🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣

#_جهت_فهمیدن_حقیقت_برای_پانترکهای_متعصب

🔸قتل عام سه روز و سه شب مردم عادی، علما و صنعتگران ایرانیِ تبریزی در شهر تبریز بدست ارتش تُرک‌های عثمانی.

🔹مورخ و دبیر دربار عثمانی بنام ابراهیم پچوی در مورد جنایات ارتش عثمانی در تبریز نوشته است.

👈بیست و ششمین روز رمضان شریف...
همان که به سردار [عثمانی] خبرش رسید، فرمان قتل‌عام همه مردم [تبریز] را داد... به‌مانند مور و ملخ لشگر عثمانی به شهر هجوم آوردند. هرکس را که یافتند از سادات، اشراف، نجار، علمای حرفه‌ها، همه و همه را سه روز و سه شب تکهتکه کرده و کشتند.

📚منبع:
کتاب تاریخ پچوی، جلد دوم، ص ۹۸-۹۹
نوشته ابراهیم پچوی، دبیر دربار عثمانی در سده ۱۷ میلادی/ بهمن انصاری

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏


«هیروشیما، عشق من»؛ مرثیه‌ای برای مارگریت دوراس

بیست و نه سال از خاموشی مارگریت دوراس گذشته است، اما واژه‌هایش هنوز زنده‌اند؛ هنوز مثل زخم‌های کهنه‌ای که هیچ‌وقت التیام نمی‌یابند، در دل و جان آدمی می‌نشینند. او از عشقی نوشت که در ویرانی متولد شد، از خاطره‌هایی که هرگز محو نشدند، از هیروشیما، از غبار جنگ، از لمس تن‌هایی که زیر آوار تاریخ مدفون شدند.

مارگریت دوراس، همان زنی که با کلماتش شعله‌ای را در تاریکی روشن کرد، در «هیروشیما، عشق من» به ما نشان داد که گذشته هیچ‌گاه از ما جدا نمی‌شود، که عشق و رنج همزاد یکدیگرند. او قصه‌ای را نوشت که در آن، حافظه‌ای کهنه و زخمی با عشقی تازه در هم تنیده می‌شود.

امروز، در سالروز خاموشی‌اش، «هیروشیما، عشق من» را می‌بینیم، اما می‌دانیم که او هیچ‌وقت خاموش نشد. در هر سطر از نوشته‌هایش، هنوز زمزمه‌هایش را می‌شنویم، هنوز ردپای غم و اشتیاقش را احساس می‌کنیم.

«تو چیزی ندیدی در هیروشیما...» اما مارگریت دوراس، همه‌چیز را دیده بود.

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
هیروشیما، عشق من.pdf
17.8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هنرمند_عکاس📸


#_مرور_بر_آثار

#_هاردیجانتو_بودیمان

▪️Photographer : Hardijanto Budiman

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity