📚 #قهرمان_هزار_چهره
📝 یکی از مهم ترین آثاری که در مورد اساطیر و اسطوره شناسی نوشته شده است.
بدون شک یکی از تاثیرگذارترین کتاب ها بر روی صنعت سینما و هالیوود کتاب قهرمان هزار چهره نوشته جوزف کمپل است.این کتاب به معرفی و دسته بندی قصه ها و اسطوره های ملل می پردازد و از بین آنها به دنبال یافتن فرمولی برای روایت داستان می گردد.فرمولی که از ابتدا در میان قبایل بدوی شکل گرفته و همچنان در دنیای امروز قدرت خود را برای روایت داستانهای شورانگیز حفظ کرده است.
قهرمان هزارچهره مشهورترین و بهترین اثر جوزف کمپل، نویسنده و اسطورهشناس مشهور آمریکایی است که سیر و سفر درونی انسان را در قالب قهرمانان اسطورهای پی میگیرد و با بررسی قصهها و افسانههای جهان نشان میدهد که چطور این کهن الگو در هر زمان و مکان خود را در قالبی جدید تکرار میکند تا انسان را به سیر و سفر درونی و شناخت نفس راهنمایی کند.
کمپل در این کتاب بسیاری از نمادهای مذهبی و اسطورهای جهان را بررسی کرده و با در کنار هم قرار دادن آنها نشان داده است که چطور افسانهها و نمادهای اقوام و مذاهب مختلف، معادل و موازی یکدیگرند. او در میان این شباهتها به دنبال حقایقی بنیادین میگردد که انسان در طول هزاران سال زندگی بر روی کره خاکی براساس آنها روزگار خود را گذرانده است. در حقیقت این کتاب جزو کتاب های کلاسیک و رسمی رشته های ادبیات، اسطوره شناسی و فیلمنامه نویسی است و کارگردانان مشهور هالیوود تحت تاثیر آن با بازسازی اسطوره های کهن در قالب نو پرداخته اند. جنگ ستارگان، ارباب حلقه ها، ماتریکس و... از این کتاب الهام گرفته اند.
یکی از کسانی که بسیار تحت تاثیر این کتاب قرار گرفته جرج لوکاس فیلمساز مشهور آمریکایی است .او فیلمنامه جنگ های ستاره ای را بر اساس ساختار روایت اسطوره ای سفر قهرمان که در این کتاب توضیح داده می شود بنا کرده است.
اولین بار این کتاب در سال 1949 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شد. بعدها در اواخر دهه 80 میلادی کریسوفر ووگلر با الهام از قهرمان هزار چهره کتاب سفر نویسنده را به رشته تحریر در آورد که در آن تمامی تئوری های ارائه شده توسط کمپل را برای نوشتن فیلمنامه روز آمد کرد.
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
📝 یکی از مهم ترین آثاری که در مورد اساطیر و اسطوره شناسی نوشته شده است.
بدون شک یکی از تاثیرگذارترین کتاب ها بر روی صنعت سینما و هالیوود کتاب قهرمان هزار چهره نوشته جوزف کمپل است.این کتاب به معرفی و دسته بندی قصه ها و اسطوره های ملل می پردازد و از بین آنها به دنبال یافتن فرمولی برای روایت داستان می گردد.فرمولی که از ابتدا در میان قبایل بدوی شکل گرفته و همچنان در دنیای امروز قدرت خود را برای روایت داستانهای شورانگیز حفظ کرده است.
قهرمان هزارچهره مشهورترین و بهترین اثر جوزف کمپل، نویسنده و اسطورهشناس مشهور آمریکایی است که سیر و سفر درونی انسان را در قالب قهرمانان اسطورهای پی میگیرد و با بررسی قصهها و افسانههای جهان نشان میدهد که چطور این کهن الگو در هر زمان و مکان خود را در قالبی جدید تکرار میکند تا انسان را به سیر و سفر درونی و شناخت نفس راهنمایی کند.
کمپل در این کتاب بسیاری از نمادهای مذهبی و اسطورهای جهان را بررسی کرده و با در کنار هم قرار دادن آنها نشان داده است که چطور افسانهها و نمادهای اقوام و مذاهب مختلف، معادل و موازی یکدیگرند. او در میان این شباهتها به دنبال حقایقی بنیادین میگردد که انسان در طول هزاران سال زندگی بر روی کره خاکی براساس آنها روزگار خود را گذرانده است. در حقیقت این کتاب جزو کتاب های کلاسیک و رسمی رشته های ادبیات، اسطوره شناسی و فیلمنامه نویسی است و کارگردانان مشهور هالیوود تحت تاثیر آن با بازسازی اسطوره های کهن در قالب نو پرداخته اند. جنگ ستارگان، ارباب حلقه ها، ماتریکس و... از این کتاب الهام گرفته اند.
یکی از کسانی که بسیار تحت تاثیر این کتاب قرار گرفته جرج لوکاس فیلمساز مشهور آمریکایی است .او فیلمنامه جنگ های ستاره ای را بر اساس ساختار روایت اسطوره ای سفر قهرمان که در این کتاب توضیح داده می شود بنا کرده است.
اولین بار این کتاب در سال 1949 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شد. بعدها در اواخر دهه 80 میلادی کریسوفر ووگلر با الهام از قهرمان هزار چهره کتاب سفر نویسنده را به رشته تحریر در آورد که در آن تمامی تئوری های ارائه شده توسط کمپل را برای نوشتن فیلمنامه روز آمد کرد.
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#آج= آژ
#آجر= آگور
#آذربایجان= آذرآبادگان
#آذوقه= آزوغه
#آماج= آماگ
#آئین= آیین
#آئینه= آیینه
#ابرقو= ابرکوه
#ابد= اَپَت
#ازل= اَسَر
#اسب= اسپ
#اسفند= اسپند
#اسفندیار= اسپندیار
#اصفهان= اسپهان، سپاهان
#اوج= اوگ
#باج= باژ
#بادنجان= بادِنگان، باتَنگان
#بجنورد= بیژنگرد
#برج= بُرگ
#بروجرد= پیروزگرد
#بذر= بَرز
#بصره= بَسرَه
#بوزرجمهر= بزرگمهر
#بیرجند= بیرگند
#پائیز= پاییز
#تاج= تاگه، تاگ
#ترجمان= ترگمان، ترزبان
#ترجمه= ترگویه
#تیسفون= تیسپون
#توپ= توب(بازی)
#توپ= توف، از زینهها(سلاحها)
#جالیز= پالیز
#جزیره= گزیرک
#جزیه= گزیَت، گزیه
#جعفری= جفری(سبزی)
#جوراب= گوراب
#جوهر= گوهر
#جیوه= ژیوه
#چاقو= چاکو
#حال= هال(خوشحال=خوشهال)
#حتی= هتا
#خط= خد
#خنثی= خـَنزَک
#خنجر= خونگر
#خندق= کندک
#دغل= دَگل
#دلقک= تلخک
#دهقان= دهگان
#رأی= رای
#رواج= رواگ
#زرنیخ= زَرنیک
#زغال= زگال
#زنجبیل/#زنجفیل= زنگپیل
#زوبین= ژوپین
#ساعت= سایه
#ساق= ساگ
#سفارش= سپارش
#سفید= سپید
#سمرقند= سمرکند
#سنندج= سنندژ
#سیاق= سایاگ
#شصت= شست
#شطرنج= چترنگ
#صد= سد
#صدا= سدا
#صلیب= چلیپا
#طاق= تاک
#طالقان= تالکان
#طبق= تبوک(=ظرف)
#طرز= ترز
#طلق= تلک
#طوس= توس
#طهماسب= تهماسپ
#عرش= ارگ
#عروس= اروس
#عیار= هَیبار، اَیبار
#فارس= پارس
#فاش= پاش
#فالوده= پالوده
#فانی= وَنی
#فردوس= پردیس
#فشم= پَشَم
#فنجان= پَنگان
#فندق= پَندُک
#فولاد= پولاد
#فهرست= پهرست
#فیل= پیل
#قادسیه= کادُسی، کادوسی
#قارچ= غارچ
#قربان= کُرپان
#قرقره= غَرغَره
#قزوین= کاسپین
#قشنگ= غشنگ
#قفقاز= گابگـَه
#قفل= کوپَله، کُپل
#قلعه= کلات
#قنات= کَناد
#قند= کهَند، کند، غند
#قندیل= کندیله
#قهرمان= کـُهرُمان
#کج= کژ
#کسری= خسرو
#کیومرث= گـَیومَرت
#گوسفند= گوسپند
#لعل= لال
#ماده= ماتک
#محراب= مهرابه، مهراب
#مسجد= مزگت
#مسقط= مَسکَت، مَشکَت
#مسیح= مسیها
#معنوی= مینوی
#معنی= مانی، مانَک، ماناک
#موذی= موتک
#مهندس= هَندازگر
#نظر= نگر
#نعناع= نانوک
#نقش= نخش
#نوبت= نِیابِه
#نیریز= نوروز
#وجب= وَژَه
#وزیر= وِچیر، ویچیر
#وقت= وخت
#هاج و #واج= هاژ و واژ
#یاقوت= یاکند
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#آج= آژ
#آجر= آگور
#آذربایجان= آذرآبادگان
#آذوقه= آزوغه
#آماج= آماگ
#آئین= آیین
#آئینه= آیینه
#ابرقو= ابرکوه
#ابد= اَپَت
#ازل= اَسَر
#اسب= اسپ
#اسفند= اسپند
#اسفندیار= اسپندیار
#اصفهان= اسپهان، سپاهان
#اوج= اوگ
#باج= باژ
#بادنجان= بادِنگان، باتَنگان
#بجنورد= بیژنگرد
#برج= بُرگ
#بروجرد= پیروزگرد
#بذر= بَرز
#بصره= بَسرَه
#بوزرجمهر= بزرگمهر
#بیرجند= بیرگند
#پائیز= پاییز
#تاج= تاگه، تاگ
#ترجمان= ترگمان، ترزبان
#ترجمه= ترگویه
#تیسفون= تیسپون
#توپ= توب(بازی)
#توپ= توف، از زینهها(سلاحها)
#جالیز= پالیز
#جزیره= گزیرک
#جزیه= گزیَت، گزیه
#جعفری= جفری(سبزی)
#جوراب= گوراب
#جوهر= گوهر
#جیوه= ژیوه
#چاقو= چاکو
#حال= هال(خوشحال=خوشهال)
#حتی= هتا
#خط= خد
#خنثی= خـَنزَک
#خنجر= خونگر
#خندق= کندک
#دغل= دَگل
#دلقک= تلخک
#دهقان= دهگان
#رأی= رای
#رواج= رواگ
#زرنیخ= زَرنیک
#زغال= زگال
#زنجبیل/#زنجفیل= زنگپیل
#زوبین= ژوپین
#ساعت= سایه
#ساق= ساگ
#سفارش= سپارش
#سفید= سپید
#سمرقند= سمرکند
#سنندج= سنندژ
#سیاق= سایاگ
#شصت= شست
#شطرنج= چترنگ
#صد= سد
#صدا= سدا
#صلیب= چلیپا
#طاق= تاک
#طالقان= تالکان
#طبق= تبوک(=ظرف)
#طرز= ترز
#طلق= تلک
#طوس= توس
#طهماسب= تهماسپ
#عرش= ارگ
#عروس= اروس
#عیار= هَیبار، اَیبار
#فارس= پارس
#فاش= پاش
#فالوده= پالوده
#فانی= وَنی
#فردوس= پردیس
#فشم= پَشَم
#فنجان= پَنگان
#فندق= پَندُک
#فولاد= پولاد
#فهرست= پهرست
#فیل= پیل
#قادسیه= کادُسی، کادوسی
#قارچ= غارچ
#قربان= کُرپان
#قرقره= غَرغَره
#قزوین= کاسپین
#قشنگ= غشنگ
#قفقاز= گابگـَه
#قفل= کوپَله، کُپل
#قلعه= کلات
#قنات= کَناد
#قند= کهَند، کند، غند
#قندیل= کندیله
#قهرمان= کـُهرُمان
#کج= کژ
#کسری= خسرو
#کیومرث= گـَیومَرت
#گوسفند= گوسپند
#لعل= لال
#ماده= ماتک
#محراب= مهرابه، مهراب
#مسجد= مزگت
#مسقط= مَسکَت، مَشکَت
#مسیح= مسیها
#معنوی= مینوی
#معنی= مانی، مانَک، ماناک
#موذی= موتک
#مهندس= هَندازگر
#نظر= نگر
#نعناع= نانوک
#نقش= نخش
#نوبت= نِیابِه
#نیریز= نوروز
#وجب= وَژَه
#وزیر= وِچیر، ویچیر
#وقت= وخت
#هاج و #واج= هاژ و واژ
#یاقوت= یاکند
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#قهرمان_طبقه_کارگر_جان_لنون
«من خدا را باور دارم، ولی نه بعنوان پیرمردی در آسمان، باور دارم چیزی که همه آدمها به آن خدا میگویند ، چیزی در وجود همه ماست. من حرف مسیح، محمد، بودا و بقیه را باور دارم ، ولی مسئله اینجاست که خدا را اشتباه تفسیر کرده اند.»
#جان_لنون یکی از پر نفوذ ترین چهره های هنری نیمه دوم قرن بیستم، از پیشگامان سبک نوین موسیقی و مغز متفکر گروه بيتلز بود که سالها پس از مرگش همچنان صدای جهانی صلحطلبی و مبارزه با جنگ است.
سال ۱۹۷۰ که بیتلز از هم پاشید، لنون یکه و تنها در جهان خودش گام برداشت
درست بعد از فروپاشی گروه بیتلز ؛ لنون ترانه خدا را درباره پرستش نادرست برخی بتها که خدا میخوانیم، نوشت.
او در ابتدای ترانه دیدگاه خودش را با تعریفی از خدا شروع میکند و در ادامه فهرستی از مفاهیمی که برای معرفی خدا استفاده شده را ارائه میکند و سعی میکند به مخاطب بگوید که بیشتر روی معلم (خدا) تمرکز کرده اند تا چیزی که قرار است آموزش ببینند.
جان لنون با این ترانه دنیایی را که طی هزاران سال ذهن بشر با خدایان مختلف و نامهای مختلف ایجاد کرده است، به چالش میکشد و از واقعیت سخن میگوید، واقعیتی که خود او و عشقش "یوکو" است.
لنون حتا میگوید که به بیتلز ؛ گروهی که با آن اوج گرفت اعتقاد ندارد، الویس را هم که صدایش او را به جهان موسیقی هدایت کرد به عنوان یک بت نفی میداند، و به زیمرمن بزرگ که ما با نام باب دیلن میشناسیم و ترانه نوین به او مدیون است اعتقادی ندارد.
او هر آنچه را که بشر معاصر میپرستد و به آن ایمان دارد را کنار میگذارد و از توجه به وجود خویشتن و عشق سخن میگوید.
این ترانه را میتوان به خودشناسی آدمها ربط داد ، اتفاقی که ممکن است زندگی هر فردی را دگرگون کند و همانطور که از واژه هایی مثل آزادی بیان ، دموکراسی ، حقوق زنان ، و سیاست سو استفاده میشود ، از دین هم به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف مختلف استفاده میشود.
این تفکر جان لنون در نوشته ها و ترانه های معروف دیگرش از جمله "تصور کن" نیز به چشم میخورد که در آنجا هم از مخاطب میخواد برای یکبار هم که شده تعصب را کنار بگذارد و تصور کند که هیچ دینی وجود ندارد ، هیچ بهشت و جهنمی وعده داده نشده ، هیچ کشوری وجود ندارد و همه آدمها روی یک زمین راه میروند و زیر یک آسمان نفس میکشند و با بیان این ایده از ساختن جامعه ای آرمانی که نیچه آن را مدینه فاضله مینامد صحبت میکند.
جناب لنون سه هفته پس از انتشار آخرین آلبومش در هشتم دسامبر ١٩٨٠ با گلوله "چپمن" یکی از هواداران دوآتشه اش به قتل رسید. (چپمن میگوید جان لنون بزرگ را در چهل سالگی به قتل رساندم تا با این کار بزرگ مشهور شوم). خود لنون نیز سالها پیشتر در مصاحبه ای گفته بود تصور من از مرگ این است که یک دیوانه مرا خواهد کشت!
#قهرمان_طبقه_کارگر_جان_لنون
از وقتی چشم باز کردی توو سرت میزنن
به جای میدان دادن عرصه رو بهت تنگ میکنن
تا وقتی درد از پا درت بیاره متوجه نمیشی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
توو خونه رو مختن، توو مدرسه کتکت میزنن
اگه باهوش باشی ازت متنفرن احمق ها رو هم خوار میکنن
تا وقتی که زنجیر پاره میکنی و نمیتونی ازشون اطاعت امر کنی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
وقتی که بیست سال آزگار ترسوندنت و شکنجهت کردن
تازه ازت انتظار دارن یه کاری دست و پا کنی
وقتی میبینی که واقعا هیچی از دستت برنمیاد ترس وجودتو میگیره
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
با مذهب و سکس و تلویزیون خر نگهت میدارن
و تو فکر میکنی خیلی باهوش و مستقل و آزادی
ولی سر تا پاتو ورانداز میکنم، هنوزم یه رعیت احمقی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
بهت میگن هنوزم یه جایگاه برات اون بالاها داریم
ولی اول باید یاد بگیری چجوری بُکشی و لبخند رضایت رو لبت باشه
اگه میخوای مث مردم بالانشین باشی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
اگه میخوای یه قهرمان باشی
به حرفام خوب گوش کن
#برگردان_مهسای_خوبمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#قهرمان_طبقه_کارگر_جان_لنون
«من خدا را باور دارم، ولی نه بعنوان پیرمردی در آسمان، باور دارم چیزی که همه آدمها به آن خدا میگویند ، چیزی در وجود همه ماست. من حرف مسیح، محمد، بودا و بقیه را باور دارم ، ولی مسئله اینجاست که خدا را اشتباه تفسیر کرده اند.»
#جان_لنون یکی از پر نفوذ ترین چهره های هنری نیمه دوم قرن بیستم، از پیشگامان سبک نوین موسیقی و مغز متفکر گروه بيتلز بود که سالها پس از مرگش همچنان صدای جهانی صلحطلبی و مبارزه با جنگ است.
سال ۱۹۷۰ که بیتلز از هم پاشید، لنون یکه و تنها در جهان خودش گام برداشت
درست بعد از فروپاشی گروه بیتلز ؛ لنون ترانه خدا را درباره پرستش نادرست برخی بتها که خدا میخوانیم، نوشت.
او در ابتدای ترانه دیدگاه خودش را با تعریفی از خدا شروع میکند و در ادامه فهرستی از مفاهیمی که برای معرفی خدا استفاده شده را ارائه میکند و سعی میکند به مخاطب بگوید که بیشتر روی معلم (خدا) تمرکز کرده اند تا چیزی که قرار است آموزش ببینند.
جان لنون با این ترانه دنیایی را که طی هزاران سال ذهن بشر با خدایان مختلف و نامهای مختلف ایجاد کرده است، به چالش میکشد و از واقعیت سخن میگوید، واقعیتی که خود او و عشقش "یوکو" است.
لنون حتا میگوید که به بیتلز ؛ گروهی که با آن اوج گرفت اعتقاد ندارد، الویس را هم که صدایش او را به جهان موسیقی هدایت کرد به عنوان یک بت نفی میداند، و به زیمرمن بزرگ که ما با نام باب دیلن میشناسیم و ترانه نوین به او مدیون است اعتقادی ندارد.
او هر آنچه را که بشر معاصر میپرستد و به آن ایمان دارد را کنار میگذارد و از توجه به وجود خویشتن و عشق سخن میگوید.
این ترانه را میتوان به خودشناسی آدمها ربط داد ، اتفاقی که ممکن است زندگی هر فردی را دگرگون کند و همانطور که از واژه هایی مثل آزادی بیان ، دموکراسی ، حقوق زنان ، و سیاست سو استفاده میشود ، از دین هم به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف مختلف استفاده میشود.
این تفکر جان لنون در نوشته ها و ترانه های معروف دیگرش از جمله "تصور کن" نیز به چشم میخورد که در آنجا هم از مخاطب میخواد برای یکبار هم که شده تعصب را کنار بگذارد و تصور کند که هیچ دینی وجود ندارد ، هیچ بهشت و جهنمی وعده داده نشده ، هیچ کشوری وجود ندارد و همه آدمها روی یک زمین راه میروند و زیر یک آسمان نفس میکشند و با بیان این ایده از ساختن جامعه ای آرمانی که نیچه آن را مدینه فاضله مینامد صحبت میکند.
جناب لنون سه هفته پس از انتشار آخرین آلبومش در هشتم دسامبر ١٩٨٠ با گلوله "چپمن" یکی از هواداران دوآتشه اش به قتل رسید. (چپمن میگوید جان لنون بزرگ را در چهل سالگی به قتل رساندم تا با این کار بزرگ مشهور شوم). خود لنون نیز سالها پیشتر در مصاحبه ای گفته بود تصور من از مرگ این است که یک دیوانه مرا خواهد کشت!
#قهرمان_طبقه_کارگر_جان_لنون
از وقتی چشم باز کردی توو سرت میزنن
به جای میدان دادن عرصه رو بهت تنگ میکنن
تا وقتی درد از پا درت بیاره متوجه نمیشی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
توو خونه رو مختن، توو مدرسه کتکت میزنن
اگه باهوش باشی ازت متنفرن احمق ها رو هم خوار میکنن
تا وقتی که زنجیر پاره میکنی و نمیتونی ازشون اطاعت امر کنی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
وقتی که بیست سال آزگار ترسوندنت و شکنجهت کردن
تازه ازت انتظار دارن یه کاری دست و پا کنی
وقتی میبینی که واقعا هیچی از دستت برنمیاد ترس وجودتو میگیره
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
با مذهب و سکس و تلویزیون خر نگهت میدارن
و تو فکر میکنی خیلی باهوش و مستقل و آزادی
ولی سر تا پاتو ورانداز میکنم، هنوزم یه رعیت احمقی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
بهت میگن هنوزم یه جایگاه برات اون بالاها داریم
ولی اول باید یاد بگیری چجوری بُکشی و لبخند رضایت رو لبت باشه
اگه میخوای مث مردم بالانشین باشی
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
طبقه کارگر یه قهرمان میخواد
اگه میخوای یه قهرمان باشی
به حرفام خوب گوش کن
#برگردان_مهسای_خوبمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#_17_دی
#سالمرگ_بابک_خرمدین
#قهرمان_دفاع_از_حیثیت_ایران
برای مرد مردها / امروز روز بزرگداشت بابک خرمدین است
خُرّم دینان، كه به خاطر جامه های سرخی كه به تن می كردند، سرخ جامگان نيز ناميده می شدند، قيامی بود فراگير كه در سراسر ايران زمين، از خراسان و گرگان و ری گرفته تا اصفهان و همدان و آذربایجان، عليه اشغالگرانِ عرب دنبال می شد. پس از مرگ "جاویدان پور شهرک"، فرماندهِ خُرّم دینان، بابك رهبری اين جنبش را به دست گرفت و در سال 200 هجری، عليه سلطه ی تازيان برخاست و "دژ بَذ" (جمهور) نزدیکِ شهر "کلیبر" را به عنوانِ مركزِ فرماندهی خود برگزيد.
اين جنبش، برای آزاد سازی ايران از چنگ اشغالگران، توانست قشرهای مختلف اجتماعی را به گِرد خود جمع كند و بيش از 20 سال در برابر سلطه گران بايستد و شش تن از سرداران برجسته را شكست دهد و خوابِ راحت را از چشمانِ خلفای عباسي بگيرد. تا اينكه "معتصم" خليفه عباسی ، از "افشين" خواست تا به جنگ بابک رود.
درباره ی باور خُرّم دینان كه متاثر از انديشه های "مزدک" بود ، سخن بسيار گفته شده است. اما آنچه كه از نام خُرّمدینی بر میآید ، بيانگرِ باوری است که پیوستگیِ عمیقی با انديشه های زرتشت دارد و در پی شادی و خُرّمی انسان است و بر این ایده است که آدمی، آفریده ی خدا است و در این جهان باید به شادی سر کند و گریه و زاری امری نکوهیده است.
"دکترعلی میرفطروس" در کتاب "جنبش سرخ جامگان" که به بررسی تأثیر آئین ها و باورهای میترائی بر عقاید خُرّم دینان پرداخته است ، چنین نوشته: «از نظر فلسفی ، خُرّم دینان نیز مانند مزدکیان ، به پیکار روشنائی و تاریکی (یا اهورا مزدا و اهریمن) اعتقاد داشتند. امّا بر خلاف تعالیم مزدک، خُرّم دینان (به رهبری بابک) معتقد بودند که نور بر ظلمت نه بطور تصادفی، بلکه با اراده و اختیار انسان ، پیروز میشود. با چنین درکی، جهان بینی مزدکیان جدید (خُرّمدینان) دچار تحول گردید که بر اساس آن، فلسفه ی خُرّمدینان نه یک فلسفه ی تأمّل و تحمّل ، بلکه به فلسفه ای برای تحرّک و پیکار بَدَل گردید. از این زمان است که پرچم و جامه ی سرخ ، نشان رسمی خُرّم دینان شد. جنبه ی دیگر عقاید سرخ جامگان، اعتقاد آنان به تناسخ بود.
اعتقاد به تناسخ گویا ناشی از این باور بود که قهرمان نمی میرد مگر آنکه ریشه ی بیداد بر کند و داد را بر تخت بنشاند. در حقیقت ، تناسخ صورت دیگری از "بی مرگی قهرمان" یا شکل ساده و عامیانه ی دیالکتیک و حرکت تاریخ بود.
به نظر عقیده شناسانی مانند: "شهرستانی"،"نوبختی" و "عبدالقاهر بغدادی": «اصحاب تناسخ ، جهان را قدیم میدانستند و بهشت و دوزخ و معاد و رستاخیز و روز حشر را انکار میکردند، چرا که به نظر آنان: بهشت و دوزخ ، این جهان است و جز این ، جهانی دیگر نیست.»
قیام آریایی ها بر عرب ها (بابک خرمدین و مازیار)
در زمان خلافت مامون جنبشهای مخالف محلی در غرب ایران شکل گرفت. بابک پیرو آئین خرمی یا آئین سنتی مزدک بود و رویای شکوه دوباره ایران را در سر می پروراند. او در شهر بذ در ۲۰۰ یا ۲۰۱ ه قمری /۸۱۶ م در شهر بذ ما بین اران و آذربایجان در آن قسمت از ایران سر بر شورش برداشت. بابک پیام تشویقانهٔ حاتِم بن هرثَمْة بن اَعْیَن والی آذربایجان را برای شورش دریافت کرده بود چرا که مامون پدر حاتم را زندانی و به قتل رسانیده بود. چون خبر شورش بابک به گوش مأمون رسید، یحیی بن مُعاذبن مسلم از موالی بنی ذُهْل (از شاخههای قبیله بنی شیبان ) را مأمور ارمنستان و آذربایجان و سرکوب بابک کرد. بنا به گفتهٔ یعقوبی، یحیی بن معاذ با بابک چندین جنگ کرد که در آنها هیچیک از دو طرف به پیروزی دست نیافتند. پس از آن مأمون عیسی بن محمدبن ابی خالد را مأمور جنگ با بابک کرد و او با سپاهیان معروف به «حَرْبیّه » عازم جنگ شد، امّا شکست خورد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت. شکست عیسی از بابک به قول طبری در ۲۰۶ بوده است.
چون کار بابک بالا گرفت مأمون زُرَیْق بن علیّ بن صدقة الاْزدی را به جنگ او فرستاد، ولی او نیز کاری از پیش نبرد و مأمون محمدبن حُمَیْد طوسی را مأمور دفع غائله کرد. محمدبن حمید سردار بزرگ و مشهوری بود و شعرای نامدار مانند بُحْتری و ابوتمام طائی او را مدح کردهاند. محمد در آغاز به پیروزیهایی دست یافت، ولی در راهی سخت و باریک به او حمله شد و به قتل رسید. به گفتهٔ طبری این واقعه در روز شنبه ۲۵ ربیع الاول ۲۱۴ و در «هشتاد سر» اتفاق افتاد.
📚🤔
🔴#یادمان
#_17_دی
#سالمرگ_بابک_خرمدین
#قهرمان_دفاع_از_حیثیت_ایران
برای مرد مردها / امروز روز بزرگداشت بابک خرمدین است
خُرّم دینان، كه به خاطر جامه های سرخی كه به تن می كردند، سرخ جامگان نيز ناميده می شدند، قيامی بود فراگير كه در سراسر ايران زمين، از خراسان و گرگان و ری گرفته تا اصفهان و همدان و آذربایجان، عليه اشغالگرانِ عرب دنبال می شد. پس از مرگ "جاویدان پور شهرک"، فرماندهِ خُرّم دینان، بابك رهبری اين جنبش را به دست گرفت و در سال 200 هجری، عليه سلطه ی تازيان برخاست و "دژ بَذ" (جمهور) نزدیکِ شهر "کلیبر" را به عنوانِ مركزِ فرماندهی خود برگزيد.
اين جنبش، برای آزاد سازی ايران از چنگ اشغالگران، توانست قشرهای مختلف اجتماعی را به گِرد خود جمع كند و بيش از 20 سال در برابر سلطه گران بايستد و شش تن از سرداران برجسته را شكست دهد و خوابِ راحت را از چشمانِ خلفای عباسي بگيرد. تا اينكه "معتصم" خليفه عباسی ، از "افشين" خواست تا به جنگ بابک رود.
درباره ی باور خُرّم دینان كه متاثر از انديشه های "مزدک" بود ، سخن بسيار گفته شده است. اما آنچه كه از نام خُرّمدینی بر میآید ، بيانگرِ باوری است که پیوستگیِ عمیقی با انديشه های زرتشت دارد و در پی شادی و خُرّمی انسان است و بر این ایده است که آدمی، آفریده ی خدا است و در این جهان باید به شادی سر کند و گریه و زاری امری نکوهیده است.
"دکترعلی میرفطروس" در کتاب "جنبش سرخ جامگان" که به بررسی تأثیر آئین ها و باورهای میترائی بر عقاید خُرّم دینان پرداخته است ، چنین نوشته: «از نظر فلسفی ، خُرّم دینان نیز مانند مزدکیان ، به پیکار روشنائی و تاریکی (یا اهورا مزدا و اهریمن) اعتقاد داشتند. امّا بر خلاف تعالیم مزدک، خُرّم دینان (به رهبری بابک) معتقد بودند که نور بر ظلمت نه بطور تصادفی، بلکه با اراده و اختیار انسان ، پیروز میشود. با چنین درکی، جهان بینی مزدکیان جدید (خُرّمدینان) دچار تحول گردید که بر اساس آن، فلسفه ی خُرّمدینان نه یک فلسفه ی تأمّل و تحمّل ، بلکه به فلسفه ای برای تحرّک و پیکار بَدَل گردید. از این زمان است که پرچم و جامه ی سرخ ، نشان رسمی خُرّم دینان شد. جنبه ی دیگر عقاید سرخ جامگان، اعتقاد آنان به تناسخ بود.
اعتقاد به تناسخ گویا ناشی از این باور بود که قهرمان نمی میرد مگر آنکه ریشه ی بیداد بر کند و داد را بر تخت بنشاند. در حقیقت ، تناسخ صورت دیگری از "بی مرگی قهرمان" یا شکل ساده و عامیانه ی دیالکتیک و حرکت تاریخ بود.
به نظر عقیده شناسانی مانند: "شهرستانی"،"نوبختی" و "عبدالقاهر بغدادی": «اصحاب تناسخ ، جهان را قدیم میدانستند و بهشت و دوزخ و معاد و رستاخیز و روز حشر را انکار میکردند، چرا که به نظر آنان: بهشت و دوزخ ، این جهان است و جز این ، جهانی دیگر نیست.»
قیام آریایی ها بر عرب ها (بابک خرمدین و مازیار)
در زمان خلافت مامون جنبشهای مخالف محلی در غرب ایران شکل گرفت. بابک پیرو آئین خرمی یا آئین سنتی مزدک بود و رویای شکوه دوباره ایران را در سر می پروراند. او در شهر بذ در ۲۰۰ یا ۲۰۱ ه قمری /۸۱۶ م در شهر بذ ما بین اران و آذربایجان در آن قسمت از ایران سر بر شورش برداشت. بابک پیام تشویقانهٔ حاتِم بن هرثَمْة بن اَعْیَن والی آذربایجان را برای شورش دریافت کرده بود چرا که مامون پدر حاتم را زندانی و به قتل رسانیده بود. چون خبر شورش بابک به گوش مأمون رسید، یحیی بن مُعاذبن مسلم از موالی بنی ذُهْل (از شاخههای قبیله بنی شیبان ) را مأمور ارمنستان و آذربایجان و سرکوب بابک کرد. بنا به گفتهٔ یعقوبی، یحیی بن معاذ با بابک چندین جنگ کرد که در آنها هیچیک از دو طرف به پیروزی دست نیافتند. پس از آن مأمون عیسی بن محمدبن ابی خالد را مأمور جنگ با بابک کرد و او با سپاهیان معروف به «حَرْبیّه » عازم جنگ شد، امّا شکست خورد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت. شکست عیسی از بابک به قول طبری در ۲۰۶ بوده است.
چون کار بابک بالا گرفت مأمون زُرَیْق بن علیّ بن صدقة الاْزدی را به جنگ او فرستاد، ولی او نیز کاری از پیش نبرد و مأمون محمدبن حُمَیْد طوسی را مأمور دفع غائله کرد. محمدبن حمید سردار بزرگ و مشهوری بود و شعرای نامدار مانند بُحْتری و ابوتمام طائی او را مدح کردهاند. محمد در آغاز به پیروزیهایی دست یافت، ولی در راهی سخت و باریک به او حمله شد و به قتل رسید. به گفتهٔ طبری این واقعه در روز شنبه ۲۵ ربیع الاول ۲۱۴ و در «هشتاد سر» اتفاق افتاد.
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#التماس_تفکر
#علی_شریعتی
#قهرمان_قلابی
نوشته ای در خور اندیشه چون جراحی چیره دست به کالبد شکافی #شخصیث_شریعتی پرداخته و اناتومی سوژه را در برابر دیدگان نا باوران قرار میدهیم
.
یا من معنی قهرمان را نمی فهمم یا اینها قهرمان نیستند. اگر دومی درست است، باید از جامعه شناسان ایرانی پرسید چه بر سرمان آمده که دوست داریم از کسانی قهرمان بسازیم که «خوب مبارزه کرده اند» و نه کسانی که «برای آبادانی ایران خوب خدمت کرده اند ...
علی مزینانی، فرزند محمد تقی (تحصیل کرده در حوزه علمیه و موسس کانون نشر حقایق اسلام)، نوه ی شیخ محمود، و نتیجه آخوند ملاقربانعلی، در خانواده ای مذهبی در نزدیکی سبزوار به دنیا آمد.
تحصیلات وی یکی از جنبه های اسرارآمیز زندگی او است. بسیاری از هواداران شریعتی، او را جامعه شناس می دانند؛ بسیاری هم او را با مدرک دکترای تاریخ می شناسند. در برخی منابع از جمله ویکیپدیا، شریعتی دکترای ادبیات فارسی دارد! بخشی از این آشفتگی شاید ناشی از سخنان خود شریعتی باشد. وی در کتاب «گفتگوهای تنهایی» خود را اینگونه معرفی می کند: «در خرداد 1338 از طریق اعزام فارغ التحصیلان رتبه اول دانشکده ها به پاریس رفت و در آنجا تا سال 1343 به اخذ درجه دکترا در تاریخ تمدن و دکترا در جامعه شناسی و طی دوره “مدرسه تتبعات عالیه” وابسته به دانشگاه سوربن در رشته جامعه شناسی مسلمان به ریاست “پروفسور برگ” نائل آمد و مدتی در مرکز ملی اسناد و اطلاعات فرانسه به عنوان محقق کار می کرد.»
اما امروزه این را می دانیم که وی کارشناسی ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد داشت و پیش از اعزام به فرانسه، معلم دیکته و انشای مدارس خراسان بود. همچنین اسناد وزارت علوم نشان می دهد که مدرک دکترای وی از پاریس نه جامعه شناسی بوده است و نه تاریخ! او با مدرک «hagiology» به ایران بازگشت که معادل «قدیس شناسی» یا شرح زندگی بزرگان دین بوده است. وزارت علوم ایران چون چنین رشته ای در فهرست خود نداشت، به علی شریعتی «دکترای معادل تاریخ» داد و او در وزارت آموزش و پرورش با همین مدرک مشغول به کار شد.
«دکتر جلال متینی» که در آن زمان ریاست دانشگاه مشهد را برعهده داشت در خاطرات خود می نویسد پایان نامه دکترای علی شریعتی تصحیح و ترجمه یک فصل از کتاب «فضائل بلخ» بود که به شرح زندگی بزرگان بلخ می پرداخت. دانشگاه پاریس با اکراه و با توجه به اینکه شریعتی بورسیه دولت ایران بود، پایان نامه او را با نمره «passable» (پایین ترین نمره قبولی) پذیرفت.
دکتر علی شریعتی از نظر جریان فکری به گروهی از مسلمانان انقلابی وابسته است که به «بیداری اسلامی ملت های شرقی» اعتقاد داشتند. او در کتاب های خود نیز چندین بار افرادی چون «سید جمال الدین اسدآبادی» و «جلال آل احمد» را ستوده است. شریعتی در اروپا و آمریکا از بنیانگذاران انجمن های اسلامی بود و با شاخه خارجی «نهضت آزادی ایران» (ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده، و مصطفی چمران) همکاری می کرد. نهضتی که شاخه ی داخل ایرانش را افرادی چون «مهندس بازرگان»، «آیت ا… طالقانی»، و «دکتر سحابی» هدایت می کردند.
هدف کلی شریعتی، استفاده از مذهب برای پیاده کردن آرمان های سیاسی بود. او در کتاب «بازگشت» می نویسد:
…«بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولژی اسلامی و اسلام» نه به عنوان یک سنت، وراثت، یا اعتقاد موجود در جامعه؛ بلکه اسلام بعنوان یک ایدئولژی… و براساس همین شعار است که من در ایران می گویم «حسین باز شهید».
او آشکارا با تمدن غرب (به معنای امروزی اش) در تضاد بود و دوست داشت شرق زیر پرچم اسلام را برای قدرت گیری در مقابل غرب تهییج کند. وی در کتاب بازگشت به خویشتن می نویسد:
برای غرب «مونوکولتور» یکی از پدیده های استعمار است. برای اینکه استعمار خودش را «آقای دنیا» و تمام جهان را «مزرعه خودش» می داند. این است که یک رشته کردن محصول کشورها، یکی از پدیده های استعمار است. مثلا می بیند که در کوبا نیشکر خوب می شود؛ می گوید تمام سرزمین ها باید نیشکر کاشته شود و آن وقت ملت آنجا که نان ندارند بخورند، باید گندم را از آمریکا وارد کنند. یا ملت مسلمان شمال آفریقا چون آفتاب خوب دارد، باید همه کشت هایش از بین برود و فقط در آن درخت انگور کاشته شود برای آنکه از آن شراب فراهم گردد.
از دیدگاه شریعتی دست یافتن به هدف بیداری و بازگشت به خویشتن، نه از مسیر «ملیت» که از مسیر «امت» می گذرد. وی در کتاب «شیعه» می گوید اسلام از میان کلمات غربی و شرقی مانند شعب، قوم، طایفه، ناسیون، سوسیته، طبقه، و ملت واژه «امت» را برای اطلاق به جامعه خود انتخاب کرده است. وی در همین کتاب می نویسد:
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#التماس_تفکر
#علی_شریعتی
#قهرمان_قلابی
نوشته ای در خور اندیشه چون جراحی چیره دست به کالبد شکافی #شخصیث_شریعتی پرداخته و اناتومی سوژه را در برابر دیدگان نا باوران قرار میدهیم
.
یا من معنی قهرمان را نمی فهمم یا اینها قهرمان نیستند. اگر دومی درست است، باید از جامعه شناسان ایرانی پرسید چه بر سرمان آمده که دوست داریم از کسانی قهرمان بسازیم که «خوب مبارزه کرده اند» و نه کسانی که «برای آبادانی ایران خوب خدمت کرده اند ...
علی مزینانی، فرزند محمد تقی (تحصیل کرده در حوزه علمیه و موسس کانون نشر حقایق اسلام)، نوه ی شیخ محمود، و نتیجه آخوند ملاقربانعلی، در خانواده ای مذهبی در نزدیکی سبزوار به دنیا آمد.
تحصیلات وی یکی از جنبه های اسرارآمیز زندگی او است. بسیاری از هواداران شریعتی، او را جامعه شناس می دانند؛ بسیاری هم او را با مدرک دکترای تاریخ می شناسند. در برخی منابع از جمله ویکیپدیا، شریعتی دکترای ادبیات فارسی دارد! بخشی از این آشفتگی شاید ناشی از سخنان خود شریعتی باشد. وی در کتاب «گفتگوهای تنهایی» خود را اینگونه معرفی می کند: «در خرداد 1338 از طریق اعزام فارغ التحصیلان رتبه اول دانشکده ها به پاریس رفت و در آنجا تا سال 1343 به اخذ درجه دکترا در تاریخ تمدن و دکترا در جامعه شناسی و طی دوره “مدرسه تتبعات عالیه” وابسته به دانشگاه سوربن در رشته جامعه شناسی مسلمان به ریاست “پروفسور برگ” نائل آمد و مدتی در مرکز ملی اسناد و اطلاعات فرانسه به عنوان محقق کار می کرد.»
اما امروزه این را می دانیم که وی کارشناسی ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد داشت و پیش از اعزام به فرانسه، معلم دیکته و انشای مدارس خراسان بود. همچنین اسناد وزارت علوم نشان می دهد که مدرک دکترای وی از پاریس نه جامعه شناسی بوده است و نه تاریخ! او با مدرک «hagiology» به ایران بازگشت که معادل «قدیس شناسی» یا شرح زندگی بزرگان دین بوده است. وزارت علوم ایران چون چنین رشته ای در فهرست خود نداشت، به علی شریعتی «دکترای معادل تاریخ» داد و او در وزارت آموزش و پرورش با همین مدرک مشغول به کار شد.
«دکتر جلال متینی» که در آن زمان ریاست دانشگاه مشهد را برعهده داشت در خاطرات خود می نویسد پایان نامه دکترای علی شریعتی تصحیح و ترجمه یک فصل از کتاب «فضائل بلخ» بود که به شرح زندگی بزرگان بلخ می پرداخت. دانشگاه پاریس با اکراه و با توجه به اینکه شریعتی بورسیه دولت ایران بود، پایان نامه او را با نمره «passable» (پایین ترین نمره قبولی) پذیرفت.
دکتر علی شریعتی از نظر جریان فکری به گروهی از مسلمانان انقلابی وابسته است که به «بیداری اسلامی ملت های شرقی» اعتقاد داشتند. او در کتاب های خود نیز چندین بار افرادی چون «سید جمال الدین اسدآبادی» و «جلال آل احمد» را ستوده است. شریعتی در اروپا و آمریکا از بنیانگذاران انجمن های اسلامی بود و با شاخه خارجی «نهضت آزادی ایران» (ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده، و مصطفی چمران) همکاری می کرد. نهضتی که شاخه ی داخل ایرانش را افرادی چون «مهندس بازرگان»، «آیت ا… طالقانی»، و «دکتر سحابی» هدایت می کردند.
هدف کلی شریعتی، استفاده از مذهب برای پیاده کردن آرمان های سیاسی بود. او در کتاب «بازگشت» می نویسد:
…«بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولژی اسلامی و اسلام» نه به عنوان یک سنت، وراثت، یا اعتقاد موجود در جامعه؛ بلکه اسلام بعنوان یک ایدئولژی… و براساس همین شعار است که من در ایران می گویم «حسین باز شهید».
او آشکارا با تمدن غرب (به معنای امروزی اش) در تضاد بود و دوست داشت شرق زیر پرچم اسلام را برای قدرت گیری در مقابل غرب تهییج کند. وی در کتاب بازگشت به خویشتن می نویسد:
برای غرب «مونوکولتور» یکی از پدیده های استعمار است. برای اینکه استعمار خودش را «آقای دنیا» و تمام جهان را «مزرعه خودش» می داند. این است که یک رشته کردن محصول کشورها، یکی از پدیده های استعمار است. مثلا می بیند که در کوبا نیشکر خوب می شود؛ می گوید تمام سرزمین ها باید نیشکر کاشته شود و آن وقت ملت آنجا که نان ندارند بخورند، باید گندم را از آمریکا وارد کنند. یا ملت مسلمان شمال آفریقا چون آفتاب خوب دارد، باید همه کشت هایش از بین برود و فقط در آن درخت انگور کاشته شود برای آنکه از آن شراب فراهم گردد.
از دیدگاه شریعتی دست یافتن به هدف بیداری و بازگشت به خویشتن، نه از مسیر «ملیت» که از مسیر «امت» می گذرد. وی در کتاب «شیعه» می گوید اسلام از میان کلمات غربی و شرقی مانند شعب، قوم، طایفه، ناسیون، سوسیته، طبقه، و ملت واژه «امت» را برای اطلاق به جامعه خود انتخاب کرده است. وی در همین کتاب می نویسد:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#قهرمان_ملی
#هادی_رضایی، سرمربی مشهدی تیم ملی والیبال نشسته از سال ۱۹۸۸ بیوقفه داره مدال پارالمپیک میگیره.
۳ طلای سئول، بارسلونا و آتلانتا در قامت بازیکن و طلای آتن، پکن، ریو و توکیو + نقره آتن و لندن در قامت مربی.
سرمربی تیم ملی و سرپرست کاروان ایران ۲۹ مرداد امسال در توکیو باخبر شد که مادرش فوت کرده، اما کنار تیمش موند و به ایران برنگشت.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#قهرمان_ملی
#هادی_رضایی، سرمربی مشهدی تیم ملی والیبال نشسته از سال ۱۹۸۸ بیوقفه داره مدال پارالمپیک میگیره.
۳ طلای سئول، بارسلونا و آتلانتا در قامت بازیکن و طلای آتن، پکن، ریو و توکیو + نقره آتن و لندن در قامت مربی.
سرمربی تیم ملی و سرپرست کاروان ایران ۲۹ مرداد امسال در توکیو باخبر شد که مادرش فوت کرده، اما کنار تیمش موند و به ایران برنگشت.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
عمو فیروز دلقک ملی یا قهرمان ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه میکردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمیشدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفهیشان عُمَر را جشن میگرفتند و میرقصیدند به ریش اعراب و عُمَرشان میخندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم بهجا مانده است روشن میشود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشتههای دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را بهصورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و بهگونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگ داشت قرار دهیم.
#پاینده_ایرانشهر
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
عمو فیروز دلقک ملی یا قهرمان ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه میکردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمیشدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفهیشان عُمَر را جشن میگرفتند و میرقصیدند به ریش اعراب و عُمَرشان میخندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم بهجا مانده است روشن میشود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشتههای دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را بهصورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و بهگونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگ داشت قرار دهیم.
#پاینده_ایرانشهر
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه میکردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمیشدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفهیشان عُمَر را جشن میگرفتند و میرقصیدند به ریش اعراب و عُمَرشان میخندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم بهجا مانده است روشن میشود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشتههای دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را بهصورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و بهگونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگداشت قرار دهیم.
#جشن_نوروز و #پاپا_نوروز💚🤍❤️
ویژگیهای#پاپا_نوروز:
مو و ریش سپید بلند
کمربند ابریشمی آبی
گیوه تخت نازک
شلوار کتان
کلاه نمدی
شال سپید
است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشم بهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
عمو فیروز با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن و چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابان میخواند.
#مهرداد_بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی مینویسند:
عمو فیروز وابسته به جشنهای #سیاوش است. گمان میرود که این چهره، برگرفته از یکی از استورههای تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. چهره سیاه شده عمو فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامه سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. واژه سیاوش میتواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاهرخ» باشد.
---
#کتایون_مزداپور استورهشناس و استاد زبانهای باستانی مینویسند:
ترجمه لوحی اکدی تاییدی بر ایده و گفته مهرداد بهار است.
در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهرِ ایزد تموز) در نیمی از سال با جامه سرخ و در حال نواختن دایرهزنگی، دنبک، ساز و نیلبک، به دنیای زیر زمین رفته تا همسر خود را بازگرداند و این سرگذشت گویای آغاز دوباره باروری بر زمین است.
---
زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر و مورخ ایرانی مینویسند:
فرق میان عمو نوروز و حاجی فیروز چیست؟
نخست اینکه عمو نوروز نادرست است و باید بابا(پاپا) نوروز گفت.
دوم اینکه واژه بابا در آغاز پاپا بوده است و پاپا در پارسی میانی و کهن در کاربرد پدر بزرگ بهکار میرفت و هنگامیکه تازیان مسلمان به ایران تاختند چون نمیتوانستند بندواژه و وات «پ» را تلفظ کنند و بهکار ببرند بهجای پاپا بابا گفتند و ایرانیها نیز بابا نوروز گفتند که دشواری چندانی ندارد.
ولی از آغاز زنجیره قاجاریان گروهی تازی پرداز از آن میان آخوندها گفتند: اگر بگوییم بابا نوروز اهانت به مادرانمان میشود باید عمو گفت!
این یک بهانهی خندهآور و بیپایهای است.
و اما دربارهی جدایی میان بابا نوروز و عمو فیروز.
پاپا نوروز نماد و پایه آیین نوروزی نماد خرد، مهربانی، پختگی، جاودانی و زندگی دراز است. بهگفتهی دیگر ستون راستین آیینهای نوروزی است.
همین واژه پاپا نوروز است که اروپاییان از ما گرفتند و پاپانوئل را ساخته و پدید آوردهاند.
حاجی فیروز یکی از بخشهای آیین بزرگ نوروزی ما شده که این نام حاجی فیروز پس از تاختن تازیان مسلمان به ایران پدید آمد زیرا رسم بَردهداری با اسلام به سرزمینمان ایران آمد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم بهجا مانده است روشن میشود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشتههای دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را بهصورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و بهگونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگداشت قرار دهیم.
#جشن_نوروز و #پاپا_نوروز💚🤍❤️
ویژگیهای#پاپا_نوروز:
مو و ریش سپید بلند
کمربند ابریشمی آبی
گیوه تخت نازک
شلوار کتان
کلاه نمدی
شال سپید
است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشم بهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
عمو فیروز با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن و چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابان میخواند.
#مهرداد_بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی مینویسند:
عمو فیروز وابسته به جشنهای #سیاوش است. گمان میرود که این چهره، برگرفته از یکی از استورههای تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. چهره سیاه شده عمو فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامه سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. واژه سیاوش میتواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاهرخ» باشد.
---
#کتایون_مزداپور استورهشناس و استاد زبانهای باستانی مینویسند:
ترجمه لوحی اکدی تاییدی بر ایده و گفته مهرداد بهار است.
در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهرِ ایزد تموز) در نیمی از سال با جامه سرخ و در حال نواختن دایرهزنگی، دنبک، ساز و نیلبک، به دنیای زیر زمین رفته تا همسر خود را بازگرداند و این سرگذشت گویای آغاز دوباره باروری بر زمین است.
---
زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر و مورخ ایرانی مینویسند:
فرق میان عمو نوروز و حاجی فیروز چیست؟
نخست اینکه عمو نوروز نادرست است و باید بابا(پاپا) نوروز گفت.
دوم اینکه واژه بابا در آغاز پاپا بوده است و پاپا در پارسی میانی و کهن در کاربرد پدر بزرگ بهکار میرفت و هنگامیکه تازیان مسلمان به ایران تاختند چون نمیتوانستند بندواژه و وات «پ» را تلفظ کنند و بهکار ببرند بهجای پاپا بابا گفتند و ایرانیها نیز بابا نوروز گفتند که دشواری چندانی ندارد.
ولی از آغاز زنجیره قاجاریان گروهی تازی پرداز از آن میان آخوندها گفتند: اگر بگوییم بابا نوروز اهانت به مادرانمان میشود باید عمو گفت!
این یک بهانهی خندهآور و بیپایهای است.
و اما دربارهی جدایی میان بابا نوروز و عمو فیروز.
پاپا نوروز نماد و پایه آیین نوروزی نماد خرد، مهربانی، پختگی، جاودانی و زندگی دراز است. بهگفتهی دیگر ستون راستین آیینهای نوروزی است.
همین واژه پاپا نوروز است که اروپاییان از ما گرفتند و پاپانوئل را ساخته و پدید آوردهاند.
حاجی فیروز یکی از بخشهای آیین بزرگ نوروزی ما شده که این نام حاجی فیروز پس از تاختن تازیان مسلمان به ایران پدید آمد زیرا رسم بَردهداری با اسلام به سرزمینمان ایران آمد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ســـکـــانـــس_بـــرتـــر 🎬
سکانس پربازدید از سریال معاویه
سکانس ترور و کشته شدن عمر بن خطاب، به دست "ابولؤلؤ یا پیروز نهاوندی" ، سردار ایرانی، در سریال معاویه
#قهرمان_این_سرزمین_پیروز_نهاوندی_بنابروصیتش به ایرانشهرانتقال ودربین راه درشهرفین کاشان امروزی دفن میگردد
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ســـکـــانـــس_بـــرتـــر 🎬
سکانس پربازدید از سریال معاویه
سکانس ترور و کشته شدن عمر بن خطاب، به دست "ابولؤلؤ یا پیروز نهاوندی" ، سردار ایرانی، در سریال معاویه
#قهرمان_این_سرزمین_پیروز_نهاوندی_بنابروصیتش به ایرانشهرانتقال ودربین راه درشهرفین کاشان امروزی دفن میگردد
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity