🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپاییها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانیها؟
به✍️ بانو #آناهید_خزیر
چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربیها بهنام ولنتاین میشناسند و روز مهرورزی نامگزاری كردهاند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن میگیرند و با خریدن كادو و هدیههای رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپاییها، ابراز میكنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیشتر از غربیها میدانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همهی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس دربارهی آن چیزی میگوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته میشود. گفتهاند كه در سدهی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگیهای خانوادگی دور میداشت و اجازه نمیداد كه همسری برگزینند اما كشیشی بهنام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمیآورد. پس چندی امپراتور پی بهكار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباختهی دختر نابینایی میشود كه به زندان سر میكشید. هنگامیكه میخواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا میفرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی مینویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپاییها روز 14فوریه را روز مهرورزی نامگزاری كردهاند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان میكنند كه روی داده باشد پاس میدارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه دربارهی ولنتاین گفتهاند.
شگفتی اینجاست كه فاصلهی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش میكنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز میدهیم و تنها به این دلیل كه اروپاییها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كردهاند، میكوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته بهشمار میرود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشهی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانههای اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمیشناسد، تنها چنانچه میتواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشتهی خود نداشته باشیم. در حالیكه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن میگرفتند و آن را نشانهای از مهر و دوستی میدانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده میشود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار میكنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی مینامند پیشینهای كهن و باستانی، تاریخچهای خواندنی، ژرفتر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپاییها دارد.
در گزشتههای دور، در گوشههایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو میپوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمیخاستند، بلكه پیشكشهایی هم به آنها میدادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام میدادند.
ابوریحان بیرونی مینویسد:
جشن اسفندگان ویژهی زنان است و آنها شادماناند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت میكنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی میآورد كه چهبسا شگفتی ما را برانگیزد. او مینویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی مینشینند و فرمان میرانند و همهی كارها بدست مردان و پسران انجام میشود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفهی اندیشه برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانههای سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه بهجای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه برانگیز و فلسفهی اسفندگان را درک كنیم؟
💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.
هر کس درباره ریشههای جشنهای سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، میداند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.
ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت میزند، جشنهایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر میشوند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#عشق_راستین
در #ولنتاین_اروپاییها
یا
در #سپندارمزگان_ایرانیها؟
به✍️ بانو #آناهید_خزیر
چند سالی است كه برخی از جوانان ایرانی روز ۲۵بهمن را كه غربیها بهنام ولنتاین میشناسند و روز مهرورزی نامگزاری كردهاند، با هیاهو و جنجالی غیر متعارف جشن میگیرند و با خریدن كادو و هدیههای رنگارنگ، مهر و دلبستگی عاطفی خود را كوركورانه و به تقلید از اروپاییها، ابراز میكنند. غافل از اینكه نیاكان ایرانی ما بسیار بهتر و پیشتر از غربیها میدانستند كه در چه روزی و به چه مناسبتی مهر و دلبستگی به یكدیگر را پاس بدارند و جشن بگیرند.
از همهی اینها گزشته ولنتاین تاریخچه كامل و دقیقی ندارد و هركس دربارهی آن چیزی میگوید آنقدر كه افسانه و تاریخ درهم آمیخته میشود. گفتهاند كه در سدهی سوم میلادی، امپراتور روم، كلادیوس دوم برای آنكه سربازانش را مردانی جنگجو تربیت كند، آنها را از ازدواج و دلبستگیهای خانوادگی دور میداشت و اجازه نمیداد كه همسری برگزینند اما كشیشی بهنام والنتین(والنتیانوس) پنهانی سربازان امپراتور را به عقد دختران محبوبشان درمیآورد. پس چندی امپراتور پی بهكار والنتین بُرد و دستور دستگیری او را داد. والنتین كه گرفتار بند و زندان شده بود دلباختهی دختر نابینایی میشود كه به زندان سر میكشید. هنگامیكه میخواهند والنتین را به گناه نادیده گرفتن فرمان امپراتور اعدام كنند، كارتی برای دختر نابینا میفرستد و بر آن چنین عبارت كوتاهی مینویسد: «از سوی والنتین». به همین دلیل، اروپاییها روز 14فوریه را روز مهرورزی نامگزاری كردهاند و این روز را بر اساس آنچه كه در تاریخ آنها روی داده یا گمان میكنند كه روی داده باشد پاس میدارند. این تنها یكی از چند داستان و روایتی است كه دربارهی ولنتاین گفتهاند.
شگفتی اینجاست كه فاصلهی ولنتاین با جشن اسفندگان تنها چند روز است. اما ما اسفندگان را فراموش میكنیم و در عوض در روز ولنتاین شور و هیجانی كودكانه از خود بروز میدهیم و تنها به این دلیل كه اروپاییها این روز را برای مهر و دوستی انتخاب كردهاند، میكوشیم از آنها هم پیشی بگیریم و وانمود كنیم كه پایبند به دوستی و لابد آشنا با فرهنگ جهانی هستیم. درست است كه مهرورزی و دوستی یكی از هدایای آفریدگار به آدمی است و كاری پسندیده و شایسته بهشمار میرود اما آیا بهتر نیست كه روزی را برای این كار برگزینیم كه با فرهنگ و هویت ما سازگاری دارد و برخاسته از ذهن و اندیشهی پیشینیان ماست؟
ولنتاین روزی است كه برخاسته از تاریخ یا افسانههای اروپایی است و نسبتی با فرهنگ ما ندارد. اینكه ولنتاین روز مهرورزی است پس فرهنگ خاص و مكان مشخصی نمیشناسد، تنها چنانچه میتواند پذیرفتنی باشد كه ما نمونه و همانند آن را در فرهنگ و گزشتهی خود نداشته باشیم. در حالیكه اینگونه نیست و گذشتگان و نیاكان ما، بر پایه فلسفه و معنایی ژرف، روزی از سال را جشن میگرفتند و آن را نشانهای از مهر و دوستی میدانستند. این روز در فرهنگ ما #اسپندگان(سپندارمزگان) نامیده میشود. جشن اسفندگان كه امروزه زرتشتیان برگزار میكنند و آن را روز زن و زندگی و ستایش از مهر و فروتنی مینامند پیشینهای كهن و باستانی، تاریخچهای خواندنی، ژرفتر و بسیار پر معناتر از ولنتاین اروپاییها دارد.
در گزشتههای دور، در گوشههایی از سرزمین پهناور ایران، در این روز، بانوان لباس و كفش نو میپوشیدند و مردان نه تنها به ستایش زنان پاكدامن و پرهیزكار برمیخاستند، بلكه پیشكشهایی هم به آنها میدادند. زنان در این روز از كارهای همیشگی خود در خانه معاف بودند و مردان و پسران، كارهای آنها را انجام میدادند.
ابوریحان بیرونی مینویسد:
جشن اسفندگان ویژهی زنان است و آنها شادماناند از اینكه از همسران خود هدیه دریافت میكنند كه هنوز هم این آیین در اصفهان و ری و شهرهای پهله (مركز و باختر ایران) برجای است. سپس سخنی میآورد كه چهبسا شگفتی ما را برانگیزد. او مینویسد: «در این روز زنان بر تخت پادشاهی مینشینند و فرمان میرانند و همهی كارها بدست مردان و پسران انجام میشود».
اینک ولنتاین را مقایسه كنید با جشن اسفندگان و معنا و فلسفهی اندیشه برانگیزی كه دارد.
اسفندماه رویش جوانههای سبز و نوید زندگی و بهار و زایش زمین و پاسداشت مهر و دوستی است. پس آیا بهتر نیست كه بهجای تقلید از اروپاییان، پیام اندیشه برانگیز و فلسفهی اسفندگان را درک كنیم؟
💞 #سپندارمزگان چیزی کمتر از ولنتاین ندارد اما.
هر کس درباره ریشههای جشنهای سپندارمزگان و ولنتاین خوانده باشد، میداند که اگر #سپندارمزگان برتر از #ولنتاین نباشد، چیزی کمتر از آن ندارد.
ولی در دنیایی که حرف اول و آخر را پول و قدرت میزند، جشنهایی که حامی و پشتیبان داشته باشند، فراگیر میشوند.