🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

چه شیرین چیزی‌ست زیستن
تارانتا بابو
چه شیرین چیزی‌ست.
زیستن
به دانستگی، چون کتابی آموزگار
چون کودکان شگفتی‌کُنان
و چون ترانه‌ای عاشقانه را احساس کردن.
زیستن
تک‌تک
و به گروه
انگار پرنیانی پر نگار را
یک‌یک
و به گروه بافتن.
زیستن
تک‌تک
و به انبوه
انگار سرودی شورانگیز را
یک‌یک
و به انبوه خواندن.

• تکه‌ای از پنجمین نامه به تارانتا بابو | ناظم حکمت
مترجم: ثمین باغچه‌بان


شرح تصویر:
Nowhere Near Series | Seascape~2021
Photographer: Alisa Martynova

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


مربوط به پست پایین میباشد


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

بر طبق تصوير جزمیِ اندیشه، اندیشیدن عبارت است از حرکت از معلوم به مجهول، یا به بیان دقیق‌تر گنجاندن مجهول ذیل معلوم؛ اندیشیدن عبارت است از «بازشناسی»... اینجا اندیشیدن عملی «اکسیوماتیک» تلقی می‌شود. در مقابل این تصویر، دلوز برداشت دیگری از اندیشیدن عرضه می‌کند. مطابق این برداشت اندیشیدن عملی «پروبلماتیک» است. هیچ موجودی بنا بر طبیعتش نمی‌اندیشد. اندیشیدن مسبوق به عزم و تصمیمی مبتنی بر اراده به دانستن نیست؛ اندیشه به ضرب یک نیرو برانگیخته می‌شود؛ چیزی ما را به اندیشیدن وامی‌دارد. ما همواره در افقی مألوف در یک جهان پیرامونی در آرامش عادت و اعتقاد -نظری یا عملی- زندگی می‌کنیم. در چنین شرایطی نمی‌اندیشیم، اما ناگهان چیزی ما را به اندیشه وامی‌دارد. مسئله همین چیز است. مسئله را نباید با پرسشی که از سر کنجکاوی طرح شده است اشتباه گرفت. مسئله با قاطعیتی مقاومت‌ناپذیر خود را به ما تحمیل می‌کند و جهان ما را به هم می‌ریزد. معمایی که در افق مألوف عادات و اعتقادات ما پاسخی ندارد و با اضطراری غیرقابل‌چشم‌پوشی مقابل ما سر برمی‌آورد.

• دلوز، ایده، زمان | گفت‌وگوی عادل مشایخی و محسن آزموده

Artist: Rafael Araujo

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕


گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم.


📚 #_روزها_در_راه

✍🏻 #_شاهرخ_مسکوب


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕



#_احمدرضا_احمدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕


#_مسافرخانه_بندر_بار_انداز

#_احمدرضا_احمدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#_مسافرخانه_بندر_بار_انداز

#_احمدرضا_احمدی

احمدرضا احمدی (۱۴۰۲-۱۳۱۹) شاعر و نویسندۀ بزرگ ایرانی در دو دهۀ آخر عمرش رمان‌هایی نوشت که با جهانِ خاصِ شعری او مترادف می‌شوند. رمان‌هایی که در رابطۀ تنگاتنگ با نسیان، زوال، خاطره و سبکی تحمل‌ناپذیر هستی قرار دارند.
رمانِ مسافرخانه، بندر، بارانداز یکی از مهم‌ترین رمان‌های او در این سبک و سیاق است که روایتی مقطع و مه‌آلود می‌سازد از روزگارِ شاعری جوان در شهری کوچک. شاعر برای کار به شهر آمده و در مسافرخانه‌ای مستقر است. مسافرخانه‌ای که آدم‌هایی خاص و عجیب دارد و شاعر با دختری آشنا می‌شود که قرار است داستان را با هم پیش برند اما... بسیاری علیه شاعر هستند از جمله صاحبِ مسافرخانه. او را خوش ندارند و او را برنمی‌تابند پس باید کاری کرد. باید راهی بندر شد. احمدرضا احمدی داستان خود را در فصل‌های کوتاه تقسیم کرده و با نثر ساده و خاصش فضایی می‌سازد که بیانگر ذهنِ مدرن اوست نسبت به آدم‌ها و اشیا. این ذهن تفسیرگر نیست بلکه توصیف‌های قاطع و صریحی دارد و وقایع را چنان که می‌بیند روایت می‌کند. سرعت روایت بالاست و هیچ مکثی وجود ندارد.
مسافرخانه، بندر، بارانداز را می‌توان مانیفست احمدرضا احمدی دربارۀ رهایی دانست. تکه‌هایی منسجم از هجومِ دیگران و تن ندادن به یأسِ روزمره‌شان. روایتی دربارۀ شکوهِ تنهایی.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣


خب من دارم پیشرفت می‌کنم،
آدم باید با لذت تمام در رنجش دنیا شریک شه...


The Sopranos (1999 - 2007))

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_فـــیـــلـــم📽


• La Dolce Vita (1960)


داستان در هفت اپیزود روایت می‌شود و یک هفته از زندگی مارچلو خبرنگار رومی را به‌تصویر می‌کشد. ساعات و روزهایی که او به‌دنبال پیدا کردن عشق و معنا برای زندگی‌اش است...

«زندگی شیرین» علاوه بر تصاحب نخل طلای کن نامزد سه جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد که درنهایت جایزه بهترین طراحی لباس را برد. فیلم اپیزودیک فلینی لحنی بدبینانه دارد، وارد رم در حال انحطاط می‌شود، تماشاگر را با نمایش پوچی‌ها تحت تاثیر قرار می‌دهد و پرتره‌ای از سبک‌های زندگی به‌نمایش درمی‌آورد.

مارچلو در این فیلم نقش روزنامه‌نگاری را بازی می‌کند که به‌دنبال معناهای وجودی برای زندگی است. او با کشمکش‌های وجودی برای انتخاب بین دو زندگی روبه‌روست: روزنامه‌نگاری و ادبیات که درنهایت به‌سمت زندگی افراطی و محبوبیت کشیده می‌شود. شخصیت پاپاراتزو که در این فیلم از عکاس خبری تازیو سکیارولی الهام گرفته شده منشا کلمه‌ی پاپاراتزی برای توصیف عکاسان مزاحم است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


به جز حضورِ تو،
هیچ چیزِ این جهانِ بی کرانه را
جدی نگرفته ام..
حتی عشق را!

#حسین_پناهی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


اگر جنگ نبود
تو را به خانه ام دعوت میکردم
و میگفتم:
به کشورم خوش آمدی
چای بنوش خسته ای
برایت اتاقی از گل میساختم
و شاید تو را در آغوش میفشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید…

#نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity