مدیتیشن دوقلب- استاد آرام.pdf
1.7 MB
مدی تیشن دو قلب
✍️ اثر : #جمشید_هاشمی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#جمشید_ارجمند 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ دی زادروز #جمشید_ارجمند

( زاده ۲۴ دی ۱۳۱۸ تهران -- درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۹۵ تهران) روزنامه‌نگار، ویراستار، مولف و مترجم و منتقد سینما

جمشید ارجمند نصر در ۱۲ سالگی و در آغاز دهه سی و همزمان با دولت محمد مصدق عضو حزب پان ایرانیست شد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد به فعالیت‌های فرهنگی و روزنامه‌نگاری روی‌آورد و در تابستان ۱۳۳۳ کار در مجله فردوسی زیر نظر ناصر نیرمحمدی را آغاز کرد.
در همین سال چاپ چند شعر نو در مجله فردوسی و راهنمایی‌های اسماعیل شاهرودی و نصرت رحمانی او را با ادبیات نوین فارسی آشنا کرد.
مرگ مادرش در ۱۳۳۷ طی حادثه‌ای در جلوی چشمانش و مرگ پدر در دو سال بعد زندگی مشقت‌باری را به او تحمیل کرد اما وی توانست با سخت‌کوشی بر مشکلات فایق آید و به دانشگاه برود و هم‌زمان در مجلهٔ فردوسی به مدیریت نعمت‌الله جهانبانویی و ستارهٔ سینما به سردبیری پرویز نوری به کار ترجمه و انتشار مقاله‌های سینمایی بپردازد.
در ۱۳۴۰ به دلیل فعالیت‌های سیاسی در چارچوب جبهه ملی دو بار دستگیر و زندانی شد و بعد از آزادی در سال ۱۳۴۱ در تظاهرات دانشجویی مورد ضرب و جرح شدیدی قرار گرفت.
سال ۱۳۴۳ از دانشکدهٔ حقوق فارغ‌التحصیل و بلافاصله تحصیل فوق‌لیسانس مدیریت اداری را آغاز کرد که ناتمام ماند.
در همین سال در مؤسسهٔ تحقیقات اقتصادی با سمت محقق استخدام شد که امکان تحقیق و سفر به مناطق مختلف ایران و انتشار پژوهش‌هایش در فصلنامه تحقیقات اقتصادی را برایش فراهم آورد.
در سال ۱۳۴۵ مجمع منتقدان فیلم را بنیانگذاری کرد و در همین سال به عنوان عضو هیئت داوران منتقدان سینمایی در جشنوارهٔ فیلم کودک و نوجوان انتخاب شد.
در ۱۳۴۸ به فرانسه رفت تا مطالعات تخصصی در دورهٔ دکترای سیکل سوم دانشگاه اکس-مارسی، رشته اقتصاد و تبلیغات جهانگردی را پی بگیرد. در همین سال ترجمه نخستین کتابش را به پایان برد و با بازگشت به کشور در سال بعد، فعالیت‌های گسترده و مداوم ترجمه و تألیف را پی‌ گرفت.
بعد از انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ در چند روزنامه و مجله سرگرم کار شد که در نهایت به سمت ترجمه و تالیف کتاب و ویراستاری برای برخی ناشران شناخته شده از جمله نشر فرزان روز روی آورد.
در کارنامه کاری او بیش از صد کتاب ویراستاری به چشم می‌آید. همچنین در حوزه تالیف کتاب‌های فیلم ساختن، درباره سینما،گربه روی شیروانی داغ و ۲۱ فیلم قصه‌ دیگر از مهمترین آنهاست.
در حوزه ترجمه نیز می‌توان به آثاری چون جامعه شناسی رادیو و تلویزیون (جان کازنو،انتشارات سروش)، آیین هندو و عرفان اسلامی (داریوش شایگان، نشر فرزان روز)، ایرانیان ، یونانیان و رومیان ژوزف ویسهوفر اشاره کرد.
جمشید ارجمند در ۷۷ سالگی درگذشت.
برای او ارج‌نامه‌ای هم به پاس ۴۵ سال نوشتن درباره سینما به کوشش زاون قوکاسیان و حسین رسول اف منتشر شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#جمشید_عندلیبی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ اسفند زادروز #جمشید_عندلیبی

( زاده ۱۲ اسفند ۱۳۱۶ قروه ) نوازنده نی

جمشید عندلیبی، نواختن نی را ابتدا بدون استاد فراگرفت و سپس با حضور در دانشگاه تهران و آشنایی با استاد دکتر حسین عمومی به ادامه فراگیری تکنیکهای ساز نی پرداخت. او ردیف موسیقی سنتی ایرانی را نزد استادان نصراله ناصح‌پور و نورعلی برومند و محمدرضا لطفی و تکنیک ردیف آوازی را نزد محمدرضا شجریان یاد گرفت. وی در سال ۱۳۵۷ با همکاری هنرمندانی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگ‌فر، کانون فرهنگی چاووش و گروه عارف را بنیان گذاشت. عندلیبی در سال ١٣٦٠ برای تکمیل تکنیک های پیشرفته نوازندگی نی، نزد حسن کسایی رفت. وی در آثاری چون بیداد، نوا، دستان، دود عود، آسمان عشق، یاد ایام، رسوای دل، پیام نسیم، دل مجنون و سرو چمان با محمدرضا شجریان همکاری نزدیک داشته است.

قسمتی از مصاحبه او با روزنامه ایران ۳۱ تیرماه ۱۳۹۶:
شرايط و اوضاع امروز موسيقي را چگونه ارزيابي می‌کنيد؟
"تعداد کارهایی که می‌شنويم به نسبت خوب است. متاسفانه راديو و تلويزيون بيش از اندازه از يک نوع موسيقی حمايت می‌کند و اين اتفاق خوبي برای جوانان نيست. وقتی ما از تهاجم فرهنگی صحبت می‌کنيم بايد بگذاريم موسيقی خوب به‌گوش نسل امروز برسد و نبايد مسائل سياسي را آلت دست خودمان کنيم. دولت بايد از کارهای هنری حمايت کند، آثار استاداني چون شجريان بايد از رسانه ملي به گوش برسد نه اينکه از اسم و رسم و محبوبيت او استفاده کند. کارهایی که امروز در بازار موسيقی به گوش می‌رسد، روند خودش را از دست داده است و هنرمندان ما برای محبوبيت دست به هرکاری می‌زنند. هنرمند بايد خودش باشد و نه تقليد. امروز شجريان يک کاريزما شده است و همه هنرمندان به مانند سبک او می‌خوانند، اين اتفاقات در ساز زدن هم وجود دارد. تقليدهای بی‌اساس که يک تعداد از جوانان ما دست به کارهایی می‌زنند که جنبه هنري ندارد و غير از هنر می‌خواهند مطرح شوند، در حالی که ابتدا بايد عيار هنری خود را بالا ببرند تا شهرت پيدا کنند. البته به اجتماع امروز هم نقد است. تعدادی از هنرمندان جوان عرصه برای فعاليت و مطرح شدن ندارند و به همين دليل رو به کارهای غيراخلاقی می‌آورند و زير پای يکديگر را خالی می‌کنند."

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#جمشید_مشایخی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ فروردین سالروز درگذشت #جمشید_مشایخی

( زاده ۶ آذر ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ تهران) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

جمشید مشایخی اصالتاََ اهل تنکابن در استان مازندران بود. وی دارای تحصیلات در رشتهٔ تئاتر بود که سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر، کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیردولتی آغاز کرد. اولین فعالیت هنری وی بازی در تله‌تئاتر «بعد از سی سال» به کارگردانی علی نصیریان در سال ۱۳۳۹ بوده‌است و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش، جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی‌اش برای مدتی از کار تئاتر محروم شد. او در واقع کار حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۴۹ به‌طور رسمی شروع کرد. بازی وی در نقش انسان‌های بی‌رحم و همچنین نقش‌های تاریخی همچون «شازده احتجاب» «کمال الملک» و رضا تفنگچی/خوشنویس در سرال «هزار دستان» نشانگر توانایی بازیگری اوست. او در سال ۱۳۶۳ برای بازی در دو فیلم گل‌های داوودی و کمال‌الملک، برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول جشنواره فیلم فجر شد. از نمایش‌های مهم او بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش میراث کارِ بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور در آذر ماه ۱۳۴۶ بود.

سفیر سلامت :
مشایخی در سال ۹۳ به عنوان سفیر سلامت چشم و بینایی و در سال ۹۴ به عنوان سفیر سلامت از سوی وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران معرفی و به وی تندیس سلامت اهدا شد.

مستند جمشید مشایخی :
این مستند مروری بر زندگی‌نامه جمشید مشایخی است که در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی: الهام قره‌خانی و امیر مهرتاش مهدوی با حضور ۶۵ تن از هنرمندان و با گویندگی پرویز پرستویی تولید شده‌است. لوح فشرده این اثر توسط مؤسسه رسانه‌های تصویری روانه بازار شده‌است. این اثر در دو نمایش عمومی خود:
مراسم پنجاه سال سایه دوست داشتنی جمشید مشایخی در خانه هنرمندان ایران
جشنواره فیلم شهر در خانه هنرمندان ایران

چهره‌ی ماندگار:
وی برگزیده ششمین دوره همایش چهره‌های ماندگار و دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود. یکی از تماشاخانه‌های تئاتر خاوران تهران به نام اوست.

اعتقاد به خودکشی تختی :
در سال ۱۳۹۷ جمشید مشایخی مدعی شد : غلامرضا تختی خودکشی کرد و دلیل خودکشی تختی، همسرش و اطرافیانش بود.

درگذشت :
جمشید مشایخی در ۸۴ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا، به خاک سپرده شد. شورای شهر تهران با تصویب طرحی، نام خیابان «ج» واقع در محل زندگی مشایخی را به نام وی تغییر داد و مراسم رونمایی از سردیس و پلاک خیابان او در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ انجام شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ تیر سالروز درگذشت #جمشید_شیبانی

( زاده سال ۱۳۰۱ تهران -- درگذشته ۱۲ تیر ۱۳۸۸ لس‌آنجلس ) خواننده ترانه "سیمین‌بری"

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ تیر سالروز درگذشت #جمشید_شیبانی

( زاده سال ۱۳۰۱ تهران -- درگذشته ۱۲ تیر ۱۳۸۸ لس‌آنجلس ) خواننده ترانه "سیمین‌بری"

شیبانی نوهٔ دختری میرزا عبداله، پدر موسیقی ایران است و پدرش عنایت‌اله شیبانی از پیشگامان هنر نمایش در ایران به شمار می‌رود.
او دانش آموخته به ترتیب، هنرستان هنرپیشگی تهران، تعلیم و تربیت از دانشگاه سانتامونیکا و سینما از دانشگاه کالیفرنیا است.
وی فعالیت هنری را از سال ۱۳۱۷ با پیش‌پرده‌خوانی در تئاتر نصر آغاز کرد. در سال ۱۳۱۹ همزمان با افتتاح رادیو به همکاری با آن پرداخت و با اجرای ترانهٔ «بی‌تو» عملاً موسیقی پاپ را در ایران بنیان نهاد. این اقدام او در ابتدا با مخالفت تعدادی از بزرگان موسیقی ایران، از جمله غلامحسین بنان مواجه شد، ولی در نهایت جای خود را به طور کامل در موسیقی ایران باز کرد.
او سینمای حرفه‌ای را " با فیلم «غفلت» ساختهٔ علی کسمایی به عنوان بازیگر تجربه کرد. از دیگر فعالیت‌های وی می‌توان به تأسیس استودیو دوبلاژ «تخت جمشید» و استودیو «ایرانا فیلم» اشاره کرد.
او درسال ۱۳۲۵ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در لس‌آنجلس ضمن تحصیل در کالج سانتامانیکا به عنوان خبرنگار هنری با مجلات داخل کشور از جمله تهران مصور همکاری کرد و با ستارگان معروف آن دوران هالیوود معاشرت داشت و با آن‌ها گفتگوهایی انجام می‌داد که در نشریات ایران چاپ می‌شد.
در زمینه ترانه سرایی پاپ، شیبانی ترانه معروف «سیمین بر» را ساخت که در آن زمان گل کرد.
در کتاب «خاطراتی از هنرمندان» نوشته پرویز خطیبی، از دورانی که شیبانی به کار پیش‌پرده‌‌خوانی در تئاترهای لاله‌زار اشتغال داشت اشاره شده است که :
«سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر می‌برد، من و حسین استوار و پرویز محمود، قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متأسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت. استوار با نعمت‌اله مین‌باشیان برای تهیهٔ صفحه به هندوستان رفت و من به گروه دو نفره شیبانی – فکور پیوستم.
با تمام کوششی که به عمل آمده بود تا صفحات ساخت آمریکا زودتر وارد بازار شود، این کار به خاطر مسائل مادی و معنوی به تأخیر افتاد و در نتیجه استوار و مین‌باشیان، صفحات ساخت هندوستان را در دسترس علاقه‌مندان قرار دادند.
من و جمشید از دوران مدرسه ابتدایی آشنا بودیم. خانه ما در لاله زار بود و خانه آن‌ها در میدان بهارستان، کوچه نظامیه. گاه‌وبیگاه من و مجید محسنی، جمشید و احمد فرنیا همراه با چند تن دیگر در خانه دوستان و آشنایان تئاتر می‌دادیم. وقتی هنرستان هنرپیشگی تأسیس شد و پدر جمشید، عنایت اله خان شیبانی به نظامت هنرستان انتخاب شد، جمشید و مجید محسنی به عنوان شاگردان دوره اول رسماً اسم‌نویسی کردند و یک سال بعد هر دو به خاطر استعداد فراوان موفق شدند نقش‌های نسبتاً مهمی را روی صحنه تماشاخانه تهران بازی کنند. به هر حال انتظار من و فکور برای دریافت صفحاتی که جمشید در آمریکا ضبط کرده بود مدت زیادی به طول انجامید تا سرانجام عنایت‌اله شیبانی پیغام فرستاد که صفحات رسیده‌است. برای دریافت صفحات به خانه جمشید رفتم. وقتی وارد خانه شدم، جز عنایت اله خان کسی نبود، بسته‌ای را که از پستخانه دریافت کرده بود آورد و روی میز گذاشت، بعد با لحنی جدی گفت: «من این صفحات را یک بار گوش داده‌ام، نمی‌دانم چه بگویم؟ امروزه جوان‌ها چیزهایی را می‌پسندند که هیچ شکل و شباهتی به موسیقی خودمان ندارد.»
جمشید شیبانی در طول سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ در لس‌آنجلس زندگی می‌کرد و در این شهر ضمن دایر کردن یک استودیوی صدابرداری، انجمن موسیقی ایران را پایه‌گذاری کرد و برای خوانندگان معروفی چون ویگن ترانه ساخت. از معروف‌ترین ترانه‌های این دوران از زندگی هنری جمشید شیبانی، «اصفهان» با صدای معین است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۳ تیر سالروز درگذشت #جمشید_ارجمند

( زاده ۲۴ دی ۱۳۱۸ تهران -- درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۹۵ تهران) روزنامه‌نگار، ویراستار، مولف و مترجم و منتقد سینما

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۳ تیر سالروز درگذشت #جمشید_ارجمند

( زاده ۲۴ دی ۱۳۱۸ تهران -- درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۹۵ تهران) روزنامه‌نگار، ویراستار، مولف و مترجم و منتقد سینما

جمشید ارجمندنصر در ۱۲ سالگی و همزمان با دولت محمد مصدق، عضو حزب پان‌ایرانیست شد و به فعالیت‌های فرهنگی و روزنامه‌نگاری روی‌آورد و در تابستان ۱۳۳۳ کار در مجله فردوسی زیر نظر ناصر نیرمحمدی را آغاز کرد.
در همین سال چاپ چند شعرنو در مجله فردوسی و راهنمایی‌های اسماعیل شاهرودی و نصرت رحمانی او را با ادبیات نوین فارسی آشنا کرد.
مرگ مادرش در ۱۳۳۷ طی حادثه‌ای در جلوی چشمانش و مرگ پدر در دو سال بعد زندگی مشقت‌باری را به او تحمیل کرد اما وی توانست با سخت‌کوشی بر مشکلات فایق آید و به دانشگاه برود و هم‌زمان در مجله فردوسی به مدیریت نعمت‌اله جهانبانویی و ستاره سینما به سردبیری پرویز نوری به کار ترجمه و انتشار مقاله‌های سینمایی بپردازد.
در ۱۳۴۰ به دلیل فعالیت‌های سیاسی در چارچوب جبهه ملی دو بار دستگیر و زندانی شد و بعد از آزادی در سال ۱۳۴۱ در تظاهرات دانشجویی مورد ضرب و جرح قرار گرفت.
سال ۱۳۴۳ از دانشکدهٔ حقوق فارغ‌التحصیل و بلافاصله تحصیل فوق‌لیسانس مدیریت اداری را آغاز کرد که ناتمام ماند.
در همین سال در مؤسسهٔ تحقیقات اقتصادی با سمت محقق استخدام شد که امکان تحقیق و سفر به مناطق مختلف ایران و انتشار پژوهش‌هایش در فصلنامه تحقیقات اقتصادی را برایش فراهم آورد.
در سال ۱۳۴۵ مجمع منتقدان فیلم را بنیانگذاری کرد و در همین سال به عنوان عضو هیئت داوران منتقدان سینمایی در جشنوارهٔ فیلم کودک و نوجوان انتخاب شد.
در ۱۳۴۸ به فرانسه رفت تا مطالعات تخصصی در دورهٔ دکترای سیکل سوم دانشگاه اکس- مارسی، رشته اقتصاد و تبلیغات جهانگردی را دنبال کند. در همین سال ترجمه نخستین کتابش را به پایان برد و با بازگشت به کشور در سال بعد، فعالیت‌های گسترده و مداوم ترجمه و تألیف را پی‌ گرفت.
بعد از انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ در چند روزنامه و مجله سرگرم کار شد که در نهایت به سمت ترجمه و تالیف کتاب و ویراستاری برای برخی ناشران شناخته شده از جمله نشر فرزان روز روی آورد.
در کارنامه کاری او بیش از صد کتاب ویراستاری به چشم می‌آید. همچنین در حوزه تالیف کتاب‌های فیلم ساختن، درباره سینما، گربه روی شیروانی داغ و ۲۱ فیلم قصه‌ دیگر از مهمترین آنهاست.
در حوزه ترجمه نیز می‌توان به آثاری چون جامعه‌شناسی رادیو و تلویزیون (جان کازنو،انتشارات سروش) آیین هندو و عرفان اسلامی (داریوش شایگان، نشر فرزان روز) ایرانیان، یونانیان و رومیان ژوزف ویسهوفر اشاره کرد.
جمشید ارجمند در ۷۷ سالگی درگذشت.
برای او ارج‌نامه‌ای هم به پاس ۴۵ سال نوشتن درباره سینما به کوشش زاون قوکاسیان و حسین رسول‌اف منتشر شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۱ آبان سالروز درگذشت #جمشید_لایق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۱ آبان سالروز درگذشت #جمشید_لایق

( زاده ۱ فروردین ۱۳۱۰ تهران -- درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۸۸ تهران ) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

لایق، پس از دریافت مدرک دیپلم ادبی و دیپلم هنرستان هنرپیشگی، در سال ۱۳۳۲ به گروه هنرملی پیوست. او از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر را در آمریکا گذراند. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۸ در اداره هنرهای دراماتیک به‌کار مشغول شد و در سال ۱۳۵۳ در مقطع لیسانس رشته کارگردانی و بازیگری در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. وی در ایران و دیگر کشورهای جهان با گروه‌های هنری مختلفی همکاری داشت. او همچنین در دانشگاه آزاد تدریس می‌کرد. لایق موفق به کسب درجه دکترای هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد شد.
در اولین جشن بازیگران سینمای ایران از او تقدیر شد و علی نصیریان به خاطر هدایتش به سمت تئاتر، لز او تشکر کرد.
از تئاترهای مهم او بازی در نقش «کور» در نمایش پهلوان اکبر می‌میرد ۱۳۴۴ و بازی در نقش «میان آقا» در نمایش میراث ۱۳۴۶ کارِ بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور بود. نقش قلی‌خان در سرالر تلویزیونی روزی روزگاری و نقش وزیر در سرالی سلطان و شبان، از بازی‌های درخشان و ماندگار او در سیمای بعد از انقلاب است.
او در کارهای کارگردانان برجسته‌ای چون عباس جوانمرد، علی نصیریان، حمید سمندریان، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی و داریوش فرهنگ، بازی کرد. لایق از مکرّرترین بازیگران بیضایی بود.
جمشید لایق در سن ۷۸ سالگی درگذشت.

آثار
سینما:
۱۳۸۰ - سگ‌کشی (بهرام بیضایی)
۱۳۷۸ - تهران روزگارنو (علی حاتمی)
۱۳۷۶ - آن سوی آینه (محمدرضا اعلامی)
۱۳۷۶ - تابلویی برای عشق (حسینعلی لیالستانی)
۱۳۷۵ - متهم (کریم آتشی)
۱۳۷۴ - براده‌های خورشید (محمدحسین حقیقی)
۱۳۷۴ - ماه و خورشید (محمدحسین حقیقی)
۱۳۷۰ - مسافران (بهرام بیضایی)
۱۳۶۹ - در آرزوی ازدواج (اصغر هاشمی)
۱۳۶۸ - خواستگاری (مهدی فخیم‌زاده)
۱۳۶۸ - بازی تمام شد (مهدی صباغ‌زاده)
۱۳۶۷ - شاخه‌های بید (امراله احمدجو)
۱۳۶۶ - خارج از محدوده (رخشان بنی‌اعتماد)
۱۳۶۶ - سیمرغ (اکبر صادقی)
۱۳۶۶ - شاید وقتی دیگر (بهرام بیضایی)
۱۳۶۶ - شناسایی (محمدرضا اعلامی)
۱۳۶۶ - محکومین (ناصر محمدی)
۱۳۶۶ - محموله (سیروس الوند)
۱۳۶۵ - ترنج (محمدرضا اعلامی)
۱۳۶۵ - روزهای انتظار (اصغر هاشمی)
۱۳۶۴ - کفش‌های میرزا نوروز (محمد متوسلانی)
۱۳۶۳ - سیاه راه (کوپال مشکوت)
۱۳۶۰ - فصل خون (حبیب‌اله کاوش)
۱۳۵۵ - کلاغ (بهرام بیضایی)
۱۳۵۵ - پسر ایران از مادرش بی‌خبر است (فریدون رهنما)
۱۳۵۳ - دایره مینا (داریوش مهرجویی)
۱۳۵۲ - شهر قصه (منوچهر انور)
۱۳۵۱ - خواستگار (علی حاتمی)
۱۳۵۰ - رگبار (بهرام بیضایی)
۱۳۴۹ - تجاوز (حمید مصداقی)

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۳ آبان زادروز #جمشید_محبی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۳ آبان زادروز #جمشید_محبی

( زاده ۲۳ آبان ۱۳۳۱ اصفهان ) نوازنده تنبک

جمشید محبی که پدرش از نوازندگان تار و همپای تارنوازانی چون اکبر نوروزی و جلیل شهناز بود، مقدمات موسیقی را به فرزندش آموخت. جمشید فراگیری کتاب آموزش تنبک حسین تهرانی را نزد حسین پورابوطالب به پایان رساند و سپس در سال ۱۳۵۷ به شاگردی ناصر فرهنگ‌فر درآمد که این همراهی تا پایان عمر فرهنگ‌فر ادامه داشت. وی پس از فراگیری شیوه فرهنگ‌فر در نوازندگی صاحب سبک شده است و در کنار تنبک به نوازندگی سه‌تار نیز می‌پردازد، او سه‌تار را نزد محمدرضالطفی، حسین علیزاده و عطاجنگوک آموخته است و در زمینه آموزش، شاگردان بسیاری را به جامعهٔ هنریِ موسیقی ایران عرضه داشته که در این میان می‌توان از مسعود سنجری، مجید حسابی، افشین یداللهی، غلامرضا صدرالدینی، مرتضی قاسمی، همایون شجریان، داریوش اسحاقی، سعید سرتائی(سعدی) سینا سرلک، اکبر صادقی‌نادی، حسین قربانی، محمد بنایی، بهنام سامانی، سیامک بنایی، فرید خردمند، همایون نصیری، و محمد امین کمانی نام برد.
او در زمینه ساخت و تعمیرات تخصصی تنبک از سال ۱۳۶۳ با ایجاد کارگاه با همکاری رحیم شیرانی اقدام به تولید سازهای کوبه‌ای کرد.

گوشه‌ای از فعالیت‌های او عبارت‌است از:
اجرای کنسرت در سال ۱۳۵۱ به همراه تاج اصفهانی و حسن کسایی.
یکی از مؤسسان هنرستان موسیقی اصفهان در سال ۱۳۶۱
سرپرستی گروه سازهای کوبه‌ای از سال ۴۸ تا ۵۷ و کسب مقام نخست توسط این گروه در چند جشنواره بین سال‌های ۴۸ تا ۵۶ از جمله مقام نخست در جشن توس و اردوهای رامسر.
مقام نخست گروه کوبه‌ای در سریلانکا.
از اعضای گروه عارف (پرویز مشکاتیان)
اجرای قطعه نوروز در سال ۱۳۶۲ به سرپرستی و آهنگسازی حسین علیزاده.
اجرای کنسرت‌های متعدد به همراه محمدرضا شجریان، جمشید عندلیبی و داریوش پیرنیاکان در ایران، آلمان، فرانسه، هلند، انگلیس، دانمارک
اجرای کنسرت در سال ۱۳۷۶ در کانادا همراه با پرویز مشکاتیان.
اجرای کنسرت در پاییز ۱۳۸۶ به خوانندگی رامبد صدیف در تالار وحدت
آلبوم‌ آتش دل به خوانندگی علیرضا افتخاری

نوازندگی در آلبوم‌های:
بی‌قرار از ساخته‌های جلیل عندلیبی و خوانندگی شهرام ناظری
ساقی‌نامه ۱ به آهنگسازی کامبیز روشن‌روان و خوانندگی شهرام ناظری،
جامه‌دران به آهنگسازی کیوان ساکت،
نورجان به آهنگسازی داود آزاد،
صبح مشتاقان به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی علی جهاندار،
وطن من به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی ایرج بسطامی،
سرو آزاد به همراه پرویز مشکاتیان،
کنج صبوری به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی علی رستمیان،
دو نوازی (همایون) به همراه پرویز مشکاتیان،
بیداد، به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان (همنوازی با غلامحسین بیگجه‌خانی)

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۶ آذر زادروز #جمشید_مشایخی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۶ آذر زادروز #جمشید_مشایخی

( زاده ۶ آذر ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ تهران) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

جمشید مشایخی اصالتاََ اهل تنکابن در استان مازندران بود. وی دارای تحصیلات در رشتهٔ تئاتر بود که سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر، کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیردولتی آغاز کرد. اولین فعالیت هنری وی بازی در تله‌تئاتر «بعد از سی سال» به کارگردانی علی نصیریان در سال ۱۳۳۹ بوده‌است و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش، جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی‌اش برای مدتی از کار تئاتر محروم شد. او در واقع کار حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۴۹ به‌طور رسمی شروع کرد. بازی وی در نقش انسان‌های بی‌رحم و همچنین نقش‌های تاریخی همچون «شازده احتجاب» «کمال الملک» و رضا تفنگچی/خوشنویس در سرال «هزار دستان» نشانگر توانایی بازیگری اوست. او در سال ۱۳۶۳ برای بازی در دو فیلم گل‌های داوودی و کمال‌الملک، برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول جشنواره فیلم فجر شد. از نمایش‌های مهم او بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش میراث کارِ بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور در آذر ماه ۱۳۴۶ بود.

سفیر سلامت :
مشایخی در سال ۹۳ به عنوان سفیر سلامت چشم و بینایی و در سال ۹۴ به عنوان سفیر سلامت از سوی وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران معرفی و به وی تندیس سلامت اهدا شد.

مستند جمشید مشایخی :
این مستند مروری بر زندگی‌نامه جمشید مشایخی است که در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی: الهام قره‌خانی و امیر مهرتاش مهدوی با حضور ۶۵ تن از هنرمندان و با گویندگی پرویز پرستویی تولید شده‌است. لوح فشرده این اثر توسط مؤسسه رسانه‌های تصویری روانه بازار شده‌است. این اثر در دو نمایش عمومی خود:
مراسم پنجاه سال سایه دوست داشتنی جمشید مشایخی در خانه هنرمندان ایران
جشنواره فیلم شهر در خانه هنرمندان ایران

چهره‌ی ماندگار:
وی برگزیده ششمین دوره همایش چهره‌های ماندگار و دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود. یکی از تماشاخانه‌های تئاتر خاوران تهران به نام اوست.

اعتقاد به خودکشی تختی :
در سال ۱۳۹۷ جمشید مشایخی مدعی شد : غلامرضا تختی خودکشی کرد و دلیل خودکشی تختی، همسرش و اطرافیانش بود.

درگذشت :
جمشید مشایخی در ۸۴ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا، به خاک سپرده شد. شورای شهر تهران با تصویب طرحی، نام خیابان «ج» واقع در محل زندگی مشایخی را به نام وی تغییر داد و مراسم رونمایی از سردیس و پلاک خیابان او در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ انجام شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ دی زادروز #جمشید_ارجمند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۴ دی زادروز #جمشید_ارجمند

( زاده ۲۴ دی ۱۳۱۸ تهران -- درگذشته ۲۳ تیر ۱۳۹۵ تهران) روزنامه‌نگار، ویراستار، مولف و مترجم و منتقد سینما

ارجمندنصر در ۱۲ سالگی و همزمان با دولت مصدق، عضو حزب پان‌ایرانیست شد و به فعالیت‌های فرهنگی و روزنامه‌نگاری روی‌آورد و در تابستان ۱۳۳۳ کار در مجله فردوسی زیر نظر ناصر نیرمحمدی را آغاز کرد.
در همین سال چاپ چند شعرنو در مجله فردوسی و راهنمایی‌های اسماعیل شاهرودی و نصرت رحمانی او را با ادبیات نوین فارسی آشنا ساخت.
مرگ مادرش در ۱۳۳۷ طی حادثه‌ای در جلوی چشمانش و مرگ پدر در دو سال بعد، زندگی مشقت‌باری را به او تحمیل کرد اما وی توانست با سخت‌کوشی بر مشکلات فایق آید و به دانشگاه برود و هم‌زمان در مجله فردوسی به مدیریت نعمت‌اله جهانبانویی و ستاره سینما به سردبیری پرویز نوری به کار ترجمه و انتشار مقاله‌های سینمایی بپردازد.
او در ۱۳۴۰ به دلیل فعالیت‌های سیاسی در چارچوب جبهه ملی، دوبار دستگیر و زندانی شد و بعد از آزادی در سال ۱۳۴۱ در تظاهرات دانشجویی مورد ضرب و جرح قرار گرفت.
وی سال ۱۳۴۳ از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شد و بلافاصله تحصیل فوق‌لیسانس مدیریت اداری را آغاز کرد که ناتمام ماند.
در همین سال در مؤسسه تحقیقات اقتصادی با سمت محقق استخدام شد که امکان تحقیق و سفر به مناطق مختلف ایران و انتشار پژوهش‌هایش در فصلنامه تحقیقات اقتصادی را برایش فراهم آورد.
او در سال ۱۳۴۵ مجمع منتقدان فیلم را بنیانگذاری کرد و در همین سال به عنوان عضو هیئت داوران منتقدان سینمایی در جشنواره فیلم کودک و نوجوان انتخاب شد.
وی در ۱۳۴۸ به فرانسه رفت تا مطالعات تخصصی در دوره دکترای سیکل سوم دانشگاه اکس- مارسی، رشته اقتصاد و تبلیغات جهانگردی را دنبال کند. در همین سال ترجمه نخستین کتابش را به پایان برد و با بازگشت به کشور در سال بعد، فعالیت‌های گسترده و مداوم ترجمه و تألیف را پی‌ گرفت.
بعد از انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ در چند روزنامه و مجله سرگرم کار شد که در نهایت به سمت ترجمه و تالیف کتاب و ویراستاری برای برخی ناشران شناخته شده از جمله نشر فرزان روز روی آورد.
در کارنامه کاری او بیش از صد کتاب ویراستاری به چشم می‌آید. همچنین در حوزه تالیف کتاب‌های فیلم ساختن، درباره سینما، گربه روی شیروانی داغ و ۲۱ فیلم قصه‌ دیگر از مهمترین آنهاست.
در حوزه ترجمه نیز می‌توان به آثاری چون جامعه‌شناسی رادیو و تلویزیون (جان کازنو، انتشارات سروش) آیین هندو و عرفان اسلامی (داریوش شایگان، نشر فرزان روز) ایرانیان، یونانیان و رومیان ژوزف ویسهوفر اشاره کرد.
جمشید ارجمند در ۷۷ سالگی درگذشت.
برای او ارج‌نامه‌ای هم به پاس ۴۵ سال نوشتن درباره سینما به کوشش زاون قوکاسیان و حسین رسول‌اف منتشر شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity