🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

#جشن_های_ایرانی

#جشن_بهمنگان_خجسته_باد

روز دوم هر ماه زرتشتی، به خجستگی نام بهمن امشاسپند، نماد خرد اورمزدی و به‌ معنی اندیشه‌ی نیک، آراسته شده است. بهمن امشاسپند، نخستین آفریده‌ی اورمزد و نماد خرد و اندیشه‌ی پاک، پشتیبان چهارپایان سودمند در جهان است و با انسان و اندیشه‌ی نیک او پیوند دارد.
هر انسان خردمند و آگاهی که به کمترین شناخت راستینی از خود و جهان دست یافته باشد، می‌داند که او و همه‌ی دیگر نمودهای هستی از یک گوهر و بن و ریشه بوده و درهم تنیده‌اند و سرنوشتشان از هم جدایی ندارد.
هر آسیبی که به زیست‌بوم، زمین، هوا و گیاه و یا جانوری برسد زیانش را جهانیان دیر یا زود نیز خواهند دید و از آن گریزی نیست. پس جشن بهمن‌گان برای یادآوری و ارج نهادن به این دو بن‌مایه‌ برای بهتر زیستن آدمی است، خرد را در زندگی پیشه کند و به جهان پیرامون نیز آسیب نرساند.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن‌_های_ایرانی_‌مان

#جشن_شهریورگان🌻

جشن شهریورگان جشن نیکوکاری، جشن رادمنشی و آفرینش زمین:

نرمک نرمک می‌رویم تا از گرمای پر شور تابستانی دوری بگیریم و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم. کشاورزان بیشتر شهرهای ایران با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمی‌گنجند. هنگام گردآوری فرآورده‌هاست. اینک آنها دستاورد کشته‌ی خویش را به سر پنجه‌ی گاوآهن درو می‌کنند و دلی بهر گردآوری بازده و خرمن می‌تپانند و دلی از برای کشته‌ی پاییزه در آخر شهریور. از اینروست که سده‌هاست شهریورگان برای ایرانی‌ها بسی بایسته‌ی جشن و شادمانی بوده‌است.
شهریورگان از آن دسته جشن‌های دوازدگانه سال در ایران باستان بوده‌است. این جشن در گاه‌شماری ایرانی برابر است با روز چهارم شهریورماه.
واژه شهریور برگرفته از "خشَترَه وَئیریَه" اوستایی، به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است. خشتره به معنی کاری است که بر پیرامون اندیشه نیک بچرخد که به زبان ساده‌تر همان کردار نیک است. کردار نیک همگامی با هستی است.
امروزه گل ریحان را ویژه شهریور می‌نامند.
در همان‌سان شهریور نام یکی از امشاسپندان است که نماد پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است. این امشاسپند در جهان گیتایی، نگهبان ایوخشست یا توپال(:فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشته‌ی جوانمردی است.
ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن خوراک به تهیدستان و نیازمندان، نزد پادشاه میرفتند و این جشن را شادباش می‌گفته‌اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می‌پرداختند.
امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان که بیشتر سال گرم است، شهریورگان بمانند یک نوروز دیگر را دارد. از این‌روی چونان نوروز، خانواده‌های ایرانی و همانا بیشتر زرتشتی‌ها که آیین ایرانی را همچنان و به‌گونه درست بجای می‌آورند به خانه تکانی می‌پردازند، ظرف‌های فلزی را پاک و درخشان می‌کنند و دل و جان را چونان ظرف‌های کهن مسی و رویین و برنزین را پرداخت و زدایش می‌دهند و آیینه وار آماده‌ی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز می‌شوند.
در گزشته‌های دور، برای سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشته‌ایم. بهار و پاییز هم دو واژه‌ی پس از آنهاست که شاید بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. تابستان، در زبان پهلوی نیز تاپیستان یا گرماستان بوده و در زبان اوستایی #هامین از ریشه‌ی هَمَhama که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آن را هامین می‌نامند
چنانچه در زبان کردیِ اورامی هامِن و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی هاوین خوانده می‌شود.

جشن شهریورگان در متون قدیمی:
به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی در رویه‌ی٢٢١ برگردان نامه‌ی آثارالباقیه جشن شهریورگان را آذر جشن یا جشن آتش نیز می‌خوانده‌اند. جشن‌های آتش که امروز برجای مانده دربرگیرنده جشن سده و جشن سوری نیز می‌شده‌است. آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می‌گویند هرآینه شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد شاهنامه‌ی فردوسی داد.
بگمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهن‌ترین نوشتار دینی جهان) بنیادی‌ترین و ارزشمندترین آثار در زمینه‌ی شناخت تاریخ ایران باستان هستند. آثاری که پشوانه آنها را امروزه کندوکاری‌های باستان شناسی به اثبات می‌رساند که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست و ما را از نسک‌هاهای نه چندان راست و درستی چون تاریخ هرودوت و آنچه رویدادنویسان اروپایی نگاشته‌اند بی‌نیاز می‌کند.
در داستان #هوشنگ_شاه پیشدادی دومین پادشاه استوره‌ای ایران‌زمین پس از #گیومرس(گئومرتا، روان و جانِ میرا نخستین آدم آمده‌است):
هوشنگ نخستین مَرتوی(:انسان) روی زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت. پس از آن با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها، آنها را به دشت‌ها کشاند و کشاورزی را سبب شد. با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یک‌جانشینی و "شهرنشینی" دگرگون شد:
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سـرِ مایه کرد آهـنِ آبـگون
کزآن سنگ خارا کشیدش برون.

در شاهنامه این کارنامه‌ی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دو جا از شهریور نام برده شده‌است یکی آنجا که #رستم به نزد #کیخسرو می‌رود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه می‌کند:
چو هرمزد بادت بدین جایگاه
چو بهمن نگهـبان فرخ کلاه
همه ساله، اردیبهشت هُژیر
نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر
به‌ نام بـزرگی و فر و هـنر.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

در کتاب «یادگار دیرین» آمده است:
«امشاسپند سپندارمذ، درنقش مادی خود نگهبان زمین است و از آن‌جا که زمین نیز مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد، جشن اسفندگان برای ارج گذاشتن به زنان نیکوکار برگزار می‌شود. در زمان گذشته و در برخی از گوشه‌های سرزمین ایران، در این روز، بانوان جامه و کفش نو می‌پوشیدند. زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بودند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به ‌هازمان افزوده بودند مورد تشویق قرار می‌گرفتند. در روز جشن اسفندگان، زنان از مردان پیشکش‌هایی دریافت می‌کردند. آن‌ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی خانوادگی معاف می‌شدند. در روز جشن مردان و پسران، کارهای روزانه و همیشگی زنان درخانه را انجام می‌دادند. اکنون نیز زرتشتیان به باور آیینی خود، جشن اسفندگان را به یادِ جای‌گاهِ ارزش‌مند بانوان و زنان نیکوکار و پاکدامن گرامی ‌داشته و در بیش‌تر شهرها و روستاها این روز را به نام «روز زن» و «روز مادر»، جشن می‌گیرند.
زرتشتیان در جشن اسفندگان، در تالارِ آدریان گردِهم می‌آیند. سخن‌رانان، از جایگاه بانوان در پویایی و گسترش فرهنگ زرتشتی یاد می‌کنند. در برخی از شهرها بانوی برگزیده هر سال که بیش از همه مهربان، فداکار، بخشنده و باگذشت بوده را گزینش و تشویق می‌کنند. سرودهایی برای ارج نهادن به بانوان پارسا و نیکوکار خوانده می‌شود و با پذیرایی از شربت و شیرینی و پرداختن به شادمانی گروهی، جشن اسفندگان با شکوه ویژه‌ای گرامی ‌داشته می‌شود.»
یاری‌نامه:
- گاتها، سرودهای زرتشت. موبد فیروزآذرگشسب. تهران. انتشارات فروهر 1351
- جایگاه زن در ایران باستان. موبد اردشیرآذرگشسب. تهران. انتشارات فروهر
- یادگار دیرین. کورش نیکنام. انتشارات بهجت. تهران 1395
- خرده اوستا. رشید شهمردان. انتشارات فروهر. تهران 1359

*برگرفته از شماره 358 دو هفته‌نامه امرداد، سال 1395


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

📜🕯🖋سپندارمذ روز زن و زمین شاد باد

✅ایرانیان باستان، زنان را کانون مهرورزی و باروری می‌دانستند ازین‌روی همواره آنان را مورد تکریم قرار می‌دادند.
✅بعد از ظهور زرتشت آموزه‌های دینی این آموزگار نه تنها جایگاه زن در جامعة ایرانی را کم‌رنگ نکرده بلکه تأکید‌های این دین بر یکسانی زن و مرد سبب شد تا قوانین حقوقی عادلانه‌تری برای زنان مدون گردد.در گات‌ها هر جا زرتشت از زن و مرد یاد می‌کند برای هر دو ارزش مساوی قایل می‌گردد.
✅به بیان ابوریحان بیرونی، اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درستکار بوده، به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامی داشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند.این جشن ویژه زنان بوده و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت شان بر پا میگشت.
✅در زمان بیرونی این رسم هنوز رواج داشته است، نه بر آنکه فقط از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه زنان نوعی فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

سپندارمذ لقب زمین و به معنی گستراننده، مقدس و فروتن می‌باشد. زمینی که نماد عشق است و با فروتنی و از خودگذشتگی، آغوش خود را برای همه گسترانیده و زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد. بدین روی نیاکانمان در این روز با دادن هدیه به بانوان و دوشیزگان "مهر و عشق" خود را به آنان ابراز می‌داشتند. این روز در گاه‌شمار خورشيدى برابر با 29 بهمن و در گاه‌شمار زرتشتى برابر با 5 اسفند است

+ 29 بهمن، سپندار مذگان «روز عشق» در ایران باستان بر همگان مبارک💞

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

جشن #سپندارمذگان یا جشن #اسپندگان روز گرامیداشت #زن، #زمین و #دلدادگان است.

🍃ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت جایگاه #زن و پاسداشت #زمین می دانستند.

🌷زنان در چنین روزی لباس نو می پوشیدن و از مردان هدایا دریافت می کردند و کارهای روزانه مربوط به زنان را در این روز مردان بر عهده می گرفتند.

#سپندارمذ نام ملی #زمین است. یعنی #گستراننده، #مقدس، #فروتن.
🍃زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به‌یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به‌همین دلیل در فرهنگ ایران باستان «سپندارمذ» را به‌عنوان نماد عشق می‌پنداشتند.

جشن #سپندارمذگان، روز #زن و #عشق ایرانی بر همه بانوان و مادران شاد و فرخنده باد.🌹❤️

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_ایرانی

۱۹ فروردین جشن فروردینگان

«فروردینگان» یا «فرودُگ» یکی از جشن‌های ماهانه‌ زرتشتی است که روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردین‌ ماه است. فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشت، آیین‌های سوگواری به اشکالی که می‌شناسیم وجود ندارد، این مراسم به‌صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان "فروهر" را هم در شادی خود شریک می‌کنند.

فروهر (frawahr) که گونه اوستایی آن فروشی (fravashi) و گونه پارسی باستان آن فرورتی (fra-vrti-) است، یکی از نیروهای باطنی است که به عقیده‌ مزدیسنان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنها، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی که آن را می‌توان جوهر حیات نامید، فناپذیر و زوالی نیست.
در دوران باستان، فروردگان جشن فروهرها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می‌شد. بعدها جشن «همسپثمیدیه» به یادبود آفرینش انسان تخصیص یافت. جشن‌های نوروزی و ماه فروردین با فروهرها پیوند خورده‌ است، چون عقیده بر این است که در این روزها، فروهرها به زمین فرود می‌آیند و به خانه‌های سابق خویش می‌روند. پس مردم باید برای پیشواز آنان خانه را پاکیزه کنند، برای هدایت آنان آتش بیفروزند و در این روزها، بوهای خوش در آتش نهند و روان‌ها را ستایش کنند و اوستا بخوانند تا روان‌ها آسایش داشته باشند و با شادی و نشاط باشند و برکت ارزانی دارند. در این روزها، به‌هیچ کاری نباید دست زد، مگر انجام وظایف و کار نیک تا اینکه فروشی‌ها با رضایت خاطر به جای‌های خویش برگردند و خوبی بخواهند و در پایان جشن، روان‌ها را بدرود می‌گویند.
در روز نوزدهم فروردین، روز جشن فروردینگان مراسم خاصی در بزرگداشت این موجودات مینوی و در بعدی گسترده‌تر، در بزرگداشت روان درگذشتگان برگزار می‌شد که هنوز در میان هموطنان زرتشتی، به‌خصوص در یزد، با تشریفات خاصی برگزار می‌شود. در این جشن که امروزه بیشتر به‌جشن فرودگ معروف است، زرتشتیان سر مزار درگذشتگان خود "در تهران به‌قصر فیروزه، گورستان زرتشتیان" می‌روند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش می‌زنند و گل و گیاه و میوه و شمع و لرک بر سر مزار می‌گذارند. لرک مخلوطی است از هفت میوه خشک خام از قبیل پسته خام، بادام خام، فندق خام، برگه، انجیر خشک، خرما، توت. ترکیبات لرک به مناسبت‌های مختلف تغییر می‌کند. لرک مراسم درگذشته با لرک مراسم عروسی و سدره‌پوشی متفاوت است. در لرک شادی، پسته و بادام و فندق بو داده‌ است، انجیر و خرما و توت ندارد و نقل هم حتماً به آن اضافه می‌شود. معمولاً برای مراسم عقد "گواگ‌گیران" لرک را داخل تور بسته‌بندی و بعد از مراسم بین نزدیکان توزیع می‌کنند.
در جشن فرودگ، هفت موبد وارد می‌شوند و می‌نشینند. لرک‌ها را در چادرشب‌هایی می‌ریزند و جلو‌ی موبدان می‌گذارند. چند «موبدیار» هم حضور دارند. موبدان شروع به اوستاخوانی می‌کنند، بیشتر هم سرودهایی از فروردین یشت می‌خوانند و به این ترتیب، لرک را تبرک می‌کنند. سپس، موبدیاران چادرشب‌ها را به کمر می‌بندند و لرک را بین مردم تقسیم می‌کنند. اگر کسی هم نذری دارد، در این روز نذرش را میان مردم پخش می‌کند. این مراسم در واقع گونه‌ای دعا یا در اصطلاح مسلمانان، فاتحه دسته جمعی برای شادی ارواح درگذشتگان است. در یزد، این مراسم از ساعت چهار بعدازظهر نوزدهم فروردین به‌طور مفصل برگزار می‌شود، اما در تهران به‌دلیل مشغله‌های روزانه مردم، همه نمی‌توانند در یک ساعت مشخص یک‌جا جمع شوند. از این‌رو، مراسم چند سالی است که منسجم برگزار نمی‌شود و هر زرتشتی هر ساعتی از روز مذکور که توانست، برای زیارت قبور به قصر فیروزه می‌رود.
در کتاب پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان می‌آید، از میان گل‌ها، «بُستان ‌افروز» یا «بوستان افروز» یا «بوی‌ستان ‌ابروز» گل ویژه فروردین معرفی شده و آمده است: «... این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:... بُستان ‌افروز فروردین را ... خویش است...». نام های دیگر گل «بُستان ‌افروز»، «تاج خروس» یا «زلف عروسان» است.


#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🍂🌸@Bookirancity

✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

«جشن اَمُردادگان»

#جشن_امردادگان_خجسته_باد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_ایرانی

«جشن اَمُردادگان»

#جشن_امردادگان_خجسته_باد

بر پایه‌ی فرزان ژرف زرتشتی و پاسداشت زاستار(:طبیعت )و زیست بوم هماهنگ با گاهشمار ترادادی «سنتی» هر روز را گلی نماد است و نامی که در شمار روزهای هر ماه‌ به سی روز پایان می‌یابد که روز هفتم از این گاهشمار اَمُرداد نام دارد.

این واژه در اوستا به گونه اَمِرَه تَه تات ameratatat آمده است واژه‌ای اندیشه برانگیز که دارای سه بخش است.
(اَ + مِرَه + تات) پیشوند «اَ» در بخش نخست نبودن و نفی را می‌رساند. بخش دوم «مَر» به چِمِ(:معنی) مرگ است و پسوند «تات» در بخش سوم به چم رسایی(:کمال) و اوج است. امروزه واژه‌ی نادرست «مُرداد» به جای «اَمُرداد» در نام‌گزاری نام پنجمین ماه سال ، بکار برده می‌شود که آگاهان باید اَمرداد (بی‌مرگی و جاودانگی) را بکار ببرند.

در کتاب بُن دَهِشن، آمده است:
امرداد جاودان و نامیرا ، سرور گل‌ها و گیاهان بی‌شمار است هر امشاسپندی را گلی است و گُل ویژه و نماد اَمشاسپند اَمرداد ، چَمبک یا زنبَک(:زنبق) است.
از این رو اَمَره تات (امرداد) به چم نامیرایی بی‌مرگی و جاودانگی است.
امرداد یکی از امشاسپندان یا از افروزه‌های(:صفات) خرد رسا اهورامزداست.

رقص و پایکوبی و شادمانی در دشت‌های سبز و در کنار چشمه ساران و در میان باغ‌ها و راغ‌های پر گل و زیبا، از آداب جشن امردادگان است که این شادمانی و سر سبزی و پاسبانی از آن، خویشکاری امرداد امشاسپند است و باور مزدیسنان اینست که «اَمرداد »نماد سرزندگی، نوزیستی و شاد زیویِ جاودانه است.
بر این بنیان سرچشمه‌ی خرد و فرهنگ ایران‌زمین اوِستا و در بُندَهِش بیان می‌کند که:
«سرور و پاسبان گیاهان و رُستنی‌ها، امرداد امشاسپند اینگونه است که اگر کسی گل و گیاه را رامش بخشد امرداد از او آسوده گردد و اگر گل و گیاه و درختان را بیازارد امرداد از او آزرده گردد.
بر این باور امرداد و جشن امردادگان، جشنِ نکو داشت و بزرگداشت سرسبزی و شادمانی زام و (زمین) زاستار و سپارش دهنده‌ی خویش‌کاری انسان‌ در پاسداشت گیاهان و شادمانیِ زاستار و داده‌های زندگانی‌ست.
همکار و یاور امشاسپند امرداد یا ایزد بانو امرتات امشاسپند خرداد است.

در افسانه آفرینش درباره‌ی دو امشاسپندِ خرداد و اَمرداد (ایزد بانوان پاسبان آب و گیاه) آمده است؛

در افسانه‌ی آفرینش چنین
نوشتند پاکان اندیشه بین
که آنگاه اهریمن جان سیاه
ستیزنده بر روشنای پگاه
چو تازید بر آفرینش اِوَک
پراکند اَمرداد افزون مژک
مژک‌ها گرفت و از گیاهان خشک
مشام جهان پر شد از بوی مشک
که هر سوی گیتیک رنگین گیاه
به بار آید از چشمه‌های پگاه
بهاران شادی، پراکنده گشت
امردادی آمد به خرداد یشت
که عشق از زمین روید امیدوار
بخندد به شادی دل روزگار
از این روی دژخیم این بانوان
دو دیوَند اهریمنی در روان
تئیرو که دژخیم خردادی است
گرسنه شکم را بگیرد بدست
و اهریمن او را بگیرد به کار
تهیدستی آرد به هر روزگار
ز دژخیم بانو امرداد شاد
زییرو همان تشنگی گشته یاد
که او نیز پست است و اهرمنی
بتازد بر افروزه‌ی روشنی.

#جشن_امردادگان

سحر بر دمد زنبق از کهکشان
شکوفا به جشن اَمردادگان
زمین شاد و رویندگان شادخوار
بجوشد می و مستی از چشمه سار
دو بانوی زیبا رخ افروز و شاد
برقصند در کوچه‌ی بامداد
یکی آنکه شادی به دل‌ها دهد
گل بوسه بر روی زیبا دهد
کند دور از افسردگی باغ را
ز پژمردگی گلشن و راغ را
و آن دیگری چشمش آیینه تاب
نگهبان آب است و روی آفتاب
روان را دهد روشنایی چو آب
به رقصی روان در شب ماهتاب
رخش سوسن و پیکرش سرو سا
زبان آور این گل سُهی آن رها
به بی‌مرگی و جاودان افسری
نکونام را بخشد او سروری
که نیکی بِروید بهشت آورد
وَهان را بهین سرنوشت آورد
امرداد باشد نه مرداد ماه
که جاوید بادا دَم شادگاه
چمار امرداد بی‌مرگی است
و مُرداد معنای مرگ و گسست
از این‌رو امرداد باید نوشت
بر اندیشه ی مردمان بهشت
بهشتی پر از اشک امید فارس
بهشت زرایران و شاخاب پارس
امرداد و خرداد امشاسپند
کهن قصه‌ی بانوان سپند
به فرزان افروزه‌های مهند
از استوره‌ها پا به گیتی نهند
دو بانوی همراه و آیینه‌ زاد
روان‌های روشن به ژرف نهاد
امرداد بانوی رویش به مهر
نگهبان آب است و اشک سپهر
گیاه آور است و گل افشان به دشت
رمه گستراست و خرد پو به یشت
نگهبان پاکیزگی‌هاست او
به بیمارسازان بتازد اَهو
و خرداد بانو به همراه باد
جهان را به رقص آورد شاد شاد
کند تیر بارنده را یاوری
هم او‌ تیشتر را دهد سروری
که شادی به گل‌های جان می‌دمد
جهان را روانی روان می‌دهد
دو بانوی دلشاد بالندگی
دو فرزان روشن به هر زندگی.

🌸🍂🌸@Bookirancity

✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


#_جشن_بهمنگان، ستایش سروش خرد و خوبی


🐓 «بهمن» در باورهای کهن ایران یکی از ویژگی‌های ایزد یکتاست و «بهمنگان» جشنی در ستایش درستکاری است. جشن بهمنگان یا جشن بهمنجنه در بهمن‌روز از بهمن‌ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری (تقویم) ایران باستان برگزار می‌شد. بهمنگان در ایران نماد مردان نیک‌اندیش بود.

🐓 بهمن از واژه‌ی اوستایی «وهومنه» وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) ساخته شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم(معنی) بهترین اندیشه، اندیشه‌ی نیک و منش نیک است.

🐓 «فرهنگ مهر» در نیپیک (کتاب) «فلسفه زرتشت» نوشته است که شش امشاسپند اهورامزدا هریک پاسدار زیست‌بوم (محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آن‌ها فرشته‌ی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیک‌اندیشی در روی زمین بود. از این‌رو ایرانیان در #جشن_بهمنگان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز می‌کردند.

🐓 بر پایه‌ی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیام‌های اهورامزدا از امشاسپند وهومن یاری می‌گرفت. در «گاتها» آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایه‌ی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریده‌ی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه (اورمزد روز) به نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. بر پایه‌ی افسانه‌ها او در روز رستاخیز به کردار آدمی رسیدگی می‌کند.

🐓 ایشمَه یا خشم، آز و اَکوُمَن (اندیشه‌ی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان می‌ستیزد. او در جهان مینوی (معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک (مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشه‌ی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه به‌سزایی دارد.

🐓 «خروس» نشان ویژه‌ی #بهمنگان بود. ایرانیان باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش (از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشه‌ای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژه‌ی بهمن و جشن بهمنگان بود. جشن بهمنگان پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود و در زمان صفویان برخی از آیین‌های آن زنده شد.


#_فرتور (عکس): یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان

#جشن_های_ایرانی

🕊 بهمنگان، جشن پاسداری از جانوران سودمند


🐎 «جشن بهمنگان» جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیک‌اندیشی و پاسداری از جانوران بود. گویا آیین‌های این جشن با گذشت هزاره‌ها دستخوش دگرگونی‌هایی شد. جشن بهمنگان یا بهمنجه در بهمن‌روز از بهمن‌ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری (تقویم) ایران باستان برگزار می‌شد.

🐎 پوشیدن جامه‌ی سپید یکی از آیین‌های کهن #جشن_بهمنگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری می‌جستند. سپس به دیدار یکدیگر می‌رفتند و گل‌های یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش می‌کردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنی‌های گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده می‌شد. از آنجا که این روز، روز پاسداشت نگهداری از جانوران بود، آیین نَبُر یا پرهیز از کشتن جانوران و خوردن گوشت یکی از آیین‌هایش بود. ولی به گمان این باور با گذر زمان دستخوش دگرگونی‌هایی شد.

🐎 «ابوریحان بیرونی» نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی می‌دهند و آشی به نام «دانگو» از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی می‌پزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ (سهم) داشت و برای فراهم کردن آن می‌کوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند «دانکو» نیز به چم بنشن است که می‌تواند همان دانگو باشد.
بیرونی نوشته است که ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر می‌خوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یاده‌ورزی (تقویت حافظه) می‌انجامد. مردم پارس (شیراز کنونی) نیز از بُنشَن (حبوبات) و گوشت خوراک می‌پختند و با شیر می‌خوردند تا بر فراموشی چیره شوند.

🐎 در این آیین‌ها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای داده‌هایش سپاسگزاری می‌کردند.
«اسدی توسی» در نبیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره می‌خوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر می‌آمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونی‌کننده‌ی) تَن درست می‌کردند.
🐎 بر پایه‌ی نوشته‌های بیرونی چیدن گیاهان از کنار رودخانه‌ها و جوی‌ها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیین‌های #بهمنگان بود. او ریشه‌ی این آیین را از جاماسب، وزیر گشتاسب می‌دانست ولی امروز نویسندگان در درستی آن شک دارند زیرا در زمان باستان این ماه بسیار سرد بود و گیاهی از زمین نمی‌رویید مگر در بخش‌های خوش آب‌وهوا و کمابیش گرم!

🐎 برهان: «گویند دراین روز سپند را با شیر باید خورد بجهت زیادتی حافظه و در بعضی از بلاد در این روز مهمانی کنند بطعامی که در آن جمیع حبوبات باشد.»
صحاح‌الفرس: «پادشاهان عجم این روز را بفال نیکو داشتندی و بهمن سرخ و زرد سر همه چیز بیفشاندندی.»


🐎 فرتور(عکس):سنگ‌نگاره‌ای از جانوران در آیین‌های ایران باستان

#جشن_های_ایرانی

🐎 برگرفته از:
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان «هاشم رضی»
- یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان «شاهین سپنتا»
- اصل و نسب دین‌های ایرانیان باستان «عبدالعظیم رضایی»
- گاتها «ابراهیم پورداود»
- فرهنگ ایران باستان «ابراهیم پورداود»
- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران «ابوالقاسم آخته»


#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_های_ماهانه

🌾🌬 #_جشن_بادبره_ نشانه‌ی ارزشمندی «باد» در زندگی نیاکان


🌦 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران «بادروز» نام داشت و گرامی داشته می‌شد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاک‌کننده بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژه‌ای داشت. آن‌ها دریافته بودند که باد چه دگرگونی‌هایی در زیست‌بوم و کشت‌وکار پدید می‌آورد. به این جشن «باذوره» نیز می‌گفتند. باد در زبان اوستایی «واتـَه» گفته می‌شد و ایزد باد از بزرگ‌ترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود.

🌦 پیشینیان سالی یک‌بار بادروز را جشن می‌گرفتند. ایران‌شناسان درباره‌ی اینکه «جشن بادبره» در چه زمانی برگزار می‌شد دو گمان دارند.
برخی بادروز از دی‌ماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمن‌ماه را درست می‌دانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز ۲۲ بهمن‌ماه می‌داند و می‌نویسد که در نوروز جشنواره‌ای همانند جشن بادروز در اسپادانا (اصفهان) و در یک هفته برگزار می‌شود.

🌦 در جشن بادروزی بازار همگانی برپا می‌شد و مردم در آن روز مانند جشن تیرگان رشته‌هایی از نخ هفت‌رنگ را به آغوش باد می‌سپردند.
ابوریحان بیرونی می‌گوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن بادروز با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروان‌های شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژه‌ی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود: «روز بیست و دوم هر ماه باد نام دارد و در بهمن ماه این روز جشنی است که به همین نام معروف است. در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قائل می‌شوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است. چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری برپا می‌شود و عید می‌گیرند و آن را در اصفهان کژین گویند و فقط فرق باد روز و کژین آن است که آن یک روز و این یک هفته است.» برداشت‌ها از نوشته بیرونی این است که جشن کژین در اسپادانا نیز در ستایش باد برگزار می‌شد.

🌦 «جشن باد» افسانه‌ای خواندنی دارد. می‌گویند در هزاره‌های دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و «جشن بادروزی» پدید آمد.
در داستان‌ها نوشته‌اند «شبان نزد کسرا رفت» کسرا اربیده (تازی شده) خسرو است و در گذشته تازیان به همه‌ی پادشاهان ایران کسرا می‌گفتند. در داستان‌های جشن بادروزی نوشته نشده که فردید (منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها می‌توان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن پیش از ساسانیان باشد.


#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #بادروز

📖📖 برداشت از:
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان «هاشم رضی»
- جشن‌های ایرانیان «عسگر بهرامی»

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


❄️ جشن میانه‌ی زمستان و روزشماری فرارسیدن بهار دل‌انگیز


❄️ جشن میانه‌ی زمستان یکی از جشن‌های بخش‌بندی سال بود که ایرانیان در این روز برای گذشتن نیمی از زمستان سخت و نزدیک شدن به بهار دل‌انگیز پایکوبی می‌کردند.
در گذشته‌های دور که هنوز گاهشمار هفته و ماه نبود، ایرانیان برای بخش‌بندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم (فصل) و هر وَرشیم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی، راهکاری ساده و باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزه‌های برگزاری جشن‌های نیمه‌ی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشت‌وکار خود برنامه‌ریزی کنند. در گذشته‌های دور به این جشن‌ها گاهنباری می‌گفتند.

❄️ پژوهشگران بر این باورند که جشن‌های گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری (تحریف) آیین‌های کهن، دو جشن را زدوده‌اند تا جشن‌های گاهنباری شش‌گانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساخته‌ی این موبدان هماهنگ شود. از سویی جشن‌ها را دارای ریشه‌ی دینی بنمایانند.

❄️ گروهی از پژوهشگران گفته‌اند که سال گاهنباری از هنگام دگرگونی (انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز می‌شد و پس از هفت پاره‌ی زمانی (سه پایان ورشیم و چهار میانه) به آغاز سال پسین می‌رسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر ورشیم‌ها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو به‌شمار می‌رفت.

❄️ اگر جشن میانه‌ی زمستان یکی از جشن‌های گاهنباری باشد، برجسته‌ترین آیین آن بخشش و دهش بود. زیرا انگیزه و آیین‌های جشن‌های گاهنباری یکی بودند. در سده‌های پس از آن هم مردمان استان‌ها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیین‌هایی، جشن میانه‌ی زمستان را زنده نگاه می‌داشتند. نواختن ساز و سر دادن آواز، پایکوبی، پختن و خوردن آش، نیایش و شب‌نشینی بخش‌هایی از آیین‌های گذشته‌های نه‌چندان دور بود.

❄️ شاید بتوان گفت جشن «پیرشالیار» در کردستان، جشن «میرما» در مازندران و اَپاختر (شمال) کوهستان‌های هندوکش (استان‌های تخار، بغلان و سمنگان)، جشن کوسه‌گلدی یا کوسه‌ناقالی و... که در این روزها برگزار می‌شوند به‌جا مانده از جشن میانه‌ی زمستان هستند. گفته شده نیمه‌ی زمستان در برخی گاهشمارهای بومی مانند گاهشمار‌ «وهار کردی» که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانه‌های آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار می‌رفت.


#جشن_های_ایرانی #جشن_میانه_زمستان #بهمنگان


📖📖 برگرفته از:
- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایرانیان «رضا مرادی غیاث‌آبادی»
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان «هاشم رضی»

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار


🦊 جشن‌های پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز می‌شود. آب‌پاشان و جشن روباه نام‌های دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاه‌شماری‌های کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان می‌رود که این جشن به بهانه‌ی پایان یخ‌زدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمه‌ها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانه‌ها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوباره‌ی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده می‌دانستند، برگزار می‌شد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشن‌های فروردین دارد ولی داستان‌های ناهمانندی نیز درباره‌اش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشن‌های باران‌خواهی بود که اکنون در استان‌های خشک کشور به شیوه‌های دیگری برگزار می‌شود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.

🦊 افسانه‌های «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنی‌اند:
- در روزگار کیانیان و در آستانه‌ی بهار روباهان بالداری پدیدار می‌شدند که آمدن آنان مایه‌ی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانه‌ی بهار را نیک می‌شمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی می‌کردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفته‌اند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار می‌شود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.

🦊 چند دیدگاه درباره‌ی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان هم‌ریشه با آبشار و نشانه‌ی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مک‌کنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری می‌دانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیده‌اند (معنی کرده‌اند).
- در «ریگ‌ودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را می‌گیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشته‌های بیرونی شاید نشانه‌ی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سروده‌ای از ناصرخسرو می‌گوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سروده‌ی «ابو نواس» در سده‌ی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!


🦊 آیین‌های جشن آبسالان:
بر پایه‌ی افسانه‌ها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آن‌ها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» می‌گفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، درباره‌ی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیش‌بینی می‌کردند. مردم و پادشاه در این روز به دشت‌ها می‌رفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کره‌خر پیشکش می‌کردند.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


#_جشن_های_ماهانه

⛈ #_جشن_بادبره و افسانه‌ی ایزد نیکوکار و ویرانگر


⛈ باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاک‌کننده بود. باد در زبان اوستایی «واتـَه» و سپس «وای» گفته می‌شد و ایزد باد از بزرگ‌ترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژه‌ای داشت. آن‌ها دریافته بودند که باد چه دگرگونی‌هایی در زیست‌بوم و کشت‌وکار پدید می‌آورد. به گمان «جشن بادبره» در بادروز از بهمن ماه برابر با بیست‌ودوم این ماه در ایران باستان برگزار می‌شد.

⛈ ایزد باد یکی از کهن‌ترین ایزدان هند و ایرانی است. در باور مردمان هندوایرانی جهان سه رده داشت: زمین، آسمان و هوا. نوشته‌اند که ایزد باد (وای/وایو) بر هوا و پهنه‌ی میان گنبد آسمان و روی زمین فرمان می‌راند. در نوشته‌های کهن ایرانی از او به نام اندورا به چم (معنی) تهی یاد شده است. در آیین‌های هندو او پیام‌آور خدایان است.

⛈ ایزد باد چهره‌ای دوگانه دارد. هم خوب بود و «وای وَه» یا «وای بِه» نام داشت و هم بد بود و سویه‌ی بد او «وای وَتـتـَر» یا «وای بد» نامیده می‌شد. زیرا باد از هر دو جهان نیک و بد می‌گذرد و دو رفتار زیان‌بار و سودرسان دارد. او نیکوکار است ولی می‌تواند با نیروی ویرانگر خود همه‌چیز و همه ‌کس را نابود سازد. او دو روی زندگی‌بخش و مرگ‌آفرین دارد. هم نخستین دمی است که زندگی با او آغاز می‌شود و هم واپسین دمی است که مرگ را با خود به همراه می‌آورد. در افسانه‌های هندی به وای بد ایندرا می‌گفتند که از دیوها و اهریمنان بود.

⛈ مردم خورآسان (شرق) ایران بزرگ، ایزد وای را آفریننده و نگهبان پل چینوت (صراط) می‌دانستند. او را پشتیبان و آرام‌بخش روان‌های درگذشته می‌دانستند و باور داشتند این ایزد روان‌های درگذشتگان را در سفرشان به آسمان همراهی می‌کند. وای در دگرگونی‌های زبانی بسیار به «واد» و «باد» دگرگون شد. ایزد وای در ویسپرد همراه آسمان و دریای فراخکرت که نماد جای تهی است ستوده شده است.

⛈ در افسانه‌ها ایزد وایو گردونه‌ای زرین دارد و خدایی نیرومند، فراخ‌سینه، جنگجویی سهمناک، دلیر، تیزرو و پیروز شونده با تن‌پوش ارغوانی است. او زمانی که جامه‌ی نبرد بر تن دارد با جنگ‌افزار زرین خود دشمنان را دنبال و اهریمن را نابود می‌کند و از آفرینش اورمزد پاسداری می‌کند. وایو نماد آسمانی ارتشتاران است.

⛈ گفتنی است افسانه‌های باستانی ایزدان، پرشمارند و پیچیده‌اند و در این یادداشت‌ها تنها به گوشه‌ای از آن می‌توان پرداخت.


#جشن_های_ایرانی #جشن_بادبره #بهمنگان #بادروز


📖 برداشت آزاد از:
- اسطوره‌شناسی ایزدان ایرانی «شروین وکیلی»
- دانشنامه‌ی ایرانیکا
- امردادنیوز
- رسانه اینترنتی باستان‌شناس

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🎑 جشن نوروز رودها و شادی روان شدن رودها


🌧 جشن «نورور رودان» یا «نوروز رودها» جشنی شاد برای لایروبی و پاک‌سازی رودخانه‌ها، کاریزها و چشمه‌ها در ایران بود.
هنگامی که برف‎ها آب شده و رودها روان می‌شدند ایرانیان به این بهانه به کنار رودخانه‎ها می‌رفتند و رودها را پاک‎سازی و آن‌ها را برای فرارسیدن بهار آماده می‌کردند و پس از پایان این کار به دست‎افشانی و پایکوبی می‎پرداختند. پس از بهسازی و لایروبی در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه (عطر) می‌ریختند و با این کار از رودها برای روان‌شدن دوباره‎شان سپاسگزاری می‌کردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا و شادی به پایان رسیدن سرمای سخت زمستان بود. #جشن_نوروز_رودها در فروردین‌روز از اسپندماه برابر با نوزدهم اسپند برگزار می‌شد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشن‏‌های ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیست‎بوم بود.

🌧 درباره‎ی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانه‏‌های ایرانی هوشنگ پیشدادی نخستین شهرساز با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یک‎جانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و آب بود. ازاین‌رو مردم در جشنی نمادین برای کشاورزی آماده می‌شدند و از پروردگار آب فراوان و گوارا و فرآورده‌ی کشاورزی پربار می‎خواستند.
بیرونی نوشته است: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن می‌گرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانه‌ها جاری می‌شد و گل‎ها شکوفه می‌کردند و فضا عطرافشان می‌شد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جوی‌های روان و چشمه‎سارها بوده می‌رفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب می‌ریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماء‌ورد و طیب‎ها در آن ریزند.»
با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده درباره‌اش سخن گفته است، می‌بایست فردید (منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز جای‌ها را آب زنند که این روز نام فرشته‌ای است که بر آب موکل است.»

🌧 تا چند دهه پیش از این جشن «بیل‌گردانی» در روستای نیمه‌وَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار می‌شد که جشن پایان لایروبی و آماده‌سازی زمین‎های کشاورزی و با آیین‎های شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزده‌بدر برگزار می‌شد. شیوه‎های دیگری از جشن‎های بجا مانده از #نوروز_رودها در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار می‌شود.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🧹🏡 #_خانه_تکانی_آیین_میزبانی_مردگان


خانه‌تکانی پیش از نوروز از آیین‌های چند هزارساله‌ی ایرانیان است که گفته می‌شود هم‌سال با آمدن آریاییان به این سرزمین است.
پیدایش خانه‌تکانی بر این باور استوار بود که ده روز مانده به نوروز، به گفته برخی دیگر پنج روز مانده به نوروز، فَرَوَهَر(روح) پاک درگذشتگان به خانه زمینی خود و کنار خانواده بازمی‌گردند تا به آنان سرکشی کنند. اگر خانه پاک باشد، آنان از خانواده خود خشنود خواهند شد و اگر خانه پاکیزه نباشد، دلخور و روی‌گردان می‌شوند. از این‌رو ایرانیان گَردِ فراورده‌های کشاورزی و خاکستر تنور را از خانه می‌تکاندند و خانه را آب و جارو می‌کردند.

آن دسته از کهن‌نگارانی که می‌گویند آیین خانه‌تکانی باید ده روز پیش از نوروز به پایان می‌رسید نوشته‌اند که از پیش از پنجه بزرگ که ۲۰ اسپند است خانه تکانی‌ها به پایان می‌رسید، ابزارهای کهنه دور ریخته می‌شد و ایرانیان زمین‌ها را شخم می‌‌زدند و برای گاهنبار پنجه آماده می‌شدند. گروهی هم نوشته‌اند که به باور باستانیان فروهر/فرورها در پنج روز پایانی سال به زمین فرود می‌آیند تا پنج روز در کنار زندگان باشند. اگر میان خویشان و بستگان خود شادمانی، آرامش و آشتی ببینند بی‌گمان با خوشنودی به جهان مردگان باز می‌گردند.

ایرانیان همانگونه که همراه با نو شدن جهان آفرینش گرد کهنگی را از خانه می‌زدودند و رخت تازه برتن می‌کردند، غبار پلیدی و دشمنی را نیز از کاشانه‌ی دل پاک می‌کردند تا نیاکان خود را شاد کنند. یکی از نشانه‌های به‌جا مانده از این باور اکنون در میان گروهی از زرتشتیان دیده می‌شود. آنان در واپسین شب سال برای پَسواز(بدرقه) فروهرها آتش می‌افروزند، نیایش ویژه‌ی این شب را به‌جا می‌آورند و آرزو می‌کنند که فروهرها از آن‌ها خشنود باشند. همچنین خواهان بازگشت آنان در سال آینده می‌شوند.
در فروردین یشت آمده است: «فَرَوَشی‌های نیکِ توانای پاکان را می ستاییم که در جشن آفرینش از جایگاه خود فرود آیند و در دَه شبانه‌روز پیاپی در اینجا برای آگاهی به‌سر برند.»


#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🔥 #_جشن_سوری_یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدی‌ها و بدشگونی‌های سال کهنه بود.


#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🔥 #_جشن_سوری_یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدی‌ها و بدشگونی‌های سال کهنه بود.

به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش می‌افروختند تا با آتش که پاک‌کننده است، بدی‌ها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سده‌های پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتش‌افروزی‌های پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیش‌آمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز می‌دانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژه‌ی خود را داشت.
🔥 «جشن سوری» به باور ایرانی‌تباران به هزاره‌های دور و یادکرد از فرَوَهَر درگذشتگان برمی‌گردد.

در جشن چهارشنبه‌سوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نماینده‌ی فروغ ایزدی نمی‌دانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.

امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانه‌ی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود می‌خوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»

🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایران‌شناسی #ابراهیم_پورداود



#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity