🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#دلنوشته_امروز

چنگیزخان نتوانست بخارا راتسخیرکند نامه نوشت که هرکس باماباشددرامان است
اهل بخارابه دودسته تقسیم شدند
عده اول به مقاومت کردن باتسخیربخاراتوسط چنگیز
عده دوم به طرفداری ازچنگیزپرداختند
چنگیزبرای طرفدارانش نوشت بامخالفین بجنگیدهرچه غنیمت گرفتیدبرای شماست
حاکم شهرراهم ازبین خودتان انتخاب کنید
طرفدارن چنگیزقبول کردندوجنگ بین این دوهمشهری که حتی خیلی هاشون باهم فامیل بودندشروع شد
درآخرمزدوران چنگیزپیروزشده ودروازه بخارابسوی چنگیزوسربازانش گشوده شد
چنگیزبه محض ورودبه شهردستوردادسرازتن تمام طرفدارانش جداکردند
سربازانش پرسیدند:سرداراینهاکه به عهدخودشون وفاکردندبه نفع ماجنگیدند
چنگیزگفت:اگراینها وفاداشتندبخاطرمن وشما که غریبه هستیم به همشهری های خودخیانت نمی کردند
اگرتاریخ رابخوانیدمتوجه میشویداکثرشکستها بخاطرخیانت یک عده خودفروخته بوده است که بخاطرمقام ومنسب وپول به هموطن وبرادرهای خودشون خیانت کردند
اگرمیخواهیدآینده کشوررابسازیدبه فرزندان خوددرهرلحظه وهرزمان بیاموزید
کثیف ترین کاردردنیاوطن فروشی وآدم فروشی است


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه


عشق جسمانی که بس به ناحق از آن بد گفته می‌شود، چنان آدم‌ را وامی‌دارد که تا ناچیزترین خوبی‌ها و از خودگذشتگی‌های خود را آشکار کند که این نیکی‌ها در چشم اطرافیان نیز جلوه می‌یابند.


#مارسل_پروست
در جستجوی زمان ازدست رفته
طرف خانه سوان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

او حسود بود، نگران و آسیب‌پذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشته‌ها نغمه‌سرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم

و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.

#آنا_آخماتوا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی


مونش از آن نقاشانی است که سلف‌پرتره‌های بسیاری از خود بر جای گذاشته، گویی تلاش مونش این بوده است که اتوبیوگرافی تصویری از خودش باقی بگذارد.
این تلاش چه توجیهی می‌تواند داشته باشد مگر التیام وسواس مرگ و مرگ‌اندیشی نقاش؟

در ۱۸۹۵ سلف‌پرتره‌ی خود را کنار استخوان دستش چنان ترسیم می‌کند که گویی در گور قرار دارد.
بدن گذرا و زنده در تقابل با بدن مرده بی‌ثباتی زندگی را نشان می‌دهد، همان بی‌ثباتی‌ای که مونش با بازنمایی بیماری و احتضار بارها آن را بازنمایی کرده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity