🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍲 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍲 #جشن_اسپندی
🍵 "جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که در آن به نشانهی مهر، به زنان شادباش و پیشکش(هدیه) میدادند. پخت "آش اسپندی" آیین همگانی این روز بود. دربارهی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نه، چندان نمیدانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان در پنجم اسپند) را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🍲 در سالهای نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند که در این شب، اسپندیار (اسفندیار) رویینتن که با اسب سیاه کشته شد، در این شب با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی آنها را از سرماخوردگی نگهدارد.
🍛 شاید ریشهی باور به بازگشت اسپندیار به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. شاید بنیاد این افسانه باور به باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند، جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکش اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.
🍲 امروز در برخی شهرستانهای گوناگون اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس جشن اسپندی پاس داشته شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به سال نو، آش جو اسپندی پخته میشود. در این شهرها به آش اسپندی آش دانگو(همریشه با دانگ و دانگی)، دانکو، هفتدانه، دونکی، آش دونی، آش ترش، آش گندم و آش جهجه نیز میگویند. پخت آش برای جشنهای ایرانی، نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل "پلوی شب اسفندی" با خورش نخود میپزند و در خورش گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان نیز هلیم میپزند.
🍛 در آبادیها برای جشن اسپنده میخوانند:
غم مخور دهقان(دهگان) که اسفند(اسپند) در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسپنده!
🎞 برای دیدن فرتور(عکس)هایی از برگزاری جشن اسپندی در شهرهای اراک و استان اسپادانا، به این پیوند بروید:
markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=87929
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🍲 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍲 #جشن_اسپندی
🍵 "جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که در آن به نشانهی مهر، به زنان شادباش و پیشکش(هدیه) میدادند. پخت "آش اسپندی" آیین همگانی این روز بود. دربارهی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نه، چندان نمیدانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان در پنجم اسپند) را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🍲 در سالهای نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند که در این شب، اسپندیار (اسفندیار) رویینتن که با اسب سیاه کشته شد، در این شب با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی آنها را از سرماخوردگی نگهدارد.
🍛 شاید ریشهی باور به بازگشت اسپندیار به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. شاید بنیاد این افسانه باور به باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند، جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکش اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.
🍲 امروز در برخی شهرستانهای گوناگون اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس جشن اسپندی پاس داشته شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به سال نو، آش جو اسپندی پخته میشود. در این شهرها به آش اسپندی آش دانگو(همریشه با دانگ و دانگی)، دانکو، هفتدانه، دونکی، آش دونی، آش ترش، آش گندم و آش جهجه نیز میگویند. پخت آش برای جشنهای ایرانی، نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل "پلوی شب اسفندی" با خورش نخود میپزند و در خورش گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان نیز هلیم میپزند.
🍛 در آبادیها برای جشن اسپنده میخوانند:
غم مخور دهقان(دهگان) که اسفند(اسپند) در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسپنده!
🎞 برای دیدن فرتور(عکس)هایی از برگزاری جشن اسپندی در شهرهای اراک و استان اسپادانا، به این پیوند بروید:
markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=87929
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ایسنا
جشن "آش اسفندی" - دلیجان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#اسپندگان
🍲 آواز جشن اسپندی در آبادیها:
غم مخور دهقان که اسفند در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسفنده!
🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) در شب نخست اسپند با دادن شادباش و پختن بهترین خوراک، جشنی شاد و بزرگ برپا میکردند. جوانان از بامها دستمالی به خانهها میانداختند و پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. اگر زن و مردی تازه پیمان زناشویی بسته یا نامزد بودند، پیشکش اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستادند و در خانه او شام میخوردند.
در جشن اسپندی افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند تا از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نرسد.
🍲 امروز در برخی شهرهای اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس #جشن_اسپندی برگزار شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به نوروز، آش جو اسپندی یا آش دانگو میپزند. پخت آش در #جشن_های_ایرانی نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل «پلوی شب اسفندی» با خورش نخود میپزند و در آن گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان هلیم میپزند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#اسپندگان
🍲 آواز جشن اسپندی در آبادیها:
غم مخور دهقان که اسفند در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده!
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسفنده!
🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) در شب نخست اسپند با دادن شادباش و پختن بهترین خوراک، جشنی شاد و بزرگ برپا میکردند. جوانان از بامها دستمالی به خانهها میانداختند و پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. اگر زن و مردی تازه پیمان زناشویی بسته یا نامزد بودند، پیشکش اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستادند و در خانه او شام میخوردند.
در جشن اسپندی افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند تا از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نرسد.
🍲 امروز در برخی شهرهای اسپادانا(اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس #جشن_اسپندی برگزار شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به نوروز، آش جو اسپندی یا آش دانگو میپزند. پخت آش در #جشن_های_ایرانی نمادی از همکاری گروهی است.
در بیدگل «پلوی شب اسفندی» با خورش نخود میپزند و در آن گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان هلیم میپزند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
#جشن_میانه_زمستان
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و در پیوند با موسم(فصل) و بخشبندی آن است.
دستهای از جشنهای کهن ایرانی، با دگرگونی موسمها یا شمارش آغاز و انجام آن در پیوند بودند. برای نمونه در هر موسم برای آغاز، میانه و پایان آن جشن گرفته میشد. جشنهای میانهی بهار، میانهی تابستان، میانهی پاییز و میانهی زمستان از این دسته هستند.
☔️💃 از جشن میانهی زمستان و آیینهای آن هیچ آگاهی برای ما نمانده است. باستانشناسان و کهننگاران(مورخان) باور دارند که آیینهای این جشن به دست موبدان زمان ساسانیان دچار دگرگونیهای دروغینی شده و شوند(دلیل) آن هم این است که ساسانیان میکوشیدند جشنهای گاهنباری را با گاهشماری مزدیسنا و باورهای دینی نوساخته خود هماهنگ کرده و آنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛈💃 در نیپیکهای کهن ایرانی از شش جشن دیرینه و سالیانه نام برده شده که با نام «جشنهای گاهنباری» شناخته میشوند.
به گمان پژوهشگران، جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/موسمهای سالیانه)، بازماندهی یکی از گاهشماریهای کهن است که سال خورشیدی نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار موسم و هر موسم به دو نیم بخش میشدند و هر یک از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشت.
سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
❄️💃 با آنکه آیین این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه داشتهاند.
جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی از آن هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
#جشن_اسپندی
"جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که در آن "آش اسپندی" میپختند و به نشانهی مهر به زنان، به آنان پیشکش میکردند. دربارهی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نبود، چندان نمیدانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان) را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🍲🍲 در سالهای نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند که در این شب، «اسپندیارمذ» رویینتن که با اسب سیاه کشته شد، با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی را میخوردند تا سرما نخورند.
🍛🍛 شاید ریشهی این باور به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. بنیاد این باور، چون زمین نماد باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🍵🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند، جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکشی به نام اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_جشنهای_ایرانی
#جشن_میانه_زمستان
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان و در پیوند با موسم(فصل) و بخشبندی آن است.
دستهای از جشنهای کهن ایرانی، با دگرگونی موسمها یا شمارش آغاز و انجام آن در پیوند بودند. برای نمونه در هر موسم برای آغاز، میانه و پایان آن جشن گرفته میشد. جشنهای میانهی بهار، میانهی تابستان، میانهی پاییز و میانهی زمستان از این دسته هستند.
☔️💃 از جشن میانهی زمستان و آیینهای آن هیچ آگاهی برای ما نمانده است. باستانشناسان و کهننگاران(مورخان) باور دارند که آیینهای این جشن به دست موبدان زمان ساسانیان دچار دگرگونیهای دروغینی شده و شوند(دلیل) آن هم این است که ساسانیان میکوشیدند جشنهای گاهنباری را با گاهشماری مزدیسنا و باورهای دینی نوساخته خود هماهنگ کرده و آنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛈💃 در نیپیکهای کهن ایرانی از شش جشن دیرینه و سالیانه نام برده شده که با نام «جشنهای گاهنباری» شناخته میشوند.
به گمان پژوهشگران، جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/موسمهای سالیانه)، بازماندهی یکی از گاهشماریهای کهن است که سال خورشیدی نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار موسم و هر موسم به دو نیم بخش میشدند و هر یک از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشت.
سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
❄️💃 با آنکه آیین این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه داشتهاند.
جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی از آن هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
#جشن_اسپندی
"جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که در آن "آش اسپندی" میپختند و به نشانهی مهر به زنان، به آنان پیشکش میکردند. دربارهی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نبود، چندان نمیدانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان) را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🍲🍲 در سالهای نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند که در این شب، «اسپندیارمذ» رویینتن که با اسب سیاه کشته شد، با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی را میخوردند تا سرما نخورند.
🍛🍛 شاید ریشهی این باور به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. بنیاد این باور، چون زمین نماد باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🍵🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند، جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکشی به نام اسپندی به خانه اروس(عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.