🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آینه_عبرت
وقتی جمهوریاسلامی میخواهد تا لحظهآخر مریدِ مرشدش باقی بماند!
قرار معلوم به نظر میرسد که جمهوری اسلامی میخواهد به هر ترتیب که شده_و بیکم و کاست_جا در جای پای مرشد محبوبش "اتحاد جماهير شوروی" بگذارد؛ گرچه به نظر میرسد حکام فعلی کشور به رغم در اختيار داشتن تمامی امکاناتِ ممکن_جز عدمعقلانیت و بیسوادی محض در سپهر سیاستورزی_از داشتن یک حافظه تاریخی ساده(و نه حتی تحلیلی!) هم محرومند و یادشان رفته سی و اندی سال قبل بر "امیرِ مقامران" (توأمان استعاره از "سالارِ قماربازان" و "حاکم اقمار و جمهوریهای چپی") چهها رفت و چهها شد!
حالا که آقایان یادشان رفته(یا خودشان را به کوچه علی چپ زندهاند!)، بیایید خودمان نگاهی کوتاه به روزهای احتضار "مرشد اعظم" بیاندازیم و بفهمیم اصلا چه شد که حضرتش از دست رفت، اما نوچُگان ریز و درشتش_که یکیشان همین جمهوری اسلامی است_هنوز از تاريخ عبرت نگرفتهاند!
در پایان سده قبل هیچ کشوری در دنیا به قدر «شوروی» دچار رکود اقتصادی و تصلب ایدئولوژیک نبود. در عالیترین سطحِ قدرت، احدی به دیگری اعتماد نداشت و اختلاس، دزدی، رانت، دروغگویی و شوآف سیاسی بیداد میکرد.
بوروکراسی «پیرسالارانه»اش، شوروی را به یکی از بیخاصیتترین و متعفنترین نظامهای اداری دنیا مبدل کرده بود؛ صاحب منصبان از ارشدش گرفته تا محلی، تا زمان مرگ در پستهایشان حضور داشتند.
در سراسر نظام دولتی هیچکس کاری نمیکرد چـون نه هیچ طرح و ابتکاری وجود داشت، نه ارادهای برای فعالیت مفید و سازنده وجود داشت و نه از مبتکرین و ایدهپردازان حمایت و قدردانی میشد. آن کارگزاران مدام پیر و پیرتر میشدند و تنها مردانی در آستانه مرگ، بر شوروی حکـومت میکردند!
شاید بپرسید: خب پس چرا حکومتی تا این حد نابود و ناکارآمد ٧٠ سال سرپا ماند و یک تنه برای "حریف" گردنکلفتی کرد و نامش لرزه بر اندام غربیان میانداخت؟!
روسیه از نظر منابع انرژی از نفت، گاز و فلزات گرفته تا اورانیوم و سنگهای قیمتی صاحبِ مقامِ نخست در دنیاست و همین ثروت بیکران بود که به حکومت ناکارآمد و تبهکار شوروی اجازه داد به مدت ٧٠ سال به حیات خود ادامه دهد و سخاوتمندانه این کشور غنی را در راه "انقلاب، سوسیالیسم و گردنکشی" مصرف کند!(دقیقاً فعل صحیحش "مصرف کردن کشور" است!)
رهبران شوروی برای تبدیل شدن کشورشان به قبله سوسیالیسمِ جهان، هرچه در اختیار داشتند و یا به دستشان میرسید تاراج، حیف و میل و نابود میکردند: از دریا و محیط زیست گرفته تا چاه نفت و اموال عمومی.
ولی تنها دغدغه آنها از صبح تا شام_نه ساختن و آباد کردن کشور و رفاه ملت_ که دشمنی ایدئولوژیک احمقانه با "غرب" ، ماجراجوییهای اتمی و مسابقۀ تسلیحاتی با آمریکا بود! البته اعداد و ارقام روی کاغذ میگفت که شوروی بزرگترین نیروی نظامی جهان(ارتش سرخ)را در اختیار دارد؛ همان ارتش ترسناکی که حالا بقایایش در اوکراین در حال جنگ است و واقعاً و بدرَقَم حیثیتش بربادرفته!
چون از همان بدو تأسیس نظام سیاسیشان، کار مملکتداری و حکمرانی خود را روی ایدئولوژی، خبرچینی، هیجان، انقلابیگری، بیاعتمادی و جمود اندیشه بنيان نهاده بودند، بیآنکه خودشان بدانند یا حتی بخواهند هرچه طرف مقابل میگفت بلافاصله در ذهنشان ترجمانی واژگونه مییافت:
"تعامل" را سازش کردن
"مذاکره" را تسلیم شدن
"سیاستورزی" را ابراز ضعف کردن
"همکاری" را خیانت کردن
"هیجانزدگی" را شجاعت داشتن
"استقلالنظر" داشتن را توطئهورزی و
"عقلانیت" را بیایمانی و الحاد به آرمان انقلاب تلقی میکردند.
اما همان شوروی قَدَر قدرت بعد از سقوط مبدل شد به کشوری مقروض و گورستانی متروک و مملو از هزاران تانک و هواپیمای جنگی بلااستفاده که میشد آشکارا آنها را در سرتاسر خاک روسیه و سایر جمهوریهای اقماریاش از قرقیزستان تا بلاروس تماشا کرد. تجهیزات نظامی گسترده و گرانقیمتی که نه هیچ مشتری سخاوتمندی پیدا میشد تا شوروی را از مرگ اقتصادی عنقریبش نجات دهند و نه حکومت وقت توان حفظ و پرداخت هزینۀ سنگین نگهداری از آنها را داشت.
آن زرادخانهها فوق سری و پایگاههای نظامی دیگر به گورستانهایی مبدل شده بودند که آینۀ تمام نمایی از انحطاط و سقوط یک ایدئولوژی کور و عقیم بودند. گورستان آرزوهای مردم بینوایی که به امید دستیابی به آزادی، دموکراسی، زمین و غذای بیشتر با «انقلاب» از تزارها عبورکردند، اما فرجام کارشان به ظهور حکومتی خونریز، مستبد و زباننفهم انجامید که جز آرمانهایی نظیر آزادی و دموکراسی و برابری، اقتصاد و نان آنها را در چشم برهم زدنی از دستشان ربود.
✍️#رضی_الدین_طبیب
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#آینه_عبرت
وقتی جمهوریاسلامی میخواهد تا لحظهآخر مریدِ مرشدش باقی بماند!
قرار معلوم به نظر میرسد که جمهوری اسلامی میخواهد به هر ترتیب که شده_و بیکم و کاست_جا در جای پای مرشد محبوبش "اتحاد جماهير شوروی" بگذارد؛ گرچه به نظر میرسد حکام فعلی کشور به رغم در اختيار داشتن تمامی امکاناتِ ممکن_جز عدمعقلانیت و بیسوادی محض در سپهر سیاستورزی_از داشتن یک حافظه تاریخی ساده(و نه حتی تحلیلی!) هم محرومند و یادشان رفته سی و اندی سال قبل بر "امیرِ مقامران" (توأمان استعاره از "سالارِ قماربازان" و "حاکم اقمار و جمهوریهای چپی") چهها رفت و چهها شد!
حالا که آقایان یادشان رفته(یا خودشان را به کوچه علی چپ زندهاند!)، بیایید خودمان نگاهی کوتاه به روزهای احتضار "مرشد اعظم" بیاندازیم و بفهمیم اصلا چه شد که حضرتش از دست رفت، اما نوچُگان ریز و درشتش_که یکیشان همین جمهوری اسلامی است_هنوز از تاريخ عبرت نگرفتهاند!
در پایان سده قبل هیچ کشوری در دنیا به قدر «شوروی» دچار رکود اقتصادی و تصلب ایدئولوژیک نبود. در عالیترین سطحِ قدرت، احدی به دیگری اعتماد نداشت و اختلاس، دزدی، رانت، دروغگویی و شوآف سیاسی بیداد میکرد.
بوروکراسی «پیرسالارانه»اش، شوروی را به یکی از بیخاصیتترین و متعفنترین نظامهای اداری دنیا مبدل کرده بود؛ صاحب منصبان از ارشدش گرفته تا محلی، تا زمان مرگ در پستهایشان حضور داشتند.
در سراسر نظام دولتی هیچکس کاری نمیکرد چـون نه هیچ طرح و ابتکاری وجود داشت، نه ارادهای برای فعالیت مفید و سازنده وجود داشت و نه از مبتکرین و ایدهپردازان حمایت و قدردانی میشد. آن کارگزاران مدام پیر و پیرتر میشدند و تنها مردانی در آستانه مرگ، بر شوروی حکـومت میکردند!
شاید بپرسید: خب پس چرا حکومتی تا این حد نابود و ناکارآمد ٧٠ سال سرپا ماند و یک تنه برای "حریف" گردنکلفتی کرد و نامش لرزه بر اندام غربیان میانداخت؟!
روسیه از نظر منابع انرژی از نفت، گاز و فلزات گرفته تا اورانیوم و سنگهای قیمتی صاحبِ مقامِ نخست در دنیاست و همین ثروت بیکران بود که به حکومت ناکارآمد و تبهکار شوروی اجازه داد به مدت ٧٠ سال به حیات خود ادامه دهد و سخاوتمندانه این کشور غنی را در راه "انقلاب، سوسیالیسم و گردنکشی" مصرف کند!(دقیقاً فعل صحیحش "مصرف کردن کشور" است!)
رهبران شوروی برای تبدیل شدن کشورشان به قبله سوسیالیسمِ جهان، هرچه در اختیار داشتند و یا به دستشان میرسید تاراج، حیف و میل و نابود میکردند: از دریا و محیط زیست گرفته تا چاه نفت و اموال عمومی.
ولی تنها دغدغه آنها از صبح تا شام_نه ساختن و آباد کردن کشور و رفاه ملت_ که دشمنی ایدئولوژیک احمقانه با "غرب" ، ماجراجوییهای اتمی و مسابقۀ تسلیحاتی با آمریکا بود! البته اعداد و ارقام روی کاغذ میگفت که شوروی بزرگترین نیروی نظامی جهان(ارتش سرخ)را در اختیار دارد؛ همان ارتش ترسناکی که حالا بقایایش در اوکراین در حال جنگ است و واقعاً و بدرَقَم حیثیتش بربادرفته!
چون از همان بدو تأسیس نظام سیاسیشان، کار مملکتداری و حکمرانی خود را روی ایدئولوژی، خبرچینی، هیجان، انقلابیگری، بیاعتمادی و جمود اندیشه بنيان نهاده بودند، بیآنکه خودشان بدانند یا حتی بخواهند هرچه طرف مقابل میگفت بلافاصله در ذهنشان ترجمانی واژگونه مییافت:
"تعامل" را سازش کردن
"مذاکره" را تسلیم شدن
"سیاستورزی" را ابراز ضعف کردن
"همکاری" را خیانت کردن
"هیجانزدگی" را شجاعت داشتن
"استقلالنظر" داشتن را توطئهورزی و
"عقلانیت" را بیایمانی و الحاد به آرمان انقلاب تلقی میکردند.
اما همان شوروی قَدَر قدرت بعد از سقوط مبدل شد به کشوری مقروض و گورستانی متروک و مملو از هزاران تانک و هواپیمای جنگی بلااستفاده که میشد آشکارا آنها را در سرتاسر خاک روسیه و سایر جمهوریهای اقماریاش از قرقیزستان تا بلاروس تماشا کرد. تجهیزات نظامی گسترده و گرانقیمتی که نه هیچ مشتری سخاوتمندی پیدا میشد تا شوروی را از مرگ اقتصادی عنقریبش نجات دهند و نه حکومت وقت توان حفظ و پرداخت هزینۀ سنگین نگهداری از آنها را داشت.
آن زرادخانهها فوق سری و پایگاههای نظامی دیگر به گورستانهایی مبدل شده بودند که آینۀ تمام نمایی از انحطاط و سقوط یک ایدئولوژی کور و عقیم بودند. گورستان آرزوهای مردم بینوایی که به امید دستیابی به آزادی، دموکراسی، زمین و غذای بیشتر با «انقلاب» از تزارها عبورکردند، اما فرجام کارشان به ظهور حکومتی خونریز، مستبد و زباننفهم انجامید که جز آرمانهایی نظیر آزادی و دموکراسی و برابری، اقتصاد و نان آنها را در چشم برهم زدنی از دستشان ربود.
✍️#رضی_الدین_طبیب
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_فیلم
🎬 فرزندان انسان (Children of Men) نام فیلمی علمی تخیلی محصول مشترک انگلستان و آمریکا به کارگردانی #آلفونسو_کوارون است. این فیلم براساس رمانی با همین نام نوشتهٔ پی.دی. جیمز ساخته شده است. فرزندان انسان در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶ در انگلستان و در ۲۵ دسامبر همان سال در آمریکا منتشر شد.
▪️خلاصه داستان
سال ۲۰۲۷ است و زنان دیگر نمیتوانند بچهای به دنیا بیاورند. جوانترین ساکن زمین، تازگی در هجده سالگی در گذشتهاست و همه امیدها و آرزوهای بشر نقش برآب شدهاست. در حالی که بحران و آشفتگی پایههای تمدن بشری را متزلزل کرده، دنیای در شرف مرگ و نیستی، آخرین شانس بقایش را در وجود زنی به نام کی (کلر هوپ اشیتی) میبیند که به گونهای غیرقابل درک باردار شدهاست. اکنون در حالی که فرقههای متخاصم ملیگرا به جان هم افتادهاند و رهبران دنیا شاهدند که چطور قدرت از دستشان خارج میشود، مردی سرخورده به نام تئو (کلایو اوون) مأموریت مییابد از این زن محافظت کند و او را تا بندری همراهی کند تا این آخرین امید بشریت بتواند در امنیت کامل، کودکش را به دنیا بیاورد…
▪️نقد مفهوم داستان فیلم
این فیلم با داستانی تأثیرگذار فضایی آخرالزمانی و کاملاً باورپذیر را به نمایش بیننده میگذارد، در جهان نبرد شدیدی بین جناح راست و جناح چپ درگرفته که آشوب بهواسطه مهاجران کشورهای جنگزده به اروپا نیز سرایت کردهاست. در داستان این فیلم بچه نماد صلح و استعارهای از معصومیت است که مدتهاست در میان مردم از بین رفته و دیگر متولد نشدهاست در سکانسهای فیلم با حضور نوزاد میبینیم که نظامیان و شورشیان دست از جنگ میکشند و در لحظهای که نوزاد را با خود میبرند همگی سکوت اختیار میکنند و طوری بهنظر میرسد که جنگ تمام میشود. در جایی از فیلم تئو (قهرمان داستان) با اشاره به کی (زن سیاهپوست حامله) سؤال میکند: «پدر این نوزاد کیست؟» زنی که همراهشان است میگوید: «او در یک شب با چند مرد بوده، پس احتمالاً مردان»! به همین دلیل معنی اصلی نام فیلم «فرزندان مردان» برگرفته از همان دیالوگ است و منظور نویسنده این است که صلح به تنهایی توسط یک فرد حاصل نمیشود! در انتهای داستان پس از گذراندن فراز و نشیبهای فراوان و سختیهای نفسگیر، قهرمان فیلم زخمی شده و با حالتی نیمه جان، نوزاد را به یک کشتی درحال حرکت که بر روی آن عبارت «فردا» نوشته شده میسپارد، تا بلکه آیندگان از صلح و دوستی بهرهمند شوند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_فیلم
🎬 فرزندان انسان (Children of Men) نام فیلمی علمی تخیلی محصول مشترک انگلستان و آمریکا به کارگردانی #آلفونسو_کوارون است. این فیلم براساس رمانی با همین نام نوشتهٔ پی.دی. جیمز ساخته شده است. فرزندان انسان در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶ در انگلستان و در ۲۵ دسامبر همان سال در آمریکا منتشر شد.
▪️خلاصه داستان
سال ۲۰۲۷ است و زنان دیگر نمیتوانند بچهای به دنیا بیاورند. جوانترین ساکن زمین، تازگی در هجده سالگی در گذشتهاست و همه امیدها و آرزوهای بشر نقش برآب شدهاست. در حالی که بحران و آشفتگی پایههای تمدن بشری را متزلزل کرده، دنیای در شرف مرگ و نیستی، آخرین شانس بقایش را در وجود زنی به نام کی (کلر هوپ اشیتی) میبیند که به گونهای غیرقابل درک باردار شدهاست. اکنون در حالی که فرقههای متخاصم ملیگرا به جان هم افتادهاند و رهبران دنیا شاهدند که چطور قدرت از دستشان خارج میشود، مردی سرخورده به نام تئو (کلایو اوون) مأموریت مییابد از این زن محافظت کند و او را تا بندری همراهی کند تا این آخرین امید بشریت بتواند در امنیت کامل، کودکش را به دنیا بیاورد…
▪️نقد مفهوم داستان فیلم
این فیلم با داستانی تأثیرگذار فضایی آخرالزمانی و کاملاً باورپذیر را به نمایش بیننده میگذارد، در جهان نبرد شدیدی بین جناح راست و جناح چپ درگرفته که آشوب بهواسطه مهاجران کشورهای جنگزده به اروپا نیز سرایت کردهاست. در داستان این فیلم بچه نماد صلح و استعارهای از معصومیت است که مدتهاست در میان مردم از بین رفته و دیگر متولد نشدهاست در سکانسهای فیلم با حضور نوزاد میبینیم که نظامیان و شورشیان دست از جنگ میکشند و در لحظهای که نوزاد را با خود میبرند همگی سکوت اختیار میکنند و طوری بهنظر میرسد که جنگ تمام میشود. در جایی از فیلم تئو (قهرمان داستان) با اشاره به کی (زن سیاهپوست حامله) سؤال میکند: «پدر این نوزاد کیست؟» زنی که همراهشان است میگوید: «او در یک شب با چند مرد بوده، پس احتمالاً مردان»! به همین دلیل معنی اصلی نام فیلم «فرزندان مردان» برگرفته از همان دیالوگ است و منظور نویسنده این است که صلح به تنهایی توسط یک فرد حاصل نمیشود! در انتهای داستان پس از گذراندن فراز و نشیبهای فراوان و سختیهای نفسگیر، قهرمان فیلم زخمی شده و با حالتی نیمه جان، نوزاد را به یک کشتی درحال حرکت که بر روی آن عبارت «فردا» نوشته شده میسپارد، تا بلکه آیندگان از صلح و دوستی بهرهمند شوند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity