🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
🔴#11_ژوئن_سالروز_تأسیس_کتابخانه_دانشگاه_گندی_شاپور_بزرگترین_کتابخانه_عمومی_پژوهشی جهان در دنیای باستان و #نخستین_دانشگاه_جهان


يازدهم ژوئن سال ۲۵۰ ميلادی (۲۱ خرداد) كتابخانه گُندی شاپور (جُندی شاپور در خوزستان) كه بزرگترين كتابخانه دنيای باستان و نخستين کتابخانه عمومی ـ پژوهشی جهان بشمار آورده شده است آغاز بكار كرد ولی تکميل آن تا آوریل ۲۵۲ ميلادی ادامه داشت. دانشگاهی كه در همين محل و به همين نام داير شده بود نيز ،بزرگترين مركز آموزش و پژوهش پزشكی، فلسفه (حكمت) و ادبيات دنيای قديم خوانده شده است. در اين دانشگاه استادان ايرانی، هندی، يونانی و رومی تدريس می كردند. [ البته بايد دانست كه نخستين كتابخانه ی جهان مركب از آجرك نبشته (تابلِت) در سال ۶۳۰ پيش از ميلاد توسط آشوربانيپال در شهر نينوا (شمال بين النهرين) تاسيس شده بود.]
#برزويه، دانشمند و پزشك عهد ساسانيان، از دانش آموختگان دانشگاه گُندی شاپور بود و در همانجا تدريس می كرد.
گفته اند كه در آن دانشگاه و در آن زمان، حتی عمل پيوند اعضای بدن (دست و پا و انگشتان) انجام می گرفته است!...


...شهر گندی شاپور ،پس از نزدیک به ۱۰ سال که از بنایش گذشت تبدیل به یک شهر بزرگ تجاری و سرشار از داد و ستد شد و افزون بر رونق و کار زیاد و تحرک در شهر، در بیرون شهر در مزارع، نیشکر و گندم و جو تولید می‌شد که به وسیله ی بازرگانان به سراسر ایران فرستاده می‌شد. آوازه ی رونق تجاری در شهر گندی شاپور به شهرهای مجاور و حتی به میان رودان و سوریه و لبنان رسید که در نتیجه کارگر و کارفرماهای بسیاری به سمت گندی شاپور رهسپار شدند.

پس از رونق شهر، #شاپور_یکم با درایت بالای خود، تصمیم به ساختن بنایی گرفت که می‌شود آن را نخستین دانشگاه بشر دانست. او همانطور که روش پدر را در گسیل داشتن افرادی به سرتاسر جهان باستان برای گردآوری کتابهای ایرانیان که از دوره ی اشکانیان و سلوکیان به سایر سرزمین‌ها رفته و دیگر در ایران وجود نداشتند، ادامه می‌داد، گروههایی از مترجمان را برگزید تا این کتابها را به زبان پهلوی ترجمه و در کتابخانه بزرگ گندی شاپور نگهداری کرده تا در دسترس دانش پژوهان باشد. شاپور یکم با بهره ‌برداری از دانش‌های موبدان، به ویژه در دانش پزشکی، از دانشمندان سریانی و یونانی و مصری و یهودی، از چند دانشمند چینی و هندی نیز بهره ‌مند شد. حتی از متصرفات خود در سرزمین‌های سند، سه پزشک و گیاه‌‌شناس هندی را به گندی‌‌شاپور آورد تا با پزشکان ایرانی همکاری کرده و این بخش را در حوزه‌‌های پزشکی دانشگاه گندی‌ شاپور رونق دهند. شاپور از رشد دانش فلسفه و پزشکی در غرب آگاه بود، به همین دلیل از وجود چندین دانشمند به ویژه از پزشکان همراه لژیونرها استفاده کرد و ارتباط علمی بین موبدان دانشمند و پزشکان ایرانی با آنها را فراهم کرد تا به رشد دانش کمک کند. سپس چند پزشک و دانشمند یونانی و سریانی و یهودی را از بیزانس به گندی شاپور فرا خواند و چند حوزه فلسفه و پزشکی دایر کرد. او از موبدان سراسر ایران دعوت رسمی به عمل آورد تا به گندی شاپور آیند و در جنبش فرهنگی علمی موجود شرکت کنند، به همین دلیل ده‌ها موبد دانشمند و ده‌ها آموزگار از خراسان و پارس به گندی شاپور رسیدند و در یک هم ‌زیستی فرهنگی با دانشمندان غیرایرانی همگام شده و همگی با هم به یک جنبش بزرگ علمی دست زدند. ‏پس از آماده شدن و رشد دانشگاه و در کنار آن بزرگترین کتابخانه علمی جهان باستان، گویند شاپور در اعلامیه‌‎ای که در سراسر ایران و کشورهای غیر ایرانی منتشر کرد، اعلام داشت که: درب دانشگاه گندی شاپور بر روی همه مردم سرزمین من و بر روی هر کس که شور و شوق دانشوری و دانش‌‎پژوهی در سر داشته باشد، گشوده است. همه مردم می‎توانند به دانشگاه گندی شاپوربیایند و جان و دل را با نور دانش و معرفت روشن کنند. سپس فرمان داد تا به همه‌‏ دانشجویان دانشگاه از خزانه‏ کشور مقرری کافی بدهند تا آنان با خاطری آسوده خود را از دانش و معرفت آکنده کنند و مردم جهان را از قید جهل و اسارت رهایی بخشند. بی‎تردید این پیام خردمندانه در آن روزگار تیره‌ و‌ تار که دانش‎پژوهان و دانشمندان را در کشورهای دیگر بخصوص سرزمین روم به زنجیر می‌‎کشیدند پیامی نویدبخش و شگفت‌آور بوده است. بر سر دردانشگاه گندی شاپور نوشته بوده‌اند علم برتر از ثروت و شمشیر است.‏
‏ شوربختانه این دانشگاه و کتابخانه بزرگ آن که باعث فخر هر ایرانی است، در هرج و مرجی که در پایان حکومت ساسانیان در دستگاه ایجاد شده بود، افول شدیدی داشته، بگونه‌ای که شماری از استادان ایرانی و خارجی، گندی شاپور را ترک کرده بودند و عده‌ای از ایرانیانی که در سِمَت‌های کلیدی بودند، باعث ناخشنودی استادان شدند که به آرامی به افول دستگاه‌ مدیریت دانشگاه منجر شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#درب دانشگاه گُندی شاپور بر روی همه ی مردم سرزمین من و بر روی هرکس که شور و شوق دانشوری در سر داشته باشد، گشوده است.

✍️ #شاپور_یکم
🗓 سالروز تأسیس کتابخانه _ دانشگاه #گندی_شاپور
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_پذشتگان

#میراث_آیندگان

سنگ‌نگاره خان‌تختی #ارومیه نمایانگر پیروزی‌ #ایرانیان بر روم است #اردشیر_پاپکان ساسانی و ولیعهدش #شاپور_یکم در بازگشت از فتح ارمنستان به تصویر کشیده شده‌اند و دو تن از حکمرانان ارمنی هدایایی به آنها تقدیم میکنند.

همه‌ جا نقش و نشانه از #ایرانشهر است، از تخت جمشید #شیراز تا قلعه‌های ساسانی در #مازندران، طاق کسرا در #تیسپون و تاریخ ایرانشهری که بر دل سنگ‌های #آذربایجان و بیستون #کرمانشاه و.....حک شده است.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ایرانشهر_چیست_؟ ❈

"نام باستانی: اِران‌شَتر" ❈

#ایرانشهر از واژه #ایران و شهر آمده است، شهر از شهریار می‌آید، به شاهان ایران شهریار می‌گویند، و نام #ایرانشهر توسط ساسانیان به عنوان اولین دولت‌-ملت رسمی نام‌گذاری شد، نخستن کسی که از واژه #آریایی یا #آریا در کتیبه‌اش بهره برد، #داریوش_بزرگ یکم بود و ایران را خواستگاه نژاد #آریا خواند.
همچنین در متون #زرتشت و همچنين #اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، و آن را "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درآمد و به #ایران تبدیل شد.

نام #ایران توسط سکه‌های #اردشیر_یکم ساسانی یا همان #اردشیر_پاپکان با جمله مزداپرست، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران. و نام #ایرانشهر توسط #شاپور_یکم ساسانی، و واژه #آریا توسط #داریوش_بزرگ هخامنشی به کار گرفته شد‌. و اشکانیان نیز نام #آریان را برای #ایران به کار می‌بردند.


#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#صرفا_جهت_اطلاع


آیا موبدان زرتشتی سبب ضعف #ایرانشهر ساسانی شدند؟

داستان ملال‌آور و بدون پشتوانه دخالت موبدان در سیاست و زیاده خواهی آنان از دلایل اصلی فروریزی ساسانیان و شکست از اعراب مسلمان بوده است را بسیار شنیده‌اید و چه بسا برخی از ما بدون اندکی درنگ و اندیشه، آن را برای دیگران نیز روایت می‌کنیم و خشم خود را از آخوندهای شیعه، متوجه موبدان زرتشتی در اواخر روزگار ساسانی می‌کنیم و آشکارا چون یک تنه به قاضی می‌رویم، راضی هم برمی‌گردیم.

اکنون ببینیم آیا براستی ناخشنودی مردم از کارکرد موبدان در دهه‌های پایانی ساسانیان از دلایل سرنگونی ایران ساسانی بوده است یا نه؟
در اینجا می‌کوشیم تا بر پایه متون بازمانده از دوره ساسانیان یا دفترهای پارسی برجا مانده از سده‌های نخست هجری، موبدان سرشناس آن روزگاران را شناسایی نماییم و ببینیم اصولا موبد نامداری در دهه‌های واپسین ساسانی وجود داشته است که نفوذش به ناخشنودی مردم انجامیده است یا نه؟

در زمان #اردشر_پاپکان، بنیادگذار نامدار ساسانیان، ماهان و ماهداد را از جمله موبدان زرتشتی نامدار می‌بینیم و البته تئوریسین سرشناس نظام ساسانی، تنسر را نیز پیشاپیش دیگران در فهرست داریم.
پس از #اردشیر_ساسانی و پسر شایسته‌اش، #شاپور_یکم و سپس #هرمز_یکم، دوران اوجگیری کرتیر در درازای شاهی #بهرام یکم تا #بهرام سوم رسید. موبدی که دامنه قدرتش از دایره یک موبدان موبد هم فراتر رفته بود، یکه‌تاز میدان سیاست و دین گردید.
به دلیل پیگرد مانویان، کرتیر به عنوان موبدی سختگیر توسط تاریخ نگاران غیرایرانی شناسایی شده است.

در زمان #شاپور دوم، موبدانی همچون بِهَک، مهربراز، مهرآکاوید، آدرشک، آدیابن، آذرپره، دورنامیک، پویِسن شاد، یودان ییم، نامشان در نوشتارهای تاریخی آورده شده‌اند.
دوره ۷۰ساله شاهی #شاپور دوم، روزگار تنش‌های بزرگ میان جهان زرتشتی و جهان مسیحی بود و از اینرو در مرثیه خوانی مسیحیان زیر عنوان کارنامه شهدای مسیحی نام‌های برخی از موبدان ایرانی را می‌توان یافت. دوره‌ای که حتا به تایید "کریستین سن"، بدکرداری برخی مسیحیان نسبت به زرتشتیان در ایران، برانگیزنده بیشتر خشونت‌ها و کشمکش‌های دینی بود.

چهره درخشان این دوره، "آذرپاد مهراسپندان" موبد و نویسنده سرشناس است که از وی اندرزنامه پرآوازه‌ای هم برجای مانده است. "آذربوزی" یگانه موبدی است که نامش در زمان #یزدگرد یکم که گشایش بزرگی در کار مسیحیان داده شد، آمده است.
"زروانداد" و "مهر شاپور" در زمان بهرام گور از جمله موبدان سرشناس بوده‌اند. هَمَگدین در روزگار #یزدگرد دوم، موبدان موبد بوده است. در سده ششم میلادی و به روزگار قباد یکم و فرزند نام آورش، انوشیروان، آذرفروغ بغ، آذربذ، ویه شاپور، آدرمهر، بخت آفریدو دادهرمز، نام‌شان به عنوان موبدان مطرح آورده شده است. واپسین موبدی که نامش را در روزگار #خسرو_انوشیروان در متون می‌بینیم، آزادشاد است. در این جستار، از کنار نام وزیران سرشناس روزگار ساسانیان همچون ابرسام، مهرنرسی، سوخرا و بزرگمهر می‌گذریم.

از تاریخ درگذشت انوشیروان که سال579 ترسایی است تا سال636 که جنگ قادسیه رخ می‌دهد، نام هیچ موبدی را در اسناد تاریخی نمی‌بینیم. تنها در مقدمه شاهنامه ابومنصوری اشاره‌ای به نام فرخان به عنوان موبدان موبد زمان #یزدگرد سوم، شده است. این، یعنی دقیقا در واپسین دهه‌های روزگار ساسانی، از سال579 تا 636 که نزدیک شش دهه می‌باشد، اثری از موبدانی که دارای نفوذ بوده باشند، دیده نمی‌شود چون در هیچ مدرک تاریخی، نام و نشانی از آنان یافت نمی‌شود.
چگونه موبدان موجب ناخرسندی مردم در آستانه حمله اعراب شده‌اند در حالیکه اصولا در پنجاه شصت ساله پایانی ساسانیان، موبدان به گوشه‌ای رانده شده بودند، #خسرو_پرویز داماد امپراتور بیزانس(موریس) شده بود، #شیرویه که از مادر مسیحی بود به ولیعهدی دست یافته بود، برخلاف رسم کهن ساسانیان، هیچکدام از شاهان این چند دهه پایانی پیش از تاج گذاری و بر تخت نشستن، به آتشکده شهر استخر نرفته بودند (به جز #یزدگرد سوم خردسال) و نامی از موبدی مشهور در سندی و نوشته‌ای آورده نشده است.
برخلاف ادعای معمول، از دیدگاه نگارنده این سطور، دور افتادن جامعه از نظام باوری استواری که در درازای چهار سده، کشور را آسیب ناپذیر ساخته بود و فاصله گرفتن جامعه ایرانی از ایدیولوژی ایرانی و تهی شدن از اعتقادات سنتی و ملی، راه را برای زوال روحی روانی ایرانیان هموار نمود و ما را در آستانه یورش تازیان، بی‌پدافند و ناتوان ساخت. موبدان در پنجاه سال پایانی نقشی در کشور نداشتند و همین امر، پیوند استوار دین ملی و دولت ملی را که در آن روزگاران امری بنیادین و ضروری برای پاسداری از کیان کشور و منافع ملی #ایرانشهر بود، سست و ناکارآمد نمود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity