Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#معماری
#قلعه_پراگ
سبک معماری: باروک و تکلف‌گرایی
موقعیت: پراگ،جمهوری چک
شروع ساخت و ساز۸۷۰؛ ۱۱۴۹ سال پیش کامل‌شده۱۹۲۹؛ ۹۰ سال پیش

قلعهٔ پراگ (چکی: [Pražský hrad) یک مجتمع قلعه‌ای در شهرپراگ در کشور جمهوری چک است که در سدهٔ نهم میلادی ساخته‌شده و اقامت‌گاه رسمی رئیس‌جمهور جمهوی چک است. این قلعه جایگاه رسمی شاهان بوهم، شاهان امپراتوری مقدس روم و رئیس‌جمهور چکسلواکی بود. تاج‌های جواهر بوهمی در اتاقی مخفی در این قلعه نگهداری می‌شوند.
بنا بر رکوردهای جهانی گینس، قلعهٔ پراگ بزرگ‌ترین قلعه در جهان محسوب می‌شود و محدوده‌ای حدود ۷۰٫۰۰۰ متر مربع را در بَر می‌گیرد و حدود ۵۷۰ متر طول و به‌طور متوسط حدود ۱۳۰ متر عرض دارد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

گرامی‌ باد یاد و نام #بابک_خرمدین #سردار_بزرگ #ایران_زمین

#بابک_خرمدین (مرگ #۱۷_دی ماه سال ۲۱۶ خورشیدی) #رهبر_اصلی #مبارزان_ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ #ابومسلم بر #خلافت_عباسی شوریدند. #خرمدینان مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار نماید. در دوران خلافت عباسیان #شمال_آذربایجان کانون شورش طولانی مدت و خطرناک علیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین رهبری می‌شده‌ است و بر #شمال_غرب_ایران تأثیر گذاشت و بیش از ۲۰ سال - از ۸۱۶–۸۱۷ م تا ۸۳۷ م - طول کشید. از نگاه #باسورث این شورش قطعاً پایه‌های #دینی داشته ولی ممکن است که پایه‌های #سیاسی-اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس #ضد_عربی ایرانیان در آذربایجان بهره می‌برده‌است. تعداد نیروهای لشکر بابک را در #ابو_المعالی ۱۰۰ هزار نفر، در #تنبیه_الاشراف #مسعودی ۲۰۰ هزار نفر، در #تاریخ_بغدادی ۳۰۰ هزار نفر یا بیشمار و در #تبصره_العوام بیشمار ذکر کرده‌اند. او زندگی گمنامی در آذربایجان داشت تا اینکه مورد توجه #جاویدان_بن_سهل ، رهبر خرمی‌ها که مدت کوتاهی بعد درگذشت، قرار گرفت. بابک ادعا کرد که روح جاویدان در کالبد او وارد شده و تحریک ساکنین #بذ را آغاز کرد. او قدرت جدیدی به جنبش دینی-اجتماعی که ریشه در #مذهب_مزدک داشت، بخشید. به نظر می‌رسد که قیام او از ۸۱۶ م آغاز و با نقشهٔ #حاتم پسر #هرمثه ، #حاکم_ارمنستان یاری شده بود و با مشکلات مختلفی در #استان‌_های_شرقی که به دنبال آن #مأمون به #بغداد بازگشت، آسان گشته بود. در ۸۱۹–۸۲۰ م مأمون، #یحیی_بن_معاذ را به سوی بابک فرستاد که با درگیری بی‌نتیجه در موقعیت‌های مختلف جنگی همراه بود؛ همان‌طور که تلاش دیگر فرماندهان خلافت، شانس بهتری نداشتند. در پایان خلافت مأمون شورش تا #جبال هم کشیده شد، که این باعث نخستین نگرانی #خلیفه_معتصم گردید و باعث شد تا او شورش این ناحیه را ریشه کن کند. در ۸۳۵ م معتصم #افشین را مأمور سرکوب بابک کرد. این فرمانده #قلعه‌_های_جادهٔ_بذ را که بابک ویران کرده‌ بود را تعمیر کرد و علی‌رغم شکست #بغای_کبیر در #هشتاد_سر ، توانست #طرخان ، یکی از #فرماندهان_شورشی را غافلگیر کند. سپس با نیروهای تحت فرماندهی #جعفر_خیاط و داوطلبان #ابودلف تجدید قوا کرد و در ۸۳۷ م #اردوگاهی را #تحت_حفاظت دیده‌بانها برپا کرد. (چرا که مکرراً از بذ مورد هجوم واقع شده‌بود) بعد از حملهٔ ناموفق داوطلبان، بذ در ۱۵ اوت ۸۳۷ م توسط نیروهای #فرغانه‌_ای فتح و غارت شد. بابک فرار کرد ولی توسط #بزرگ_ارمنستانی - #سهل_بن_سنباط - که به او پناه داده‌بود، دستگیر شد و به افشین تحویل داده‌شد. او به #سامرا فرستاده شد و در ۴ ژانویه ۸۳۸ به سامرا رسید. معتصم او را سوار بر فیل به معرض نمایش گذاشت و با بی‌رحمی زیاد او را اعدام کرد. جنازهٔ او بر چوبهٔ دارش باقی‌ماند و منجر شد تا نامش به این منطقهٔ شهر اطلاق گردد. دستگیری و اعدام بابک پایان جنبش خرمدینان نبود، آنها ادامه حیات دادند تا مدرکی گواه بر حیاتشان در قرن ۹ م باشند. داوطلبان شورش گذشته، که خود را #بابکیه نام نهادند، در بذ تا قرن ۱۱ م ادامه حیات دادند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@bookirancity
🔴#علوفه حیوانات کم و کمتر میشد. همه به جان هم افتاده بودند و حتی ادای احترام به یادبود موسس مزرعه نه بخاطر احترام و اعتقاد که از سر اجبار و ترس بود! گوسفندان بیشتری به کشتارگاه برده میشدندو صاحب مزرعه مدام از دسیسه های دشمنی خونخوار به نام "گرگ" باعنوان سرمنشا تمامی مشکلات سخن میگفت.


#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#جورج_اورول
زادروز ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳
مرگ ۲۱ژانویه ۱۹۵۰
#داستانویس_روزنامه_نگار_شاعر

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
اریک بلر در شهر موتیهاری، بهار (استان هند) در راج بریتانیا زاده شد.
اِریک بلر(جورج اورول) دو خواهر داشت. مارجری، پنج سال بزرگ‌تر از وی و اِوریل، پنج سال کوچک‌تر بود. زمانی که اریک یک ساله بود، مادرش او و خواهر بزرگترش را به انگلستان برد. آیدا بلر و فرزندانش در هنلی-آن-تیمزآکسفوردشایر ساکن شدند. اریک با مادر و خواهرانِ خود بزرگ می‌شد و جز یک دیدارِ کوتاه در میانهٔ سالِ ۱۹۰۷،پدرِ خود ریچارد بلر را تا سال ۱۹۱۲ ندید. دفتر خاطراتِ مادرش از سالِ ۱۹۰۵ توصیفِ دورانی پر جُنب‌وجوش از فعالیت‌های اجتماعی و علایقِ هنری است.

مادرِ اِریک دوست داشت که او بجای یک مدرسهٔ مذهبی، به یک مدرسهٔ آموزش و پرورش عمومی برود اما خانواده اش توانِ هزینهٔ کافی برای این کار را نداشت و نیاز بود برایش بورسیه گرفته شود. چارلز لیموزین، برادرِ آیدا بلر، پیشنهاد کرد که اریک به مدرسه‌ای در ایست‌بورن فرستاده شود.لیموزین یک گلف‌بازِ ماهر بود و مدیرِ مدرسه و مسابقاتِ باشگاه گلف ایستبورن را می‌شناخت و در چندین مسابقه در سال ۱۹۰۳ و ۱۹۰۴ پیروزی‌هایی به دست آورده بود. مدیر یاری رساندن به بلر را برای گرفتنِ بورس تحصیلی پذیرفت و تمهیداتِ مالیِ ویژه‌ای برقرار نمود تا پدر و مادر بلر تنها نیمی از هزینه‌های معمولِ مدرسه را پرداخت کنند. در سپتامبر ۱۹۱۱ اریک به سنت‌سایپرین رسید. او برای پنج سال در آن مدرسه بود و تنها برای تعطیلات مدرسه به خانه بازمی‌گشت. او هیچ‌چیز از کاهشِ هزینه‌های تحصیلش نمی‌دانست، گرچه بزودی دریافت که «از یک خانوادهٔ فقیر می‌آید.»او از مدرسه خوشش نمی‌آمد.

هوای تازه واپسین رمان او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. در سال‌های نخستین جنگ به روزنامه‌نگاری و نقد کتاب پرداخت، ولی در سال ۱۹۴۳ پس از مرگ مادرش کار بر روی رمانی که تا امروز به آن مشهور است یعنی مزرعه حیوانات (در ایران قلعه حیوانات) را آغاز کرد. رمان او به‌دلیل اشاره غیرمستقیمش به شوروی که آن زمان متحدِ انگلیس بود، تا یک سال چاپ نشد. با انتشار کتاب در ۱۹۴۵ در انگلیس و ۱۹۴۶ در آمریکا اورول به شهرت رسید. در چهار سالِ بعدی، اورول به جزیرهٔ جورا در شمالِ اسکاتلندرفت و افزون بر ادامهٔ کارِ ستون‌نویسی برای روزنامه‌ها، کار بر روی مهم‌ترین و واپسین اثرِ خودهزارونهصدوهشتادوچهار را آغاز کرد.

مدت کوتاهی بعد اورول به‌دلیل بیماری مزمن ریوی‌اش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد.

هفت ماه پس از چاپِ کتابِ ۱۹۸۴، اورول در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ درگذشت. به درخواست خودش، پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را در گورستانی گمنام و پرت در دهکده‌ای به نام ساتن کورتینی در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند. بر روی سنگ قبرش نیز هیچ اشاره‌ای به شهرت و نامی که بدان آوازهٔ جهانی داشت (جورج اورول) نشد.

انگلستان، انگلستان شما

#جورج_اورول را بسیاری با رمان‌ها و داستان‌هایش می‌شناسند. اما او در کنار داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری فعال بود؛ روزنامه‌نگاری که از جنگ و خشونت انتقاد می‌کرد و دیگران را به دموکراسی فرامی‌خواند.
جورج اورول - با نام اصلی #اریک_آرتور بلر، ۱۹۰۳ - ۱۹۵۰ - مقاله «انگلستان، انگلستان» شما را در سال ۱۹۴۱ در اوج بمباران‌های لندن منتشر کرد. او در این مقاله با اشتیاق بسیار، فرهنگی را می‌ستاید که سیاست دموکراتیک را در انگلستان مدرن حفظ می‌کند. مدعای اورول این است که زندگی دموکراتیک هر ملتی متفاوت از ملت دیگری است و از فرهنگ، تاریخ و رسوم خودش جدایی‌ناپذیر است.
اورول در پرخواننده‌ترین آثارش مانند «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» به تمامیت‌خواهی حمله می‌کند اما درخشان‌ترین مجادلات دموکراتیک او اغلب در روزنامه‌نگاری‌هایش هویدا بود.

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
حیوانات از دست انسان خسته شده بودند در طول جلساتی که برگزار کرده بودند به این نتیجه رسیده بودند که باید کاری بکنند و بر علیه انسان قیام کنند. بله حیوانات تصمیم به انقلاب گرفتند و انسان را از مزرعه اش بیرون کردند تا همه برابر باشند، تا همه زندگی خوبی داشته باشند، همه در رفاه باشند، همه شاد باشند ، همه به یک اندازه کار کنند و همه به یک اندازه بهره ببرند ، بله حیوانات انقلاب کردند و در این میان که خوکها رهبری این انقلاب را بر عهده داشتند پیشنهاد دادند که قوانینی نوشته شود تا همه از آن پیروی کنند ، بقیه حیوانات قبول کردند اما چون خواندن و نوشتن نمی دانستند از خوکها خواستند به آنها خواندن و نوشتن بیاموزند خوکها این کار را کردند اما حیوانات تنها توانستند کلمات را تشخیس دهند و مفهومی خاص از آن را درک نمیکردند به جز بنجامین الاغ پیر و باهوش مزرعه که از قبل با سواد بود. هفت فرمان نوشته شد:
1- هرچه دو پاست دشمن است.
2- هرچه چهار پاست یا بال دارد ، دوست است.
3- هیچ حیوانی لباس نمیپوشد.
4- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.
5- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.
6- هیچ حیوانی، حیوان کشی نمیکند.
7- همه حیوانات برابرند.
بعد از گذشت چندین سال از این انقلاب شکوهمند حیوانات، قوانین روز به روز رنگ و بوی خود را از دست میداد به طوری که دیگر خوکها الکل مینوشیدند، بر تخت میخوابیدند، لباس میپوشیدند، با انسانها رابطه داشتند، و حیوان کشی میکردند. اما تنها قانونی که بر دیوار باقی مانده بود را بنجامین برای آخرین بار با صدای بلند خواند ، همه ی حیوانات برابرند اما بعضی برابر ترند!!!! بله ، فرمان ها همه از بین رفته بودند و تنها فرمانی که باقی مانده بود شکلی تحریف شده از فرمان هفتم بود که ..........!!!!!!!!!
در فرمان باقی مانده یا بقولی تصحیح شده همه برابر بودند اما بعضی برابر تر، همه کار میکردند اما بعضی بیشتر، همه میخوردند اما بعضی بیشتر،همه زندگی خوبی دارند اما بعضی خوبتر. دیگر این خوکها بودند که به جای بشر نشسته بودند و بر خلاف روزهای اول انقلاب که همه با هم کار میکردند حالا بعد از گذشت چند سال از انقلاب حیوانات، خوکها شلاق به دست بالای سر حیوانات دیگر بودند تا آنها بیشتر کار کنند و کمتر بهره ببرند، و آنگاه بود که همه برابرند اما بعضی برابرتر...

با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـی‌روییده دیده. خیلى از حیوانات گفته‌هـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!

#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
ناپلئون دیگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمی شد. اسم او با عنوان رسمی « رهبر ما رفیق ناپلئون » برده می شد، و خوکها اصرار داشتند، که عناوینی از قبیل پدر حیوانات،دشمن بشر،حامی گوسفندان، ناجی پرندگان و امثال آن برایش بسازند. سکوئیلر در نطق هایش اشک می ریخت و از درایت ناپلئون و از خوش قلبی و عشق سرشار او به حیوانات،مخصوصا به حیوانات محروم سایر مزارع سخن می راند.

عادت بر این جاری شده بود که هر عمل موفقیت آمیز و هر پیش آمد خوبی به حساب ناپلئون گذاشته شود. اغلب شنیده می شد که مرغی به مرغ دیگر می گوید:

«تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام.» و یا دو گاوی که از استخر آب می نوشیدند می گفتند:«به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است!»
در ماه آوریل در قلعه ی حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رییس جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به اتفاق آراء انتخاب گردید.
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات

#آثار
#1984
#آس_وپاسها
#انگلستان_انگلستان_شما
#تنفس
#دختر_کشیش
#درخت_زندگانی
#روز_های_برمه
#ژرفنا
#قلعه_حیوانات
#گریز
#مراسم_اعدام
#هوای_تازه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#گرامی_باد_یاد_ونام_بابک_خرمدین_سردار_بزرگ_ایران_زمین

#بابک_خرمدین (مرگ #۱۷_دی ماه سال ۲۱۶ خورشیدی) #رهبر_اصلی #مبارزان_ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ #ابومسلم بر #خلافت_عباسی شوریدند. #خرمدینان مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار نماید. در دوران خلافت عباسیان #شمال_آذربایجان کانون شورش طولانی مدت و خطرناک علیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین رهبری می‌شده‌ است و بر #شمال_غرب_ایران تأثیر گذاشت و بیش از ۲۰ سال - از ۸۱۶–۸۱۷ م تا ۸۳۷ م - طول کشید. از نگاه #باسورث این شورش قطعاً پایه‌های #دینی داشته ولی ممکن است که پایه‌های #سیاسی-اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس #ضد_عربی ایرانیان در آذربایجان بهره می‌برده‌است. تعداد نیروهای لشکر بابک را در #ابو_المعالی ۱۰۰ هزار نفر، در #تنبیه_الاشراف #مسعودی ۲۰۰ هزار نفر، در #تاریخ_بغدادی ۳۰۰ هزار نفر یا بیشمار و در #تبصره_العوام بیشمار ذکر کرده‌اند. او زندگی گمنامی در آذربایجان داشت تا اینکه مورد توجه #جاویدان_بن_سهل ، رهبر خرمی‌ها که مدت کوتاهی بعد درگذشت، قرار گرفت. بابک ادعا کرد که روح جاویدان در کالبد او وارد شده و تحریک ساکنین #بذ را آغاز کرد. او قدرت جدیدی به جنبش دینی-اجتماعی که ریشه در #مذهب_مزدک داشت، بخشید. به نظر می‌رسد که قیام او از ۸۱۶ م آغاز و با نقشهٔ #حاتم پسر #هرمثه ، #حاکم_ارمنستان یاری شده بود و با مشکلات مختلفی در #استان‌_های_شرقی که به دنبال آن #مأمون به #بغداد بازگشت، آسان گشته بود. در ۸۱۹–۸۲۰ م مأمون، #یحیی_بن_معاذ را به سوی بابک فرستاد که با درگیری بی‌نتیجه در موقعیت‌های مختلف جنگی همراه بود؛ همان‌طور که تلاش دیگر فرماندهان خلافت، شانس بهتری نداشتند. در پایان خلافت مأمون شورش تا #جبال هم کشیده شد، که این باعث نخستین نگرانی #خلیفه_معتصم گردید و باعث شد تا او شورش این ناحیه را ریشه کن کند. در ۸۳۵ م معتصم #افشین را مأمور سرکوب بابک کرد. این فرمانده #قلعه‌_های_جادهٔ_بذ را که بابک ویران کرده‌ بود را تعمیر کرد و علی‌رغم شکست #بغای_کبیر در #هشتاد_سر ، توانست #طرخان ، یکی از #فرماندهان_شورشی را غافلگیر کند. سپس با نیروهای تحت فرماندهی #جعفر_خیاط و داوطلبان #ابودلف تجدید قوا کرد و در ۸۳۷ م #اردوگاهی را #تحت_حفاظت دیده‌بانها برپا کرد. (چرا که مکرراً از بذ مورد هجوم واقع شده‌بود) بعد از حملهٔ ناموفق داوطلبان، بذ در ۱۵ اوت ۸۳۷ م توسط نیروهای #فرغانه‌_ای فتح و غارت شد. بابک فرار کرد ولی توسط #بزرگ_ارمنستانی - #سهل_بن_سنباط - که به او پناه داده‌بود، دستگیر شد و به افشین تحویل داده‌شد. او به #سامرا فرستاده شد و در ۴ ژانویه ۸۳۸ به سامرا رسید. معتصم او را سوار بر فیل به معرض نمایش گذاشت و با بی‌رحمی زیاد او را اعدام کرد. جنازهٔ او بر چوبهٔ دارش باقی‌ماند و منجر شد تا نامش به این منطقهٔ شهر اطلاق گردد. دستگیری و اعدام بابک پایان جنبش خرمدینان نبود، آنها ادامه حیات دادند تا مدرکی گواه بر حیاتشان در قرن ۹ م باشند. داوطلبان شورش گذشته، که خود را #بابکیه نام نهادند، در بذ تا قرن ۱۱ م ادامه حیات دادند.
‌بابک_خرمدین کیست و چه کرد؟!

تلفظ نام بابک به زبان پارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید.

بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامون‌ها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران اعراب گذاشت.

خلیفه #تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند، و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند.

خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامه‌ای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد.

بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده، او را می‌‌توان نابود کرد ولی نمی‌توان شکستش داد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

بر بلندای سبلان
هنوز شمشیر انتقامت طنین افکن است
و نوای آزادی تنبورت
از فراز قلعه
به آرامی
در رگ تاریخ این وطن جاریست

بابک ای آزاده مرد!
تو در کدامین گوشه از این قلعه
با دستهای بریده ات
هنوز بر تنبور آزادی چنگ می زنی؟

بابک ای آزاده مرد
یارانت کجا رفتند
که دیگر شمشیرهاشان
به خونخواهی گلپونه های
دشتهای سوخته ایران
معتصم ها را
به تن نمی لرزانند

بابک ای آزاده مرد
شب بس تاریک است و هولناک

گرچه افشین ها با ماست
ما هنوز تنهاییم

به تنهایی قلعه فراموش شده ات در سبلان
ما هنوز تنهاییم

موسیقی متن: تنبورنوازی #فراز_کاویانی

#بابک_خرمدین
#قلعه_بابک

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
قلعه-عقابها.pdf
4.5 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#قلعه_عقابها

آلیستر مک لین
غلامحسین قراگوزلو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

همیشه خوک ها تصمیم میگرفتند؛ سایر حیوانات هرگز نمی توانستند تصمیمی اتخاذ کنند...
ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند!!

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان

#میراث_آیندگان

#معماری_فومن

#قلعه_رودخان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان

#میراث_آیندگان

#معماری_فومن

#قلعه_رودخان

نام قلعه‌ای است متعلق به دوره امپراتوری ساسانی که بر فراز ارتفاعات جنگلی شهرستان فومن در روستای رودخان ساخته شده و ۲٫۶ هکتار مساحت و ۶۵ برج و بارو و دیواری به طول ۱۵۰۰ متر دارد.[۱] دژ رودخان در ۳۰ کیلومتری شهر فومن است. برخی کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان و مقارن با حمله اعراب به ایران دانسته‌اند.برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان و مقارن با حمله عرب‌ها به ایران دانسته‌اند.در دورهٔ سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان الموت بوده‌است.
بر روی کتیبه سردر ورودی قلعه که اکنون در موزهٔ گنجینهٔ رشت نگهداری می‌شود، درج شده که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام‌الدین تجدید بنا شده‌است. امیره حسام الدین دباج فومنی (مظفرالسلطان)، فرمانروای بیه‌پس اولین قدرت منطقه‌ای بود که از اطاعت از صفویان سرپیچی کرد، و قلعه رود خان را بازسازی کرد تا از آنجا به مقاومت بپردازد ولی موفقیتی به دست نیاورد و به دربند گریخت و نهایتاً دستگیر و در تبریز اعدام شد.

#آرذمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر

چند نمونه از تاثیر #آه_مظلوم در #تاریخ_ایران

// خیر و شر هر عمل، کز آدمی سر میزند
// حاصل آن، صبح فردا، پشت در، در می زند

#نادر_شاه :
در اواخر سلطنت نادرشاه که #مالیات های گزافی بر مردم می بستند و نپرداختن مالیات، مرگی همراه با رنج و درد را بهمراه داشت، مردم برای زنده ماندن خود و خانواده هایشان، #دختران یا #پسران جوان را به #تاجرانِ_ترکمان #اردوی #نادر_شاه می فروختند و #مالیات_نادری را تسویه می کردند. شخصی بنام #خواجه_محمد_شفیع_بردسیری که دیگر هیچگونه مال و منالی برایش نمانده بود، دو دختر خود را نزد تاجر ترکمان برد که از زیادتی دختران و پسران زیباروی فروشی، تاجر بردهٔ مذکور با اشاره گفت که خریدار دختران سیه چردهٔ خواجه محمدشفیع نیست. از اینرو #محصل_مالیاتی رو به او کرد و گفت:ای خواجه، تاجر ترکمان نپسندید، برو فکر پول باش!! مرد بینوا از ته دل آهی کشید و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا، تاجر ترکمان نپسندید، تو هم مپسند!....
و البته همان شب خبر #قتل_نادر را آوردند.!!!!
// سرِ شب، به سر، قصد تاراج داشت
// سحرگه، نَه تن، سر، نه سر، تاج داشت
// به یک چرخشِ چرخ نیلوفری
// نه نادر بماند و نه نادری!
🌿🍂🌿🍂
#آقا_محمد_خان_قاجار :
هنگامی که #لطفعلی_خان_زند از #کرمان فرار کرد و #سپاه_قاجار به درون شهر سرازیر شد و قتل و غارت و تجاوز را پیشه ساخت، دسته دسته مردم در خانهٔ #متولی #سید_علویه که فردی وارسته و درویشی بنام بود، پناه گرفتند. سید بیچاره نیز قرآن در دست و شال در گردن با پای برهنه، جلو #اسب آقا محمدخان قاجار ایستاد و ملتمسانه گفت:
......یا به آبروی این مصحف شریف، مردمی را که به خانهٔ من پناه آورده اند ببخش، یا مرا بکُش!!
و صد البته آقا محمدخان راه دوم را برگزید و خود شخصاً با شمشیر شکمِ او را دَرید و احشاء او را بیرون ریخت. آنهایی که شاهد موضوع بودند، دو سال بعد دیدند و شنیدند که در #قلعه_شوشی ، پس از کشته شدن خان قاجار برای #قاچ_خربزه_ای و #متلاشی شدن #اردو ، شمشیر #صادق_خان_شقاقی ، احشاء و امعاء خان قاجار را بهمان صورت بر روی قالیهای درون چادر نظامی به وضعی وحشت بار، فرا گسترد.

🌿🍂🌿🍂
#میرزا_آقا_خان_نوری و #امیر_کبیر :

معروف است که پس از #توطئه #میرزا_آقا_خان و همدستی او با #مهد_علیا و #قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، بواسطه نفرین و آه مادر امیرکبیر، هیچیک از فرزندان میرزاآقاخان نوری که به #خواجه_نوری_ها معروف بوده و از #هزار_فامیل هستند، اصطلاحاً #عاقبت_بخیر نشده و حتی دو نفر آخرینشان که #سناتور بودند در وقایع سال ۱۳۵۷ #اعدام شدند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معماری

#قلعه_الموت یا دژ الموت مقر فرمانده اسماعیلیان حسن صباح یکی از قلاع تاریخی ایران است. دژ الموت در منطقه الموت #قزوین شمال شرقی روستای گازرخان (قصر خان) قرار دارد. موقعیت قلعه بر فراز صخره‌ای به بلندای ۲۱۶۳ متر از سطح دریا می‌باشد. این کوهستان از نرمه‌گردن شروع شده و به طرف غرب ادامه پیدا کرده است. صخره‌های پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شده‌اند.
تنها راه ورود به قلعه الموت در انتهای ضلع شمال شرقی، چند متر پایین‌تر از برج شرقی دژ واقع شده که کوه‌هودکان با فاصله نسبتاً زیاد بر آن مشرف است.
این قلعه در شوال ۶۵۴ هجری قمری به‌دستورهلاکوخان‌مغول به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس به‌عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. همچنین از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حکومت شاه تهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه کالبدی سالم داشته است.
متاسفانه حفاری‌هایی که در دوره قاجار برای یافتن گنج در قلعه الموت انجام شده، سبب ویرانی و آسیب بسیار به آن شد.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ایرانشهر_ما

#قلعه_صلصال(سلسال)👇

قلعه صلصال از دیدنی های تاریخی شهر لیسار است و قدمت آن به دوره سلجوقیان باز می گردد. این قلعه در ارتفاع 100 متری از سطح دریا قرار گرفته است و زمینی 40 در 50 متر مربعی را بر بلندای روستای قلعه دوش به خود اختصاص داده است.
قلعه صلصال واقع در روستای قلعه دوش لیسار از توابع تالش می باشد, کلمه صلصال با املای “صاد” در لغت به معنای گل خشکیده ورز داده شده جهت کوزه گریست ، اما بعضا معتقدند که نام اصلی این قلعه با املای سلسال با املای “سین” است و سلسال در لغت به معنای آب خنک و خوشگوار است که از محاسن این قلعه بوده است.
این قلعه به اسم های سلسال و لیسار نیز شهرت دارد. لیسار نیز به دلیل قرارگیری این قلعه در شهر لیسار، بر روی آن گذاشته شده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

صبح‌های یکشنبه اسکوئیلر طومارهای بلندبالایی با خود می‌آورد، برای حیوانات می‌خواند و اعلام می‌کرد میزان تولید محصول در مزرعه تا پانصد درصد افزایش یافته است!
حیوانات دلیلی نمی‌دیدند که حرف او را باور نکنند، خصوصاً که حالا خیلی دقیق به خاطر نمی‌آوردند اوضاع قبل از شورش چگونه بود.
حیوانات احساس می‌کردند به غذا نیاز دارند نه به این اعداد و ارقام و آمارها...


#قلعه_حیوانات
#جرج_اورول

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

علوفه حیوانات کم و کمتر می‌شد.
همه به جان هم افتاده بودند...

حالا دیگر ادای احترام به یاد بودِ موسس مزرعه نه بخاطر احترام و اعتقاد که فقط از سر اجبار و ترس بود

گوسفندان بیشتری به کشتارگاه برده می‌شدند و صاحب مزرعه مدام از دسیسه‌های دشمنی خونخوار به نام "گرگ" به عنوان سرمنشاء تمامی مشکلات سخن می‌گفت!

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

#معماری

▪️عنوان: #کاخ_اردشیر
▪️دیرینگی: #ساسانیان
▪️مکان: #فیروزآباد فارس

کاخ اردشیر بابکان یا آتشکدهٔ اردشیر، قلعه‌ای است که در دامنهٔ کوهی در نزدیکی #قلعه_دختر واقع شده و در سال ۲۲۴ پس از میلاد به دستور اردشیر بابکان بنیان‌گذار شاهنشاهی ساسانی ساخته شده‌است. این قلعه در ۲ کیلومتری شمال شهر باستانی #گور قرار دارد.

این کاخ دارای تالارهای تو در تو است و با گذشت ۱۸۰۰ سال گچ‌بری بخش بالای دیوارهای درونی آن همچنان بدون آسیب مانده‌است. در ضلع شرقی کاخ، چهار ساختمان گنبدی شکل سترگ وجود دارد، این گنبدها به وسیلهٔ فیل‌پوش بالا رفته که مشابه آن در قلعه دختر (قلعه اردشیر) دیده می‌شود. قسمتی از نوک سقف گنبدها در دایره‌ای به قطر یک متر باز است. در ضلع شمالی بیرون از دیوار کاخ نیز چشمه‌ای از دل خاک می‌جوشد و استخری طبیعی جلوی این چشمه به پدیدار شده‌است. رودی از کنار دیوار شرقی کاخ گذر می‌کند که زمینه‌ساز آبادانی شهر گور و کاخ ساسانی بوده‌است. کمی بالاتر از کاخ آتشدانی برای برگزاری آیین‌های دینی وجود دارد. وجود چهار عنصر طبیعی آب، باد، خاک و آتش برجستگی ویژه‌ای را به این منطقه بخشیده‌است.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه


همیشه خوک ها تصمیم می گرفتند سایر حیوانات هرگز نمی توانستند تصمیمی اتخاذ کنند
ولی " رای دادن " را یاد گرفته بودند

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه


همیشه خوک‌ها تصمیم میگرفتند، سایر حیوانات هرگز نمی‌توانستند تصمیمی اتخاذ کنند، ولی رای دادن را خوب یاد گرفته بودند


#قلعه_حیوانات

#جرج_اورول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity