🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏


«هیروشیما، عشق من»؛ مرثیه‌ای برای مارگریت دوراس

بیست و نه سال از خاموشی مارگریت دوراس گذشته است، اما واژه‌هایش هنوز زنده‌اند؛ هنوز مثل زخم‌های کهنه‌ای که هیچ‌وقت التیام نمی‌یابند، در دل و جان آدمی می‌نشینند. او از عشقی نوشت که در ویرانی متولد شد، از خاطره‌هایی که هرگز محو نشدند، از هیروشیما، از غبار جنگ، از لمس تن‌هایی که زیر آوار تاریخ مدفون شدند.

مارگریت دوراس، همان زنی که با کلماتش شعله‌ای را در تاریکی روشن کرد، در «هیروشیما، عشق من» به ما نشان داد که گذشته هیچ‌گاه از ما جدا نمی‌شود، که عشق و رنج همزاد یکدیگرند. او قصه‌ای را نوشت که در آن، حافظه‌ای کهنه و زخمی با عشقی تازه در هم تنیده می‌شود.

امروز، در سالروز خاموشی‌اش، «هیروشیما، عشق من» را می‌بینیم، اما می‌دانیم که او هیچ‌وقت خاموش نشد. در هر سطر از نوشته‌هایش، هنوز زمزمه‌هایش را می‌شنویم، هنوز ردپای غم و اشتیاقش را احساس می‌کنیم.

«تو چیزی ندیدی در هیروشیما...» اما مارگریت دوراس، همه‌چیز را دیده بود.

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
هیروشیما، عشق من.pdf
17.8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هنرمند_عکاس📸


#_مرور_بر_آثار

#_هاردیجانتو_بودیمان

▪️Photographer : Hardijanto Budiman

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity