بالا تا دریای پائین(مدیترانه تا خلیج فارس)،همه مردم سرزمین های دوردست،ازچهارگوشه جهان،همه پادشاهان<<آموری>> و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند ودربابل روی پاهایم افتادند.از....،تا آشور و شوش من شهرهای <<آگاده>>،اشنونا،زمبان،متورنو،دیر،سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود-ازنوساختم..
#کورش_کبیر
@Bookirancity
منم کوروش،شاه جهان،شاه بزرگ،شاه دادگر،شاه بابل،شاه سومرواکد،شاه چهارگوشه جهان،پسر کمبوجیه،شاه بزرگ،نوه کوروش،شاه بزرگ،.....،نبیره چیش پیش،شاه بزرگ،....از دودمانی که همیشه شاه بوده اند وفرمانروائی اش را گرامی می د ارندوبا دل خوش پادشاهی اورا خواهانندآنگاه که بدون جنگ و پیکارواردبابل شدم،همه مردم مقدم مراباشادمانی پذیرفتند.دربارگاه پادشاهان بابل برتخت شهریاری نشستم.مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل رابه سوی من گردانید،زیرامن اوراارجمند وگرامی داشتم.اوبرمن،کوروش که ستایشگراوهستم وبرکمبوجیه پسرم،وهمچنین برکس وکار،وهمه سپاهیان من،برکت ومهربانی ارزانی داشت؛ماهمگی شادمانه ودرصلح وآشتی مقام بلندش راستودیم.به فرمان<<مردوک>>،همه شاهان براورنگ پادشاهی نشسته اند.همه پادشاهان ازدریای بالا تا دریای پائین(مدیترانه تا خلیج فارس)،همه مردم سرزمین های دوردست،ازچهارگوشه جهان،همه پادشاهان<<آموری>> و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند ودربابل روی پاهایم افتادند.از....،تا آشور و شوش من شهرهای <<آگاده>>،اشنونا،زمبان،متورنو،دیر،سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود-ازنوساختم..
#کورش_کبیر
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🎉#جشن_شهریورگان
جشن شکوه پایداری و شهریاری
#جشن خشنودی پادشاهی بر خویشتن
جشن دلپذیر خودشناسی
گاه رهایی از بیداد ها
هنگام پیوستن به #دادخواهی
تابش شکوفایی، فره ایزدی،بر چهره پارسایان
بر نیک اندیشان روزگار خجسته باد
🔥#شهريورگان خجسته و پيروز باد🔥
☘️واژه ی شهریور در اوستا به گونه ی خشترَه وَئیَه آمده است که به چم شهریاری نیرومند است.جشن شهریورگان در شهریور روز از شهریور ماه برگزار میشود.این روز در گاهشمار کهن،چهارمین روز از ماه شهریور و در گاهشمار کنونی سی ام امرداد ماه است.مردم در این روز گرد هم می آیند و پساز برپایی نیایش همگانی به جشن و پایکوبی میپردازند.چند سالی است که برپایه ی اعلام انجمن موبدان،شهریور روز از شهریورماه،#روز_پدر نامیده شده است.
🌿ای امشاسپندان شما همه هم فکر و همگام بخشایش نیک را به ما مردم ارزانی دارید .آیین راستی و پاکی و منش نیک را به ما بیاموزید که عشق و ایمان به خدا در نهادمان افزایش یابد. پروردگارا !
ما با قلبی آکنده ازمهر تورا می پرستیم و خواستاریم به شادی و خوشبختی جاودانی مزدا دست یابیم.
یسناهات51بند 20 🌿
☘️ خشتره وئیریه در زبان پارسي به گونه ي شهریور آمده است. این امشاسپند نماد شهریاری مینویی، توانایی خدایی و پادشاهی بر خود است .
در #اوستا «خْشَتره_وئیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و درپارسي «شَهریوَر» است.
بخش نخست این واژه به معناي شهریاری و شهر است و فرديد از شهر، همانا کشور است، چنانکه سرزمین ایران را، ایرانشهر مینامیدند.
بخش دوم این واژه(وئیریه)فرنام است.خشترهوئیریه، به معناي آرمانشهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینوی آرمانی است. در اسطوره هاي زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان روایی اهورا مزدا و نگاهبان آسين ها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر نيازمندان است.
☘️شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی» و در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از هنجار هستی برمیخیزد و همهی جهان را دربر میگیرد.
☘️در اوستا از شهريور كشور جاوداني #اهورامزدا، سرزمين انوشه و بهشت برين نام برده شده ، همان جاييست كه خود اهورا و ايزدان مى باشد . كه آدمي چنان در راستي و اشايي و براي شادي ديگران و آباداني كوشا باشد و در مهرباني زندگاني كند كه پس از مرگ در اين جايگاه ، روان و فر به شايستگى باشد
#ايرانيان در اين روز به #آتشكده مى روند ستايش و نيايش ويژه ايي بر پا مى دارند و در آتشكده ، چوب هاي خوش بو و اسپند و بر آتش مى گذارند و بوي خوش و گرما آدمي را به مهماني نيايش زيبايي به سوي اهورامزدا مى كشاند .
واژه شهریور، در اوستا به صورت «خْشَتره وَئیریَه» آمده است که شهریاری نیرومند و مینوی معنی می دهد، در گاهشماری ترادادی(سنتی) سی روزه زرتشتیان، چهارمین روز در هر ماه شهریور فرا می رسد، آن روز جشن شهریورگان است.
بی گمان چنین جشنی در #ایران_باستان گرامی داشته شده است، اکنون نیز #زرتشتیان به باور ترادادی خود همانند جشن های دیگر ماهیانه در بسیاری از شهرها و روستاها، بهدینان در مکان های همگانی و تالارها گردهم می آیند، نیایش همگانی برپا می دارند، سخنرانان به اهمیت جایگاه سروری و شهریاری در همبودگاه(جامعه) مردمی اشاره می کنند، سپس با برنامه های شاد و سرگرم کننده، جشن شهریورگان را به پایان می برند.
🔵 «شهریور»، به چمار «شهریاری آرمانی»، در گاتها (سرودهای زرتشت) یکی از فروزههای اهورامزدا و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است و او را مینوی جوانمردی نیز خواندهاند.
🔵در گاهشماری ایرانی، ششمین ماه سال و چهارمین روز از هر ماه «شهریور» نام دارد، از اینروی در روز شهریور از شهریور ماه یا چهارم شهریورماه «جشن شهریورگان» را برپا میکنیم.
🔵 جشن شهریورگان پیوندی نیز با استوره نبرد نخستین انسان (کیومرث)، با اهریمن دارد. در این استوره، کیومرث با یاری امشاسپند شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری بشر بر زمین آغاز می شود.
🔵در اندرز نامه «آذرپاد مهر اسپندان» نیز آمده است :
« در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که شهریار گزیده خوب داشته باشند.»
#ابوریحان_بیرونی همچنین روایت می کند که:
«در شهریورگان آتش های بزرگ می افروختند و عبادت خدا و ستایش او را زیاد میکردند و برای خوردن و دیگر شادمانیها به گرد هم جمع میشدند».
🌿 در نسک(کتاب) پهلوی «بُندَهِش»، آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها، «شاه اِسپَرغم» گل ویژه شهریور شناخته شده است و شاه اِسپَرغم همان Ocimum Basilicum یا ریحان یا نازبو است.
پژوهش: موبد #کورش_نیکنام
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🎉#جشن_شهریورگان
جشن شکوه پایداری و شهریاری
#جشن خشنودی پادشاهی بر خویشتن
جشن دلپذیر خودشناسی
گاه رهایی از بیداد ها
هنگام پیوستن به #دادخواهی
تابش شکوفایی، فره ایزدی،بر چهره پارسایان
بر نیک اندیشان روزگار خجسته باد
🔥#شهريورگان خجسته و پيروز باد🔥
☘️واژه ی شهریور در اوستا به گونه ی خشترَه وَئیَه آمده است که به چم شهریاری نیرومند است.جشن شهریورگان در شهریور روز از شهریور ماه برگزار میشود.این روز در گاهشمار کهن،چهارمین روز از ماه شهریور و در گاهشمار کنونی سی ام امرداد ماه است.مردم در این روز گرد هم می آیند و پساز برپایی نیایش همگانی به جشن و پایکوبی میپردازند.چند سالی است که برپایه ی اعلام انجمن موبدان،شهریور روز از شهریورماه،#روز_پدر نامیده شده است.
🌿ای امشاسپندان شما همه هم فکر و همگام بخشایش نیک را به ما مردم ارزانی دارید .آیین راستی و پاکی و منش نیک را به ما بیاموزید که عشق و ایمان به خدا در نهادمان افزایش یابد. پروردگارا !
ما با قلبی آکنده ازمهر تورا می پرستیم و خواستاریم به شادی و خوشبختی جاودانی مزدا دست یابیم.
یسناهات51بند 20 🌿
☘️ خشتره وئیریه در زبان پارسي به گونه ي شهریور آمده است. این امشاسپند نماد شهریاری مینویی، توانایی خدایی و پادشاهی بر خود است .
در #اوستا «خْشَتره_وئیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و درپارسي «شَهریوَر» است.
بخش نخست این واژه به معناي شهریاری و شهر است و فرديد از شهر، همانا کشور است، چنانکه سرزمین ایران را، ایرانشهر مینامیدند.
بخش دوم این واژه(وئیریه)فرنام است.خشترهوئیریه، به معناي آرمانشهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینوی آرمانی است. در اسطوره هاي زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان روایی اهورا مزدا و نگاهبان آسين ها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر نيازمندان است.
☘️شهریور به چم «شهریاری و نیرومندی اهورایی» و در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از هنجار هستی برمیخیزد و همهی جهان را دربر میگیرد.
☘️در اوستا از شهريور كشور جاوداني #اهورامزدا، سرزمين انوشه و بهشت برين نام برده شده ، همان جاييست كه خود اهورا و ايزدان مى باشد . كه آدمي چنان در راستي و اشايي و براي شادي ديگران و آباداني كوشا باشد و در مهرباني زندگاني كند كه پس از مرگ در اين جايگاه ، روان و فر به شايستگى باشد
#ايرانيان در اين روز به #آتشكده مى روند ستايش و نيايش ويژه ايي بر پا مى دارند و در آتشكده ، چوب هاي خوش بو و اسپند و بر آتش مى گذارند و بوي خوش و گرما آدمي را به مهماني نيايش زيبايي به سوي اهورامزدا مى كشاند .
واژه شهریور، در اوستا به صورت «خْشَتره وَئیریَه» آمده است که شهریاری نیرومند و مینوی معنی می دهد، در گاهشماری ترادادی(سنتی) سی روزه زرتشتیان، چهارمین روز در هر ماه شهریور فرا می رسد، آن روز جشن شهریورگان است.
بی گمان چنین جشنی در #ایران_باستان گرامی داشته شده است، اکنون نیز #زرتشتیان به باور ترادادی خود همانند جشن های دیگر ماهیانه در بسیاری از شهرها و روستاها، بهدینان در مکان های همگانی و تالارها گردهم می آیند، نیایش همگانی برپا می دارند، سخنرانان به اهمیت جایگاه سروری و شهریاری در همبودگاه(جامعه) مردمی اشاره می کنند، سپس با برنامه های شاد و سرگرم کننده، جشن شهریورگان را به پایان می برند.
🔵 «شهریور»، به چمار «شهریاری آرمانی»، در گاتها (سرودهای زرتشت) یکی از فروزههای اهورامزدا و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است و او را مینوی جوانمردی نیز خواندهاند.
🔵در گاهشماری ایرانی، ششمین ماه سال و چهارمین روز از هر ماه «شهریور» نام دارد، از اینروی در روز شهریور از شهریور ماه یا چهارم شهریورماه «جشن شهریورگان» را برپا میکنیم.
🔵 جشن شهریورگان پیوندی نیز با استوره نبرد نخستین انسان (کیومرث)، با اهریمن دارد. در این استوره، کیومرث با یاری امشاسپند شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری بشر بر زمین آغاز می شود.
🔵در اندرز نامه «آذرپاد مهر اسپندان» نیز آمده است :
« در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که شهریار گزیده خوب داشته باشند.»
#ابوریحان_بیرونی همچنین روایت می کند که:
«در شهریورگان آتش های بزرگ می افروختند و عبادت خدا و ستایش او را زیاد میکردند و برای خوردن و دیگر شادمانیها به گرد هم جمع میشدند».
🌿 در نسک(کتاب) پهلوی «بُندَهِش»، آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها، «شاه اِسپَرغم» گل ویژه شهریور شناخته شده است و شاه اِسپَرغم همان Ocimum Basilicum یا ریحان یا نازبو است.
پژوهش: موبد #کورش_نیکنام
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
💢 وصیت شاهنشاه #کورش_بزرگ به جانشینش:
👈«و اما تو، اى كمبوجيه، بدان كه عصاى زرين، سلطنت را حفظ نمى كند، بلكه ياران صميمى براى پادشاه بهترين و مطمئن ترين تكيه گاه هستند. اما اين را بدان كه مردمان عموما وفادار و صميمى نيستند، زيرا اگر صميميت و وفا ذاتى همه آدميان بود، مانند ساير صفات و خصايل طبيعتا مشهود بود؛ و حال آنكه هر فردى از افراد بايد بكوشد تا ياران موافق و صميمى و وفادار براى خويش فراهم سازد. اما ياران نيك با جور و ستم به دست نمى آيند بلكه به يارى اعمال نيك و رفتار پسنديده مى توان آنها را به دست آورد.»
📚 بنمایه: #کورشنامه گزنفون
⚜️ #هفتم_آبان_در_راه_است
👈به امید آن روز که مام میهن، دگربار، چنین شهریارانی را به خود ببیند...
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
💢 وصیت شاهنشاه #کورش_بزرگ به جانشینش:
👈«و اما تو، اى كمبوجيه، بدان كه عصاى زرين، سلطنت را حفظ نمى كند، بلكه ياران صميمى براى پادشاه بهترين و مطمئن ترين تكيه گاه هستند. اما اين را بدان كه مردمان عموما وفادار و صميمى نيستند، زيرا اگر صميميت و وفا ذاتى همه آدميان بود، مانند ساير صفات و خصايل طبيعتا مشهود بود؛ و حال آنكه هر فردى از افراد بايد بكوشد تا ياران موافق و صميمى و وفادار براى خويش فراهم سازد. اما ياران نيك با جور و ستم به دست نمى آيند بلكه به يارى اعمال نيك و رفتار پسنديده مى توان آنها را به دست آورد.»
📚 بنمایه: #کورشنامه گزنفون
⚜️ #هفتم_آبان_در_راه_است
👈به امید آن روز که مام میهن، دگربار، چنین شهریارانی را به خود ببیند...
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_سرزمینم
آشنایی با جشنهای ایرانی
#جشن_اَمُردادگان
روز امرداد از ماه امرداد برابر با ۳ امرداد در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژه امرداد به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس #امرداد درست است.
هنگامیکه در ماه امرداد، روز امرداد فرا میرسد، آنرا جشن امردادگان مینامند.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار میشود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا میشود و با اجرای برنامههایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد(جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
چو گفتار خردادش آمد بهسر
همانگاه امرداد شد پیشتر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
✍️ #زراتشتنامه
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان
جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار یزدگردی برگزار میشد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بیمرگی است.
مرداد همریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی(:منفی) است که معنی آن را به بیمرگی دگرگون میکند.
امرداد فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایهی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم(محیطزیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است.
✍️برگرفته از نَسک(:کتاب) #از_نوروز_تا_نوروز،
نوشته موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایرانزمین
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_سرزمینم
آشنایی با جشنهای ایرانی
#جشن_اَمُردادگان
روز امرداد از ماه امرداد برابر با ۳ امرداد در گاهشماری ۳۰روزه زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژه امرداد به معنی بیمرگی و جاودانگی است.
اما واژه مرداد به معنی مرگ و نیستی است.
پس #امرداد درست است.
هنگامیکه در ماه امرداد، روز امرداد فرا میرسد، آنرا جشن امردادگان مینامند.
درباره چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته آگاهی چندانی در دست نیست.
اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار میشود.
این جشن بیشتر در تالار آدریان یا فضایی همگانی برپا میشود و با اجرای برنامههایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی درباره جایگاه امرداد(جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به اهورامزدا همراه است.
چو گفتار خردادش آمد بهسر
همانگاه امرداد شد پیشتر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
✍️ #زراتشتنامه
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان
جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار یزدگردی برگزار میشد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بیمرگی است.
مرداد همریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی(:منفی) است که معنی آن را به بیمرگی دگرگون میکند.
امرداد فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایهی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم(محیطزیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است.
✍️برگرفته از نَسک(:کتاب) #از_نوروز_تا_نوروز،
نوشته موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایرانزمین
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#روز_پدر_ایرانی
#در
🌻 #جشن_شهریورگان 🌾
جشن شکوه پایداری و شهریاری
جشن خشنودی پادشاهی بر خویشتن
جشن دلپذیر خودشناسی
گاه رهایی از بیدادها
هنگام پیوستن به #دادخواهی
تابش شکوفایی، فره ایزدی، بر چهره پارسایان
بر نیک اندیشان روزگار خجسته باد.
🌻واژهی شهریور در اوستا به گونهی خشترَه وَئیَه آمده است که به معنی شهریاری نیرومند است.
جشن شهریورگان در شهریور روز از شهریور ماه برگزار میشود.
این روز در گاهشمار(:تقویم) کهن ایران، چهارمین روز از ماه شهریور و در برابری با تقویم کنونی خورشیدی سیام امرداد ماه است.
مردم در این روز گردهم میآیند و پس از برپایی نیایش همگانی به جشن و پایکوبی میپردازند.
چند سالی است که برپایهی اعلام انجمن موبدان، شهریور روز از شهریور ماه، #روز_پدر نامیده شده است.
🌻ای امشاسپندان شما همه هم فکر و همگام بخشایش نیک را به ما مردم ارزانی دارید.
آیین راستی و پاکی و منش نیک را به ما بیاموزید که عشق و ایمان به خدا در نهادمان افزایش یابد. پروردگارا.
ما با قلبی آکنده از مهر تو را میپرستیم و خواستاریم به شادی و خوشبختی جاودانی مزدا دست یابیم.
(یسنا هات۵۱ بند۲۰)
🌾خشتره وئیریه در زبان پارسی به گونهی شهریور آمده است.
این امشاسپند نماد شهریاری مینویی، توانایی خدایی و پادشاهی بر خود است.
در #اوستا «خْشَتره_وئیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در پارسی «شَهریوَر» است.
بخش نخست این واژه به معنای شهریاری و شهر است و فرديد از شهر، همانا کشور است، چنانکه سرزمین ایران را، ایرانشهر مینامیدند.
بخش دوم این واژه(وئیریه) فرنام است. خشترهوئیریه، به معنی آرمانشهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینوی آرمانی است.
در استوره پهای زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمانروایی اهورامزدا و نگاهبان آسينها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر نيازمندان است.
🌾شهریور به معنی «شهریاری و نیرومندی اهورایی» و در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از هنجار هستی برمیخیزد و همهی جهان را دربر میگیرد.
🌾در اوستا از شهريور كشور جاودانی #اهورامزدا، سرزمين انوشه و بهشت برين نام برده شده، همان جايیست كه خود اهورا و ايزدان مىباشد، كه آدمی چنان در راستی و اشايی و برای شادی ديگران و آبادانی كوشا باشد و در مهربانی زندگانی كند كه پس از مرگ در اين جايگاه، روان و فر به شايستگى باشد
#ايرانيان در اين روز به #آتشكده مىروند ستايش و نيايش ويژهای بر پا مىدارند و در آتشكده، چوبهای خوشبو و اسپند و بر آتش مىگذارند و بوی خوش و گرما آدمی را به مهمانی نيايش زيبايی به سوی اهورامزدا مىكشاند.
واژه شهریور، در اوستا به صورت «خْشَتره وَئیریَه» آمده است که شهریاری نیرومند و مینویی معنی میدهد.
در گاهشماری ترادادی(:سنتی) سی روزه زرتشتیان، چهارمین روز در هر ماه شهریور فرا میرسد، آن روز جشن شهریورگان است.
بیگمان چنین جشنی در #ایران_باستان گرامی داشته شده است، اکنون نیز #زرتشتیان به باور ترادادی خود همانند جشنهای دیگر ماهیانه در بسیاری از شهرها و روستاها، بهدینان در مکانهای همگانی و تالارها گردهم میآیند، نیایش همگانی برپا میدارند.
سخنرانان به اهمیت جایگاه سروری و شهریاری در همبودگاه(:جامعه) مردمی اشاره میکنند، سپس با برنامههای شاد و سرگرم کننده، جشن شهریورگان را به پایان میبرند.
🌾«شهریور»، به معنی «شهریاری آرمانی»، در گاتها (سرودههای اشوزرتشت) یکی از فروزههای اهورامزدا و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است و او را مینوی جوانمردی نیز خواندهاند.
🌾جشن شهریورگان پیوندی نیز با استوره نبرد نخستین انسان (کیومرس)، با اهریمن دارد. در این استوره، کیومرس با یاری امشاسپند شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری بشر بر زمین آغاز میشود.
🌾در اندرز نامه «آذرپاد مهراسپندان» نیز آمده است:
«در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که شهریار گزیده خوب داشته باشند».
#ابوریحان_بیرونی همچنین روایت میکند که:
«در شهریورگان آتشهای بزرگ میافروختند و عبادت خدا و ستایش او را زیاد میکردند و برای خوردن و دیگر شادمانیها به گردهم جمع میشدند».
🌱در نسک(:کتاب) پهلوی «بُندَهِش»، آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها، «شاه اِسپَرغم» گل ویژه شهریور شناخته شده است و شاه اِسپَرغم همان Ocimum Basilicum یا ریحان یا نازبو است.🌸
✍️موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین باستان.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#روز_پدر_ایرانی
#در
🌻 #جشن_شهریورگان 🌾
جشن شکوه پایداری و شهریاری
جشن خشنودی پادشاهی بر خویشتن
جشن دلپذیر خودشناسی
گاه رهایی از بیدادها
هنگام پیوستن به #دادخواهی
تابش شکوفایی، فره ایزدی، بر چهره پارسایان
بر نیک اندیشان روزگار خجسته باد.
🌻واژهی شهریور در اوستا به گونهی خشترَه وَئیَه آمده است که به معنی شهریاری نیرومند است.
جشن شهریورگان در شهریور روز از شهریور ماه برگزار میشود.
این روز در گاهشمار(:تقویم) کهن ایران، چهارمین روز از ماه شهریور و در برابری با تقویم کنونی خورشیدی سیام امرداد ماه است.
مردم در این روز گردهم میآیند و پس از برپایی نیایش همگانی به جشن و پایکوبی میپردازند.
چند سالی است که برپایهی اعلام انجمن موبدان، شهریور روز از شهریور ماه، #روز_پدر نامیده شده است.
🌻ای امشاسپندان شما همه هم فکر و همگام بخشایش نیک را به ما مردم ارزانی دارید.
آیین راستی و پاکی و منش نیک را به ما بیاموزید که عشق و ایمان به خدا در نهادمان افزایش یابد. پروردگارا.
ما با قلبی آکنده از مهر تو را میپرستیم و خواستاریم به شادی و خوشبختی جاودانی مزدا دست یابیم.
(یسنا هات۵۱ بند۲۰)
🌾خشتره وئیریه در زبان پارسی به گونهی شهریور آمده است.
این امشاسپند نماد شهریاری مینویی، توانایی خدایی و پادشاهی بر خود است.
در #اوستا «خْشَتره_وئیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در پارسی «شَهریوَر» است.
بخش نخست این واژه به معنای شهریاری و شهر است و فرديد از شهر، همانا کشور است، چنانکه سرزمین ایران را، ایرانشهر مینامیدند.
بخش دوم این واژه(وئیریه) فرنام است. خشترهوئیریه، به معنی آرمانشهر یا شهریاری آرمانی یا توانایی مینوی آرمانی است.
در استوره پهای زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمانروایی اهورامزدا و نگاهبان آسينها و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر نيازمندان است.
🌾شهریور به معنی «شهریاری و نیرومندی اهورایی» و در جهان مادی پاسبان فلزات است. شهریاری اهورایی از هنجار هستی برمیخیزد و همهی جهان را دربر میگیرد.
🌾در اوستا از شهريور كشور جاودانی #اهورامزدا، سرزمين انوشه و بهشت برين نام برده شده، همان جايیست كه خود اهورا و ايزدان مىباشد، كه آدمی چنان در راستی و اشايی و برای شادی ديگران و آبادانی كوشا باشد و در مهربانی زندگانی كند كه پس از مرگ در اين جايگاه، روان و فر به شايستگى باشد
#ايرانيان در اين روز به #آتشكده مىروند ستايش و نيايش ويژهای بر پا مىدارند و در آتشكده، چوبهای خوشبو و اسپند و بر آتش مىگذارند و بوی خوش و گرما آدمی را به مهمانی نيايش زيبايی به سوی اهورامزدا مىكشاند.
واژه شهریور، در اوستا به صورت «خْشَتره وَئیریَه» آمده است که شهریاری نیرومند و مینویی معنی میدهد.
در گاهشماری ترادادی(:سنتی) سی روزه زرتشتیان، چهارمین روز در هر ماه شهریور فرا میرسد، آن روز جشن شهریورگان است.
بیگمان چنین جشنی در #ایران_باستان گرامی داشته شده است، اکنون نیز #زرتشتیان به باور ترادادی خود همانند جشنهای دیگر ماهیانه در بسیاری از شهرها و روستاها، بهدینان در مکانهای همگانی و تالارها گردهم میآیند، نیایش همگانی برپا میدارند.
سخنرانان به اهمیت جایگاه سروری و شهریاری در همبودگاه(:جامعه) مردمی اشاره میکنند، سپس با برنامههای شاد و سرگرم کننده، جشن شهریورگان را به پایان میبرند.
🌾«شهریور»، به معنی «شهریاری آرمانی»، در گاتها (سرودههای اشوزرتشت) یکی از فروزههای اهورامزدا و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است و او را مینوی جوانمردی نیز خواندهاند.
🌾جشن شهریورگان پیوندی نیز با استوره نبرد نخستین انسان (کیومرس)، با اهریمن دارد. در این استوره، کیومرس با یاری امشاسپند شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری بشر بر زمین آغاز میشود.
🌾در اندرز نامه «آذرپاد مهراسپندان» نیز آمده است:
«در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که شهریار گزیده خوب داشته باشند».
#ابوریحان_بیرونی همچنین روایت میکند که:
«در شهریورگان آتشهای بزرگ میافروختند و عبادت خدا و ستایش او را زیاد میکردند و برای خوردن و دیگر شادمانیها به گردهم جمع میشدند».
🌱در نسک(:کتاب) پهلوی «بُندَهِش»، آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید، از میان گلها، «شاه اِسپَرغم» گل ویژه شهریور شناخته شده است و شاه اِسپَرغم همان Ocimum Basilicum یا ریحان یا نازبو است.🌸
✍️موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین باستان.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#کورش_بزرگ و #مانی و #جشن_شهریورگان:
بر اساس متون ایرانی، جشن شهریورگان با زایش و مرگ دو تن از بزرگان و از تاثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ ایرانزمین همزمان است:
#زایش_کورش_بزرگ_و_مرگ_مانی.
متون مانوی (متن ce و p به زبان پارتی) از این روز به عنوان روز جانباختن مانی یاد کردهاند: «مانی با شادی بزرگ و با خدایان روشنیها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا چهار روز گذشته از شهریورماه، شهریورروز، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و به شهر بیلاباد (گندی شاپور) که او پرواز کرد به سوی سرای فروغ».
آنگونه که از متون مانوی برمیآید روز مرگ مانی در نزد مانویان یکی از بزرگترین جشنها دانسته میشده و به هنگام مرگ مانی این روز برابر با جشن «بِـما/ بِـمو» نیز بوده است. به این ترتیب، چهارم شهریورماه نه تنها هنگام جشن شهریورگان در سالنامه خورشیدی است، بلکه همزمان با جشن زادروز کورش بزرگ و جشن درگذشت یا جانباختن مانی نیز هست.
مانی نگارهگر و نویسنده ایرانی در سال ۲۱۶میلادی در نزدیکی شهر تیسفون ایرانزمین دیده به جهان گشود.
او از پدر و مادر ایرانی از بزرگان اشکانی بود.
مانی ۶۱ ساله فرزندی نداشت چون هرگز ازدواج نکرد.
مانی هنرمند که خود را پیامبر نامید از سوی برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور شاه به او اجازه آگهی دینش را داد. اما مورد توجه موبدان دربار ساسانی قرار نگرفت. چرا که پیامبریاش و از سوی خدا فرستاده شدنش را دروغ پنداشتند. بر این پایه به مانی گفته شد که برای راستگویی و بر حق بودند باید از آتش گداخته بگذرد اما مانی نپذیرفت. برای همین زندانی شد و سرانجام در زمان بهرام دوم کشته شد.
باری، مانی بنیادگذار آیینی شد که زمانی درازی در سرزمینهایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت.
مانی اندیشه و آیین خود را بر پایههای آیین گنوسی بنا کرد و با الهام از آیین زرتشت، بودا و مسیح دین نو بنا کرد که همهی این ادیان را در آن به نوعی درهم آمیخت و روح مشترک آنان را در دین خود جای داد. آیین او پیوند نزدیکی نیز با مهرپرستی و کیش مهر دارد.
کیش او به قدری توسعه پیدا کرد که به دین رسمی اویغورها در اویغورستان چین تبدیل شد. پیروان مانی نزدیک به یک هزار سال در گسترهای از شمال اروپا تا شرق چین زندگی میکردند.
گویند که یکی از شناختهشدهترین آیینهای مانوی که در سراسر جهان امروز برجای مانده و بکار میرود، شیوه دست دادن مردمان با دست راست است.
تاریخ و فرهنگ ایرانزمین مملو از فرزانگان و بزرگانیست که زندگی و اندیشه و روش و منش آنها در فرهنگ و زندگی امروزی ما حضور و بروز دارد و شناخت آنان شناخت خود ماست و ترسیم آیندهی ماست و بی تردید یکی از آن نامداران مانی پیامآور مهر، هنر، عشق و آشتی میباشد.
مانی رتبه شماره ۸۳ در سیاهه موثرترین اشخاص تاریخ، ردهبندی شده توسط #مایکل_اچ_هارت را دارد.
برخی از آثار مانی که از خود به یادگار گذاشت:
١- شاپورگان به زبان پهلوى.
٢- انجیل زنده یا جاویدان.
٣- گنجینه زندگى.
٤- پراگماتیا کتاب کردار.
٥- کتاب رازها.
٦- کتاب دیوها.
٧- ارژنگ.
٨- کتاب کوان.
٩- مزامیر و نیایشها.
١٠- دیبان.
١١- رازان.
١٢- سفر الاسفار یا رسالات.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#کورش_بزرگ و #مانی و #جشن_شهریورگان:
بر اساس متون ایرانی، جشن شهریورگان با زایش و مرگ دو تن از بزرگان و از تاثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ ایرانزمین همزمان است:
#زایش_کورش_بزرگ_و_مرگ_مانی.
متون مانوی (متن ce و p به زبان پارتی) از این روز به عنوان روز جانباختن مانی یاد کردهاند: «مانی با شادی بزرگ و با خدایان روشنیها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا چهار روز گذشته از شهریورماه، شهریورروز، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و به شهر بیلاباد (گندی شاپور) که او پرواز کرد به سوی سرای فروغ».
آنگونه که از متون مانوی برمیآید روز مرگ مانی در نزد مانویان یکی از بزرگترین جشنها دانسته میشده و به هنگام مرگ مانی این روز برابر با جشن «بِـما/ بِـمو» نیز بوده است. به این ترتیب، چهارم شهریورماه نه تنها هنگام جشن شهریورگان در سالنامه خورشیدی است، بلکه همزمان با جشن زادروز کورش بزرگ و جشن درگذشت یا جانباختن مانی نیز هست.
مانی نگارهگر و نویسنده ایرانی در سال ۲۱۶میلادی در نزدیکی شهر تیسفون ایرانزمین دیده به جهان گشود.
او از پدر و مادر ایرانی از بزرگان اشکانی بود.
مانی ۶۱ ساله فرزندی نداشت چون هرگز ازدواج نکرد.
مانی هنرمند که خود را پیامبر نامید از سوی برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور شاه به او اجازه آگهی دینش را داد. اما مورد توجه موبدان دربار ساسانی قرار نگرفت. چرا که پیامبریاش و از سوی خدا فرستاده شدنش را دروغ پنداشتند. بر این پایه به مانی گفته شد که برای راستگویی و بر حق بودند باید از آتش گداخته بگذرد اما مانی نپذیرفت. برای همین زندانی شد و سرانجام در زمان بهرام دوم کشته شد.
باری، مانی بنیادگذار آیینی شد که زمانی درازی در سرزمینهایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت.
مانی اندیشه و آیین خود را بر پایههای آیین گنوسی بنا کرد و با الهام از آیین زرتشت، بودا و مسیح دین نو بنا کرد که همهی این ادیان را در آن به نوعی درهم آمیخت و روح مشترک آنان را در دین خود جای داد. آیین او پیوند نزدیکی نیز با مهرپرستی و کیش مهر دارد.
کیش او به قدری توسعه پیدا کرد که به دین رسمی اویغورها در اویغورستان چین تبدیل شد. پیروان مانی نزدیک به یک هزار سال در گسترهای از شمال اروپا تا شرق چین زندگی میکردند.
گویند که یکی از شناختهشدهترین آیینهای مانوی که در سراسر جهان امروز برجای مانده و بکار میرود، شیوه دست دادن مردمان با دست راست است.
تاریخ و فرهنگ ایرانزمین مملو از فرزانگان و بزرگانیست که زندگی و اندیشه و روش و منش آنها در فرهنگ و زندگی امروزی ما حضور و بروز دارد و شناخت آنان شناخت خود ماست و ترسیم آیندهی ماست و بی تردید یکی از آن نامداران مانی پیامآور مهر، هنر، عشق و آشتی میباشد.
مانی رتبه شماره ۸۳ در سیاهه موثرترین اشخاص تاریخ، ردهبندی شده توسط #مایکل_اچ_هارت را دارد.
برخی از آثار مانی که از خود به یادگار گذاشت:
١- شاپورگان به زبان پهلوى.
٢- انجیل زنده یا جاویدان.
٣- گنجینه زندگى.
٤- پراگماتیا کتاب کردار.
٥- کتاب رازها.
٦- کتاب دیوها.
٧- ارژنگ.
٨- کتاب کوان.
٩- مزامیر و نیایشها.
١٠- دیبان.
١١- رازان.
١٢- سفر الاسفار یا رسالات.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انقلاب_مشروطه در ایران که یکی از بزرگترین و مهمترین انقلابها در جهان بوده دربرابر دیکتاتوری، زور، ستم، غارت، ویرانی و... در دوره حکومت فرومایه احمق قاجاریه که در زمان محمدعلیشاه قاجار رخ داد.
دلاوریها و همبستگی مردم ایران و یکپارچگی ایران در آن زمان براستی ستودنیست.
اما بخشی از قانون اساسی مشروطه چنگی به دل نمیزند و پاد مرتوگانی، پاد انسانیت و پاد ایرانیت است بویژه این ۴بند:
#اصل۱:
«مذھب رسمی ايران اسلام و طريقه اثنی عشری است. بايد پادشاه ايران شیعه و دارا و مروج اين مذھب باشد».
#اصل۵۸:
«ھیچکس نمیتواند به مقام وزارت برسد مگر آنکه مسلمان باشد و ايرانی الاصل و تبعه ايران باشد».
#اصل۱۵۵:
«ھیچ ملکی را از تصرف صاحب ملک نمیتوان بیرون کرد مگر با مجوز شرعی و آن نیز پس از تعیین و تاديه قیمت عادله است».
#اصل۳۹:
«هیچ پادشاهی بر تخت سلطنت نمیتواند جلوس کند مگر اینکه پیش از تاجگزاری در مجلس شورای ملی حاضر شود با حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیئت وزراء به قرار زیر سوگند یاد نماید:
من خداوند قادر متعال الله را گواه گرفته به کلامالله مجید و به آنچه نزد او محترم است قسم یاد میکنم که در ترویج مذهب جعفری اثنیعشری سعی و کوشش نمایم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد میکنم».
🔴 آیا به نظرتان این بخشها از قانون اساسی مشروطه، برتری بیجا و تبعيض نیست؟
🔴 آیا هم ضد انسانی و هم ضد ایرانی نیست؟
🔴 آیا از دادگری و برابری آدمها در این چهار اصل قانون اساسی مشروطیت خبری هست؟
🔴 آیا از انساینت و آدمیت و ایرانیت در این چهار اصل قانون اساسی مشروطیت نشانی هست؟
قانون اساسی ننگین جمهوری جنایتکار اسلامی را که نگو و نپرس. براستی که وحشتناک است. اگر اندک مواری هم به انسانیت و ایرانیت اشاره شده است هرگز عمل نمیکنند و زیر پا میگذارند. تناقض دارد. قانون اساسی جمهوری ملایان بر پایه آیههای ضدانسانی قرآن تازیان دد با قوانین و احکام اسلام بیابانی اعراب مسلمان وحشی عربستان است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی هم برگرفته از قانون اساسی مشروطه است اما بدتر از آن. اینک به ۳مورد اشاره میکنیم:
#اصل۱۲
دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند.
#اصل۱۶
از آنجا که زبان قرآن و علوم و معارف اسلامی عربی است و ادبیات فارسی کاملاً با آن آمیخته است این زبان باید پس از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه در همه کلاسها و در همه رشتهها تدریس شود.
#اصل۱۷
مبدأ تاریخ رسمی کشور(ایران) هجرت پیامبر اسلام(ص) است و تاریخ هجری شمسی و هجری قمری هر دو معتبر است.
براستی چرا در سرزمینی چون ایران که تمدن بزرگ دارد، فرهنگ ناب دارد، آیین نیک دارد، تاریخ کهن دارد، با هجرت عربی از شهری به شهر دیگر در عربستان، خراب شده مبدا تاریخش باید آغاز گردد؟
براستی چرا باید کشوری چون ایران که مردمانی همچون رنگینکمان زیبا از تیره و تبارهای ایرانی دارد، مردمانی با اندیشهها و باورهای گوناگون دارد تنها یک باور و عقیدهای میتواند همه چیز را قبضه کند؟
چرا باید در ایران کهن و پرگهرمان که مردمانش رنگارنگی تیره و تبارند و از همه مهمتر با اندیشهها و باورهای گوناگون هستند و سالیان درازیست که در ایران زندگی میکنند #شاه #رئیسجمهور #نخستوزیر #رهبر #وزیران و... حتمن باید مسلمان باشند آنهم فقط شیعه اثنیعشری؟
آیا اینها دیکتاتوری نیست؟ آیا زور و ستم نیست؟ آیا اینها نابرابری نیست؟ بیدادگری نیست؟ زیرپا گذاشتن حق دگر اندیشان نیست؟ لگدمال کردن حق دگر باورمندان نیست؟ ضد انسانی نیست؟
آیا کشوری که #اشوزرتشت_خردمند و #کورش_بزرگ را دارد باید چنین باشد؟
اگر در کشوری حتا یک نفر هم بر عقیده و باور دگری باشد باید او هم کاملا با همگان همسان و یکسان در همهی زمینهها باشد چه برسد به ایران ما که فراوانی اندیشهها و باورها دارد و میلیونها آدمند.
راستی آیا در کشورهای آزاد هم مذهب رسمی در حکومتهایشان وجود دارد؟
حواسمان باشد که در ایران آزاد پس از جمهوری جنایتکار اسلامی به سوی هیچگونه دیکتاتوری نرویم و نباید پذیرای زور، ستم، غارت، نابرابری، بیدادگری، ویرانی و... باشیم.
همهی ایرانیان به هر اندیشه و باوری که هستند آنان را به شمار آوریم و در سازندگی و پیشرفت و آبادانی ایران به کار گیریم.
ای ایرانی،
#از_چاه_به_چاله
و
#از_چاله_به_چاه
در حرکت مباش.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انقلاب_مشروطه در ایران که یکی از بزرگترین و مهمترین انقلابها در جهان بوده دربرابر دیکتاتوری، زور، ستم، غارت، ویرانی و... در دوره حکومت فرومایه احمق قاجاریه که در زمان محمدعلیشاه قاجار رخ داد.
دلاوریها و همبستگی مردم ایران و یکپارچگی ایران در آن زمان براستی ستودنیست.
اما بخشی از قانون اساسی مشروطه چنگی به دل نمیزند و پاد مرتوگانی، پاد انسانیت و پاد ایرانیت است بویژه این ۴بند:
#اصل۱:
«مذھب رسمی ايران اسلام و طريقه اثنی عشری است. بايد پادشاه ايران شیعه و دارا و مروج اين مذھب باشد».
#اصل۵۸:
«ھیچکس نمیتواند به مقام وزارت برسد مگر آنکه مسلمان باشد و ايرانی الاصل و تبعه ايران باشد».
#اصل۱۵۵:
«ھیچ ملکی را از تصرف صاحب ملک نمیتوان بیرون کرد مگر با مجوز شرعی و آن نیز پس از تعیین و تاديه قیمت عادله است».
#اصل۳۹:
«هیچ پادشاهی بر تخت سلطنت نمیتواند جلوس کند مگر اینکه پیش از تاجگزاری در مجلس شورای ملی حاضر شود با حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیئت وزراء به قرار زیر سوگند یاد نماید:
من خداوند قادر متعال الله را گواه گرفته به کلامالله مجید و به آنچه نزد او محترم است قسم یاد میکنم که در ترویج مذهب جعفری اثنیعشری سعی و کوشش نمایم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد میکنم».
🔴 آیا به نظرتان این بخشها از قانون اساسی مشروطه، برتری بیجا و تبعيض نیست؟
🔴 آیا هم ضد انسانی و هم ضد ایرانی نیست؟
🔴 آیا از دادگری و برابری آدمها در این چهار اصل قانون اساسی مشروطیت خبری هست؟
🔴 آیا از انساینت و آدمیت و ایرانیت در این چهار اصل قانون اساسی مشروطیت نشانی هست؟
قانون اساسی ننگین جمهوری جنایتکار اسلامی را که نگو و نپرس. براستی که وحشتناک است. اگر اندک مواری هم به انسانیت و ایرانیت اشاره شده است هرگز عمل نمیکنند و زیر پا میگذارند. تناقض دارد. قانون اساسی جمهوری ملایان بر پایه آیههای ضدانسانی قرآن تازیان دد با قوانین و احکام اسلام بیابانی اعراب مسلمان وحشی عربستان است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی هم برگرفته از قانون اساسی مشروطه است اما بدتر از آن. اینک به ۳مورد اشاره میکنیم:
#اصل۱۲
دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند.
#اصل۱۶
از آنجا که زبان قرآن و علوم و معارف اسلامی عربی است و ادبیات فارسی کاملاً با آن آمیخته است این زبان باید پس از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه در همه کلاسها و در همه رشتهها تدریس شود.
#اصل۱۷
مبدأ تاریخ رسمی کشور(ایران) هجرت پیامبر اسلام(ص) است و تاریخ هجری شمسی و هجری قمری هر دو معتبر است.
براستی چرا در سرزمینی چون ایران که تمدن بزرگ دارد، فرهنگ ناب دارد، آیین نیک دارد، تاریخ کهن دارد، با هجرت عربی از شهری به شهر دیگر در عربستان، خراب شده مبدا تاریخش باید آغاز گردد؟
براستی چرا باید کشوری چون ایران که مردمانی همچون رنگینکمان زیبا از تیره و تبارهای ایرانی دارد، مردمانی با اندیشهها و باورهای گوناگون دارد تنها یک باور و عقیدهای میتواند همه چیز را قبضه کند؟
چرا باید در ایران کهن و پرگهرمان که مردمانش رنگارنگی تیره و تبارند و از همه مهمتر با اندیشهها و باورهای گوناگون هستند و سالیان درازیست که در ایران زندگی میکنند #شاه #رئیسجمهور #نخستوزیر #رهبر #وزیران و... حتمن باید مسلمان باشند آنهم فقط شیعه اثنیعشری؟
آیا اینها دیکتاتوری نیست؟ آیا زور و ستم نیست؟ آیا اینها نابرابری نیست؟ بیدادگری نیست؟ زیرپا گذاشتن حق دگر اندیشان نیست؟ لگدمال کردن حق دگر باورمندان نیست؟ ضد انسانی نیست؟
آیا کشوری که #اشوزرتشت_خردمند و #کورش_بزرگ را دارد باید چنین باشد؟
اگر در کشوری حتا یک نفر هم بر عقیده و باور دگری باشد باید او هم کاملا با همگان همسان و یکسان در همهی زمینهها باشد چه برسد به ایران ما که فراوانی اندیشهها و باورها دارد و میلیونها آدمند.
راستی آیا در کشورهای آزاد هم مذهب رسمی در حکومتهایشان وجود دارد؟
حواسمان باشد که در ایران آزاد پس از جمهوری جنایتکار اسلامی به سوی هیچگونه دیکتاتوری نرویم و نباید پذیرای زور، ستم، غارت، نابرابری، بیدادگری، ویرانی و... باشیم.
همهی ایرانیان به هر اندیشه و باوری که هستند آنان را به شمار آوریم و در سازندگی و پیشرفت و آبادانی ایران به کار گیریم.
ای ایرانی،
#از_چاه_به_چاله
و
#از_چاله_به_چاه
در حرکت مباش.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آزادیخواهی_ایرانیان_در_مهرگان
سرگذشت کاوه آهنگر در #شاهنامه_فردوسی و خیزش او بر آژیدهاک، نشان از بیداری همگانی مردم در #ایران باستان است که برای نخستين بار به دادخواهی برخاسته تا پس از چیرگی و ستم بیگانگان بار دیگر به هویت راستین خویش دست یابند و به #آزادی، #آرامش و #آسایش برسند.
خیزش مهرگانی آن روزگار به پیشنهاد و پشتکار #کاوه_آهنگر آغاز گردید تا در برابر بیداد با ذهاک تازی ایستادگی کنند.
#کاوه چرم آهنگری خویش را بر نیزه کرد سپس گروه گروه #ایرانیان را با خود همراه کرده به سراغ #فریدون از نژاد کیانی رفتند و سرانجام #ذهاک را از فرمانروایی بر ایرانیان برانداخته و در #کوه_دماوند به بند کشیدند.
این بیداد خواهی نمادین که در داستان شاهنامه فردوسی آمده است تا سبب نابودی ذهاک شده و فریدون از نژاده ای ایرانی را جایگزین فرمانروایی بیگانگان کرده است نه تنها به هر روزگاری دادخواهی ایرانیان را در برابر ستم و بیداد یادآوری خواهد کرد. بلکه آماج(:هدف) از خیزش کاوه آهنگر و پشتیبانی کنونی ایرانیان که از این رویداد باستانی میشود، بازگشت به بنیادهای فرهنگی گذشتگان، پایان یافتن نابخردی و رهایی از ارزشهای فرهنگی ناهمگون و زیانآوری شده که ایرانیان را در هر روزگاری گرفتار خود کرده است.
ذهاک در این سرگذشت، نماد هویت فرهنگی بیگانگان است که به جنگ ارزشهای فرهنگی ایرانیان آمده بود. برخورد فریدون به یاری #کاوه_آهنگر با ذهاک بیگانه، رویارویی دو فرهنگ ناهماهنگ و نابرابر شده است. چون یکی برپایه خردورزی، آزادی، منش نیک و دادگری بوده است، دیگری بر ساختار خردستیزی(با بیان خوردن مغز جوانان)، بیدادگری، ویرانی و تباهی میباشد.
ایرانیان با خیزش خود، افزونبر برانداختن وابستگیهای بیارزش بیگانه نشان دادند که خواستار آزادی، پایداری و جدا گشتن از بیداد سفارش شده در فرهنگها و باور بیگانگان است.
از پس این سرگذشت، چون #فریدون بر تخت پادشاهی تکیه زد، سرزمین پهناور ایران را میان پسرانش #ایرج و #سلم و تور بخش کرد و هر یک فرهنگ راستین گذشته را گسترش دادند. بدینروی پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز #درفش_کاویانی نام گرفت و سرآغاز پیدایش #پرچم(:درفش) در جهان گردید.
این رویداد سرنوشت ساز که هر ساله در ماه مهر یادآوری میشود از ویژگیهای استورهای جشن مهرگان است که به ایرانیان دلاوری و پایبندی به همبستگی و همازوری بیشتری خواهد داد.
گفتنی است این جشن و آیین باستانی که از آیین مهر به یادگار مانده است تنها جشن برابری شب و روز، انبار کردن فرآوردهای کشاورزی و سرنگونی ذهاک در پیروزی فریدون نیست بلکه:
#مهرگان، نماد نخستین همبستگی ملی در سرزمین ایران است.
#مهرگان، نماد پیدایش وخودنمایی هویت راستین ایرانیان است.
#مهرگان، سرچشمه پیدایش سرزمین پهناوری بهنام ایران است.
#مهرگان، نخستین جشن پایداری(:استقلال) و پیدایش فرمانروایی فرهنگی خردمندانه در ایران و جهان است.
#مهرگان، سرآغاز پیدایش نخستین پرچم در ایران و جهان بوده است.
ویژگیهای #مهرگان را برای همیشه پاسداری خواهیم کرد.
✍️ #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران باستان.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#آزادیخواهی_ایرانیان_در_مهرگان
سرگذشت کاوه آهنگر در #شاهنامه_فردوسی و خیزش او بر آژیدهاک، نشان از بیداری همگانی مردم در #ایران باستان است که برای نخستين بار به دادخواهی برخاسته تا پس از چیرگی و ستم بیگانگان بار دیگر به هویت راستین خویش دست یابند و به #آزادی، #آرامش و #آسایش برسند.
خیزش مهرگانی آن روزگار به پیشنهاد و پشتکار #کاوه_آهنگر آغاز گردید تا در برابر بیداد با ذهاک تازی ایستادگی کنند.
#کاوه چرم آهنگری خویش را بر نیزه کرد سپس گروه گروه #ایرانیان را با خود همراه کرده به سراغ #فریدون از نژاد کیانی رفتند و سرانجام #ذهاک را از فرمانروایی بر ایرانیان برانداخته و در #کوه_دماوند به بند کشیدند.
این بیداد خواهی نمادین که در داستان شاهنامه فردوسی آمده است تا سبب نابودی ذهاک شده و فریدون از نژاده ای ایرانی را جایگزین فرمانروایی بیگانگان کرده است نه تنها به هر روزگاری دادخواهی ایرانیان را در برابر ستم و بیداد یادآوری خواهد کرد. بلکه آماج(:هدف) از خیزش کاوه آهنگر و پشتیبانی کنونی ایرانیان که از این رویداد باستانی میشود، بازگشت به بنیادهای فرهنگی گذشتگان، پایان یافتن نابخردی و رهایی از ارزشهای فرهنگی ناهمگون و زیانآوری شده که ایرانیان را در هر روزگاری گرفتار خود کرده است.
ذهاک در این سرگذشت، نماد هویت فرهنگی بیگانگان است که به جنگ ارزشهای فرهنگی ایرانیان آمده بود. برخورد فریدون به یاری #کاوه_آهنگر با ذهاک بیگانه، رویارویی دو فرهنگ ناهماهنگ و نابرابر شده است. چون یکی برپایه خردورزی، آزادی، منش نیک و دادگری بوده است، دیگری بر ساختار خردستیزی(با بیان خوردن مغز جوانان)، بیدادگری، ویرانی و تباهی میباشد.
ایرانیان با خیزش خود، افزونبر برانداختن وابستگیهای بیارزش بیگانه نشان دادند که خواستار آزادی، پایداری و جدا گشتن از بیداد سفارش شده در فرهنگها و باور بیگانگان است.
از پس این سرگذشت، چون #فریدون بر تخت پادشاهی تکیه زد، سرزمین پهناور ایران را میان پسرانش #ایرج و #سلم و تور بخش کرد و هر یک فرهنگ راستین گذشته را گسترش دادند. بدینروی پیشبند چرمی #کاوه_آهنگر نیز #درفش_کاویانی نام گرفت و سرآغاز پیدایش #پرچم(:درفش) در جهان گردید.
این رویداد سرنوشت ساز که هر ساله در ماه مهر یادآوری میشود از ویژگیهای استورهای جشن مهرگان است که به ایرانیان دلاوری و پایبندی به همبستگی و همازوری بیشتری خواهد داد.
گفتنی است این جشن و آیین باستانی که از آیین مهر به یادگار مانده است تنها جشن برابری شب و روز، انبار کردن فرآوردهای کشاورزی و سرنگونی ذهاک در پیروزی فریدون نیست بلکه:
#مهرگان، نماد نخستین همبستگی ملی در سرزمین ایران است.
#مهرگان، نماد پیدایش وخودنمایی هویت راستین ایرانیان است.
#مهرگان، سرچشمه پیدایش سرزمین پهناوری بهنام ایران است.
#مهرگان، نخستین جشن پایداری(:استقلال) و پیدایش فرمانروایی فرهنگی خردمندانه در ایران و جهان است.
#مهرگان، سرآغاز پیدایش نخستین پرچم در ایران و جهان بوده است.
ویژگیهای #مهرگان را برای همیشه پاسداری خواهیم کرد.
✍️ #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایران باستان.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#شب_چله 🌓
و همانندیهای
#جشن_کریسمس_فرنگی🎅🏼
با
#جشن_شب_چله_ایرانی🍉:
به✍️موبد #کورش_نیکنام نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران باستان.
شب یلدا در فرهنگ ایرانی بهنام شب چله معروف است و مربوط به زمانی است که ایرانیان مهر(نورخورشید، نماد پیمانداری) را ستایش میکردند و هر بامداد به نشان پیشباز از روشنایی خورشید نیایش میکردند و غروب آفتاب نیز با نیایش مهر به بدرقه مینشستند که نمونه این نیایشها به زبان اوستایی بهنام مهر یشت و کوتاه شده آن بهنام مهر نیایش همچنان در ادبیات اوستایی موجود است.
آنان دریافته بودند که بزرگترین شب سال، پایان ماه آذر است و از فردای آن شب، روزها کمی درازتر خواهد شد بنابراین آن روز را هنگام زایش مهر و روشنایی نان نهادند.
این روز در فرهنگ دین زرتشت که پس از آیین مهر پرستی در ایران شکل گرفت بهنام اورمزد از ماه دی نام گرفت که جشن دیگان است و بهنام آفریدگار میباشد.
ایرانیان باستان درجشن شب چله گردهمایی داشتند و با خوردن آجیل و میوه شب را سپری میکردند تا شاهد زایش مهر باشند بهویژه میوههایی به رنگ سرخ مانند: هندانه، انار و سیب سرخ، زیرا آسمان به هنگام سپیدهدم و غروب خورشید به رنگ سرخ درخواهد آمد.
جشن شب چله ایرانی همراه با آیین مهر پرستی به اروپا رسید. آنگاه به میتراییسم تبدیل شد و رنگ و بویی تازه گرفت که زایش عیسا را نیز با خود هماهنگ ساخت و نام آن به یلدا تبدیل شد که یک واژه سُریانی است، تولد و میلاد نیز از آن گرفته شد.
همانندیهای شب چله با جشن کریسمس:
بسیاری از آیینهای جشن کریسمس فرنگیها برگرفته از فرهنگ باستانی ایران کهن ماست.
کليسا به پیروی از زایش مهر در باور باستانی ایران، زادروز عيسا مسيح را در ۲۵دسامبر جشن میگيرد اما از نوشتههای نَسک(:کتاب) انجیل چنین برمیآيد كه زایش عيسا مسيح در بهار یا پاییز بودهاست.
واژه دسامبر به معنی ماه دهم است كه در سالنامه ترسایی(میلادی) ماه دهم دسامبر نیست وانگه با گاهشماری ایرانی هماهنگ است.
🗓ساندی(يكشنبه) كه روز مقدس مسيحیان است به معنی روز خورشيد و واژه دی در انگلیسی به معنی روز، از واژه دی به معنی آفریدگار در اوستا و از دیماه گرفته شدهاست که هنگام سرزدن خورشید جوان است.
🌲درخت سروی كه برای کریسمس و عيسا تزیين میكنند همان سرو برافراشته آیین مهر ایرانی است كه شب چله با دو رشته زرین و نقرهای به نماد ماه و خورشيد تزیين میشدهاست.
🧦جورابهايی كه پاپانوئل در آن ارمغانی میگزارد همان جورابهايی است كه در شمال ایران بچهها برای هديه گرفتن به درِ خانهها میبرند.
🏛دودكشی كه پاپانوئل از آن پایين میآيد همان روزنهای است كه روستاهای كُردنشين و شمال كشور هنوز هم روی بام خانهها دارند و شالی را از آن به پایین میفرستند تا به آن شال ببندید.
🥼جامه(:لباس) سرخرنگ پاپانوئل رخت و لباس مهر ایرانی و سرخ رنگ است، سرخی آسمان به هنگام آمدن و رفتن خورشید و سورتمه آن گردونه مهر است.
🛀 غسل تعميد هم برگرفته از شستوشو در آیين مهر ایرانی است.
🩹كندهای كه شب کریسمس در شومينهها میگزارند و به آن yole log میگویند كندهای بوده كه ایرانیان در شب چله میسوزاندند و همه دور آن گردآمده و شادی و پایکوبی میکردند.
بسیاری از اینگونه ویژگیها برگرفته از باورهای شب چله باستانی ایران است.
کریسمسی كه هم اکنون با شکوه فراوان در اروپا و آمریکا جشن گرفته میشود و از نظر بازرگانی سود فراوانی را برای جهان غرب به ارمغان آوردهاست آیینی جز ماندگاری فرهنگ و باورهای کهن ایرانی نيست.
باید بیاندیشیم که بر ما ایرانیان چه گزشته است که از جشنها و سنتهای باستانی خود بیگانه شدهایم.
شایسته است تا بر شکوه باورهای نیک نیاکان ایرانی خود باور داشته باشیم.
شب چله پیروزی نور و روشنایی بر سیاهی و تاریکی خجسته باد.
پیشاپیش شب چله بر شما ایرانیان زرتشتی و شما دوستداران فرهنگ و آیین نیک نیاکان ایرانی خود، فرخنده باد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#شب_چله 🌓
و همانندیهای
#جشن_کریسمس_فرنگی🎅🏼
با
#جشن_شب_چله_ایرانی🍉:
به✍️موبد #کورش_نیکنام نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران باستان.
شب یلدا در فرهنگ ایرانی بهنام شب چله معروف است و مربوط به زمانی است که ایرانیان مهر(نورخورشید، نماد پیمانداری) را ستایش میکردند و هر بامداد به نشان پیشباز از روشنایی خورشید نیایش میکردند و غروب آفتاب نیز با نیایش مهر به بدرقه مینشستند که نمونه این نیایشها به زبان اوستایی بهنام مهر یشت و کوتاه شده آن بهنام مهر نیایش همچنان در ادبیات اوستایی موجود است.
آنان دریافته بودند که بزرگترین شب سال، پایان ماه آذر است و از فردای آن شب، روزها کمی درازتر خواهد شد بنابراین آن روز را هنگام زایش مهر و روشنایی نان نهادند.
این روز در فرهنگ دین زرتشت که پس از آیین مهر پرستی در ایران شکل گرفت بهنام اورمزد از ماه دی نام گرفت که جشن دیگان است و بهنام آفریدگار میباشد.
ایرانیان باستان درجشن شب چله گردهمایی داشتند و با خوردن آجیل و میوه شب را سپری میکردند تا شاهد زایش مهر باشند بهویژه میوههایی به رنگ سرخ مانند: هندانه، انار و سیب سرخ، زیرا آسمان به هنگام سپیدهدم و غروب خورشید به رنگ سرخ درخواهد آمد.
جشن شب چله ایرانی همراه با آیین مهر پرستی به اروپا رسید. آنگاه به میتراییسم تبدیل شد و رنگ و بویی تازه گرفت که زایش عیسا را نیز با خود هماهنگ ساخت و نام آن به یلدا تبدیل شد که یک واژه سُریانی است، تولد و میلاد نیز از آن گرفته شد.
همانندیهای شب چله با جشن کریسمس:
بسیاری از آیینهای جشن کریسمس فرنگیها برگرفته از فرهنگ باستانی ایران کهن ماست.
کليسا به پیروی از زایش مهر در باور باستانی ایران، زادروز عيسا مسيح را در ۲۵دسامبر جشن میگيرد اما از نوشتههای نَسک(:کتاب) انجیل چنین برمیآيد كه زایش عيسا مسيح در بهار یا پاییز بودهاست.
واژه دسامبر به معنی ماه دهم است كه در سالنامه ترسایی(میلادی) ماه دهم دسامبر نیست وانگه با گاهشماری ایرانی هماهنگ است.
🗓ساندی(يكشنبه) كه روز مقدس مسيحیان است به معنی روز خورشيد و واژه دی در انگلیسی به معنی روز، از واژه دی به معنی آفریدگار در اوستا و از دیماه گرفته شدهاست که هنگام سرزدن خورشید جوان است.
🌲درخت سروی كه برای کریسمس و عيسا تزیين میكنند همان سرو برافراشته آیین مهر ایرانی است كه شب چله با دو رشته زرین و نقرهای به نماد ماه و خورشيد تزیين میشدهاست.
🧦جورابهايی كه پاپانوئل در آن ارمغانی میگزارد همان جورابهايی است كه در شمال ایران بچهها برای هديه گرفتن به درِ خانهها میبرند.
🏛دودكشی كه پاپانوئل از آن پایين میآيد همان روزنهای است كه روستاهای كُردنشين و شمال كشور هنوز هم روی بام خانهها دارند و شالی را از آن به پایین میفرستند تا به آن شال ببندید.
🥼جامه(:لباس) سرخرنگ پاپانوئل رخت و لباس مهر ایرانی و سرخ رنگ است، سرخی آسمان به هنگام آمدن و رفتن خورشید و سورتمه آن گردونه مهر است.
🛀 غسل تعميد هم برگرفته از شستوشو در آیين مهر ایرانی است.
🩹كندهای كه شب کریسمس در شومينهها میگزارند و به آن yole log میگویند كندهای بوده كه ایرانیان در شب چله میسوزاندند و همه دور آن گردآمده و شادی و پایکوبی میکردند.
بسیاری از اینگونه ویژگیها برگرفته از باورهای شب چله باستانی ایران است.
کریسمسی كه هم اکنون با شکوه فراوان در اروپا و آمریکا جشن گرفته میشود و از نظر بازرگانی سود فراوانی را برای جهان غرب به ارمغان آوردهاست آیینی جز ماندگاری فرهنگ و باورهای کهن ایرانی نيست.
باید بیاندیشیم که بر ما ایرانیان چه گزشته است که از جشنها و سنتهای باستانی خود بیگانه شدهایم.
شایسته است تا بر شکوه باورهای نیک نیاکان ایرانی خود باور داشته باشیم.
شب چله پیروزی نور و روشنایی بر سیاهی و تاریکی خجسته باد.
پیشاپیش شب چله بر شما ایرانیان زرتشتی و شما دوستداران فرهنگ و آیین نیک نیاکان ایرانی خود، فرخنده باد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
چو گفتار خردادش آمد بهسر
همانگاه امرداد شد پیشتر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
✍️ #زراتشتنامه
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان
جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار یزدگردی برگزار میشد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بیمرگی است.
مرداد همریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی(:منفی) است که معنی آن را به بیمرگی دگرگون میکند.
امرداد فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایهی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم(محیطزیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است.
✍️برگرفته از نَسک(:کتاب) #از_نوروز_تا_نوروز،
نوشته زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایرانزمین.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
همانگاه امرداد شد پیشتر
سخن گفت درباره رستنی
که زرتشت گوید ابا هر تنی
نباید به بیداد کردن تباه
به بیهوده برکندن از جایگاه
کزو آسوده مردم و چار پاست
تبه کردن او نه راه اهوراست.
✍️ #زراتشتنامه
روز اَمُرداد مژده داد بدان
که جهان شد به طبع باز جوان.
اَمُرداد مه است سخت خرم
می🍷 نوش پیاپی و دمادم.
✍️ #مسعود_سعدسلیمان
جشن امردادگان نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در گاهشمار یزدگردی برگزار میشد. اين جشن از آن امرتات و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است.
امرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به معنی بیمرگی است.
مرداد همریشه با مردن است و ،ا، آغاز آن پیشوند نایی(:منفی) است که معنی آن را به بیمرگی دگرگون میکند.
امرداد فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
در باورهای ایران باستان امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی نگر دارد. بر پایهی باورهای کهن، امرداد دشمن بیماری و گرسنگی است.
امروز آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم(محیطزیست) بودند.
در نیپیک بندهش گفته شده که گل چنبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است.
✍️برگرفته از نَسک(:کتاب) #از_نوروز_تا_نوروز،
نوشته زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و آیین ایرانزمین.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صرفآ_جهت_اطلاع
آیا #شهربانوی ایرانی زن امامحسینعرب(تازی) بوده است؟
بنابر روایات شیعیان، نام مادر علیابنحسین شهربانویه یا شاهزنان بوده است. اما برخی دیگر میگویند که او خودش را به رود فرات انداخت. چنانچه عده دیگری میگویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود.
✅ «امیر معزی»، اسلامشناس که تخصصش هم بر مذهب شیعه است نوشتهاند:
هیچ یک از تاریخنگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداختهاند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسینابنعلی اشاره نکردهاند. ضمن اینکه ابنسعد و ابنقتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علیابنحسین را بَردهای از اهالی ناحیه سند معرفی کردهاند.
✅ «ویلفرد مادلونگ»، اسلامشناس آلمانی، هم هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه میداند.
✅ «ایتان کولبرگ» خاورشناس معاصر و شیعهشناس هم ادعای شیعیان درباره شخصیت تاریخی شهربانو را رد کرده و مینویسد که: نام مادر علیابنحسین، بَرَهجَیدا یا امولدی از ناحیه سند یا سجستان بوده است.
✅ «دهخدا» نیز مینویسند: پژوهشها نشان داده است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری بهنام شهربانو نبوده است. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده است.
✅ «جعفر شهیدی»، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات پارسی، فقه و تاریخ اسلام در کتاب زندگانی علیابنالحسین با دلایل و ادلههای تاریخی ماجرای شهربانو را رد میکند.
✅ «دکتر #کورش نیکنام»، موبد، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان مینویسند:
در تاریخ نیامده است که یزدگرد دخترانی بزرگ داشته باشد. هنگامیکه اعراب به ایران یورش آوردند، پس از غزوهها و نبردهای گوناگون قادسیه و نهاوند سرانجام با کشته شدن سرداران دلیر ایرانی مانند #رستم_فرخزاد و پیروزی سعدابنوقاص، حکومت ساسانی نیز برچیده شد و یزگرد سوم متواری شد. پس از آن چندین بار اعراب ایرانیان را مورد آزار و اذیت قرار داند، غنیمتهای با ارزش جنگی از جمله زنان، دختران و پسران جوان را اسیر کرده و در بازار بَردهفروشی کوفه مکه و مدینه و شهرهای دیگر به عنوان کنیر و غلام میفروختند. در گزارشهایی آمده است که دختران و زنان خانواده بزرگان ایرانی را به بازار بَردهفروشی برده و به بزرگان و سرداران سپاه اسلام و خاندان دینی اعراب میبخشیدند. اما اینکه شهربانو دختر یزدگرد، پادشاه ساسانی بوده باشد در جایی نام برده نشده است. نیایشگاههایی در ایران و دامنه کوهها رو به خاور ایران وجود دارد که احتمال دارد نیایشگاه مهر و ناهید در فرهنگ گذشته بوده است و پس از ساسانیان برای اینکه همچنان اعتبار و سپنتایی داشته باشند. بگونه امامزادهها درآمدند و یا به عنوان نیایشگاه، به افراد مقدس اعراب تازه وارد منسوب گردیدند تا از ویرانی و آسیب احتمالی در امان باشند. نیایشگاه پیر بیبیشهربانو در جنوب تهران و در دامنه کوهی در شهر ری قرار دارد که همانند نیایشگاههای سنتی زرتشتیان در کوههای استان یزد که پیر پارس بانو، پیر سبز، پیر نارکی و پیرهای دیگر نام دارند و یا در اورامانات کرمانشاه بهنام پیر شالیار باقیمانده است همگی یادآور واژه "پیر" بوده که این واژه آخرین مرحله در عرفان آیین مهر ایرانی بوده و بیگمان مربوط به فرهنگ آیین مهری است.
✅ #تبری، مورخ، فیلسوف و نویسنده کتاب معتبر "تاریخ طبری" است و به پدر تاریخ نامور است درباره زنی بهنام شهربانو که زن امامحسینعرب بوده باشد نامی نبرده است و مینویسید: یزدگرد در هنگام مرگ تنها ۲۸سال داشت. اما برخی دیگر نوشتهاند که یزدگرد در هنگام مرگ ۳۶ سال داشته شده است.
کسانی هم که این داستان را بکلی رد کردهاند:
زنده یاد «سعید نفیسی»، «ادوارد براون»، «کریستین سن»، «آیتاله مطهری»، «علی شریعتی و... هستند.
به هرروی آنچه آشکار است اینکه یزدگرد دختری بهنام شهربانو نداشته است و این داستان ساخته و پرداخته آخوندهای شیعه است تا به تازشگران به ایرانزمین بها بدهند و مردم ایران را در دشمنپرستی و عربپرستی نگه دارند تا خود مردم ساده را بچاپند و چهبسا حکومت کنند.
آری،
این داستان ساختهی تعصبات مذهبی و فریبکاران سیاسیاند و از این دست روایتهای دروغین در میان مسلمانان فراوان است و با انگیزههای ویژهای ساخته و گسترش یافتهاند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صرفآ_جهت_اطلاع
آیا #شهربانوی ایرانی زن امامحسینعرب(تازی) بوده است؟
بنابر روایات شیعیان، نام مادر علیابنحسین شهربانویه یا شاهزنان بوده است. اما برخی دیگر میگویند که او خودش را به رود فرات انداخت. چنانچه عده دیگری میگویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود.
✅ «امیر معزی»، اسلامشناس که تخصصش هم بر مذهب شیعه است نوشتهاند:
هیچ یک از تاریخنگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداختهاند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسینابنعلی اشاره نکردهاند. ضمن اینکه ابنسعد و ابنقتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علیابنحسین را بَردهای از اهالی ناحیه سند معرفی کردهاند.
✅ «ویلفرد مادلونگ»، اسلامشناس آلمانی، هم هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه میداند.
✅ «ایتان کولبرگ» خاورشناس معاصر و شیعهشناس هم ادعای شیعیان درباره شخصیت تاریخی شهربانو را رد کرده و مینویسد که: نام مادر علیابنحسین، بَرَهجَیدا یا امولدی از ناحیه سند یا سجستان بوده است.
✅ «دهخدا» نیز مینویسند: پژوهشها نشان داده است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری بهنام شهربانو نبوده است. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده است.
✅ «جعفر شهیدی»، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات پارسی، فقه و تاریخ اسلام در کتاب زندگانی علیابنالحسین با دلایل و ادلههای تاریخی ماجرای شهربانو را رد میکند.
✅ «دکتر #کورش نیکنام»، موبد، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان مینویسند:
در تاریخ نیامده است که یزدگرد دخترانی بزرگ داشته باشد. هنگامیکه اعراب به ایران یورش آوردند، پس از غزوهها و نبردهای گوناگون قادسیه و نهاوند سرانجام با کشته شدن سرداران دلیر ایرانی مانند #رستم_فرخزاد و پیروزی سعدابنوقاص، حکومت ساسانی نیز برچیده شد و یزگرد سوم متواری شد. پس از آن چندین بار اعراب ایرانیان را مورد آزار و اذیت قرار داند، غنیمتهای با ارزش جنگی از جمله زنان، دختران و پسران جوان را اسیر کرده و در بازار بَردهفروشی کوفه مکه و مدینه و شهرهای دیگر به عنوان کنیر و غلام میفروختند. در گزارشهایی آمده است که دختران و زنان خانواده بزرگان ایرانی را به بازار بَردهفروشی برده و به بزرگان و سرداران سپاه اسلام و خاندان دینی اعراب میبخشیدند. اما اینکه شهربانو دختر یزدگرد، پادشاه ساسانی بوده باشد در جایی نام برده نشده است. نیایشگاههایی در ایران و دامنه کوهها رو به خاور ایران وجود دارد که احتمال دارد نیایشگاه مهر و ناهید در فرهنگ گذشته بوده است و پس از ساسانیان برای اینکه همچنان اعتبار و سپنتایی داشته باشند. بگونه امامزادهها درآمدند و یا به عنوان نیایشگاه، به افراد مقدس اعراب تازه وارد منسوب گردیدند تا از ویرانی و آسیب احتمالی در امان باشند. نیایشگاه پیر بیبیشهربانو در جنوب تهران و در دامنه کوهی در شهر ری قرار دارد که همانند نیایشگاههای سنتی زرتشتیان در کوههای استان یزد که پیر پارس بانو، پیر سبز، پیر نارکی و پیرهای دیگر نام دارند و یا در اورامانات کرمانشاه بهنام پیر شالیار باقیمانده است همگی یادآور واژه "پیر" بوده که این واژه آخرین مرحله در عرفان آیین مهر ایرانی بوده و بیگمان مربوط به فرهنگ آیین مهری است.
✅ #تبری، مورخ، فیلسوف و نویسنده کتاب معتبر "تاریخ طبری" است و به پدر تاریخ نامور است درباره زنی بهنام شهربانو که زن امامحسینعرب بوده باشد نامی نبرده است و مینویسید: یزدگرد در هنگام مرگ تنها ۲۸سال داشت. اما برخی دیگر نوشتهاند که یزدگرد در هنگام مرگ ۳۶ سال داشته شده است.
کسانی هم که این داستان را بکلی رد کردهاند:
زنده یاد «سعید نفیسی»، «ادوارد براون»، «کریستین سن»، «آیتاله مطهری»، «علی شریعتی و... هستند.
به هرروی آنچه آشکار است اینکه یزدگرد دختری بهنام شهربانو نداشته است و این داستان ساخته و پرداخته آخوندهای شیعه است تا به تازشگران به ایرانزمین بها بدهند و مردم ایران را در دشمنپرستی و عربپرستی نگه دارند تا خود مردم ساده را بچاپند و چهبسا حکومت کنند.
آری،
این داستان ساختهی تعصبات مذهبی و فریبکاران سیاسیاند و از این دست روایتهای دروغین در میان مسلمانان فراوان است و با انگیزههای ویژهای ساخته و گسترش یافتهاند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
جشنهای ماهانه ایرانیمان
#جشن_دیگان.
(جشن دیگان شادباد💚🤍❤️)
واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار میباشد.
در ماه دی، بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده میشود و نام خداوند(اهورامزدا) است، سه روز دیگر به نامهای: دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نیز وجود دارد. بنابراین جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که روز دوم دیماه، نهم دیماه و هفدهم دیماه در گاهشماری خورشیدی است.
در فرهنگ ایران باستان، نخستین جشن دیگان، در ماه دی یه عنی روز اورمزد از ماه دی، خرم روز نیز نام داشته است. این روز پس از شب چله پیش میآید که بزرگترین شب سال است.
در زمان گذشته پادشاه کشور و سردار شهر، دیدار همگانی با مردم داشتهاند. اکنون نیز مزدیسنان(زرتشتیان) به باور ترادادی(:سنتی) خود در برخی از شهرها و روستاها، یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن میگیرند.
همانند جشنهای ماهیانه دیگر، کوشش میکنند تا در مکانی همگانی مانند تالار آدریان و آتشکده گردهم آیند و جشن دیگان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.
یکی از سرودههایی که در این جشن برای ستایش جایگاهِ اهورامزدا خوانده میشود اورمزدیست که در خورده اوستا جای گرفته است.
برگردان بخشی از آن چنین است:
او را که هم راهبر هستی و هم راهبر زندگی است
به من بنما و همانگونه که خود خواستاری
پیروی از دین والا و اندیشه نیک را به او برسان
درود به فرد کیانی
درود به ایران ویچ
درود به خوشبختی مزدا داده
درود به رود دائیتی و درود به اردویسور آناهیتا
درود به همه آفرینش راستین
📗نسک(:کتاب) یادگار دیرین، نوشته زنده یاد موید #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین باستان
#جشن_دیگان_شادباد❄️
#جشن_دیگان در دیماه را پیشرو داریم💚🤍❤️
و اینکه، ماه دی تنها ماهی هست که چهار جشن ماهانه در خود جای داده است.
✅ دوم دیماه، دیبهآذر «جشن دیگان».
✅ نهم دیماه، دیبهمهر «جشن دیگان».
✅ هفدهم دیماه، دیبهدین،
«جشن دیگان».
✅ یک «جشن دیگان» نیز در آذر ماه داریم.
باری،
❇️ به روز هرمز و دیماه و آن سه دی دیگر
ز جان و دل بزداییم هر آنچه ناپاکیست.
❇️ واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار میباشد.
در اوستا دی که دتوشوDaatoshu میباشد به معنی دادار و آفریدگار است و در نامههای اوستایی بیشتر بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در ماه دی بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده میشود و نام اهورامزداست، ۳روز دیگر بهنامهای دی بهآذر، دی بهمهر و دی بهدین وجود دارد. بنابراین جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در سالنامه خورشیدیست.
در میان جشنهای ماهانه ایرانیمان تنها ماه دی است که سه جشن در خود جای داده است.
جشن دیگان در گاهشمار زرتشتی دی بهآذر، دی بهمهر، دی بهدین، از ماه دی جشن دیگان برگزار میشود و زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دیگان را جشن میگیرند.
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی، روز اورمزد و دی ماه فرم روز نیز نام داشته است و در این روز که روز پس از #شب_چله بزرگترین شب سال بوده شاهان دیدار همگانی با مردم داشتهاند.
#جشن_دیگان_شادباد💚🤍❤️
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
جشنهای ماهانه ایرانیمان
#جشن_دیگان.
(جشن دیگان شادباد💚🤍❤️)
واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار میباشد.
در ماه دی، بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده میشود و نام خداوند(اهورامزدا) است، سه روز دیگر به نامهای: دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نیز وجود دارد. بنابراین جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که روز دوم دیماه، نهم دیماه و هفدهم دیماه در گاهشماری خورشیدی است.
در فرهنگ ایران باستان، نخستین جشن دیگان، در ماه دی یه عنی روز اورمزد از ماه دی، خرم روز نیز نام داشته است. این روز پس از شب چله پیش میآید که بزرگترین شب سال است.
در زمان گذشته پادشاه کشور و سردار شهر، دیدار همگانی با مردم داشتهاند. اکنون نیز مزدیسنان(زرتشتیان) به باور ترادادی(:سنتی) خود در برخی از شهرها و روستاها، یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن میگیرند.
همانند جشنهای ماهیانه دیگر، کوشش میکنند تا در مکانی همگانی مانند تالار آدریان و آتشکده گردهم آیند و جشن دیگان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.
یکی از سرودههایی که در این جشن برای ستایش جایگاهِ اهورامزدا خوانده میشود اورمزدیست که در خورده اوستا جای گرفته است.
برگردان بخشی از آن چنین است:
او را که هم راهبر هستی و هم راهبر زندگی است
به من بنما و همانگونه که خود خواستاری
پیروی از دین والا و اندیشه نیک را به او برسان
درود به فرد کیانی
درود به ایران ویچ
درود به خوشبختی مزدا داده
درود به رود دائیتی و درود به اردویسور آناهیتا
درود به همه آفرینش راستین
📗نسک(:کتاب) یادگار دیرین، نوشته زنده یاد موید #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین باستان
#جشن_دیگان_شادباد❄️
#جشن_دیگان در دیماه را پیشرو داریم💚🤍❤️
و اینکه، ماه دی تنها ماهی هست که چهار جشن ماهانه در خود جای داده است.
✅ دوم دیماه، دیبهآذر «جشن دیگان».
✅ نهم دیماه، دیبهمهر «جشن دیگان».
✅ هفدهم دیماه، دیبهدین،
«جشن دیگان».
✅ یک «جشن دیگان» نیز در آذر ماه داریم.
باری،
❇️ به روز هرمز و دیماه و آن سه دی دیگر
ز جان و دل بزداییم هر آنچه ناپاکیست.
❇️ واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار میباشد.
در اوستا دی که دتوشوDaatoshu میباشد به معنی دادار و آفریدگار است و در نامههای اوستایی بیشتر بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در ماه دی بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده میشود و نام اهورامزداست، ۳روز دیگر بهنامهای دی بهآذر، دی بهمهر و دی بهدین وجود دارد. بنابراین جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در سالنامه خورشیدیست.
در میان جشنهای ماهانه ایرانیمان تنها ماه دی است که سه جشن در خود جای داده است.
جشن دیگان در گاهشمار زرتشتی دی بهآذر، دی بهمهر، دی بهدین، از ماه دی جشن دیگان برگزار میشود و زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دیگان را جشن میگیرند.
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی، روز اورمزد و دی ماه فرم روز نیز نام داشته است و در این روز که روز پس از #شب_چله بزرگترین شب سال بوده شاهان دیدار همگانی با مردم داشتهاند.
#جشن_دیگان_شادباد💚🤍❤️
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زندهیاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹
دستهایش بسته بود از پشت
اما مشت جامهاش از جنس خون
و جامش از خمخانهی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه میپرورد
کینه را در خویشتن میکشت
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بیآبرو میکرد
اهرمن از خشم میلرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشمها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یکسو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.
بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زندهیاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹
دستهایش بسته بود از پشت
اما مشت جامهاش از جنس خون
و جامش از خمخانهی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه میپرورد
کینه را در خویشتن میکشت
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بیآبرو میکرد
اهرمن از خشم میلرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشمها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یکسو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.
بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آتشگاههای #تهمورس، #فریدون، #تور، #آذرگشسپ و #کیخسرو از آن دسته از آتشگاهها بهشمار میآیند. این آتشگاهها در آغاز جایگاه نگاهداری آتش برای برآوردن نیازها بودهاند و امروز نیز اجاق خانوادگی در میان پارهای از مردم و گروههای قومی رایج است که بازماندهی باورهای مردمی دورهی باستانی بهشمار میرود.
بنابر نوشتههایی کهن مانند هفت هات میدانیم که از جایگاه آتش به مانند یک نیایشگاه همگانی یاد گردیده است. نقشهای بازمانده بر ماندگارهای کهن از زمان مادها و هخامنشیان افرادی را نشان میدهد که به شیوهی گاتهایی و با دستهای برافراشته در برابر آتش ایستادهاند.
نقشهای موجود در پاسارگاد و نقش رستم نیز چنین فرتوری را به دیده میگزارند.
آنگونه که پیداست ساختمانسازی پیرامون جایگاههای آتش و ساخت معابد از بابلیها و ایلامیها به زرتشتیان پارسی و مادی به ارمغان رسیدهاست.
در ایران باستان، آتشکدهها نه تنها جای نیایش، وانگه دادگاه و درمانگاه و چهبسا دبستان و آموزشگاه هم بهشمار میرفتند. چه در اینجا به نوآموزان درسهای دینی یاد میدادند و همان یاد دادنها بود که خوی راستی و درستی و دلیری را به آنها میآموخت.
موبد در این مکان به دادرسی میپرداخت و بیماران روحی نیز مداوا میشدند. افزونبر اینها، آتشکدهها مجهز به کتابخانه بزرگ نیز بودند و همچنین خزانه مالیات و جایگاه نیکوکاری و نیز جایی برای ورزش و سواری و مسابقهها بود. بهزبان دیگر همادگاهی بود که نیایشگاه را نیز دربر میگرفت.
ویرانههای بازمانده از آتشکدههای پیش از اسلام در سرتاسر ایرانزمین از عراق امروزی تا کوههای پامیر و فرای آن پراکنده هستند.
نسکهای تاریخی نوشته شده از سوی جهانگردان از آتشکدههایی سخن میگویند که آتش آنها بگونه معجزهآسایی بدون آنکه بر آنها چوب گزاشته شود میسوزند.
آنها در سرزمینهایی بودهاند که نفتخیز میباشند از خوزستان امروزی در ایران گرفته تا آذربایجان شمالی(جمهوری آذربایجان امروزی). این آتشها بوسیلهی گاز طبیعی روشن بودهاند. آتشکدهی واقع در باکو، امروزه بدست آذربایجانیها بازسازی شده و آتش آن با بهرهگیری از گاز درونزمینی روشن میباشد.
جالب آن است بدانیم که ساختمان گنبدی شکل مسجدها از دیدگاه هنر ساختمانسازی ادامهای است از معماری آتشکدهها و به هیچ روی از معماری عربی برنخاسته است.
❇️ آتشکدههای نامی در ایران🔥:
نامیترین آتشکدههایی که در تاریخها از آنها نام برده شدهاست چنین میباشند:
آتشکده آذرگشسپ Azargoshasb در شهر شیز آذربایجان.
آتشکدهی آذر فرنبغ Azarfranbagh یا ناهید پارس، در کاریان پارس یا لارستان کنونی.
آتشکدهی آذر برزینمهر Azarborzinmehr در ریوند خراسان.
برای گرفتن آگاهیهای بیشتر درباره آتش و آتشکده میتوانید به نسکهایی که از سوی دانشمندان در اینباره نگاشته شدهاست مراجعه فرمایید.
در پایان اجازه دهید با نیایش کوتاهی به این نوشتار پایان داده و برای همگی نور و روشنایی خرد نیک و تابان و افزاینده را خواستار باشیم:
ای آذر پاک، ای ارمغان بزرگ اهورامزدا، ای روشنی بخش خانهها، همیشه فروزان و گلگون باش در خانههای ما، روشنایی و پاکی تو را میستاییم، در پرتو فروغ درخشان و دلنشین تو، با بداندیشی، ناپاکی و هرگونه پلیدی پیکار میکنیم.
با بهرهگیری از فروغ تابان تو، با زبان دل و جانمان، اهورامزدای یگانه را بهپاس این دهش و پرشمار دادههای زندگی ساز دیگر، سپاس میگوییم.
ایدون باد.
✍️زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین
✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی 🍷
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
بنابر نوشتههایی کهن مانند هفت هات میدانیم که از جایگاه آتش به مانند یک نیایشگاه همگانی یاد گردیده است. نقشهای بازمانده بر ماندگارهای کهن از زمان مادها و هخامنشیان افرادی را نشان میدهد که به شیوهی گاتهایی و با دستهای برافراشته در برابر آتش ایستادهاند.
نقشهای موجود در پاسارگاد و نقش رستم نیز چنین فرتوری را به دیده میگزارند.
آنگونه که پیداست ساختمانسازی پیرامون جایگاههای آتش و ساخت معابد از بابلیها و ایلامیها به زرتشتیان پارسی و مادی به ارمغان رسیدهاست.
در ایران باستان، آتشکدهها نه تنها جای نیایش، وانگه دادگاه و درمانگاه و چهبسا دبستان و آموزشگاه هم بهشمار میرفتند. چه در اینجا به نوآموزان درسهای دینی یاد میدادند و همان یاد دادنها بود که خوی راستی و درستی و دلیری را به آنها میآموخت.
موبد در این مکان به دادرسی میپرداخت و بیماران روحی نیز مداوا میشدند. افزونبر اینها، آتشکدهها مجهز به کتابخانه بزرگ نیز بودند و همچنین خزانه مالیات و جایگاه نیکوکاری و نیز جایی برای ورزش و سواری و مسابقهها بود. بهزبان دیگر همادگاهی بود که نیایشگاه را نیز دربر میگرفت.
ویرانههای بازمانده از آتشکدههای پیش از اسلام در سرتاسر ایرانزمین از عراق امروزی تا کوههای پامیر و فرای آن پراکنده هستند.
نسکهای تاریخی نوشته شده از سوی جهانگردان از آتشکدههایی سخن میگویند که آتش آنها بگونه معجزهآسایی بدون آنکه بر آنها چوب گزاشته شود میسوزند.
آنها در سرزمینهایی بودهاند که نفتخیز میباشند از خوزستان امروزی در ایران گرفته تا آذربایجان شمالی(جمهوری آذربایجان امروزی). این آتشها بوسیلهی گاز طبیعی روشن بودهاند. آتشکدهی واقع در باکو، امروزه بدست آذربایجانیها بازسازی شده و آتش آن با بهرهگیری از گاز درونزمینی روشن میباشد.
جالب آن است بدانیم که ساختمان گنبدی شکل مسجدها از دیدگاه هنر ساختمانسازی ادامهای است از معماری آتشکدهها و به هیچ روی از معماری عربی برنخاسته است.
❇️ آتشکدههای نامی در ایران🔥:
نامیترین آتشکدههایی که در تاریخها از آنها نام برده شدهاست چنین میباشند:
آتشکده آذرگشسپ Azargoshasb در شهر شیز آذربایجان.
آتشکدهی آذر فرنبغ Azarfranbagh یا ناهید پارس، در کاریان پارس یا لارستان کنونی.
آتشکدهی آذر برزینمهر Azarborzinmehr در ریوند خراسان.
برای گرفتن آگاهیهای بیشتر درباره آتش و آتشکده میتوانید به نسکهایی که از سوی دانشمندان در اینباره نگاشته شدهاست مراجعه فرمایید.
در پایان اجازه دهید با نیایش کوتاهی به این نوشتار پایان داده و برای همگی نور و روشنایی خرد نیک و تابان و افزاینده را خواستار باشیم:
ای آذر پاک، ای ارمغان بزرگ اهورامزدا، ای روشنی بخش خانهها، همیشه فروزان و گلگون باش در خانههای ما، روشنایی و پاکی تو را میستاییم، در پرتو فروغ درخشان و دلنشین تو، با بداندیشی، ناپاکی و هرگونه پلیدی پیکار میکنیم.
با بهرهگیری از فروغ تابان تو، با زبان دل و جانمان، اهورامزدای یگانه را بهپاس این دهش و پرشمار دادههای زندگی ساز دیگر، سپاس میگوییم.
ایدون باد.
✍️زنده یاد موبد #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایرانزمین
✍️موبد مهندس #کامران_جمشیدی 🍷
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity