🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴 #نگاهی به کتب(نسک ها)درموردمهربانودرادیان مختلف
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #نگاهی به کتب(نسک ها)درموردمهربانودرادیان مختلف
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#نگاهی به نقاشی های کلایو هد،
هنرمند بریتانیایی
هنرمند بریتانیایی کلایو هد، با الهام از لحظات روزمره ی محیط های شلوغ شهری، نقاشی های رنگ روغن چند وجهی خاصی خلق میکند.
از عجله مسافران در مکان های حمل و نقل عمومی گرفته تا کافی شاپهای شلوغ، ویژگی نقاشی های تکه تکه ای است که به تصویر کشنده ی حرکت از طریق فضا و زمان است.
در طی زمان، کارهای هد، از سبک سنتی واقع گرایانه به آنچه که در حال حاضر در مقیاس بزرگ می بینید رسیده است. چیزی شبیه به ترکیبی از عکس های مولتی اکسپوشر و نقاشی های سبک کوبیسم؛ دارای نقاط پیچیده و زوایای مختلف.
اگر چه نقاشیهای هد، لحظات زندگی روزمره را نشان می دهند، اما نتیجه ی کارها کمی غیر معمول است. تماشا کنندگان می توانند ساعت ها گوشه گوشه ی بوم هایش را جستجو کنند و هر بار مطالب جدیدی پیدا کنند.
او می گوید: "من سعی نمی کنم که داستانی خلق کنم اما تصویری می سازم که انواع روایت ها در آن وجود داشته باشد."
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
هنرمند بریتانیایی
هنرمند بریتانیایی کلایو هد، با الهام از لحظات روزمره ی محیط های شلوغ شهری، نقاشی های رنگ روغن چند وجهی خاصی خلق میکند.
از عجله مسافران در مکان های حمل و نقل عمومی گرفته تا کافی شاپهای شلوغ، ویژگی نقاشی های تکه تکه ای است که به تصویر کشنده ی حرکت از طریق فضا و زمان است.
در طی زمان، کارهای هد، از سبک سنتی واقع گرایانه به آنچه که در حال حاضر در مقیاس بزرگ می بینید رسیده است. چیزی شبیه به ترکیبی از عکس های مولتی اکسپوشر و نقاشی های سبک کوبیسم؛ دارای نقاط پیچیده و زوایای مختلف.
اگر چه نقاشیهای هد، لحظات زندگی روزمره را نشان می دهند، اما نتیجه ی کارها کمی غیر معمول است. تماشا کنندگان می توانند ساعت ها گوشه گوشه ی بوم هایش را جستجو کنند و هر بار مطالب جدیدی پیدا کنند.
او می گوید: "من سعی نمی کنم که داستانی خلق کنم اما تصویری می سازم که انواع روایت ها در آن وجود داشته باشد."
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان
#خواجه_نصیر_الدین مشهور به محقق #طوسی؛ حکیم و دانشمند میهن پرست ایرانی در سال ۵۹۷ هجری در شهر توس دیده به جهان گشود.
در زمان هلاکوخان به وزارت رسید و انتقام ایرانیان را از دستگاه خلافت و جور عباسیان گرفت و با کمک هلاکو توانست خلافت عباسیان را در بغداد پایان بخشد و به قرنها ستم و بیداد آنها پایان بخشد .
او رصدخانه مراغه را با بیش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومی جدید؛ با ابتکار خود ساخت که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطی بود. بعدها تیکوبراهه منجم هلندی با تقلید از او رصدخانه اوزانین برگ را برپا نمود.
خواجه حدود ۸۰ کتاب و رساله در ریاضیات؛ نجوم؛ فلسفه؛ تفسیر و مسایل اجتماعی نوشت و از کارهای معروف او در علوم؛ وضع مثلثات و قضایای هندسه کروی؛ تفهیم بی نهایت کوچک ها و تکمیل نظریه ارشمیدس است.
علامه حلی(شاگرد وی) از او به عنوان استاد بشریت یاد میکند- جورج ساتن وی را بزرگترین ریاضیدان ایران به شمار می آورد و بروکلمن آلمانی می گوید وی از مشهورترین دانشمندان قرن هفتم و برترین مولفان این قرن به طور مطلق است. جامعه علمی جهان به پاس خدمات و تلاشهای این دانشمند بزرگ در علم ریاضی و نجوم نامش را بر کره ماه ثبت نمود.
این اندیشمند و متفکر بزرگ سرانجام در سال ۶۷۲ هجری در شهر کاظمین در گذشت.
#نگاهی به دانش مهندسی ایرانیان باستان:
اَرْتاخه، مهندس ایرانی، پسر آرته و پدر اُتاسْپِس، از خاندان هخامنشیان بود.
در هنگام یورش خشایارشا به یونان، در نزدیکی کوه آثوس یک آبراهه برای گذر کشتیهای ناوگان ایران حفر شد. مهندسان این کانال دو دانشمند ایرانی به نامهای آرتاخه و بوبراندا بودند.
ارتش خشیارشا برای جنگ با یونانیان از این کانال عبور کردند.آرتاخه مدت کوتاهی پس از پایان کارهنگامی که سپاهیان ایران در حال پیشروی در یونان بودند، بیمار شد و درگذشت.بعد از مرگش به دلیل علاقه زیاد خشایار شا به او جنازه او با شکوه بسیار دفن شد.این کانال در سال ۲۰۰۵ از زیر خاک درآورده شده و اینک از جاذبههای جهانگردی منطقهاست.این کوه درواقع مکانی برای کنیسههای ارتدوکسها است که تحت نظارت دولت یونان عمل میکند.درسال۱۹۸۸به لیست جهانی یونسکو الحاق داده شد.
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان
#خواجه_نصیر_الدین مشهور به محقق #طوسی؛ حکیم و دانشمند میهن پرست ایرانی در سال ۵۹۷ هجری در شهر توس دیده به جهان گشود.
در زمان هلاکوخان به وزارت رسید و انتقام ایرانیان را از دستگاه خلافت و جور عباسیان گرفت و با کمک هلاکو توانست خلافت عباسیان را در بغداد پایان بخشد و به قرنها ستم و بیداد آنها پایان بخشد .
او رصدخانه مراغه را با بیش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومی جدید؛ با ابتکار خود ساخت که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطی بود. بعدها تیکوبراهه منجم هلندی با تقلید از او رصدخانه اوزانین برگ را برپا نمود.
خواجه حدود ۸۰ کتاب و رساله در ریاضیات؛ نجوم؛ فلسفه؛ تفسیر و مسایل اجتماعی نوشت و از کارهای معروف او در علوم؛ وضع مثلثات و قضایای هندسه کروی؛ تفهیم بی نهایت کوچک ها و تکمیل نظریه ارشمیدس است.
علامه حلی(شاگرد وی) از او به عنوان استاد بشریت یاد میکند- جورج ساتن وی را بزرگترین ریاضیدان ایران به شمار می آورد و بروکلمن آلمانی می گوید وی از مشهورترین دانشمندان قرن هفتم و برترین مولفان این قرن به طور مطلق است. جامعه علمی جهان به پاس خدمات و تلاشهای این دانشمند بزرگ در علم ریاضی و نجوم نامش را بر کره ماه ثبت نمود.
این اندیشمند و متفکر بزرگ سرانجام در سال ۶۷۲ هجری در شهر کاظمین در گذشت.
#نگاهی به دانش مهندسی ایرانیان باستان:
اَرْتاخه، مهندس ایرانی، پسر آرته و پدر اُتاسْپِس، از خاندان هخامنشیان بود.
در هنگام یورش خشایارشا به یونان، در نزدیکی کوه آثوس یک آبراهه برای گذر کشتیهای ناوگان ایران حفر شد. مهندسان این کانال دو دانشمند ایرانی به نامهای آرتاخه و بوبراندا بودند.
ارتش خشیارشا برای جنگ با یونانیان از این کانال عبور کردند.آرتاخه مدت کوتاهی پس از پایان کارهنگامی که سپاهیان ایران در حال پیشروی در یونان بودند، بیمار شد و درگذشت.بعد از مرگش به دلیل علاقه زیاد خشایار شا به او جنازه او با شکوه بسیار دفن شد.این کانال در سال ۲۰۰۵ از زیر خاک درآورده شده و اینک از جاذبههای جهانگردی منطقهاست.این کوه درواقع مکانی برای کنیسههای ارتدوکسها است که تحت نظارت دولت یونان عمل میکند.درسال۱۹۸۸به لیست جهانی یونسکو الحاق داده شد.
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ویکتور_ماری_هوگو (فرانسوی: Victor Marie Hugo؛ ۲۶ فوریه ۱۸۰۲م. - ۲۲ مه ۱۸۸۵م) شاعر، داستاننویس و نمایشنامهنویس پیرو سبک رومانتیسم فرانسوی بود. او به عنوان یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد. آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره کرده و بازگو کننده تاریخ معاصر فرانسه است. از برجستهترین آثار او بینوایان،گوژپشت نتردام و مردی که میخندد است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
زندگینامه
کودکی و نوجوانی
هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو (بعدها به مقام ژنرالی نائل شد) و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. وی به شدت زیر نفوذ و تأثیر مادر قرار داشت. مادر او از شاهدوستان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش را نسبت به خود برانگیزد. سالهای کودکی ویکتور در کشورهای گوناگون سپری شد. مدت کوتاهی در کالج نجیبزادگان در مادریداسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت آموزش معلم خصوصی خود پدر ریوییر، کشیش بازنشسته قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴م. به دستور پدر وارد پانسیون کوردییر شد که بخش اعظم تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از مطالعهٔ آثار معاصران به ویژه شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیفهای ادیبانهٔ او نشد. وی سرودن شعر را با ترجمه اشعارویرژیل آغاز کرد و همراه با این اشعار، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. نخستین مجموعه اشعار او با نام، قصاید و دیگر اشعار (Odes et poésies diverses) در سال ۱۸۲۲م. (هنگامی که او ۲۰ سال داشت) و نخستین رمان او، باگ-ژارگال (Bug-Jargal) در سال ۱۸۲۶م. منتشر شدند.
ویکتور هوگو در جوانی.
ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست دوران کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشر دختری بود سبزهروی با موهای مشکی و ابروانی کمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوشسیما و جذاب بود. آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین میکرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را میتوان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی میشناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند. زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود. او عاشق آدل، دختر همسایهشان شد. مادر ویکتور او را از این عشق منع کرد. او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند. مخالفت خانوادههای این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیکی شد. پدر آدل پیرفوشر در نهان از موفقیت رو به رشد ویکتور در ادبیات هیجان زده بود اما میترسید که مادام هوگو، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور، دمدمیمزاج و تنپرور است. با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل میکردند. ویکتور بدون شک معتقد بود که ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامهٔ اولش را گستاخانه، با نام " همسر تو " امضا کرد. بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن دویست نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب ۵ فرزند شدند. هوگو، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت، در سالهای اول نامزدیشان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریک میگذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود میرفت مانند کوزتکه پنهانی به دیدن ماریوس میرفت. ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند. آدل معتقد بود که هیچ چیز جز دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا نیست و عقیده او در این باره کم و بیش درست بود. با وجود ظاهر نسبتاً خوبی که داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذکر نیست. او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج میداد و همیشه با لباسهای غیررسمی ظاهر میشد. آدل فردی سربههوا و کمهوش بود و این امر باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج مینهاد. او علاقهٔ چندانی به شعر و سرایش نداشت. هر چند که بعدها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقهمند شدند.
فرزندان
ویکتور هوگو، سه پسر و دو دختر داشت. دختر بزرگ او لئوپولدین هوگو در سال ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچهای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثهٔ قایقسواری در رودخانهٔ سن غرق شد. دختر کوچک او، آدل هوگو در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی مبتلا شد.
#نگاهی به عقاید مذهبی #ویکتور_هوگو
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ویکتور_ماری_هوگو (فرانسوی: Victor Marie Hugo؛ ۲۶ فوریه ۱۸۰۲م. - ۲۲ مه ۱۸۸۵م) شاعر، داستاننویس و نمایشنامهنویس پیرو سبک رومانتیسم فرانسوی بود. او به عنوان یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد. آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره کرده و بازگو کننده تاریخ معاصر فرانسه است. از برجستهترین آثار او بینوایان،گوژپشت نتردام و مردی که میخندد است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
زندگینامه
کودکی و نوجوانی
هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو (بعدها به مقام ژنرالی نائل شد) و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. وی به شدت زیر نفوذ و تأثیر مادر قرار داشت. مادر او از شاهدوستان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش را نسبت به خود برانگیزد. سالهای کودکی ویکتور در کشورهای گوناگون سپری شد. مدت کوتاهی در کالج نجیبزادگان در مادریداسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت آموزش معلم خصوصی خود پدر ریوییر، کشیش بازنشسته قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴م. به دستور پدر وارد پانسیون کوردییر شد که بخش اعظم تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از مطالعهٔ آثار معاصران به ویژه شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیفهای ادیبانهٔ او نشد. وی سرودن شعر را با ترجمه اشعارویرژیل آغاز کرد و همراه با این اشعار، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. نخستین مجموعه اشعار او با نام، قصاید و دیگر اشعار (Odes et poésies diverses) در سال ۱۸۲۲م. (هنگامی که او ۲۰ سال داشت) و نخستین رمان او، باگ-ژارگال (Bug-Jargal) در سال ۱۸۲۶م. منتشر شدند.
ویکتور هوگو در جوانی.
ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست دوران کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشر دختری بود سبزهروی با موهای مشکی و ابروانی کمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوشسیما و جذاب بود. آدل فوشر اولین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین میکرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را میتوان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف کرد. ویکتور و آدل همدیگر را از بچگی میشناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند. زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد که نوجوانی بیش نبود. او عاشق آدل، دختر همسایهشان شد. مادر ویکتور او را از این عشق منع کرد. او معتقد بود که پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج کند. مخالفت خانوادههای این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیکی شد. پدر آدل پیرفوشر در نهان از موفقیت رو به رشد ویکتور در ادبیات هیجان زده بود اما میترسید که مادام هوگو، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد که ویکتور فردی مغرور، دمدمیمزاج و تنپرور است. با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل میکردند. ویکتور بدون شک معتقد بود که ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود که زیر نامهٔ اولش را گستاخانه، با نام " همسر تو " امضا کرد. بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن دویست نامه توسط دو دلداده ویکتور و آدل با هم ازدواج کردند و صاحب ۵ فرزند شدند. هوگو، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت، در سالهای اول نامزدیشان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریک میگذشت و به ملاقات ویکتور که زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود میرفت مانند کوزتکه پنهانی به دیدن ماریوس میرفت. ویکتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی که ویکتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت، آشکارا به یکدیگر ابراز علاقه کردند. آدل معتقد بود که هیچ چیز جز دخترکی فقیر با افراد طبقه بورژوا نیست و عقیده او در این باره کم و بیش درست بود. با وجود ظاهر نسبتاً خوبی که داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذکر نیست. او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیرکی به خرج میداد و همیشه با لباسهای غیررسمی ظاهر میشد. آدل فردی سربههوا و کمهوش بود و این امر باعث شد که وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشکار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج مینهاد. او علاقهٔ چندانی به شعر و سرایش نداشت. هر چند که بعدها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقهمند شدند.
فرزندان
ویکتور هوگو، سه پسر و دو دختر داشت. دختر بزرگ او لئوپولدین هوگو در سال ۱۸۲۴ به دنیا آمد و در ۱۹ سالگی به همراه شوهر وفادارش و بچهای که هنوز به دنیا نیامده بود در حادثهٔ قایقسواری در رودخانهٔ سن غرق شد. دختر کوچک او، آدل هوگو در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی مبتلا شد.
#نگاهی به عقاید مذهبی #ویکتور_هوگو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#اولین_سالگرد_درگذشت
#داریوش_شایگان
من زندگی روتینی دارم. حدود چهل سال است که تنها زندگی می کنم. شب ها دیر می خوابم و صبح هم دیر از خواب بیدار می شوم. صبح ها 45 دقیقه در خانه ورزش می کنم تا بدنم راه بیفتد. ورزش خاصی هم نمی کنم. همین جا توی پذیرایی، راه می روم و دور می زنم؛ نیم ساعت. پانزده دقیقه هم ورزش پا و کمر می کنم.
آشپز دارم که هفته ای دو روز می آید غذا می پزد و من ظهرها، بخشی از همان غذا را گرم می کنم و می خورم. خیلی کم غذا می خورم. یک آقایی هم هر روز از ساعت هفت صبح می آید و خانه را تمیز می کند و خریدی اگر باشد انجام می دهد و ساعت دوازده ظهر می رود. شامم هم همیشه یک تکه نان و پنیر است با چایی شیرین. برای سیگار کشیدنم هم کوپن گذاشته ام. یک جعبه سیگار برمی دارم و هر روز صبح، ده نخ سیگار توی آن می گذارم که کوپن آن روزم است. گاهی تقلب می کنم اما نه همیشه. بعد از این که بیست سال قبل سکته قلبی کردم حواسم هست که زیاد سیگار نکشم. بعد هم می روم به سراغ کتاب ها و کارهایم.
حقیقت را باید گفت. یادتان هست چند وقت قبل گفتم روشنفکران نسل من گند زده اند و خیلی به ایران صدمه زده اند. به مذاق خیلی ها خوش نیامد. نمی دانم چرا این جا، روشنفکران ما دوست دارند مدام به دیگران بد و بی راه بگویند. انگار که خودشان قدیس اند. من دلیلی برای فحاشی به دیگران نمی بینم. اصلا ما روشنفکران همیشه غر می زنیم. همیشه ناراضی هستیم. قبل از انقلاب روشنفکران ما عموما در دانشگاه یا در سازمان برنامه استخدام بودند و حدود هفت- هشت هزار تومان هم حقوق می گرفتند. موسسات علمی – پژوهشی هم راه افتاده بود و همین مقدار هم از این موسسات می گرفتند. اما مدام غر می زدند. هویت بازی را روشنفکران نسل من راه انداختند. قدرت تحلیل نداشتند که پول نفت زیاد شده و زیر بنای ایران آن پول را نمی کشد. یک میلیون کارگر متخصص خارجی در ایران وجود داشت. یادم هست شرکت شایگان که تاسیس شده در دوره ی رضا شاهی است، در شمال پروژه ای باید برای نیروی دریایی می ساخت و ما مهندس ایرانی نداشتیم و اگر هم بود حقوقش ماهانه 35 هزار تومان بود. ما هشت مهندس سوئیسی با ماهی 25 هزار تومان استخدام کردیم. من آدم خوش شانسی در زندگی بودم. از زندگی خودم راضی ام و با زندگی دیگران هم کاری ندارم. غصه ای اگر دارم و دل نگرانی ای، برای ایران است. تنها غصه ای که می خورم غصه ی ایران است.
#نگاهی به فلسفهی #خیام
از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمیست که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است
به عبارت دیگر، جهان گورگاهیست عظیم، کارگاهیست که در آن از خاک رفتگان قالبهای تازه میسازند. اما قالبهایی که به طرزی خستگیناپذیر بازتولید همان الگوها و همان وضعیتهای پیشین هستند. از همین روست که خیام جهان را «کهنه رباط» و «صحرای عدم» میخواند. یا بزمی گسترده میداند که بر سر آن گدایان و شاهان خاک شده گرد میآیند و به عبارت دیگر سراسر نمایشی اندوهبار است میان دو عدم.
نمایشی که در آن هیچ چیز معنایی ندارد. نه بهشتی هست، نه دوزخی، نه معادی و نه بازگشتی به اصل و نه هیچ چیز دیگر. در اینجا خیام به ضرب ایجازی کوبنده و با بصیرتی انعطافناپذیر همه توهمات متافیزیکی را که انسان در طی اعصار و قرون ساخته و پرداخته، ویران میکند.(ص 54)
از جملهی رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید راز؟
هان! بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#اولین_سالگرد_درگذشت
#داریوش_شایگان
من زندگی روتینی دارم. حدود چهل سال است که تنها زندگی می کنم. شب ها دیر می خوابم و صبح هم دیر از خواب بیدار می شوم. صبح ها 45 دقیقه در خانه ورزش می کنم تا بدنم راه بیفتد. ورزش خاصی هم نمی کنم. همین جا توی پذیرایی، راه می روم و دور می زنم؛ نیم ساعت. پانزده دقیقه هم ورزش پا و کمر می کنم.
آشپز دارم که هفته ای دو روز می آید غذا می پزد و من ظهرها، بخشی از همان غذا را گرم می کنم و می خورم. خیلی کم غذا می خورم. یک آقایی هم هر روز از ساعت هفت صبح می آید و خانه را تمیز می کند و خریدی اگر باشد انجام می دهد و ساعت دوازده ظهر می رود. شامم هم همیشه یک تکه نان و پنیر است با چایی شیرین. برای سیگار کشیدنم هم کوپن گذاشته ام. یک جعبه سیگار برمی دارم و هر روز صبح، ده نخ سیگار توی آن می گذارم که کوپن آن روزم است. گاهی تقلب می کنم اما نه همیشه. بعد از این که بیست سال قبل سکته قلبی کردم حواسم هست که زیاد سیگار نکشم. بعد هم می روم به سراغ کتاب ها و کارهایم.
حقیقت را باید گفت. یادتان هست چند وقت قبل گفتم روشنفکران نسل من گند زده اند و خیلی به ایران صدمه زده اند. به مذاق خیلی ها خوش نیامد. نمی دانم چرا این جا، روشنفکران ما دوست دارند مدام به دیگران بد و بی راه بگویند. انگار که خودشان قدیس اند. من دلیلی برای فحاشی به دیگران نمی بینم. اصلا ما روشنفکران همیشه غر می زنیم. همیشه ناراضی هستیم. قبل از انقلاب روشنفکران ما عموما در دانشگاه یا در سازمان برنامه استخدام بودند و حدود هفت- هشت هزار تومان هم حقوق می گرفتند. موسسات علمی – پژوهشی هم راه افتاده بود و همین مقدار هم از این موسسات می گرفتند. اما مدام غر می زدند. هویت بازی را روشنفکران نسل من راه انداختند. قدرت تحلیل نداشتند که پول نفت زیاد شده و زیر بنای ایران آن پول را نمی کشد. یک میلیون کارگر متخصص خارجی در ایران وجود داشت. یادم هست شرکت شایگان که تاسیس شده در دوره ی رضا شاهی است، در شمال پروژه ای باید برای نیروی دریایی می ساخت و ما مهندس ایرانی نداشتیم و اگر هم بود حقوقش ماهانه 35 هزار تومان بود. ما هشت مهندس سوئیسی با ماهی 25 هزار تومان استخدام کردیم. من آدم خوش شانسی در زندگی بودم. از زندگی خودم راضی ام و با زندگی دیگران هم کاری ندارم. غصه ای اگر دارم و دل نگرانی ای، برای ایران است. تنها غصه ای که می خورم غصه ی ایران است.
#نگاهی به فلسفهی #خیام
از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمیست که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است
به عبارت دیگر، جهان گورگاهیست عظیم، کارگاهیست که در آن از خاک رفتگان قالبهای تازه میسازند. اما قالبهایی که به طرزی خستگیناپذیر بازتولید همان الگوها و همان وضعیتهای پیشین هستند. از همین روست که خیام جهان را «کهنه رباط» و «صحرای عدم» میخواند. یا بزمی گسترده میداند که بر سر آن گدایان و شاهان خاک شده گرد میآیند و به عبارت دیگر سراسر نمایشی اندوهبار است میان دو عدم.
نمایشی که در آن هیچ چیز معنایی ندارد. نه بهشتی هست، نه دوزخی، نه معادی و نه بازگشتی به اصل و نه هیچ چیز دیگر. در اینجا خیام به ضرب ایجازی کوبنده و با بصیرتی انعطافناپذیر همه توهمات متافیزیکی را که انسان در طی اعصار و قرون ساخته و پرداخته، ویران میکند.(ص 54)
از جملهی رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید راز؟
هان! بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نگاهی به فلسفهی #خیام
از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
از منظر زنده یاد #داریوش_شایگان
۴ بهمن ۱۳۱۳ ــ ۲ فروردین ۱۳۹۷
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#نگاهی به زندگی و آثار #ناصر_تقوایی
📽 کارگردان بهنام سینمای ایران
🎥 خالق آثاری چون:
دایی جان ناپلئون
ناخدا خورشید
ای ایران
جنگلیِ کوچک
آرامش در حضور دیگران
تاکسیمتر
نفرین
بادجن (فیلم مستند با صدای احمد #شاملو)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📽 کارگردان بهنام سینمای ایران
🎥 خالق آثاری چون:
دایی جان ناپلئون
ناخدا خورشید
ای ایران
جنگلیِ کوچک
آرامش در حضور دیگران
تاکسیمتر
نفرین
بادجن (فیلم مستند با صدای احمد #شاملو)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#نگاهی به آهنگ "وزن"
The Weight
گروه: دِ بند The Band
سال: ۱۹۶۸
The Weight
The Band
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
The Weight
گروه: دِ بند The Band
سال: ۱۹۶۸
The Weight
The Band
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity