🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # #مهتا سردار دیلم
پس از ظهور اسلام که اعراب به ايران حمله کردند با شکست سخت ساسانیان سرزمين ايران به دست اعراب افتاد. اما يکی از مناطقی که سرسختانه در مقابل هجوم اعراب ايستادگی نمود، شمال ايران بود. در رشته کوه های جنوبی دريای کاسپين مردمانی که آنها را کاسپها (قزوین،گیلان،مازندران)، کادوس ها و آمارد ها (ساکنان گيلان و غرب مازندران امروزی) و تپوريان( ساکنين مازندران شرقی و مرکزی امروزی) تشکيل می دادند برای دفاع از وطن و استقلال خود، تازیان را به سرزمين خود راه ندادند و با تمام وجود استقلالشان را حفظ کردند در مقابله با اعراب بسختی ايستادگی نمودند و به دليل پيش بينی برنامه های يورشی اعراب، به زندگی آزاد در کوهستان خود اکتفا نکردند و در فرصتهای مناسب بر اعراب تاخته و تا پای جان سعی نمودند که آنها را از خاک ايران بيرون برانند.
نخستين جنگ ديلميان با تازيان در سال ۲۲ هجری توسط #موتا سردار ديلمی بود. مهتا يا موتا سردار بزرگ ديلم که از جانب گيل گيلانشاه (معروف به گاوباره که فرزند گيلانشاه پورفيروز از سلسله گاوبارگان يا گابرگان که تختگاهش فومن بود) به مقام مرزبان پتشخوارگر منصوب شد که اين در زمان پادشاهی يزدگرد سوم بود. مهتا پس از جنگ نهاوند که تازيان آنرا "فتح الفتوحش" خوانده اند، سخت متأثر شد و تصميم گرفت تازيان را از کشور ايران براند. نيت خود را با فرماندهان کل سپاه ايران که فرخان زيبندی ، سردار سپاه ری و اسفنديار فرخزاد (برادر رستم، سپهسالار معروف ايران بودکه چندي پيش در جنگ قادسيه به دست تازيان کشته شده بود) سردار سپاه آذربايگان در ميان گذاشت و آنان را به همکاری دعوت کرد. آنان نيز اين دعوت را پذيرفتند و به تمرکز نيروها در حوالی دشتبی (دستبی يا دشتپی) و تقسيم وظايف پرداختند و همگی آماده يورش به تازيان شدند.
در اين هنگام حکمرانی همدان بر عهده نعيم بن مقرن بود و بنا داشت پس از تحکيم موقع خود به سوی ری بتازد و آنجا را تصرف کند. در اين هنگام يزدگرد غرب ايران را رها کرده و واگذار کرده بود. نعيم بن مقرن که آمادگی و گرد آمدن اين لشکرها را شنيد ، به سختی هراسناک شد و نامه ای به عمر خليفه دومشان نوشت. وی با تمام قوايش از همدان گريخت و مهتا نخستين حمله را به قوای تازيان در دشت «دستبی (دشتبی)» انجام داد. در ناحيه «واجرود» و به روايتی در منطقه «داکان و جرندف» که بين قزوين و همدان واقع است جنگی سخت در گرفت که طبری در توصيف اين جنگ در کتابش می گويد در سختی بزرگی، تلفات و جانکاهی کمتر از جنگ نهاوند نبود.
افراد زيادی از دو قوا از دست رفتند که از جمله آنها مهتا فرمانده کل قوای سه گانه ايرانيان و سردار ديلميان بود که بر سر ايمان خود و ميهن پرستی به خاک افتاد تا خاک ميهن را به مهاجمان ندهد.( البته به روايتی ديگر در ابتدا اين جنگ را مهتا و يارانش به سود خويش به پايان بردند و تازيان را در محاصره قرار دادند. ولی نعيم بن مقرن با رشوه دادن و خريدن يک قوم کوچک نيروهای خود را در يکی از شبها به پشت نيروهای ايرانی رساند و با باز کردن آب سد در سرمای اوايل زمستان موجب کشته شدن مهتا شد).
کشته شدن مهتا باعث شد که سپاه ايران تاب ايستادگی نياورده ، به سرعت پراکنده شوند و هر دسته راه ولايت خود پيش گرفت.لشکريان فرخان زيبندی به سوی ری و لشکريان #اسفنديار_فرخزاد به جانب آذربايجان راه پيش گرفتند. جنگجويان ديلم نيز عقب نشينی کرده و در ناحيه «ابهررود» به تجديد قوا پرداختند و به خاطر ميهن و به ياد مهتا دوباره آماده پيکار شدند و به جنگ پرداختند و البته اين نبرد نيز چاره ای در پی نداشت و به پيروزی تازیان منتهی شد. اما ديلميان به فرمان پادشاه گيل گيلانشاه به جنگهای دفاعی و يورشی ادامه دادند. گرچه اين جنگ به شکست منتهی شد و سردار ديلمی به خون غلتيد، ولی نام #ديالمه و رشادتها و دليری های آنان را برای هميشه در تاريخ ايران پر آوازه و ماندگار ساخت.
به هر حال سردار مهتا يا موتا کسی بود که در راه دفاع از وطنش برخواست اما آن گونه که بايد نامش را ارج ننهادند. نام و ياد مهتا و مهتاهايی که به خاطر ميهن به خاک افتادند گرامی و پاينده باد.
در پايان شعری از #فخرالدين_اسعد_گرگانی که در آن به شرح شکوه ديلمستان و دليری و شجاعت مردمان آن پرداخته و می گويد:
ز قزوين در زمين ديلمان شد —---- درفش نام او بر آسمان شد
زمين ديلمان جايی است محكم---— بدو در لشگری از گيل و ديلم
بتازی شب از ايشان ناوك انداز —---- زنند از دور مردم را به آواز
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # #مهتا سردار دیلم
پس از ظهور اسلام که اعراب به ايران حمله کردند با شکست سخت ساسانیان سرزمين ايران به دست اعراب افتاد. اما يکی از مناطقی که سرسختانه در مقابل هجوم اعراب ايستادگی نمود، شمال ايران بود. در رشته کوه های جنوبی دريای کاسپين مردمانی که آنها را کاسپها (قزوین،گیلان،مازندران)، کادوس ها و آمارد ها (ساکنان گيلان و غرب مازندران امروزی) و تپوريان( ساکنين مازندران شرقی و مرکزی امروزی) تشکيل می دادند برای دفاع از وطن و استقلال خود، تازیان را به سرزمين خود راه ندادند و با تمام وجود استقلالشان را حفظ کردند در مقابله با اعراب بسختی ايستادگی نمودند و به دليل پيش بينی برنامه های يورشی اعراب، به زندگی آزاد در کوهستان خود اکتفا نکردند و در فرصتهای مناسب بر اعراب تاخته و تا پای جان سعی نمودند که آنها را از خاک ايران بيرون برانند.
نخستين جنگ ديلميان با تازيان در سال ۲۲ هجری توسط #موتا سردار ديلمی بود. مهتا يا موتا سردار بزرگ ديلم که از جانب گيل گيلانشاه (معروف به گاوباره که فرزند گيلانشاه پورفيروز از سلسله گاوبارگان يا گابرگان که تختگاهش فومن بود) به مقام مرزبان پتشخوارگر منصوب شد که اين در زمان پادشاهی يزدگرد سوم بود. مهتا پس از جنگ نهاوند که تازيان آنرا "فتح الفتوحش" خوانده اند، سخت متأثر شد و تصميم گرفت تازيان را از کشور ايران براند. نيت خود را با فرماندهان کل سپاه ايران که فرخان زيبندی ، سردار سپاه ری و اسفنديار فرخزاد (برادر رستم، سپهسالار معروف ايران بودکه چندي پيش در جنگ قادسيه به دست تازيان کشته شده بود) سردار سپاه آذربايگان در ميان گذاشت و آنان را به همکاری دعوت کرد. آنان نيز اين دعوت را پذيرفتند و به تمرکز نيروها در حوالی دشتبی (دستبی يا دشتپی) و تقسيم وظايف پرداختند و همگی آماده يورش به تازيان شدند.
در اين هنگام حکمرانی همدان بر عهده نعيم بن مقرن بود و بنا داشت پس از تحکيم موقع خود به سوی ری بتازد و آنجا را تصرف کند. در اين هنگام يزدگرد غرب ايران را رها کرده و واگذار کرده بود. نعيم بن مقرن که آمادگی و گرد آمدن اين لشکرها را شنيد ، به سختی هراسناک شد و نامه ای به عمر خليفه دومشان نوشت. وی با تمام قوايش از همدان گريخت و مهتا نخستين حمله را به قوای تازيان در دشت «دستبی (دشتبی)» انجام داد. در ناحيه «واجرود» و به روايتی در منطقه «داکان و جرندف» که بين قزوين و همدان واقع است جنگی سخت در گرفت که طبری در توصيف اين جنگ در کتابش می گويد در سختی بزرگی، تلفات و جانکاهی کمتر از جنگ نهاوند نبود.
افراد زيادی از دو قوا از دست رفتند که از جمله آنها مهتا فرمانده کل قوای سه گانه ايرانيان و سردار ديلميان بود که بر سر ايمان خود و ميهن پرستی به خاک افتاد تا خاک ميهن را به مهاجمان ندهد.( البته به روايتی ديگر در ابتدا اين جنگ را مهتا و يارانش به سود خويش به پايان بردند و تازيان را در محاصره قرار دادند. ولی نعيم بن مقرن با رشوه دادن و خريدن يک قوم کوچک نيروهای خود را در يکی از شبها به پشت نيروهای ايرانی رساند و با باز کردن آب سد در سرمای اوايل زمستان موجب کشته شدن مهتا شد).
کشته شدن مهتا باعث شد که سپاه ايران تاب ايستادگی نياورده ، به سرعت پراکنده شوند و هر دسته راه ولايت خود پيش گرفت.لشکريان فرخان زيبندی به سوی ری و لشکريان #اسفنديار_فرخزاد به جانب آذربايجان راه پيش گرفتند. جنگجويان ديلم نيز عقب نشينی کرده و در ناحيه «ابهررود» به تجديد قوا پرداختند و به خاطر ميهن و به ياد مهتا دوباره آماده پيکار شدند و به جنگ پرداختند و البته اين نبرد نيز چاره ای در پی نداشت و به پيروزی تازیان منتهی شد. اما ديلميان به فرمان پادشاه گيل گيلانشاه به جنگهای دفاعی و يورشی ادامه دادند. گرچه اين جنگ به شکست منتهی شد و سردار ديلمی به خون غلتيد، ولی نام #ديالمه و رشادتها و دليری های آنان را برای هميشه در تاريخ ايران پر آوازه و ماندگار ساخت.
به هر حال سردار مهتا يا موتا کسی بود که در راه دفاع از وطنش برخواست اما آن گونه که بايد نامش را ارج ننهادند. نام و ياد مهتا و مهتاهايی که به خاطر ميهن به خاک افتادند گرامی و پاينده باد.
در پايان شعری از #فخرالدين_اسعد_گرگانی که در آن به شرح شکوه ديلمستان و دليری و شجاعت مردمان آن پرداخته و می گويد:
ز قزوين در زمين ديلمان شد —---- درفش نام او بر آسمان شد
زمين ديلمان جايی است محكم---— بدو در لشگری از گيل و ديلم
بتازی شب از ايشان ناوك انداز —---- زنند از دور مردم را به آواز
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#مهربانو_درشاهنامه
از مجموعه سیمای زن در شعر #پارسی
Written in persian
این مطلب بیشتر برای کسانی هست که شاهکار فردوسی و خود او را زن ستیز می دانند.
مطلب را با این بیت از شاهنامه آغاز میکنم:
چو فرزند را باشد آیین و فر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.
(یعنی که فرزند اگر دارای بزرگی و بزگ منشی باشد فرقی نمیکند که دختر باشد یا پسر)
شاید همین یک بیت برای این گروه کافی باشد اما ادامه میدهم. #فردوسی از زبان خودش در وصف تهمینه چنین میگوید:
روانش خِرَد بود و تن جان ِ پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک.
(یعنی که این بانو چنان پاک و والا و اندیشمند بود، انگار که از خاک آفریده نشده است)
در وصف همسرش در داستان #بیژن و #منیژه چنین میگوید:
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای.
خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ.
مرا گفت شمعت چه باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی
بدو گفتم ای بت، نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب.
دوباره از زبان خود در وصف #گردآفرید میگوید:
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید.
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد.
و این تعاریف و توصیفات همچنان درباره #گردآفرید از زبان #فردوسی در همه داستان ادامه دارد.
و یا در داستان #سیاوش، پیران به #افراسیاب هشدار میدهد که مراقب ایرانیان باشد چون اگر حمله کند، زنان ایران هم چون شیر خواهند شد و افراسیاب را داغدیده خواهند کرد و در توران احدی زنده نخواهد ماند:
که گر گیو و خسرو به ایران شوند
زنان اندر ایران چو شیران شوند
نماند برین بوم و بر خاک و آب
وزین ، داغ دل گردد افراسیاب.
و یا در گفتاری، #گیو با #فرنگیس چنین محترمانه با #فرنگیس سخن میگوید:
بدو گفت: گیو، ای مه بانوان
چرا رنجه کردی بدینسان روان؟
در داستان #رستم و #اسفندیار، داستان از آنجا آغاز میشود که #اسفندیار شبی مست به خانه میآید و به مادرش میگوید که برای تصاحب تاج و تخت از پدرش، میخواهد به جنگ با #رستم برود.
#کتایون او را پند و اندرز میدهد و تلاش میکند که او را از این تصمیم باز دارد، اما #اسفنديار مست در پاسخ مادر چنین میگوید:
که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی
مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن
این ابیات را ایران ستیزان، عَلم کرده و میگویند این نظر فردوسی است به زن.
نه جانم. این نظر فردوسی نیست. نظر
اسفنديار است به زنان.
اتفاقن در همین داستان، فردوسی از زبان خود، خرد و دانایی #کتایون را آفرین میگوید و با او در مرگ فرزندش، سوگواری میکند.
داستان نشان میدهد که پند و اندرز #مادر به #اسفنديار درست بوده است و اسفندیار اشتباه میکرده است.
در واقع همه ابیاتی که این افراد به عنوان زن ستیزی، مثال میآورند، همه تک به تک داستانی با خود دارند که از زبان شخصیتها گفته شده برای شرح ماجرا.
این داستانها را باید خواند تا به حقیقت داستان پی برد.
شاهنامه داستان زندگی آدمهاست. شرح زنان خوب و زنان بد، شرح مردان خوب و مردان بد. شرح خصایص خوب و بد آدمها.
در شاهنامه همانگونه که مرد خوب داریم، مرد بد هم داریم. آدمها در شاهنامه گاهی خوب هستند و گاهی بد. نمونه آنها در زنان یکی #سودابه است و در مردان #رستم.
#سودابه زمانی خوب است و زمانی دیگر بد و فریبکار. #رستم هم همینگونه.
و نکته شگفت اینکه #سودابه به دست #رستم کشته میشود و #رستم به دست برادرش و خیانت برادرش.
در شاهنامه برادر #رستم، #شغاد از حقیرترین انسانهاست.
سخن درباره نقش زن در شاهنامه بسیار است و ما به همین بسنده میکنیم. بهتر است شما نیز شاهنامه را بخوانید.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#مهربانو_درشاهنامه
از مجموعه سیمای زن در شعر #پارسی
Written in persian
این مطلب بیشتر برای کسانی هست که شاهکار فردوسی و خود او را زن ستیز می دانند.
مطلب را با این بیت از شاهنامه آغاز میکنم:
چو فرزند را باشد آیین و فر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.
(یعنی که فرزند اگر دارای بزرگی و بزگ منشی باشد فرقی نمیکند که دختر باشد یا پسر)
شاید همین یک بیت برای این گروه کافی باشد اما ادامه میدهم. #فردوسی از زبان خودش در وصف تهمینه چنین میگوید:
روانش خِرَد بود و تن جان ِ پاک
تو گفتی که بهره ندارد ز خاک.
(یعنی که این بانو چنان پاک و والا و اندیشمند بود، انگار که از خاک آفریده نشده است)
در وصف همسرش در داستان #بیژن و #منیژه چنین میگوید:
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای.
خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ.
مرا گفت شمعت چه باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی
بدو گفتم ای بت، نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب.
دوباره از زبان خود در وصف #گردآفرید میگوید:
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید.
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد.
و این تعاریف و توصیفات همچنان درباره #گردآفرید از زبان #فردوسی در همه داستان ادامه دارد.
و یا در داستان #سیاوش، پیران به #افراسیاب هشدار میدهد که مراقب ایرانیان باشد چون اگر حمله کند، زنان ایران هم چون شیر خواهند شد و افراسیاب را داغدیده خواهند کرد و در توران احدی زنده نخواهد ماند:
که گر گیو و خسرو به ایران شوند
زنان اندر ایران چو شیران شوند
نماند برین بوم و بر خاک و آب
وزین ، داغ دل گردد افراسیاب.
و یا در گفتاری، #گیو با #فرنگیس چنین محترمانه با #فرنگیس سخن میگوید:
بدو گفت: گیو، ای مه بانوان
چرا رنجه کردی بدینسان روان؟
در داستان #رستم و #اسفندیار، داستان از آنجا آغاز میشود که #اسفندیار شبی مست به خانه میآید و به مادرش میگوید که برای تصاحب تاج و تخت از پدرش، میخواهد به جنگ با #رستم برود.
#کتایون او را پند و اندرز میدهد و تلاش میکند که او را از این تصمیم باز دارد، اما #اسفنديار مست در پاسخ مادر چنین میگوید:
که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی
مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن
این ابیات را ایران ستیزان، عَلم کرده و میگویند این نظر فردوسی است به زن.
نه جانم. این نظر فردوسی نیست. نظر
اسفنديار است به زنان.
اتفاقن در همین داستان، فردوسی از زبان خود، خرد و دانایی #کتایون را آفرین میگوید و با او در مرگ فرزندش، سوگواری میکند.
داستان نشان میدهد که پند و اندرز #مادر به #اسفنديار درست بوده است و اسفندیار اشتباه میکرده است.
در واقع همه ابیاتی که این افراد به عنوان زن ستیزی، مثال میآورند، همه تک به تک داستانی با خود دارند که از زبان شخصیتها گفته شده برای شرح ماجرا.
این داستانها را باید خواند تا به حقیقت داستان پی برد.
شاهنامه داستان زندگی آدمهاست. شرح زنان خوب و زنان بد، شرح مردان خوب و مردان بد. شرح خصایص خوب و بد آدمها.
در شاهنامه همانگونه که مرد خوب داریم، مرد بد هم داریم. آدمها در شاهنامه گاهی خوب هستند و گاهی بد. نمونه آنها در زنان یکی #سودابه است و در مردان #رستم.
#سودابه زمانی خوب است و زمانی دیگر بد و فریبکار. #رستم هم همینگونه.
و نکته شگفت اینکه #سودابه به دست #رستم کشته میشود و #رستم به دست برادرش و خیانت برادرش.
در شاهنامه برادر #رستم، #شغاد از حقیرترین انسانهاست.
سخن درباره نقش زن در شاهنامه بسیار است و ما به همین بسنده میکنیم. بهتر است شما نیز شاهنامه را بخوانید.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity