Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ویـــــدئـــــو🎥

Lara Fabian - Je t'aime - Live in Paris, 2001 - HQ Emotional Performance

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


نمایشنامه سیاوش خوانی به قلم بهرام بیضایی در واقع داستان نبرد بی پایان بین خیر و شر است که نخستین بار در سال ۱۳۷۵ به چاپ رسید. داستانی پیچیده و تو در تو و با زبانی فاخر و زیبا است. مهمترین قسمت این کتاب مربوط به طرح آن است که بیضایی به گونه ای متفاوت یکی از داستان های شاهنامه ،که زمانی کارکرد آیینی داشته، را در بطن زندگی معاصر قرار می دهد و به زیبایی تمام همه ی این موارد را در هم می تند تا چنین شاهکاری را خلق کند.
در این نمایشنامه می خوانیم که گروهی از جوانان برای اجرای نمایش سیاوش خوانی به روستایی می روند و در طول این اجرا درگیری هایی پیرامون انتخاب نقش های خوب و بد بین آن ها رخ می دهد. گویی این نبرد بین خیر و شر از دیر باز تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت. در این اثر بیضایی داستانی از شاهنامه را برگزیده تا در کنار بازسازی این داستان از هنر عامه، برخورد مردم با هنر، پندارهای مردمی دربارۀ آیین های ملی و هنر، و برداشتهایی شخصی از داستان را بازگو کند.

سیاوش: روزگار چه ستمی کم دارد که ماش بیفزاییم؟
بس نیست بیماری و پیری و درد؟
بس نیست آوار و زمین‌لرزک و تندباد و تگرگ؟
بس نیست خشکسال و تندبار‌ اهریمن؟
بس نیست دیوباد آتشگون و سرمای پیرزن؟
بس نیست درندگان رمه، و شاخداران کشتکن؟
بس نیست خوابمرگ شب و مرگ‌خواب روز؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنر

آلبرتو جاکومتی

آلبرتو جاکومتی سراسرِ عمر را در جست‌وجوی کیفیتی گذراند که خودش آن را "ناممکن" می‌نامید، او خواستارِ دیدنِ واقعیت بود.
بر تمامِ بوم‌های نقاشی و مجسمه‌های گلی و گچی کوچک و بزرگی که فضای کارگاهِ کوچکِ او را پر کرده بود، زخم‌های این آرزوی برآورده‌نشده نشسته بود. کفِ کارگاهش، همیشه انباشته از تکه‌های خردشده‌ی مجسمه‌هایی بود که خودش آن‌ها را در نهایتِ نومیدی شکسته بود. ‌
مجموعه‌دارانِ سراسرِ جهان خریدارِ سردیس‌های مجروح و پاره‌پاره، زبانِ زخمی او و فیگورهایی بودند که گویی در هوا مستحیل شده‌اند و تقریباً چیزی از آن‌ها باقی نمانده است. فیگورهایی که می‌ساخت مانندِ مومیایی‌هایی بودند که نوارِ پوسیده‌ی آن‌ها را باز کرده باشند. هنردوستان این فیگورها را می‌ستودند اما از نظرِ جاکومتی، که گاهی اوقات هر مجسمه را پنجاه‌بار می‌شکست و از نو می‌ساخت، از هیچ‌کدام برنیامد که تجسمِ ذهنیتِ او باشد. با نومیدی می‌گفت: "می‌دانم اگر هزار سالِ دیگر هم زنده بمانم هرگز نخواهم توانست آنچه را می‌بینم تجسم دهم." ‌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنر

🎨#نقاشی

نقاشی یکی از هنرهای پرمخاطب و پر طرفدار دردنیا به ویژه فرهنگ غربی است.
زندگی پیچیده و پرتلاطم این دست هنرمندان معمولاً سوژه خوبی برای فیلمسازان است که به واسطه این موضوع تاکنون فیلم‌های متعددی در خصوص بیوگرافی هنرمندان بزرگ نقاشی دنیا ساخته شده که برخی از آنها از بهترین‌های تاریخ سینماست.



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨


▪️نام هنرمند: رامبرانت / REMBRANDT
▪️دسته بندی: نقاش, هنرمندان
▪️تولد:۱۶۰۶
▪️مرگ:۱۶۶۹
▪️ملیت:هلندی:Dutch
▪️جنبش:Baroque:باروک, Dutch Golden Age:دوران طلایی هلندی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_رامبرانت

رامبرانت هارمنزون ون رایندر ۱۵ جولای ۱۶۰۶ در لیدن هلند متولد شد.

در طول ۶۳ سال زندگی آثار رامبرانت بسیار معروف و مورد علاقه هنر دوستان است.
او نهمین فرزندی بود که از هارمن گریتزون ون راین و نیلتگن ویلمزدوچتر ون زیتبروک به دنیا آمد.
خانواده او از وضع مالی خوبی برخوردار بودند. پدرش آسیابان و مادرش دختر نانوا بود.
در کودکی به مدرسه لاتین رفت و در دانشگاه لیدن ثبت نام کرد، اگرچه به گفته یکی از معاصران او تمایل بیشتری به نقاشی داشت.
او خیلی زود نزد یک نقاش به نام ژاکوب ون سواننبورگ به شاگردی درآمد و سه سال را با او گذراند.
سپس رامبرانت پس از شش ماه دوره شاگردی کوتاه اما مهم نزد نقاش معروف “پیتر لاستمن” در آمستردام، استودیویی را در لیدن در سال ۱۶۲۴ افتتاح کرد.
در سال ۱۶۲۹، رامبرانت توسط دولتمرد، “کنستانتین هویگنس” پدر کریستیان هویگنس (ریاضیدان و فیزیکدان معروف هلندی) کشف شد که کمیسیون های مهمی را از دادگاه لاهه برای رامبرانت تهیه کرد.
در نتیجه این ارتباط، شاهزاده فردریک هندریک تا سال ۱۶۴۶ به خرید نقاشی از رامبرانت ادامه داد.

رامبرانت از هنرمندان بزرگ جهان است .
هنرمندان بزرگ به یک کشور دیگر تعلق ندارند و متعلق به کل دنیا هستند،این هنرمندان بزرگ، معیار های خاصی برای زندگی خود داشته اند،پس ما با دانستن داستان زندگی آنها و یادگیری از معیارهایی که آنها برای زندگی خود داشته اند،می توانیم با تفکر،راه های بهتری را برای موفقیت در زندگی خود پیدا کنیم.رامبرانت، که همچون ونگوگ یک هنرمند هلندی بود، که به خاطر عکس‌های شخصی و صحنه هایی که از کتاب مقدس کشیده است مشهور بوده است، یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ اروپا است.

یک نقاش و حکاک قرن هفدهم بود. در آن زمان که از عصر طلایی هلند نامیده می‌شد هنر رامبرانت برهمه چیز در آن زمان غالب شد. او یکی از پر احترام ترین هنرمندان در تمام دوران ها بوده است. تصاویر صحنه های کتاب مقدس و عکس هایی که از خود کشیده است و همچنین حکاکی های خلاقانه‌اش با استفاده از سایه و نور همیشه مورد تحسین قرار گرفته است.


رامبرانت تابلوهای زیادی هم به صورت سفارشی و هم به صورت غیرسفارشی کشید که می‌توان آنها را برحسب تاریخی، اسطوره‌ای، پرتره‌های سفارشی گروهی و نقاشی‌های ژانر طبقه بندی نمود. بعضی ار جالب ترین آثار رامبرانت رااین گونه مضامین تشکیل می‌دهند. کلمه ژانر که یک اصطلاح است به نقاشی‌هایی اطلاق می‌شود که صحنه‌های از زندگی عادی و چیزهای محلی و سوژه‌های این دنیایی و معمولی را نشان می‌دهند.

در هلند قرن هفده سوژه‌های ژانر بسیار محبوبیت داشت. محبوبیت آنها خیلی هم عجیب نبود، چون خصوصیت مردم هلند را نشان می‌داد.آنها کشور و سرزمین و جامعه شان را دوست داشتند و می‌خواستند تصویرشان بهنگام کار یا بازی ترسیم شود.آنها همچنین تابلوهای راجع به فقر را دوست داشتند. به هرحال یکی از سوژه‌های مورد علاقه رامبرانت، فیلسوف یا دانشمندی است که در مکانی به حال اندیشیدن دیده می‌شود که او با این سوژه توانست آرامش تفکر و ارتباط با خداوند را در مکانی خلوت به تصویردرآورد.

بعضی از نقاشی‌های تاریخی و اسطوره‌ای علیرغم عدم تمایل کامل رمبراند در مضامین اسطوره‌ای نیز دارای اهمیت اند. ریشه سوژه‌های اسطوره‌ای در تاریخ هنر در سنت دیرینه کلاسیک یونان و تفکر رومی نهفته‌است و علاقه رامبرانت علیرغم تحصیلات کلاسیکش در دانشگاه لیدن به واقعیتی بود که بتواند الهام را در خصوصیت قهرمانی اسطوره بیابد.در واقع «دیانای» او با الهه شکار بودن فاصله دارد و Danaë که یکی از تصاویر مهم او از بدن برهنه‌است گرمی و طراوت زنی جوان را تماماً دارد و دارای چنان احساسی از واقعیت است که ژوپیتر بصورت رگباری از طلا به هنگام دیدن او به طورناگفتنی مضحک بنظر می‌رسد.
و همچنین سفارشهای گروهی رامبرانت شامل بعضی از مهمترین و سمبولیکی ترین آثار او نیز بشمار می‌رود.

بعلاوه او چاپگر و رسام نیز بود و در حدود سیصد باسمه از وی به جا مانده‌است نخستین هنرمندی بود که اهمیت پرداختن به رنگ، نور و اسلوب رنگامیزی را برابر با اهمیت انتخاب موضوع دانست هدف او کاوش در دنیای درون آدمی بود، خواه در تکچهره‌هایی که از خودش و دیگران نقاشی می‌کرد، خواه در متون مذهبی که به تصویر کشید کاربست اسلوب تدرج ملایم رنگسایه‌ها – از قهوه یی خاموش تا سفید تابناک – به او امکان داد تا حالت روانی متغیر آدمی را بنمایاند، که آن را روانشناسی نور نامیدند در آثارش، نور و سایه به آرامی و با ظرافت در هم می‌آمی‌زند، شکلها را آشکار و پنهان می‌سازند، و کلیتی بصری سرشار از سکوتی روحانی و تعمقی فیلسوفانه پدید می‌آورد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب📕

▪️Rembrandt and His Circle
▪️Drawings and Prints
▪️Michiel C. Plomp
▪️The Metropolitan Museum of Art

#pdf

«مجموعه چشمگیری از طراحی‌ها و چاپ‌های رامبرانت _ زبان انگلیسی»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Rembrandt_and_His_Circle_Drawings_and_Prints_The_M_240527_115413.pdf
11.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب

▪️Rembrandt and His Circle
▪️Drawings and Prints
▪️Michiel C. Plomp
▪️The Metropolitan Museum of Art

#pdf

«مجموعه چشمگیری از طراحی‌ها و چاپ‌های رامبرانت _ زبان انگلیسی»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_فـــیـــلـــم📽

• Thelma & Louise (1991)

داستان فیلم همان‌طور که از اسمش پیدا است درباره ۲ دوست صمیمی به نام‌های سلما و لوییز جریان دارد که برای تعطیلات آخر هفته به کلبه‌ای کوهستانی می‌روند تا چند روز از شلوغی شهر دور شوند. بااین‌حال همه چیز طبق برنامه آن‌ها پیش نمی‌رود و اتفاقات ریز و درشتی در مسیر آن‌ها قرار می‌گیرند...

اگر از فیلم‌های درام و جنایی لذت‌ می‌برید، مطمئنا از تماشای این فیلم ناامید نخواهید شد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_فـــیـــلـــم📽

• A Fistful of Dollars (1964)

در یک دهکده، بویی جز بوی مرگ به مشام نمی‌رسد. قانون وجود ندارد و اسلحه حرف اول و آخر را می‌زند. یک غریبه (با بازی کلینت ایستوود) وارد این دهکده شده و این آغازگر ماجرایی تازه است…

«به خاطر یک مشت دلار»، عنوان اولین قسمت از سه‌گانهٔ دلار به کارگردانی سرجو لئونه است که در سال ۱۹۶۴ اکران شد این فیلم بازیگر نقش اولش را که کلینت ایستوود بود، تبدیل به یک ستاره کرد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


گاه نوازش زمان در حال گذر را احساس می‌کنم، اما گاهان دیگر - اغلب - احساس می‌کنم که زمان متوقف شده است. لحظات پر ارتعاشی فرو می‌اُفتند و مرا به کام خود می‌کشند و احتضارشان پایان ندارد.
راکدند، اما کماکان زنده‌اند، آن‌ها را می‌روبند، دیگران جایشان را می‌گیرند، تازه‌تر و همان‌قدر پوچ؛
این دلزدگی را نیک‌بختی می‌نامند.


📚 #کلمات
✍🏻 #ژان_پل_سارتر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity