🔴#دست از اثبات حقانیت مسیحیت بردارید؛ چون مسیحیت واقعاً برحق است، بیایید اثبات کنید که خودتان مسیحی هستید ...

این چیزی ست که نیاز به اثبات دارد...

#روسو

به همین سیاق، باید خطاب به تمام مذهبیون دنیا گفت:

«دست از اثبات وجود خدا بردارید، وجود خدا نیازی به اثبات ندارد؛ شما با رفتار نیکتان، اثبات کنید که به وجود خدا اعتقاد دارید و خدایتان، مادیات و قدرت نیست!»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#ژان_ژاک_روسو
اگر دروغ تنها ناجی ما است، دیگر همه‌چیز نابود و ما فنا شده‌ایم.
امروز سالروز تولد #ژان-ژاک روسو است.او اهل سوئیس بود و در سدهٔ هجدهم و اوج دورهٔ روشنگری اروپا می‌زیست.اندیشه‌های او در زمینه‌های سیاسی، ادبی و تربیتی، تأثیر بزرگی بر معاصران گذاشت.
#فلسفه

هر وقت ملتی از روی ناچاری به زور تن داده و از مستبدین اطاعت می کند بر او ایرادی نیست و اگر همان ملت موقع را مقتضی دید که از زیر بار تعهدی شانه خالی کند و زنجیر رقیت و بندگی را پاره نمود، اقدام او بسیار قابل ستایش و تمجید است. زیرا همان حقی را که آزادی او را گرفته بود (حق زور) بکار برده، دوباره آزادی را به چنگ آورده است.

اگر قائل شویم که دیگران حق داشته اند آزادی او را به زور سلب نمایند باید اقرار کنیم که او نیز حق دارد به زور آزادی خویش را پس بگیرد.
#ژان_ژاک_روسو

#روسو فیلسوف سوئیسی معتقد است صرف نظر کردن انسان از آزادی به معنی صرف نظر کردن از خصلت انسانی و «حق بشری» است. روسو در کتاب معروف خود (قرارداد اجتماعی) که در سال ۱۷۶۲ میلادی نوشته شد ، تلاش می‌کند تا نوعی هماهنگی میان آزادی فردی و جمعی ایجاد نماید.

پولی که در اختیار داریم وسیله‌ای برای آزاد بودن است، پولی که به دنبالش هستیم وسیله‌ای برای بردگی ...

📗 اعترافات
#ژان_ژاک_روسو

وقتی با قلب پاک با شما معامله کنند سایر مشکلات زندگی هر چه طولانی باشد قابل تحمل است و انسان نارحتی جسمی را در برابر آرامش روح بزودی از یاد خواهد برد.
📗 تفکرات تنهائی
#ژان_ژاک_روسو
‏ما نمی‌ دانیم که خوشبختی و بدبختی فی ‌نفسه چیست ، ولی می‌ دانیم عدم تناسب بین آرزوها و توانایی برآوردن آن است که سبب بیچارگی می‌ شود .اگر انسان می ‌خواهد خوشبخت باشد باید زندگانی را در خویشتن متمرکز سازد و اراده و آرزوی خود را در حدود توانایی خویش به کار ببرد.
#ژان‌_ژاک_روسو

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#داستایوسکی


از نظر داستایوسکی اگر خدا نباشد ، هرکاری جایز خواهد بود . و سقوط غرب به‌ خاطر این است که آنها مسیح را گم کرده‌اند .
اما دیگران را مانند خود دوست داشتن ، آنچنان که مسیح می‌گوید ، ممکن نیست و قانون فردیت و خودپرستی ذاتی آدمی ، مانعی بزرگ در برابر آن است .
هر انسانی در باطن خود جلادی را پنهان کرده است .
#شر واقعیتی فردی‌ست که در قلب هر انسان جای دارد .

#روسو برخلاف داستایوسکی #گناه_نخستین را انکار می‌کند و بر نیکی نهاد انسان تاکید می‌ورزد و بدی را به گردن جامعه می‌اندازد.

با این‌حال داستایوسکی در کتاب •خاطرات خانه‌ی مردگان• می‌نویسد :" من حاضرم شهادت بدهم که در میان جاهل‌ترین و عقب‌افتاده‌ترین مردمان ، در میان تیره‌روزان ، نشانه‌هایی تردیدناپذیر از معنویتی بی‌نهایت زنده دیده‌ام ."
به طورکلی قهرمانهای داستایوسکی در زمان ریاضی به سر نمی‌برند، بلکه به قول برگسون در زمان واقعی زندگی می کنند.
در نتیجه گاهی زمان بی اندازه امتداد پیدا می کند و گاهی هم منقبض و فشرده می شود و زمانی هم بکلی ناپدید می گردد.
خواننده نمی تواند باور کند که تمام وقایع عجیب و غریب این رمان در عرض فقط دو هفته اتفاق می افتد.

جنایتی را که راسکولنیکوف مرتکب می شود طوری مطرح گردیده که گویی یک جنایت نظری است نه یک جنایت واقعی، شاید به همین علت است که وقتی راسکولنیکوف پیرزن را می کشد می گوید: من يك اصل را کشتم و نه یک پیرزن را.
باز شاید به همین علت است که اگر چه به درخواست معشوقه‌اش سونیا خویشتن را به عنوان يك قاتل به پلیس معرفی می کند، تا پایان
داستان خودرا بیگناه و عمل خود را صحیح و بجا می انگارد.

از تم های اصلی این کتاب تحلیل انگیزه های قتل و عکس‌العمل قتل در قاتل است.

در نظر داستایکسکی، راسکولنیکوف تحت تأثیر نیهیلیسم راسیونالیستی نسل انقلابی جوان، قرار گرفته است.
ایده اصلی کتاب همین است: راسکولنیکوف تعقل را جانشین زندگی کرده و فقط با زندگی کردن و قبول رنجهای آن توانسته است به رستگاری برسد و تاوان جنایتی را که مرتکب شده بود، بدهد.

جنایت و مکانات مانند همه آثار داستايفسکی پیش از هر چیز کوششی است برای نفوذ به
حیطه ذهنیت آدمها.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity