🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_ایرانی_مان
#جشن_شهریورگان🌻
جشن شهریورگان جشن نیکوکاری، جشن رادمنشی و آفرینش زمین:
نرمک نرمک میرویم تا از گرمای پر شور تابستانی دوری بگیریم و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم. کشاورزان بیشتر شهرهای ایران با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمیگنجند. هنگام گردآوری فرآوردههاست. اینک آنها دستاورد کشتهی خویش را به سر پنجهی گاوآهن درو میکنند و دلی بهر گردآوری بازده و خرمن میتپانند و دلی از برای کشتهی پاییزه در آخر شهریور. از اینروست که سدههاست شهریورگان برای ایرانیها بسی بایستهی جشن و شادمانی بودهاست.
شهریورگان از آن دسته جشنهای دوازدگانه سال در ایران باستان بودهاست. این جشن در گاهشماری ایرانی برابر است با روز چهارم شهریورماه.
واژه شهریور برگرفته از "خشَترَه وَئیریَه" اوستایی، به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است. خشتره به معنی کاری است که بر پیرامون اندیشه نیک بچرخد که به زبان سادهتر همان کردار نیک است. کردار نیک همگامی با هستی است.
امروزه گل ریحان را ویژه شهریور مینامند.
در همانسان شهریور نام یکی از امشاسپندان است که نماد پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است. این امشاسپند در جهان گیتایی، نگهبان ایوخشست یا توپال(:فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشتهی جوانمردی است.
ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن خوراک به تهیدستان و نیازمندان، نزد پادشاه میرفتند و این جشن را شادباش میگفتهاند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و پس از آن به شادی و پایکوبی میپرداختند.
امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان که بیشتر سال گرم است، شهریورگان بمانند یک نوروز دیگر را دارد. از اینروی چونان نوروز، خانوادههای ایرانی و همانا بیشتر زرتشتیها که آیین ایرانی را همچنان و بهگونه درست بجای میآورند به خانه تکانی میپردازند، ظرفهای فلزی را پاک و درخشان میکنند و دل و جان را چونان ظرفهای کهن مسی و رویین و برنزین را پرداخت و زدایش میدهند و آیینه وار آمادهی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز میشوند.
در گزشتههای دور، برای سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشتهایم. بهار و پاییز هم دو واژهی پس از آنهاست که شاید بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. تابستان، در زبان پهلوی نیز تاپیستان یا گرماستان بوده و در زبان اوستایی #هامین از ریشهی هَمَhama که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آن را هامین مینامند
چنانچه در زبان کردیِ اورامی هامِن و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی هاوین خوانده میشود.
جشن شهریورگان در متون قدیمی:
به نوشتهی ابوریحان بیرونی در رویهی٢٢١ برگردان نامهی آثارالباقیه جشن شهریورگان را آذر جشن یا جشن آتش نیز میخواندهاند. جشنهای آتش که امروز برجای مانده دربرگیرنده جشن سده و جشن سوری نیز میشدهاست. آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش میگویند هرآینه شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد شاهنامهی فردوسی داد.
بگمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهنترین نوشتار دینی جهان) بنیادیترین و ارزشمندترین آثار در زمینهی شناخت تاریخ ایران باستان هستند. آثاری که پشوانه آنها را امروزه کندوکاریهای باستان شناسی به اثبات میرساند که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست و ما را از نسکهاهای نه چندان راست و درستی چون تاریخ هرودوت و آنچه رویدادنویسان اروپایی نگاشتهاند بینیاز میکند.
در داستان #هوشنگ_شاه پیشدادی دومین پادشاه استورهای ایرانزمین پس از #گیومرس(گئومرتا، روان و جانِ میرا نخستین آدم آمدهاست):
هوشنگ نخستین مَرتوی(:انسان) روی زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت. پس از آن با ساختن جویها بر سر دریاها، آنها را به دشتها کشاند و کشاورزی را سبب شد. با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یکجانشینی و "شهرنشینی" دگرگون شد:
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سـرِ مایه کرد آهـنِ آبـگون
کزآن سنگ خارا کشیدش برون.
در شاهنامه این کارنامهی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دو جا از شهریور نام برده شدهاست یکی آنجا که #رستم به نزد #کیخسرو میرود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه میکند:
چو هرمزد بادت بدین جایگاه
چو بهمن نگهـبان فرخ کلاه
همه ساله، اردیبهشت هُژیر
نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر
به نام بـزرگی و فر و هـنر.
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جشن_های_ایرانی_مان
#جشن_شهریورگان🌻
جشن شهریورگان جشن نیکوکاری، جشن رادمنشی و آفرینش زمین:
نرمک نرمک میرویم تا از گرمای پر شور تابستانی دوری بگیریم و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم. کشاورزان بیشتر شهرهای ایران با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمیگنجند. هنگام گردآوری فرآوردههاست. اینک آنها دستاورد کشتهی خویش را به سر پنجهی گاوآهن درو میکنند و دلی بهر گردآوری بازده و خرمن میتپانند و دلی از برای کشتهی پاییزه در آخر شهریور. از اینروست که سدههاست شهریورگان برای ایرانیها بسی بایستهی جشن و شادمانی بودهاست.
شهریورگان از آن دسته جشنهای دوازدگانه سال در ایران باستان بودهاست. این جشن در گاهشماری ایرانی برابر است با روز چهارم شهریورماه.
واژه شهریور برگرفته از "خشَترَه وَئیریَه" اوستایی، به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است. خشتره به معنی کاری است که بر پیرامون اندیشه نیک بچرخد که به زبان سادهتر همان کردار نیک است. کردار نیک همگامی با هستی است.
امروزه گل ریحان را ویژه شهریور مینامند.
در همانسان شهریور نام یکی از امشاسپندان است که نماد پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است. این امشاسپند در جهان گیتایی، نگهبان ایوخشست یا توپال(:فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشتهی جوانمردی است.
ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن خوراک به تهیدستان و نیازمندان، نزد پادشاه میرفتند و این جشن را شادباش میگفتهاند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و پس از آن به شادی و پایکوبی میپرداختند.
امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان که بیشتر سال گرم است، شهریورگان بمانند یک نوروز دیگر را دارد. از اینروی چونان نوروز، خانوادههای ایرانی و همانا بیشتر زرتشتیها که آیین ایرانی را همچنان و بهگونه درست بجای میآورند به خانه تکانی میپردازند، ظرفهای فلزی را پاک و درخشان میکنند و دل و جان را چونان ظرفهای کهن مسی و رویین و برنزین را پرداخت و زدایش میدهند و آیینه وار آمادهی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز میشوند.
در گزشتههای دور، برای سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشتهایم. بهار و پاییز هم دو واژهی پس از آنهاست که شاید بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. تابستان، در زبان پهلوی نیز تاپیستان یا گرماستان بوده و در زبان اوستایی #هامین از ریشهی هَمَhama که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آن را هامین مینامند
چنانچه در زبان کردیِ اورامی هامِن و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی هاوین خوانده میشود.
جشن شهریورگان در متون قدیمی:
به نوشتهی ابوریحان بیرونی در رویهی٢٢١ برگردان نامهی آثارالباقیه جشن شهریورگان را آذر جشن یا جشن آتش نیز میخواندهاند. جشنهای آتش که امروز برجای مانده دربرگیرنده جشن سده و جشن سوری نیز میشدهاست. آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش میگویند هرآینه شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد شاهنامهی فردوسی داد.
بگمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهنترین نوشتار دینی جهان) بنیادیترین و ارزشمندترین آثار در زمینهی شناخت تاریخ ایران باستان هستند. آثاری که پشوانه آنها را امروزه کندوکاریهای باستان شناسی به اثبات میرساند که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست و ما را از نسکهاهای نه چندان راست و درستی چون تاریخ هرودوت و آنچه رویدادنویسان اروپایی نگاشتهاند بینیاز میکند.
در داستان #هوشنگ_شاه پیشدادی دومین پادشاه استورهای ایرانزمین پس از #گیومرس(گئومرتا، روان و جانِ میرا نخستین آدم آمدهاست):
هوشنگ نخستین مَرتوی(:انسان) روی زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشهی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت. پس از آن با ساختن جویها بر سر دریاها، آنها را به دشتها کشاند و کشاورزی را سبب شد. با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یکجانشینی و "شهرنشینی" دگرگون شد:
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سـرِ مایه کرد آهـنِ آبـگون
کزآن سنگ خارا کشیدش برون.
در شاهنامه این کارنامهی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دو جا از شهریور نام برده شدهاست یکی آنجا که #رستم به نزد #کیخسرو میرود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه میکند:
چو هرمزد بادت بدین جایگاه
چو بهمن نگهـبان فرخ کلاه
همه ساله، اردیبهشت هُژیر
نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر
به نام بـزرگی و فر و هـنر.