🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#پالایش_زبان_پارسی


🔷پارسی‌گویی هماره جایگزین‌کردن واژه‌ای پارسی به‌جای واژه‌ی بیگانه نیست. گاهی می‌توان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژه‌ها پارسی‌اند، ولی به‌گونه‌ای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو می‌شوند.
در پی، شماری از این واژه‌ها را می‌آوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاری‌مان کنید.

#آج= آژ
#آجر= آگور
#آذربایجان= آذرآبادگان
#آذوقه= آزوغه
#آماج= آماگ
#آئین= آیین
#آئینه= آیینه
#ابرقو= ابرکوه
#ابد= اَپَت
#ازل= اَسَر
#اسب= اسپ
#اسفند= اسپند
#اسفندیار= اسپندیار
#اصفهان= اسپهان، سپاهان
#اوج= اوگ
#باج= باژ
#بادنجان= بادِنگان، باتَنگان
#بجنورد= بیژن‌گرد
#برج= بُرگ
#بروجرد= پیروزگرد
#بذر= بَرز
#بصره= بَس‌رَه
#بوزرجمهر= بزرگمهر
#بیرجند= بیرگند
#پائیز= پاییز
#تاج= تاگه، تاگ
#ترجمان= ترگمان، ترزبان
#ترجمه= ترگویه
#تیسفون= تیسپون
#توپ= توب(بازی)
#توپ= توف، از زینه‌ها(سلاح‌ها)
#جالیز= پالیز
#جزیره= گزیرک
#جزیه= گزیَت، گزیه
#جعفری= جفری(سبزی)
#جوراب= گوراب
#جوهر= گوهر
#جیوه= ژیوه
#چاقو= چاکو
#حال= هال(خوشحال=خوشهال)
#حتی= هتا
#خط= خد
#خنثی= خـَنزَک
#خنجر= خونگر
#خندق= کندک
#دغل= دَگل
#دلقک= تلخک
#دهقان= دهگان
#رأی= رای
#رواج= رواگ
#زرنیخ= زَرنیک
#زغال= زگال
#زنجبیل/#زنجفیل= زنگپیل
#زوبین= ژوپین
#ساعت= سایه
#ساق= ساگ
#سفارش= سپارش
#سفید= سپید
#سمرقند= سمرکند
#سنندج= سنندژ
#سیاق= سایاگ
#شصت= شست
#شطرنج= چترنگ
#صد= سد
#صدا= سدا
#صلیب= چلیپا
#طاق= تاک
#طالقان= تالکان
#طبق= تبوک(=ظرف)
#طرز= ترز
#طلق= تلک
#طوس= توس
#طهماسب= تهماسپ
#عرش= ارگ
#عروس= اروس
#عیار= هَیبار، اَیبار
#فارس= پارس
#فاش= پاش
#فالوده= پالوده
#فانی= وَنی
#فردوس= پردیس
#فشم= پَشَم
#فنجان= پَنگان
#فندق= پَندُک
#فولاد= پولاد
#فهرست= پهرست
#فیل= پیل
#قادسیه= کادُسی، کادوسی
#قارچ= غارچ
#قربان= کُرپان
#قرقره= غَرغَره
#قزوین= کاسپین
#قشنگ= غشنگ
#قفقاز= گاب‌گـَه
#قفل= کوپَله، کُپل
#قلعه= کلات
#قنات= کَناد
#قند= کهَند، کند، غند
#قندیل= کندیله
#قهرمان= کـُهرُمان
#کج= کژ
#کسری= خسرو
#کیومرث= گـَیومَرت
#گوسفند= گوسپند
#لعل= لال
#ماده= ماتک
#محراب= مهرابه، مهراب
#مسجد= مزگت
#مسقط= مَسکَت، مَشکَت
#مسیح= مسیها
#معنوی= مینوی
#معنی= مانی، مانَک، ماناک
#موذی= موتک
#مهندس= هَندازگر
#نظر= نگر
#نعناع= نانوک
#نقش= نخش
#نوبت= نِیابِه
#نیریز= نوروز
#وجب= وَژَه
#وزیر= وِچیر، ویچیر
#وقت= وخت
#هاج و #واج= هاژ و واژ
#یاقوت= یاکند

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_فیلم
#فهرست_شیندلر
«فهرست شیندلر »، محصول همکاری پربارِ آهنگسازِ برجسته ی آمریکایی،"جان ویلیامز" و "استیون اسپیلبرگ"، کارگردان نامدارِ سینما بوده که وی نیز، اهل آمریکاست و این همکاری، جایزه اسکاری را برای "ویلیامز" دربر داشته است. بسیاری آن را شاهکار "جان ویلیامز" و بهترین موسیقی فیلم تمام عمر او می دانند و در واقع یکی از زیباترین موسیقی هایی است که در تاریخ سینما برای یک فیلم نوشته شده است. بی شک یکی از عوامل تاثیرگذاری فیلم، موسیقی متن محزون و سحرانگیز آن است، موسیقی ای که پیوند هنرمندانه ای با سادگی و اندوه شخصیت های فیلم برقرار میکند. پیوندی از جنس قلبهای بی‌آلایش که ذره ای امید به آزادی دارند.

«فهرست شیندلر» محصول سال ۱۹۹۳ ساخته "استیون اسپیلبرگ"، جوایز اسکار قابل توجهی را دریافت کرده است. فیلم، روایتی دیگر از هولوکاست است، اما روایتی پر احساس از هولوکاست که در دیگر آثار کمتر دیده می شود. داستان واقعی مقطعی از زندگی "اسکار شیندلر"، سرمایه دار آلمانی، در خلال جنگ جهانی دوم است. "اسکار شیندلر"، در ابتدا با استفاده از شرایطی که جنگ فراهم آورده بود، یهودیان را به عنوان کارگر برای کارخانه اش انتخاب می‌کند، تا پول کمتری برای استخدام کارگر داده باشد و درآمد بیشتری بدست آورد. او نیز مانند بسیاری از سران حزب نازی فردی فرصت طلب و اهل عیش و نوش بود. ویژگی های شخصیت او از جمله اعتیاد به الکل، قماربازی، داشتن چندین معشوقه، طمع زندگی او را تبدیل به یک معما کرده بود. او به طور پیوسته در تلاش بود تا با سران نازی ارتباط برقرار کند تا در این شرایط بیشترین نفع را ببرد. چندی نمی گذرد تا کارخانه شیندلر مکانی امن، برای یهودیان شناخته می شود.

با پیشرفت جنگ و کشتار وسیع، یا به عبارت بهتر، نسل کشی یهودیان توسط "هیتلر"، "شیندلر" به فکر راه نجاتی برای این یهودیان می افتد، که اینجا نقطه عطف داستان است. "شیندلر" فهرستی از اسامی یهودیان تهیه کرده و با پرداخت مبلغی قابل توجه اجازه خروج این یهودیان را از منطقه جنگ و کارخانه انسان سوزی "هیتلر" فراهم و شمار زیادی از انسان های بی گناه را از این کشتن های مسخ وار دور می کند. او در ازای این کار، جان خود را نیز به خطر می اندازد. "شیندلر" تا پایان جنگ خود را وقف تسهیل شرایط زندگی و زنده نگه داشتن یهودیان می کند...
باچنین فیلمنامه ای، کار آهنگساز بسیار حساس و سخت شده بود. "ویلیامز"، از عهده این مسئولیت بخوبی برآمده و حق مطلب را ادا میکند. وی، تم اصلی فیلم را با عنوان «تم فهرست شیندلر» برای ساز پیانو نوشت، اما به پیشنهاد "اسپیلبرگ" اجرای آن را به "ایزاک پرلمن" تکنواز برجسته ویولن سپرد. با اینکه تم های مختلفی در فیلم وجود دارند که هر کدام یک ایده یا شخصیت معینی را نمایندگی می کنند اما این تم اصلی است که، در بیشتر قطعات فیلم حضور دارد و خود را به رخ می کشد.

تمی که "ویلیامز" آن را از موسیقی یهودیان اروپای شرقی وام گرفته، اما اجرای مدرنی از آن ارائه داده است. تمی رمانتیک و اندوهناک که با ویولن سولوی "ایزاک پرلمن" اجرا می شود. تم های موسیقی «فهرست شیندلر» بسیار ساده است.
موسیقی ای که عواطف و احساسات قربانیان و عذاب و درد و رنجی را که می کشند، به خوبی منتقل می کند. «موسیقی فهرست شیندلر» اساسا برای سازهای زهی نوشته شده و در این میان، سازهای بادی، نقش فرعی و پشتیبانی کننده را ایفا می کنند. جز کلارینت که استفاده از آن، در قطعه نیروی کار شیندلر، آن را به موسیقی "عبری" نزدیکتر ساخته است. استفاده از آوازهای کر نیز، یکی دیگر از ویژگی های موسیقی فیلم فهرست شیندلر و نشانه تبحر "جان ویلیامز" در بهره گیری از موسیقی فولکلوریک و آوایی بومی در موسیقی فیلم است. حضور ویلن در موسیقی «فهرست شیندلر» بسیار برجسته و چشمگیر است و برای ایجاد حالت ها و لحن های مختلف به کار رفته است. شاید هیچ ساز دیگری به اندازه ویولون و هیچ نوازنده دیگری مانند "ایزاک پرلمن"، نمی توانست این حس تلخ و تراژیک را تا این حد قدرتمند منتقل کند.
باهم به برخی از قطعات این اثر جاودان، گوش جان می سپاریم

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

#فهرست_شیندلر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

#فهرست_شیندلر

این شاهکار هرگز از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش نخواهد شد "
( حالا که مدت زیادی ست درگیر قرنطینه و تردد کمتر در خیابان ها شده ایم امروز که برای بیست و هفتمین بار این تراژدی دردناک را دیدم. تصمیم گرفتم تا با این دستنوشته کسانی که تا بحال این فیلم را ندیده اند به دیدنش دعوت کنم. )
در قرن گذشته ارتش آلمان نازی منهای میلیونها انسانی که در کشورهای مختلف درگیر با آلمان به قتل رساند. دست به نسل کشی اختصاصی علیه یهودیان جهان زد. این قتل عام موسوم به هولوکاست است که انکار و کتمان آن چیزی کمتر از دست داشتن در اجرای این رفتار دهشتناک نیست. گرچه پس از پایان جنگ هرگز سندی مکتوب که در آن آدلف هیتلر دستور مستقیم به قتل عام در اتاق های گاز و یا کوره های آدم سوزی را صادر کرده باشد یافت نشد اما استناد به برخی سخنرانی های او و همچنین پاراف هایی از کتاب «نبرد من» نشان می دهد که او با نوعی ادبیات «سیگنال» چنین رفتاری را کلید زده است. قتل عام زنان کودکان و مردان بی گناهی که تنها جرم آنها یهودیت بود. این کشتارهرگز از ذهن بشریت پاک نخواهد شد و از مهمترین زخم های مانده بر تن انسانیت است. در سالگرد این حادثه ی دهشتناک دوست دارم از یکی از مهمترین آثار سینمای جهان در مورد هولوکاست و صرفن سینمای جنگ جهانی نکاتی را بنویسم و کسانی را که این شاهکار سینمایی را تا کنون ندیده اند به دیدن این فیلم دعوت کنم...
چیزی که بیشتر مرا تحت تاثیر این فیلم اما بیرون از پرده ی سینما قرار داد این بود که اسپیلبرگ با توجه به موفقیت میلیارد دلاری این اثر احساس کرد که حق ندارد با درآمد کسب شده از فروش این فیلم ثروتمند شود او با این درآمد بنیادی که هدفش حفظ شواهد کتبی و فیزیکی نسل کشی جنگ جهانی دوم بود را بنا نهاد که تا به امروز،این بنیاد حدود 70000 سند معتبر از شاهدان این رویدادها جمع آوری و نگهداری می کند.
« اسپیلبرگ و ده سال تلاش برای ساخت این فیلم »
کتاب " توماس کنیلی " در سال 1982 به دست اسپیلبرگ می رسد. او بلافاصله حقوق مربوط به تهیه ی فیلم از روی کتاب را خریداری کرد.موضوع کتاب بسیار جدی بود و در آن زمان کارگردان برای ساخت آن فیلم آماده نبود.اسپیلبرگ ده سال تلاش کرد تا همکاران خود را متقاعد کند تا این فیلم را آنها بسازند. در ابتدا او به "سیدنی پولاک " پیشنهاد داد و بعد با " رومن پولانسکی " در باره ی ساخت فیلم صحبت کرد، پولانسکی هم نپذیرفت. اسپیلبرگ این بار به " مارتین اسکورسیزی" برای ساخت فیلم پیشنهاد داد.در آن زمان اسکورسیزی در حال تهیه فیلم Cape Fear تنگه ی وحشت بود و این موضوع منتفی شد تا دست تقدیر برای استیون اسپیلبرگ طوری رقم بخورد تا خودش را برای فیلمبرداری از فهرست شیندلر آماده کند.نکته ی جالب اینجاست که اسپیلبرگ در آن زمان فیلم " پارک ژوراسیک " را جلوی دوربین برده بود.او تصمیم گرفت فیلمبرداری "پارک ژوراسیک" را متوقف کند، و بعد از فهرست شیندلربه ادامه ی ساخت پارک ژوراسیک بپردازد اما تصمیم او به ناگاه تغییر کرد و قرار شد هر دو فیلم را بصورت موازی فیلمبرداری کند، این کار ساده ای نبود، اسپیلبرگ، مجبور بود 2-3 بار در هفته برای تایید بعضی از فریم های فیلم برداری ، ارتباطات ماهواره ای از کالیفرنیای شمالی را سازماندهی کند. اسپیلبرگ به این خاطر بسیار عصبانی بود و به گفته خودش "من باید ساخت این 2 فیلم را بصورت موازی جلو می بردم و همه چیز با خشم و ناراحتی پیش می رفت."
« اسکار شیندلر مردی افسانه ای بی توجه به خطر »
شاید اگر اسکار شیندلر یک قهرمان عادی بود که برای عقایدش مبارزه می کرد، امروز توصیف کردن او اینقدر مشکل نبود. ویژگی هایی شخصیت او از جمله اعتیاد به الکل، قماربازی، داشتن چندین معشوقه، طمع زنده گی او را تبدیل به یک معما کرده است.
ما درباره ی شخصیتی صحبت می کنیم که با آغاز جنگ جهانی دوم به امید پول دار شدن به کشور لهستان رفت تا با راه اندازی کارخانه هایی که کارگرانشان یهودی بودند به اهداف خود برسد. در پایان جنگ او بارها زنده گی خود را به خطر انداخت و تمامی ثروت خود را برای دور نگه داشتن یهودی ها از دستان بی رحم آلمانها خرج کرد. او برای ماه های متمادی به آلمان ها رشوه می داد تا کارگران یهودی را به جای سوزاندن در کوره ها به او بسپارند تا در کارخانه ی او برایش کار کنند. کارخانه ساخت گلوله توپ برای ارتش آلمان، کارخانه ای که در تمام دوران فعالیتش حتی یک محصول قابل استفاده برای ارتش آلمان تولید نکرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#فهرست آثار زنده یاد #ایرج_پزشکزاد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#فهرست آثار زنده یاد #ایرج_پزشکزاد


#طنز

حاج مم‌جعفر در پاریس (۱۳۳۳) (خاطرات)
ماشاءالله خان در بارگاه هارون‌الرشید (۱۳۳۷) (رمان)
بوبول (۱۳۳۸) (طنزیات اجتماعی)
آسمون ریسمون[۱۵] (۱۳۴۲) (طنزیات ادبی)
دایی‌جان ناپلئون (۱۳۴۹) (رمان)
ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد (۱۳۵۲) (نمایش‌نامه)
انترناسیونال بچه‌پرروها (۱۳۶۳) (طنزیات سیاسی)
شهر فرنگ از همه رنگ (احتمالاً ۱۳۷۲)[۱۶] (طنزیات سیاسی و اجتماعی)
خانوادهٔ نیک‌اختر (۱۳۸۰) (رمان)
رستم‌صولتان (۱۳۸۴) (طنزیات اجتماعی)
گلگشت خاطرات (۱۳۸۶) (طنزیات اجتماعی)
پسر حاجی باباجان (۱۳۸۷) (نمایش‌نامه)
به یاد یار و دیار (۱۳۹۱) (خاطرات)
صندوق لعنت (۱۳۹۴) (نمایش‌نامه)
بلیط خان‌عمو (نمایش‌نامه)[۱۷]

#تاریخی

مروری در واقعهٔ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و قانون مصونیت نظامیان آمریکایی[۱۸] (تاریخ)
مروری در تاریخ انقلاب روسیه (۱۳۷۰) (تاریخ)
مصدق بازمصلوب: چند مقالهٔ سیاسی (۱۳۷۲) (مقالات سیاسی)
مروری در تاریخ انقلاب فرانسه (۱۳۸۱) (تاریخ)
طنز فاخر سعدی (۱۳۸۱) (نقد و تفسیر)
حافظ ناشنیده‌پند (۱۳۸۳) (سرگذشت‌نامه و رمان تاریخی)
مروری در انقلاب مشروطیت ایران (۱۳۸۴) (تاریخ)
ریشه‌های اختلاف چین و شوروی (رساله)[نیازمند منبع]

#ترجمه

روزولت / سارا دلانو روزولت (۱۳۲۶)
ملک مقرب در جمع شیاطین / موریس دوکبرا (۱۳۳۱)
دختر گرجی / موریس دوکبرا (۱۳۳۴)
زندانی کازابلانکا / موریس دوکبرا (۱۳۳۵)
دزیره / آن ماری سلینکو (۱۳۳۵)
افسونگران دریا / آلفرد ماشار (۱۳۳۶)
جمیله / هانری بوردو (۱۳۳۷)
عدالت اجرا شده‌است / ژان مکر (۱۳۳۷)
دو سرنوشت / ویلکی کالینز (۱۳۴۵)
فردا گریه خواهم کرد / لیلیان راث (۱۳۴۵)
ماروا / موریس دوکبرا (۱۳۶۲)
شوایک سرباز پاکدل / یاروسلاو هاشک (۱۳۶۴)

#مقاله‌ها

سوم اسفند ۱۳۵۷، یازده روز پس از پیروزی انقلاب ۵۷، ایرج پزشک‌زاد در کیهان مقاله‌ای به نام «آن‌ها که می‌خواهند غنائم خونین انقلاب را تقسیم کنند» نوشت. در این مقاله او به بازگویی روایت انقلاب فرانسه می‌پردازد و هشدار می‌دهد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity