🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#سرزمین_من
اسپندگان، فرخنده روز زن ایرانی
#هما_ارژنگی

ای زن ایرانی
تو را می‌ستایم
تو را که با قامت افراشته‌ی اساتیری
بر بلندای ستیغ شکوه و پایداری
ایستاده‌ای ودست‌هایت برابرهای نقره‌گون می‌سایند.

ای زن ایرانی
ای جاودانه سپند
ای نمای دلداری و دلاوری
تو چونان جویباری همیشه در همه جا و همه‌گاه پویا و پر توان به پیش می‌روی.

سیمای باشکوه‌ات در کنار چهره‌ی آن‌همه گردانی که در بلندای دوران در شاهراه فر و شکوه تاخته‌اند و پیشانی بلندت که در زیر تیغ خورشید می‌درخشد و نگاه فروزانت که چونان خنجری سینه‌ی بدخواه را می‌شکافد در آینه‌ی جانم جلوه‌گر است.

ای زن ایرانی
ای رودابه‌ی رستم زا
ای گردآفرید سلحشور
آرتمیس ای دریاسالار نامدار...

زر بانو
ای فرزند دلاور رستم رویین‌تن که پهلوانانی چونان زال و آذر برزین و تخوار را از بند دشمن رهانیده‌ای؛

یوتاب
ای زن نامدار که در کنار برادرت آریوبرزن با اسکندر گجستک مقدونی و سپاهیانش نبرد کرده و سالیان دراز با مهر و داد بر خطه‌ی "آتروپان" فرمان رانده‌ای؛

و یا تو "کاساندان"
همسر کورش
برترین مرد همیشه‌ی دوران
که در کنارش بر بیست و هشت سرزمین بر آیین راستی و نیکی بوده‌ای...

امروز به یادبودتان زنجیری پیوسته از دلاوری و مهر و فروتنی و پاکی فراهم می‌آورم و آنرا بر گردن یکایک شیرزنان و دوشیزگان مرز و بوم آریاییم می‌آویزم
و ندای آزادگی را که از گلوگاه‌شان به سوی آسمان‌ها ره می‌گشاید به فروهر پاک‌تان پیشکش می‌کنم!

#سپندارمذگان #اسپندگان

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌍💫 پاسداشت مهر، پیمان و دلدادگی به هر زبانی زیباست. هر آیینی که به دوستی و آشتی در جهان بیانجامد ارجمند و ستودنی است. جشنی همچون ولنتاین، بجای رویارویی با سپندارمذگان، می‌تواند در کنار جشن‌های ایرانی پاس داشته شود. از سویی، برگزاری ولنتاین در ایران می‌تواند نشانه‌ی ایستادگی در برابر سرکوب باشد.

🌍💫 امروز ما در جهانی پر تنش زندگی می‌کنیم که بسیار نیازمند رویکرد و رفتار آشتی‌جویانه است. چه بهتر که در جهان روزهای بیشتری را به گرامی داشتن مهر و دلدادگی بپردازیم و آن را زیست‌پذیرتر کنیم. چنانچه ما ایرانیان شناخت خوبی از داشته‌های پربار خود داشته باشیم، بی‌نگرانی می‌توانیم در آیین‌های جهانی و همبسته با مردمان دیگر کشورها، برای داشتن جهانی آرام‌تر و زیست شادتر گام برداریم و فرهنگ پرمایه‌ی شادی‌پرور و آشتی‌پرور ایران را گسترش دهیم.

#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم

#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی
#جشن_وخشنکام

#جشن_وخشنکام در آبان‌روز از اسپندماه، برابر با دهم اسپند در ستایش ”آمودریا”(رود جیهون) و بیشتر در سرزمین‌های اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایرانشهر پهناور برگزار می‌شد.

⛵️⛵️ در کرانه‌ی خورآیی(شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ روان بود که گاه به نام‌های ”سيهون” و ”جيهون” خوانده می‌شدند و سرزمین‌های آن سوی آن‌ها را "فرارود" یا "ورارود" (ماورا‌ءالنهر) می‌نامیدند. نام کهن آن‌ها ”آمودریا” و ”سيردريا” بود. ”آمودریا” در گذشته مرز ”ایران” و ”توران” بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران، ارزش و جایگاه ویژه‌ای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیست‌بوم بودند.

🏖🏖 "آمودريا" با نام «آب پنج/پنج‌آب»، از کوهستان‌های "پامیر"(بلندی‌های هُکَر در اوستا) سرچشمه می‌گیرد. این رود در گذشته‌های دور به دریای "کاسپین" (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر می‌شد. ولی امروز به دریاچه‌ی "آرال" می‌ریزد.

🛶🛶 نام "وخشنکام" از رود "وخش" یا "سرخ‌آب" که بزرگترین شاخه‌ی آمودریاست، گرفته شده است.
”ابوریحان بیرونی”، "وخشنکام" را "فرشته‌ی جیهون" می‌دانست که در پیوند با "آناهیتا"، ایزدبانوی(الهه) آب یا شاید نمود دیگری از "آناهید"(آناهیتا) بود. از آیین‌های این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته می‌شود "وخشنکام" جشن سبز شدن زمین بود.

⛵️⛵️ "آمودریا"، بزرگترين، پرآب‌ترين، بلندترین و پهن‌ترين رود همه‌ی سرزمين‌های ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و آبشارهای بسياری برخوردار می‌شود.
رود "وخش" که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه می‌گیرد، به آمودریا می‌ریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آب‌بند زده‌اند.

🏖🏖 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آب‌بِهی، بِه‌رود، وِه‌رود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نام‌های دیگر آمودریا در گذر زمان بوده‌اند. در روزگار هخامنشیان به آن ”وخاب” می‌گفتند.

⚡️⚡️ افسانه‌ی نبرد ایزد باران و دیو خشکسالی بر فراز دریای فراخکرت/فراخکرد را بخوانید:


📜📜 سروده‌ای از #رودکی با جستار آمودریا:

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی

آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!
__________________________
#اسپندگان #وخشنکام #جشن_وخشنکام

#این_جشن_بر_شما_مبارک

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم

#فرهنگ_ایران #اسپندگان #اینجه #جشن_گلدان

🌱🌺 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱🌻 جشن گلدان


🌱🌸 امروز دانه‌ای کاشته می‌شود
و فردا غنچه‌ای سر باز می‌کند
و آینده‌ی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم به‌راه گلدان‎های کوچک ماست...


🌿🌹 از گذشته‌های دور در ایران جشن گل‌کاری و درخت‌کاری برگزار می‌شد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آماده‌سازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار می‌شد.

🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشن‌های ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار می‌رفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آینده‌ای سبز برای این سرزمین بود.

🌿🌻 ابوریحان بیرونی واژه‌ی "اینجه" را "خانه های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمی‌دانیم پیوند واژه‌ی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیین‌های این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم


#اسپندگان #روز_زن #میرجلال_الدین_کزازی


چکیده‌ای از سخنان استاد میرجلال‌الدین کزازی درباره ولنتاین و سپندارمذگان

براستی مایه‌ی دریغ و اندوه من است که ما ایرانیان که یکی از دیرینه‌ترین و باشکوه‌ترین فرهنگهای جهان را داریم و بدان می‌نازیم، به جشنها و دیگر هنجارهای فرهنگی بیگانگان روی بیاوریم .

گاهی کسانی و خانواده‌هایی را می‌بینم که یکسره بیگانه با فرهنگ نیاکانی، خام‌اندیشانه جشن سپندارمذگان را با ولنتاین می‌سنجند. بی هیچ گمانی آنها خِرَد باختگانی هستند که کیستی و چیستی خود را فراموش کرده‌اند.

اگر می‌خواهیم زنان ایرانی را در جشنی گرامی بداریم، سزاوار و برازنده است که از جشن سپندارمذگان بهره ببریم که آیین های آن یکسره ایرانی است و با منش و فرهنگ ما سازگار است.

اگر جهانیان اندکی درباره‌ی جشن سپندارمذگان ما می‌دانستند، هرگز به ولنتاین دل خوش نمی‌کردند و سپندارمذگان، جشن جهانی بزرگداشت زن می‌شد.

در میان فرهنگهایی که من می‌شناسم، جشنی هم‌پایه‌ی سپندارمذگان پدید نیامده است و هیچ یک از آنها به اندازه‌ی فرهنگ ایران، زنان را گرامی نمی‌دارد.

در فرهنگ بشکوه ایرانی زن، بانو نامیده می‌شود. بان ریختی دیگر از بام است که همچنان در بامداد داریم به چمار روشنایی و فروغ. ایرانیان بدان روی زن را بانو نامیده‌اند که او را چراغ و روشنایی سرای خود می‌دانسته‌اند و می‌دانند.


#ایران #فرهنگ_ایرانی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

🌱 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱 خواندنی‎های زیبای سپندارمذگان

🌱🌸 جشن کهن سپندارمذگان، همچون دیگر آیین‌های کهن در سراسر جهان، با آیین‌ها، باورها و افسانه‌های خواندنی و زیبا درآمیخته است و خواندن آن ما را با آیین کهن آشناتر می‌کند.

🌱🌸 تنها دشمن امشاسپند یا فرشته‌ی «سپندارمزدآرمئیتی»، دیو ناخشنودی و خیره‌سری «ترومییتی»‌ بود و همیستار(رقیب) او به شمار می‌رفت. هر آنکه در این روز مایه‌ی ناخشنودی سپندارمزد و زنان که نماد باشندگی(وجود) او بودند، می‌شد، یار هم‌باور ترومیییتی به شمار می‌آمد.

🌱🌸 در گات‌های زرتشت هژده بار از آرمییتی یاد شده است:
«زرتشت» از آرمییتی، آرامش‌بخشی به کشتزارها و چراگاه‌ها و جانوران را خواست و آرزو کرد این فرمانروای نیک، نیکان را به فرمانروایی برساند و دخترش «پوروچیستا» را در گزینش شوهر شایسته یاری دهد.

🌱🌸 در افسانه‎ی «آرش شیواتیر» و به گفته‎ی «ابوریحان بیرونی»، آرش برای بازپس‎گیری سرزمین‎های ایران از تازش تورانیان، جان و زندگانی‎اش را در تیری که به رهنمونی اسپندارمذ ساخته بود، گذاشت و به سوی مرز توران پرتاب کرد.
برابر شاهنامه، آرمییتی به «منوچهرشاه» فرمان داد تا برای «آرش کمانگیر»، تیر و کمان بسازد تا در هنگامه‌ی نیاز از سرزمین پاک ایران و مرزهای آن پاسبانی کند.

🌱🌸 از آنجا که در باورهای کهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورنده می‌دانستند و همه باشندگان(موجودات) بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده‌اند، او را نیز «ماده» دانستند و از همین خاستگاه است که واژگانی چون «مام میهن» و «سرزمین مادری» پدید آمد و فراگیر شد.

🌱🌸 سپندارمذگان نزدیک بهار، موسم رویش، سرسبزی و باروری و هنگام کشت‎وکار کشاورزان است و برای همین آن را «جشن برزگران» نیز می‏نامیدند. زیرا برزگران همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند و در این زمان آماده‎ی کشت و کار می‌شوند. در گات‎ها، بارها نام برزگران، وَرِزیئَنت، با آرمئیتی یا زمین در کنار یکدیگر آمده‌اند.

🌱🌸 در نمادهای ایرانی که در اوستا بازنمایی شده است، پیوند زن و مرد، به پیوند زمین و آسمان همانند است. زن بارور و شکیباست و مرد همچون آسمان باران می‌بارد و آفتاب می‌تاباند تا زن/زمین فرزند بپرورد و او به زندگی فرا بخواند.

🌱🌸 بر پایه‌ی افسانه‌ها، فرشته‌ی اسپندارمذ یاری‌رسان نویسندگان و اندیشمندان بود.

🌱🌸 به نوشته‌ی پلوتارک، اردشیر دوم هخامنشی، تندرستی همسرش آتوسا را از سپندارمذ خواستار شد.

🌱🌸 جشن سپندارمذگان هنوز نزد پارسیان هند پایاست. در این روز به روی پاره كاغذ، سخنانی چند از اوستا و پهلوی می‎نویسند و به در خانه‌های خود می‎آویزند تا خانه‌شان از آسیب گزندگان و جانوران بر كنار ماند. کشاورزان همین افسون‌ را برای دور داشتن كشتزاران از گزندها به كار می‎بردند.

🌱🌸 از آن سو که زن زاینده است، در هنگامه‌هایی از ایران باستان زن را زندگی‌بخش و فرزند را دنباله‌ی مادر می‌دانستند که پیوند با مادرشاهی و زن‌سالاری ندارد. سنگ‌نبشته‌های ایذه نیز گواه آن است. مردمان برای شناساندن خود، نام مادر را بجای نام پدر می‌گفتند و می‌نوشتند.

🌱🌸 جشن سپندارمذگان نیز همچون دیگر جشن‏های ماهانه، نمادی از میان گل‏ها داشت. مهرداد بهار در برگردان «بندهش ایرانی»، رقیه بهزادی در برگردان «بندهش هندی» و سعید عریان در برگردان پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» گل ویژه سپندارمذ را «پلنگ‌مشک» دانسته‌اند که گلی خوشبو است. جلیل دوستخواه، سهراب خدابخشی و جهانگیر اوشیدری برپایه‎ی گمانزدی ناپایدار در «برهان قاطع»، گل ویژه‎ی سپنتاآرمئیتی را «بیدمشک» نام برده‌اند. فرتور(عکس) پیوست، گل «پلنگ‌مشک» نماد جشن اسپندگان است.

____________
📚 برگرفته از:
۱- سپندارمذگان #ابراهیم_پورداود
۲- مردگیران، جشن بهاری زنان #جلال_خالقی_مطلق
۳- گرامیداشت اسپندارمذگان، روز زن در فرهنگ ایرانی #جلیل_دوستخواه
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- گل پلنگ‌مشک، نماد جشن اسپندگان #شاهین_سپنتا
____________
#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

🏖 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏝 #جشن_وخشنکام

🛶 "جشن وخشنکام" در آبان‌روز از اسپندماه، برابر با دهم اسپند در ستایش ”آمودریا”(رود جیهون) و بیشتر در سرزمین‌های اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایران پهناور برگزار می‌شد.

⛵️ در کرانه‌ی خورآیی(شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ روان بود که گاه به نام‌های ”سيهون” و ”جيهون” خوانده می‌شدند و سرزمین‌های آن سوی آن‌ها را "فرارود" یا "ورارود" (ماورا‌ءالنهر) می‌نامیدند. نام کهن آن‌ها ”آمودریا” و ”سيردريا” بود. ”آمودریا” در گذشته مرز ”ایران” و ”توران” بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران، ارزش و جایگاه ویژه‌ای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیست‌بوم بودند.

🏖 "آمودريا" با نام «آب پنج/پنج‌آب»، از کوهستان‌های "پامیر"(بلندی‌های هُکَر در اوستا) سرچشمه می‌گیرد. این رود در گذشته‌های دور به دریای "کاسپین" (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر می‌شد. ولی امروز به دریاچه‌ی "آرال" می‌ریزد.

🛶 نام #وخشنکام از رود "وخش" یا "سرخ‌آب" که بزرگترین شاخه‌ی آمودریاست، گرفته شده است.
”ابوریحان بیرونی”، "وخشنکام" را "فرشته‌ی جیهون" می‌دانست که در پیوند با آناهیتا، ایزدبانوی آب یا شاید نمود دیگری از آناهید یاآناهیتا بود. از آیین‌های این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته می‌شود "وخشنکام" جشنی در پیوند با #اسپندگان و برای سبز و بارور شدن زمین هم بود.

⛵️ "آمودریا"، بزرگترين، پرآب‌ترين، بلندترین و پهن‌ترين رود همه‌ی سرزمين‌های ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و آبشارهای بسياری برخوردار می‌شود.
رود "وخش" که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه می‌گیرد، به آمودریا می‌ریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آب‌بند زده‌اند.

🏖🏖 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آب‌بِهی، بِه‌رود، وِه‌رود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نام‌های دیگر آمودریا در گذر زمان بوده‌اند. در روزگار هخامنشیان به آن ”وخاب” می‌گفتند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم

🌱🌺 آشنایی با جشن‌های ایرانی

#جشن_های_ایرانی #جشن_گلدان #اسپندگان #اینجه

🌱🌸 امروز دانه‌ای کاشته می‌شود
و فردا غنچه‌ای سر باز می‌کند
و آینده‌ی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم به‌راه گلدان‎های کوچک ماست...
🌿🌹 از گذشته‌های دور در ایران جشن گل‌کاری و درخت‌کاری برگزار می‌شد.
"جشن گلدان" یا "جشن اینجه"، جشن آماده‌سازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار می‌شد.
🌿🌷 این جشن نیز همچون دیگر جشن‌های ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار می‌رفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آینده‌ای سبز برای این سرزمین بود.
🌿🌼 ابوریحان بیرونی واژه‌ی "اینجه" را "خانه‌های نزدیک به هم" چمیده(معنی کرده) است. ولی نمی‌دانیم پیوند واژه‌ی اینجه با جشن گلدان چیست. از آیین‌های این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان

#میراث_آیندگان

#اسپندگان

🍲 آواز جشن اسپندی در آبادی‌ها:
غم مخور دهقان که اسفند در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفت‌سین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسفنده!

🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) در شب نخست اسپند با دادن شادباش و پختن بهترین خوراک، جشنی شاد و بزرگ برپا می‌کردند. جوانان از بام‌ها دستمالی به خانه‌ها می‌انداختند و پیشکشی به نام اسپندی می‌گرفتند. اگر زن و مردی تازه پیمان زناشویی بسته یا نامزد بودند، پیشکش اسپندی به خانه اروس(عروس) می‌فرستادند و در خانه او شام می‌خوردند.
در جشن اسپندی افسون می‌خواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش می‌نوشتند، مویز و دانه‌ی انار را می‌کوبیدند تا از جانوران و گزندگان آسیبی به آن‌ها نرسد.

🍲 امروز در برخی شهرهای اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس #جشن_اسپندی برگزار شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمه‌ی اسپند یا پنج روز مانده به نوروز، آش جو اسپندی یا آش دانگو می‌پزند. پخت آش در #جشن_های_ایرانی نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل «پلوی شب اسفندی» با خورش نخود می‌پزند و در آن گوشت خروس می‌ریزند. در نیاسر کاشان هلیم می‌پزند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانی #اسپندگان

#جشن_گلدان

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_های_ایرانی #اسپندگان

#جشن_گلدان

🪴🌷 «جشن اینجه» یا «جشن گلدان» جشن آماده‌سازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار می‌شد. شاید جشن روز درختکاری برآمده از جشن اینجه باشد.

🪴 #جشن_گلدان نیز همچون دیگر جشن‌های ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار می‌رفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آینده‌ای سبز برای این سرزمین بود.

🪴 ابوریحان بیرونی واژه‌ی #اینجه را «خانه‌های نزدیک به هم» چمیده(معنی کرده) است. ولی نمی‌دانیم پیوند واژه‌ی اینجه با جشن گلدان چیست. شوربختانه آگاهی بیشتری از این جشن به ما نرسیده است.

🍂 امروز دانه‌ای کاشته می‌شود
فردا غنچه‌ای سر باز می‌کند
آینده‌ی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم به‌راه گلدان‎های کوچک ماست...


🍂از گذشته‌های دور در ایران جشن گل‌کاری و درخت‌کاری برگزار می‌شد.
«جشن گلدان» یا «جشن اینجه»، جشن آماده‌سازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و جشنی برای پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام (وهرام روز) از اسپندماه برابر با بیستم اسپند برگزار می‌شد.

🍂این جشن نیز همچون دیگر جشن‌های ایرانی، آیینی برای مهر، آشتی و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار می‌رفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آینده‌ای سبز برای این سرزمین بود.

🍂ابوریحان بیرونی واژه‌ی «اینجه» را «خانه‌های نزدیک به هم» معنی کرده است. البته نمی‌دانیم پیوند واژه‌ی اینجه با جشن گلدان چیست؛ چرا که از آیین‌های این روز آگاهی بسیار اندکی برای ما مانده است.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#جشن_های_ایرانی

جشن #سپندارمذگان یا جشن #اسپندگان روز گرامیداشت #زن، #زمین و #دلدادگان است.

🍃ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت جایگاه #زن و پاسداشت #زمین می دانستند.

🌷زنان در چنین روزی لباس نو می پوشیدن و از مردان هدایا دریافت می کردند و کارهای روزانه مربوط به زنان را در این روز مردان بر عهده می گرفتند.

#سپندارمذ نام ملی #زمین است. یعنی #گستراننده، #مقدس، #فروتن.
🍃زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به‌یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به‌همین دلیل در فرهنگ ایران باستان «سپندارمذ» را به‌عنوان نماد عشق می‌پنداشتند.

جشن #سپندارمذگان، روز #زن و #عشق ایرانی بر همه بانوان و مادران شاد و فرخنده باد.🌹❤️

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپایی‌ها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانی‌ها؟

به✍️ بانو #آناهید_خزیر

چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربی‌ها به‌نام ولنتاین می‌شناسند و روز مهرورزی نام‌گزاری كرده‌اند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن می‌گیرند و با خریدن كادو و هدیه‌های رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپایی‌ها، ابراز می‌كنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیش‌تر از غربی‌ها می‌دانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همه‌ی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس درباره‌ی آن چیزی می‌گوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته می‌شود. گفته‌اند كه در سده‌ی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگی‌های خانوادگی دور می‌داشت و اجازه نمی‌داد كه همسری برگزینند اما كشیشی به‌نام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمی‌آورد. پس چندی امپراتور پی به‌كار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباخته‌ی دختر نابینایی می‌شود كه به زندان سر می‌كشید. هنگامی‌كه می‌خواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا می‌فرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی می‌نویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپایی‌ها روز 14فوریه را روز مهرورزی نام‌گزاری كرده‌اند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان می‌كنند كه روی داده باشد پاس می‌دارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه درباره‌ی ولنتاین گفته‌اند.
شگفتی اینجاست كه فاصله‌ی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش می‌كنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز می‌دهیم و تنها به این دلیل كه اروپایی‌ها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كرده‌اند، می‌كوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته به‌شمار می‌رود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشه‌ی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانه‌های اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمی‌شناسد، تنها چنانچه می‌تواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشته‌ی خود نداشته باشیم. در حالی‌كه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن می‌گرفتند و آن را نشانه‌ای از مهر و دوستی می‌دانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده می‌شود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار می‌كنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی می‌نامند پیشینه‌ای كهن و باستانی، تاریخچه‌ای خواندنی، ژرف‌‌تر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپایی‌ها دارد.
در گزشته‌های دور، در گوشه‌هایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو می‌پوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمی‌خاستند، بلكه پیشكش‌هایی هم به آنها می‌دادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام می‌دادند.
ابوریحان بیرونی می‌نویسد:
جشن اسفندگان ویژه‌ی زنان است و آنها شادمان‌اند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت می‌كنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی می‌آورد كه چه‌بسا شگفتی ما را برانگیزد. او می‌نویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی می‌نشینند و فرمان می‌رانند و همه‌ی كارها بدست مردان و پسران انجام می‌شود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفه‌ی اندیشه‌ برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانه‌های سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه به‌جای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه‌ برانگیز و فلسفه‌ی اسفندگان را درک كنیم؟

💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.

هر کس درباره ریشه‌های جشن‌های سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، می‌داند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.

ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت می‌زند، جشن‌هایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر می‌شوند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار


🦊 جشن‌های پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز می‌شود. آب‌پاشان و جشن روباه نام‌های دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاه‌شماری‌های کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان می‌رود که این جشن به بهانه‌ی پایان یخ‌زدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمه‌ها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانه‌ها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوباره‌ی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده می‌دانستند، برگزار می‌شد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشن‌های فروردین دارد ولی داستان‌های ناهمانندی نیز درباره‌اش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشن‌های باران‌خواهی بود که اکنون در استان‌های خشک کشور به شیوه‌های دیگری برگزار می‌شود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.

🦊 افسانه‌های «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنی‌اند:
- در روزگار کیانیان و در آستانه‌ی بهار روباهان بالداری پدیدار می‌شدند که آمدن آنان مایه‌ی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانه‌ی بهار را نیک می‌شمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی می‌کردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفته‌اند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار می‌شود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.

🦊 چند دیدگاه درباره‌ی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان هم‌ریشه با آبشار و نشانه‌ی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مک‌کنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری می‌دانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیده‌اند (معنی کرده‌اند).
- در «ریگ‌ودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را می‌گیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشته‌های بیرونی شاید نشانه‌ی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سروده‌ای از ناصرخسرو می‌گوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سروده‌ی «ابو نواس» در سده‌ی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!


🦊 آیین‌های جشن آبسالان:
بر پایه‌ی افسانه‌ها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آن‌ها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» می‌گفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، درباره‌ی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیش‌بینی می‌کردند. مردم و پادشاه در این روز به دشت‌ها می‌رفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کره‌خر پیشکش می‌کردند.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🎑 جشن نوروز رودها و شادی روان شدن رودها


🌧 جشن «نورور رودان» یا «نوروز رودها» جشنی شاد برای لایروبی و پاک‌سازی رودخانه‌ها، کاریزها و چشمه‌ها در ایران بود.
هنگامی که برف‎ها آب شده و رودها روان می‌شدند ایرانیان به این بهانه به کنار رودخانه‎ها می‌رفتند و رودها را پاک‎سازی و آن‌ها را برای فرارسیدن بهار آماده می‌کردند و پس از پایان این کار به دست‎افشانی و پایکوبی می‎پرداختند. پس از بهسازی و لایروبی در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه (عطر) می‌ریختند و با این کار از رودها برای روان‌شدن دوباره‎شان سپاسگزاری می‌کردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا و شادی به پایان رسیدن سرمای سخت زمستان بود. #جشن_نوروز_رودها در فروردین‌روز از اسپندماه برابر با نوزدهم اسپند برگزار می‌شد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشن‏‌های ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیست‎بوم بود.

🌧 درباره‎ی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانه‏‌های ایرانی هوشنگ پیشدادی نخستین شهرساز با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یک‎جانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و آب بود. ازاین‌رو مردم در جشنی نمادین برای کشاورزی آماده می‌شدند و از پروردگار آب فراوان و گوارا و فرآورده‌ی کشاورزی پربار می‎خواستند.
بیرونی نوشته است: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن می‌گرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانه‌ها جاری می‌شد و گل‎ها شکوفه می‌کردند و فضا عطرافشان می‌شد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جوی‌های روان و چشمه‎سارها بوده می‌رفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب می‌ریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماء‌ورد و طیب‎ها در آن ریزند.»
با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده درباره‌اش سخن گفته است، می‌بایست فردید (منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز جای‌ها را آب زنند که این روز نام فرشته‌ای است که بر آب موکل است.»

🌧 تا چند دهه پیش از این جشن «بیل‌گردانی» در روستای نیمه‌وَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار می‌شد که جشن پایان لایروبی و آماده‌سازی زمین‎های کشاورزی و با آیین‎های شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزده‌بدر برگزار می‌شد. شیوه‎های دیگری از جشن‎های بجا مانده از #نوروز_رودها در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار می‌شود.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🧹🏡 #_خانه_تکانی_آیین_میزبانی_مردگان


خانه‌تکانی پیش از نوروز از آیین‌های چند هزارساله‌ی ایرانیان است که گفته می‌شود هم‌سال با آمدن آریاییان به این سرزمین است.
پیدایش خانه‌تکانی بر این باور استوار بود که ده روز مانده به نوروز، به گفته برخی دیگر پنج روز مانده به نوروز، فَرَوَهَر(روح) پاک درگذشتگان به خانه زمینی خود و کنار خانواده بازمی‌گردند تا به آنان سرکشی کنند. اگر خانه پاک باشد، آنان از خانواده خود خشنود خواهند شد و اگر خانه پاکیزه نباشد، دلخور و روی‌گردان می‌شوند. از این‌رو ایرانیان گَردِ فراورده‌های کشاورزی و خاکستر تنور را از خانه می‌تکاندند و خانه را آب و جارو می‌کردند.

آن دسته از کهن‌نگارانی که می‌گویند آیین خانه‌تکانی باید ده روز پیش از نوروز به پایان می‌رسید نوشته‌اند که از پیش از پنجه بزرگ که ۲۰ اسپند است خانه تکانی‌ها به پایان می‌رسید، ابزارهای کهنه دور ریخته می‌شد و ایرانیان زمین‌ها را شخم می‌‌زدند و برای گاهنبار پنجه آماده می‌شدند. گروهی هم نوشته‌اند که به باور باستانیان فروهر/فرورها در پنج روز پایانی سال به زمین فرود می‌آیند تا پنج روز در کنار زندگان باشند. اگر میان خویشان و بستگان خود شادمانی، آرامش و آشتی ببینند بی‌گمان با خوشنودی به جهان مردگان باز می‌گردند.

ایرانیان همانگونه که همراه با نو شدن جهان آفرینش گرد کهنگی را از خانه می‌زدودند و رخت تازه برتن می‌کردند، غبار پلیدی و دشمنی را نیز از کاشانه‌ی دل پاک می‌کردند تا نیاکان خود را شاد کنند. یکی از نشانه‌های به‌جا مانده از این باور اکنون در میان گروهی از زرتشتیان دیده می‌شود. آنان در واپسین شب سال برای پَسواز(بدرقه) فروهرها آتش می‌افروزند، نیایش ویژه‌ی این شب را به‌جا می‌آورند و آرزو می‌کنند که فروهرها از آن‌ها خشنود باشند. همچنین خواهان بازگشت آنان در سال آینده می‌شوند.
در فروردین یشت آمده است: «فَرَوَشی‌های نیکِ توانای پاکان را می ستاییم که در جشن آفرینش از جایگاه خود فرود آیند و در دَه شبانه‌روز پیاپی در اینجا برای آگاهی به‌سر برند.»


#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🔥 #_جشن_سوری_یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدی‌ها و بدشگونی‌های سال کهنه بود.


#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


🔥 #_جشن_سوری_یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدی‌ها و بدشگونی‌های سال کهنه بود.

به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش می‌افروختند تا با آتش که پاک‌کننده است، بدی‌ها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سده‌های پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتش‌افروزی‌های پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیش‌آمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز می‌دانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژه‌ی خود را داشت.
🔥 «جشن سوری» به باور ایرانی‌تباران به هزاره‌های دور و یادکرد از فرَوَهَر درگذشتگان برمی‌گردد.

در جشن چهارشنبه‌سوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نماینده‌ی فروغ ایزدی نمی‌دانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.

امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانه‌ی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود می‌خوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»

🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایران‌شناسی #ابراهیم_پورداود



#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity