#نجوا
سراینده : #شهیار_قنبری
خواننده : #فرهاد
آهنگساز : #اسفندیار_منفردزاده
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
سراینده : #شهیار_قنبری
خواننده : #فرهاد
آهنگساز : #اسفندیار_منفردزاده
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اسفندیار_منفردزاده_و_موسیقی_نوآورانه
نوگرایی ای که در کارِ تصنیف سازی، در دهه ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی بوجود آمده بود، تنوع چشمگیری در موسیقی سنتی ایران ایجاد کرده بود. در واقع نقشِ رابط را میانِ تصنیف های قدیمی تر و ترانه های نوینی که، در سالهای پایانی دهه ۴۰ پا در میدان نهاده بودند، ایفا کرده است. این ترانه های نو، اگرچه رابطه ی خود را، بطور کامل با موسیقی سنتی قطع نکرده بودند، اما در تنظیم و اجرا، زیر تاثیر موسیقی تازه سر برآورده ی پاپ در مغرب زمین، راه و شیوه ای ویژه برگزید، که به خصوص مورد قبول و توجه ی نسلِ جوان تر قرار گرفته بود.
ترانه های نو، طبیعتاً، نیاز به آهنگ سازان و شاعرانی داشت که از نسلِ جوان باشند و سازگار با نیازِ زمانه بیاندیشد.
زمان درازی نگذشت که موسیقی تازه و نوی جوانِ زمانه، تیمارکنندگانِ خود را یافت. در زیرزمینِ ساختمانِ خانه ای در خیابانِ ثریا یعنی در سال ۱۳۴۸ قرارگاهی برای آهنگ سازان و متن نویسان جوان بوجود آورد که نام استودیوی طنین را بر خود نهاده بود. این قرارگاه بخصوص از این بابت برای نوآوران ترانه اهمیت داشت که دستگاههای رسمی ضبط و پخش ترانه یکسره در اختیار و انحصار ترانه پردازان سنتی بود و آنها نیز راه را به روی نوآوران می بستند. استودیو طنین اما می توانست خود ترانه های نو را البته با دشواری های بسیار بسازد و پخش کند. در این میان آهنگ سازان جوان و نواندیشی نیز دست به کار شدند و در کوتاه مدت رپرتواری گسترده ای از آهنگ های نو پدید آوردند که بخصوص در میان جوانان، مخاطبان بسیار پیدا کرد.
یکی از آن جوانان، جنابِ "اسفندیار منفردزاده" است که با آهنگ های درخشانِ خود، حقی بزرگ بر گردنِ شهرت یافتگانِ موسیقی پاپ دارد. وی در سال ۱۳۲۰ در تهران چشم به جهان گشوده و تحصیلات موسیقیِ خود را در نخستین دوره ی برقراری رشته موسیقی در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذرانده و سپس ره سپارِ آلمان شده و در مونیخ و برلین به تحصیلات خود ادامه داده است. "منفردزاده" از شانزده سالگی به اجرای موسیقی در رادیو ایران پرداخته است. ابتدا در برنامه ی "صبحی مهتدی" و یکسال بعد در برنامه ی جوانان فعالیت کرده اما کار حرفه ای و مستمر را از سال ۱۳۴۷ پس از پایان تحصیلات در زمینه موسیقیِ فیلم آغاز کرده است. نخستین موسیقی را که در زندگی موسیقایی و هنری او نقطه ی عطفی به شمار می رود در همان سال ۱۳۴۷ برای فیلم معروفِ «قیصر»، ساخته ی "مسعود کیمیایی" نوشته و خود تنظیم و اجرا کرده و همین موسیقی برای وی جایزه ی سپاس را به ارمغان آورده است. موفقیت او در آفریدنِ موسیقیِ فیلمِ «قیصر» سبب شده بود که علاوه بر "کیمیایی"، فیلم سازانِ دیگری نیز او را به همکاری دعوت کنند.
فیلم های معروفِ دیگری که بخشی از شهرتِ خود را به موسیقی منفردزاده بدهکارند، عبارتند از : «گوزنها»، «طوقی»، «رضاموتوری»، «داش آکل»، «پنجره»، «بلوچ»، «تپلی»، و «خداحافظ رفیق». "اسفندیار منفردزاده" در سالهای پس از انقلاب، در بیرون ازکشور نیز، برای چند فیلم، موسیقی نوشته که مهم ترین آنها «میهمانان هتل آستوریا» ساخته ی "رضا علامه زاده" است. با آنکه موسیقیِ فیلم بخشِ زیادی برای کارهای دیگر باقی نمی گذاشت اما وی از سال ۱۳۴۸ به گروه ترانه پردازان طنین نیز پیوست و ترانه های اندک اما درخشانی ساخت که با صدای برجسته ترین خوانندگان مانند "گوگوش"، "فرهاد" و "داریوش" به اجرا درآمده است و جاذبه های ماندگاری در خود دارد.
او پیدایشِ موسیقیِ پاپ را در ایران، امری منطقی و طبیعی تلقی می کند. موسیقی ویژه ای که با زبانِ زمانه، سازگاری داشته و همان چیزی را که جوانان کم داشته اند، یعنی جنبش و شور و نشاط را به آنها می دهد. ترانه ی پاپ پایبند چیزی به نامِ اصالت نیست و از تصنیف سنتی از این بابت فاصله می گیرد، هرچند که گاه، رگه هایی از مایه های موسیقی سنتی را می توان در آن پیدا کرد. اختلاف در میانِ انواع موسیقی و ترانه های پاپ نیز، امری طبیعی ست، حال آنکه بسیاری آن را قبول ندارند.
در این خصوص "اسفندیار منفردزاده" می گوید:
«ترانه های سنتی ایران، ترانه هایی هستند که ابزار اجرایشان نیز سازهای سنتی ایران هستند و بر بسترِ موسیقی سنتی ایران و تحت تاثیر متعصبین این نوع از موسیقی بسیار منطبق بر گوشه ها و ردیف های دستگاهی کلاسیک موسیقی ایران ساخته می شود و کاملاً با موسیقی پاپِ متداول در ایران متفاوت است. اما گاهی...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اسفندیار_منفردزاده_و_موسیقی_نوآورانه
نوگرایی ای که در کارِ تصنیف سازی، در دهه ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی بوجود آمده بود، تنوع چشمگیری در موسیقی سنتی ایران ایجاد کرده بود. در واقع نقشِ رابط را میانِ تصنیف های قدیمی تر و ترانه های نوینی که، در سالهای پایانی دهه ۴۰ پا در میدان نهاده بودند، ایفا کرده است. این ترانه های نو، اگرچه رابطه ی خود را، بطور کامل با موسیقی سنتی قطع نکرده بودند، اما در تنظیم و اجرا، زیر تاثیر موسیقی تازه سر برآورده ی پاپ در مغرب زمین، راه و شیوه ای ویژه برگزید، که به خصوص مورد قبول و توجه ی نسلِ جوان تر قرار گرفته بود.
ترانه های نو، طبیعتاً، نیاز به آهنگ سازان و شاعرانی داشت که از نسلِ جوان باشند و سازگار با نیازِ زمانه بیاندیشد.
زمان درازی نگذشت که موسیقی تازه و نوی جوانِ زمانه، تیمارکنندگانِ خود را یافت. در زیرزمینِ ساختمانِ خانه ای در خیابانِ ثریا یعنی در سال ۱۳۴۸ قرارگاهی برای آهنگ سازان و متن نویسان جوان بوجود آورد که نام استودیوی طنین را بر خود نهاده بود. این قرارگاه بخصوص از این بابت برای نوآوران ترانه اهمیت داشت که دستگاههای رسمی ضبط و پخش ترانه یکسره در اختیار و انحصار ترانه پردازان سنتی بود و آنها نیز راه را به روی نوآوران می بستند. استودیو طنین اما می توانست خود ترانه های نو را البته با دشواری های بسیار بسازد و پخش کند. در این میان آهنگ سازان جوان و نواندیشی نیز دست به کار شدند و در کوتاه مدت رپرتواری گسترده ای از آهنگ های نو پدید آوردند که بخصوص در میان جوانان، مخاطبان بسیار پیدا کرد.
یکی از آن جوانان، جنابِ "اسفندیار منفردزاده" است که با آهنگ های درخشانِ خود، حقی بزرگ بر گردنِ شهرت یافتگانِ موسیقی پاپ دارد. وی در سال ۱۳۲۰ در تهران چشم به جهان گشوده و تحصیلات موسیقیِ خود را در نخستین دوره ی برقراری رشته موسیقی در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذرانده و سپس ره سپارِ آلمان شده و در مونیخ و برلین به تحصیلات خود ادامه داده است. "منفردزاده" از شانزده سالگی به اجرای موسیقی در رادیو ایران پرداخته است. ابتدا در برنامه ی "صبحی مهتدی" و یکسال بعد در برنامه ی جوانان فعالیت کرده اما کار حرفه ای و مستمر را از سال ۱۳۴۷ پس از پایان تحصیلات در زمینه موسیقیِ فیلم آغاز کرده است. نخستین موسیقی را که در زندگی موسیقایی و هنری او نقطه ی عطفی به شمار می رود در همان سال ۱۳۴۷ برای فیلم معروفِ «قیصر»، ساخته ی "مسعود کیمیایی" نوشته و خود تنظیم و اجرا کرده و همین موسیقی برای وی جایزه ی سپاس را به ارمغان آورده است. موفقیت او در آفریدنِ موسیقیِ فیلمِ «قیصر» سبب شده بود که علاوه بر "کیمیایی"، فیلم سازانِ دیگری نیز او را به همکاری دعوت کنند.
فیلم های معروفِ دیگری که بخشی از شهرتِ خود را به موسیقی منفردزاده بدهکارند، عبارتند از : «گوزنها»، «طوقی»، «رضاموتوری»، «داش آکل»، «پنجره»، «بلوچ»، «تپلی»، و «خداحافظ رفیق». "اسفندیار منفردزاده" در سالهای پس از انقلاب، در بیرون ازکشور نیز، برای چند فیلم، موسیقی نوشته که مهم ترین آنها «میهمانان هتل آستوریا» ساخته ی "رضا علامه زاده" است. با آنکه موسیقیِ فیلم بخشِ زیادی برای کارهای دیگر باقی نمی گذاشت اما وی از سال ۱۳۴۸ به گروه ترانه پردازان طنین نیز پیوست و ترانه های اندک اما درخشانی ساخت که با صدای برجسته ترین خوانندگان مانند "گوگوش"، "فرهاد" و "داریوش" به اجرا درآمده است و جاذبه های ماندگاری در خود دارد.
او پیدایشِ موسیقیِ پاپ را در ایران، امری منطقی و طبیعی تلقی می کند. موسیقی ویژه ای که با زبانِ زمانه، سازگاری داشته و همان چیزی را که جوانان کم داشته اند، یعنی جنبش و شور و نشاط را به آنها می دهد. ترانه ی پاپ پایبند چیزی به نامِ اصالت نیست و از تصنیف سنتی از این بابت فاصله می گیرد، هرچند که گاه، رگه هایی از مایه های موسیقی سنتی را می توان در آن پیدا کرد. اختلاف در میانِ انواع موسیقی و ترانه های پاپ نیز، امری طبیعی ست، حال آنکه بسیاری آن را قبول ندارند.
در این خصوص "اسفندیار منفردزاده" می گوید:
«ترانه های سنتی ایران، ترانه هایی هستند که ابزار اجرایشان نیز سازهای سنتی ایران هستند و بر بسترِ موسیقی سنتی ایران و تحت تاثیر متعصبین این نوع از موسیقی بسیار منطبق بر گوشه ها و ردیف های دستگاهی کلاسیک موسیقی ایران ساخته می شود و کاملاً با موسیقی پاپِ متداول در ایران متفاوت است. اما گاهی...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
خورشیدی: آدینه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
قمری:الجمعة -رجب ۱۴۴۰/۰۷/۰۸
میلادی:Friday -March2019-03-15
برج فلکی: #حوت
برخیز و شتاب کن!
من می گویم و تو بنویس!
بنویس که تماشای پرنده از پرنده
زیباست!
بنویس که هلهله ی کودکان از تولد غنچه ای کوچک
بهار آگاهی ست.
بنویس که زندگی
تعارف نان است و غزل
از پنجره به کوچه ی هفتم.
بنویس،
بنویس...!
من که دستهایم را.....
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#مناسبتها و # رویدادها
#پایان_سرایش_شاهنامه
⏪۱۳۳۲ خ- قتل امیرمختار کریمپور شیرازی در زندان دژبان مرکز ارتش
⏪۱۳۵۸ خ- برگزاری اولین انتخابات اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی
⏪۱۳۱۱خ- افتتاح رسمی دانشگاه تهران در عمارت دانشكده حقوق در این مراسم
حاج سيد نصرالله تقوی به رياست دانشكده معقول و منقول،
علي اكبر دهخدا به رياست دانشكده حقوق
دكتر محمد حسين لقمان ادهم به رياست دانشكده پزشكی
دكتر محمود حسابي به رياست دانشكده فنی
دكتر عيسی صديق به رياست دانشكده ادبيات و علوم و دانشسراي عالي منصوب شدند
⏪۱۳۳۶خ-افتتاح فرستنده راديويي صد كيلو واتی تهران
⏪۴۴ (پیش از میلاد) - ژولیوس سزار به دست مارکوس ژونیوس بروتوس و با کمک تعدادی از سناتورهای دیگر سنای رم بوسیلهٔ ضربات چاقو به قتل رسید
⏪۱۹۰۶م - چارلز رولز و هنری رویس کارخانهٔ خودروسازی رولزرویس را بنیان نهادند
#زادروزها
🌿۱۲۵۶خ - #رضا_پهلوی، بنیانگذار خاندان پهلوی
🌿۱۲۹۷خ- غلامحسین بیگدلی، استاد، ادیب، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر معاصر ایران (درگذشتهٔ ۱۳۷۷)
🌿۱۳۱۳خ - غلامحسین صدریافشار، نویسنده، فرهنگنویس، مترجم و پژوهشگر ایرانی
🌿۱۳۱۹ خ- #اسفندیار_منفردزاده، آهنگساز ایرانی
🌿۱۳۲۴ خ- هرمز گرجی بیانی، معلم انقلابی و عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
🌿۱۳۳۷ خ- #هدی_صابر ، پژوهشگر، روزنامهنگار، فعّال ملی مذهبی
🌿۱۸۳۰ م- #پال_هیزه نویسنده آلمانی، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۱۰
🌿۱۸۵۴ م-امیل آدولف فون برینگ فیزیولوژیست آلمانی، برندهٔ اولین جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۰۱
#درگذشتگان
🍂۱۳۷۰خ - حسین امیرفضلی، بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده
🍂۱۳۳۲ خ- امیرمختار کریمپور شیرازی، شاعر، روزنامه نگار و فعال سیاسی
🌹۱۳۶۲ خ- محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله
🍂۱۳۸۴ خ- علی تجویدی، نوازندهٔ به نام ویولن و موسیقیدان بزرگ
🍂۱۸۴۲ م- لوئیجی کروبینی آهنگساز ایتالیایی
🍂۱۹۶۲ م- آرتور هالی کامپتون فیزیکدان آمریکایی ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۲۷ میلادی
🍂۱۹۷۰ م- آرتور آدامف نمایشنامه نویس ارمنی
🍂۱۹۷۵م - #ارسطو_اوناسیس کارآفرین و ثروتمند نامدار
🍂۲۰۰۳ م- #هوارد_فاست، نویسندهٔ آمریکایی، خالق اسپارتاکوس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
خورشیدی: آدینه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
قمری:الجمعة -رجب ۱۴۴۰/۰۷/۰۸
میلادی:Friday -March2019-03-15
برج فلکی: #حوت
برخیز و شتاب کن!
من می گویم و تو بنویس!
بنویس که تماشای پرنده از پرنده
زیباست!
بنویس که هلهله ی کودکان از تولد غنچه ای کوچک
بهار آگاهی ست.
بنویس که زندگی
تعارف نان است و غزل
از پنجره به کوچه ی هفتم.
بنویس،
بنویس...!
من که دستهایم را.....
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#مناسبتها و # رویدادها
#پایان_سرایش_شاهنامه
⏪۱۳۳۲ خ- قتل امیرمختار کریمپور شیرازی در زندان دژبان مرکز ارتش
⏪۱۳۵۸ خ- برگزاری اولین انتخابات اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی
⏪۱۳۱۱خ- افتتاح رسمی دانشگاه تهران در عمارت دانشكده حقوق در این مراسم
حاج سيد نصرالله تقوی به رياست دانشكده معقول و منقول،
علي اكبر دهخدا به رياست دانشكده حقوق
دكتر محمد حسين لقمان ادهم به رياست دانشكده پزشكی
دكتر محمود حسابي به رياست دانشكده فنی
دكتر عيسی صديق به رياست دانشكده ادبيات و علوم و دانشسراي عالي منصوب شدند
⏪۱۳۳۶خ-افتتاح فرستنده راديويي صد كيلو واتی تهران
⏪۴۴ (پیش از میلاد) - ژولیوس سزار به دست مارکوس ژونیوس بروتوس و با کمک تعدادی از سناتورهای دیگر سنای رم بوسیلهٔ ضربات چاقو به قتل رسید
⏪۱۹۰۶م - چارلز رولز و هنری رویس کارخانهٔ خودروسازی رولزرویس را بنیان نهادند
#زادروزها
🌿۱۲۵۶خ - #رضا_پهلوی، بنیانگذار خاندان پهلوی
🌿۱۲۹۷خ- غلامحسین بیگدلی، استاد، ادیب، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر معاصر ایران (درگذشتهٔ ۱۳۷۷)
🌿۱۳۱۳خ - غلامحسین صدریافشار، نویسنده، فرهنگنویس، مترجم و پژوهشگر ایرانی
🌿۱۳۱۹ خ- #اسفندیار_منفردزاده، آهنگساز ایرانی
🌿۱۳۲۴ خ- هرمز گرجی بیانی، معلم انقلابی و عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
🌿۱۳۳۷ خ- #هدی_صابر ، پژوهشگر، روزنامهنگار، فعّال ملی مذهبی
🌿۱۸۳۰ م- #پال_هیزه نویسنده آلمانی، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۱۰
🌿۱۸۵۴ م-امیل آدولف فون برینگ فیزیولوژیست آلمانی، برندهٔ اولین جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۰۱
#درگذشتگان
🍂۱۳۷۰خ - حسین امیرفضلی، بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده
🍂۱۳۳۲ خ- امیرمختار کریمپور شیرازی، شاعر، روزنامه نگار و فعال سیاسی
🌹۱۳۶۲ خ- محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله
🍂۱۳۸۴ خ- علی تجویدی، نوازندهٔ به نام ویولن و موسیقیدان بزرگ
🍂۱۸۴۲ م- لوئیجی کروبینی آهنگساز ایتالیایی
🍂۱۹۶۲ م- آرتور هالی کامپتون فیزیکدان آمریکایی ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۲۷ میلادی
🍂۱۹۷۰ م- آرتور آدامف نمایشنامه نویس ارمنی
🍂۱۹۷۵م - #ارسطو_اوناسیس کارآفرین و ثروتمند نامدار
🍂۲۰۰۳ م- #هوارد_فاست، نویسندهٔ آمریکایی، خالق اسپارتاکوس
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#آج= آژ
#آجر= آگور
#آذربایجان= آذرآبادگان
#آذوقه= آزوغه
#آماج= آماگ
#آئین= آیین
#آئینه= آیینه
#ابرقو= ابرکوه
#ابد= اَپَت
#ازل= اَسَر
#اسب= اسپ
#اسفند= اسپند
#اسفندیار= اسپندیار
#اصفهان= اسپهان، سپاهان
#اوج= اوگ
#باج= باژ
#بادنجان= بادِنگان، باتَنگان
#بجنورد= بیژنگرد
#برج= بُرگ
#بروجرد= پیروزگرد
#بذر= بَرز
#بصره= بَسرَه
#بوزرجمهر= بزرگمهر
#بیرجند= بیرگند
#پائیز= پاییز
#تاج= تاگه، تاگ
#ترجمان= ترگمان، ترزبان
#ترجمه= ترگویه
#تیسفون= تیسپون
#توپ= توب(بازی)
#توپ= توف، از زینهها(سلاحها)
#جالیز= پالیز
#جزیره= گزیرک
#جزیه= گزیَت، گزیه
#جعفری= جفری(سبزی)
#جوراب= گوراب
#جوهر= گوهر
#جیوه= ژیوه
#چاقو= چاکو
#حال= هال(خوشحال=خوشهال)
#حتی= هتا
#خط= خد
#خنثی= خـَنزَک
#خنجر= خونگر
#خندق= کندک
#دغل= دَگل
#دلقک= تلخک
#دهقان= دهگان
#رأی= رای
#رواج= رواگ
#زرنیخ= زَرنیک
#زغال= زگال
#زنجبیل/#زنجفیل= زنگپیل
#زوبین= ژوپین
#ساعت= سایه
#ساق= ساگ
#سفارش= سپارش
#سفید= سپید
#سمرقند= سمرکند
#سنندج= سنندژ
#سیاق= سایاگ
#شصت= شست
#شطرنج= چترنگ
#صد= سد
#صدا= سدا
#صلیب= چلیپا
#طاق= تاک
#طالقان= تالکان
#طبق= تبوک(=ظرف)
#طرز= ترز
#طلق= تلک
#طوس= توس
#طهماسب= تهماسپ
#عرش= ارگ
#عروس= اروس
#عیار= هَیبار، اَیبار
#فارس= پارس
#فاش= پاش
#فالوده= پالوده
#فانی= وَنی
#فردوس= پردیس
#فشم= پَشَم
#فنجان= پَنگان
#فندق= پَندُک
#فولاد= پولاد
#فهرست= پهرست
#فیل= پیل
#قادسیه= کادُسی، کادوسی
#قارچ= غارچ
#قربان= کُرپان
#قرقره= غَرغَره
#قزوین= کاسپین
#قشنگ= غشنگ
#قفقاز= گابگـَه
#قفل= کوپَله، کُپل
#قلعه= کلات
#قنات= کَناد
#قند= کهَند، کند، غند
#قندیل= کندیله
#قهرمان= کـُهرُمان
#کج= کژ
#کسری= خسرو
#کیومرث= گـَیومَرت
#گوسفند= گوسپند
#لعل= لال
#ماده= ماتک
#محراب= مهرابه، مهراب
#مسجد= مزگت
#مسقط= مَسکَت، مَشکَت
#مسیح= مسیها
#معنوی= مینوی
#معنی= مانی، مانَک، ماناک
#موذی= موتک
#مهندس= هَندازگر
#نظر= نگر
#نعناع= نانوک
#نقش= نخش
#نوبت= نِیابِه
#نیریز= نوروز
#وجب= وَژَه
#وزیر= وِچیر، ویچیر
#وقت= وخت
#هاج و #واج= هاژ و واژ
#یاقوت= یاکند
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#آج= آژ
#آجر= آگور
#آذربایجان= آذرآبادگان
#آذوقه= آزوغه
#آماج= آماگ
#آئین= آیین
#آئینه= آیینه
#ابرقو= ابرکوه
#ابد= اَپَت
#ازل= اَسَر
#اسب= اسپ
#اسفند= اسپند
#اسفندیار= اسپندیار
#اصفهان= اسپهان، سپاهان
#اوج= اوگ
#باج= باژ
#بادنجان= بادِنگان، باتَنگان
#بجنورد= بیژنگرد
#برج= بُرگ
#بروجرد= پیروزگرد
#بذر= بَرز
#بصره= بَسرَه
#بوزرجمهر= بزرگمهر
#بیرجند= بیرگند
#پائیز= پاییز
#تاج= تاگه، تاگ
#ترجمان= ترگمان، ترزبان
#ترجمه= ترگویه
#تیسفون= تیسپون
#توپ= توب(بازی)
#توپ= توف، از زینهها(سلاحها)
#جالیز= پالیز
#جزیره= گزیرک
#جزیه= گزیَت، گزیه
#جعفری= جفری(سبزی)
#جوراب= گوراب
#جوهر= گوهر
#جیوه= ژیوه
#چاقو= چاکو
#حال= هال(خوشحال=خوشهال)
#حتی= هتا
#خط= خد
#خنثی= خـَنزَک
#خنجر= خونگر
#خندق= کندک
#دغل= دَگل
#دلقک= تلخک
#دهقان= دهگان
#رأی= رای
#رواج= رواگ
#زرنیخ= زَرنیک
#زغال= زگال
#زنجبیل/#زنجفیل= زنگپیل
#زوبین= ژوپین
#ساعت= سایه
#ساق= ساگ
#سفارش= سپارش
#سفید= سپید
#سمرقند= سمرکند
#سنندج= سنندژ
#سیاق= سایاگ
#شصت= شست
#شطرنج= چترنگ
#صد= سد
#صدا= سدا
#صلیب= چلیپا
#طاق= تاک
#طالقان= تالکان
#طبق= تبوک(=ظرف)
#طرز= ترز
#طلق= تلک
#طوس= توس
#طهماسب= تهماسپ
#عرش= ارگ
#عروس= اروس
#عیار= هَیبار، اَیبار
#فارس= پارس
#فاش= پاش
#فالوده= پالوده
#فانی= وَنی
#فردوس= پردیس
#فشم= پَشَم
#فنجان= پَنگان
#فندق= پَندُک
#فولاد= پولاد
#فهرست= پهرست
#فیل= پیل
#قادسیه= کادُسی، کادوسی
#قارچ= غارچ
#قربان= کُرپان
#قرقره= غَرغَره
#قزوین= کاسپین
#قشنگ= غشنگ
#قفقاز= گابگـَه
#قفل= کوپَله، کُپل
#قلعه= کلات
#قنات= کَناد
#قند= کهَند، کند، غند
#قندیل= کندیله
#قهرمان= کـُهرُمان
#کج= کژ
#کسری= خسرو
#کیومرث= گـَیومَرت
#گوسفند= گوسپند
#لعل= لال
#ماده= ماتک
#محراب= مهرابه، مهراب
#مسجد= مزگت
#مسقط= مَسکَت، مَشکَت
#مسیح= مسیها
#معنوی= مینوی
#معنی= مانی، مانَک، ماناک
#موذی= موتک
#مهندس= هَندازگر
#نظر= نگر
#نعناع= نانوک
#نقش= نخش
#نوبت= نِیابِه
#نیریز= نوروز
#وجب= وَژَه
#وزیر= وِچیر، ویچیر
#وقت= وخت
#هاج و #واج= هاژ و واژ
#یاقوت= یاکند
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ اسفند سالروز درگذشت #اسفندیار_احمدیه_بندار
( زاده سال ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) انیماتور و نقاش و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی
اسفندیار احمدیه به عنوان پدر انیمیشن ایران یاد میشود. پدر او از سرشناس ترين پزشكان طب سنتي بود و نخستين مشوق وي در امر هنر است. اسفنديار در دوران كودكي با وجود مشكل شنوايي و گفتار، ابتدا به كودكستان و بعد به مدرسه معمولي رفت.
او حرفهاي معلم را لب خواني مي كرد و وقتي معلم از ته كلاس ديكته مي گفت نمي توانست بنويسد و اين بسيار ناراحت و عصباني اش مي كرد. هر طور بود تا ششم ابتدائي را خواند و پدرش كه نگران فرزند بود و استعداد شگرف و روحيه جستجوگرش را مي ديد ابتدا او را به كارگاه نجاري فرستاد. خودش هم خيلي به نجاري علاقه داشت ولي پدر آرزوهاي بزرگتر براي او داشت و در سال ۱۳۲۴ دستش را گرفت و او را نزد استاد " اصغر پتگر"، در كلاس نقاشي خيابان منوچهري برد.
استاد پتگر برايش حرف مي زد و او فقط سر تكان مي داد و چشمش به انگشت ها و قلم مو بود. حركتهاي قلم مو را در خاطر مي سپرد و آموزش رنگ و روغن و آبرنگ را نزد او كامل كرد و در سال ۱۳۲۶ راهي هنرستان كمال الملك شد و در كنار هنرمنداني همچون اسماعيل آشتياني، محمود اوليا، حسين شيخ، عباس كاتوزيان، صادق پور و علي چيت ساز ... نقاشي را به صورت آكادميك آموخت.
علی چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور از جمله همدوره های وی در دوران تحصیل در هنرستان بودند.
اسفندیار به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمال الملک قرار گرفت.
مضامین تابلوهای او نیز همان حال و هوای آثار کمال الملک را دارد که از جمله می توان به تصاویری از طبیعت، زندگی، کار، آداب و سنن مردم عادی، تک چهره سازی، طبیعت بی جان (ترکیبات هنرمندانه ای از بطری و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالی و شیشه ای و انواع اشیای مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بی جان یا Still Life می گویند)، مصور کردن قصص دینی، حماسی و فولکلوریک اشاره کرد. این همه را او در تجربه گری های متنوعی با ابزارهای مختلفی همچون رنگ روغن، آبرنگ، مداد رنگی و ... به نمایش درآورده است.
او در بخش نقاشی روی سفال و سرامیک در اداره کل هنرهای زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره چند سالی کار و فعالیت داشته است.
وی در واقع بانی انیمیشن در ایران و پدر پویانمایی ایرانی است که در سال ۱۳۳۶ با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعی » نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رسانید. او این دو فیلم را با مداد طراحی کرده و به مدت ۲ دقیقه به حرکت در آورده بود.
وی در سال های پایانی دهه ۳۰ و سال های آغازین دهه ۴۰ آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال ۱۳۴۱، طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال ۱۳۴۲، نقاشی فیلم «خروس بی محل » و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا می روی؟» به کارگردانی افخم ماکویی،
ورود اسفندیار احمدیه به دنیای انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوی و کوشش های تجربی اش بود و در این حیطه هیچ آموزشی ندیده بود. اما در زمینه هنر نقاشی، وی را باید در زمره پیروان مکتب کمال الملک به حساب آورد.
وی در سال ۱۳۸۴ از سوی انجمن سینمایی فیلم سازان انیمیشن ایران ( آسیفا ) به عنوان پایه گذار انیمیشن (پویانمایی) درایران شناخته شد و در سال ۱۳۷۰ نیز از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایی از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگی ، ایمان، شعف و مهر آشنا می شویم و بار دیگر به خاطر می آوریم که پاکیزگی و ایمان مبنای هنر والای ایرانی بوده است. این شور و شعف، وجد و سرزندگی و شفقت و مهر تنها جلوه ای مادی از آن مبنای لایزال است.
اسفندیار احمدیه در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ اسفند سالروز درگذشت #اسفندیار_احمدیه_بندار
( زاده سال ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) انیماتور و نقاش و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی
اسفندیار احمدیه به عنوان پدر انیمیشن ایران یاد میشود. پدر او از سرشناس ترين پزشكان طب سنتي بود و نخستين مشوق وي در امر هنر است. اسفنديار در دوران كودكي با وجود مشكل شنوايي و گفتار، ابتدا به كودكستان و بعد به مدرسه معمولي رفت.
او حرفهاي معلم را لب خواني مي كرد و وقتي معلم از ته كلاس ديكته مي گفت نمي توانست بنويسد و اين بسيار ناراحت و عصباني اش مي كرد. هر طور بود تا ششم ابتدائي را خواند و پدرش كه نگران فرزند بود و استعداد شگرف و روحيه جستجوگرش را مي ديد ابتدا او را به كارگاه نجاري فرستاد. خودش هم خيلي به نجاري علاقه داشت ولي پدر آرزوهاي بزرگتر براي او داشت و در سال ۱۳۲۴ دستش را گرفت و او را نزد استاد " اصغر پتگر"، در كلاس نقاشي خيابان منوچهري برد.
استاد پتگر برايش حرف مي زد و او فقط سر تكان مي داد و چشمش به انگشت ها و قلم مو بود. حركتهاي قلم مو را در خاطر مي سپرد و آموزش رنگ و روغن و آبرنگ را نزد او كامل كرد و در سال ۱۳۲۶ راهي هنرستان كمال الملك شد و در كنار هنرمنداني همچون اسماعيل آشتياني، محمود اوليا، حسين شيخ، عباس كاتوزيان، صادق پور و علي چيت ساز ... نقاشي را به صورت آكادميك آموخت.
علی چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور از جمله همدوره های وی در دوران تحصیل در هنرستان بودند.
اسفندیار به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمال الملک قرار گرفت.
مضامین تابلوهای او نیز همان حال و هوای آثار کمال الملک را دارد که از جمله می توان به تصاویری از طبیعت، زندگی، کار، آداب و سنن مردم عادی، تک چهره سازی، طبیعت بی جان (ترکیبات هنرمندانه ای از بطری و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالی و شیشه ای و انواع اشیای مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بی جان یا Still Life می گویند)، مصور کردن قصص دینی، حماسی و فولکلوریک اشاره کرد. این همه را او در تجربه گری های متنوعی با ابزارهای مختلفی همچون رنگ روغن، آبرنگ، مداد رنگی و ... به نمایش درآورده است.
او در بخش نقاشی روی سفال و سرامیک در اداره کل هنرهای زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره چند سالی کار و فعالیت داشته است.
وی در واقع بانی انیمیشن در ایران و پدر پویانمایی ایرانی است که در سال ۱۳۳۶ با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعی » نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رسانید. او این دو فیلم را با مداد طراحی کرده و به مدت ۲ دقیقه به حرکت در آورده بود.
وی در سال های پایانی دهه ۳۰ و سال های آغازین دهه ۴۰ آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال ۱۳۴۱، طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال ۱۳۴۲، نقاشی فیلم «خروس بی محل » و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا می روی؟» به کارگردانی افخم ماکویی،
ورود اسفندیار احمدیه به دنیای انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوی و کوشش های تجربی اش بود و در این حیطه هیچ آموزشی ندیده بود. اما در زمینه هنر نقاشی، وی را باید در زمره پیروان مکتب کمال الملک به حساب آورد.
وی در سال ۱۳۸۴ از سوی انجمن سینمایی فیلم سازان انیمیشن ایران ( آسیفا ) به عنوان پایه گذار انیمیشن (پویانمایی) درایران شناخته شد و در سال ۱۳۷۰ نیز از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایی از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگی ، ایمان، شعف و مهر آشنا می شویم و بار دیگر به خاطر می آوریم که پاکیزگی و ایمان مبنای هنر والای ایرانی بوده است. این شور و شعف، وجد و سرزندگی و شفقت و مهر تنها جلوه ای مادی از آن مبنای لایزال است.
اسفندیار احمدیه در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز ☁️
۲۴#اسفند از آغاز سال در گاهشماری ایران ۳۶۰ روز گذشته و به پایان آن ۵ روز (در سال عادی) یا ۶ روز (در سال کبیسه) مانده است.
خورشیدی: شنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۸
میلادی: Saturday
March2020-03-14
برج فلکی: #حوت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مِه!
ای روزهای سختِ ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید.
ای روز آفتابی!
ای مثل چشم های خدا آبی!
ای روزِ آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا من نیز
در روزگارِ آمدنت هستم؟
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها و # رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#پایان_سرایش_شاهنامه
⏪۱۳۶۱ - روز پی (در نگارش آمریکایی ۳/۱۴) ۱۴ مارس است و از آنجا که سه رقم نخست پی را در بر دارد، این نام را گرفته است.
⏪۱۹۰ (پیش از میلاد) - خورشیدگرفتگی ثبت شده در روم.
⏪۱۳۲۹ - تصویب طرح ملیشدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی
⏪۱۳۵۷ - قیام بیست و چهار حوت و شهید شدن بیش از ۲۵ هزار افغان توسط اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
⏪۱۳۳۲ خ- قتل امیرمختار کریمپور شیرازی در زندان دژبان مرکز ارتش
⏪۱۳۵۸ خ- برگزاری اولین انتخابات اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی
⏪۱۳۱۱خ- افتتاح رسمی دانشگاه تهران در عمارت دانشكده حقوق در این مراسم
حاج سيد نصرالله تقوی به رياست دانشكده معقول و منقول،
علي اكبر دهخدا به رياست دانشكده حقوق
دكتر محمد حسين لقمان ادهم به رياست دانشكده پزشكی
دكتر محمود حسابي به رياست دانشكده فنی
دكتر عيسی صديق به رياست دانشكده ادبيات و علوم و دانشسراي عالي منصوب شدند
⏪۱۳۳۶خ-افتتاح فرستنده راديويي صد كيلو واتی تهران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۲۵۶خ - #رضا_پهلوی، بنیانگذار خاندان پهلوی
🌿۱۲۹۷خ- غلامحسین بیگدلی، استاد، ادیب، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر معاصر ایران (درگذشتهٔ ۱۳۷۷)
🌿۱۳۱۳خ - غلامحسین صدریافشار، نویسنده، فرهنگنویس، مترجم و پژوهشگر ایرانی
🌿۱۳۱۹ خ- #اسفندیار_منفردزاده، آهنگساز ایرانی
🌿۱۳۲۴ خ- هرمز گرجی بیانی، معلم انقلابی و عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
🌿۱۳۳۷ خ- #هدی_صابر ، پژوهشگر، روزنامهنگار، فعّال ملی مذهبی
☘️۱۶۸۱ - گیورگ فیلیپ تیلمان، آهنگساز و نوازنده آلمانی، (درگذشته ۱۷۶۷)
☘️۱۸۷۹ - #آلبرت_انیشتین، فیزیکدان نظری آمریکایی-آلمانی، (درگذشته ۱۹۵۵)
☘️۱۸۹۲ - ماتیاش راکوشی، سیاستمدار مجارستانی، (درگذشته ۱۹۷۱)
☘️۱۹۰۳ - مصطفی بارزانی، سیاستمدار کرد عراقی، (درگذشته ۱۹۷۹)
☘️۱۹۰۵ - رمون آرون، فیلسوف فرانسوی، (درگذشته ۱۹۸۳)
☘️۱۹۰۶ - فاضل کوچوک، روزنامهنگار و سیاستمدار قبرسی، (درگذشته ۱۹۸۴)
☘️۱۹۰۹ - آندره پیر دو ماندیارگه، نویسنده فرانسوی، (درگذشته ۱۹۹۱)
☘️۱۹۱۱ - عبدالسلام دهاتی، شاعر تاجیکستانی، (درگذشته ۱۹۶۲)
☘️۱۹۱۲ - کلیف باستین، فوتبالیست انگلیسی، (درگذشته ۱۹۹۱)
☘️۱۹۲۳ - دیان آربوس، عکاس زن آمریکایی، (درگذشته ۱۹۷۱)
☘️۱۹۲۴ - اقرار علیف، مورخ آذربایجانی، (درگذشته ۲۰۰۴)
☘️۱۹۳۱ - لیسبت پالمه، سیاستمدار سوئدی،
☘️۱۹۳۳ - کوئینسی جونز، آهنگساز آمریکایی،
☘️۱۹۳۴ - یوجین کرنان، فضانورد آمریکایی،
☘️۱۹۴۸ - جیمز نچوی، عکاس آمریکایی،
☘️۱۹۴۸ - تام کوبرن، سیاستمدار و پزشک آمریکایی،
☘️۱۹۶۱ - پنی جانسون جرالد، بازیگر آمریکایی،
☘️۱۹۶۵ - عامر خان، بازیگر هندی،
☘️۱۹۶۵ - کوین ویلیامسون، فیلمنامهنویس آمریکایی،
☘️۱۹۷۹ - نیکولا آنلکا، بازیکن فوتبالیست اهل فرانسوی،
☘️۱۹۸۷ - ارغوان رضایی، تنیس باز ایرانیتبار فرانسوی،
☘️۱۹۹۴ - انسل الگورت، بازیگر آمریکایی،
☘️۲۰۰۱ - علی کشاورز، مهندس حرارت مرکزی و تهویه مطبوع اهل ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۰خ - حسین امیرفضلی، بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده
🍂۱۳۳۲ خ- امیرمختار کریمپور شیرازی، شاعر، روزنامه نگار و فعال سیاسی
🍂۱۳۶۲ خ- محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله
🍂۱۳۸۴ خ- علی تجویدی، نوازندهٔ به نام ویولن و موسیقیدان بزرگ
🍂۱۰۹۱ - معتصم بن صمادح، دومین امیر طائفه المَریه از بنیصمادح، ادیب و شاعر عرب اندلسی (زاده ۱۰۳۷)
🍂۱۸۸۳ - کارل مارکس، متفکر انقلابی آلمانی، (زاده ۱۸۱۸)
🍂۱۹۳۲ - جرج ایستمن، مخترع، تاجر، نیکوکار آمریکایی (زاده ۱۸۵۴)
🍂۱۹۷۱ - حمدی اعظمی، حقوقدان عراقی (زاده ۱۸۸۲)
🍂۱۹۹۵ - ویلیام آلفرد فولر، اخترفیزیکدان آمریکایی (زاده ۱۹۱۱)
🍂۲۰۱۸ - #استیون_هاوکینگ، فیزیکدان و کیهان شناس بریتانیایی(زاده ۱۹۴۲)
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز ☁️
۲۴#اسفند از آغاز سال در گاهشماری ایران ۳۶۰ روز گذشته و به پایان آن ۵ روز (در سال عادی) یا ۶ روز (در سال کبیسه) مانده است.
خورشیدی: شنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۸
میلادی: Saturday
March2020-03-14
برج فلکی: #حوت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مِه!
ای روزهای سختِ ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید.
ای روز آفتابی!
ای مثل چشم های خدا آبی!
ای روزِ آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا من نیز
در روزگارِ آمدنت هستم؟
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها و # رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#پایان_سرایش_شاهنامه
⏪۱۳۶۱ - روز پی (در نگارش آمریکایی ۳/۱۴) ۱۴ مارس است و از آنجا که سه رقم نخست پی را در بر دارد، این نام را گرفته است.
⏪۱۹۰ (پیش از میلاد) - خورشیدگرفتگی ثبت شده در روم.
⏪۱۳۲۹ - تصویب طرح ملیشدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی
⏪۱۳۵۷ - قیام بیست و چهار حوت و شهید شدن بیش از ۲۵ هزار افغان توسط اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
⏪۱۳۳۲ خ- قتل امیرمختار کریمپور شیرازی در زندان دژبان مرکز ارتش
⏪۱۳۵۸ خ- برگزاری اولین انتخابات اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی
⏪۱۳۱۱خ- افتتاح رسمی دانشگاه تهران در عمارت دانشكده حقوق در این مراسم
حاج سيد نصرالله تقوی به رياست دانشكده معقول و منقول،
علي اكبر دهخدا به رياست دانشكده حقوق
دكتر محمد حسين لقمان ادهم به رياست دانشكده پزشكی
دكتر محمود حسابي به رياست دانشكده فنی
دكتر عيسی صديق به رياست دانشكده ادبيات و علوم و دانشسراي عالي منصوب شدند
⏪۱۳۳۶خ-افتتاح فرستنده راديويي صد كيلو واتی تهران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۲۵۶خ - #رضا_پهلوی، بنیانگذار خاندان پهلوی
🌿۱۲۹۷خ- غلامحسین بیگدلی، استاد، ادیب، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر معاصر ایران (درگذشتهٔ ۱۳۷۷)
🌿۱۳۱۳خ - غلامحسین صدریافشار، نویسنده، فرهنگنویس، مترجم و پژوهشگر ایرانی
🌿۱۳۱۹ خ- #اسفندیار_منفردزاده، آهنگساز ایرانی
🌿۱۳۲۴ خ- هرمز گرجی بیانی، معلم انقلابی و عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
🌿۱۳۳۷ خ- #هدی_صابر ، پژوهشگر، روزنامهنگار، فعّال ملی مذهبی
☘️۱۶۸۱ - گیورگ فیلیپ تیلمان، آهنگساز و نوازنده آلمانی، (درگذشته ۱۷۶۷)
☘️۱۸۷۹ - #آلبرت_انیشتین، فیزیکدان نظری آمریکایی-آلمانی، (درگذشته ۱۹۵۵)
☘️۱۸۹۲ - ماتیاش راکوشی، سیاستمدار مجارستانی، (درگذشته ۱۹۷۱)
☘️۱۹۰۳ - مصطفی بارزانی، سیاستمدار کرد عراقی، (درگذشته ۱۹۷۹)
☘️۱۹۰۵ - رمون آرون، فیلسوف فرانسوی، (درگذشته ۱۹۸۳)
☘️۱۹۰۶ - فاضل کوچوک، روزنامهنگار و سیاستمدار قبرسی، (درگذشته ۱۹۸۴)
☘️۱۹۰۹ - آندره پیر دو ماندیارگه، نویسنده فرانسوی، (درگذشته ۱۹۹۱)
☘️۱۹۱۱ - عبدالسلام دهاتی، شاعر تاجیکستانی، (درگذشته ۱۹۶۲)
☘️۱۹۱۲ - کلیف باستین، فوتبالیست انگلیسی، (درگذشته ۱۹۹۱)
☘️۱۹۲۳ - دیان آربوس، عکاس زن آمریکایی، (درگذشته ۱۹۷۱)
☘️۱۹۲۴ - اقرار علیف، مورخ آذربایجانی، (درگذشته ۲۰۰۴)
☘️۱۹۳۱ - لیسبت پالمه، سیاستمدار سوئدی،
☘️۱۹۳۳ - کوئینسی جونز، آهنگساز آمریکایی،
☘️۱۹۳۴ - یوجین کرنان، فضانورد آمریکایی،
☘️۱۹۴۸ - جیمز نچوی، عکاس آمریکایی،
☘️۱۹۴۸ - تام کوبرن، سیاستمدار و پزشک آمریکایی،
☘️۱۹۶۱ - پنی جانسون جرالد، بازیگر آمریکایی،
☘️۱۹۶۵ - عامر خان، بازیگر هندی،
☘️۱۹۶۵ - کوین ویلیامسون، فیلمنامهنویس آمریکایی،
☘️۱۹۷۹ - نیکولا آنلکا، بازیکن فوتبالیست اهل فرانسوی،
☘️۱۹۸۷ - ارغوان رضایی، تنیس باز ایرانیتبار فرانسوی،
☘️۱۹۹۴ - انسل الگورت، بازیگر آمریکایی،
☘️۲۰۰۱ - علی کشاورز، مهندس حرارت مرکزی و تهویه مطبوع اهل ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۰خ - حسین امیرفضلی، بازیگر، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده
🍂۱۳۳۲ خ- امیرمختار کریمپور شیرازی، شاعر، روزنامه نگار و فعال سیاسی
🍂۱۳۶۲ خ- محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله
🍂۱۳۸۴ خ- علی تجویدی، نوازندهٔ به نام ویولن و موسیقیدان بزرگ
🍂۱۰۹۱ - معتصم بن صمادح، دومین امیر طائفه المَریه از بنیصمادح، ادیب و شاعر عرب اندلسی (زاده ۱۰۳۷)
🍂۱۸۸۳ - کارل مارکس، متفکر انقلابی آلمانی، (زاده ۱۸۱۸)
🍂۱۹۳۲ - جرج ایستمن، مخترع، تاجر، نیکوکار آمریکایی (زاده ۱۸۵۴)
🍂۱۹۷۱ - حمدی اعظمی، حقوقدان عراقی (زاده ۱۸۸۲)
🍂۱۹۹۵ - ویلیام آلفرد فولر، اخترفیزیکدان آمریکایی (زاده ۱۹۱۱)
🍂۲۰۱۸ - #استیون_هاوکینگ، فیزیکدان و کیهان شناس بریتانیایی(زاده ۱۹۴۲)
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز #اسفندیار_منفرد_زاده
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکنندهٔ آهنگ
وی از سال ۱۳۳۵ فعالیت خود را به عنوان آهنگساز در «رادیو ایران» آغاز کرد. قبل از آن برای مدت کوتاهی در رادیو «نیروی هوایی» و تئاترهای لاله زار عود میزد و همزمان با تنظیم اپرای تخت جمشید (۱۳۴۶) و فتح بابل (۱۳۴۷) آهنگ فیلمهای هنگامه (۱۳۴۷) و جهنم سفید (۱۳۴۷) هر دو به کارگردانی ساموئل خاچیکیان را ساخت. آهنگ دو ترانه برای صدای کورس سرهنگ زاده در فیلم حسن کچل (علی حاتمی ۱۳۴۹) نیز از ساختههای اوست. دوران همکاری وی با مسعود کیمیایی درخشانترین دوران کار وی به عنوان سازنده موسیقی فیلم است. او آهنگسازی فیلمهایی گوزنها، تنگنا، داشآکل، خداحافظ رفیق، رضا موتوری و قیصر را به عهده داشت و برای دو فیلم قیصر و رضا موتوری برنده جایزه جشنواره فیلم سپاس شد. اکثر کارهای او با صدای فرهاد و گوگوش اجرا شدهاند.
در سابقه و تاریخچهٔ ترانهٔ «جمعه» باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختهٔ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که، کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانهٔ متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را به دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران بود، با بازی بازیگرانی ناشناخته و نه چندان معروف.
«شهیار قنبری» در مجموعهای از ترانه سرودههای او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر مینویسد :
«در یک عصر جمعه، ترانهٔ جمعه را در خانهٔ اسفندیار نوشتم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقاش، دوستانه پیشکش کردم و او آنرا در اختیار منفردزاده گذاشت.
«منفردزاده» با قرار قبلی و با کمک «شهبال شب پره» سر راه به رستورانی که «فرهاد» شبها در آنجا میخواند میرود. ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد مینشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه «شهبال» یکی از اعضای گروه «بلککتز» که آن زمان «فرهاد» خوانندهٔ آن گروه است، برمیدارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت» میرانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچهٔ «رامسر». آنموقع از شب، استودیو آماده است. «گرجی» صدابردار و «محمد اوشال» با قرار قبلی آنجا هستند؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقهمندی که معمولاً همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال» پشت درام مینشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای پیانو خم میشود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است و «اسفندیار منفردزاده» کنترباس را به دست میگیرد. «شهرام غواص» را صدا میزنند که بیاید و «سوت» را بزند. میآید. میزند و «فرهاد» میخواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ضبط و تمام میشود. ساعتی بعد که پگاه سر میزند، ترانهٔ «جمعه» متولد شده است. «جمعه» با صدای «فرهاد»، بیهیچ چشمداشت مادی و صرفاً در جهت حمایت از «امیر نادری» و فیلم «خداحافظ رفیق» به او هدیه میشود. این ترانه کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد؛ ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ میخواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد.
منفردزاده بعد از انقلاب ترانههایی برای ابی و داریوش آهنگسازی کرد. موسیقی فیلم تابوی ایرانی را نوشت و هم اکنون ساکن کشور سوئد است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز #اسفندیار_منفرد_زاده
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکنندهٔ آهنگ
وی از سال ۱۳۳۵ فعالیت خود را به عنوان آهنگساز در «رادیو ایران» آغاز کرد. قبل از آن برای مدت کوتاهی در رادیو «نیروی هوایی» و تئاترهای لاله زار عود میزد و همزمان با تنظیم اپرای تخت جمشید (۱۳۴۶) و فتح بابل (۱۳۴۷) آهنگ فیلمهای هنگامه (۱۳۴۷) و جهنم سفید (۱۳۴۷) هر دو به کارگردانی ساموئل خاچیکیان را ساخت. آهنگ دو ترانه برای صدای کورس سرهنگ زاده در فیلم حسن کچل (علی حاتمی ۱۳۴۹) نیز از ساختههای اوست. دوران همکاری وی با مسعود کیمیایی درخشانترین دوران کار وی به عنوان سازنده موسیقی فیلم است. او آهنگسازی فیلمهایی گوزنها، تنگنا، داشآکل، خداحافظ رفیق، رضا موتوری و قیصر را به عهده داشت و برای دو فیلم قیصر و رضا موتوری برنده جایزه جشنواره فیلم سپاس شد. اکثر کارهای او با صدای فرهاد و گوگوش اجرا شدهاند.
در سابقه و تاریخچهٔ ترانهٔ «جمعه» باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختهٔ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که، کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانهٔ متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را به دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران بود، با بازی بازیگرانی ناشناخته و نه چندان معروف.
«شهیار قنبری» در مجموعهای از ترانه سرودههای او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر مینویسد :
«در یک عصر جمعه، ترانهٔ جمعه را در خانهٔ اسفندیار نوشتم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقاش، دوستانه پیشکش کردم و او آنرا در اختیار منفردزاده گذاشت.
«منفردزاده» با قرار قبلی و با کمک «شهبال شب پره» سر راه به رستورانی که «فرهاد» شبها در آنجا میخواند میرود. ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد مینشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه «شهبال» یکی از اعضای گروه «بلککتز» که آن زمان «فرهاد» خوانندهٔ آن گروه است، برمیدارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت» میرانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچهٔ «رامسر». آنموقع از شب، استودیو آماده است. «گرجی» صدابردار و «محمد اوشال» با قرار قبلی آنجا هستند؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقهمندی که معمولاً همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال» پشت درام مینشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای پیانو خم میشود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است و «اسفندیار منفردزاده» کنترباس را به دست میگیرد. «شهرام غواص» را صدا میزنند که بیاید و «سوت» را بزند. میآید. میزند و «فرهاد» میخواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ضبط و تمام میشود. ساعتی بعد که پگاه سر میزند، ترانهٔ «جمعه» متولد شده است. «جمعه» با صدای «فرهاد»، بیهیچ چشمداشت مادی و صرفاً در جهت حمایت از «امیر نادری» و فیلم «خداحافظ رفیق» به او هدیه میشود. این ترانه کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد؛ ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ میخواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد.
منفردزاده بعد از انقلاب ترانههایی برای ابی و داریوش آهنگسازی کرد. موسیقی فیلم تابوی ایرانی را نوشت و هم اکنون ساکن کشور سوئد است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ بهمن سالروز درگذشت #اسفندیار_احمدیه بندار
( زاده سال ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) انیماتور و نقاش و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی
احمدیه دوران كودكی با وجود مشكل شنوايی و گفتار، ابتدا به كودكستان و بعد به مدرسه معمولی رفت.
او حرفهای معلم را لبخوانی میكرد.
پدرش كه نگران فرزند با استعدادش بود او را نزد استاد "اصغر پتگر" نقاش برد.
پتگر برايش حرف میزد و او فقط سر تكان میداد و چشمش به انگشتها و قلم مو بود. حركتهای قلم مو را در خاطر میسپرد و آموزش رنگ و روغن و آبرنگ را نزد او كامل كرد و در سال ۱۳۲۶ راهی هنرستان كمالالملك شد و در كنار هنرمندانی چون اسماعيل آشتيانی، محمود اوليا، حسين شيخ، عباس كاتوزيان، صادق پور و علی چيتساز، نقاشی را به صورت آكادميك آموخت.
اسفندیار به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمالالملک قرار گرفت.
مضامین تابلوهای او نیز همان حال و هوای آثار کمالالملک را دارد که از جمله میتوان به تصاویری از طبیعت، زندگی، کار، آداب و سنن مردم عادی، تکچهره سازی، طبیعت بیجان (ترکیبات هنرمندانهای از بطری و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالی و شیشهای و انواع اشیای مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بی جان یا Still Life می گویند) مصور کردن قصص دینی، حماسی و فولکلوریک اشاره کرد. این همه را او در تجربهگریهای متنوعی با ابزارهای مختلفی همچون رنگ روغن، آبرنگ، مداد رنگی و ... به نمایش درآورده است.
او در بخش نقاشی روی سفال و سرامیک در اداره کل هنرهای زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره، چندسالی کار و فعالیت داشته است.
وی در واقع بانی انیمیشن در ایران و پدر پویانمایی ایرانی است که در سال ۱۳۳۶ با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعی » نام خود را بهعنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رسانید. او این دو فیلم را با مداد طراحی کرده و به مدت ۲ دقیقه به حرکت در آورده بود.
وی در سال های پایانی دهه ۳۰ و سالهای آغازین دهه ۴۰ آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال ۱۳۴۱، طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال ۱۳۴۲، نقاشی فیلم «خروس بیمحل » و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا میروی؟» به کارگردانی افخم ماکویی،
ورود اسفندیار احمدیه به دنیای انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوی و کوشش های تجربیاش بود و در این حیطه هیچ آموزشی ندیده بود.
وی در سال ۱۳۸۴ از سوی انجمن سینمایی فیلم سازان انیمیشن ایران ( آسیفا ) به عنوان پایهگذار انیمیشن (پویانمایی) درایران شناخته شد و در سال ۱۳۷۰ نیز از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایی از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگی ، ایمان، شعف و مهر آشنا میشویم و بار دیگر به خاطر میآوریم که پاکیزگی و ایمان مبنای هنر والای ایرانی است. این شور و شعف، وجد و سرزندگی و شفقت و مهر، تنها جلوهای مادی از آن مبنای لایزال است.
اسفندیار احمدیه در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ بهمن سالروز درگذشت #اسفندیار_احمدیه بندار
( زاده سال ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ تهران ) انیماتور و نقاش و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی
احمدیه دوران كودكی با وجود مشكل شنوايی و گفتار، ابتدا به كودكستان و بعد به مدرسه معمولی رفت.
او حرفهای معلم را لبخوانی میكرد.
پدرش كه نگران فرزند با استعدادش بود او را نزد استاد "اصغر پتگر" نقاش برد.
پتگر برايش حرف میزد و او فقط سر تكان میداد و چشمش به انگشتها و قلم مو بود. حركتهای قلم مو را در خاطر میسپرد و آموزش رنگ و روغن و آبرنگ را نزد او كامل كرد و در سال ۱۳۲۶ راهی هنرستان كمالالملك شد و در كنار هنرمندانی چون اسماعيل آشتيانی، محمود اوليا، حسين شيخ، عباس كاتوزيان، صادق پور و علی چيتساز، نقاشی را به صورت آكادميك آموخت.
اسفندیار به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمالالملک قرار گرفت.
مضامین تابلوهای او نیز همان حال و هوای آثار کمالالملک را دارد که از جمله میتوان به تصاویری از طبیعت، زندگی، کار، آداب و سنن مردم عادی، تکچهره سازی، طبیعت بیجان (ترکیبات هنرمندانهای از بطری و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالی و شیشهای و انواع اشیای مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بی جان یا Still Life می گویند) مصور کردن قصص دینی، حماسی و فولکلوریک اشاره کرد. این همه را او در تجربهگریهای متنوعی با ابزارهای مختلفی همچون رنگ روغن، آبرنگ، مداد رنگی و ... به نمایش درآورده است.
او در بخش نقاشی روی سفال و سرامیک در اداره کل هنرهای زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره، چندسالی کار و فعالیت داشته است.
وی در واقع بانی انیمیشن در ایران و پدر پویانمایی ایرانی است که در سال ۱۳۳۶ با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعی » نام خود را بهعنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رسانید. او این دو فیلم را با مداد طراحی کرده و به مدت ۲ دقیقه به حرکت در آورده بود.
وی در سال های پایانی دهه ۳۰ و سالهای آغازین دهه ۴۰ آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال ۱۳۴۱، طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال ۱۳۴۲، نقاشی فیلم «خروس بیمحل » و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا میروی؟» به کارگردانی افخم ماکویی،
ورود اسفندیار احمدیه به دنیای انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوی و کوشش های تجربیاش بود و در این حیطه هیچ آموزشی ندیده بود.
وی در سال ۱۳۸۴ از سوی انجمن سینمایی فیلم سازان انیمیشن ایران ( آسیفا ) به عنوان پایهگذار انیمیشن (پویانمایی) درایران شناخته شد و در سال ۱۳۷۰ نیز از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنری دریافت کرد.
در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایی از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگی ، ایمان، شعف و مهر آشنا میشویم و بار دیگر به خاطر میآوریم که پاکیزگی و ایمان مبنای هنر والای ایرانی است. این شور و شعف، وجد و سرزندگی و شفقت و مهر، تنها جلوهای مادی از آن مبنای لایزال است.
اسفندیار احمدیه در ۸۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز#اسفندیار_منفرد_زاده_نازنین
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکننده آهنگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز#اسفندیار_منفرد_زاده_نازنین
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکننده آهنگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز#اسفندیار_منفرد_زاده_نازنین
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکننده آهنگ
وی از سال ۱۳۳۵ فعالیتش را بهعنوان آهنگساز در «رادیو ایران» آغاز کرد. قبل از آن برای مدت کوتاهی در رادیو «نیروی هوایی» و تئاترهای لاله زار عود میزد و همزمان با تنظیم اپرای تختجمشید (۱۳۴۶) و فتح بابل (۱۳۴۷) آهنگ فیلمهای هنگامه (۱۳۴۷) و جهنم سفید (۱۳۴۷) هر دو به کارگردانی ساموئل خاچیکیان را ساخت. آهنگ دوترانه برای صدای کورس سرهنگ زاده در فیلم حسن کچل (علی حاتمی ۱۳۴۹) نیز از ساختههای اوست. دوران همکاری وی با مسعود کیمیایی درخشانترین دوران کار وی بهعنوان سازنده موسیقی فیلم است. او آهنگسازی فیلمهایی گوزنها، تنگنا، داشآکل، خداحافظ رفیق، رضا موتوری و قیصر را بهعهده داشت و برای دوفیلم قیصر و رضاموتوری، برنده جایزه جشنواره فیلم سپاس شد. اکثر کارهای او با صدای فرهاد و گوگوش اجرا شدهاند.
در سابقه و تاریخچه ترانه «جمعه» باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساخته «امیر نادری» گفت و این واقعیت که، کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانه متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را بهدیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران بود، با بازی بازیگرانی ناشناخته و نه چندان معروف.
«شهیار قنبری» در مجموعهای از ترانه سرودههای او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر مینویسد:
«در یک عصر جمعه، ترانه جمعه را در خانه اسفندیار نوشتم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقاش، دوستانه پیشکش کردم و او آنرا در اختیار منفردزاده گذاشت.
«منفردزاده» با قرار قبلی و با کمک «شهبال شب پره» سر راه به رستورانی که «فرهاد» شبها در آنجا میخواند میرود. ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد مینشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه «شهبال» یکی از اعضای گروه «بلککتز» که آنزمان «فرهاد» خواننده آن گروه است، برمیدارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت» میرانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچه «رامسر». آنموقع از شب، استودیو آماده است. «گرجی» صدابردار و «محمد اوشال» با قرار قبلی آنجا هستند؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقهمندی که معمولاً همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و بهخواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال» پشت درام مینشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای پیانو خم میشود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است و «اسفندیار منفردزاده» کنترباس را بهدست میگیرد. «شهرام غواص» را صدا میزنند که بیاید و «سوت» را بزند. میآید. میزند و «فرهاد» میخواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ضبط و تمام میشود. ساعتی بعد که پگاه سر میزند، ترانه «جمعه» متولد شده است. «جمعه» باصدای «فرهاد» بیهیچ چشمداشت مادی و صرفاً در جهت حمایت از «امیر نادری» و فیلم «خداحافظ رفیق» به او هدیه میشود. این ترانه کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد؛ ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ میخواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد.
منفردزاده بعد از انقلاب ترانههایی برای ابی و داریوش آهنگسازی کرد. موسیقی فیلم تابوی ایرانی را نوشت و هماکنون ساکن کشور سوئد است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ اسفند زادروز#اسفندیار_منفرد_زاده_نازنین
( زاده ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و تنظیمکننده آهنگ
وی از سال ۱۳۳۵ فعالیتش را بهعنوان آهنگساز در «رادیو ایران» آغاز کرد. قبل از آن برای مدت کوتاهی در رادیو «نیروی هوایی» و تئاترهای لاله زار عود میزد و همزمان با تنظیم اپرای تختجمشید (۱۳۴۶) و فتح بابل (۱۳۴۷) آهنگ فیلمهای هنگامه (۱۳۴۷) و جهنم سفید (۱۳۴۷) هر دو به کارگردانی ساموئل خاچیکیان را ساخت. آهنگ دوترانه برای صدای کورس سرهنگ زاده در فیلم حسن کچل (علی حاتمی ۱۳۴۹) نیز از ساختههای اوست. دوران همکاری وی با مسعود کیمیایی درخشانترین دوران کار وی بهعنوان سازنده موسیقی فیلم است. او آهنگسازی فیلمهایی گوزنها، تنگنا، داشآکل، خداحافظ رفیق، رضا موتوری و قیصر را بهعهده داشت و برای دوفیلم قیصر و رضاموتوری، برنده جایزه جشنواره فیلم سپاس شد. اکثر کارهای او با صدای فرهاد و گوگوش اجرا شدهاند.
در سابقه و تاریخچه ترانه «جمعه» باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساخته «امیر نادری» گفت و این واقعیت که، کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانه متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را بهدیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران بود، با بازی بازیگرانی ناشناخته و نه چندان معروف.
«شهیار قنبری» در مجموعهای از ترانه سرودههای او که با نام «دریا در من» منتشر شده، در پانویس این شعر مینویسد:
«در یک عصر جمعه، ترانه جمعه را در خانه اسفندیار نوشتم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقاش، دوستانه پیشکش کردم و او آنرا در اختیار منفردزاده گذاشت.
«منفردزاده» با قرار قبلی و با کمک «شهبال شب پره» سر راه به رستورانی که «فرهاد» شبها در آنجا میخواند میرود. ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد مینشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه «شهبال» یکی از اعضای گروه «بلککتز» که آنزمان «فرهاد» خواننده آن گروه است، برمیدارد و از «رستوران کوچینی» در حوالی «بلوار الیزابت» میرانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچه «رامسر». آنموقع از شب، استودیو آماده است. «گرجی» صدابردار و «محمد اوشال» با قرار قبلی آنجا هستند؛ «ناصر غواص» از جوانان علاقهمندی که معمولاً همان دور و برها هستند هم دم دست است. دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و بهخواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال» پشت درام مینشیند و «محمد اوشال» روی کلیدهای پیانو خم میشود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است و «اسفندیار منفردزاده» کنترباس را بهدست میگیرد. «شهرام غواص» را صدا میزنند که بیاید و «سوت» را بزند. میآید. میزند و «فرهاد» میخواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ضبط و تمام میشود. ساعتی بعد که پگاه سر میزند، ترانه «جمعه» متولد شده است. «جمعه» باصدای «فرهاد» بیهیچ چشمداشت مادی و صرفاً در جهت حمایت از «امیر نادری» و فیلم «خداحافظ رفیق» به او هدیه میشود. این ترانه کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد؛ ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ میخواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد.
منفردزاده بعد از انقلاب ترانههایی برای ابی و داریوش آهنگسازی کرد. موسیقی فیلم تابوی ایرانی را نوشت و هماکنون ساکن کشور سوئد است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#مهربانو_درشاهنامه
از مجموعه سیمای زن در شعر #پارسی
Written in persian
این مطلب بیشتر برای کسانی هست که شاهکار فردوسی و خود او را زن ستیز می دانند.
مطلب را با این بیت از شاهنامه آغاز میکنم:
چو فرزند را باشد آیین و فر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.
(یعنی که فرزند اگر دارای بزرگی و بزگ منشی باشد فرقی نمیکند که دختر باشد یا پسر)
شاید همین یک بیت برای این گروه کافی باشد اما ادامه میدهم. #فردوسی از زبان خودش در وصف تهمینه چنین میگوید:
روانش خِرَد بود و تن جان ِ پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک.
(یعنی که این بانو چنان پاک و والا و اندیشمند بود، انگار که از خاک آفریده نشده است)
در وصف همسرش در داستان #بیژن و #منیژه چنین میگوید:
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای.
خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ.
مرا گفت شمعت چه باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی
بدو گفتم ای بت، نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب.
دوباره از زبان خود در وصف #گردآفرید میگوید:
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید.
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد.
و این تعاریف و توصیفات همچنان درباره #گردآفرید از زبان #فردوسی در همه داستان ادامه دارد.
و یا در داستان #سیاوش، پیران به #افراسیاب هشدار میدهد که مراقب ایرانیان باشد چون اگر حمله کند، زنان ایران هم چون شیر خواهند شد و افراسیاب را داغدیده خواهند کرد و در توران احدی زنده نخواهد ماند:
که گر گیو و خسرو به ایران شوند
زنان اندر ایران چو شیران شوند
نماند برین بوم و بر خاک و آب
وزین ، داغ دل گردد افراسیاب.
و یا در گفتاری، #گیو با #فرنگیس چنین محترمانه با #فرنگیس سخن میگوید:
بدو گفت: گیو، ای مه بانوان
چرا رنجه کردی بدینسان روان؟
در داستان #رستم و #اسفندیار، داستان از آنجا آغاز میشود که #اسفندیار شبی مست به خانه میآید و به مادرش میگوید که برای تصاحب تاج و تخت از پدرش، میخواهد به جنگ با #رستم برود.
#کتایون او را پند و اندرز میدهد و تلاش میکند که او را از این تصمیم باز دارد، اما #اسفنديار مست در پاسخ مادر چنین میگوید:
که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی
مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن
این ابیات را ایران ستیزان، عَلم کرده و میگویند این نظر فردوسی است به زن.
نه جانم. این نظر فردوسی نیست. نظر
اسفنديار است به زنان.
اتفاقن در همین داستان، فردوسی از زبان خود، خرد و دانایی #کتایون را آفرین میگوید و با او در مرگ فرزندش، سوگواری میکند.
داستان نشان میدهد که پند و اندرز #مادر به #اسفنديار درست بوده است و اسفندیار اشتباه میکرده است.
در واقع همه ابیاتی که این افراد به عنوان زن ستیزی، مثال میآورند، همه تک به تک داستانی با خود دارند که از زبان شخصیتها گفته شده برای شرح ماجرا.
این داستانها را باید خواند تا به حقیقت داستان پی برد.
شاهنامه داستان زندگی آدمهاست. شرح زنان خوب و زنان بد، شرح مردان خوب و مردان بد. شرح خصایص خوب و بد آدمها.
در شاهنامه همانگونه که مرد خوب داریم، مرد بد هم داریم. آدمها در شاهنامه گاهی خوب هستند و گاهی بد. نمونه آنها در زنان یکی #سودابه است و در مردان #رستم.
#سودابه زمانی خوب است و زمانی دیگر بد و فریبکار. #رستم هم همینگونه.
و نکته شگفت اینکه #سودابه به دست #رستم کشته میشود و #رستم به دست برادرش و خیانت برادرش.
در شاهنامه برادر #رستم، #شغاد از حقیرترین انسانهاست.
سخن درباره نقش زن در شاهنامه بسیار است و ما به همین بسنده میکنیم. بهتر است شما نیز شاهنامه را بخوانید.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#مهربانو_درشاهنامه
از مجموعه سیمای زن در شعر #پارسی
Written in persian
این مطلب بیشتر برای کسانی هست که شاهکار فردوسی و خود او را زن ستیز می دانند.
مطلب را با این بیت از شاهنامه آغاز میکنم:
چو فرزند را باشد آیین و فر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.
(یعنی که فرزند اگر دارای بزرگی و بزگ منشی باشد فرقی نمیکند که دختر باشد یا پسر)
شاید همین یک بیت برای این گروه کافی باشد اما ادامه میدهم. #فردوسی از زبان خودش در وصف تهمینه چنین میگوید:
روانش خِرَد بود و تن جان ِ پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک.
(یعنی که این بانو چنان پاک و والا و اندیشمند بود، انگار که از خاک آفریده نشده است)
در وصف همسرش در داستان #بیژن و #منیژه چنین میگوید:
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای.
خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ.
مرا گفت شمعت چه باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی
بدو گفتم ای بت، نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب.
دوباره از زبان خود در وصف #گردآفرید میگوید:
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید.
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد.
و این تعاریف و توصیفات همچنان درباره #گردآفرید از زبان #فردوسی در همه داستان ادامه دارد.
و یا در داستان #سیاوش، پیران به #افراسیاب هشدار میدهد که مراقب ایرانیان باشد چون اگر حمله کند، زنان ایران هم چون شیر خواهند شد و افراسیاب را داغدیده خواهند کرد و در توران احدی زنده نخواهد ماند:
که گر گیو و خسرو به ایران شوند
زنان اندر ایران چو شیران شوند
نماند برین بوم و بر خاک و آب
وزین ، داغ دل گردد افراسیاب.
و یا در گفتاری، #گیو با #فرنگیس چنین محترمانه با #فرنگیس سخن میگوید:
بدو گفت: گیو، ای مه بانوان
چرا رنجه کردی بدینسان روان؟
در داستان #رستم و #اسفندیار، داستان از آنجا آغاز میشود که #اسفندیار شبی مست به خانه میآید و به مادرش میگوید که برای تصاحب تاج و تخت از پدرش، میخواهد به جنگ با #رستم برود.
#کتایون او را پند و اندرز میدهد و تلاش میکند که او را از این تصمیم باز دارد، اما #اسفنديار مست در پاسخ مادر چنین میگوید:
که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی
مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن
این ابیات را ایران ستیزان، عَلم کرده و میگویند این نظر فردوسی است به زن.
نه جانم. این نظر فردوسی نیست. نظر
اسفنديار است به زنان.
اتفاقن در همین داستان، فردوسی از زبان خود، خرد و دانایی #کتایون را آفرین میگوید و با او در مرگ فرزندش، سوگواری میکند.
داستان نشان میدهد که پند و اندرز #مادر به #اسفنديار درست بوده است و اسفندیار اشتباه میکرده است.
در واقع همه ابیاتی که این افراد به عنوان زن ستیزی، مثال میآورند، همه تک به تک داستانی با خود دارند که از زبان شخصیتها گفته شده برای شرح ماجرا.
این داستانها را باید خواند تا به حقیقت داستان پی برد.
شاهنامه داستان زندگی آدمهاست. شرح زنان خوب و زنان بد، شرح مردان خوب و مردان بد. شرح خصایص خوب و بد آدمها.
در شاهنامه همانگونه که مرد خوب داریم، مرد بد هم داریم. آدمها در شاهنامه گاهی خوب هستند و گاهی بد. نمونه آنها در زنان یکی #سودابه است و در مردان #رستم.
#سودابه زمانی خوب است و زمانی دیگر بد و فریبکار. #رستم هم همینگونه.
و نکته شگفت اینکه #سودابه به دست #رستم کشته میشود و #رستم به دست برادرش و خیانت برادرش.
در شاهنامه برادر #رستم، #شغاد از حقیرترین انسانهاست.
سخن درباره نقش زن در شاهنامه بسیار است و ما به همین بسنده میکنیم. بهتر است شما نیز شاهنامه را بخوانید.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity