🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#اولین_سالگرد_درگذشت

#داریوش_شایگان

من زندگی روتینی دارم. حدود چهل سال است که تنها زندگی می کنم. شب ها دیر می خوابم و صبح هم دیر از خواب بیدار می شوم. صبح ها 45 دقیقه در خانه ورزش می کنم تا بدنم راه بیفتد. ورزش خاصی هم نمی کنم. همین جا توی پذیرایی، راه می روم و دور می زنم؛ نیم ساعت. پانزده دقیقه هم ورزش پا و کمر می کنم.

آشپز دارم که هفته ای دو روز می آید غذا می پزد و من ظهرها، بخشی از همان غذا را گرم می کنم و می خورم. خیلی کم غذا می خورم. یک آقایی هم هر روز از ساعت هفت صبح می آید و خانه را تمیز می کند و خریدی اگر باشد انجام می دهد و ساعت دوازده ظهر می رود. شامم هم همیشه یک تکه نان و پنیر است با چایی شیرین. برای سیگار کشیدنم هم کوپن گذاشته ام. یک جعبه سیگار برمی دارم و هر روز صبح، ده نخ سیگار توی آن می گذارم که کوپن آن روزم است. گاهی تقلب می کنم اما نه همیشه. بعد از این که بیست سال قبل سکته قلبی کردم حواسم هست که زیاد سیگار نکشم. بعد هم می روم به سراغ کتاب ها و کارهایم.

حقیقت را باید گفت. یادتان هست چند وقت قبل گفتم روشنفکران نسل من گند زده اند و خیلی به ایران صدمه زده اند. به مذاق خیلی ها خوش نیامد. نمی دانم چرا این جا، روشنفکران ما دوست دارند مدام به دیگران بد و بی راه بگویند. انگار که خودشان قدیس اند. من دلیلی برای فحاشی به دیگران نمی بینم. اصلا ما روشنفکران همیشه غر می زنیم. همیشه ناراضی هستیم. قبل از انقلاب روشنفکران ما عموما در دانشگاه یا در سازمان برنامه استخدام بودند و حدود هفت- هشت هزار تومان هم حقوق می گرفتند. موسسات علمی – پژوهشی هم راه افتاده بود و همین مقدار هم از این موسسات می گرفتند. اما مدام غر می زدند. هویت بازی را روشنفکران نسل من راه انداختند. قدرت تحلیل نداشتند که پول نفت زیاد شده و زیر بنای ایران آن پول را نمی کشد. یک میلیون کارگر متخصص خارجی در ایران وجود داشت. یادم هست شرکت شایگان که تاسیس شده در دوره ی رضا شاهی است، در شمال پروژه ای باید برای نیروی دریایی می ساخت و ما مهندس ایرانی نداشتیم و اگر هم بود حقوقش ماهانه 35 هزار تومان بود. ما هشت مهندس سوئیسی با ماهی 25 هزار تومان استخدام کردیم. من آدم خوش شانسی در زندگی بودم. از زندگی خودم راضی ام و با زندگی دیگران هم کاری ندارم. غصه ای اگر دارم و دل نگرانی ای، برای ایران است. تنها غصه ای که می خورم غصه ی ایران است.

#نگاهی به فلسفه‌ی #خیام

از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷

این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است
گوری‌ست که خوابگاه صد بهرام است

به عبارت دیگر، جهان گورگاهی‌ست عظیم، کارگاهی‌ست که در آن از خاک رفتگان قالب‌های تازه می‌سازند. اما قالب‌هایی که به طرزی خستگی‌ناپذیر بازتولید همان الگوها و همان وضعیت‌های پیشین هستند. از همین روست که خیام جهان را «کهنه رباط» و «صحرای عدم» می‌خواند. یا بزمی گسترده می‌داند که بر سر آن گدایان و شاهان خاک شده گرد می‌آیند و به عبارت دیگر سراسر نمایشی اندوهبار است میان دو عدم.

نمایشی که در آن هیچ چیز معنایی ندارد. نه بهشتی هست، نه دوزخی، نه معادی و نه بازگشتی به اصل و نه هیچ چیز دیگر. در اینجا خیام به ضرب ایجازی کوبنده و با بصیرتی انعطاف‌ناپذیر همه توهمات متافیزیکی را که انسان در طی اعصار و قرون ساخته و پرداخته، ویران می‌کند.(ص 54)

از جمله‌ی رفتگان این راه دراز
باز آمده‌ای کو که به ما گوید راز؟

هان! بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی‌آیی باز

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#داریوش_شایگان 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ بهمن زادروز #داریوش_شایگان

( زادهٔ ۱۳ بهمن ۱۳۱۳ در تهران – درگذشتهٔ ۲ فروردین ۱۳۹۷ در تهران) فیلسوف و نویسنده


داریوش شایگان، هندشناس و اندیشمند معاصر، بیشتر آثارش به زبان فرانسه و در حوزهٔ فلسفهٔ تطبیقی بود. پدرش بازرگان ایرانی و مادرش از اهالی گرجستان بود. وی به مدرسهٔ کاتولیک «سن‌لویی» که دروسش به زبان فرانسه تدریس می‌شد رفت و بعد از آن برای تحصیل به خارج از کشور عزیمت کرد و با اخذ درجه دکترا در رشته هندشناسی در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و به تحقیقات خود پیرامون ادیان به‌ویژه ادیان هندی ادامه داد. خواهر وی یگانه شایگان نیز استاد فلسفه بود که در سال ۱۳۸۶ درگذشت. داریوش شایگان از جمله فیلسوفانی بود که نثر فرانسه وی در کتاب‌های درسی فرانسه چاپ می‌شود.

کتاب‌ها:
آسیا در برابر غرب
ادیان و مکتب‌های فلسفی هند در ۲ جلد
تصوف و هندوئیسم (آیین هندو و عرفان اسلامی بر مبنای کتاب مجمع البحرین نوشته داراشکوه ترجمه به فارسی توسط جمشید ارجمند)
افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار، ترجمه فاطمه ولیانی
زیر آسمان‌های جهان، گفتگوی رامین جهانبگلو و شایگان، ترجمه نازی عظیما
بت‌های ذهنی و خاطره‌های ازلی، انتشارات امیرکبیر
سرزمین سراب‌ها
انقلاب دینی چیست؟
آمیزش افق‌ها
بینش اساطیری، نشر اساطیر
پنج اقلیم حضور، نشر فرهنگ معاصر
در جستجوی فضاهای گمشده، نشر فرزان روز
نگاه شکسته، ترجمه علیرضا منافزاده، نشر فرزان روز
جنون هشیاری (ترجمه)، نوشته ایو بونفوا، مؤسسه فرهنگی پژوهشی نشر نظر، ۱۳۹۴
فانوس جادویی زمان، نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۹۶
از کران تا کران، از دریا به دریا، اشعار داریوش شایگان، ترجمه از فرانسه به فارسی: گلنار گلناریان، نشر شهاب ثاقب، ۱۳۹۷.
داریوش شایگان در ۸۳ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#داریوش_شایگان 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ فروردین سالروز درگذشت #داریوش_شایگان

( زادهٔ ۱۳ بهمن ۱۳۱۳ در تهران – درگذشتهٔ ۲ فروردین ۱۳۹۷ در تهران) فیلسوف و نویسنده

داریوش شایگان، هندشناس و اندیشمند معاصر، بیشتر آثارش به زبان فرانسه و در حوزهٔ فلسفهٔ تطبیقی بود. پدرش بازرگان ایرانی و مادرش از اهالی گرجستان بود. وی به مدرسهٔ کاتولیک «سن‌لویی» که دروسش به زبان فرانسه تدریس می‌شد رفت و بعد از آن برای تحصیل به خارج از کشور عزیمت کرد و با اخذ درجه دکترا در رشته هندشناسی در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و به تحقیقات خود پیرامون ادیان به‌ویژه ادیان هندی ادامه داد. خواهر وی یگانه شایگان نیز استاد فلسفه بود که در سال ۱۳۸۶ درگذشت. داریوش شایگان از جمله فیلسوفانی بود که نثر فرانسه وی در کتاب‌های درسی فرانسه چاپ می‌شود.

کتاب‌ها:
آسیا در برابر غرب
ادیان و مکتب‌های فلسفی هند در ۲ جلد
تصوف و هندوئیسم (آیین هندو و عرفان اسلامی بر مبنای کتاب مجمع البحرین نوشته داراشکوه ترجمه به فارسی توسط جمشید ارجمند)
افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار، ترجمه فاطمه ولیانی
زیر آسمان‌های جهان، گفتگوی رامین جهانبگلو و شایگان، ترجمه نازی عظیما
بت‌های ذهنی و خاطره‌های ازلی، انتشارات امیرکبیر
سرزمین سراب‌ها
انقلاب دینی چیست؟
آمیزش افق‌ها
بینش اساطیری، نشر اساطیر
پنج اقلیم حضور، نشر فرهنگ معاصر
در جستجوی فضاهای گمشده، نشر فرزان روز
نگاه شکسته، ترجمه علیرضا منافزاده، نشر فرزان روز
جنون هشیاری (ترجمه)، نوشته ایو بونفوا، مؤسسه فرهنگی پژوهشی نشر نظر، ۱۳۹۴
فانوس جادویی زمان، نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۹۶
از کران تا کران، از دریا به دریا، اشعار داریوش شایگان، ترجمه از فرانسه به فارسی: گلنار گلناریان، نشر شهاب ثاقب، ۱۳۹۷.
داریوش شایگان در ۸۳ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز؛ به روزِ پیروز وفرخ،
#ارد از ماه بهمن به سال
#۳۷۵۸ مزديسنى،
#خورشیدی☀️
۱۳۹۹/۱۱/۱۹
یکشنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۹
#میلادی
2021-02-07
Sunday - 2021 07 February

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را

نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم

نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم

بی هویتی
اکنون
هویت ماست!

#داریوش_شایگان

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبتها♒️

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


✈️روز نیروی هوایی

💃🏻#روز_جهانی_رقص_باله

✉️روز فرستادن نامه برای دوستان

☄️اوج سالانه بارش شهابی آلفا قنطورسی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

رویدادها👁🗨

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌀۱۳۴۹ خ- حمله به پاسگاه سیاهکل در شهر سیاهکل توسط چریک‌های فدایی خلق

🌀۱۳۴۹ خ- مدرسه عالی علوم قضائی و اداری در قم تأسیس شد.

🌀۱۳۵۰ خ-شیخ احمد بن علی آل ثانی امیرقطر وارد ایران شد.

🌀۱۸۵۱ م- انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران این روزنامه به کوشش امیرکبیر منتشر شد.

🌀۱۹۱۵ م- آغاز نبردهای زمستانی مازوری در کنار دریاچه مازوری لهستان بین ارتش آلمان و ارتش روسیه

🌀۱۹۴۲ م- آغاز فرمانروایی دیکتاتوری ویدکون کیسلینگ سیاستمدار دست‌نشاندهٔ آلمان بر نروژ

🌀۱۹۶۴ م- با ورود بیتل‌ها به ایالات متحده پدیدهٔ تهاجم بریتانیا در عالم موسیقی آغاز شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

زادروزها💚

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍀۱۳۰۹ خ- شادیه بازیگر و خوانندهٔ مصری.

🍀۱۳۴۳ خ- افشین قطبی مربی فوتبال.

🍀۱۳۴۷ خ- شیوا رز بازیگر آمریکایی فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی

🍀۱۳۶۱ خ- حامد همایون خواننده و آهنگساز ایرانی

🍀۱۳۶۷ خ- حدیث میرامینی بازیگر اهل ایران

🍀۱۴۷۸ م- تامس مور حقوقدان، نویسنده، فیلسوف اجتماعی، سیاستمدار، و انسان‌گرای دوران نوزایش انگلیسی.

🍀۱۸۱۲ م- چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی، خالق دیوید کاپرفیلد آرزوهای بزرگ و الیور توئیست

🍀۱۸۷۷ م- گادفری هارولد هاردی ریاضیدان انگلیسی، صاحب آثاری در زمینه آنالیز ریاضی و نظریه اعداد

🍀۱۹۷۸ م- زادروز اشتون کوچر بازیگر آمریکایی.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

درگذشتگان🖤

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۱۳۶۰ خ- کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی در یک خانهٔ تیمی سازمان مجاهدین خلق در تهران به دست پاسداران ج‌اا

🍂۱۳۷۴ خ- سیاوش کسرایی شاعر ایرانی

🍂۱۳۸۴ خ- علی فلسفی خطیب و مجتهد ایرانی

🍂۱۳۹۶ خ- فریده صابری هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون ایران

🍂۱۷۹۹ م- امپراتور چیان‌لونگ ششمین امپراتور دودمان چینگ

🍂۱۹۷۹ م- یوزف منگله پزشک، انسان‌شناس و افسر آلمانی.

🍂۱۹۹۹ م- ملک حسین پادشاه اردن (وی به دنبال ترور پدر بزرگش و بعد از پدر در ۱۸ سالگی به پادشاهی رسیده بود)

🍂۲۰۰۷ م- آلن مک‌دایارمید شیمیدان نیوزلندی، برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۰۰ به همراه آلن هیگر و هیدکی شیریکاوا


🌸🍂🌸@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر

نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را

نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم

نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم

بی هویتی
اکنون
هویت ماست!

#داریوش_شایگان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را

نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم

نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم

بی هویتی
اکنون
هویت ماست!

#داریوش_شایگان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#یادمان

#شاهرخ_مسکوب


◻️مسکوب اقلیم حضور بود

سخنرانی دکتر #داریوش_شایگان در مراسم بزرگداشت شاهرخ‌ مسکوب
خانه‌ هنرمندان، هفتم اردیبهشت 1384


قرار نبود در این‌ جلسه‌ سخنرانی‌ کنم ولی چون دوست نزدیک شاهرخ بودم وظیفه خود دانستم چند کلمه‌ای بگویم. دوستی من‌ و شاهرخ برمی‌گردد به سالهای 40. ولی بعد از انقلاب که من در فرانسه‌ مقیم شدم شاهرخ خیلی‌ زود‌ به من ملحق شد و در مؤسسه اسماعیلی با هم همکار شدیم. هشت سال با هم همکار بودیم، هر روز همدیگر را می‌دیدیم و من در این مدّت فرصت یافتم که شاهرخ را‌ از نزدیک بشناسم. با آثارش کم و بیش آشنا بودم ولی شخصیت شاهرخ خیلی فراتر از آثارش بود.

می‌خواهم در اینجا قصه‌ای را بگویم که شاید این مطلب را روشن کند. سالها‌ قبل‌ از انقلاب من با #روبرتو_روسلینی فیلم‌ساز معروف ایتالیایی آشنا شدم و ما بارها همدیگر را در پاریس ملاقات می‌کردیم. طبیعتاً آدم وقتی با روسلینی صحبت می‌کند، موضوع سینما پیش‌ می‌آید‌ و دیگر فیلم‌سازان ایتالیایی.
روسلینی علاقه زیادی به فدریکو فلینی داشت و می‌گفت: فلینی، در گذشته زیر دست او بوده و به او بسیار وفادار مانده است. هر وقت که فیلمی می‌سازد‌ فوری‌ تلفن می‌کند و می‌گوید روبرتو بیا فیلم مرا ببین و نظر خودت را بده. در پاسخ به روسلینی، گفتم: می‌دانم که فیلم‌های فلینی بی‌نظیر هستند ولی خود فلینی چگونه آدمی است؟ گفت: خودش‌ از‌ فیلم‌هایش بزرگتر است.

همین مطلب درباره شاهرخ مسکوب نیز صادق است؛
شاهرخ از آثارش بسیار بزرگتر بود‌.
تعریف‌ شخصیت‌ چند‌وجهی شاهرخ کار آسانی نیست، او شبیه‌ روشنفکرانی‌ که می‌شناختم نبود. چون روشنفکران موجودات عجیب و غریبی هستند هم خیلی خود‌شیفته‌اند و هم نفسی متورم دارند.
شاهرخ به‌ عکس‌ بسیار‌ متواضع بود و غذای روح را به نفس امّاره نمی‌داد. روشنفکر‌ بود ولی ادای روشنفکری در نمی‌آورد، در ضمن داعیه درویشی هم که بیماری ملی ماست و همه تظاهر‌ به‌ درویشی‌ می‌کنند، نداشت. با اینهمه آدم بسیار بی‌نیازی بود، به نظرم از‌ سعه‌ی‌ صدر برخوردار بود و استغنا داشت، ولی زندگی را هم خیلی دوست داشت و از لذایذ آن متمتع‌ بود‌.

فکر‌ می‌کنم اگر بخواهیم تیپولوژی شاهرخ را روشن کنیم باید بگوییم که شاهرخ‌ یک‌ فرد‌ حماسی بود، چندی پیش با یکی از خویشان مسکوب صحبت شد، او می‌گفت شاهرخ‌ در‌ واقع‌ شبیه #بیهقی است. او راست می‌گفت شاهرخ بیشتر به قهرمانان حماسی شاهنامه شباهت داشت‌، به‌ یک اعتبار رفتار و کردارش را می‌توان گفت حماسی بود. به آیین جوانمردی اعتقاد‌ داشت‌.
با‌ صفت بودن، معرفت داشتن، نجیب بودن برایش ارزش‌های اساسی بودند. او آدمی بسیار اخلاقی‌ بود‌. فوق‌العاده صراحت لهجه داشت بی‌آنکه خشن و پرخاشگر باشد؛ انعطاف‌ناپذیر بود ولی متعصب نه‌؛ با‌ شهامت‌ بود ولی بی‌گدار به آب نمی‌زد. شاهرخ فوق‌العاده با گذشت و منصف بود و می‌کوشید در قضاوت‌ تعادل‌ را حفظ کند و حق کسی را ضایع نکند. ولی آنچه بیش از‌ هر‌ چیز‌ شاهرخ را برای دوستانش دلپذیر می‌کرد و همه را مجذوب و شیفته خود، هاله حضوری بود که‌ از‌ تمام‌ وجودش می‌تراوید. شاهرخ حضوری بسیار نافذ داشت و من هر وقت یاد او‌ می‌افتم‌ و دوستانش را می‌بینم متوجه می‌شوم که چقدر، همه تحت تاثیر سجایای اخلاقی او بوده‌ایم.
شاهرخ در‌ واقع‌ یک "اقلیم حضور " بود، و من هر وقت یاد او می‌افتم بی‌درنگ جمله‌ای‌ کوتاه‌ انگلیسی به ذهنم خطور می‌کند که شکسپیر‌ در‌ نمایشنامه‌ی ‌«هنری پنجم» در جایی به کار بسته‌ است:

A little touch of harry in the night
یعنی شمه‌ای از حضور هرّی در‌ شب‌.

و این موضوع به جنگ صد‌ ساله‌ انگلیس و فرانسه‌ اشاره‌ دارد‌، قوای انگلیس وارد «نور ماندی» شده‌اند‌ و تمام‌ شهسواران فرانسوی در مقابل قوای مهاجم تجمع کرده‌اند و تعدادشان هم بیشتر است‌ و هم‌ سلاحهایشان مهلک‌تر. انگلیسی‌ها احساس ضعف می‌کنند‌ و معلوم نیست که در‌ این‌ کارزار پیروز شوند. هرّی پادشاه‌ انگلیس‌ شبانه خیمه به خیمه راه می‌افتاد و با تک‌تک سربازها حرف می‌زد و آنها را‌ دلداری‌ می‌دهد و حضور این پادشاه دلسوز‌ در‌ فضای‌ شب تاریک موج‌ می‌زند‌. و اینجاست که شکسپیر می‌گوید‌ تک‌تک‌ سربازان شمه‌ای از حضورش را در شب احساس می‌کردند.
شاهرخ اینچنین موجودی است. شاهرخ‌ هم‌ حضورش در این جلسه موج می‌زند‌ و ما‌ آنرا با‌ تمام‌ وجود‌ هم‌ اکنون در اینجا‌ احساس می‌کنیم. چقدر خوشحالم که شاهرخ به ایران بازگشت. برای اینکه 25 سال از لحاظ‌ جغرافیایی‌ در فرانسه می‌زیست ولی ذهناً در‌ ایران‌ بود‌ و در‌ همان‌ پستویی که حسن‌ کامشاد‌ به آن اشاره کرد، زندگی می‌کرد، به آن فضای محقر غنا می‌بخشید. آنرا فضامند می‌کرد و به‌ قول‌ دوست‌ مشترک‌مان سهراب سپهری «واحه زمردین» از آن‌ می‌ساخت‌.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃