🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#قهرمان_ملی
#هادی_رضایی، سرمربی مشهدی تیم ملی والیبال نشسته از سال ۱۹۸۸ بیوقفه داره مدال پارالمپیک میگیره.
۳ طلای سئول، بارسلونا و آتلانتا در قامت بازیکن و طلای آتن، پکن، ریو و توکیو + نقره آتن و لندن در قامت مربی.
سرمربی تیم ملی و سرپرست کاروان ایران ۲۹ مرداد امسال در توکیو باخبر شد که مادرش فوت کرده، اما کنار تیمش موند و به ایران برنگشت.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#قهرمان_ملی
#هادی_رضایی، سرمربی مشهدی تیم ملی والیبال نشسته از سال ۱۹۸۸ بیوقفه داره مدال پارالمپیک میگیره.
۳ طلای سئول، بارسلونا و آتلانتا در قامت بازیکن و طلای آتن، پکن، ریو و توکیو + نقره آتن و لندن در قامت مربی.
سرمربی تیم ملی و سرپرست کاروان ایران ۲۹ مرداد امسال در توکیو باخبر شد که مادرش فوت کرده، اما کنار تیمش موند و به ایران برنگشت.
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟