حیوانات از دست انسان خسته شده بودند در طول جلساتی که برگزار کرده بودند به این نتیجه رسیده بودند که باید کاری بکنند و بر علیه انسان قیام کنند. بله حیوانات تصمیم به انقلاب گرفتند و انسان را از مزرعه اش بیرون کردند تا همه برابر باشند، تا همه زندگی خوبی داشته باشند، همه در رفاه باشند، همه شاد باشند ، همه به یک اندازه کار کنند و همه به یک اندازه بهره ببرند ، بله حیوانات انقلاب کردند و در این میان که خوکها رهبری این انقلاب را بر عهده داشتند پیشنهاد دادند که قوانینی نوشته شود تا همه از آن پیروی کنند ، بقیه حیوانات قبول کردند اما چون خواندن و نوشتن نمی دانستند از خوکها خواستند به آنها خواندن و نوشتن بیاموزند خوکها این کار را کردند اما حیوانات تنها توانستند کلمات را تشخیس دهند و مفهومی خاص از آن را درک نمیکردند به جز بنجامین الاغ پیر و باهوش مزرعه که از قبل با سواد بود. هفت فرمان نوشته شد:
1- هرچه دو پاست دشمن است.
2- هرچه چهار پاست یا بال دارد ، دوست است.
3- هیچ حیوانی لباس نمیپوشد.
4- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.
5- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.
6- هیچ حیوانی، حیوان کشی نمیکند.
7- همه حیوانات برابرند.
بعد از گذشت چندین سال از این انقلاب شکوهمند حیوانات، قوانین روز به روز رنگ و بوی خود را از دست میداد به طوری که دیگر خوکها الکل مینوشیدند، بر تخت میخوابیدند، لباس میپوشیدند، با انسانها رابطه داشتند، و حیوان کشی میکردند. اما تنها قانونی که بر دیوار باقی مانده بود را بنجامین برای آخرین بار با صدای بلند خواند ، همه ی حیوانات برابرند اما بعضی برابر ترند!!!! بله ، فرمان ها همه از بین رفته بودند و تنها فرمانی که باقی مانده بود شکلی تحریف شده از فرمان هفتم بود که ..........!!!!!!!!!
در فرمان باقی مانده یا بقولی تصحیح شده همه برابر بودند اما بعضی برابر تر، همه کار میکردند اما بعضی بیشتر، همه میخوردند اما بعضی بیشتر،همه زندگی خوبی دارند اما بعضی خوبتر. دیگر این خوکها بودند که به جای بشر نشسته بودند و بر خلاف روزهای اول انقلاب که همه با هم کار میکردند حالا بعد از گذشت چند سال از انقلاب حیوانات، خوکها شلاق به دست بالای سر حیوانات دیگر بودند تا آنها بیشتر کار کنند و کمتر بهره ببرند، و آنگاه بود که همه برابرند اما بعضی برابرتر...
با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـیروییده دیده. خیلى از حیوانات گفتههـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
ناپلئون دیگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمی شد. اسم او با عنوان رسمی « رهبر ما رفیق ناپلئون » برده می شد، و خوکها اصرار داشتند، که عناوینی از قبیل پدر حیوانات،دشمن بشر،حامی گوسفندان، ناجی پرندگان و امثال آن برایش بسازند. سکوئیلر در نطق هایش اشک می ریخت و از درایت ناپلئون و از خوش قلبی و عشق سرشار او به حیوانات،مخصوصا به حیوانات محروم سایر مزارع سخن می راند.
عادت بر این جاری شده بود که هر عمل موفقیت آمیز و هر پیش آمد خوبی به حساب ناپلئون گذاشته شود. اغلب شنیده می شد که مرغی به مرغ دیگر می گوید:
«تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام.» و یا دو گاوی که از استخر آب می نوشیدند می گفتند:«به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است!»
در ماه آوریل در قلعه ی حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رییس جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به اتفاق آراء انتخاب گردید.
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
#آثار
#1984
#آس_وپاسها
#انگلستان_انگلستان_شما
#تنفس
#دختر_کشیش
#درخت_زندگانی
#روز_های_برمه
#ژرفنا
#قلعه_حیوانات
#گریز
#مراسم_اعدام
#هوای_تازه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
1- هرچه دو پاست دشمن است.
2- هرچه چهار پاست یا بال دارد ، دوست است.
3- هیچ حیوانی لباس نمیپوشد.
4- هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.
5- هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.
6- هیچ حیوانی، حیوان کشی نمیکند.
7- همه حیوانات برابرند.
بعد از گذشت چندین سال از این انقلاب شکوهمند حیوانات، قوانین روز به روز رنگ و بوی خود را از دست میداد به طوری که دیگر خوکها الکل مینوشیدند، بر تخت میخوابیدند، لباس میپوشیدند، با انسانها رابطه داشتند، و حیوان کشی میکردند. اما تنها قانونی که بر دیوار باقی مانده بود را بنجامین برای آخرین بار با صدای بلند خواند ، همه ی حیوانات برابرند اما بعضی برابر ترند!!!! بله ، فرمان ها همه از بین رفته بودند و تنها فرمانی که باقی مانده بود شکلی تحریف شده از فرمان هفتم بود که ..........!!!!!!!!!
در فرمان باقی مانده یا بقولی تصحیح شده همه برابر بودند اما بعضی برابر تر، همه کار میکردند اما بعضی بیشتر، همه میخوردند اما بعضی بیشتر،همه زندگی خوبی دارند اما بعضی خوبتر. دیگر این خوکها بودند که به جای بشر نشسته بودند و بر خلاف روزهای اول انقلاب که همه با هم کار میکردند حالا بعد از گذشت چند سال از انقلاب حیوانات، خوکها شلاق به دست بالای سر حیوانات دیگر بودند تا آنها بیشتر کار کنند و کمتر بهره ببرند، و آنگاه بود که همه برابرند اما بعضی برابرتر...
با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـیروییده دیده. خیلى از حیوانات گفتههـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
ناپلئون دیگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمی شد. اسم او با عنوان رسمی « رهبر ما رفیق ناپلئون » برده می شد، و خوکها اصرار داشتند، که عناوینی از قبیل پدر حیوانات،دشمن بشر،حامی گوسفندان، ناجی پرندگان و امثال آن برایش بسازند. سکوئیلر در نطق هایش اشک می ریخت و از درایت ناپلئون و از خوش قلبی و عشق سرشار او به حیوانات،مخصوصا به حیوانات محروم سایر مزارع سخن می راند.
عادت بر این جاری شده بود که هر عمل موفقیت آمیز و هر پیش آمد خوبی به حساب ناپلئون گذاشته شود. اغلب شنیده می شد که مرغی به مرغ دیگر می گوید:
«تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام.» و یا دو گاوی که از استخر آب می نوشیدند می گفتند:«به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است!»
در ماه آوریل در قلعه ی حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رییس جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به اتفاق آراء انتخاب گردید.
#جورج_اورول
#قلعه_حیوانات
#آثار
#1984
#آس_وپاسها
#انگلستان_انگلستان_شما
#تنفس
#دختر_کشیش
#درخت_زندگانی
#روز_های_برمه
#ژرفنا
#قلعه_حیوانات
#گریز
#مراسم_اعدام
#هوای_تازه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity