🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍉 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 "گاهنبار پتیهشهیم" از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. «پَتیه شَهیم»، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن "دانهآور" نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 "جشن انار" یا "انارچینی" در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 "جشن شاندَر" یا "جشن انگور" در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای "جشن شاندر" بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 "جشن علم واچینی" یا "جشن خرمن" در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است "جشن پَندُک"(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 "جشن کاشت" از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
______________________
بهره از:
۱- ایران باستان #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍉 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 "گاهنبار پتیهشهیم" از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. «پَتیه شَهیم»، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن "دانهآور" نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 "جشن انار" یا "انارچینی" در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 "جشن شاندَر" یا "جشن انگور" در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای "جشن شاندر" بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 "جشن علم واچینی" یا "جشن خرمن" در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است "جشن پَندُک"(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 "جشن کاشت" از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
______________________
بهره از:
۱- ایران باستان #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر زادروز #ژاله_آموزگار
( زادهٔ ۱۲ آذر ۱۳۱۸ خوی ) پژوهشگر زبانهای باستانی
ژاله آموزگار پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی است. او دکتری زبانهای باستانی (بهطور دقیقتر، زبانهای ایرانی و ادبیات مزدیسنی) از دانشگاه سوربن دارد و بیش از ۳۰ سال در دانشگاه تهران تدریس کردهاست.
از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ به عنوان پژوهشگر در بنیاد فرهنگ ایران سرگرم کار شد. از سال ۱۳۴۹ به عنوان استادیار در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد و از سال ۱۳۶۲ به عنوان دانشیار و از سال ۱۳۷۳ تاکنون به عنوان استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تدریس و تحقیق اشتغال داشتهاست. او به زبانهای انگلیسی، فرانسه، ترکی، پهلوی و اوستایی مسلط است.
وی سالها به عنوان همکار استاد احمد تفضلی به فعالیتهای علمی پرداخت و پس از درگذشت او به تدریس و تألیف و ترجمه ادامه دادهاست. ژاله آموزگار عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بودهاست و هماکنون به مدت ۴۶ سال است که به تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول است و بسیاری از استادان رشتههای گوناگون این دانشکده، از شاگردان وی بودهاند.
او در سال ۱۳۹۵ جوایزی چون لژیون دونور از وزارت فرهنگ فرانسه و جایزه سرو ایرانی (در زمینه میراث فرهنگی) را دریافت کرد.
کتابشناسی:
تألیف
اسطورهٔ زندگی زرتشت، با همکاری احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، چاپ اول، ۱۳۷۰.
زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، با همکاری احمد تفضلی، تهران: نشر معین، چاپ اول، ۱۳۷۲.
تاریخ اساطیری ایران، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۷۴.
Le cinquième livre du Denkard, transcription, tradution et commentaire par Jaleh Amouzgar et Ahmad Tafazzoli, Paris، 2000، Studia Iranica 23.
ترجمه :
آرتور کریستنسن، نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایرانیان، ترجمهٔ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، نشر نو، جلد اول، چاپ اول، ۱۳۶۴، جلد دوم، چاپ اول، ۱۳۶۷. (برندهٔ کتاب سال ایران در سال ۱۳۶۸)
جان هینلز، شناخت اساطیر ایران، ترجمهٔ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، چاپ اول، ۱۳۶۸.
فیلیپ ژینیو، ارداویرافنامه (ارداویرازنامه): حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه متن پهلوی، واژهنامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، تهران: نشر معین و انجمن ایرانشناسی فرانسه، چاپ اول، ۱۳۷۲.
برخی از مقالهها :
تاریخچه تاریخ خط
فعل خواستاری
ادبیات زرتشتی به زبان فارسی
دو ارداویرافنامه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر زادروز #ژاله_آموزگار
( زادهٔ ۱۲ آذر ۱۳۱۸ خوی ) پژوهشگر زبانهای باستانی
ژاله آموزگار پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی است. او دکتری زبانهای باستانی (بهطور دقیقتر، زبانهای ایرانی و ادبیات مزدیسنی) از دانشگاه سوربن دارد و بیش از ۳۰ سال در دانشگاه تهران تدریس کردهاست.
از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ به عنوان پژوهشگر در بنیاد فرهنگ ایران سرگرم کار شد. از سال ۱۳۴۹ به عنوان استادیار در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد و از سال ۱۳۶۲ به عنوان دانشیار و از سال ۱۳۷۳ تاکنون به عنوان استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تدریس و تحقیق اشتغال داشتهاست. او به زبانهای انگلیسی، فرانسه، ترکی، پهلوی و اوستایی مسلط است.
وی سالها به عنوان همکار استاد احمد تفضلی به فعالیتهای علمی پرداخت و پس از درگذشت او به تدریس و تألیف و ترجمه ادامه دادهاست. ژاله آموزگار عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بودهاست و هماکنون به مدت ۴۶ سال است که به تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول است و بسیاری از استادان رشتههای گوناگون این دانشکده، از شاگردان وی بودهاند.
او در سال ۱۳۹۵ جوایزی چون لژیون دونور از وزارت فرهنگ فرانسه و جایزه سرو ایرانی (در زمینه میراث فرهنگی) را دریافت کرد.
کتابشناسی:
تألیف
اسطورهٔ زندگی زرتشت، با همکاری احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، چاپ اول، ۱۳۷۰.
زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، با همکاری احمد تفضلی، تهران: نشر معین، چاپ اول، ۱۳۷۲.
تاریخ اساطیری ایران، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۷۴.
Le cinquième livre du Denkard, transcription, tradution et commentaire par Jaleh Amouzgar et Ahmad Tafazzoli, Paris، 2000، Studia Iranica 23.
ترجمه :
آرتور کریستنسن، نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایرانیان، ترجمهٔ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، نشر نو، جلد اول، چاپ اول، ۱۳۶۴، جلد دوم، چاپ اول، ۱۳۶۷. (برندهٔ کتاب سال ایران در سال ۱۳۶۸)
جان هینلز، شناخت اساطیر ایران، ترجمهٔ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، چاپ اول، ۱۳۶۸.
فیلیپ ژینیو، ارداویرافنامه (ارداویرازنامه): حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه متن پهلوی، واژهنامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، تهران: نشر معین و انجمن ایرانشناسی فرانسه، چاپ اول، ۱۳۷۲.
برخی از مقالهها :
تاریخچه تاریخ خط
فعل خواستاری
ادبیات زرتشتی به زبان فارسی
دو ارداویرافنامه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#میراث_سرزمینم
🔴#میراث_سرزمینم
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
⚡️ جشن فرورگان یا فروردگان
🍃 "جشن فَروَرگان" که فَروَردگان، پَروَردگان، فَوَردگان، پَوَردگان و فَروَردیان (فرورتیکان در زبان پهلوی) خوانده میشود، در ایران باستان جشن شادی روان درگذشتگان و یادبود رفتگان بود. امروز، آیین سر زدن به آرامگاه درگذشتگان در روزهای پایانی سال، بهجا مانده از جشن فرورگان است که با آیینهای اسلامی درآمیخته است.
🍃 ایرانیان باستان در این روز به کنار گور و یا گوردخمهی* رفتگانشان میرفتند و در آنجا خوراک میگذاشتند.
"فرورگان" در میان ایرانیان و هندوان هنباز(مشترک) بود. همسان چنین آیینی را کاتولیکها نیز دارند.
🍃 بر پایهی گاهشمار کهن ایران، جشن فروردگان در "اشتاد روز" از اسپندماه برابر با بیست و ششم اسپند آغاز میشد و تا ۱۰ روز دنباله داشت.
🍃 به باور ایرانیان در این روز روان درگذشتگان از بهشت و دوزخ به بازدید خانههایشان میآید. از اینرو آنان میکوشیدند تا با پاکیزگی خود و خانههایشان، فروهر(روح) رفتگان را خشنود کنند. آنها همچنین در بامها آتش میفروختند و سبزی، شیرینی و خوراک میگذاشتند، اگر با کسی دشمنی داشتند آشتی میکردند و از نیازمندان دستگیری میکردند تا درگذشتگان خود را شاد کنند.
🍃 بر پایهی باور دیگری در این روز فَرَوَهَر درگذشتگان است که به خانه میآید. فروهر پیش از زاده شدن و پیش از آفرینش بوده و همیشه هست. فروهر نیرویی درونی، همیشه پایدار، جاوید و مایهی زندگی است. از این رو بر پایهی پژوهشها، فروردگان جشن آفرینش و یادبود هست شدن جهان نیز بود.
🍃 فروردگان در میان گروههایی از پارسیان هند همچنان به شیوهای کهن برگزار میشود. آنان چوبهای خوشبو دود میکنند، پوشاک تازه و زیبا میپوشند، خود را خوشبو میکنند، در آتشکدهها نیایش میکنند و موبدانشان میان باشندگان(حضار) گل و میوه بخش(تقسیم) میکنند. زرتشتیان نیز همچنان این آیین را پاس میدارند.
🍃 شماری از نویسندگان باور دارند که فروردگان پس از اسلام به جشن چهارشنبهسوری دگرگون شد چرا که ایرانیان در فروردگان آتش در آتشدانها میافروختند و کندیل(شمع) روشن میکردند. این دیدگاه پادورزانی(مخالفانی) دارد.
🍃 جشن فروردینگان در فروردینماه گونهی دیگری از همین جشن است و ابوریحان بیرونی هر دو را با یک نام خوانده است.
*پینوشت: گوردخمه گونهای آرامگاه بود که در دل کوهها و سنگهای بزرگ ساخته میشد. امروز گوردخمهها یکی از زیباییهای دیدنی و رازآمیز در استانهای خاوری(غربی) کشور همچون کرمانشاه هستند.
یادآوری: «خاور» دِگَریدهی خوربَر و برابرِِ پارسیِ مغرب است که بهنادرست بهجای مشرق و شرق بهکار میرود.
«باختر» دِگَریدهی اَپاختَر(=شمال) است که بهنادرست بهجای غرب و مغرب بهکار میرود.
______________
📚 برگرفته از:
۱- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی #رحیم_عفیفی
۲- واژهنامهی دهخدا
۳- ایران باستان نویسنده: #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#میراث_سرزمینم
🔴#میراث_سرزمینم
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
⚡️ جشن فرورگان یا فروردگان
🍃 "جشن فَروَرگان" که فَروَردگان، پَروَردگان، فَوَردگان، پَوَردگان و فَروَردیان (فرورتیکان در زبان پهلوی) خوانده میشود، در ایران باستان جشن شادی روان درگذشتگان و یادبود رفتگان بود. امروز، آیین سر زدن به آرامگاه درگذشتگان در روزهای پایانی سال، بهجا مانده از جشن فرورگان است که با آیینهای اسلامی درآمیخته است.
🍃 ایرانیان باستان در این روز به کنار گور و یا گوردخمهی* رفتگانشان میرفتند و در آنجا خوراک میگذاشتند.
"فرورگان" در میان ایرانیان و هندوان هنباز(مشترک) بود. همسان چنین آیینی را کاتولیکها نیز دارند.
🍃 بر پایهی گاهشمار کهن ایران، جشن فروردگان در "اشتاد روز" از اسپندماه برابر با بیست و ششم اسپند آغاز میشد و تا ۱۰ روز دنباله داشت.
🍃 به باور ایرانیان در این روز روان درگذشتگان از بهشت و دوزخ به بازدید خانههایشان میآید. از اینرو آنان میکوشیدند تا با پاکیزگی خود و خانههایشان، فروهر(روح) رفتگان را خشنود کنند. آنها همچنین در بامها آتش میفروختند و سبزی، شیرینی و خوراک میگذاشتند، اگر با کسی دشمنی داشتند آشتی میکردند و از نیازمندان دستگیری میکردند تا درگذشتگان خود را شاد کنند.
🍃 بر پایهی باور دیگری در این روز فَرَوَهَر درگذشتگان است که به خانه میآید. فروهر پیش از زاده شدن و پیش از آفرینش بوده و همیشه هست. فروهر نیرویی درونی، همیشه پایدار، جاوید و مایهی زندگی است. از این رو بر پایهی پژوهشها، فروردگان جشن آفرینش و یادبود هست شدن جهان نیز بود.
🍃 فروردگان در میان گروههایی از پارسیان هند همچنان به شیوهای کهن برگزار میشود. آنان چوبهای خوشبو دود میکنند، پوشاک تازه و زیبا میپوشند، خود را خوشبو میکنند، در آتشکدهها نیایش میکنند و موبدانشان میان باشندگان(حضار) گل و میوه بخش(تقسیم) میکنند. زرتشتیان نیز همچنان این آیین را پاس میدارند.
🍃 شماری از نویسندگان باور دارند که فروردگان پس از اسلام به جشن چهارشنبهسوری دگرگون شد چرا که ایرانیان در فروردگان آتش در آتشدانها میافروختند و کندیل(شمع) روشن میکردند. این دیدگاه پادورزانی(مخالفانی) دارد.
🍃 جشن فروردینگان در فروردینماه گونهی دیگری از همین جشن است و ابوریحان بیرونی هر دو را با یک نام خوانده است.
*پینوشت: گوردخمه گونهای آرامگاه بود که در دل کوهها و سنگهای بزرگ ساخته میشد. امروز گوردخمهها یکی از زیباییهای دیدنی و رازآمیز در استانهای خاوری(غربی) کشور همچون کرمانشاه هستند.
یادآوری: «خاور» دِگَریدهی خوربَر و برابرِِ پارسیِ مغرب است که بهنادرست بهجای مشرق و شرق بهکار میرود.
«باختر» دِگَریدهی اَپاختَر(=شمال) است که بهنادرست بهجای غرب و مغرب بهکار میرود.
______________
📚 برگرفته از:
۱- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی #رحیم_عفیفی
۲- واژهنامهی دهخدا
۳- ایران باستان نویسنده: #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمیم
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
#جشن_مانتره_سپند_یا_اوشیدر_جشن
🎁 جشن "مانترَه سپند" یا "اوشیدَر جشن" که گفته میشود همان جشن "گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم" بود، در ایران باستان در روز پایانی اسپند برگزار میشد. نام این گاهنبار به شیوههای هَمَسپَتمَیدیم، هَمَسْپَت مَدَم و هَمَسْپَث مَئیدَیه هم نوشته میشود. اوشیدر جشن، جشنی برای فرارسیدن نوروز، برابری روز و شب و برابری سرما و گرما بهشمار میرفت. این جشن در شهرهای گوناگون ایران به چندین روش برگزار میشد که هنوز هم بسیاری از این آیینها برپاست.
🔍 پیدایش گاهنبار را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. در بندهش آمدهاست: «اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود، گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز، جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🐎 شناختهشدهترین آیین جشن "مانترهسپند" در آبادیهای نزدیک هیرمند و سیستان و بلوچستان برگزار میشد. آنان دختری را بر چهارپایی مینشاندند و به کنار رود هیرمند میبردند تا آبتنی کند. سپس زنان و مردان جدا میشدند و هریک به آبتنی، پایکوبی و شادی میپرداختند. این دختر که در روز جشن به نام "اوشیدر" خوانده میشد، پس از پایان جشن با همان آیین به خانه برمیگشت. این جشن در آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار میشد. سوشیانت یا سوشیانس (سودرسان، دانا) در کیش زرتشتی رهاییبخش نهایی زمین است. بر پایهی نوشتار پهلوی "گزیدههای زادسپَرَم"، زادروز زرتشت در این روز است.
🍹 "پایبران" آیین پایانی اسپند در زنجان و شهرهای آذربادگان(آذربایجان) است. در این آیین در تَشتی مسی خوراک و پارچه و پیشکش برای خانوادههایی که فرزندانشان با آن پیوند زناشویی بسته میفرستادند و پیک نیز شادیانه دریافت میکرد.
در شهر خمین نیز در جشن "علفه"، گیاه برای آتش زدن گردآوری میکردند تا سراچه(اتاق)ها را گرم و روشن نگاه دارند. گرامیداشت یاد درگذشتگان در سُغد و بسیاری از شهرهای ایران از آیینهای این روز بود که تا امروز دنباله دارد.
🔥 یکی از آیینهای واپسین روز اسپند این بود که تا سپیدهدم بر بامها آتش میافروختند و چشمبهراه برآمدن آفتاب بهار میماندند و از ایزد توانا میخواستند تا روشنایی و مهر و بخشش بر ایران بگستراند.
در این آیین هرکس به اندازهی توان خود خوانِ خوراک میگسترد و فردای آن روز هفتسین را جایگزین خوراکهای خوان میکرد. گفته میشود جشن چهارشنبهسوری دگرگون شدهی آن است ولی دربارهی درستیاش نمیتوان داوری کرد.
📚 برگرفته از:
۱- "اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی" #رحیم_عفیفی
۲- "ایران باستان" #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمیم
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
#جشن_مانتره_سپند_یا_اوشیدر_جشن
🎁 جشن "مانترَه سپند" یا "اوشیدَر جشن" که گفته میشود همان جشن "گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم" بود، در ایران باستان در روز پایانی اسپند برگزار میشد. نام این گاهنبار به شیوههای هَمَسپَتمَیدیم، هَمَسْپَت مَدَم و هَمَسْپَث مَئیدَیه هم نوشته میشود. اوشیدر جشن، جشنی برای فرارسیدن نوروز، برابری روز و شب و برابری سرما و گرما بهشمار میرفت. این جشن در شهرهای گوناگون ایران به چندین روش برگزار میشد که هنوز هم بسیاری از این آیینها برپاست.
🔍 پیدایش گاهنبار را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. در بندهش آمدهاست: «اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود، گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز، جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🐎 شناختهشدهترین آیین جشن "مانترهسپند" در آبادیهای نزدیک هیرمند و سیستان و بلوچستان برگزار میشد. آنان دختری را بر چهارپایی مینشاندند و به کنار رود هیرمند میبردند تا آبتنی کند. سپس زنان و مردان جدا میشدند و هریک به آبتنی، پایکوبی و شادی میپرداختند. این دختر که در روز جشن به نام "اوشیدر" خوانده میشد، پس از پایان جشن با همان آیین به خانه برمیگشت. این جشن در آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار میشد. سوشیانت یا سوشیانس (سودرسان، دانا) در کیش زرتشتی رهاییبخش نهایی زمین است. بر پایهی نوشتار پهلوی "گزیدههای زادسپَرَم"، زادروز زرتشت در این روز است.
🍹 "پایبران" آیین پایانی اسپند در زنجان و شهرهای آذربادگان(آذربایجان) است. در این آیین در تَشتی مسی خوراک و پارچه و پیشکش برای خانوادههایی که فرزندانشان با آن پیوند زناشویی بسته میفرستادند و پیک نیز شادیانه دریافت میکرد.
در شهر خمین نیز در جشن "علفه"، گیاه برای آتش زدن گردآوری میکردند تا سراچه(اتاق)ها را گرم و روشن نگاه دارند. گرامیداشت یاد درگذشتگان در سُغد و بسیاری از شهرهای ایران از آیینهای این روز بود که تا امروز دنباله دارد.
🔥 یکی از آیینهای واپسین روز اسپند این بود که تا سپیدهدم بر بامها آتش میافروختند و چشمبهراه برآمدن آفتاب بهار میماندند و از ایزد توانا میخواستند تا روشنایی و مهر و بخشش بر ایران بگستراند.
در این آیین هرکس به اندازهی توان خود خوانِ خوراک میگسترد و فردای آن روز هفتسین را جایگزین خوراکهای خوان میکرد. گفته میشود جشن چهارشنبهسوری دگرگون شدهی آن است ولی دربارهی درستیاش نمیتوان داوری کرد.
📚 برگرفته از:
۱- "اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی" #رحیم_عفیفی
۲- "ایران باستان" #موله برگردان: #ژاله_آموزگار
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمین
🍃 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍃 #افسانهی_امردادگان
🌱🌿 امرداد و خرداد، دو ایزدبانوی ایران باستان و امشاسپند/فرشته اهورامزدا پس از پیدایش کیش زرتشتی بودند. امشاسپندان نمودهای خداوند در جهان به شمار میآمدند. جاودانانی که در برابر آفرینشِ یک یا چند پدیده از هستی، بایستگیهایی(وظایفی) داشتند.
🌱☘️ بر پایهی افسانهها، ایزدبانوان یا امشاسپندان امرداد و خرداد همواره در کنار هم بودند. امرداد گیاهان را میرویاند، گلهها و رمهها را میافزود و میکوشید تا گیاهان پژمرده نشوند. او پشتیبان پاکیزگی بود و با بیماریسازها پیکار میکرد. خرداد نیز با یاری "تیشتر" یا ایزد باران و "واته" یا ایزد باد، نگهبان آب بود، آرامش را در زمین برپا میکرد و به گیاهان شادابی میبخشید. آنها نمایندگان رویش و زندگی بودند.
🌱🌾 در افسانههای ایرانی آفرینش، زمانی که اهریمن به آفرینش نخستین در جهان تازید، ایزد امرداد از سرشت و هستی گیاهان نگهبانی کرد. او گیاهان خشک شده و آسیب دیده از سوی اهریمن را برگرفت، سایید و با یاری ایزدان باد و باران در جهان پراکند تا اینگونه رستنیهای گوناگون دوباره در همهی جهان سر از خاک بیرون آرند.
🌱🌻 بر پایهی این افسانهها، خرداد و امرداد دشمنی داشتند که گماشتهی اهریمن بود تا کارشکنی کند.
دشمن خرداد دیو گرسنگی بود و «تَئیری/تئرو» نام داشت. دشمن امرداد دیو تشنگی به نام «زئیری/زئیریچ/زاریچ» بود. کار زئیری این بود که زهر بسازد و تئیری گیاهان و جانواران را با این زهر آلوده کند و از میان ببرد. ولی خرداد و امرداد با همکاری هم از زهرآگین شدن جهان و پژمردن گیاهان پیشگیری کردند و سرزندگی در سرتاسر هستی نمایان شد.
🌱🌵 به هنگام جشن امردادگان، میان ایزدبانوی امرداد و تئیری یا دیو گرسنگی ستیز درمیگیرد. در این هنگام امرداد نیازمند بخشش(خیرات) و نیایش مردم به درگاه اهورامزدا است. زیرا با نیکی مردم در زمین و دَهِش آنان به درگاه خدا نیرومند میشود. او بر تئیری یا تئرو پیروز میشود تا گیاهان برویند، مردمان کشاورزی و خوراک داشته باشند و دیو گرسنگی از میان برود.
بهرام فرهوشی هاروت و ماروت را با خرداد و امرداد همریشه میدانست ولی برای دیدگاه خود گواه (سند) نیاورده بود.
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم، برداشت آزاد از یادداشت "امرداد، نامیرایی که مردنی شد" #سیمین_دخت_گودرزی
۲- تاریخ اساتیری ایران #ژاله_آموزگار
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمین
🍃 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
🍃 #افسانهی_امردادگان
🌱🌿 امرداد و خرداد، دو ایزدبانوی ایران باستان و امشاسپند/فرشته اهورامزدا پس از پیدایش کیش زرتشتی بودند. امشاسپندان نمودهای خداوند در جهان به شمار میآمدند. جاودانانی که در برابر آفرینشِ یک یا چند پدیده از هستی، بایستگیهایی(وظایفی) داشتند.
🌱☘️ بر پایهی افسانهها، ایزدبانوان یا امشاسپندان امرداد و خرداد همواره در کنار هم بودند. امرداد گیاهان را میرویاند، گلهها و رمهها را میافزود و میکوشید تا گیاهان پژمرده نشوند. او پشتیبان پاکیزگی بود و با بیماریسازها پیکار میکرد. خرداد نیز با یاری "تیشتر" یا ایزد باران و "واته" یا ایزد باد، نگهبان آب بود، آرامش را در زمین برپا میکرد و به گیاهان شادابی میبخشید. آنها نمایندگان رویش و زندگی بودند.
🌱🌾 در افسانههای ایرانی آفرینش، زمانی که اهریمن به آفرینش نخستین در جهان تازید، ایزد امرداد از سرشت و هستی گیاهان نگهبانی کرد. او گیاهان خشک شده و آسیب دیده از سوی اهریمن را برگرفت، سایید و با یاری ایزدان باد و باران در جهان پراکند تا اینگونه رستنیهای گوناگون دوباره در همهی جهان سر از خاک بیرون آرند.
🌱🌻 بر پایهی این افسانهها، خرداد و امرداد دشمنی داشتند که گماشتهی اهریمن بود تا کارشکنی کند.
دشمن خرداد دیو گرسنگی بود و «تَئیری/تئرو» نام داشت. دشمن امرداد دیو تشنگی به نام «زئیری/زئیریچ/زاریچ» بود. کار زئیری این بود که زهر بسازد و تئیری گیاهان و جانواران را با این زهر آلوده کند و از میان ببرد. ولی خرداد و امرداد با همکاری هم از زهرآگین شدن جهان و پژمردن گیاهان پیشگیری کردند و سرزندگی در سرتاسر هستی نمایان شد.
🌱🌵 به هنگام جشن امردادگان، میان ایزدبانوی امرداد و تئیری یا دیو گرسنگی ستیز درمیگیرد. در این هنگام امرداد نیازمند بخشش(خیرات) و نیایش مردم به درگاه اهورامزدا است. زیرا با نیکی مردم در زمین و دَهِش آنان به درگاه خدا نیرومند میشود. او بر تئیری یا تئرو پیروز میشود تا گیاهان برویند، مردمان کشاورزی و خوراک داشته باشند و دیو گرسنگی از میان برود.
بهرام فرهوشی هاروت و ماروت را با خرداد و امرداد همریشه میدانست ولی برای دیدگاه خود گواه (سند) نیاورده بود.
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم، برداشت آزاد از یادداشت "امرداد، نامیرایی که مردنی شد" #سیمین_دخت_گودرزی
۲- تاریخ اساتیری ایران #ژاله_آموزگار
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
کتاب “یادگار زریران” (به پهلوی: ایاتگار زریران) یک متن اساطیری قدیمی بازمانده از دوران اشکانیان و رونویسی شده در زمان ساسانیان به زبان پهلویِ پارتی میباشد. این کتاب یکی از مهمترین کتب قدیمی ایرانی است که در بردارنده بخش مهمی از اساطیر ایران باستان است. این کتاب و این داستان، یک روایت بسیار قدیمی ایرانی است. منشا آن شرق فلات ایران است و یکی از مشهورترین افسانههای ایرانی در دوران باستان بوده است و شرح ماجرای جنگ گشتاسپ (پادشاه ایران) و ارجاسپ (پادشاه توران) میباشد. این جنگ دراصل نبردی دینی میان ایرانیان زرتشتی و تورانیان غیرزرتشتی بود. تورانیان که از باورمندان به آیینهای قدیم آریایی بودند، پس از پیوستن ایرانیان به کیش نوظهور زرتشتی، برای حفاظت از آیین کهن، به ایرانیان اعلام جنگ دادند.
در این نبرد بزرگ، زریر از بزرگان ایرانزمین (برادر گشتاسپشاه) کشته شد. سپس بستور پسر زریر که نوجوانی نابالغ و کمسن بود، خود را به میدان جنگ رسانید و توانست طی یک نبرد شگفتانگیز و حماسی، با شجاعت و دلیری، کین و انتقام پدر را از دشمنان ستانده و قاتل پدر را به قتل برساند.
نسک ارزشمند یادگار زریران، کتابی است بازمانده از دوره اشکانی که در دوره ساسانی به دست مهرآبان کیخسرو رونویسی شد. این نسک شرح رویدادها و جنگی است که در آغاز ظهور زرتشت در خاور فلات ایران بین سپاه گشتاسپ نوذری و ارجاسپ پادشاه خیونان در گرفت و با دلاوریهای اسپندیار (اسفندیار) پسر گشتاسپ شاه، زریر برادر گشتاسپ شاه و بستور پسر زریر و همیدون گرامیکَرد و فراشورد پسران جاماسپ با پیروزی ایرانیان به پایان رسید.
زریران در اصل مرثیهای برای سوگواری بر زریر است. این کتاب احتمالا نمایشنامهای بوده که در مراسمی خاص اجرا میشد. نمایشی که بعدها و در دوران اسلامی به تعزیه تغییر شکل داد. ایرانیان باستان به شادبودن معروف بودند. در طول سال دهها جشن ملی و صدها جشن قومی در سرتاسر ایران برگزار میگردید. نمونههای این جشنها و این روحیه شاد در میان برخی از قومیتهای ایرانی نظیر لُرها، کُردها و تاجیکها هنوز قابل مشاهده است.
باری در این میان، دو رویداد که به سوگواری مشهور بود نیز وجود داشت. نخستین آن مرثیهسرایی برای شاهزاده ایرانی سیاوش بود که در تورانزمین به ناحق شهید گردید و دومین آن همین ماجرای کشتهشدن زریر در نبرد با تورانیان بود.
این دو مرثیه که به صورت نمایش برگزار میشد، اساس سنت تعذیه گردید که پس از اسلام در قاموس یک سنت ایرانی/اسلامی ادامه پیدا کرد.
یادگار به معنی نوشته و کتاب و زریر به معنی دارنده جوشن زرین است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
کتاب “یادگار زریران” (به پهلوی: ایاتگار زریران) یک متن اساطیری قدیمی بازمانده از دوران اشکانیان و رونویسی شده در زمان ساسانیان به زبان پهلویِ پارتی میباشد. این کتاب یکی از مهمترین کتب قدیمی ایرانی است که در بردارنده بخش مهمی از اساطیر ایران باستان است. این کتاب و این داستان، یک روایت بسیار قدیمی ایرانی است. منشا آن شرق فلات ایران است و یکی از مشهورترین افسانههای ایرانی در دوران باستان بوده است و شرح ماجرای جنگ گشتاسپ (پادشاه ایران) و ارجاسپ (پادشاه توران) میباشد. این جنگ دراصل نبردی دینی میان ایرانیان زرتشتی و تورانیان غیرزرتشتی بود. تورانیان که از باورمندان به آیینهای قدیم آریایی بودند، پس از پیوستن ایرانیان به کیش نوظهور زرتشتی، برای حفاظت از آیین کهن، به ایرانیان اعلام جنگ دادند.
در این نبرد بزرگ، زریر از بزرگان ایرانزمین (برادر گشتاسپشاه) کشته شد. سپس بستور پسر زریر که نوجوانی نابالغ و کمسن بود، خود را به میدان جنگ رسانید و توانست طی یک نبرد شگفتانگیز و حماسی، با شجاعت و دلیری، کین و انتقام پدر را از دشمنان ستانده و قاتل پدر را به قتل برساند.
نسک ارزشمند یادگار زریران، کتابی است بازمانده از دوره اشکانی که در دوره ساسانی به دست مهرآبان کیخسرو رونویسی شد. این نسک شرح رویدادها و جنگی است که در آغاز ظهور زرتشت در خاور فلات ایران بین سپاه گشتاسپ نوذری و ارجاسپ پادشاه خیونان در گرفت و با دلاوریهای اسپندیار (اسفندیار) پسر گشتاسپ شاه، زریر برادر گشتاسپ شاه و بستور پسر زریر و همیدون گرامیکَرد و فراشورد پسران جاماسپ با پیروزی ایرانیان به پایان رسید.
زریران در اصل مرثیهای برای سوگواری بر زریر است. این کتاب احتمالا نمایشنامهای بوده که در مراسمی خاص اجرا میشد. نمایشی که بعدها و در دوران اسلامی به تعزیه تغییر شکل داد. ایرانیان باستان به شادبودن معروف بودند. در طول سال دهها جشن ملی و صدها جشن قومی در سرتاسر ایران برگزار میگردید. نمونههای این جشنها و این روحیه شاد در میان برخی از قومیتهای ایرانی نظیر لُرها، کُردها و تاجیکها هنوز قابل مشاهده است.
باری در این میان، دو رویداد که به سوگواری مشهور بود نیز وجود داشت. نخستین آن مرثیهسرایی برای شاهزاده ایرانی سیاوش بود که در تورانزمین به ناحق شهید گردید و دومین آن همین ماجرای کشتهشدن زریر در نبرد با تورانیان بود.
این دو مرثیه که به صورت نمایش برگزار میشد، اساس سنت تعذیه گردید که پس از اسلام در قاموس یک سنت ایرانی/اسلامی ادامه پیدا کرد.
یادگار به معنی نوشته و کتاب و زریر به معنی دارنده جوشن زرین است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
یادگار زریران.pdf
13.1 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_زریران
متنی حماسی از دوران کهن
ترجمه دکتر #ژاله_آموزگار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران
🌸🌿
🔴#جشن_مهرگان پس از #جشن_نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان:
سالیان درازی است که ماه مهر برای ما تداعی کننده زنگ مدرسه و صدای خشخش برگهای پاییزیست. اما اگر کوله بار تاریخیمان را برداریم و به زمانهای دورتر سفر کنیم، آنگاه مهر بوی دیگری دارد، بوی جشن و شادی. حال و هوایی مانند نیمه دوم اسفندماه که به هم میگوییم: «بوی نوروز می آید». در آن سالهای دور، این هنگام از سال بوی جشن مهرگان میآمد که پس از نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان بود. تردیدی نیست که پیشینه برگزاری جشن مهرگان با پرستش ایزد مهر ارتباط یکراست دارد. برای ایرانیانی که در روزگار پیش و پس از زرتشت بزرگ، دروغ و بدعهدی را از گناهان نابخشودنی میدانستند، جایگاه ایزدی که نگهبان پیمان و دوستی و دشمن دروغ بود، آنقدر والا و ارزشمند میشد که نباید لحظهای از یاد او غافل میماندند.
از اینرو یکی از مهمترین و کهنترین بخشهای اوستا با نام مهریشت که قدیمیترین یشت این مجموعه است به ستایش این ایزد باستانی اختصاص پیدا کرد.
در ایران باستان بگونه کلی سال، دارای دو فصل تابستان و زمستان بود که جشن نوروز، هنگام فرا رسیدن تابستان و مهرگان در آغاز زمستان برگزار میشد. یعنی باید گفت این دو جشن قرینه و همپای یکدیگر بودند. در زمان ساسانیان این باور رواج یافته بود که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده است. این باور میخواهد تاکید کند بر این که مهرگان با نوروز قابل قیاس است.
مهرگان از یک دیدگاه دیگر نیز با نوروز قابل مقایسه است و آن، وجود اعتدال کیهانی در هر دوی آنهاست. در مهر نیز مانند نوروز اندازه شب و روز برابر میشود و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مورخان نظریه پرداز بشوند ویژه این ماه را به ایزد مهر، که ایزد داوری و دادگستری است، در همین نکته علمی دانشی بدانند. در گاهشماری آن دوره هر روز از سی روز ماه به نام یکی از ایزدان یا امشاسپندان نامیده میشد که این اسامی برای نامگزاری ۱۲ماه سال نیز به کار میرفت. از اینرو در هر ماه روزی وجود داشت که با نام آن ماه همنام میشد و ایرانیان آن روز را بزرگ داشته و جشن میگرفتند و بدین ترتیب برای برپایی جشن مهرگان، روز مهر که شانزدهمین روز ماه بود در ماه مهر برگزیده شد.
نامیدن شانزدهمین روز ماه به نام مهر، به تعبیری، برای آن است که نظارت نیمه دوم ماه بر عهده او ایزد مهر گذاشته میشد. همانگونه که نام مهر بر هفتمین ماه سال نیز حاکی از این است که نظارت بر نیمه دوم سال هم از وظایف اوست. برگزاری جشن مهرگان تا شش روز پس از شانزدهم ادامه داشت که روز آخر، مهرگان ویژه بود. یعنی مربوط میشد به بزرگان کشوری و آیینی.
به گفته کتزیاس، مورخ و پزشک یونانیِ دربار هخامنشی، پادشاهان در این روز لباسهای ارغوانی گرانبهایی میپوشیدند و همراه با مردم و نوازندگان و خنیاگران به شادی و باده گساری میپرداختند.
به گفته بسیاری از مورخان زمان برگزاری این جشن در دوره هخامنشی، نخستین مهرماه بوده که آن نیز تا شش روز بعد ادامه داشته است. اگرچه زمان برگزاری مهرگان در گاهشماریهای محلی و در میان برخی اقوام در زمانهای دیگری از سال برگزار میشده اما در بیشتر جاهای ایران، از دوره ساسانی به بعد در همان مهرروز از مهرماه به برپایی این جشن میپرداختند.
آنچه که آشکار است مهرگان یکی از جشنهای در پیوند با شیوه زندگی مردم آن زمان بوده که بیشتر به کشاورزی کارگماری داشتند و پایان تابستان یعنی زمانی که کارهای اساسی کشاورزان تمام میشد، بهترین زمان برای شادی و پایکوبی بوده است.
در مهرگان از موسیقی خاصی استفاده میشده که متاسفانه امروز اطلاع دقیقی از چگونگی آن در دست نیست اما در کتابهای موسیقی قدیمی مانند موسیقی بزرگ اثر ابونصر فارابی هنگامی از مقامهای موسیقی نام برده میشود به مقام یازدهم با نام مهرگان اشاره میشود.
همچنین لحن بیست و یکم از سی لحن موسیقی که در منظومه خسرو و شیرین آمده، «لحن مهرگانی» است که از سوی نظامی گنجوی مطرح شده است.
یکی دیگر از دلایل ارج نهادن به مهرگان آن بود که در باور ایرانیان فریدون به یاری کاوه آهنگر در روز مهرگان بر ضحاک ستمگر پیروز شد و بر تخت پادشاهی نشست.
در تاریخ تبری آمده: «فریدون سر بیوراسب(ضحاک) را با گرز سرخمیدهای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهر روز را جشن بگیرند و این همان جشن مهرگان است».
برای زرتشتیان روزگار ما نیز مهرگان جایگاه ویژهای دارد و هرسال در این روز که حالا مطابق با سالنامه جلالی برابر با دهم مهرماه میشود، جشنی برپا کرده و مهرگان را گرامی میدارند.
برداشت از:
📗مراسم آیینی و آداب زرتشتیان👈 موبد #اردشیر_آذرگشسب.
📘از نوروز تا نوروز👈 #کورش_نیکنام.
📕تاریخ اساتیری ایران👈 #ژاله_آموزگار.
📒آیین مهر👈 #رضی.
#پاینده_ایران