🔴#میراث_سرزمینم
کهن ترین نگاره "رستم و رخش" در نقاشی های #پنجکنت؛ پنج قرن پیش از سرایش #شاهنامه فردوسی!
/عکس از@dr_khatibi_abolfazl/


پَنجَکِنت(Panjakent)پنجکند یا پنجه‌کند، نام اصلی آن «پنج کند» به معنای پنج شهر است که پیش از آن «پنج‌ده» بود.
بخشی است در ولایت #سغد، باختر جمهوری #تاجیکستان.

پدر #شعر_پارسی، #رودکی از آنجا بود.
بیشتر مردم پنجه‌کند تاجیک‌اند، و شماری ازبک هستند.

ویژگی بارز این شهر، آثار هنری یافت‌شده در آن است؛ نقاشی‌های دیواری، چوب‌های کنده‌کاری و مجسمه‌های گِلی از دل تاریخ

در آثار هنری کشف‌شده در پنجکنت، نقاشی در جایگاه نخست است. در این شهر بیش از پنجاه مکان از زیر خاک بیرون آمده که دیوارهایشان انباشته از نقاشی‌هایی گوناگون بوده‌است در چهار گروه«مذهبی»،«حماسی»،«عامیانه»،«زندگی روزمره». نقاشی‌های حماسی، نگاره قهرمانان شاهنامه مانند #رستم، #سیاوش، #گردآفرید و... بود

این نقاشی‌ها در ساختمان‌ پرستشگاه‌ها و خانه های مردم یافت شدند ک با رنگ های گیاهی کشیده شده بودند؛ رنگ قرمز از مواد آهنی، زرد از اُخرا، آبی از لاجورد، سفید از گچ و خاک رس، سیاه از زغال، فسفری از زرنیخ و شنگرف

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم

#رستم_شهزادی

کوشش برای تغییر رنگ پرچم ایران توسط انقلابیون. افراطی...

در ۲۰ آبان ۱۳۵۸ مجلس خبرگان انقلابی
کوشید رنگ پرچم ایران را تغییر دهد.

خواست نمایندگان حاضر در این مجلس آن بود که پرچم سه رنگ ایران فراموش
شود و تا حدودی به تقلید از پاکستان، پرچمی سبز با علامت الله در میانه‌اش، پرچم جدید کشور ایران شود.

کسی که از این خبط تاریخی جلوگیری کرد موبد "رستم شهزادی" نماینده زرتشتیان ایران بود که درست پیش از رای گیری نهایی، از پرچم سه رنگ کشور دفاع جانانه‌ای کرد و کوشید که در آن فضای مذهبی با ربط دادن سه رنگ پرچم ایران به عقاید مذهبی شیعیان مانع از این تغییر شود...

در نهایت سخنان موبد رستم شهزادی تاثیر خود را گذاشت، رای گیری انجام شد و سه رنگ پرچم ایران با ۵۹ رای موافق، ۲ ممتنع و بدون مخالف به تصویب رسید.

بدین ترتیب نمایندگان خبره انقلاب ، پس از حذف نماد ملی شیر و خورشید، پذیرفتند که حداقل کاری به کار رنگهای پرچم ایران نداشته باشند.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

#مهربانو_درشاهنامه

از مجموعه سیمای زن در شعر #پارسی
Written in persian

این مطلب بیشتر برای کسانی هست که شاهکار فردوسی و خود او را زن ستیز می دانند.

مطلب را با این بیت از شاهنامه آغاز می‌کنم:

چو فرزند را باشد آیین و فر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.

(یعنی که فرزند اگر دارای بزرگی و بزگ منشی باشد فرقی نمیکند که دختر باشد یا پسر)

شاید همین یک بیت برای این گروه کافی باشد اما ادامه می‌دهم. #فردوسی از زبان خودش در وصف تهمینه چنین می‌گوید:

روانش خِرَد بود و تن جان ِ پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک.

(یعنی که این بانو چنان پاک و والا و اندیشمند بود، انگار که از خاک آفریده نشده است)

در وصف همسرش در داستان #بیژن و #منیژه چنین می‌گوید:
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای.

خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ.

مرا گفت شمعت چه باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی‌

بدو گفتم ای بت، نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب.

دوباره از زبان خود در وصف #گردآفرید می‌گوید:

زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار

کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید.

فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد.

و این تعاریف و توصیفات همچنان درباره #گردآفرید از زبان #فردوسی در همه داستان ادامه دارد.

و یا در داستان #سیاوش، پیران به #افراسیاب هشدار می‌دهد که مراقب ایرانیان باشد چون اگر حمله کند، زنان ایران هم چون شیر خواهند شد و افراسیاب را داغدیده خواهند کرد و در توران احدی زنده نخواهد ماند:

که گر گیو و خسرو به ایران شوند
زنان اندر ایران چو شیران شوند

نماند برین بوم و بر خاک و آب
وزین ، داغ دل گردد افراسیاب.

و یا در گفتاری، #گیو با #فرنگیس چنین محترمانه با #فرنگیس سخن می‌گوید:

بدو گفت: گیو، ای مه بانوان
چرا رنجه کردی بدینسان روان؟

در داستان #رستم و #اسفندیار، داستان از آنجا آغاز می‌شود که #اسفندیار شبی مست به خانه می‌آید و به مادرش می‌گوید که برای تصاحب تاج و تخت از پدرش، می‌خواهد به جنگ با #رستم برود.
#کتایون او را پند و اندرز می‌دهد و تلاش می‌کند که او را از این تصمیم باز دارد، اما #اسفنديار مست در پاسخ مادر چنین می‌گوید:

که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی

مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن

این ابیات را ایران ستیزان، عَلم کرده و می‌گویند این نظر فردوسی است به زن.
نه جانم. این نظر فردوسی نیست. نظر
اسفنديار است به زنان.
اتفاقن در همین داستان، فردوسی از زبان خود، خرد و دانایی #کتایون را آفرین می‌گوید و با او در مرگ فرزندش، سوگواری می‌کند.
داستان نشان می‌دهد که پند و اندرز #مادر به #اسفنديار درست بوده است و اسفندیار اشتباه میکرده است.
در واقع همه ابیاتی که این افراد به عنوان زن ستیزی، مثال می‌آورند، همه تک به تک داستانی با خود دارند که از زبان شخصیت‌ها گفته شده برای شرح ماجرا.
این داستان‌ها را باید خواند تا به حقیقت داستان پی برد.

شاهنامه داستان زندگی آدم‌‌هاست. شرح زنان خوب و زنان بد، شرح مردان خوب و مردان بد. شرح خصایص خوب و بد آدم‌ها.
در شاهنامه همانگونه که مرد خوب داریم، مرد بد هم داریم. آدم‌ها در شاهنامه گاهی خوب هستند و گاهی بد. نمونه آنها در زنان یکی #سودابه است و در مردان #رستم.
#سودابه زمانی خوب است و زمانی دیگر بد و فریبکار. #رستم هم همین‌گونه.
و نکته شگفت اینکه #سودابه به دست #رستم کشته می‌شود و #رستم به دست برادرش و خیانت برادرش.
در شاهنامه برادر #رستم، #شغاد از حقیرترین انسان‌هاست.

سخن درباره نقش زن در شاهنامه بسیار است و ما به همین بسنده می‌کنیم. بهتر است شما نیز شاهنامه را بخوانید.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#جشن‌_های_ایرانی_‌مان

#جشن_شهریورگان🌻

جشن شهریورگان جشن نیکوکاری، جشن رادمنشی و آفرینش زمین:

نرمک نرمک می‌رویم تا از گرمای پر شور تابستانی دوری بگیریم و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم. کشاورزان بیشتر شهرهای ایران با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمی‌گنجند. هنگام گردآوری فرآورده‌هاست. اینک آنها دستاورد کشته‌ی خویش را به سر پنجه‌ی گاوآهن درو می‌کنند و دلی بهر گردآوری بازده و خرمن می‌تپانند و دلی از برای کشته‌ی پاییزه در آخر شهریور. از اینروست که سده‌هاست شهریورگان برای ایرانی‌ها بسی بایسته‌ی جشن و شادمانی بوده‌است.
شهریورگان از آن دسته جشن‌های دوازدگانه سال در ایران باستان بوده‌است. این جشن در گاه‌شماری ایرانی برابر است با روز چهارم شهریورماه.
واژه شهریور برگرفته از "خشَترَه وَئیریَه" اوستایی، به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است. خشتره به معنی کاری است که بر پیرامون اندیشه نیک بچرخد که به زبان ساده‌تر همان کردار نیک است. کردار نیک همگامی با هستی است.
امروزه گل ریحان را ویژه شهریور می‌نامند.
در همان‌سان شهریور نام یکی از امشاسپندان است که نماد پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است. این امشاسپند در جهان گیتایی، نگهبان ایوخشست یا توپال(:فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشته‌ی جوانمردی است.
ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن خوراک به تهیدستان و نیازمندان، نزد پادشاه میرفتند و این جشن را شادباش می‌گفته‌اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می‌پرداختند.
امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم چون یزد و کرمان که بیشتر سال گرم است، شهریورگان بمانند یک نوروز دیگر را دارد. از این‌روی چونان نوروز، خانواده‌های ایرانی و همانا بیشتر زرتشتی‌ها که آیین ایرانی را همچنان و به‌گونه درست بجای می‌آورند به خانه تکانی می‌پردازند، ظرف‌های فلزی را پاک و درخشان می‌کنند و دل و جان را چونان ظرف‌های کهن مسی و رویین و برنزین را پرداخت و زدایش می‌دهند و آیینه وار آماده‌ی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز می‌شوند.
در گزشته‌های دور، برای سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشته‌ایم. بهار و پاییز هم دو واژه‌ی پس از آنهاست که شاید بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. تابستان، در زبان پهلوی نیز تاپیستان یا گرماستان بوده و در زبان اوستایی #هامین از ریشه‌ی هَمَhama که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آن را هامین می‌نامند
چنانچه در زبان کردیِ اورامی هامِن و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی هاوین خوانده می‌شود.

جشن شهریورگان در متون قدیمی:
به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی در رویه‌ی٢٢١ برگردان نامه‌ی آثارالباقیه جشن شهریورگان را آذر جشن یا جشن آتش نیز می‌خوانده‌اند. جشن‌های آتش که امروز برجای مانده دربرگیرنده جشن سده و جشن سوری نیز می‌شده‌است. آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می‌گویند هرآینه شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد شاهنامه‌ی فردوسی داد.
بگمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهن‌ترین نوشتار دینی جهان) بنیادی‌ترین و ارزشمندترین آثار در زمینه‌ی شناخت تاریخ ایران باستان هستند. آثاری که پشوانه آنها را امروزه کندوکاری‌های باستان شناسی به اثبات می‌رساند که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست و ما را از نسک‌هاهای نه چندان راست و درستی چون تاریخ هرودوت و آنچه رویدادنویسان اروپایی نگاشته‌اند بی‌نیاز می‌کند.
در داستان #هوشنگ_شاه پیشدادی دومین پادشاه استوره‌ای ایران‌زمین پس از #گیومرس(گئومرتا، روان و جانِ میرا نخستین آدم آمده‌است):
هوشنگ نخستین مَرتوی(:انسان) روی زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت. پس از آن با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها، آنها را به دشت‌ها کشاند و کشاورزی را سبب شد. با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یک‌جانشینی و "شهرنشینی" دگرگون شد:
نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
سـرِ مایه کرد آهـنِ آبـگون
کزآن سنگ خارا کشیدش برون.

در شاهنامه این کارنامه‌ی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دو جا از شهریور نام برده شده‌است یکی آنجا که #رستم به نزد #کیخسرو می‌رود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه می‌کند:
چو هرمزد بادت بدین جایگاه
چو بهمن نگهـبان فرخ کلاه
همه ساله، اردیبهشت هُژیر
نگهبان تو با هُش و رای پیر
چو شهریورت باد پیروزگر
به‌ نام بـزرگی و فر و هـنر.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جشن_شهریورگان🌻

بشد شهریور و شد شهریاری پیشه خوبان

به آبادانی شهری بکوشیم و به آبادانی ایران

چو ماه و روز شد شهریور در این سامان

جَشن خواندند و جشنی با شکوه در بیشه شیران

بنامیدند شهریور جهان این روز جاویدان

بزرگانِ سخن، خوبانِ با ایمان

نکو اندیشی و گفتار و کردار این سه پند دین

رهایی بخش باشد جان و تن این گفته دیرین

به آبادانی دنیا بیندیشیم و آبادانی ایران

بگوشیم و بیابیم ما بهشت پاک جاویدان

خرد را پیشه سازیم جمله بهدینان

بیاموزیم دانش‌ها ز دانش نامه دوران

به شهریور گهان سوگند ای دانای با ایمان

که ماند فر و فرهنگ وطن همواره جاویدان

✍️ #رستم_خسرویان(رخسار)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جشن_اردیبهشت‌گان🌺


نماد #جشن_اردیبهشت‌گان‌ #گل_مرزنگوش است.🌺


بهشت است گیتی ز اردیبهشت
حلال آمد ای مه، می اندر بهشت
به شادی نشین هین و می خواه مِی
که بی مِی نشستنت زشت است زشت.

اردیبهشت روز است، ای ماه دلستان
امروز چون بهشت برین است بوستان
زان باده که خرم ازو گشت عیش و عمر
زان باده که گردد ازو تازه طبع و جان.
✍️ #مسعود_سعدسلمان


درافکند ای صنم، ابر بهشتی
به گیتی خلعت اردیبهشتی.
✍️ #دقیقی_توسی


چو تو با من سخن گویی به شادی
چو مرزنگوش گردم سر به‌ سر گوش.
✍️ #ظهیر_فاریابی


چو زلف خوبان در جوی‌هایش مرزنگوش
چو خط خوبان بر مرزهایش سیسن‌بر.
✍️ #فرخی_سیستانی


ای کریمی که از سخاوت تو
روید از سنگ خاره مرزنگوش.
✍️ #انوری_ابیوردی


چو ماه است و روز هر دو اردیبهشت
به اردیبهشت‌گان درودی فرست.
✍️ #رستم_خسروانی

روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت، برابر با دوم اردیبهشت جشن اردیبهشت‌گان نام دارد.
اردیبهشت از واژه اوستایی #اشا_وهیشتا گرفته شده است که به معنی پاکی و اشویی می‌باشد.
ایرانیان باستان در این روز لباس سپید بر تن می‌کردند که نماد پاکی بوده‌است به نیایشگاه رفته و اهورامزدا را ستایش می‌کردند.
اکنون نیز زرتشتیان به باور ترادادی(:سنتی) خویش در جشن اردیبهشت‌گان به آتشکده و آدریان میروند و رو به‌سوی روشنایی می‌ایستند و با سرایش اردیبهشت یشت، اهورامزدا(خداوند جان و خرد) را ستایش می‌کنند.
اردیبهشت یشت یکی از بخش‌های خُرده اوستاست که برگردان بخشی از آن چنین است:
می‌ستایم اردیبهشت امشاسپند را،
که ستایش همه امشاسپندان است.
که اهورامزدا آن را پاسداری میکند
با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک
و جای آن در سرای روشن اهوراست.
سرای روشنی که جای پاکان و راستان است و هیچ دروندی(دروغگویان) را بدان راه نیست
اردیبهشت امشاسپند می‌راند، همه‌ی بد اندیشان و جاودانان و پریان را.

📗برگرفته از نَسک #یادگار_دیرین نوشته موبد #کوروش_نیکنام، پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران باستان
در اردیبهشت ماه و اردیبهشت
نگارنده‌ای نیک، این نوشت

چو ماه است و روز هر دو اردیبهشت
به اردیبهشت‌گان درودی فرست

بباید به همراه خوبان شدن
نکویی ز نیکان بیاموختن

بهاری چنین نیک آراستن
در اردیبهشت‌گان چنین خواستن

تو نوری تو پاکی تو پاینده‌ای
به گرمی فضا را فزاینده‌ای

در این ماه آتش رسید از بهشت
چنین گفته‌ای کس ز ایزد نوشت

در اردیبهشت این چنین داده داد
ز نور اهورا دلم گشته شاد
✍️ #رستم_خسرویان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#صرفآ_جهت_اطلاع

آیا #شهربانوی ایرانی زن امام‌حسین‌عرب(تازی) بوده‌ است؟

بنابر روایات شیعیان، نام مادر علی‌ابن‌حسین شهربانویه یا شاه‌زنان بوده ‌است. اما برخی دیگر می‌گویند که او خودش را به رود فرات انداخت. چنانچه عده دیگری می‌گویند او جز بازماندگان جنگ کربلا بود.

«امیر معزی»، اسلام‌شناس که تخصصش هم بر مذهب شیعه‌ است نوشته‌اند:
هیچ یک از تاریخ‌نگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداخته‌اند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسین‌ابن‌علی اشاره نکرده‌اند. ضمن اینکه ابن‌سعد و ابن‌قتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علی‌ابن‌حسین را بَرده‌ای از اهالی ناحیه سند معرفی کرده‌اند.

«ویلفرد مادلونگ»، اسلام‌شناس آلمانی، هم هویت تاریخی شاهدخت شهربانو را رد کرده و آن را افسانه می‌داند.

«ایتان کولبرگ» خاورشناس معاصر و شیعه‌شناس هم ادعای شیعیان درباره شخصیت تاریخی شهربانو را رد کرده و می‌نویسد که: نام مادر علی‌ابن‌حسین، بَرَه‌جَیدا یا ام‌ولدی از ناحیه سند یا سجستان بوده‌ است.

«دهخدا» نیز می‌نویسند: پژوهش‌ها نشان داده ‌است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری به‌نام شهربانو نبوده ‌است. داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده‌ است.

«جعفر شهیدی»، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات پارسی، فقه و تاریخ اسلام در کتاب زندگانی علی‌ابن‌الحسین با دلایل و ادله‌های تاریخی ماجرای شهربانو را رد می‌کند.

«دکتر #کورش نیکنام»، موبد، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان می‌نویسند:
در تاریخ نیامده ‌است که یزدگرد دخترانی بزرگ داشته باشد. هنگامی‌که اعراب به ایران یورش آوردند، پس از غزوه‌ها و نبردهای گوناگون قادسیه و نهاوند سرانجام با کشته شدن سرداران دلیر ایرانی مانند #رستم_فرخزاد و پیروزی سعدابن‌وقاص، حکومت ساسانی نیز برچیده شد و یزگرد سوم متواری شد. پس از آن چندین‌ بار اعراب ایرانیان را مورد آزار و اذیت قرار داند، غنیمت‌های با ارزش جنگی از جمله زنان، دختران و پسران جوان را اسیر کرده و در بازار بَرده‌فروشی کوفه مکه و مدینه و شهرهای دیگر به عنوان کنیر و غلام می‌فروختند. در گزارش‌هایی آمده‌ است که دختران و زنان خانواده بزرگان ایرانی را به بازار بَرده‌فروشی برده و به بزرگان و سرداران سپاه اسلام و خاندان دینی اعراب می‌بخشیدند. اما اینکه شهربانو دختر یزدگرد، پادشاه ساسانی بوده باشد در جایی نام برده نشده‌ است. نیایشگاه‌هایی در ایران و دامنه کوه‌ها رو به خاور ایران وجود دارد که احتمال دارد نیایشگاه مهر و ناهید در فرهنگ گذشته بوده‌ است و پس از ساسانیان برای اینکه همچنان اعتبار و سپنتایی داشته باشند. بگونه امامزاده‌ها درآمدند و یا به عنوان نیایشگاه، به افراد مقدس اعراب تازه وارد منسوب گردیدند تا از ویرانی و آسیب احتمالی در امان باشند. نیایشگاه پیر بی‌بی‌شهربانو در جنوب تهران و در دامنه کوهی در شهر ری قرار دارد که همانند نیایشگاه‌های سنتی زرتشتیان در کوه‌های استان یزد که پیر پارس بانو، پیر سبز، پیر نارکی و پیرهای دیگر نام دارند و یا در اورامانات کرمانشاه به‌نام پیر شالیار باقی‌مانده ‌است همگی یادآور واژه "پیر" بوده که این واژه آخرین مرحله در عرفان آیین مهر ایرانی بوده و بی‌گمان مربوط به فرهنگ آیین مهری است.

#تبری، مورخ، فیلسوف و نویسنده کتاب معتبر "تاریخ طبری" است و به پدر تاریخ نامور است درباره زنی به‌نام شهربانو که زن امام‌حسین‌عرب بوده باشد نامی نبرده ‌است و می‌نویسید: یزدگرد در هنگام مرگ تنها ۲۸سال داشت. اما برخی دیگر نوشته‌اند که یزدگرد در هنگام مرگ ۳۶ سال داشته شده ‌است.

کسانی هم که این داستان را بکلی رد کرده‌اند:
زنده‌ یاد «سعید نفیسی»، «ادوارد براون»، «کریستین سن»، «آیت‌اله‌ مطهری»، «علی شریعتی و... هستند.

به‌ هرروی آنچه آشکار است اینکه یزدگرد دختری به‌نام شهربانو نداشته است و این داستان ساخته و پرداخته آخوندهای شیعه است تا به تازشگران به ایران‌زمین بها بدهند و مردم ایران را در دشمن‌پرستی و عرب‌پرستی نگه دارند تا خود مردم ساده را بچاپند و چه‌بسا حکومت کنند.
آری،
این داستان ساخته‌ی تعصبات مذهبی و فریبکاران سیاسی‌اند و از این دست روایت‌های دروغین در میان مسلمانان فراوان است و با انگیزه‌های ویژه‌ای ساخته و گسترش یافته‌اند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity