🔴#این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود،
رندان به چپاول سر این سفره نشستند!
گفتند که چنینیم و چنانیم، دریغا،
اینها همه لالایی خواباندن ما بود!
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
رندان به چپاول سر این سفره نشستند!
گفتند که چنینیم و چنانیم، دریغا،
اینها همه لالایی خواباندن ما بود!
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮد....
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺍﯾﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑود
#ایرج_میرزا
امروز سالمرگ "ایرج میرزا" او از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮد....
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺍﯾﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑود
#ایرج_میرزا
امروز سالمرگ "ایرج میرزا" او از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هرچه کند در #حجاب کند
از او دلیل نباید خواست که #گرگ
به هردلیل که شد بره را مجاب کند
از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیرهات خطاب کند
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
چرا که هرچه کند در #حجاب کند
از او دلیل نباید خواست که #گرگ
به هردلیل که شد بره را مجاب کند
از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیرهات خطاب کند
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زندگی_نامه_ایرج_میرزا
ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال ۱۲۵۳ در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود . در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. به دربار رفت و در سال ۱۳۰۳ با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود . شاعر نمی توانست نسبت به جنبش های آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت ، عمق اندیشه و لحن افشاء و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو می شود.
ایرج میرزا نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی نمود . تا آنکه در سال ۱۳۰۵ در اثر سکته قلبی در گذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
ایرج شاعری را شغل و حرف خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود.حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد.
وی تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اعیاد واشعاری بود که جنبه ی تفنن و شوخی دوستانه داشته است.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان ، ابوالقاسم عارف ، سفری به آنجا کرد و مهمان کنلل محمد تقی خان پسیان شد ایرج که دلخوشی از عارفان نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولوله ای در شهر به راه انداخت . دوستان عارف سخت برآشفتند به وی بد گفتند و هجو کردند . مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج میرزا از عارف گله میکند و و نیش های بسیار تندی می زند ولی این مثنوی قسمت های بسیار زیبایی در مورد زن ، حجاب ، مالکان سمتکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
شنیدم در تئاتر باغ ملی
برون انداختی حمق جبلی
نمود اندر تماشا خانه ی عام
ز اندامت خریت عرض اندام
به جای بد کشاندی سخن را
بسی بی ربط خواندی این دهن را
نمی گویم چه گفتی شرمم آید
ز بی آزرمیت آزرمم اید
چنین گفتند کز ان چیز عادی
همی خوردی ولی قدری زیادی
الهی می زد آواز ترا سن
که دیگرکس نمی دیدت سر سن
ولی در بهترین جا خانه داری
که صاحب خانه جانانه داری
گواراباد مهمانی به جانت
که باشدبهتراز جان میزبانت
رشیدالقدصحیح الفعل والقول
فتاده آن طرف حتی ز لا حول
مودب با حیا ، عاقل ، فروتن
مهذبب ، پاکدل ، پاکیزه دامن
خلیق و مهربان و راست گفتار
توانا ف با توانایی ، کم آزار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#دیوان_شاعر_در_پایان_پست_تقدیم_می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زندگی_نامه_ایرج_میرزا
ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال ۱۲۵۳ در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود . در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. به دربار رفت و در سال ۱۳۰۳ با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود . شاعر نمی توانست نسبت به جنبش های آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت ، عمق اندیشه و لحن افشاء و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو می شود.
ایرج میرزا نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی نمود . تا آنکه در سال ۱۳۰۵ در اثر سکته قلبی در گذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
ایرج شاعری را شغل و حرف خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود.حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد.
وی تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اعیاد واشعاری بود که جنبه ی تفنن و شوخی دوستانه داشته است.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان ، ابوالقاسم عارف ، سفری به آنجا کرد و مهمان کنلل محمد تقی خان پسیان شد ایرج که دلخوشی از عارفان نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولوله ای در شهر به راه انداخت . دوستان عارف سخت برآشفتند به وی بد گفتند و هجو کردند . مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج میرزا از عارف گله میکند و و نیش های بسیار تندی می زند ولی این مثنوی قسمت های بسیار زیبایی در مورد زن ، حجاب ، مالکان سمتکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت میکند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
شنیدم در تئاتر باغ ملی
برون انداختی حمق جبلی
نمود اندر تماشا خانه ی عام
ز اندامت خریت عرض اندام
به جای بد کشاندی سخن را
بسی بی ربط خواندی این دهن را
نمی گویم چه گفتی شرمم آید
ز بی آزرمیت آزرمم اید
چنین گفتند کز ان چیز عادی
همی خوردی ولی قدری زیادی
الهی می زد آواز ترا سن
که دیگرکس نمی دیدت سر سن
ولی در بهترین جا خانه داری
که صاحب خانه جانانه داری
گواراباد مهمانی به جانت
که باشدبهتراز جان میزبانت
رشیدالقدصحیح الفعل والقول
فتاده آن طرف حتی ز لا حول
مودب با حیا ، عاقل ، فروتن
مهذبب ، پاکدل ، پاکیزه دامن
خلیق و مهربان و راست گفتار
توانا ف با توانایی ، کم آزار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#دیوان_شاعر_در_پایان_پست_تقدیم_می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
شعر #ایرج_میرزا که برای #سنگ_مزارش سرود:
🔴#ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
اینکه خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهانست اینجا
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طرب و مستی بود
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هر که را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زندهی من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گر چه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دلِ خاک دلم شاد کنید
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
اینکه خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهانست اینجا
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طرب و مستی بود
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هر که را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زندهی من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گر چه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دلِ خاک دلم شاد کنید
#ایرج_میرزا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اسفند سالروز درگذشت #ایرج_میرزا
( زاده پاییز ۱۲۵۳ تبریز -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ تهران ) شاعر
شاهزاده ایرج میرزا، جلال الممالک از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود. پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برده بود. وی فارسی، عربی و فرانسوی را در تبریز نزد استادانی چون محمدتقی عارف اصفهانی و نصراله بهار شیروانی آموخت. در شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. وی در سال ۱۳۰۳ سمت بازرس کل امور مالیه خراسان را رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید، بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود. او نمی توانست نسبت به جنبشهای آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت، عمق اندیشه و لحن افشا و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو میشود
ایرج نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی کرد تا آنکه در ۵۱ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد
وی شاعری را شغل و حرفه خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود، حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد. او تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اشعاری بود که جنبه تفنن و شوخی دوستانه داشت.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان، ابوالقاسم عارف، سفری به آنجا کرد و مهمان کلنل محمدتقیخان پسیان شد. ایرج که دل خوشی از عارف نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولولهای در شهر به راه انداخت. دوستان عارف سخت برآشفتند و به وی بد گفتند و او را هجو کردند. مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج از عارف گله میکند و نیشهای بسیار تندی میزند ولی این مثنوی قسمتهای بسیار زیبایی در مورد زن، حجاب، مالکان ستمکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت می کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اسفند سالروز درگذشت #ایرج_میرزا
( زاده پاییز ۱۲۵۳ تبریز -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ تهران ) شاعر
شاهزاده ایرج میرزا، جلال الممالک از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود. پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برده بود. وی فارسی، عربی و فرانسوی را در تبریز نزد استادانی چون محمدتقی عارف اصفهانی و نصراله بهار شیروانی آموخت. در شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. وی در سال ۱۳۰۳ سمت بازرس کل امور مالیه خراسان را رها کرد و به تهران آمد .
اقامت ایرج در خراسان که پنج سال به طول انجامید، بارزترین دوران کوشش ادبی وی بود. او نمی توانست نسبت به جنبشهای آزادیخواهی که در همه جای کشور پدید آمده بود بی اعتنا باشد و در اشعاری که در این زمان سرود سادگی و صمیمیت، عمق اندیشه و لحن افشا و اعتراض به طور کاملا آشکار به چشم میخورد و در این سالهاست که او را به عنوان یک شاعر بزرگ ملی می شناسند و در هنگام ورود به تهران با استقبال گرم و پرشور ادبا و شعرا و مردم عادی که اندیشه های خود را در شعر او دیده بودند روبرو میشود
ایرج نزدیک دوسال در تهران ماند و تمام وقت خود را صرف فعالیت های ادبی کرد تا آنکه در ۵۱ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت و در مقبره ظهیر الدوله به خاک سپرده شد
وی شاعری را شغل و حرفه خود قرار نداده و جز به حکم تفنن و فرمان طبع شعر نمی سرود، حتی در ابتدا از لقب فخر الشعرائی که امیر نظام به او داده بود استفاده نکرد. او تا اواسط عمر کمتر شعر گفته و اشعار او منحصر به همان قصاید و اشعاری بود که جنبه تفنن و شوخی دوستانه داشت.
در تابستان ۱۲۹۹ اندکی پس از قیام خراسان، ابوالقاسم عارف، سفری به آنجا کرد و مهمان کلنل محمدتقیخان پسیان شد. ایرج که دل خوشی از عارف نداشت مثنوی عارفانه را سرود و هنگامی که این نوشته به تهران رسید و چاپ شد ولولهای در شهر به راه انداخت. دوستان عارف سخت برآشفتند و به وی بد گفتند و او را هجو کردند. مثنوی عارفانه مشتمل بر پانصد و پانزده بیت است و در آن ایرج از عارف گله میکند و نیشهای بسیار تندی میزند ولی این مثنوی قسمتهای بسیار زیبایی در مورد زن، حجاب، مالکان ستمکار و بیچارگی دهقانان در خود دارد که اوضاع و احوال ناگوار مردم و کشور در آن روزگار را روایت می کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود،
رندان به چپاول سر این سفره نشستند!
گفتند که چنینیم و چنانیم، دریغا،
اینها همه لالایی خواباندن ما بود
#ایرج_میرزا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود،
رندان به چپاول سر این سفره نشستند!
گفتند که چنینیم و چنانیم، دریغا،
اینها همه لالایی خواباندن ما بود
#ایرج_میرزا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺳﻢ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ ؟
ﺭﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﺑﯿﺤﺎﻟﯽ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻧﺪﻧﺪ
ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ ...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺍﯾﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑود
#ایرج_میرزا
این شعر ایرج میرزا رو انگاری برای همه دورانها میشه استفاده کرد ؛
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺳﻢ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ ؟
ﺭﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﺑﯿﺤﺎﻟﯽ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻧﺪﻧﺪ
ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﯿﻢ ﺩﺭﯾﻐﺎ ...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﺧﻮﺍﺑﺎﻧﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ!
ﺍﯾﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﺰﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻤﯽ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺑود
#ایرج_میرزا
این شعر ایرج میرزا رو انگاری برای همه دورانها میشه استفاده کرد ؛
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺯ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺑﺮﺩ ﭼﯿﺰﯼ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺩﺯدِ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ٬ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺳﺖ
#ایرج_میرزا
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺯ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺑﺮﺩ ﭼﯿﺰﯼ
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺩﺯدِ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ٬ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺳﺖ
#ایرج_میرزا
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار وعقرب وآتش گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر وشاعر ورمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
شعر #ایرج_میرزا که برای #سنگ_مزارش سرود:
ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
اینکه خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهانست اینجا
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طرب و مستی بود
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هر که را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زندهی من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گر چه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دلِ خاک دلم شاد کنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
شعر #ایرج_میرزا که برای #سنگ_مزارش سرود:
ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
اینکه خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهانست اینجا
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طرب و مستی بود
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هر که را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زندهی من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گر چه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دلِ خاک دلم شاد کنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
لحظهای بیش نبود
آنچه ز عمر تو گذشت
وآنچه باقیست
به یک لحظهی دیگر گذرد...
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
لحظهای بیش نبود
آنچه ز عمر تو گذشت
وآنچه باقیست
به یک لحظهی دیگر گذرد...
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
عاشقي محنت بسيار كشيد
تا لب دجله به معشوقه رسيد
نا شده از گل رويش سيراب
كه فلك دسته گلي داد به اب
نازنين چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
ديد در روي شط آيد به شتاب
نو گلي چون گل رويش شاداب
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
خوانده بود اين مثل ان مايه ناز
كه نكويي كن ودر اب انداز
گفت به به چه گل زيباييست
لایق دست چو من رعنایی است
حيف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره ناياب او را
گفت رو تا كه زهجرم برهي
نام بي مهري بر من ننهي
مورد نيكي خواصت كردم
از غم خويش خلاصت كردم
باري ان عاشق بيچاره چو بط
دل بدريا زد وافتاد به شط
ديد ابيست گوارا ودرشت
به نشاط امد ودست از جان شست
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
عاشقي محنت بسيار كشيد
تا لب دجله به معشوقه رسيد
نا شده از گل رويش سيراب
كه فلك دسته گلي داد به اب
نازنين چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
ديد در روي شط آيد به شتاب
نو گلي چون گل رويش شاداب
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
خوانده بود اين مثل ان مايه ناز
كه نكويي كن ودر اب انداز
گفت به به چه گل زيباييست
لایق دست چو من رعنایی است
حيف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره ناياب او را
گفت رو تا كه زهجرم برهي
نام بي مهري بر من ننهي
مورد نيكي خواصت كردم
از غم خويش خلاصت كردم
باري ان عاشق بيچاره چو بط
دل بدريا زد وافتاد به شط
ديد ابيست گوارا ودرشت
به نشاط امد ودست از جان شست
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هرچه کند در #حجاب کند
از او دلیل نباید خواست که #گرگ
به هردلیل که شد بره را مجاب کند
از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیرهات خطاب کند
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هرچه کند در #حجاب کند
از او دلیل نباید خواست که #گرگ
به هردلیل که شد بره را مجاب کند
از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیرهات خطاب کند
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
🦋🦋🦋کودکانه گویی های "بهار" 🦋🦋🦋
در تاریخ ادب فارسی# مهدی قلی خان هدایت .#ایرج میرزا . #حاجی میرزا یحیی دولت آبادی .#علی اکبر صابرو....در زمینه ی شعر کودک و نوجوان آثار ارزنده ای دارند.
🦋استاد# محمد تقی بهار نیز کودکانه گویی های قابل تاملی دارد:
#"اندرز به جوانان" . #"بچه ترس" .#"تنبلی عاقبتش حمالی ست".#"رنج و گنج".# "خدا و والدین" .#"مونس پدر" و# "سرود مدرسه" از مهم ترین آنهاست.
🦋در #" سرود مدرسه" به مام میهن و ارزش های باستانی و هویت ملی به زبان ساده می پردازد:
ما همه کودکان ایرانیم
مادر خویش را نگهبانیم...
زاده ی# کوروش و# هخامنشیم
بچه ی# قارن و# نریمانیم...
ملک ایران یکی گلستانست
ما گل سرخ این گلستانیم...
کار ما ورزش است و خواندن درس
همه از تنبلی گریزانیم
چون نیاکان باستانی خویش
راستگوی و درست پیمانیم.......
مستی و کارهای بی معنی
کار ما نیست زان که انسانیم.......
حالیا بهر افتخار وطن
ما شب و روز درس می خوانیم
🦋#بهار در شعر#" خدا و والدین" به اهمیت جایگاه مادر تاکید می ورزد:
ایا کودک خوب شیرین زبان
مشو غافل از مادر مهربان.....
خدا منعم ست و مربی پدر
بود مادر از هر دو دلسوزتر
خدا را پرست و پدر را ستای
ولی جان به قربان مادر نمای
🦋در شعر#" رنج و گنج" به اهمیت و ضرورت کار و تلاش اشاره می کند:
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همی خواست خفت......
در یک تمثیل زیبا و نصیحت پدر به پسران که در زمین گنجی نهفته ست و مهر ماه باید شخم بزنید و ..... بهار رمزکاوی می کند که گنجی یافته نشد ولی در نتیجه ی کار و تلاش پسران و رنجی که کشیدند زمین سبز شد و گنج به گونه ای دیگر حاصل شد.
🦋شعر# "بچه ترس" از جای گرفتن ترس تجربه شده در دوران کودکی می گوید .
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی........
ز میدانش اگر سیمرغ بودی
به ضرب یک لگد بیرون نمودی.....
یکی روز از قضا در طرف باغی
پرید از نزد او لاغر کلاغی
خروس از بیم کرد آن گونه فریاد
که اندر خیل مرغان شورش افتاد......
پس از لختی که فارغ شد خیالش
یکی از محرمان پرسید حالش....
خروس پهلوان با ماکیان گفت
کس از یار موافق راز ننهفت
من آن روزی که بودم جوجه ای خُرد
کلاغ از پیش رویَم جوجه ای برد ....
ز عهد کودکی تا این زمانه
اگر پرّد کلاغی زآشیانه
همان وحشت شود اندر دل من
که آکنده ست در آب و گل من
فراوان در شجاعت خوانده درسم
ولی از این کلاغان بچه ترسم
و نتیجه ای که در پایان شعر آورده می شود، از ین قرارست:
چو ترسی در دل کودک مکان کرد
ببالد هر چه بالاتر رود مرد
🦋در شعری دیگر دوباره به اهمیت کار و تلاش برای رسیدن به هدف و خوشبختی می پردازد. شعر" تنبلی عاقبتش حمالی ست" با بیت آغازین:
دو نفر بچه ی مقبول و قشنگ
نام این سنجر و آن یک هوشنگ
از سرانجام دو کودک می گوید هوشنگ که با تلاش به علم و شهرت و ثروت می رسد و #سنجر که در اسباب کشی# هوشنگ حمّال وسایل او می گردد و در پایان شعر:
گفت این بر همه مردم حالی ست
تنبلی عاقبتش حمّالی ست
هر که او می کند از درس، فرار
آخرِ کار شود مفلس و خوار
🦋مهم ترین دغدغه های استاد# محمد تقی بهار در شعر های کودک خویش عاقبت ایران و کودکان ایران ست .هویت ملی .کار و تلاش و دانش اندوزی و رعایت مهم ترین اصول اخلاقی مانند:
راستگویی و وفای به عهد و پیمان و مهر ورزی و شهامت و....محور موضوعی و شالوده ی پند و پیام های کودکانه گویی های اوست.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
🦋🦋🦋کودکانه گویی های "بهار" 🦋🦋🦋
در تاریخ ادب فارسی# مهدی قلی خان هدایت .#ایرج میرزا . #حاجی میرزا یحیی دولت آبادی .#علی اکبر صابرو....در زمینه ی شعر کودک و نوجوان آثار ارزنده ای دارند.
🦋استاد# محمد تقی بهار نیز کودکانه گویی های قابل تاملی دارد:
#"اندرز به جوانان" . #"بچه ترس" .#"تنبلی عاقبتش حمالی ست".#"رنج و گنج".# "خدا و والدین" .#"مونس پدر" و# "سرود مدرسه" از مهم ترین آنهاست.
🦋در #" سرود مدرسه" به مام میهن و ارزش های باستانی و هویت ملی به زبان ساده می پردازد:
ما همه کودکان ایرانیم
مادر خویش را نگهبانیم...
زاده ی# کوروش و# هخامنشیم
بچه ی# قارن و# نریمانیم...
ملک ایران یکی گلستانست
ما گل سرخ این گلستانیم...
کار ما ورزش است و خواندن درس
همه از تنبلی گریزانیم
چون نیاکان باستانی خویش
راستگوی و درست پیمانیم.......
مستی و کارهای بی معنی
کار ما نیست زان که انسانیم.......
حالیا بهر افتخار وطن
ما شب و روز درس می خوانیم
🦋#بهار در شعر#" خدا و والدین" به اهمیت جایگاه مادر تاکید می ورزد:
ایا کودک خوب شیرین زبان
مشو غافل از مادر مهربان.....
خدا منعم ست و مربی پدر
بود مادر از هر دو دلسوزتر
خدا را پرست و پدر را ستای
ولی جان به قربان مادر نمای
🦋در شعر#" رنج و گنج" به اهمیت و ضرورت کار و تلاش اشاره می کند:
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همی خواست خفت......
در یک تمثیل زیبا و نصیحت پدر به پسران که در زمین گنجی نهفته ست و مهر ماه باید شخم بزنید و ..... بهار رمزکاوی می کند که گنجی یافته نشد ولی در نتیجه ی کار و تلاش پسران و رنجی که کشیدند زمین سبز شد و گنج به گونه ای دیگر حاصل شد.
🦋شعر# "بچه ترس" از جای گرفتن ترس تجربه شده در دوران کودکی می گوید .
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی........
ز میدانش اگر سیمرغ بودی
به ضرب یک لگد بیرون نمودی.....
یکی روز از قضا در طرف باغی
پرید از نزد او لاغر کلاغی
خروس از بیم کرد آن گونه فریاد
که اندر خیل مرغان شورش افتاد......
پس از لختی که فارغ شد خیالش
یکی از محرمان پرسید حالش....
خروس پهلوان با ماکیان گفت
کس از یار موافق راز ننهفت
من آن روزی که بودم جوجه ای خُرد
کلاغ از پیش رویَم جوجه ای برد ....
ز عهد کودکی تا این زمانه
اگر پرّد کلاغی زآشیانه
همان وحشت شود اندر دل من
که آکنده ست در آب و گل من
فراوان در شجاعت خوانده درسم
ولی از این کلاغان بچه ترسم
و نتیجه ای که در پایان شعر آورده می شود، از ین قرارست:
چو ترسی در دل کودک مکان کرد
ببالد هر چه بالاتر رود مرد
🦋در شعری دیگر دوباره به اهمیت کار و تلاش برای رسیدن به هدف و خوشبختی می پردازد. شعر" تنبلی عاقبتش حمالی ست" با بیت آغازین:
دو نفر بچه ی مقبول و قشنگ
نام این سنجر و آن یک هوشنگ
از سرانجام دو کودک می گوید هوشنگ که با تلاش به علم و شهرت و ثروت می رسد و #سنجر که در اسباب کشی# هوشنگ حمّال وسایل او می گردد و در پایان شعر:
گفت این بر همه مردم حالی ست
تنبلی عاقبتش حمّالی ست
هر که او می کند از درس، فرار
آخرِ کار شود مفلس و خوار
🦋مهم ترین دغدغه های استاد# محمد تقی بهار در شعر های کودک خویش عاقبت ایران و کودکان ایران ست .هویت ملی .کار و تلاش و دانش اندوزی و رعایت مهم ترین اصول اخلاقی مانند:
راستگویی و وفای به عهد و پیمان و مهر ورزی و شهامت و....محور موضوعی و شالوده ی پند و پیام های کودکانه گویی های اوست.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
پلنگ آمد بکشش
شیر دیدم میکشیش
پرنده اینجاست بکشش
روباه آنجاست میکشتیش
گربه خوابیده بزن بکشش
سگ پاس میکند بکشیمش
لانه مورچههاست خراب کنیم
و...و...و...
متاسفم برای امت اسلامی که جز کشتن، تباه کردن و ویران نمودن چیزی نیاموختتد و بلد نیستند.
متاسفم برای آدمهایی که:
کُشندهاند، جانستانند، بیجان میکنند، نابود کنندهاند، ویرانگرند، تباهگرند، ستمگرند و...
میبایست چه در مورد آدمها و چه درباره جانوران:
زندگیبخش باشیم.
روزی رسان باشیم.
مهربان باشیم.
هر جانداری هر جانوری همچو من و تو، حق زندگی دارد چرا که جهان و زمین هم سهم او نیز هست.
در پایان نیز برای برخیها #ایرانیت و #آدمیت را آرزوست.
ننگ و نفرین آفرینش بر حکومت ستمگر، غارتگر، ویرانگر و جنایتکار اسلامی که نابود کننده و تباه کننده است
باری
بر این پلنگ زیبای ایرانی اول گلوله واقعی شلیک کردند سپس به او دارت بیهوشی زدند.
اینجاست که #ایرج_میرزا میگوید:
ولی آخر از اول بود معلوم.
پلنگ زیبای سرزمینم به جایی که آدمها از جانوران گرفتند برای لقمه خوراکی پا نگزار. این امت تازی زاده جز کشتن و تباه کردن چیزی نیاموختند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
پلنگ آمد بکشش
شیر دیدم میکشیش
پرنده اینجاست بکشش
روباه آنجاست میکشتیش
گربه خوابیده بزن بکشش
سگ پاس میکند بکشیمش
لانه مورچههاست خراب کنیم
و...و...و...
متاسفم برای امت اسلامی که جز کشتن، تباه کردن و ویران نمودن چیزی نیاموختتد و بلد نیستند.
متاسفم برای آدمهایی که:
کُشندهاند، جانستانند، بیجان میکنند، نابود کنندهاند، ویرانگرند، تباهگرند، ستمگرند و...
میبایست چه در مورد آدمها و چه درباره جانوران:
زندگیبخش باشیم.
روزی رسان باشیم.
مهربان باشیم.
هر جانداری هر جانوری همچو من و تو، حق زندگی دارد چرا که جهان و زمین هم سهم او نیز هست.
در پایان نیز برای برخیها #ایرانیت و #آدمیت را آرزوست.
ننگ و نفرین آفرینش بر حکومت ستمگر، غارتگر، ویرانگر و جنایتکار اسلامی که نابود کننده و تباه کننده است
باری
بر این پلنگ زیبای ایرانی اول گلوله واقعی شلیک کردند سپس به او دارت بیهوشی زدند.
اینجاست که #ایرج_میرزا میگوید:
ولی آخر از اول بود معلوم.
پلنگ زیبای سرزمینم به جایی که آدمها از جانوران گرفتند برای لقمه خوراکی پا نگزار. این امت تازی زاده جز کشتن و تباه کردن چیزی نیاموختند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست
امیدی جز به سردار سپه نیست.
✍️ #ایرج_میرزا
ایرج میرزا، با آنکه خود از قاجارها و نوه پسری فتحعلیشاه بود هنگامی که فقر، ناتوانی و نبود شدن ایران در دوره قاجار به چشم میدید، راه چاره را در قدرتگیری سردار سپه، دانست و درباره تلاشهای #رضاخان برای کسب قدرت، سروده بالا را سرود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست
امیدی جز به سردار سپه نیست.
✍️ #ایرج_میرزا
ایرج میرزا، با آنکه خود از قاجارها و نوه پسری فتحعلیشاه بود هنگامی که فقر، ناتوانی و نبود شدن ایران در دوره قاجار به چشم میدید، راه چاره را در قدرتگیری سردار سپه، دانست و درباره تلاشهای #رضاخان برای کسب قدرت، سروده بالا را سرود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
#_وبا_وعبا
شنیدم که رندی به عهد قدیم
بیامد به نزدیک شخصی حکیم
بگفتا تو مردی جهاندیدهای
در اقصای عالم تو گردیدهای
بفرما که در بین نوع بشر
چه دردی بود بدتر و پر خطر
شنیدم که آن شخص نیکو نهاد
جواب سوالش بدینگونه داد
بگفتا که در بین نوع بشر
دو بیماریند پر ز شر و خطر
وبا هست اول بلایی قدر
فتد همچو آتش به نسل بشر
و بعد از وبا درد دیگر عباست
که خود عامل درد و رنج و بلاست
چو شیطان به زیر عبا پا نهاد
عبا گشت کانون جهل و فساد
عبا را کنون پرچم جهل دان
فساد و جهالت بزیرش نهان
چو حاکم شود بر دیاری عبا
در آن نشنوی غیر صوت عزا
وبا و عبا مثل یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
وبای جهالت ز زیر عباست
که خود منشا درد و رنج و بلاست
امان از عبا و امان از وبا
که شد ملت ما بدان مبتلا.
✍️ #ایرج_میرزا
به امید سرنگونی و نابود عبا و مبا و مذهب وحشی تازیان بیابانی در ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان💚🤍❤️
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
#_وبا_وعبا
شنیدم که رندی به عهد قدیم
بیامد به نزدیک شخصی حکیم
بگفتا تو مردی جهاندیدهای
در اقصای عالم تو گردیدهای
بفرما که در بین نوع بشر
چه دردی بود بدتر و پر خطر
شنیدم که آن شخص نیکو نهاد
جواب سوالش بدینگونه داد
بگفتا که در بین نوع بشر
دو بیماریند پر ز شر و خطر
وبا هست اول بلایی قدر
فتد همچو آتش به نسل بشر
و بعد از وبا درد دیگر عباست
که خود عامل درد و رنج و بلاست
چو شیطان به زیر عبا پا نهاد
عبا گشت کانون جهل و فساد
عبا را کنون پرچم جهل دان
فساد و جهالت بزیرش نهان
چو حاکم شود بر دیاری عبا
در آن نشنوی غیر صوت عزا
وبا و عبا مثل یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
وبای جهالت ز زیر عباست
که خود منشا درد و رنج و بلاست
امان از عبا و امان از وبا
که شد ملت ما بدان مبتلا.
✍️ #ایرج_میرزا
به امید سرنگونی و نابود عبا و مبا و مذهب وحشی تازیان بیابانی در ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان💚🤍❤️
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
غم مخور گر نبوَد کار جهانت به
مراد
کار دنیا به مراد دلِ دانا نشود!
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
غم مخور گر نبوَد کار جهانت به
مراد
کار دنیا به مراد دلِ دانا نشود!
#ایرج_میرزا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity