🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 افسانه‌ی شهریورگان

🔱🔱 افسانه‌ی شهریورگان، بازگوی‌ نبرد نخستین آدم روی زمین، گیومرت/گیومرتن (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه، گیومرت با یاری فرشته‌ی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز می‌شود.

🔱🔱 گیومرت، در اوستا "گیه‌مرتن" و در پهلوی "گیومرت/گیومرد" به چمار (معنای) "زنده‌ی میرا" یا "جان نیستی‌پذیر" است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام "نخست‌اندیش" از وی یاد شده است. درباره او در فروردین‌یشت از نیپیک(کتاب) یشت‌ها نوشته شده: "فَرَوَشی گیومرت اَشَون را می‌ستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره‌مزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمین‌های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد."

🔱🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» می‌خوانیم: "اهورامزدا همه‌ی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید، هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد"!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و درباره‌ی شهریور نوشته: "چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد."
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم، ناراسته(غیرمستقیم) درباره‌ی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: "ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران، سی سال زیست". ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او، فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود، از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.

🔱🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آن‌ها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته، می‌توان در آثارالباقیه بیرونی یافت: شهریور، روز چهارم از شهریورماه است و برای هم‌زمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشته‌ای است که به گوهر هفت‌گانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپال‌ها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آن‌ها بستگی دارد، نگهبان است.

🔱🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانه‌ای ایران پس از گیومرس/گیومرت، بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها، آن‌ها را به دشت‌ها کشاند و "کشاورزی" را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یک‌جانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.

🔱🔱 با نگر(توجه) به این داستان‌های افسانه‌ای، گفته می‌شود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژه‌ی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگان‌ها و دژها برگزار می‌کردند و برای ارزشی که توپال‌ها داشتند، ابزار جنگی را پاک نگه می‌داشتند.

🔱🔱 بر پایه‌ی آگاهی‌های به‌جا مانده از ساسانیان، پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آن‌ها در جای نمناک، گناه شمرده می‌شد.
"داراب پالتن" در فرضیات‌نامه نوشته است: شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنه‌کاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیین‌های شهریورگان است.

🔱🔱 با این‌همه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما درباره‌ی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازش‌های پی‌درپی از میان رفته و آنچه می‌دانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانه‌ی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.

📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایران‌بوم
۲- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#میراث_سرزمینم

🔅 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱☀️ سیزده به در

"سیزده به‌در"، پایان‌بخش جشن‌های نوروز و به اندازه‌ی نوروز کهن است و پیدایش آن به پیدایش نوروز بازمی‌گردد.

گمان‌های پژوهشی و افسانه‌ای درباره‌ی پیدایش سیزده به‌در:

1️⃣ سیزده به‌در در تیر روز از فروردین برگزار می‌شود و ایزد تیر یا تشتر، ایزد باران در افسانه‌های ایرانی بود.
در روز سیزده به‌در مردم برای پیروزی ایزد تیر بر دیو خشکسالی یا دیو اَپوش نیایش می‌کردند و نیایش آن‌ها در دشت‌ها و با برگزاری جشن و آیین و پایکوبی انجام می‌شد. بر این پایه سیزده به‌در جشن باران‌خواهی برای کشتزارهای نورسته بود و اگر ایزد تیر بر دیو اپوش پیروز می‌شد، سال پر بارانی در پیش بود.
این روز همزمان با آغاز نیم‌سال دوم کشاورزی بود.

2️⃣ بر پایه‌ی باورهای دیرین، بلندی سال(سن) کیهان ۱۲ستاره دارد و هر ستاره هزار سال فرمانروایی می‌کند. پس جهان گیتایی(مادی) ۱۲هزار سال است و با پایان آن، جهان به آشفتگی نخستین خود بازمی‌گردد. از این رو، نوروز به نشانه‌ی ۱۲هزار سال، در ۱۲روز برگزار می‌شود و بر پایه‌ی داستان دیگری، ۱۲هزار سال زندگی در جهان گیتایی به پایان می‌رسد، سوشیانت باز می‌گردد و زندگی در پردیس(بهشت) آغاز می‌شود. پس نوروز ۱۲روز است و سیزده به‌در نشانه‌ی زندگی در بهشت است که در دشت و بوستان برگزار می‌شود. از این‌رو سیزدهم فروردین، پایان‌‌بخش جشن‌های نوروز است. در سنگ‌نبشته‌های سومری و بابلی نیز آمده که نوروز ۱۲روز است و با جشنی در باغ‌ها به پایان می‌رسد. بر این پایه نوروز و سیزده به‌در بیش از ۴هزار سال پیشینه دارد.

3️⃣ جمشید، پادشاه پیشدادی، هر سال پس از ۱۲روز نوروز به دشت یا باغی خرم می‌رفت و با مردم دیدار می‌کرد. با گذشت زمان این آیین با سیزده به‌در ماندگار شد.

4️⃣ بر پایه‌ی افسانه‌های زرتشتی، فَرَوَهَرها هر سال با آغاز فروردین به زمین می‌آمدند و با خود فراوانی می‌آوردند. آریایی‌ها در جشن سور(چهارشنبه‌سوری و یا سور باستان) با روشن کردن آتش در بام‌ها به پیشواز آن‌ها می‌رفتند و در روز سیزدهم فروردین با رفتن به دشت و باغ، با فروهرها بدرود می‌گفتند.


واژه‌ی "سیزده به‌در":
هرچند نویسندگانی چون دهخدا نام سیزده به‌در را به چم در کردن بدشگونی دانسته‌اند ولی شماری از آن‌ها می‌گویند سیزده به‌در برای در کردن بدشگونی نبود. به گفته‌ی شماری از نویسندگان، گمان می‌رود که این نام به چم "سیزده به سوی در و دشت" باشد.
-چو هر دو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای!


آیین‌های سیزده به‌در:
برچیدن هفت‌سین: در این روز سفره‌ی هفت‌سین برچیده می‌شود و خوراکی‌های آن را با خود به می‌برند و در این روز می‌خورند.

پیشکش کردن سبزه به آب: ایرانیان باستان سبزه‌ها را به آب می‌سپردند و با اینکار پیشکشی به ایزد تیر می‌دادند. این کار امروز به زیست‌بوم ما آسیب می‌رساند.

گره زدن سبزه: گره زدن سبزه به ایران کهن باز می‌گردد. گفته می‌شود مشی و مشیانه پسر و دختر همایند(دوقلو) کیومرس و نخستین پدر و مادر روی زمین بودند، آن‌ها در روز سیزدهم فروردین به همسری هم درآمدند و هنگامی که می‌خواستند با هم پیمان زناشویی ببندند، شاخه‌ی گیاه "مورد" را برای پیمان بستن گره زدند. گفته می‌شود در ایران باستان که هنوز دین در آن راه نداشت، این آیین را همسران جوان هنگام پیمان بستن انجام می‌دادند.‌
بر پایه‌ی افسانه‌های ایرانی، مشی و مشیانه از خوردن سیب یا گندم باز داشته و از بهشت نیز رانده نشدند. اهورامزدا به آنان کشت گندم، دامداری، خانه‌سازی، هنر، پیشه و هم‌آغوشی آموخت؛ در زمین خاکی پدید آمدند، یکی از دنده دیگری پدید نیامد و تنها یکی مایه‌ی آرامش دیگری نبود، هر دو درکنار هم و با هم بالیدند. آن‌ها در پنجاه سال هژده(هجده) فرزند زادند.

پختن آش: پخت آش در بیشتر جشن‌های ایرانی دیده می‌شد و از آنجا که بیشتر مردم با یاری هم آن را فراهم می‌کردند، نمادی از کار گروهی بود. به‌ویژه در بهار که از سبزی‌های تازه روییده‌ی کوه و دشت برای پخت آش بهره می‌بردند. پس از چندی خوردن کاهو و سکنجبین هم به آیین‌های این روز افزوده شد.

هماوردجویی جوانان، پایکوبی گروهی، اسب‌دوانی(به نشانه‌ی نبرد ایزد تیشتر با دیو اپوش) و آب بازی از دیگر آیین‌های سیزده به‌در بود. در سمرکند(سمرقند) و بخارا فال‌گوش ایستادن نیز بخشی از این آیین‌ها بود.
_________
📚 برگرفته از:
۱- یادداشت "زروان" #فریدون_جنیدی
۲- جشن‌های ایران باستان #حسین_محمدی
۳- از اسطوره تا تاریخ #مهرداد_بهار و #ابوالقاسم_اسماعیل_پور

@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

🔥 #آشنایی_با_جشن_‌های_ایرانی

🔥 #افسانه_جشن_شهریورگان

🔱 افسانه‌ی شهریورگان بازگوی‌ نبرد نخستین آدم روی زمین «گیومرت»/«گیومرتن» (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشته‌ی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز می‌شود.

🔱 گیومرت در اوستا «گیه‌مرتن» و در پهلوی «گیومرت/گیومرد» به چمار(معنای) «زنده‌ی میرا» یا «جان نیستی‌پذیر» است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا(خدا) را دریافت و از این روی با نام «نخست‌اندیش» از وی یاد شده است. درباره او در فروردین‌یشت از نیپیک(کتاب) یشت‌ها نوشته شده: «فَرَوَشی گیومرت اَشَون را می‌ستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره‌مزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمین‌های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد.»

🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» می‌خوانیم: «اهورامزدا همه‌ی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد»!
سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و درباره‌ی شهریور نوشته: «چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توانِ از میان بردنِ توپال نباشد.»
در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم ناراسته(غیرمستقیم) درباره‌ی نبرد آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است: «ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران سی سال زیست». ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.

🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آن‌ها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته می‌توان در «آثارالباقیه» نوشته‌ی «ابوریحان بیرونی» یافت. بیرونی نوشته است که شهریور روز چهارم از شهریورماه است و برای هم‌زمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشته‌ای است که به گوهر هفت‌گانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپال‌ها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آن‌ها بستگی دارد نگهبان است.

🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانه‌ای ایران پس از گیومرس/گیومرت بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود آهن را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها آن‌ها را به دشت‌ها کشاند و کشاورزی را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یک‌جانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.

🔱 با نگر(توجه) به این داستان‌های افسانه‌ای گفته می‌شود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژه‌ی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگان‌ها و دژها برگزار می‌کردند و برای ارزشی که توپال‌ها داشتند ابزار جنگی را پاک نگه می‌داشتند.

🔱 بر پایه‌ی آگاهی‌های به‌جا مانده از ساسانیان پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آن‌ها در جای نمناک گناه شمرده می‌شد.
«داراب پالتن» در «فرضیات‌نامه» نوشته است که شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنه‌کاران، دَهِشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیین‌های شهریورگان است.

🔱 با این‌همه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما درباره‌ی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازش‌های پی‌درپی از میان رفته و آنچه می‌دانیم ناچیز است که شاید هم کمی دستخوش دگرگونی شده باشد.
افسانه‌ی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.

____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایران‌بوم
۲- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش به گزارش #مهرداد_بهار

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چند_کتاب

چندکتاب مربوط به اساطیرجهان
ونگاهی به آثاراستا
#مهرداد_بهار
تقدیم به شما سروران گرامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه می‌کردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمی‌شدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفه‌یشان عُمَر را جشن می‌گرفتند و می‌رقصیدند به ریش اعراب‌ و عُمَرشان می‌خندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم به‌جا مانده است روشن می‌شود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگ‌ترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشته‌های دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را به‌صورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و به‌گونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگداشت قرار دهیم.

#جشن_نوروز و #پاپا_نوروز💚🤍❤️

ویژگی‌های#پاپا_نوروز:
مو و ریش سپید بلند
کمربند ابریشمی آبی
گیوه تخت‌ نازک
شلوار کتان
کلاه نمدی
شال سپید
است.
او از میان کوه راه می‌افتد و عصا بدست می‌آید به‌سوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانه‌های نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی می‌رود به‌نام ننه سرما که به‌گونه‌ای بانوی پاپا نوروز شمرده می‌شود. بر پایه افسانه‌های گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که می‌تواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا می‌نهد و به راه خود می‌رود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که می‌گوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشم‌ به‌راه پاپا نوروز می‌شود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش می‌برد و پس از بیدار شدن درمی‌یابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
عمو فیروز با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن و چهره‌ای سیاه شده و دایره‌ای در دست سروده و ترانه‌هایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابان می‌خواند.


#مهرداد_بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی می‌نویسند:
عمو فیروز وابسته به جشن‌های #سیاوش است. گمان می‌رود که این چهره، برگرفته از یکی از استوره‌های تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. چهره سیاه‌ شده عمو فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامه سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. واژه سیاوش می‌تواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاه‌رخ» باشد.

---

#کتایون_مزداپور استوره‌شناس و استاد زبان‌های باستانی می‌نویسند:
ترجمه لوحی اکدی تاییدی بر ایده و گفته مهرداد بهار است.
در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهرِ ایزد تموز) در نیمی از سال با جامه سرخ و در حال نواختن دایره‌زنگی، دنبک، ساز و نی‌لبک، به دنیای زیر زمین رفته تا همسر خود را بازگرداند و این سرگذشت گویای آغاز دوباره باروری بر زمین است.

---

زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر و مورخ ایرانی می‌نویسند:
فرق میان عمو نوروز و حاجی فیروز چیست؟
نخست اینکه عمو نوروز نادرست است و باید بابا(پاپا) نوروز گفت.
دوم اینکه واژه بابا در آغاز پاپا بوده است و پاپا در پارسی میانی و کهن در کاربرد پدر بزرگ به‌کار می‌رفت و هنگامی‌که تازیان مسلمان به ایران تاختند چون نمی‌توانستند بندواژه و وات «پ» را تلفظ کنند و به‌کار ببرند به‌جای پاپا بابا گفتند و ایرانی‌ها نیز بابا نوروز گفتند که دشواری چندانی ندارد.
ولی از آغاز زنجیره قاجاریان گروهی تازی پرداز از آن میان آخوندها گفتند: اگر بگوییم بابا نوروز اهانت به مادرانمان می‌شود باید عمو گفت!
این یک بهانه‌ی خنده‌آور و بی‌پایه‌ای است.
و اما درباره‌ی جدایی میان بابا نوروز و عمو فیروز.
پاپا نوروز نماد و پایه آیین نوروزی نماد خرد، مهربانی، پختگی، جاودانی و زندگی دراز است. به‌گفته‌ی دیگر ستون راستین آیین‌های نوروزی است.
همین واژه پاپا نوروز است که اروپاییان از ما گرفتند و پاپانوئل را ساخته و پدید آورده‌اند.
حاجی فیروز یکی از بخش‌های آیین بزرگ نوروزی ما شده که این نام حاجی فیروز پس از تاختن تازیان مسلمان به ایران پدید آمد زیرا رسم بَرده‌داری با اسلام به سرزمین‌مان ایران آمد.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity