🔴#چکامه_پارسی
من
آرام از فصل عشقبازیِ اشیا میگفتم
و قلب ساعتی که گم شده بود
کنار هستیات میزد
چه پیر شدهای میان بازوان تکیدهی من
چه تنها شدهای
ای خواب آبی
که در چشم خورشید
آرمیدهای
آیا فقط من
ترانههای فراموش را زمزمه میکنم
یا
این رسم آموختن مرگ است
که تکههای خاطره را از هر سو جمع میکند
تا باز به هر سو
پرتاب کند...
#شاپور_بنیاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
من
آرام از فصل عشقبازیِ اشیا میگفتم
و قلب ساعتی که گم شده بود
کنار هستیات میزد
چه پیر شدهای میان بازوان تکیدهی من
چه تنها شدهای
ای خواب آبی
که در چشم خورشید
آرمیدهای
آیا فقط من
ترانههای فراموش را زمزمه میکنم
یا
این رسم آموختن مرگ است
که تکههای خاطره را از هر سو جمع میکند
تا باز به هر سو
پرتاب کند...
#شاپور_بنیاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سردار_سرزمینم
🔴#شاپور_دوم_معروف_به_شکارچی_اعراب
نهمین پادشاه ساسانی، بیشترین زمانحکومت را داشت؛ وی هفتاد سال بر ایران حکومت کرد و جالب است بدانید زمانیکه در شکم مادرش بود به شاهی رسید و بزرگان تاج را بر روی شکم مادرش نهادند، بزرگ قبایل عربستان، ابن مخلب نام داشت وی در زمانیکه شاپور هفت ساله بود به ایران حمله کرد و بعد قتل و غارت فراوان، در همان جنوب ایران ۱۲۰۰۰۰ زن ومرد و کودک را به اسیری گرفت تا برده و کنیز کند، بعد چند روز راهپیمایی آذوقه آنها تمام شد و وی باکمال بیرحمی تمام آنها را گردن زد و به کشورش بازگشت.
هفت سال بعد دوباره به تصور اینکه هنوز شاپور بچه است و او میتواند با خیال راحت به غارت بپردازد، تدارک حمله به ایران را ديد. اینبار شاپور خود سرداری سپاه را برعهده گرفت و جزو معدود دفعاتی است که شاه دستور میدهد به هیچ عنوان اسیر نمیگیریم،(در این زمان شاپور ۱۴ سالهاست).شاپور سپاه عرب را بین دجله و فرات گیر انداخته دستور تخریب پلها را صادر نمود تا هیچ عربی نتواند بگریزد؟ این جنگ همانروز غروب به پایان رسید و از لشکر اعراب هیچکس سالم باقی نماند بدستور شاپور، ابنمخلب را که قدی بلند و صورتی آبله چرده بود از بین زخمیها پیدا کرده نزد وی آوردند.
شاپور علت حمله را پرسید و وی علت را گرسنگی اعراب و بچه بودن شاه عنوان کرد، شاپور به وی گفت اگر اعلام میکردید ما به شما آذوقه میدادیم! و در جواب سوال شاپور که چرا دفعه قبل اسیران را قتل عام کردید، گفت: خوراکمان رو به پایان بود و نمیتوانستیم آنها را سیر کنیم، شاپور پرسید: چرا آزادشان نکردید که بروند شاه عرب کمی درنگ کرد و در پاسخ گفت به فکرم نرسید؟! شاپور دستور داد شانههایش را سوراخ کرده و از آن طنابی گذرانده و بر سر در شهر آویختند و از آن پس دستور داد که هر عربی را در مرزهای ایران یافتند به همین روش مجازات کنند، و اینچنین شد که اعراب لقب ذوالاکتاف را به شاپور دادند. (به معنای: صاحبکتفها)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#سردار_سرزمینم
🔴#شاپور_دوم_معروف_به_شکارچی_اعراب
نهمین پادشاه ساسانی، بیشترین زمانحکومت را داشت؛ وی هفتاد سال بر ایران حکومت کرد و جالب است بدانید زمانیکه در شکم مادرش بود به شاهی رسید و بزرگان تاج را بر روی شکم مادرش نهادند، بزرگ قبایل عربستان، ابن مخلب نام داشت وی در زمانیکه شاپور هفت ساله بود به ایران حمله کرد و بعد قتل و غارت فراوان، در همان جنوب ایران ۱۲۰۰۰۰ زن ومرد و کودک را به اسیری گرفت تا برده و کنیز کند، بعد چند روز راهپیمایی آذوقه آنها تمام شد و وی باکمال بیرحمی تمام آنها را گردن زد و به کشورش بازگشت.
هفت سال بعد دوباره به تصور اینکه هنوز شاپور بچه است و او میتواند با خیال راحت به غارت بپردازد، تدارک حمله به ایران را ديد. اینبار شاپور خود سرداری سپاه را برعهده گرفت و جزو معدود دفعاتی است که شاه دستور میدهد به هیچ عنوان اسیر نمیگیریم،(در این زمان شاپور ۱۴ سالهاست).شاپور سپاه عرب را بین دجله و فرات گیر انداخته دستور تخریب پلها را صادر نمود تا هیچ عربی نتواند بگریزد؟ این جنگ همانروز غروب به پایان رسید و از لشکر اعراب هیچکس سالم باقی نماند بدستور شاپور، ابنمخلب را که قدی بلند و صورتی آبله چرده بود از بین زخمیها پیدا کرده نزد وی آوردند.
شاپور علت حمله را پرسید و وی علت را گرسنگی اعراب و بچه بودن شاه عنوان کرد، شاپور به وی گفت اگر اعلام میکردید ما به شما آذوقه میدادیم! و در جواب سوال شاپور که چرا دفعه قبل اسیران را قتل عام کردید، گفت: خوراکمان رو به پایان بود و نمیتوانستیم آنها را سیر کنیم، شاپور پرسید: چرا آزادشان نکردید که بروند شاه عرب کمی درنگ کرد و در پاسخ گفت به فکرم نرسید؟! شاپور دستور داد شانههایش را سوراخ کرده و از آن طنابی گذرانده و بر سر در شهر آویختند و از آن پس دستور داد که هر عربی را در مرزهای ایران یافتند به همین روش مجازات کنند، و اینچنین شد که اعراب لقب ذوالاکتاف را به شاپور دادند. (به معنای: صاحبکتفها)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
نوامبرسال ۲۶۰ ميلادی #شاپور_يكم ، #پادشاه_ايران از دودمان #ساسانی، در مراسمی در برابر #امپراتور_روم و #ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بسته و به زانو درآمده بودند #ايران را تنها #ابر_قدرت #جهان اعلام كرد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
نوامبرسال ۲۶۰ ميلادی #شاپور_يكم ، #پادشاه_ايران از دودمان #ساسانی، در مراسمی در برابر #امپراتور_روم و #ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بسته و به زانو درآمده بودند #ايران را تنها #ابر_قدرت #جهان اعلام كرد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#گنبد_حلبی
#شاپور_قریب
اين فيلمساز ايرانی متولد سال ۱۳۱۱ در سمنان است و فعاليت هنری خود را در سن ۱۵ سالگی با تئاتر آغاز کرد. وی سپس با دستياری جلال مقدم در فيلم «سه ديوانه» وارد سينما شد. شاپور قريب در دوران فيلمسازی خود که از سال ۱۳۴۷ آغاز شد نزديک به بيست فيلم ساخت که از معروفترين آنها می توان به «هفت تيرهای چوبی»، «ممل آمريکايی»، «دختر شاه پريون»، «رقاصه شهر»، «سايه های غم»، «بت شکن»، «خروس»، «غريبه» ، «بدنام» و «کفش های جیرجیرک دار» اشاره کرد. فيلم «بگذار زندگی کنم» که در سال ۱۳۶۵ ساخته شد يکی از پر مخاطب ترين فيلم های پس از انقلاب به شمار می رود. اين فيلم که در آن مهدی هاشمی و افسانه بايگان ايفای نقش کرده اند داستان زن و شوهری را به تصوير می کشد که طلاق گرفته اند ولی بعد با مصائب آن دست به گريبان می شوند. فيلم «بگذار زندگی کنم» به رغم اينکه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درجه «جيم» گرفت و از اکران در سينماهای ممتاز محروم بود ولی توانست به فروش بالايی دست پيدا کند.
فیلم «هفت تیرهای چوبی» نیز یکی از برجسته ترین تولیدات سینمایی ایران در حوزه کودک و نوجوان در سال های پیش از انقلاب است. وی در سال ۱۳۸۲ برای فيلم «کفش های جيرجيرک دار» برنده پروانه زرين از هيجدهمين جشنواره فيلم های کودک و نوجوان در اصفهان شده بود. آخرين اثر سينمايی شاپور قريب، يکی از اپيزودهای فيلم «ايستگاه آخر» به تهيه کنندگی عباس رافعی بود که با عنوان «ملاقات» ساخته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#گنبد_حلبی
#شاپور_قریب
اين فيلمساز ايرانی متولد سال ۱۳۱۱ در سمنان است و فعاليت هنری خود را در سن ۱۵ سالگی با تئاتر آغاز کرد. وی سپس با دستياری جلال مقدم در فيلم «سه ديوانه» وارد سينما شد. شاپور قريب در دوران فيلمسازی خود که از سال ۱۳۴۷ آغاز شد نزديک به بيست فيلم ساخت که از معروفترين آنها می توان به «هفت تيرهای چوبی»، «ممل آمريکايی»، «دختر شاه پريون»، «رقاصه شهر»، «سايه های غم»، «بت شکن»، «خروس»، «غريبه» ، «بدنام» و «کفش های جیرجیرک دار» اشاره کرد. فيلم «بگذار زندگی کنم» که در سال ۱۳۶۵ ساخته شد يکی از پر مخاطب ترين فيلم های پس از انقلاب به شمار می رود. اين فيلم که در آن مهدی هاشمی و افسانه بايگان ايفای نقش کرده اند داستان زن و شوهری را به تصوير می کشد که طلاق گرفته اند ولی بعد با مصائب آن دست به گريبان می شوند. فيلم «بگذار زندگی کنم» به رغم اينکه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درجه «جيم» گرفت و از اکران در سينماهای ممتاز محروم بود ولی توانست به فروش بالايی دست پيدا کند.
فیلم «هفت تیرهای چوبی» نیز یکی از برجسته ترین تولیدات سینمایی ایران در حوزه کودک و نوجوان در سال های پیش از انقلاب است. وی در سال ۱۳۸۲ برای فيلم «کفش های جيرجيرک دار» برنده پروانه زرين از هيجدهمين جشنواره فيلم های کودک و نوجوان در اصفهان شده بود. آخرين اثر سينمايی شاپور قريب، يکی از اپيزودهای فيلم «ايستگاه آخر» به تهيه کنندگی عباس رافعی بود که با عنوان «ملاقات» ساخته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ بهمن زادروز #شاپور_جورکش
( زاده ۱۰ بهمن ۱۳۲۹ فسا ) شاعر، مترجم، منتقد و پژوهشگر ادبی و نمایشنامهنویس
جورکش، از دانشگاه شیراز فوقلیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و تا سال ۱۳۵۸ در دانشگاه تدریس میکرد. او هماکنون گروه ترجمه شیراز را هدایت میکند و در دانشگاههای خصوصی و مراکز آموزشی به تدریس میپردازد.
فعالیت هنری:
کار او پیش از انقلاب تئاتر بود اما بعد از آنکه تئاتر در شیراز با موانعی روبهرو شد، او کار فردیتری را برای بیان و بروز انتخاب کرد، و بهسمت شعر رفت. پس از آن، ادبیات عرصه فعالیت شاپور جورکش شد. او سرپرستی کمیته تئاتر دانشگاه شیراز را از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ بهعهده داشت. تدریس در کارگاه تئاتر کودک تلویزیون مرکز شیراز از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸ از دیگر فعالیتهای او بود.
فعالیت ادبی:
معروفترین کتاب جورکش بوطیقای شعرنو نام دارد که با رویکردی جدید و تازه، شعر و شاعری نیمایوشیج را بررسی میکند. این کتاب توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است و از کاملترین کارها در زمینه شعر نیمایوشیج است. کتاب «زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت» نیز از بهترین کارهای حوزه هدایتپژوهی شناخته شده و در کنار کتاب دکتر محمد صنعتی از بهترین آثار این دوره است. این پژوهش در سال ۷۴ توسط نشر آگه به چاپ رسیده است. همین دو کتاب نقد و پژوهش کافی است تا جورکش را به عنوان پژوهشگر و منتقدی راهگشا تثبیت کند. او تاکنون دو منظومه شعر با نامهای «هوش سبز» (انتشارات نوید) و «نام دیگر دوزخ» (انتشارات آگه) به چاپ رسانده است. «دموکراسی و هنر» و «درآمدی تاریخی بر نظریههای ادبی از افلاطون تا بارت» «پست مدرنیسم» و «خفیهنگاری خشونت در سرزمین آدملتیها» از آثار این شاعر، منتقد ادبی و مترجم هستند.
تاسیس گروه ترجمه شیراز:
یکی از مهمترین فعالیتهای ادبی او تأسیس گروه ترجمه شیراز بوده است.
کنارهگیری از داوری جایزه شاملو:
دوم اسفند ۱۳۹۶ روزنامه ایران در یادداشتی به قلم جورکش از حاشیههای کنارهگیری وی از داوری جایزه شعر شاملو در سال ۱۳۹۴ خبرداد.
آثار منتشر شده:
برنامهریزی نوین: آموزش خلاق زبان از طریق بازیهای آموزشی برای: مهدکودکها، آموزشگاهها و موسسههای زبان/ نشر راهگشا / چاپ اول ۱۳۷۸
بوطیقای شعرنو: نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج/نشر ققنوس / چاپ اول ۱۳۸۳/ چاپ چهارم ۱۳۹۳
پستمدرنیسم و …/ ترجمه مشترک شاپورجورکش با مرتضی ترسلی و گلناز دواتگر/ نشرچشمه / چاپ اول ۱۳۹۴
درآمدی تاریخی بر نظریه ادبی از افلاتون تا بارت/نویسنده: ریچارد هارلند/ گروه ترجمه زیر نظر شاپورجورکش با همکاری علی معصومی، ناهید (تبریزی) سلامی/ نشر چشمه/ چاپ اول ۱۳۸۲ /چاپ ششم.
دموکراسی و هنر/آرتور ملرز، ریچارد زینمان/ مترجم: گروه ترجمه شیراز / نشر چشمه / چاپ اول ۱۳۸۵ /چاپ سوم ۱۳۹۶
زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت: نگاهینو به بوفکور و دیگر عاشقانههای هدایت/ مؤسسه انتشارات آگاه /چاپ اول ۱۳۷۷ /چاپ دوم ۱۳۷۸
نام دیگر دوزخ: یک شعر (۱۳۷۸–۱۳۶۷) مؤسسه انتشارات آگاه / چاپ سوم ۹۸
خرگوشها و ستارهها، دوزبانه
هوش سبز (۶۱–۶۳) نشر نوید شیراز / چاپ اول ۱۳۶۹
کتاب خفیهنگاری خشونت در سرزمین آدم-لتی ها که سال ۱۳۸۹ از سوی نشر آگه منتشر شده بود، در چهار روز اول به عنوان پرفروش اعلان شد و بلافاصله جمعآوری و خمیر شد.
کتاب دیگری که در چاپ سوم و در دولت نهم توقیف شد کتاب زندگی، عشق و مرگ از دید صادق هدایت: نگاهی دیگر به بوفکور و دیگر عاشقانههای هدایت است.
سومین دفتر شعر شاپور به نام سوگخند و شعرهای دیگر به یاد عمران صلاحی آماده انتشار است.
کتابهای "کارگاه شعر"، "الفبای داستان در عمل"، " تاملاتی برعرفان: تاثیرعرفان بر ناخودآگاه هنرمند ایرانی" و "شعر کودک" آثار آماده انتشار شاپور جورکش هستند.
درحال حاضر دلمشغولی جورکش پژوهشیست بر چون و چرای "فراموششدگی خویشکاری تهمینه، پس از کشته شدن سهراب به دست رستم". این پژوهش که با همکاری کیوان نریمانی انجام می شود در پی این پرسش است که چرا تهمینه، آنیمای تهمتن، که همچون خود رستم از او انتظار جنگجویی می رود، در متن اصلی شاهنامه، بسیار منفعل و بیکنش باقی میماند؟
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ بهمن زادروز #شاپور_جورکش
( زاده ۱۰ بهمن ۱۳۲۹ فسا ) شاعر، مترجم، منتقد و پژوهشگر ادبی و نمایشنامهنویس
جورکش، از دانشگاه شیراز فوقلیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت و تا سال ۱۳۵۸ در دانشگاه تدریس میکرد. او هماکنون گروه ترجمه شیراز را هدایت میکند و در دانشگاههای خصوصی و مراکز آموزشی به تدریس میپردازد.
فعالیت هنری:
کار او پیش از انقلاب تئاتر بود اما بعد از آنکه تئاتر در شیراز با موانعی روبهرو شد، او کار فردیتری را برای بیان و بروز انتخاب کرد، و بهسمت شعر رفت. پس از آن، ادبیات عرصه فعالیت شاپور جورکش شد. او سرپرستی کمیته تئاتر دانشگاه شیراز را از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ بهعهده داشت. تدریس در کارگاه تئاتر کودک تلویزیون مرکز شیراز از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸ از دیگر فعالیتهای او بود.
فعالیت ادبی:
معروفترین کتاب جورکش بوطیقای شعرنو نام دارد که با رویکردی جدید و تازه، شعر و شاعری نیمایوشیج را بررسی میکند. این کتاب توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است و از کاملترین کارها در زمینه شعر نیمایوشیج است. کتاب «زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت» نیز از بهترین کارهای حوزه هدایتپژوهی شناخته شده و در کنار کتاب دکتر محمد صنعتی از بهترین آثار این دوره است. این پژوهش در سال ۷۴ توسط نشر آگه به چاپ رسیده است. همین دو کتاب نقد و پژوهش کافی است تا جورکش را به عنوان پژوهشگر و منتقدی راهگشا تثبیت کند. او تاکنون دو منظومه شعر با نامهای «هوش سبز» (انتشارات نوید) و «نام دیگر دوزخ» (انتشارات آگه) به چاپ رسانده است. «دموکراسی و هنر» و «درآمدی تاریخی بر نظریههای ادبی از افلاطون تا بارت» «پست مدرنیسم» و «خفیهنگاری خشونت در سرزمین آدملتیها» از آثار این شاعر، منتقد ادبی و مترجم هستند.
تاسیس گروه ترجمه شیراز:
یکی از مهمترین فعالیتهای ادبی او تأسیس گروه ترجمه شیراز بوده است.
کنارهگیری از داوری جایزه شاملو:
دوم اسفند ۱۳۹۶ روزنامه ایران در یادداشتی به قلم جورکش از حاشیههای کنارهگیری وی از داوری جایزه شعر شاملو در سال ۱۳۹۴ خبرداد.
آثار منتشر شده:
برنامهریزی نوین: آموزش خلاق زبان از طریق بازیهای آموزشی برای: مهدکودکها، آموزشگاهها و موسسههای زبان/ نشر راهگشا / چاپ اول ۱۳۷۸
بوطیقای شعرنو: نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیمایوشیج/نشر ققنوس / چاپ اول ۱۳۸۳/ چاپ چهارم ۱۳۹۳
پستمدرنیسم و …/ ترجمه مشترک شاپورجورکش با مرتضی ترسلی و گلناز دواتگر/ نشرچشمه / چاپ اول ۱۳۹۴
درآمدی تاریخی بر نظریه ادبی از افلاتون تا بارت/نویسنده: ریچارد هارلند/ گروه ترجمه زیر نظر شاپورجورکش با همکاری علی معصومی، ناهید (تبریزی) سلامی/ نشر چشمه/ چاپ اول ۱۳۸۲ /چاپ ششم.
دموکراسی و هنر/آرتور ملرز، ریچارد زینمان/ مترجم: گروه ترجمه شیراز / نشر چشمه / چاپ اول ۱۳۸۵ /چاپ سوم ۱۳۹۶
زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت: نگاهینو به بوفکور و دیگر عاشقانههای هدایت/ مؤسسه انتشارات آگاه /چاپ اول ۱۳۷۷ /چاپ دوم ۱۳۷۸
نام دیگر دوزخ: یک شعر (۱۳۷۸–۱۳۶۷) مؤسسه انتشارات آگاه / چاپ سوم ۹۸
خرگوشها و ستارهها، دوزبانه
هوش سبز (۶۱–۶۳) نشر نوید شیراز / چاپ اول ۱۳۶۹
کتاب خفیهنگاری خشونت در سرزمین آدم-لتی ها که سال ۱۳۸۹ از سوی نشر آگه منتشر شده بود، در چهار روز اول به عنوان پرفروش اعلان شد و بلافاصله جمعآوری و خمیر شد.
کتاب دیگری که در چاپ سوم و در دولت نهم توقیف شد کتاب زندگی، عشق و مرگ از دید صادق هدایت: نگاهی دیگر به بوفکور و دیگر عاشقانههای هدایت است.
سومین دفتر شعر شاپور به نام سوگخند و شعرهای دیگر به یاد عمران صلاحی آماده انتشار است.
کتابهای "کارگاه شعر"، "الفبای داستان در عمل"، " تاملاتی برعرفان: تاثیرعرفان بر ناخودآگاه هنرمند ایرانی" و "شعر کودک" آثار آماده انتشار شاپور جورکش هستند.
درحال حاضر دلمشغولی جورکش پژوهشیست بر چون و چرای "فراموششدگی خویشکاری تهمینه، پس از کشته شدن سهراب به دست رستم". این پژوهش که با همکاری کیوان نریمانی انجام می شود در پی این پرسش است که چرا تهمینه، آنیمای تهمتن، که همچون خود رستم از او انتظار جنگجویی می رود، در متن اصلی شاهنامه، بسیار منفعل و بیکنش باقی میماند؟
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
#روحش_شاد_يادش_گرامی_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_محلی_گیلکی
#شاپور_جفرودی
"شاپور جفرودی" هنرمند، شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، بازیگر تئاتر و خواننده موسیقی محلی گیلان، در رشت به دنیا آمد. وی فعالیت های هنری خود را از سن ۱۶ سالگی، از طریق ایفای نقش در برنامه های تئاتر دبیرستانها، آموزش و پرورش و سپس اداره کل فرهنگ و هنر استان گیلان آغاز نمود و به مدت ده سال در سالن تئاتر گیلان، موسوم به تماشاخانه گیلان، برنامه های تئاترِ طنز و انتقادی در پیش پرده و میان پرده های تئاتر را اجرا نمود. در سال ۱۳۲۶ همزمان با اوج گیری فعالیت های هنری و تئاتر، در تماشاخانه گیلان، تیپ مستقلی از طرف ارتش، در شهر رشت تشکیل گردید. در آن زمان ارتش کشور از رادیوی اختصاصی برخوردار بود و به همین دلیل، تیپ مستقل رشت، از او خواست تا نسبت به تاسیس رادیو ارتشِ رشت، اقدام کند. با توجه به صدای گرمِ این هنرمند و تسلط وی به دستگاههای موسیقی ایرانی، در سال ۱۳۳۰ جهت همکاری با ارکستر بزرگ رادیو ایران واقع در تهران فراخوانده شد و پس از قبولی در تست صدا و شیوه های آوازخوانی، همکاری با رادیو تهران را آغاز نمود. "جفرودی"، پس از موفقیت در تست صدا و خوانندگی، برای همکاری با برنامه کارگران رادیو تهران پذیرفته شد و شروع به اجرای برنامه نمود.
پس از همکاری با "شاپور نیاکان"، فعالیت های هنری "جفرودی" مورد توجه ارکستر بزرگ رادیو ایران که در آن زمان از همکاری اساتیدِ موسیقیِ کشور، از جمله "مشیر همایون شهردار"، "حسین یاحقی"، "حبیب اله بدیعی"، "عبداله جهان پناه"، "سیروس شهردار"، "محمد میرنقیبی"، "مجید وفادار"، "فرهنگ شریف"، "احمد عبادی" و بسیاری از بزرگان موسیقی کشور بهره می برد، قرار گرفت. در این دوران، سبک ترانه های "جفرودی" به سمت موسیقی اصیل ایرانی گرایید و در دوران همکاری با ارکستر بزرگ رادیو تهران، ترانه های متعددی از جمله "گل بهار"، "مهتاب شبان"، "بیاد او"، "باغچه"، "برگ گل"، "جشن گل"، "خنده سحر"، "چشم عاشقان"، "عالیه"، "دل بیقرار" ، "پیک آرزو" را اجرا نمود. در آن زمان، افرادی مانند "بهرام شمس"، "همایون خرم"، "امیر ناصر افتتاح"، "انوشیروان روحانی"، "پرویز یاحقی"، "جهانگیر ملک" و "جلال ذوالفنون" که بعد ها خود، از اساتید موسیقی کشور شدند، در ارکستر بزرگ رادیو ایران با "جفرودی" همکاری داشته اند.
دوران شکوفایی فعالیتهای هنری "جفرودی" در رادیو تهران به سالهای ۱۳۳۰ الی ۱۳۴۰ برمی گردد که ترانه سرایانِ مشهوری از جمله "تورج نگهبان"، "بیژن ترقی"، "تیمورتاش" ، "شهدی لنگرودی"، "ابوالقاسم حالت"، "محمود پاینده" و "جعفر مهرداد" (شاعر ترانه ی گل پامچال) برای وی شعر سروده اند. در سال ۱۳۳۴ برنامه گلها به همت "داود پیرنیا" در رادیو تهران آغاز به کار کرد. "شاپور جفرودی" به واسطه صدای زیبا و تسلطش بر موسیقی اصیل ایرانی، یکی از خوانندگانی است که به برنامه فاخرِ گلها دعوت شده و با آن همکاری کرده است. "جفرودی" در گلهای صحرایی شماره ۲۵ و دو برنامه در یک شاخه گلِ شماره های ۵۱ و ۶۵ با همکاری استاد "احمد عبادی" دارد که به زبان محلی گیلکی اجرا شده است.
در سالهای بعد، وی به پیشنهاد استاد "حبیب اله بدیعی" بیش از هفتاد ترانه محلی به صورت تک صدایی و دو صدایی با "خانم شمس" (همسر شادروان "حبیب اله بدیعی")، "یاسمین"، "ناهید سرافراز" و "عمیمی نژاد"، اجرا نمود که به شدت مورد توجه مردم گیلان نیز، قرار گرفت. ترانه های محلی "جفرودی" به ویژه "جان مریم"، "در زندی"، "لالایی"، "دل بیقرار"، "پیک آرزو" و "پاییز گیلان" به شدت مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفت. "شاپور جفرودی" در سیزدهم خرداد سال ۱۳۸۳ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.
#روحش_شاد_يادش_گرامی_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_پذشتگان
#میراث_آیندگان
سنگنگاره خانتختی #ارومیه نمایانگر پیروزی #ایرانیان بر روم است #اردشیر_پاپکان ساسانی و ولیعهدش #شاپور_یکم در بازگشت از فتح ارمنستان به تصویر کشیده شدهاند و دو تن از حکمرانان ارمنی هدایایی به آنها تقدیم میکنند.
همه جا نقش و نشانه از #ایرانشهر است، از تخت جمشید #شیراز تا قلعههای ساسانی در #مازندران، طاق کسرا در #تیسپون و تاریخ ایرانشهری که بر دل سنگهای #آذربایجان و بیستون #کرمانشاه و.....حک شده است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_پذشتگان
#میراث_آیندگان
سنگنگاره خانتختی #ارومیه نمایانگر پیروزی #ایرانیان بر روم است #اردشیر_پاپکان ساسانی و ولیعهدش #شاپور_یکم در بازگشت از فتح ارمنستان به تصویر کشیده شدهاند و دو تن از حکمرانان ارمنی هدایایی به آنها تقدیم میکنند.
همه جا نقش و نشانه از #ایرانشهر است، از تخت جمشید #شیراز تا قلعههای ساسانی در #مازندران، طاق کسرا در #تیسپون و تاریخ ایرانشهری که بر دل سنگهای #آذربایجان و بیستون #کرمانشاه و.....حک شده است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم
#شاپور_دوم_معروف به شکارچی اعراب
نهمین پادشاه ساسانی، بیشترین زمانحکومت را داشت؛ وی هفتاد سال بر ایران حکومت کرد و جالب است بدانید زمانیکه در شکم مادرش بود به شاهی رسید و بزرگان تاج را بر روی شکم مادرش نهادند، بزرگ قبایل عربستان، ابن مخلب نام داشت وی در زمانیکه شاپور هفت ساله بود به ایران حمله کرد و بعد قتل و غارت فراوان، در همان جنوب ایران 120000 زن ومرد و کودک را به اسیری گرفت تا برده و کنیز کند، بعد چند روز راهپیمایی آذوقه آنها تمام شد و وی باکمال بیرحمی تمام آنها را گردن زد و به کشورش بازگشت.
هفت سال بعد دوباره به تصور اینکه هنوز شاپور بچه است و او میتواند با خیال راحت به غارت بپردازد، تدارک حمله به ایران را دید. اینبار شاپور خود سرداری سپاه را برعهده گرفت و جزو معدود دفعاتی است که شاه دستور میدهد به هیچ عنوان اسیر نمیگیریم، (در این زمان شاپور 14 سالهاست) . شاپور سپاه عرب را بین دجله و فرات گیر انداخته دستور تخریب پلها را صادر نمود تا هیچ عربی نتواند بگریزد؟ این جنگ همانروز غروب به پایان رسید و از لشکر اعراب هیچکس سالم باقی نماند بدستور شاپور، ابنمخلب را که قدی بلند و صورتی آبله چرده بود از بین زخمیها پیدا کرده نزد وی آوردند.
شاپور علت حمله را پرسید و وی علت را گرسنگی اعراب و بچه بودن شاه عنوان کرد، شاپور به وی گفت اگر اعلام میکردید ما به شما آذوقه میدادیم! و در جواب سوال شاپور که چرا دفعه قبل اسیران را قتل عام کردید، گفت: خوراکمان رو به پایان بود و نمیتوانستیم آنها را سیر کنیم، شاپور پرسید: چرا آزادشان نکردید که بروند شاه عرب کمی درنگ کرد و در پاسخ گفت به فکرم نرسید؟! شاپور دستور داد شانههایش را سوراخ کرده و از آن طنابی گذرانده و بر سر در شهر آویختند و از آن پس دستور داد که هر عربی را در مرزهای ایران یافتند به همین روش مجازات کنند، و اینچنین شد که اعراب لقب ذوالاکتاف را به شاپور دادند. (به معنای: صاحبکتفها)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سردار_سرزمینم
#شاپور_دوم_معروف به شکارچی اعراب
نهمین پادشاه ساسانی، بیشترین زمانحکومت را داشت؛ وی هفتاد سال بر ایران حکومت کرد و جالب است بدانید زمانیکه در شکم مادرش بود به شاهی رسید و بزرگان تاج را بر روی شکم مادرش نهادند، بزرگ قبایل عربستان، ابن مخلب نام داشت وی در زمانیکه شاپور هفت ساله بود به ایران حمله کرد و بعد قتل و غارت فراوان، در همان جنوب ایران 120000 زن ومرد و کودک را به اسیری گرفت تا برده و کنیز کند، بعد چند روز راهپیمایی آذوقه آنها تمام شد و وی باکمال بیرحمی تمام آنها را گردن زد و به کشورش بازگشت.
هفت سال بعد دوباره به تصور اینکه هنوز شاپور بچه است و او میتواند با خیال راحت به غارت بپردازد، تدارک حمله به ایران را دید. اینبار شاپور خود سرداری سپاه را برعهده گرفت و جزو معدود دفعاتی است که شاه دستور میدهد به هیچ عنوان اسیر نمیگیریم، (در این زمان شاپور 14 سالهاست) . شاپور سپاه عرب را بین دجله و فرات گیر انداخته دستور تخریب پلها را صادر نمود تا هیچ عربی نتواند بگریزد؟ این جنگ همانروز غروب به پایان رسید و از لشکر اعراب هیچکس سالم باقی نماند بدستور شاپور، ابنمخلب را که قدی بلند و صورتی آبله چرده بود از بین زخمیها پیدا کرده نزد وی آوردند.
شاپور علت حمله را پرسید و وی علت را گرسنگی اعراب و بچه بودن شاه عنوان کرد، شاپور به وی گفت اگر اعلام میکردید ما به شما آذوقه میدادیم! و در جواب سوال شاپور که چرا دفعه قبل اسیران را قتل عام کردید، گفت: خوراکمان رو به پایان بود و نمیتوانستیم آنها را سیر کنیم، شاپور پرسید: چرا آزادشان نکردید که بروند شاه عرب کمی درنگ کرد و در پاسخ گفت به فکرم نرسید؟! شاپور دستور داد شانههایش را سوراخ کرده و از آن طنابی گذرانده و بر سر در شهر آویختند و از آن پس دستور داد که هر عربی را در مرزهای ایران یافتند به همین روش مجازات کنند، و اینچنین شد که اعراب لقب ذوالاکتاف را به شاپور دادند. (به معنای: صاحبکتفها)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#ایرانشهر علاوه بر نام و پهنهی کشور ساسانی و نوشته شده در کتیبه #شاپور_اول ساسانی و یا گستردگی ایران بزرگ در دوران #کوروش_بزرگ و ادامهی آن در هخامنشیان و اشکانیان، #ابوریحان_بیرونی نیز از دانشمندان ایرانی در ۱۰۰۰ هزار سال پیش در کتاب #التفهیم نیز تاکید به نام ایران بزرگ یا #ایرانشهر دارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#ایرانشهر علاوه بر نام و پهنهی کشور ساسانی و نوشته شده در کتیبه #شاپور_اول ساسانی و یا گستردگی ایران بزرگ در دوران #کوروش_بزرگ و ادامهی آن در هخامنشیان و اشکانیان، #ابوریحان_بیرونی نیز از دانشمندان ایرانی در ۱۰۰۰ هزار سال پیش در کتاب #التفهیم نیز تاکید به نام ایران بزرگ یا #ایرانشهر دارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
گرامی باد، ۱۳۵مین زادروز #استاد_ابراهیم_پورداوود.
اگر پرسی ز کیش پورداوود،
جوان پارسی ایران پرستد.
خوشه از راستی درودنم آرزوست
گویی از همگان ربودنم آرزوست،
به سان ایرانیان به گاه ساسانیان
زند و اوستا به دست سرودنم آرزوست،
سپیدهدم بیدرنگ روی به آتشکده
راه نیاکان خویش نمودنم آرزوست
از سر پیمان و مهر آذر افروختن
تیرگی اهریمن زدودنم آرزوست،
خدای جان آفرین فرشتگان مهین
پیمبر راستین ستودنم آرزوست،
همیشه اندیشه نیک هماره کردار نیک
هر دم گفتار نیک شنودنم آرزوست،
زمانه باستان دری ز مینو جهان
بروی ایرانیان گشودنم آرزوست.
✍️ #ابراهیم_پورداوود
زنده یاد پورداوود، ستاره درخشان ادب و فرهنگ باستانی ایران، یک ایرانپرست راستین و یکی از انگشت شمار وزنههای جنبش روشنفکری، بیداری و خودآگاهی ملی در ایران رضاشاه بزرگ بود که همهی زندگی خویش را صرف شناساندن فرهنگ راستین ایرانی و زنده ساختن هویت و خودآگاهی ملی ایرانیان کرد.
روان پاکش شاد و نام بزرگش زنده و یاد والایش گرامی و راهش پُر رهرو و رهروان آزادهاش پیروز باد.
✍️ #شاپور_سورنپهلو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
گرامی باد، ۱۳۵مین زادروز #استاد_ابراهیم_پورداوود.
اگر پرسی ز کیش پورداوود،
جوان پارسی ایران پرستد.
خوشه از راستی درودنم آرزوست
گویی از همگان ربودنم آرزوست،
به سان ایرانیان به گاه ساسانیان
زند و اوستا به دست سرودنم آرزوست،
سپیدهدم بیدرنگ روی به آتشکده
راه نیاکان خویش نمودنم آرزوست
از سر پیمان و مهر آذر افروختن
تیرگی اهریمن زدودنم آرزوست،
خدای جان آفرین فرشتگان مهین
پیمبر راستین ستودنم آرزوست،
همیشه اندیشه نیک هماره کردار نیک
هر دم گفتار نیک شنودنم آرزوست،
زمانه باستان دری ز مینو جهان
بروی ایرانیان گشودنم آرزوست.
✍️ #ابراهیم_پورداوود
زنده یاد پورداوود، ستاره درخشان ادب و فرهنگ باستانی ایران، یک ایرانپرست راستین و یکی از انگشت شمار وزنههای جنبش روشنفکری، بیداری و خودآگاهی ملی در ایران رضاشاه بزرگ بود که همهی زندگی خویش را صرف شناساندن فرهنگ راستین ایرانی و زنده ساختن هویت و خودآگاهی ملی ایرانیان کرد.
روان پاکش شاد و نام بزرگش زنده و یاد والایش گرامی و راهش پُر رهرو و رهروان آزادهاش پیروز باد.
✍️ #شاپور_سورنپهلو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ایرانشهر_چیست_؟ ❈
"نام باستانی: اِرانشَتر" ❈
#ایرانشهر از واژه #ایران و شهر آمده است، شهر از شهریار میآید، به شاهان ایران شهریار میگویند، و نام #ایرانشهر توسط ساسانیان به عنوان اولین دولت-ملت رسمی نامگذاری شد، نخستن کسی که از واژه #آریایی یا #آریا در کتیبهاش بهره برد، #داریوش_بزرگ یکم بود و ایران را خواستگاه نژاد #آریا خواند.
همچنین در متون #زرتشت و همچنين #اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، و آن را "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درآمد و به #ایران تبدیل شد.
نام #ایران توسط سکههای #اردشیر_یکم ساسانی یا همان #اردشیر_پاپکان با جمله مزداپرست، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران. و نام #ایرانشهر توسط #شاپور_یکم ساسانی، و واژه #آریا توسط #داریوش_بزرگ هخامنشی به کار گرفته شد. و اشکانیان نیز نام #آریان را برای #ایران به کار میبردند.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ایرانشهر_چیست_؟ ❈
"نام باستانی: اِرانشَتر" ❈
#ایرانشهر از واژه #ایران و شهر آمده است، شهر از شهریار میآید، به شاهان ایران شهریار میگویند، و نام #ایرانشهر توسط ساسانیان به عنوان اولین دولت-ملت رسمی نامگذاری شد، نخستن کسی که از واژه #آریایی یا #آریا در کتیبهاش بهره برد، #داریوش_بزرگ یکم بود و ایران را خواستگاه نژاد #آریا خواند.
همچنین در متون #زرتشت و همچنين #اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، و آن را "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درآمد و به #ایران تبدیل شد.
نام #ایران توسط سکههای #اردشیر_یکم ساسانی یا همان #اردشیر_پاپکان با جمله مزداپرست، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران. و نام #ایرانشهر توسط #شاپور_یکم ساسانی، و واژه #آریا توسط #داریوش_بزرگ هخامنشی به کار گرفته شد. و اشکانیان نیز نام #آریان را برای #ایران به کار میبردند.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فرتور
#فرتور(عکس): سنگنبشتهی داریوش هخامنشی در سوئز مسر(مصر) که در آن از دریای پارس نام برده است.
#دریای_پارس 🌊
من یکی از نژاد توفانم
شهروند نجیب ایرانم
روی گورم سرود «ای ایران»
بی تو ای خاک پاک ویرانم
آریایی است بند بند تنم
پیش از این گفته بودمت جانم
پارس نام نژاد پاک من است
بر همین باورم که شادانم
هرچه خواهی بخوان مرا اینک
ناسپاسم و یا مسلمانم
با خدای خودم نیایشهاست
مانده پیمانی از نیاکانم
خاک میهن به کوه زر ندهم
هست اینها نشان ایمانم
هرکه نامت خلیج پارس نگفت
سخت میسوزمش که سوزانم
آب چشمان ماست این رودآب*
چکهچکهست شیرهی جانم
تشنه مانیم تا شود دریا
گل سراسر شود بیابانم
آن که نامت به یاوه گفت عربی
آتش افکنده در نیستانم
راحت و خواب از سرش ببرم
بی هراسم، بگو نترسانم
گر به کیش تو آمدم روزی
چون خودت از نژاد شیطانم
#شاپور_پساوند
*رودآب = دریای پارس
#خلیج_فارس #خلیج_پارس #شاخاب_پارس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#فرتور
#فرتور(عکس): سنگنبشتهی داریوش هخامنشی در سوئز مسر(مصر) که در آن از دریای پارس نام برده است.
#دریای_پارس 🌊
من یکی از نژاد توفانم
شهروند نجیب ایرانم
روی گورم سرود «ای ایران»
بی تو ای خاک پاک ویرانم
آریایی است بند بند تنم
پیش از این گفته بودمت جانم
پارس نام نژاد پاک من است
بر همین باورم که شادانم
هرچه خواهی بخوان مرا اینک
ناسپاسم و یا مسلمانم
با خدای خودم نیایشهاست
مانده پیمانی از نیاکانم
خاک میهن به کوه زر ندهم
هست اینها نشان ایمانم
هرکه نامت خلیج پارس نگفت
سخت میسوزمش که سوزانم
آب چشمان ماست این رودآب*
چکهچکهست شیرهی جانم
تشنه مانیم تا شود دریا
گل سراسر شود بیابانم
آن که نامت به یاوه گفت عربی
آتش افکنده در نیستانم
راحت و خواب از سرش ببرم
بی هراسم، بگو نترسانم
گر به کیش تو آمدم روزی
چون خودت از نژاد شیطانم
#شاپور_پساوند
*رودآب = دریای پارس
#خلیج_فارس #خلیج_پارس #شاخاب_پارس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صرفا_جهت_اطلاع
آیا موبدان زرتشتی سبب ضعف #ایرانشهر ساسانی شدند؟
داستان ملالآور و بدون پشتوانه دخالت موبدان در سیاست و زیاده خواهی آنان از دلایل اصلی فروریزی ساسانیان و شکست از اعراب مسلمان بوده است را بسیار شنیدهاید و چه بسا برخی از ما بدون اندکی درنگ و اندیشه، آن را برای دیگران نیز روایت میکنیم و خشم خود را از آخوندهای شیعه، متوجه موبدان زرتشتی در اواخر روزگار ساسانی میکنیم و آشکارا چون یک تنه به قاضی میرویم، راضی هم برمیگردیم.
اکنون ببینیم آیا براستی ناخشنودی مردم از کارکرد موبدان در دهههای پایانی ساسانیان از دلایل سرنگونی ایران ساسانی بوده است یا نه؟
در اینجا میکوشیم تا بر پایه متون بازمانده از دوره ساسانیان یا دفترهای پارسی برجا مانده از سدههای نخست هجری، موبدان سرشناس آن روزگاران را شناسایی نماییم و ببینیم اصولا موبد نامداری در دهههای واپسین ساسانی وجود داشته است که نفوذش به ناخشنودی مردم انجامیده است یا نه؟
در زمان #اردشر_پاپکان، بنیادگذار نامدار ساسانیان، ماهان و ماهداد را از جمله موبدان زرتشتی نامدار میبینیم و البته تئوریسین سرشناس نظام ساسانی، تنسر را نیز پیشاپیش دیگران در فهرست داریم.
پس از #اردشیر_ساسانی و پسر شایستهاش، #شاپور_یکم و سپس #هرمز_یکم، دوران اوجگیری کرتیر در درازای شاهی #بهرام یکم تا #بهرام سوم رسید. موبدی که دامنه قدرتش از دایره یک موبدان موبد هم فراتر رفته بود، یکهتاز میدان سیاست و دین گردید.
به دلیل پیگرد مانویان، کرتیر به عنوان موبدی سختگیر توسط تاریخ نگاران غیرایرانی شناسایی شده است.
در زمان #شاپور دوم، موبدانی همچون بِهَک، مهربراز، مهرآکاوید، آدرشک، آدیابن، آذرپره، دورنامیک، پویِسن شاد، یودان ییم، نامشان در نوشتارهای تاریخی آورده شدهاند.
دوره ۷۰ساله شاهی #شاپور دوم، روزگار تنشهای بزرگ میان جهان زرتشتی و جهان مسیحی بود و از اینرو در مرثیه خوانی مسیحیان زیر عنوان کارنامه شهدای مسیحی نامهای برخی از موبدان ایرانی را میتوان یافت. دورهای که حتا به تایید "کریستین سن"، بدکرداری برخی مسیحیان نسبت به زرتشتیان در ایران، برانگیزنده بیشتر خشونتها و کشمکشهای دینی بود.
چهره درخشان این دوره، "آذرپاد مهراسپندان" موبد و نویسنده سرشناس است که از وی اندرزنامه پرآوازهای هم برجای مانده است. "آذربوزی" یگانه موبدی است که نامش در زمان #یزدگرد یکم که گشایش بزرگی در کار مسیحیان داده شد، آمده است.
"زروانداد" و "مهر شاپور" در زمان بهرام گور از جمله موبدان سرشناس بودهاند. هَمَگدین در روزگار #یزدگرد دوم، موبدان موبد بوده است. در سده ششم میلادی و به روزگار قباد یکم و فرزند نام آورش، انوشیروان، آذرفروغ بغ، آذربذ، ویه شاپور، آدرمهر، بخت آفریدو دادهرمز، نامشان به عنوان موبدان مطرح آورده شده است. واپسین موبدی که نامش را در روزگار #خسرو_انوشیروان در متون میبینیم، آزادشاد است. در این جستار، از کنار نام وزیران سرشناس روزگار ساسانیان همچون ابرسام، مهرنرسی، سوخرا و بزرگمهر میگذریم.
از تاریخ درگذشت انوشیروان که سال579 ترسایی است تا سال636 که جنگ قادسیه رخ میدهد، نام هیچ موبدی را در اسناد تاریخی نمیبینیم. تنها در مقدمه شاهنامه ابومنصوری اشارهای به نام فرخان به عنوان موبدان موبد زمان #یزدگرد سوم، شده است. این، یعنی دقیقا در واپسین دهههای روزگار ساسانی، از سال579 تا 636 که نزدیک شش دهه میباشد، اثری از موبدانی که دارای نفوذ بوده باشند، دیده نمیشود چون در هیچ مدرک تاریخی، نام و نشانی از آنان یافت نمیشود.
چگونه موبدان موجب ناخرسندی مردم در آستانه حمله اعراب شدهاند در حالیکه اصولا در پنجاه شصت ساله پایانی ساسانیان، موبدان به گوشهای رانده شده بودند، #خسرو_پرویز داماد امپراتور بیزانس(موریس) شده بود، #شیرویه که از مادر مسیحی بود به ولیعهدی دست یافته بود، برخلاف رسم کهن ساسانیان، هیچکدام از شاهان این چند دهه پایانی پیش از تاج گذاری و بر تخت نشستن، به آتشکده شهر استخر نرفته بودند (به جز #یزدگرد سوم خردسال) و نامی از موبدی مشهور در سندی و نوشتهای آورده نشده است.
برخلاف ادعای معمول، از دیدگاه نگارنده این سطور، دور افتادن جامعه از نظام باوری استواری که در درازای چهار سده، کشور را آسیب ناپذیر ساخته بود و فاصله گرفتن جامعه ایرانی از ایدیولوژی ایرانی و تهی شدن از اعتقادات سنتی و ملی، راه را برای زوال روحی روانی ایرانیان هموار نمود و ما را در آستانه یورش تازیان، بیپدافند و ناتوان ساخت. موبدان در پنجاه سال پایانی نقشی در کشور نداشتند و همین امر، پیوند استوار دین ملی و دولت ملی را که در آن روزگاران امری بنیادین و ضروری برای پاسداری از کیان کشور و منافع ملی #ایرانشهر بود، سست و ناکارآمد نمود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صرفا_جهت_اطلاع
آیا موبدان زرتشتی سبب ضعف #ایرانشهر ساسانی شدند؟
داستان ملالآور و بدون پشتوانه دخالت موبدان در سیاست و زیاده خواهی آنان از دلایل اصلی فروریزی ساسانیان و شکست از اعراب مسلمان بوده است را بسیار شنیدهاید و چه بسا برخی از ما بدون اندکی درنگ و اندیشه، آن را برای دیگران نیز روایت میکنیم و خشم خود را از آخوندهای شیعه، متوجه موبدان زرتشتی در اواخر روزگار ساسانی میکنیم و آشکارا چون یک تنه به قاضی میرویم، راضی هم برمیگردیم.
اکنون ببینیم آیا براستی ناخشنودی مردم از کارکرد موبدان در دهههای پایانی ساسانیان از دلایل سرنگونی ایران ساسانی بوده است یا نه؟
در اینجا میکوشیم تا بر پایه متون بازمانده از دوره ساسانیان یا دفترهای پارسی برجا مانده از سدههای نخست هجری، موبدان سرشناس آن روزگاران را شناسایی نماییم و ببینیم اصولا موبد نامداری در دهههای واپسین ساسانی وجود داشته است که نفوذش به ناخشنودی مردم انجامیده است یا نه؟
در زمان #اردشر_پاپکان، بنیادگذار نامدار ساسانیان، ماهان و ماهداد را از جمله موبدان زرتشتی نامدار میبینیم و البته تئوریسین سرشناس نظام ساسانی، تنسر را نیز پیشاپیش دیگران در فهرست داریم.
پس از #اردشیر_ساسانی و پسر شایستهاش، #شاپور_یکم و سپس #هرمز_یکم، دوران اوجگیری کرتیر در درازای شاهی #بهرام یکم تا #بهرام سوم رسید. موبدی که دامنه قدرتش از دایره یک موبدان موبد هم فراتر رفته بود، یکهتاز میدان سیاست و دین گردید.
به دلیل پیگرد مانویان، کرتیر به عنوان موبدی سختگیر توسط تاریخ نگاران غیرایرانی شناسایی شده است.
در زمان #شاپور دوم، موبدانی همچون بِهَک، مهربراز، مهرآکاوید، آدرشک، آدیابن، آذرپره، دورنامیک، پویِسن شاد، یودان ییم، نامشان در نوشتارهای تاریخی آورده شدهاند.
دوره ۷۰ساله شاهی #شاپور دوم، روزگار تنشهای بزرگ میان جهان زرتشتی و جهان مسیحی بود و از اینرو در مرثیه خوانی مسیحیان زیر عنوان کارنامه شهدای مسیحی نامهای برخی از موبدان ایرانی را میتوان یافت. دورهای که حتا به تایید "کریستین سن"، بدکرداری برخی مسیحیان نسبت به زرتشتیان در ایران، برانگیزنده بیشتر خشونتها و کشمکشهای دینی بود.
چهره درخشان این دوره، "آذرپاد مهراسپندان" موبد و نویسنده سرشناس است که از وی اندرزنامه پرآوازهای هم برجای مانده است. "آذربوزی" یگانه موبدی است که نامش در زمان #یزدگرد یکم که گشایش بزرگی در کار مسیحیان داده شد، آمده است.
"زروانداد" و "مهر شاپور" در زمان بهرام گور از جمله موبدان سرشناس بودهاند. هَمَگدین در روزگار #یزدگرد دوم، موبدان موبد بوده است. در سده ششم میلادی و به روزگار قباد یکم و فرزند نام آورش، انوشیروان، آذرفروغ بغ، آذربذ، ویه شاپور، آدرمهر، بخت آفریدو دادهرمز، نامشان به عنوان موبدان مطرح آورده شده است. واپسین موبدی که نامش را در روزگار #خسرو_انوشیروان در متون میبینیم، آزادشاد است. در این جستار، از کنار نام وزیران سرشناس روزگار ساسانیان همچون ابرسام، مهرنرسی، سوخرا و بزرگمهر میگذریم.
از تاریخ درگذشت انوشیروان که سال579 ترسایی است تا سال636 که جنگ قادسیه رخ میدهد، نام هیچ موبدی را در اسناد تاریخی نمیبینیم. تنها در مقدمه شاهنامه ابومنصوری اشارهای به نام فرخان به عنوان موبدان موبد زمان #یزدگرد سوم، شده است. این، یعنی دقیقا در واپسین دهههای روزگار ساسانی، از سال579 تا 636 که نزدیک شش دهه میباشد، اثری از موبدانی که دارای نفوذ بوده باشند، دیده نمیشود چون در هیچ مدرک تاریخی، نام و نشانی از آنان یافت نمیشود.
چگونه موبدان موجب ناخرسندی مردم در آستانه حمله اعراب شدهاند در حالیکه اصولا در پنجاه شصت ساله پایانی ساسانیان، موبدان به گوشهای رانده شده بودند، #خسرو_پرویز داماد امپراتور بیزانس(موریس) شده بود، #شیرویه که از مادر مسیحی بود به ولیعهدی دست یافته بود، برخلاف رسم کهن ساسانیان، هیچکدام از شاهان این چند دهه پایانی پیش از تاج گذاری و بر تخت نشستن، به آتشکده شهر استخر نرفته بودند (به جز #یزدگرد سوم خردسال) و نامی از موبدی مشهور در سندی و نوشتهای آورده نشده است.
برخلاف ادعای معمول، از دیدگاه نگارنده این سطور، دور افتادن جامعه از نظام باوری استواری که در درازای چهار سده، کشور را آسیب ناپذیر ساخته بود و فاصله گرفتن جامعه ایرانی از ایدیولوژی ایرانی و تهی شدن از اعتقادات سنتی و ملی، راه را برای زوال روحی روانی ایرانیان هموار نمود و ما را در آستانه یورش تازیان، بیپدافند و ناتوان ساخت. موبدان در پنجاه سال پایانی نقشی در کشور نداشتند و همین امر، پیوند استوار دین ملی و دولت ملی را که در آن روزگاران امری بنیادین و ضروری برای پاسداری از کیان کشور و منافع ملی #ایرانشهر بود، سست و ناکارآمد نمود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity