Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#رقص_تانگوی_زیبا با صدای مخملی
🎤#انریکو_ماسیاس
🎼 l'amour c'est pour Rien🎼
من همینقدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست...
#محمدعلی_بهمنی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🎤#انریکو_ماسیاس
🎼 l'amour c'est pour Rien🎼
من همینقدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست...
#محمدعلی_بهمنی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#چکامه_پارسی
بگیر دست مرا
تا تب تو را بسرایم
تو را تپندهتر از نبض واژهها بسرایم
نپرس تازه چه داری
که هر دقیقه که هر آن
بگیر دست مرا و بخواه تا بسرایم ...!
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بگیر دست مرا
تا تب تو را بسرایم
تو را تپندهتر از نبض واژهها بسرایم
نپرس تازه چه داری
که هر دقیقه که هر آن
بگیر دست مرا و بخواه تا بسرایم ...!
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ فروردین زادروز #محمد_علی_بهمنی
( زاده ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ اندیمشک ) شاعر غزلسرا
بسیاری بر این عقیدهاند که غزلهای بهمنی، وامدار سبک و سیاق نیمایوشیج است.
وی میگوید: «دو ماه به زمان تولّدم باقیمانده بود که برادرم در دزفول بیمار میشود. خانواده هم از این فرصت استفاده میکنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار بهدنیا آمدم و در شناسنامهام درج شد متولّد اندیمشک، چون دایی من در ثبت احوال آن منطقه بود، شناسنامهام را همان زمان میگیرد. البتّه زیاد آنجا نبودم، همان زمان ۱۰ روز یا یکماه را در آنجا سپری کردیم، در اصل تهرانی هستم. پدرم برای ده ونک و مادرم برای اوین است. در اصل ساکن خود بندرعباس بودیم. دوران کودکی را تهران، بخش شمیرانات، شهر ری، کرج و... بهصورت پراکنده بودیم، چون پدرم شاغل در راهآهن بود، مأموریتهای ایستگاهی داشت. از سال ۱۳۵۳ به بندرعباس رفتم.»
او در چاپخانه با فریدون مشیری که آن روزها مسئول صفحهٔ شعر و ادب هفتتار چنگ مجلۀ روشنفکر بود، آشنا شد و نخستین شعرش در سال ۱۳۳۰ زمانی که تنها ۹ سال داشت، در مجلهٔ روشنفکر به چاپ رسید. شعرهای وی از همان زمان تاکنون بهطور پراکنده در بسیاری از نشریات کشور و مجموعه شعرهای مختلف و جُنگها، انتشار یافتهاست.
او از سال ۱۳۴۵ همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و برنامهٔ صفحهٔ شعر را با همکاری شبکه استانی خلیج فارس ارائه داده است و در سال ۱۳۷۴ همکاری خود را با هفتهنامهٔ ندای هرمزگان آغاز کرد و صفحهای تحت عنوان تنفس در هوای شعر را هر هفته در پیشگاه مشتاقان خود قرار داد.
وی از سال ۱۳۵۳ ساکن بندرعباس شد، پس از انقلاب، به تهران آمد و مجدداً در سال ۱۳۶۳ به بندرعباس رفت و در حال حاضر نیز، ساکن همانجاست. بهمنی مسئول چاپخانهٔ دنیای چاپ بندرعباس و مدیر انتشارات چیچیکا (در گویش بندرعباسی به معنی قصّه) در بندرعباس است.
آثار :
باغ لال (۱۳۵۰)
در بی وزنی (۱۳۵۱)
عامیانهها (۱۳۵۵)
گیسو، کلاه، کفتر (۱۳۵۶)
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)
دهاتی (۱۳۷۷)
غزل (۱۳۷۷)
شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)
عشق است (۱۳۷۸)
نیستان (۱۳۷۹)
کاسهٔ آب دیوژن، امانم بده (۱۳۸۰)
این خانه واژههای نسوزی دارد (۱۳۸۲)
من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم (۱۳۸۸)
غزل زندگی کنیم (گزیده غزل) (۱۳۹۲)
صبح زود یه قاصدک سوار باد خنک (مجموعه شعر کودک و نوجوان) (۱۳۹۳)
چشمه ی صبح (ادبیات انتخابی توسط ۴۳ خطاط) (۱۳۹۵)
🔴#چکامه_پارسی
🔴#دوستم_داری؛
می دانم
باز دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بدانم
امروز؛ مثلِ دیروز، مرا می خواهی؟!
#محمدعلی_بهمنی
🔴#ای_هر_چه_صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو
دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو
بیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد
با آتش مان سوخته بودی همه را تو
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد
حتا شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟
دیگر نه و هرگز نه، که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا-تو، همه جا-تو، همه جا-تو
پاسخ بده از این همه مخلوق چرا من؟
تا شرح دهم از همه خلق، چرا تو
#محمد_علی_بهمنی
🔴#ساده_بگويم
نگاه زادهی علاقه است
اگر دو چشم روشن عشق
به تو نگاه می كند
تو ديگر از آن خود نيستي
زمان می گذرد و زمانه نیز هم
كودك میشوی ، جوان هستی و جوانی نمیكنی
می گذری ، پير می شوی ، ميمانی
باز هم مثل هميشه در پی گمشدهای هستی كه با تو هست و نيست
باز در پی آن علاقهی پنهان
آن نگاه هميشه تازه هستی
باز آن دو چشم روشن عشق را
در غبار بيیامان زمان ، جستجو می كنی
غافل از اينكه
او ديگر تكهای از تو شده است
سايهای خوش بر دل تو
گوشه گوشه اين خراب
سرشار از عطر نگاه توست ، عزيز
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ فروردین زادروز #محمد_علی_بهمنی
( زاده ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ اندیمشک ) شاعر غزلسرا
بسیاری بر این عقیدهاند که غزلهای بهمنی، وامدار سبک و سیاق نیمایوشیج است.
وی میگوید: «دو ماه به زمان تولّدم باقیمانده بود که برادرم در دزفول بیمار میشود. خانواده هم از این فرصت استفاده میکنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار بهدنیا آمدم و در شناسنامهام درج شد متولّد اندیمشک، چون دایی من در ثبت احوال آن منطقه بود، شناسنامهام را همان زمان میگیرد. البتّه زیاد آنجا نبودم، همان زمان ۱۰ روز یا یکماه را در آنجا سپری کردیم، در اصل تهرانی هستم. پدرم برای ده ونک و مادرم برای اوین است. در اصل ساکن خود بندرعباس بودیم. دوران کودکی را تهران، بخش شمیرانات، شهر ری، کرج و... بهصورت پراکنده بودیم، چون پدرم شاغل در راهآهن بود، مأموریتهای ایستگاهی داشت. از سال ۱۳۵۳ به بندرعباس رفتم.»
او در چاپخانه با فریدون مشیری که آن روزها مسئول صفحهٔ شعر و ادب هفتتار چنگ مجلۀ روشنفکر بود، آشنا شد و نخستین شعرش در سال ۱۳۳۰ زمانی که تنها ۹ سال داشت، در مجلهٔ روشنفکر به چاپ رسید. شعرهای وی از همان زمان تاکنون بهطور پراکنده در بسیاری از نشریات کشور و مجموعه شعرهای مختلف و جُنگها، انتشار یافتهاست.
او از سال ۱۳۴۵ همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و برنامهٔ صفحهٔ شعر را با همکاری شبکه استانی خلیج فارس ارائه داده است و در سال ۱۳۷۴ همکاری خود را با هفتهنامهٔ ندای هرمزگان آغاز کرد و صفحهای تحت عنوان تنفس در هوای شعر را هر هفته در پیشگاه مشتاقان خود قرار داد.
وی از سال ۱۳۵۳ ساکن بندرعباس شد، پس از انقلاب، به تهران آمد و مجدداً در سال ۱۳۶۳ به بندرعباس رفت و در حال حاضر نیز، ساکن همانجاست. بهمنی مسئول چاپخانهٔ دنیای چاپ بندرعباس و مدیر انتشارات چیچیکا (در گویش بندرعباسی به معنی قصّه) در بندرعباس است.
آثار :
باغ لال (۱۳۵۰)
در بی وزنی (۱۳۵۱)
عامیانهها (۱۳۵۵)
گیسو، کلاه، کفتر (۱۳۵۶)
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)
دهاتی (۱۳۷۷)
غزل (۱۳۷۷)
شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)
عشق است (۱۳۷۸)
نیستان (۱۳۷۹)
کاسهٔ آب دیوژن، امانم بده (۱۳۸۰)
این خانه واژههای نسوزی دارد (۱۳۸۲)
من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم (۱۳۸۸)
غزل زندگی کنیم (گزیده غزل) (۱۳۹۲)
صبح زود یه قاصدک سوار باد خنک (مجموعه شعر کودک و نوجوان) (۱۳۹۳)
چشمه ی صبح (ادبیات انتخابی توسط ۴۳ خطاط) (۱۳۹۵)
🔴#چکامه_پارسی
🔴#دوستم_داری؛
می دانم
باز دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بدانم
امروز؛ مثلِ دیروز، مرا می خواهی؟!
#محمدعلی_بهمنی
🔴#ای_هر_چه_صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو
دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو
بیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد
با آتش مان سوخته بودی همه را تو
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد
حتا شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟
دیگر نه و هرگز نه، که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا-تو، همه جا-تو، همه جا-تو
پاسخ بده از این همه مخلوق چرا من؟
تا شرح دهم از همه خلق، چرا تو
#محمد_علی_بهمنی
🔴#ساده_بگويم
نگاه زادهی علاقه است
اگر دو چشم روشن عشق
به تو نگاه می كند
تو ديگر از آن خود نيستي
زمان می گذرد و زمانه نیز هم
كودك میشوی ، جوان هستی و جوانی نمیكنی
می گذری ، پير می شوی ، ميمانی
باز هم مثل هميشه در پی گمشدهای هستی كه با تو هست و نيست
باز در پی آن علاقهی پنهان
آن نگاه هميشه تازه هستی
باز آن دو چشم روشن عشق را
در غبار بيیامان زمان ، جستجو می كنی
غافل از اينكه
او ديگر تكهای از تو شده است
سايهای خوش بر دل تو
گوشه گوشه اين خراب
سرشار از عطر نگاه توست ، عزيز
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
با ساعت دلم
وقت دقيق آمدن تُوست
من ايستاده ام
مانند تک درخت سر کوچه
با شاخه هايی از آغوش
با برگ هاي از بوسه..
با ساعت غرورم اما
من ايستاده ام
با شاخه هايی از تابستان
با برگ هايی از پاييز
هنگام شعله ور شدن من
هنگام شعله ور شدن تُوست
ها . . . چشم ها را می بندم
ها . . . گوش ها را می گيرم
با ساعت مشامم
اينک
وقت عبور عطر تن تُوست ...
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
با ساعت دلم
وقت دقيق آمدن تُوست
من ايستاده ام
مانند تک درخت سر کوچه
با شاخه هايی از آغوش
با برگ هاي از بوسه..
با ساعت غرورم اما
من ايستاده ام
با شاخه هايی از تابستان
با برگ هايی از پاييز
هنگام شعله ور شدن من
هنگام شعله ور شدن تُوست
ها . . . چشم ها را می بندم
ها . . . گوش ها را می گيرم
با ساعت مشامم
اينک
وقت عبور عطر تن تُوست ...
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
زخمها خیرهتر از چشم تو را میجستند
تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان
#محمدعلی_بهمنی🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
زخمها خیرهتر از چشم تو را میجستند
تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان
#محمدعلی_بهمنی🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#نقاشی
مروری برهنر #مصطفی_کیهانی
#Beautiful paintings
by #Mostafa_Keyhani
#رنگ_روغن
🔴#چکامه_پارسی
بگیر دست مرا ...
تا تب تو را بسرایم...
تو را تپندهتر از نبض واژهها بسرایم...
نپرس تازه چه داری ...
که هر دقیقه که هر آن...
بگیر دست مرا و بخواه تا بسرایم ...!
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مروری برهنر #مصطفی_کیهانی
#Beautiful paintings
by #Mostafa_Keyhani
#رنگ_روغن
🔴#چکامه_پارسی
بگیر دست مرا ...
تا تب تو را بسرایم...
تو را تپندهتر از نبض واژهها بسرایم...
نپرس تازه چه داری ...
که هر دقیقه که هر آن...
بگیر دست مرا و بخواه تا بسرایم ...!
#محمدعلی_بهمنی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
گاه تنهایی؛
تنهاتر از آن است
که دیده شود..
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
گاه تنهایی؛
تنهاتر از آن است
که دیده شود..
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سرودمت
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم
و نگران نخواندهها باشم
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
سرودمت
به همان باوری که در من بود
و شعر
حنجره ام شد
که خوش صدا باشم
و خواندمت!
که قشنگ ست
روز و شب از تو بخوانم
و نگران نخواندهها باشم
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
#محمدعلی_بهمنی
۲۷ فروردین ۱۳۲۱
۹ شهریور ۱۴۰۳
شاعر و غزلسرای ایرانی
روحش شاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
#محمدعلی_بهمنی
۲۷ فروردین ۱۳۲۱
۹ شهریور ۱۴۰۳
شاعر و غزلسرای ایرانی
روحش شاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم
باور نمیکنید، همین شعر، شاهد است
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم
باور نمیکنید، همین شعر، شاهد است
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دلم برای خودم تنگ می شود، آری!
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دلم برای خودم تنگ می شود، آری!
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
بریدههایی زیبا از پارسیسرودههای #محمدعلی_بهمنی
یاد و نامش زنده و روانش به مینو در شاد باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
بریدههایی زیبا از پارسیسرودههای #محمدعلی_بهمنی
یاد و نامش زنده و روانش به مینو در شاد باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
بریدههایی زیبا از پارسیسرودههای #محمدعلی_بهمنی
یاد و نامش زنده و روانش به مینو در شاد باد.
🪻🦋
من یک تن و او بسیار
من ساده و او عیّـار*
او میکشدم ناچار
آن سوی که شیداییست
🪻🦋
پی به راز سفرم* برد و چُنان ابر گریست
دید باز آمدنی در پی این رفتن نیست
در جهان تهی از عشق نمیمانم چون
در جهان تهی از عشق نمیباید زیست
🪻🦋
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هرشب
بدین سان خوابها را با تو زیبا میکنم هرشب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخكرده را از بیكسی «ها» میكنم هرشب
🪻🦋
امشب غزل* مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که میبردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبردهای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر
🪻🦋
بههوش باش که در خویشتن گمات نکند
هزار کوچهی این شهرک خیالی* من
هوای بیتو پریدن نداشتم آری
بهانه بود همیشه شکستهبالی من
🪻🦋
چیزی گم است در من از آرزو فراتر
مانند جان شیرین زان نیز پربها تر
گمگشتهی من ای کاش باشد تو باشی ای عشق
بر خود نمیپسندم درد از تو بیدوا تر
🪻🦋
#چکامه_پارسی
*پینوشت
عیّـار: از پارسی اَیبار (جوانمرد)
خیال: از پارسی خَیال
سفر و غزل: واژههای بیگانه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
بریدههایی زیبا از پارسیسرودههای #محمدعلی_بهمنی
یاد و نامش زنده و روانش به مینو در شاد باد.
🪻🦋
من یک تن و او بسیار
من ساده و او عیّـار*
او میکشدم ناچار
آن سوی که شیداییست
🪻🦋
پی به راز سفرم* برد و چُنان ابر گریست
دید باز آمدنی در پی این رفتن نیست
در جهان تهی از عشق نمیمانم چون
در جهان تهی از عشق نمیباید زیست
🪻🦋
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هرشب
بدین سان خوابها را با تو زیبا میکنم هرشب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخكرده را از بیكسی «ها» میكنم هرشب
🪻🦋
امشب غزل* مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که میبردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبردهای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر
🪻🦋
بههوش باش که در خویشتن گمات نکند
هزار کوچهی این شهرک خیالی* من
هوای بیتو پریدن نداشتم آری
بهانه بود همیشه شکستهبالی من
🪻🦋
چیزی گم است در من از آرزو فراتر
مانند جان شیرین زان نیز پربها تر
گمگشتهی من ای کاش باشد تو باشی ای عشق
بر خود نمیپسندم درد از تو بیدوا تر
🪻🦋
#چکامه_پارسی
*پینوشت
عیّـار: از پارسی اَیبار (جوانمرد)
خیال: از پارسی خَیال
سفر و غزل: واژههای بیگانه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
نه دروغیم، نه رویا، نه خیالیم، نه وهم
ذاتِ عشقیم که در آینهها پیدا نیست...
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
نه دروغیم، نه رویا، نه خیالیم، نه وهم
ذاتِ عشقیم که در آینهها پیدا نیست...
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من و یار و دل دیوانه
بساطی داشتیم
عقـلِ بیکار بـیامد
هـمه را بـر هـم زد
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من و یار و دل دیوانه
بساطی داشتیم
عقـلِ بیکار بـیامد
هـمه را بـر هـم زد
#محمدعلی_بهمنی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity