🔴#مردی که دهان دارد
اما حرف نمیزند
لب دارد
اما نمیبوسد
مردی که با بینیاش
هیچچیزی را نمیبوید
با گوشهایش
چیزی را نمیشنود
مردی باچشمان غمگین
و بازوان بلند
که نمیداند
چگونه به آغوش بکشد
مترسکی
که گنجشکهای من را فریب داده است
#آنا_آخماتوا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
اما حرف نمیزند
لب دارد
اما نمیبوسد
مردی که با بینیاش
هیچچیزی را نمیبوید
با گوشهایش
چیزی را نمیشنود
مردی باچشمان غمگین
و بازوان بلند
که نمیداند
چگونه به آغوش بکشد
مترسکی
که گنجشکهای من را فریب داده است
#آنا_آخماتوا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#آزارم_نداد و ستایشم نکرد
آن گونه که دشمن می کند و دوست
تنها روحش را به من سپرد
و گفت : «مواظبش باش» !
#آنا_آخماتوا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آن گونه که دشمن می کند و دوست
تنها روحش را به من سپرد
و گفت : «مواظبش باش» !
#آنا_آخماتوا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر-جهان
تو آواز شدی
دیگر از یک لیوان نخواهیم نوشید
نه آبی، نه شرابی
دیگر بوسههای صبحگاهی نخواهند بود
و تماشای غروب از پنجره نیز
تو با خورشید زندگی میکنی
من با ماه
در ما ولی فقط یک عشق زنده است
برای من، دوستی وفادار و ظریف
برای تو دختری سرزنده و شاد
اما من وحشت را
در چشمان خاکستری تو میبینم
توئی که بیماریام را سبب شدهای
دیدارها کوتاه و دیر به دیر
در شعر من فقط صدای توست که می خواند
در شعر تو روح من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت میتواند بر آن چیره شود
وای کاش میدانستی در این لحظه
لبهای خشک و صورتی رنگت
را چقدر دوست دارم...
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر-جهان
تو آواز شدی
دیگر از یک لیوان نخواهیم نوشید
نه آبی، نه شرابی
دیگر بوسههای صبحگاهی نخواهند بود
و تماشای غروب از پنجره نیز
تو با خورشید زندگی میکنی
من با ماه
در ما ولی فقط یک عشق زنده است
برای من، دوستی وفادار و ظریف
برای تو دختری سرزنده و شاد
اما من وحشت را
در چشمان خاکستری تو میبینم
توئی که بیماریام را سبب شدهای
دیدارها کوتاه و دیر به دیر
در شعر من فقط صدای توست که می خواند
در شعر تو روح من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت میتواند بر آن چیره شود
وای کاش میدانستی در این لحظه
لبهای خشک و صورتی رنگت
را چقدر دوست دارم...
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
#ترجمه_سپیده_عزیزمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
#ترجمه_سپیده_عزیزمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
آزارم نداد و ستایشم نکرد
آن گونه که دشمن می کند و دوست
تنها روحش را به من سپرد
و گفت : «مواظبش باش» !
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
آزارم نداد و ستایشم نکرد
آن گونه که دشمن می کند و دوست
تنها روحش را به من سپرد
و گفت : «مواظبش باش» !
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شغر_جهان
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شغر_جهان
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
او حسود بود، نگران و آسیبپذیر،
دوستم داشت
چون بتی مقدس،
اما پرندهٔ سفیدم را کشت
تا دیگر نتواند از گذشتهها نغمهسرایی کند.
شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت:
"عاشقم باش، بخند، شعر بگو!"
من پرندهٔ شاد را
در کنار درخت صنوبر چال کردم
و قول دادم دیگر گریه نکنم،
اما دل من بدل به سنگ شد،
و پرنده ترانهٔ شیرین خود را
همیشه و همه جا تنها در گوش من خواند.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🎨 #Vakhtang_Kakulia
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🎨 #Vakhtang_Kakulia
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
می نوشم برای خانه ی ويران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حين با هم بودن...
و برای تو من مينوشم
برای دروغ لبهای خيانتگرت به من
برای سرمای بيجان چشمانت
برای آن که دنيا زمخت و بيرحم بود
و برای آن که خدا هم نجاتمان نداد.
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity