🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرندهٔ خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامهٔ کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیهٔ ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمهٔ انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچهٔ گفتگو و روزنامههایی همچون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبح امروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی :
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میگردد:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطی اش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصص الانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرندهٔ خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانهٔ خواب آلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومهٔ کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمهٔ انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرندهٔ خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامهٔ کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیهٔ ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمهٔ انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچهٔ گفتگو و روزنامههایی همچون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبح امروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی :
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میگردد:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطی اش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصص الانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرندهٔ خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانهٔ خواب آلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومهٔ کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمهٔ انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#کلاغان_امامزاده_طاهر...
* بهانهی دوم مرداد ۱۳۹۷
«...حالیا بیست سالی میشود زیر این سنگ سیاه که بر سینهام سنگینی میکند خفتهام آرام چونان کودکی نوزاد در بر مادر با دو پستان پر . از رنگها سپیدی و از عطرها بوی شیر اوی دوست میداشتهام که جانپرور بود .
کلاغهای امامزاده طاهر دمی از قار کشیدن باز نمیمانند ، بامداد که میشود از آن بلندجای پی روزی بال میزنند و میروند تا گاه تاریکروشنای غروبی باز آیند دیگر بار . من اما بر جای تنگ خویش خفتهام و سنگینی آن سیاه بر سینه همچنان . در این بیست سال شده بارها مردانی در دل تاریکی آمدهاند با تیشه و قلم پی شکستنش . عرق پیشانیشان چکیده بر خاکم ، نشنودهاند بارها گفتمشان آری بشکنید این سنگ نام و ننگ . نشنودهاند و اندیشیدهاند کیست این خفته زیر خاک که باید نان ما از شکستن سنگ اوی فراهم آید ؟ با شکستن هر سنگی نه که آزرده شوم بر آنان خندیدهام ، نه تسخر زنان ، بل از سر دلسوزی که عرق پیشانیشان بر سنگی فرو چکاندهاند که تنها احمد فرزند کوکب و حیدر است این زیر خفته بی هیچ بیش و کم با دو دیدهی تهی براه که دوستانش گل آورند به شادیانگی و فرداروز آیدا بیاید و تنهایی بتاراند و آن شاخهها بر سنگ و سینهی همسایگان خاک من نهد و زیر لب بگوید : " برای آن کاندر جوار شاملو خفته ، این گوهران و سفته..."
بعد تاریکروشنای غروبی در رسد و کلاغان به لانه بازآمده
از همان بالا همراه با قارقارشان بگویند : "اینکه هفتاد و اندی سال زندگی کنی چون آدمیان و یا سیصد سال بسان کلاغان نباید زیاد مهم باشد ، مهم آنست کز پس نبودنت لقمهنانی برود سر سفرهای حتی با شکستن سنگت . و این راز جاودانگی توست بامداد شاعر ! "
"سالگرد شاعر .
سیاهپوش که هستید
کلاغان امامزاده ؟"
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#کلاغان_امامزاده_طاهر...
* بهانهی دوم مرداد ۱۳۹۷
«...حالیا بیست سالی میشود زیر این سنگ سیاه که بر سینهام سنگینی میکند خفتهام آرام چونان کودکی نوزاد در بر مادر با دو پستان پر . از رنگها سپیدی و از عطرها بوی شیر اوی دوست میداشتهام که جانپرور بود .
کلاغهای امامزاده طاهر دمی از قار کشیدن باز نمیمانند ، بامداد که میشود از آن بلندجای پی روزی بال میزنند و میروند تا گاه تاریکروشنای غروبی باز آیند دیگر بار . من اما بر جای تنگ خویش خفتهام و سنگینی آن سیاه بر سینه همچنان . در این بیست سال شده بارها مردانی در دل تاریکی آمدهاند با تیشه و قلم پی شکستنش . عرق پیشانیشان چکیده بر خاکم ، نشنودهاند بارها گفتمشان آری بشکنید این سنگ نام و ننگ . نشنودهاند و اندیشیدهاند کیست این خفته زیر خاک که باید نان ما از شکستن سنگ اوی فراهم آید ؟ با شکستن هر سنگی نه که آزرده شوم بر آنان خندیدهام ، نه تسخر زنان ، بل از سر دلسوزی که عرق پیشانیشان بر سنگی فرو چکاندهاند که تنها احمد فرزند کوکب و حیدر است این زیر خفته بی هیچ بیش و کم با دو دیدهی تهی براه که دوستانش گل آورند به شادیانگی و فرداروز آیدا بیاید و تنهایی بتاراند و آن شاخهها بر سنگ و سینهی همسایگان خاک من نهد و زیر لب بگوید : " برای آن کاندر جوار شاملو خفته ، این گوهران و سفته..."
بعد تاریکروشنای غروبی در رسد و کلاغان به لانه بازآمده
از همان بالا همراه با قارقارشان بگویند : "اینکه هفتاد و اندی سال زندگی کنی چون آدمیان و یا سیصد سال بسان کلاغان نباید زیاد مهم باشد ، مهم آنست کز پس نبودنت لقمهنانی برود سر سفرهای حتی با شکستن سنگت . و این راز جاودانگی توست بامداد شاعر ! "
"سالگرد شاعر .
سیاهپوش که هستید
کلاغان امامزاده ؟"
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#داستانک
" زندگی..."
« ...یک پرنده ی خوش پر و بال با رنگ هایی شبیه دامن کولی هایی که برای فروش دف هاشان سالی یک بار پیداشان می شد از در رفت داخل خانه ، کمی بعد صدای رادیو بلند شد ، بعد صدای تلویزیون اتاق را گذاشت روی سرش..تا آنجا که من می دانم مادرم چند عشق با شکوه دارد که به فکر خیانت به یکی و ترک هیچ کدام هم نیست . پپسی ، پفک ، قلیان . هیچ نوشابه ای هم بکارش نمی آید مگر پپسی ، اهل هیچ تنقلاتی مثل چیپس و بیسکوئیت و شکلات هم نیست الا پفک .اگر بسته پفکی باز کند حتی از خرده ریزهای ته پاکت هم نمی گذرد . چند دانه پفک بعد یه قلپ گنده پپسی شیشه ای...
پاکت پفک که خالی شد می رود سراغ قلیون برازجونی دلبندش که سر نماز هم باید بغل دستش باشد تا بلافاصله پس از سلام نماز دودی بگیرد .
آمده بودم سراغ مادرم تا پولی تلکه کنم برای سینما که دو شب بود سینما آسیا پرده ی فیلم هندی " زندگی" را زده بود سر درش و دل ما برده بود . تا رفتم داخل اتاق دیدم پرنده ی خوش رنگی شده مادرم نشسته سر نماز . دست راست پفک ، دست چپ قلیون ، روبرو هم بطری پپسی . سجده می رفت یه قلپ پپسی ، می نشست چند تا پفک می انداخت بالا ، دوباره سجده ، می نشست پکی به قلیون ...
نماز تمام نشده حوصله ام سر رفت . من که اصلا پفک خور نبودم هوس کردم یکی بذارم میان دهانم ، تا دستم رفت سوی پاکت پفک ، زد روی دستم و گفت الله اکبر و پفک را کشید زیر چادر نمازش . به تشهد که نشست کمی کجکی شد و نگاهش نشست رو صفحه ی تلویزیون .
برو کنار ببینوم این سریالو آخرش چی شد ؟
گفتم : ننه تو نماز می خونی یا سرال می بینی ؟
گفت : ها ، هم نماز می خونوم هم سرالی می بینوم هم رادیول گوش میدوم تو را چه بخیلی ؟
نرم گفتم : ننه سینما فیلم زندگی را گذاشته ، پولم بده با بچه ها برم . پکی به قلیون زد همانطور که دود از بین پره های بینی خوشگلش می زد بیرون گفت : کم عقل خو توی تلویزیون مفتی ببین !
گفتم مادر جان این روزهای زندگیه اون زندگی خالیه...
این بار در آمد : خب روزاش که بهترتره ، ببین من هم نمازمو خوندوم هم سریالمو مفتی دیدوم ...
گفتم : نه ننه جون ، ایجوری نماز باطله که..
گفت : امروز چند شنبه بی ؟
گفتم : چهارشنبه .
پوزخندی زد خال سبز زیر چانه اش تکان خورد و گفت : ای بی نماز تو ندونی نماز سر وقت چهارشنبه هر رکعت شصت رکعت حساب میشه ، خب یکی باطل شه ما کلی هم طلبکاروم....!
خندیدم . مادرم هم خندید .
گفت : اگه منوم ببری دیدن فیلم پولت میدوم !
گفتم ها می برمت ، اما تو خوشگلی ، تو سینما مردا نگات می کنن .
ماهرخ رفت تو سینه ام ، غرید که چشاشان از کاسه در میاروم ای اردک مارو پسند کرده سی هفت پشتوم بسه...
اردک پدرم را می گفت که برای خودش کنار ساحل بال بال می زد و به فکر انداختن تور خوشرنگ اش بود که مثل شلیته ی کولی ها میان چشم می نشست..
دو پرنده از اتاق بیرون زدند و پریدند روی هره ی بام که شیرین خانوم زن همسایه با چشم گریان آمد تو که ببین استوار نادری چه روزوم آورده ...!
بعد کوفتگی شانه اش بیرون انداخت که ببینید ...رفت سوی در ، باز گریه کرد و برگشت و کلامی گفت و پای از حیاط بیرون گذاشت تا بخواهد دوباره چانه بجنباند من و مادرم بال زدیم و رفتیم تا ببینیم زندگی را...»
« پس از وراجی
رفته نرفته بر می گردد
زن همسایه ! »
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#داستانک
" زندگی..."
« ...یک پرنده ی خوش پر و بال با رنگ هایی شبیه دامن کولی هایی که برای فروش دف هاشان سالی یک بار پیداشان می شد از در رفت داخل خانه ، کمی بعد صدای رادیو بلند شد ، بعد صدای تلویزیون اتاق را گذاشت روی سرش..تا آنجا که من می دانم مادرم چند عشق با شکوه دارد که به فکر خیانت به یکی و ترک هیچ کدام هم نیست . پپسی ، پفک ، قلیان . هیچ نوشابه ای هم بکارش نمی آید مگر پپسی ، اهل هیچ تنقلاتی مثل چیپس و بیسکوئیت و شکلات هم نیست الا پفک .اگر بسته پفکی باز کند حتی از خرده ریزهای ته پاکت هم نمی گذرد . چند دانه پفک بعد یه قلپ گنده پپسی شیشه ای...
پاکت پفک که خالی شد می رود سراغ قلیون برازجونی دلبندش که سر نماز هم باید بغل دستش باشد تا بلافاصله پس از سلام نماز دودی بگیرد .
آمده بودم سراغ مادرم تا پولی تلکه کنم برای سینما که دو شب بود سینما آسیا پرده ی فیلم هندی " زندگی" را زده بود سر درش و دل ما برده بود . تا رفتم داخل اتاق دیدم پرنده ی خوش رنگی شده مادرم نشسته سر نماز . دست راست پفک ، دست چپ قلیون ، روبرو هم بطری پپسی . سجده می رفت یه قلپ پپسی ، می نشست چند تا پفک می انداخت بالا ، دوباره سجده ، می نشست پکی به قلیون ...
نماز تمام نشده حوصله ام سر رفت . من که اصلا پفک خور نبودم هوس کردم یکی بذارم میان دهانم ، تا دستم رفت سوی پاکت پفک ، زد روی دستم و گفت الله اکبر و پفک را کشید زیر چادر نمازش . به تشهد که نشست کمی کجکی شد و نگاهش نشست رو صفحه ی تلویزیون .
برو کنار ببینوم این سریالو آخرش چی شد ؟
گفتم : ننه تو نماز می خونی یا سرال می بینی ؟
گفت : ها ، هم نماز می خونوم هم سرالی می بینوم هم رادیول گوش میدوم تو را چه بخیلی ؟
نرم گفتم : ننه سینما فیلم زندگی را گذاشته ، پولم بده با بچه ها برم . پکی به قلیون زد همانطور که دود از بین پره های بینی خوشگلش می زد بیرون گفت : کم عقل خو توی تلویزیون مفتی ببین !
گفتم مادر جان این روزهای زندگیه اون زندگی خالیه...
این بار در آمد : خب روزاش که بهترتره ، ببین من هم نمازمو خوندوم هم سریالمو مفتی دیدوم ...
گفتم : نه ننه جون ، ایجوری نماز باطله که..
گفت : امروز چند شنبه بی ؟
گفتم : چهارشنبه .
پوزخندی زد خال سبز زیر چانه اش تکان خورد و گفت : ای بی نماز تو ندونی نماز سر وقت چهارشنبه هر رکعت شصت رکعت حساب میشه ، خب یکی باطل شه ما کلی هم طلبکاروم....!
خندیدم . مادرم هم خندید .
گفت : اگه منوم ببری دیدن فیلم پولت میدوم !
گفتم ها می برمت ، اما تو خوشگلی ، تو سینما مردا نگات می کنن .
ماهرخ رفت تو سینه ام ، غرید که چشاشان از کاسه در میاروم ای اردک مارو پسند کرده سی هفت پشتوم بسه...
اردک پدرم را می گفت که برای خودش کنار ساحل بال بال می زد و به فکر انداختن تور خوشرنگ اش بود که مثل شلیته ی کولی ها میان چشم می نشست..
دو پرنده از اتاق بیرون زدند و پریدند روی هره ی بام که شیرین خانوم زن همسایه با چشم گریان آمد تو که ببین استوار نادری چه روزوم آورده ...!
بعد کوفتگی شانه اش بیرون انداخت که ببینید ...رفت سوی در ، باز گریه کرد و برگشت و کلامی گفت و پای از حیاط بیرون گذاشت تا بخواهد دوباره چانه بجنباند من و مادرم بال زدیم و رفتیم تا ببینیم زندگی را...»
« پس از وراجی
رفته نرفته بر می گردد
زن همسایه ! »
#کاوه_گوهرین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین_نازنین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرنده خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده است.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامه کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیه ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمه انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچه گفتگو و روزنامههایی چون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبحامروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی:
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میشود:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطیاش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصصالانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرنده خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانه خوابآلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومه کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمه انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱ مهر زادروز #کاوه_گوهرین_نازنین
( زاده ۱ مهر ۱۳۳۴ اهواز) نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران
گوهرین در دهه ۵۰ با سیاوش کسرایی آشنا شد و به توصیه او، برای پیشگیری از پراکنده شدن آثار خسرو گلسرخی، اقدام به جمعآوری سرودهها و مقالات وی از میان اوراق مجلات و روزنامههای آن دوره کرد.
دفترهای شعر «ای سرزمین من» «پرنده خیس» «خستهتر از همیشه» «دستی میان دشنه و دل» «من در کجای جهان ایستادهام؟» کاملترین مجموعه اشعار گلسرخی است که به وسیله کاوه گوهرین جمعآوری شده است.
وی در کنار تحقیق و پژوهش، یکی از فعالان دوران تجدید حیات «کانون نویسندگان ایران» بود وبا عضویت در جمع مشورتی کانون، در تنظیم و تصویب اساسنامه کانون نویسندگان به همراه یارانی دیگر همچون رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، فرج سرکوهی، منصور کوشان و بسیاری دیگر تلاش فراوان کرد. به سال ۱۳۷۷ درنخستین انتخابات کانون نویسندگان برای برگزیدن هیئت دبیران موقت که در منزل خانم سیمین بهبهانی برگزار شد وی به عنوان عضو علیالبدل دبیران موقت انتخاب گردید. انتخابات بعدی که در تالار اتحادیه ناشران انجام گرفت (سال ۱۳۷۸)کاوه گوهرین به عنوان بازرس کانون از سوی اعضا برگزیده شد.
وی در سال ۲۰۰۰ میلادی، به دعوت «پارلمان جهانی نویسندگان» که مقرّ آن در بروکسل، پایتخت بلژیک است و با میزبانی بنیاد هنر آمستردام (Amsterdams fonds voor de kunst) راهی هلند گردید و سخنرانیهایی پیرامون ادبیات معاصر ایران ایراد کرد. مجموعهای از هایکوهای او با عنوان «هایکوهای ایرانی» نخستین بار در تیراژی محدود در آمستردام منتشر شد و پس از آن یک محقق و ادیب ایرانی به نام «دکتر رضا خالصی» این هایکوهارا به انگلیسی ترجمه کرد و براساس ترجمه انگلیسی، یک شاعر هلندی به نام «کلس خوفرس» (klass Govers) این هایکوها را به هلندی برگرداند. چاپ دوم این کتاب در ایران با طرحهای درخشان طراح وگرافیست عراقی «باسم الرسام» به سال ۱۳۸۱ منتشر شد.
«در سرزمین وینسنت» شعری بلند است که در واقع خاطرات دوران اقامت در هلند و دیگر کشورهای اروپایی است و دیدار با نویسندگان و شاعران غربتنشین را روایت میکند. این منظومه نیز به سال ۱۳۸۰ از سوی دو ناشر «آرویج» و «گیو» منتشر شد.
گوهرین پس از بازگشت به ایران و دیدار با اعضای کانون و هیئت دبیران منتخب، آگاهی یافت که هیئت دبیران قصد دارند با مراجعه به وزارت ارشاد و وزارت کشور خواستار ثبت رسمی کانون شوند، وی در شمار مخالفان این تفکر بود
و در خرداد ۱۳۸۱ از عضویت در کانون استعفا کرد.
از کاوه گوهرین مقالات تحقیقی، نقدها و مصاحبههای بسیاری پیرامون ادبیات ایران درنشریاتی همچون: فردای ایران، چیستا، گردون، تکاپو، معیار، آدینه، دنیای سخن، کلک، بخارا، مهرنامه، تجربه، دریچه گفتگو و روزنامههایی چون: شرق، آرمان، آریا، خرداد، صبحامروز، انتخاب و شهروند منتشر شدهاست.
همچنین وی آثار بسیاری نیز در نشریات خارج از کشور منتشر کرده که برای نمونه به نام تعدادی از این نشریات اشاره میشود: دفتر هنر، فردوسی امروز، پر، بررسی کتاب، نیمروز لندن، پژواک ایران و…
کتابشناسی:
دراین جا فهرستی از بعضی کتابهای نشر یافته وی با ذکر نام ناشر و چاپ نخست آن درج میشود:
۱. افسانه و افسون، خاطرات تقی ظهوری
۲.انتری که لوطیاش مرده بود، صادق چوبک، ویرایش و مقدمه کاوه گوهرین
۳. ای سرزمین من، دفتر اول شعرهای خسرو گلسرخی
۴. گلستان سعدی
۵. قصصالانبیا
۶. لیلی و مجنون
۷. گل نبشت آزادی
۸. پرنده خیس، دفتر دوم شعرهای گلسرخی
۹. پروانه خوابآلود، مجموعه هایکو
۱۰. تنگسیر، صادق چوبک
۱۱. خدای نامک، دفتر دوم از هایکوها،
۱۲. خستهتر از همیشه، مجموعه اشعار گلسرخی
۱۳. داستان دوستان
۱۴. در سرزمین وینسنت
۱۵. دستی میان دشنه و دل، نوشتههای پراکنده گلسرخی
۱۶. بیگزند از باد و باران، داستانها و حماسههای شاهنامه
۱۷. کشکول، شیخ بهایی
۱۸. شرح سودی برحافظ
۱۹. قصههای بهرنگ، صمد بهرنگی
۲۰. ماغ گوزن در جنگل خاموش
۲۱. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی
۲۲. من در کجای جهان ایستادهام، دفتر دوم نوشتههای گلسرخی
۲۳. منظومه کانون نویسندگان
۲۴. میعاد با خورشید، شرح غزلیات دیوان شمس
۲۵. هایکوهای ایرانی با ترجمه انگلیسی، هلندی
در دست انتشار
چنین گفت کوروش
شب تاب و ماه رنگ پریده
چقدر سینمای فردین خوب است
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity