🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات
#معرفی_کتاب

▫️زوال بشری
▫️▫️اوسامو دازای
▫️▫️▫️قدرات‌الله ذاکری

"زنان حکم همان مه غلیظی را دارند که در آن سرگردان می‌شویم."

زوال بشری~اوسامو دازای

اوسامو دازای متولد منطقه‌ای در آئوموری ژاپن است، منطقه‌ای که آنقدر برف می‌بارد که برف آن نه یک نوع، بلکه چندین نوع است.
بارها در طی زندگی تعادل روحی روانی او به هم خورد،بعد از مرگ برادرش اول خودکشی ناموفق داشت. عاشق یک گیشا شد و با او فرار کرد و باعث رسوایی برای خانواده‌اش شد.
بار دیگر اقدام به جوشی یا شینجو کرد: خودکشی عاشقانه.
جوشی نوعی خودکشی است که عاشق و معشوق به امید وصال در دنیای دیگر با هم خودکشی می‌کنند.
سه بار از شش بار خودکشی دازای از جمله مرتبه‌ی آخر به روش جوشی بود.
منتقدی در موردش نوشت: "در زندگی نویسنده ابرهای شومی وجود دارد که استعداد او را به ایجاد نفرت و بیزاری وا می‌دارد."

دازای بسیار برآشفت و در جواب نوشت: "به نظر شما، آیا فقط داشتن زندگی عالی، پرورش پرندگان کوچک و دیدن رقص، زندگی است؟"
بعد از اتمام زوال بشری، با آخرین زن زندگی‌اش در بارندگی شدید از خانه خارج شدند، دستشان را به هم بستند و به رودخانه‌ی تاما پریدند.

او بعد از اتمام هر اثری رنج می‌برد که مبادا خوانندگانش را فریب داده باشد، به همین دلیل بارها و بارها از آنها معذرت‌خواهی کرده بود.
یکی از آخرین کتاب‌هایی که روی میزتحریر دازای به جای مانده بود رباعیات خیام است.
او در کتاب زوال بشری دوازده رباعی از خیام نقل می‌کند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#پیشنهاد_کتاب

دکتر ژیواگو
بوریس پاسترناک
[از شعرهای «یوری ژیواگو» در فصل هفدهم رمان دکتر ژیواگو]

هملت

فرو مى‌نشیند همهمه. گام مى‌نهم بر صحنه.
تکیه‌داده به درگاه،
صیدگیر مى‌شوم پژواک‌هاى دور را
از رخدادهاى زمانه‌ام.

نشانه‌گاه ظلمت شب شده‌ام من،
آماج مستقیم هزاران دوربین.
اَبّا، اى پدر، رحمتى کن،
این پیاله را بگردان از من.

عاشقم استوارى مشیتت را، عزیزش مى‌دارم،
و خرسندم به ایفاى نقش خویش.
اما اینک نمایشى بر صحنه است از رنگى دیگر ــــ
پس معذورم بدار همین یک بار را.

اما دریغا که بازگشتى نیست راه را.
مقرر شده است ترتیب پرده‌ها پیشاپیش.
و پایان راه ناگزیر.
من تنهایم و همه چیز غرقه‌ست در فریسیگرى.
زندگى گُلگشت در دشت نیست.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

"نه می‌توانیم بمیریم، نه می‌توانیم زندگی کنیم.
نه می‌توانیم همدیگر را ببینیم، نه می‌توانیم همدیگر را ترک کنیم.
به تنگنای عجیبی افتاده‌ایم."

گوشه‌نشینان آلتونا~ژان‌پل سارتر

•••
#art
#painting
Artist: Luca Morreli 2010

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب


▫️فلسفه‌ی قاره‌ای و معنای زندگی
▫️▫️جولیان یانگ


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب


▫️فلسفه‌ی قاره‌ای و معنای زندگی
▫️▫️جولیان یانگ


زمانی که نیچه به سال ۱۸۸۲ اعلان داشت که "خدا مرده است" مقصود او صرفاً ناظر به خدای مسیحیت سنتی نبود.
بلکه هر آن چیزی را مد نظر داشت که کارکردِ معنا-دهی را در زندگی انسانی شکل می‌دهد که پیش‌تر به وسیله‌ی باور به خدای مسیحیت سنتی صورت گرفته بود.
به دیگر بیان یک دین، هر آن چیزی است که باور به جهان حقیقی را مسلم فرض می‌گیرد و بدان وعده می‌دهد.


"ویژگی کلی این جهان....در تمامی ابدیت آشفتگی است."

فلسفه‌ی قاره‌ای رادیکال با بازشناسی این مساله آغاز می‌شود که نه تنها خدای مسیحی بل همه‌ی چنین "سایه‌هایی از خدا" نیز تنها عبارتند از سراب‌ها، فرافکنی‌هاس "بشرانگارانه" و افکاری خواستنی که اساسی در واقعیت ندارند.
واقعیت در معنای مورد نظر نیچه عبارت از آشفتگی است.
اما در چنین جهان آشفته‌ای زندگی چگونه می‌تواند ارزش زیستن داشته باشد و یا به عبارتی معنادار باشد؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

▫️برادران کارامازوف
▫️▫️داستایفسکی
▫️▫️▫️احد علیقلیان



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

▫️برادران کارامازوف
▫️▫️داستایفسکی
▫️▫️▫️احد علیقلیان


برادران کارامازوف حماسه‌ای است متشکل از نزدیک به ۴۰۰,۰۰۰ کلمه.
تلاش برای توصیف محتوای آن همانقدر نابسنده خواهد بود که ایلیاد را شعری درباره‌ی خشم آخیلیس وصف کنیم.
سه برادرند: دیمیتری مرد شهوت‌ران گناهکار است و ایوان روشنفکر شکاک.
آن کسی که در صومعه بار آمده و دوباره رو به دنیا می‌کند تا نور آرمان مسیحی را به زندگی روزمره ببخشد برادر کوچکتر آلیوشاست.
پیرنگ داستان، قتل پدر این سه برادر است، که مردی‌ست هیولاوش، شهوت‌ران و رذل.

بیشتر رمان از گفت‌‌وگو و حدیث نفس تشکیل شده است.
بزرگی شخصیت‌های داستایفسکی شیوه‌ی پدیدار شدن آن‌ها در کتاب، از همین روست؛ چندان که مفسران معمولا با خود این شخصیت‌ها بحث و جدل می‌کنند یا موافقت می‌کنند انگار که کاملا مستقل از نویسنده‌شان هستند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب
اسطوره‌ی سیزیف
آلبر کامو


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب
اسطوره‌ی سیزیف
آلبر کامو


سیزیف در اساطیر یونان به‌خاطر فاش‌کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله‌ی یک کوه حمل کند، اما همین که به قله می‌رسد، سنگ به پایین می‌غلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد. آلبر کامو می‌گوید پیروزی او در آگاهی است. هنگامی که سنگ سقوط می‌کند و سیزیف لحظه‌ای درنگ می‌کند و بر می‌گردد، این لحظه‌ است که نشان می‌دهد سیزیف به شکنجه‌ی خویش و پوچ‌بودن کارش آگاه است.
کتاب اسطوره‌ی سیزیف از ۴ فصل اصلی استدلال پوچ، انسان پوچ‌گرا، آفرینش پوچ و اسطوره‌ی سیزیف تشکیل شده است. در نظر کامو فلسفی‌ترین مفهوم موجود، خودکشی است و پاسخ به این پرسش که آیا زیستن ارزشمند است؟ هرچند او با امیدهای واهی و امیدواربودن غیرمنطقی مخالف است، از طرفی خودکشی را نیز مقابل عصیان و شکلی از تسلیم‌شدگی می‌داند که درنظرش پسندیده نیست.

«اگر بخواهید باید بگویم که دل‌های پاک می‌توانند محل دقیق برخورد انسان و غیرانسانی را در همه جا ببینند. اگر فاوست و دن‌کیشوت آفریدگان برجسته‌ی هنرند، برای بزرگی بی‌حد و حصری است که با دست‌های زمینی‌شان به ما نشان می‌دهند. با وجود این، همیشه لحظه‌ای فرامی‌رسد که ذهن آدمی به انکار حقایقی بپردازد که این دست‌ها می‌توانند لمس کنند. لحظه‌ای فرا می‌رسد که آفرینش دیگر درگیر امر تراژیک نیست بلکه تنها گرفتار مسائل جدی است. آن‌گاه آدمی امید پیشه می‌کند و بدان سرگرم می‌شود. اما کار او این نیست. کار او این است که از ترفندها روی‌گردان شود. با وجود این، در پایان اقامه‌ی دعوای پرشور کافکا بر ضد کل جهان، باز با او روبه‌رو می‌شویم. رای باورنکردنی‌اش سرانجام جهان نفرت‌انگیز و اندوهباری را که در آن موش‌های کور هم به امید روی می‌آورند، تبرئه می‌کند.»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#دیالوگ_برتر

دکتر لکتر: می‌دونی چرا وقتی یک چوب رو بهت میدم دوست داری بکوبی رو پاهات تا اینکه اون رو از وسط بشکنی؟

کلاریس: نمی‌د‌ونم.

دکتر لکتر: چون اولین چیزیه که به تو حس تملکِ اون چوب رو میده. این در مورد ما هم هست، وقتی همدیگر رو خُرد می‌کنیم حس تملک داریم. ببین کُشتن چه لذتی داره!

The Silence of the Lambs (1991)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنر

Discobolo Lancelloti (450 قبل از میلاد - 🇬🇷)، از Myron، Muzeo Nazionale Romano، Roma

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنر
Discobolo Lancelloti (450 قبل از میلاد - 🇬🇷)، از Myron، Muzeo Nazionale Romano، Roma

این مجسمه تنها نمونه تقریباً کاملاً حفظ شده از نوع خود، کپی وفاداری از یکی از تحسین برانگیزترین آثار دوران باستان است: دیسکوبولوس برنزی مجسمه‌ساز یونانی مایرون. این ورزشکار که در لحظه قبل از رهاسازی دیسک گرفته شده است، با یک عمل پیچیده به فضای اطراف حرکت می کند، که نمونه ای از آزمایش با کانن های جدید برای نمایش پلاستیکی بدن انسان در حال حرکت است.
در جهان یونان مرسوم بود که ورزشکارانی که در مسابقات پانهلنیک پیروز می شدند، مجسمه های برنزی را در مکان های مقدس تقدیم می کردند. تصویر ایده آل ورزشکار با خدایان که از مسابقات ورزشی مانند هراکلس یا هرمس محافظت می کردند، شبیه سازی شد و جلال فضایل زمینی را با جشن الهی یکی می کردند.
طبیعت مقدس و کارکرد مدنی نمونه نذورات برنزی از مقدسات یونانی، مانند نذورات در المپیا و دلفی، در نسخه‌های مرمری رومی گم شد که به ساختمان‌های عمومی تزئین‌شده مانند حمام، استادیوم، تئاتر یا مجتمع‌های ساختمانی خصوصی، به‌ویژه ویلاهای مسکونی سفارش داده شده بود.

در دنیای روم، ایده آل فرهنگ فیزیکی با تعادل هماهنگی که بدن ورزشکار در قالب آثار هنری منتقل می کرد، نمونه بود.
سلیقه و انتخاب سبک حامیان رومی، مجسمه مایرون از دیسکوبولوس را به محبوبیت خاصی تبدیل کرد و کپی‌های متعددی از سنگ مرمر باقی مانده است.

منابع باستانی هم در مورد محل مفرغ اصلی یونانی و هم در مورد شرایط سخت آن ساکت هستند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity