🔴#فقط ۲ چيز تو دنیا هست که باید نگرانش باشی:

این که ببینی سالمی یا مریضی!
اگه سالمی که نگرانی نداره...
اگه مریضی ۲ چيز هست که باید نگرانش باشی:
این که میمیری یا زنده میمونی!
اگه زنده میمونی که نگرانی نداره...
اگه میمیری ۲ چیز هست که باید نگرانش باشی:
این که میری بهشت یا جهنم!
اگه میری بهشت که نگرانی نداره!
اگه میری جهنم....
اونجا اونقدر آشنا میبینی که اصلاً جای نگرانی نیست!😐

پس هیچ چیز ارزش نگرانی نداره😁
#پس😂😂😂

#شاد باش...!😂😂😂

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به دنبال کُشتار، خون‌ریزی و خفقان حاکم بر سرزمینم، مجبور به ترک وطن شدم. از آن‌ زمان تا حال، در سفری بی‌انتها، می‌کوشم در کنار هم‌وطنانم سرود ایرانی آزاد را هم‌صدا شوم.

👤داریوش اقبالی

- فرزند طلاق بود و سالیان دراز درگیر اعتیاد. زمان شاه بیش از دو سال را به‌خاطر ترانه‌هایش در زندان به‌ سر برد. یک بار عاشق شد، سه بار ازدواج کرد و یک سال با گوگوش رابطه داشت.

پانزدهم بهمن ماه سالروز میلادِ صدایِ ملت داریوش اقبالی مبارک🌹

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#پس_از_تو

نویسنده : جوجو مویز

📝 کتاب پس از تو هم با یک حادثه شروع می شود. حادثه ای که داستان کتاب بر آن سوار است. پس از تو به هجده ماه پس از مرگ ویل برمی‌گردد. با لوئیزا در وضعیتی روبرو می‌شوید که او از طرفی با غم از دست دادن ویل و از طرف دیگر با عذاب وجدان ناشی از کمک به او برای پایان دادن به حیاتش دست و پنجه نرم می‌کند. روحیه و زندگی او بسیار آشفته و پریشان است. لوئیزا دچار افسردگی شده حال آنکه ماه‌ها قبل به ویل قول داده بود که تمام تلاش خود را بکند تا زندگی هیجان‌انگیز و شیرینی را تجربه کند. اما حالا هیچ فعالیت خاصی انجام نمی‌دهد. لوئیزا بعد از مرگ ویل اکنون به لندن آمده و در آپارتمانی زندگی می کند که با پول ویل خریده است. لوئیزا در کافه فرودگاه مشغول به کار است، مدام درگیر خاطرات ویل است و در ذهنش با او گفت‌و‌گو می‌کند. داستان به همین صورت پیش می رود تا اینکه اتفاق عجیبی در زندگی لوئیزا رخ می دهد. اتفاقی که زندگی او را به حاشیه می برد...

مسئله‌ای که جوجو مویز در کتاب پس از تو بر آن تمرکز دارد نیز توانایی انسان در بازسازی زندگی خود پس از اتفاقات غم‌انگیز و از دست دادن‌هاست. در این کتاب می‌خوانیم که لوئیزا چگونه بر اندوهی که زندگی‌اش را احاطه کرده فائق می‌آید. در این کتاب نیز همچنین اتفاقات شگفت‌انگیز زیادی می‌افتد و شخصیت‌های قدیمی در فضاهای جدیدی با هم روبرو می‌شوند.
#دو_جلد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#پسِ_پشت_مردمکانت

چندان خورشیدها منفجر شده‌اند

تا شادی عظیمت

در قاب کهنه‌ی جهان نگنجد...!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یاد_آوری_امروز

چند کلمه حرف خودمونی با اونایی که دستشون به دهنشون میرسه:

وضعیت اقتصادی خرابه
حواسمون یه کم بیشتر
به دور و برمون باشه
#میدونم
#همه_ماها_که_توی_فضای_مجازی_هستیم_
#واقعا_وضعیت_اقتصادی_خوبی_نداریم
#پس
_ سعی نکنیم همه‌ی کارارو خودمون بکنیم که پول به کارگر ندیم.
این پولا برای مایی که دستمون به دهنمون می‌رسه چیزی نیست ولی برای اونیکه تو خونه‌های مردم کار میکنه یه دنیاست.
بذاریم اونا هم یه نونی بخورند.
حتی اگه خودمون هم میتونیم انجامش بدیم از اونا کمک بگیریم.
_ اگه دوتا جوون سالم رو دیدیم که تازه مغازه باز کردند و دارند کاسبی می‌کنند موقع تخفیف گرفتن ازشون بیچاره‌شون نکنیم.
عیب نداره بذاریم یه کم بیشتر سود کنند.
میدونید چقدر اجاره باید بدن؟ بذاریم چرخ کاسبی‌شون بچرخه.
_ با اینکه الآن چند راه برای شارژ کردن سیم‌کارت اعتباریمون بلدیم، یه وقتایی بد نیست کارت شارژ رو از پیرمردی که کنار میدون یا سر چهارراه وایمیسته بخریم.
برای ما که فرقی نداره.
کمک کنیم عزتش جلوی خانواده‌ش حفظ بشه اگه نخواسته گدایی کنه.
_ حالا زیرپیراهن و جورابمون مارک نباشه هیچ اتفاقی نمیفته و بد نیست یه وقتهایی از خانم باوقاری که کنار خیابون دستفروشی می‌کنه بخریم.
_اگه مسافرت میریم از محلی‌ها خرید کنیم. بذاریم اقتصاد منطقه‌شون یه نفسی بکشه.
می‌تونیم غذامونو تو رستورانی بخوریم که واسه خانمیه که سرپرست خانواره و مثل یه مرد داره زحمت میکشه که بچه‌هاش طعم بی‌پدری رو نچشند.
عیب نداره اگه کبابش یه کوچولو سفت‌تره.
و.....
دیگه خودتون استادید.
_ در کل یه وقتهایی بد نیست انقدرهام زرنگ نباشیم بذاریم حالا که دستمون به دهنمون می‌رسه بقیه هم در کنار ما زندگیشون یه کم نرمتر بچرخه.

#بیایید_خودمون_هوای_خودمون_رو_داشته_باشیم
#وقتی_حکومت_دولت_سیاستمدارای_این_مملکت_
#دلشون_برای_هیچکس_نمیسوزه

#نمیدانم
اکربیشتر مذهبی هستی کاش #علی بود و میدید...
اگر بیشتر ملی گرا هستی کاش #کوروش بود و میدید...

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#هيچ اشكالى ندارد
احساساتى داشته باشيم
كه ديگران چيزى از آن درك نكنند...

هر كسى سفر خودش را مى‌رود!


✍️ #جوجو_مویز
📙 #پس_از_تو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#پس از اجرای لایحه حذف ۴ صفر آیت الله جنتی رسما ۱۰ ساله شد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_و_لحظه
راستش را بگويم، من با خيلى از مردها بوده‌ام. امّا به نظرم بيشترشان از ترس بود...
مى‌ترسيدم کسى نباشد تا بغلم کند. پس هيچ‌وقت نه نگفتم. همه‌اش همين. اينجور همخوابى‌ها، هيچ ارزشى ندارد. تنها کارش اين است که هر بار، تکّه ای از معناى زندگى را از بین مى‌برد.


📖 #پس_از_تاریکی
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

♏️نكات جالب روانشناسی:

💕 عاشق شدن تاثیری مشابه مصرف کوکایین بر مغز و اعصاب دارد.

💕گرفتن دست کسی که عاشقش هستید می‌تواند درد فیزیکی، همین‌طور استرس و ترس را کاهش دهد.
💕آدم‌هایی که اعتماد به نفس پایینی دارند تمایل دارند دیگران را “قضاوت” و آنها را تحقیر کنند
💕 خاطرات به مرور زمان تحریف می‌شوند.
هر انسان به‌طور متوسط حداقل یک خاطره‌ی ساختگی دارد.
💕 حدود ۸۰ درصد صحبت‌های گروهی آدم‌ها، گلایه است.
💕 افسردگی نتیجه‌ بیش ‌از حد فکر کردن است.
ذهن مشکلاتی را خلق می‌کند که حتی وجود نداشته‌اند.
💕 اگر خودتان را متقاعد کنید که خوب خوابیده‌اید، مغزتان فریب می‌خورد که شما واقعا خوب خوابیده اید.

💕 هرچه نامطمئن‌تر باشید بیش‌تر جبهه می‌گیرید و از عقایدتان دفاع می کنید
💕 امروزه سطح اضطراب یک نوجوان دبیرستانی به‌طور متوسط به اندازه‌ی یک بیمار روانی در دهه‌ی ۱۹۵۰ است.

💕آغوشی طولانی‌تر از ۲۰ ثانیه مواد شیمیائی در بدن‌تان ترشح می‌کند که باعث می‌شود به شخصی که در آغوش گرفته‌اید اعتماد کنید.
💕آدم‌ها در هنگام خستگی فیزیکی راستگوتر هستند.
◀️برای همین است که آدمها‌ در مکالمات آخر شب دست به اعتراف می‌زنند.

#پس_تا_میتونید_عشق_بورزید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#یادمان
#یاقوت
زن سرخ‌پوش یا یاقوت (متولد ۱۳۰۵) لقب زنی است که حدوداً ۳۰ سال، هر روز، ساکت و آرام با لباس، کفش، کیف و جوراب قرمز رنگ در میدان فردوسی ایستاده و انتظار می‌کشید. او تا حدود سال‌های ۶۲–۶۱ هر روز به این کار ادامه می‌داد و به گفته مردم، یک‌باره از صحنه محو شد. روایات درباره این زن زیاد است و کلاً بر این باورند که او در عشق شکست خورده بود و در انتظار معشوق گم گشته در آن مکان به انتظار می‌ایستاده‌است.
#عشق
دردرون زنهانمی میرد بلکه تقسیم می شود
عشق اول زن پدرست بعدبرادروبعدشوهر
وبعدفرزندونوه زنهابخاطرعاطفه زیادبه بیماری قلبی دچارمی شوند
چون توان وتحمل این همه عشق فقط وفقط درذات زنهاست
#پس_به_احترام_این_موجود_آسمانی_حرمتش_را_حفظ_کنیم
فرقی نمیکنداین فرشته آسمانی چه کسی هست شناختن زنها سوادمی خواهد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
راستش من با خيلى از مردها بودم. امّا به نظرم بيشترشان از ترس بود مى ‌ترسيدم کسى نباشد تا بغلم کند. پس هيچ ‌وقت نه نگفتم. همه‌اش همين. اينجور همخوابى ‌ها هيچ ارزشى ندارد. تنها کارش اين است که هر بار، تکّه ایی از معناى زندگى را از بین مى ‌برد...


#پس_از_تاریکی
#هاروکی_موراکامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#درختی_می افتد
همه متوجه صدای افتادنش می شوند
ویک جنگل رشد میکند
وکسی متوجه نمی شود
مردم اینگونه هستند
به رشدت توجه نکرده
بلکه به افتادنت توجه میکنند.

#پس_مواظب_جای_پایت_باش.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#پس از انسان،
چه کسی به گل‌ها خواهد گفت نام‌شان چیست؟
پس از انسان،
هنگام که آخرین موجود بشر از این جهان رخت بر بندد
چه کسی به گل‌ها خواهد گفت
چه اندازه زیبا هستند؟
از آن پس دیگر قلبی نخواهد بود
تا برای آنها بتپد.
پس از انسان،
چه بر سر واژه "شگفت‌انگیز"خواهد آمد؟
پس از انسان، پس از انسان
هنگام که آخرین آدم‌ها مکان‌ها را ترک گویند
چه کسی به زمین خواهد گفت
که بی همتاست
که در جهان
اوست که گل سرسبد خورشید است؟
پس تا مجالی برآیمان باقی‌ست بیائیم
بیائیم ای دوست
دیگر بار با یکدیگر بسرائیم
امروز روز را...

#استر_گرانک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#پس از آتش‌سوزی کلیسای نوتردام پاریس خانومی مسیحی در حساب توییترش نوشت: بعد از آتش‌سوزی و تخریب کلیسا، صلیب محراب از آتش محفوظ ماند... با دیدن این صحنه چطور به مسیح ایمان نمی‌آورید؟!

یکی از کاربرها در جوابش نوشت:
طلا در دمای ۱۰۶۴ درجه ذوب میشود ‌و چوب در دمای ۶۰۰ درجه میسوزد!
آیا به علم ایمان نمی‌آورید؟!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#پس_از_مرگم، بدنم را طلاکاری یا نقره کاری نکنید یا در تابوت یا چیزی همانند این مگذارید. زودتر آنرا در آغوش خاک بسپارید. آیا جایی فرخنده تر از خاک برای آرمیدن است؟! خاک مادر زیبایی هاست و دایه نیکی ها. در سراسر زندگی دوستار مردمان بوده ام؛ شاد خواهم شد که دوباره بخشی از آن

چیزی بشوم که برای مردمان خوبی فراوان ببار می آورد.

#كوروش_بزرگ

🍂🌿 امروز ٤ شهريور مصادف با زادروز داراب یا همان کوروش بزرگ و جشن شهریورگان است🌿🍂

توماس جفرسون نویسنده قانون اساسی آمریکا میگوید: وقتی مشغول نوشتن قانون اساسی آمریکا بودیم، دو الگو پیش رو داشتیم: نیکولو ماکیاولى، و کوروش هخامنشى
و ما کوروش را برگزیدیم...👌
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی

#یادمان

#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانواده‌ای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.

#خوانندگی

بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه می‌کرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان می‌رسد و اصرار می‌کنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری می‌کند؛ بالاخره اصرارها ثمر می‌دهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.

وی بیشتر به اجرای ترانه‌های پاپ مایل بود تا ترانه‌های سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانه‌های جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»

#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانه‌هایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته‌ است.

#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار هم‌زمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب می‌آمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانه‌ایی اجرا نکرده بود.

رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی به‌شمار می‌رفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقره‌ای و #رنگارنگ برنامه‌های زیادی اجرا کرده‌ است.

یکی از مشهورترین ترانه‌های رامش، ترانه #رودخونه‌ها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شده‌است؛ داستانی که کتاب آن در آن سال‌ها از کتاب‌های ممنوعه به‌شمار می آمد.

از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد می‌توان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش می‌باشد را نام برد.

طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار مانده‌است.

#رامش ترانه‌های دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کرده‌است؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین

#بازیگری

در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.

#پس_از_انقلاب

#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نام‌های #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش می‌باشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشته‌است.

او دربارهٔ کناره‌گیری اش از خوانندگی می‌گوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوش‌ها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سال‌ها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نازنین

هیچ چیزاین دنیا ارزش تو را نداردچون برایم عزیزی یادت باشد
#افکار_منفی راازخودت دورکنی
«لوئیز هی» در کتابِ «شفای درون»
می گوید: تمام بیماریهای انسان، از افکار او سرچشمه می گیرند؛ یعنی افکار ما هستند که بیماریها را در وجودمان تولید می کنند:
#تيروئيد : وجود بغضی در گلو، كه تركيده نمی شود.
#سرطان : ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است.
#ام_اس : به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است.
#بیماری_قند : بخاطر افسوس گذشته ها را خوردن است.
#سر_درد : به دلیل انتقاد از خود و دیگران است.
#زکام : بخاطر وجود آشفتگی های ذهنی است.
#درد_مفاصل : به دلیل نیاز به محبت و آغوش گرم است.
#فشار_خون : به خاطر مشکل عاطفی دراز مدتی است که حل نشده باقی مانده.
پس بیائید ذهن هایمان را پاک کرده و شستشو دهیم:
دیگران را ببخشیم، خودمان را ببخشیم، بیشتر محبت کنیم، کمتر گله و شکایت کنیم، فراوان تر بخندیم و شاد باشیم.
و بدانیم افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند و تاثیرات بسیار شگفت انگیزی از خود باقی می گذارد.

#پس_مواظب_خودت_باش

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#بخوانیم

#پیوند


به سه صورت است باطنی سببی ونسبی پیوندسببی ونسبی براحتی می گسلدبایک حرکت دست یا چشم یایک شوخی یابایک حرف گاهی اوقات چنان فاصله ای بین شما ودیگران می اندازدکه باهیچ کوه ودره ای این فاصله پرنمی شود
زیباترین پیوندپیوندباطنی ست پیوندباطنی عمیق ست چون ازقلب وروان سرچشمه می گیردهیچ حرکتی باعث فاصله افتادن بین شما ودیگران نمی شود
این پیوندناگسستنی ست عمق این پیوندباخودشما ساخته می شودوشماهستیدکه این پیوندرابزرگترمی کنیدیامی گسلید

#پس_پاسدار_پیوند_باطنی_باشید

چون براحتی بدست نیاورده اید

#Zartosht

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم 🎬

#پس_از_تمرین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#‏پس_کجایی؟

صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می‌مانم تا تاکسی مورد علاقه‌ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست‌‌های قوی و آفتاب سوخته و چشم‌های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می‌گذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح‌ها سوار ماشینش می‌شوم فقط سه چهار بار صدای بم و خش‌دارش را شنیده‌ام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش می‌کند.

ما هر روز از مسیر ثابتی می‌رویم، فقط چهارشنبه‌های آخر هر ماه راننده مسیر همیشگی‌مان را عوض می‌کند. یکی از چهارشنبه‌های آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «می‌دونم.»

دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می‌رفت و چهارشنبه‌های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می‌کرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می‌رفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت: «ببخشید الان بر می‌گردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد،

یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دست‌هایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دست‌هایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.

چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی می‌شود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او می‌گوید خانواده‌اش اجازه نمی‌دهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان می‌خواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول می‌دهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید.

چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمی‌دانست. پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبه‌های آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه» بعد گفت: «اگر ماه دیگر نیاد می‌‌میرم.»

#سروش_صحت
از مجموعه تاکسی

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃