🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اینجا مینشینم و شعری میخوانم. آدمهای زیادی در تالارند، اما وجودشان حس نمیشود. غرق در کتابها، گهگاه توی صفحهها تکان میخورند. همچون خفتگانی که میان دو رؤیا غلت میزنند. آخ، بودن در میان کسانی که کتاب میخوانند چه خوب است. چرا آنها همیشه چنین نیستند؟ میتوان سراغشان رفت و آهسته دست بر شانهشان گذاشت؛ هیچ احساس نمیکنند و اگر هنگام برخاستن، ندانسته تنۀ سبکی به بغل دستی بزنی و پوزش بخواهی، به همانسو که صدایت را میشنود، سر میجنباند، صورتش به سویت برمیگردد، و تو را نمیبیند و مویش به موی خفتهای میماند. چقدر مایۀ آرامش است! من هم مینشینم و شاعری برمیگزینم. چه سرنوشتی! شاید اکنون سیصد نفر در تالار کتاب میخوانند؛ اما محال است که هر یک از آنها شاعری داشته باشد. (خدا میداند که چه دارند.) سیصد شاعر که وجود ندارد، اما بازی روزگار را ببین: من، شاید تهیدستترینِ همۀ این کتابخوانها، یک بیگانه: شاعری دارم.
کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
نویسنده: راینر ماریا ریلکه
مترجم: مهدی غبرایی
انتشارات نیلوفر
شرح تصاویر:
Ovid's Fasti Series~2023
Photographer: Alvin Ng
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اینجا مینشینم و شعری میخوانم. آدمهای زیادی در تالارند، اما وجودشان حس نمیشود. غرق در کتابها، گهگاه توی صفحهها تکان میخورند. همچون خفتگانی که میان دو رؤیا غلت میزنند. آخ، بودن در میان کسانی که کتاب میخوانند چه خوب است. چرا آنها همیشه چنین نیستند؟ میتوان سراغشان رفت و آهسته دست بر شانهشان گذاشت؛ هیچ احساس نمیکنند و اگر هنگام برخاستن، ندانسته تنۀ سبکی به بغل دستی بزنی و پوزش بخواهی، به همانسو که صدایت را میشنود، سر میجنباند، صورتش به سویت برمیگردد، و تو را نمیبیند و مویش به موی خفتهای میماند. چقدر مایۀ آرامش است! من هم مینشینم و شاعری برمیگزینم. چه سرنوشتی! شاید اکنون سیصد نفر در تالار کتاب میخوانند؛ اما محال است که هر یک از آنها شاعری داشته باشد. (خدا میداند که چه دارند.) سیصد شاعر که وجود ندارد، اما بازی روزگار را ببین: من، شاید تهیدستترینِ همۀ این کتابخوانها، یک بیگانه: شاعری دارم.
کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
نویسنده: راینر ماریا ریلکه
مترجم: مهدی غبرایی
انتشارات نیلوفر
شرح تصاویر:
Ovid's Fasti Series~2023
Photographer: Alvin Ng
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آسمانِ_برلین
ویم وندرس / پتر هانتکه
ترجمه صفی یزدانیان
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آسمانِ_برلین
ویم وندرس / پتر هانتکه
ترجمه صفی یزدانیان
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آسمانِ_برلین
ویم وندرس / پتر هانتکه
ترجمه صفی یزدانیان
فیلمنامه «آسمان برلین» نوشته مشترک ویم وندرس فیلم ساز آلمانی و «پیتر هانتکه» نمایشنامهنویس مطرح این کشور است که اواخر دهه ۸۰ میلادی نگاشته شده است. هانتکه جایزه بینالمللی ایبسن را که مهمترین جایزه هنری در حوزه تئاتر است دریافت کرده است.
تبعات جنگ جهانی دوم تا سالها سایهاش بر سر کشورهای اروپایی هویدا بود. در رسانهای قوی چون سینما هنوز هم بعد از نیم قرن موضوعهای مرتبط با جنگ دستمایه تولید آثار مختلف قرار میگیرد ولی حکایت فیلم تحسینبرانگیز وندرس با سقوط دو فرشته به برلین به غلتک شروع میشود و مناسبات این دو فرشته با آدمهای مختلف روایت شاعرانه فیلم را غنا میبخشد. صفی یزدانیان مترجم فیلمنامه «آسمان برلین» در پیش درآمد کتاب یادآور میشود:
«آسمان برلین یکی از درخشانترین نمونههای استفاده سینما از متن ادبی است. اگر چه در آن از متنی یگانه و چیره، نشانی نمیتوان یافت؛ ویم وندرس شعری از راینر ماریا ریلکه را از نخستین سرچشمههای این فیلم دانسته، حضور پیتر هانتکه در شکلگیری قصه اصلی و بخش عمدهای از گفتارها نقشی عمده داشته، و در خود فیلم به متنهای بسیار، از اودیسه هومر تا دعاهای مسیحی، واز پوشکین تا ریلکه و... اشارههایی گاه آشکار و گاه نهان تر شده است.»
فرشتههای فیلم در کتابخانه ملی برلین میان حضار کتابخوان پرسه میزنند و صدای ذهنی آنها را رصد میکنند. یکی از فرشتهها به زنی که شعری از پوشکین میخواند نزدیک میشود. در صفحه ۲۴ کتاب میخوانیم: «دوستت میداشتم: شاید هنوز نیز/آتش سینهام پایان نگرفته است/اما نمیخواهم که با این آتش درد تو باز آغاز شود/هیچ چیز را برای برانگیختن احساسی در تو نمیخواهم/تو را دوست میداشتم، در سکوتهایی نومید/ با خجلت و حسدی به هم آمیخته و اندوهگین/تو را دوست میداشتم، چندان عمیق و چندان وفادار / که خدا را، چه کسی جز من چنین دوست داشته است؟»
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آسمانِ_برلین
ویم وندرس / پتر هانتکه
ترجمه صفی یزدانیان
فیلمنامه «آسمان برلین» نوشته مشترک ویم وندرس فیلم ساز آلمانی و «پیتر هانتکه» نمایشنامهنویس مطرح این کشور است که اواخر دهه ۸۰ میلادی نگاشته شده است. هانتکه جایزه بینالمللی ایبسن را که مهمترین جایزه هنری در حوزه تئاتر است دریافت کرده است.
تبعات جنگ جهانی دوم تا سالها سایهاش بر سر کشورهای اروپایی هویدا بود. در رسانهای قوی چون سینما هنوز هم بعد از نیم قرن موضوعهای مرتبط با جنگ دستمایه تولید آثار مختلف قرار میگیرد ولی حکایت فیلم تحسینبرانگیز وندرس با سقوط دو فرشته به برلین به غلتک شروع میشود و مناسبات این دو فرشته با آدمهای مختلف روایت شاعرانه فیلم را غنا میبخشد. صفی یزدانیان مترجم فیلمنامه «آسمان برلین» در پیش درآمد کتاب یادآور میشود:
«آسمان برلین یکی از درخشانترین نمونههای استفاده سینما از متن ادبی است. اگر چه در آن از متنی یگانه و چیره، نشانی نمیتوان یافت؛ ویم وندرس شعری از راینر ماریا ریلکه را از نخستین سرچشمههای این فیلم دانسته، حضور پیتر هانتکه در شکلگیری قصه اصلی و بخش عمدهای از گفتارها نقشی عمده داشته، و در خود فیلم به متنهای بسیار، از اودیسه هومر تا دعاهای مسیحی، واز پوشکین تا ریلکه و... اشارههایی گاه آشکار و گاه نهان تر شده است.»
فرشتههای فیلم در کتابخانه ملی برلین میان حضار کتابخوان پرسه میزنند و صدای ذهنی آنها را رصد میکنند. یکی از فرشتهها به زنی که شعری از پوشکین میخواند نزدیک میشود. در صفحه ۲۴ کتاب میخوانیم: «دوستت میداشتم: شاید هنوز نیز/آتش سینهام پایان نگرفته است/اما نمیخواهم که با این آتش درد تو باز آغاز شود/هیچ چیز را برای برانگیختن احساسی در تو نمیخواهم/تو را دوست میداشتم، در سکوتهایی نومید/ با خجلت و حسدی به هم آمیخته و اندوهگین/تو را دوست میداشتم، چندان عمیق و چندان وفادار / که خدا را، چه کسی جز من چنین دوست داشته است؟»
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چرا انسان می رقصد؟
نیچه از زبان زرتشت می گوید:
“من تنها به خدایی باور دارم که رقصیدن را می داند”.
لوسین شاعر یونانی قرن دوم می گوید: “رقص با دنیا زاده شده و در تمام نمایش های پر شور دنیایی عامل اصلی وحدت بوده است”.
تصویر ۲۰ رقصنده به همراه نوازندگان قدیمی ترین تصویر از رقص انسان می باشد که ۱۲هزار سال پیش در غاری در هند ثبت شده است.
البته تاریخ دقیق آغاز رقصیدن انسان مشخص نیست اما آنچه که پیداست هنر رقصیدن و موسیقی قدمتی بیشتر از باقی هنر ها دارند.
انسان شناسان پاسخ های متنوعی به اینکه چرا انسان می رقصد داده اند، برخی می گویند رقصیدن نوعی تقلید انسان از طبیعت و حرکت حیوانات و نوعی هم سویی و ارتباط با آنها بوده است
برخی دیگر رقص را ناشی از کارِ گروهی و از برای ایجاد هماهنگی میان حرکات اعضای گروه کار می دانند
همچنین انسان در هنگام رقص با بدن خود به یکپارچگی می رسد و شاید به همین دلیل رقص در فرهنگ های مختلف خاصیت درمانی هم داشته است(مثل مراسم زار در جنوب ایران)
رقص نوعی ارتباط با ماورا و رازهای طبیعت است مانند مراسم های جادو در بشر اولیه و رقص سماع در میان صوفیه، یا انکه رقص نوعی آیین جفت یابی بوده (البته هنوز هم هست).
علاوه بر همه ی موارد مذکور رقص نوعی ایجاد وحدت و یکپارچیگی میان افراد یک قوم و قبیله بوده و در مراسم پیش از جنگ و پیروزی ها و جشن های مختلف به عنوان بهترین روش ایجاد اتحاد و روحیه بخشی برپا می شده
افرادی که مشترکا می رقصند تجربه ی نوعی هم سویی و صمیمیت می کنند که بسیار دلرباست، گویی هنگام رقص بسیاری از کلیشه های اجتماعی کنار می روند و تجربه ای از برابری اتفاق می افتد
همواره مجذوب چنین لحظاتی شده ام و حس عمیقی از نوع دوستی را تجربه کرده ام.
رقصیدن یک زوج باهم نیز موجب ایجاد عشق و صمیمیت بیشتر میان آنها می شود
متاسفانه فرهنگ ما این هنر را بسیار نادیده می گیرد و یا بسیاری از افراد رقصیدن را کاری جلف و دور از شان انسانی می دانند حتی مجری تلویزویون به خاطر کلمه رقصیدن عذرخواهی می کند
با آنکه نویسنده خود بهره ای از هنر رقص ندارد😀 (البته در سال های اتی حتما به آن خوهم پرداخت)اما می گویم خوش به سعادت آنانی که خوب می رقصند
خلاصه آنکه به فرزندان خود از کودکی رقصیدن و شاد بودن را بیاموزید .همین.
#دکتر_ناصر_سبزیان_پور_رواندرمانگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چرا انسان می رقصد؟
نیچه از زبان زرتشت می گوید:
“من تنها به خدایی باور دارم که رقصیدن را می داند”.
لوسین شاعر یونانی قرن دوم می گوید: “رقص با دنیا زاده شده و در تمام نمایش های پر شور دنیایی عامل اصلی وحدت بوده است”.
تصویر ۲۰ رقصنده به همراه نوازندگان قدیمی ترین تصویر از رقص انسان می باشد که ۱۲هزار سال پیش در غاری در هند ثبت شده است.
البته تاریخ دقیق آغاز رقصیدن انسان مشخص نیست اما آنچه که پیداست هنر رقصیدن و موسیقی قدمتی بیشتر از باقی هنر ها دارند.
انسان شناسان پاسخ های متنوعی به اینکه چرا انسان می رقصد داده اند، برخی می گویند رقصیدن نوعی تقلید انسان از طبیعت و حرکت حیوانات و نوعی هم سویی و ارتباط با آنها بوده است
برخی دیگر رقص را ناشی از کارِ گروهی و از برای ایجاد هماهنگی میان حرکات اعضای گروه کار می دانند
همچنین انسان در هنگام رقص با بدن خود به یکپارچگی می رسد و شاید به همین دلیل رقص در فرهنگ های مختلف خاصیت درمانی هم داشته است(مثل مراسم زار در جنوب ایران)
رقص نوعی ارتباط با ماورا و رازهای طبیعت است مانند مراسم های جادو در بشر اولیه و رقص سماع در میان صوفیه، یا انکه رقص نوعی آیین جفت یابی بوده (البته هنوز هم هست).
علاوه بر همه ی موارد مذکور رقص نوعی ایجاد وحدت و یکپارچیگی میان افراد یک قوم و قبیله بوده و در مراسم پیش از جنگ و پیروزی ها و جشن های مختلف به عنوان بهترین روش ایجاد اتحاد و روحیه بخشی برپا می شده
افرادی که مشترکا می رقصند تجربه ی نوعی هم سویی و صمیمیت می کنند که بسیار دلرباست، گویی هنگام رقص بسیاری از کلیشه های اجتماعی کنار می روند و تجربه ای از برابری اتفاق می افتد
همواره مجذوب چنین لحظاتی شده ام و حس عمیقی از نوع دوستی را تجربه کرده ام.
رقصیدن یک زوج باهم نیز موجب ایجاد عشق و صمیمیت بیشتر میان آنها می شود
متاسفانه فرهنگ ما این هنر را بسیار نادیده می گیرد و یا بسیاری از افراد رقصیدن را کاری جلف و دور از شان انسانی می دانند حتی مجری تلویزویون به خاطر کلمه رقصیدن عذرخواهی می کند
با آنکه نویسنده خود بهره ای از هنر رقص ندارد😀 (البته در سال های اتی حتما به آن خوهم پرداخت)اما می گویم خوش به سعادت آنانی که خوب می رقصند
خلاصه آنکه به فرزندان خود از کودکی رقصیدن و شاد بودن را بیاموزید .همین.
#دکتر_ناصر_سبزیان_پور_رواندرمانگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
منطق عادتها چیست؟
مثلاً شما ابتدا به هر دليلي شکر خوردن را انتخاب ميکنيد.
سپس در يک فرايند تدريجي، به عادتِ روزمرهی شما تبديل ميشود.
انباشت اين عادتها ميشود سبک زندگي شما.
سبکی از زندگی که برای شما، مانند آب است برای ماهی.
یعنی در آن غوطهورید؛ به آن توجه ندارید؛ و جور دیگر زندگی کردن را نمیتوانید تصور کنید.
این فرایند، در سیگار کشیدن، اعتیاد، بدغذایی و بدخوابی، چاقی و اضافه وزن، تنشهای روانی و ارتباطی با دیگران، و حتی اخلاقیاتی مثل حسادت، پرخاشگری، کینه، و ... مشترک است.
البته، منطق چیزهای مثبت و خوب نیز همین است: عادتهایی که پس از مدتی به سبک زندگی تبدیل میشوند.
مهمترين نقطهي اشتراک سبکهاي مختلف زندگي آن است که تغييرشان سخت است، و اگر احياناً تغييری هم ايجاد شود، نگهداري آن تغيير دشوار است.
شروع به ورزشِ منظم روزانه براي کسي که ورزش نميکند، همان اندازه سخت است که کنار گذاشت هروئين از سوي يک معتاد.
ادامه دادن به ورزشي که شروع شده، همانقدر سخت است که مجدداً سراغ مواد نرفتن.
چه باید کرد؟
براي تغيير سبک زندگي، تصميم به تغيير سبک زندگي نگیرید.
تصميمهاي بزرگ و انقلابي، مثل همان سنگهاي بزرگي هستند که نشانهي نزدن ميباشند.
همهي ما دهها بار تصميمات بزرگی گرفتهايم که در نودونه درصد آنها موفق نشدهايم.
اينها بيشتر يکجور هيجان انقلابي در روان ما هستند که زودگذرند.
از يک گوشهی کوچک شروع کنید و مثل موريانه به بقيهي جاها نفوذ کنید.
درست مثل فرایند عضوگیری در شرکتهای هرمی.
اهداف بزرگ را به اهداف کوچک خرد کنید. هیچکس یکشبه حسن یزدانی، انیشتن یا ایلان ماسک نشده
از يک چيزِ کوچک شروع کنيد؛ مثل ورزشکاران رزمي.
آنها وقتي باشگاه ميروند، نميگويند ماهِ بعد بايد کمربند سياه را بگيرم.
بلکه هدفشان کمربند نارنجي است، و بعد سبز و آبي و قرمز و قهوهاي و سياه.
براي شروع به ورزش از روزي چند دراز و نشست شروع کنيد. براي لاغر شدن، يک عادتتان را کم کنيد
مثلاً يک پنجم از نان و شکر روزانه. براي سيگار نکشيدن، در يک جاي خاص سيگار نکشيد.
البته در آنها نمانيد و کار را توسعه دهید.
توجه داشته باشید که ترک عادتها با اراده و تصمیم مشکل است. روی ارادهتان خیلی حساب باز نکنید. از کنترل محیطی استفاده کنید. مثلاً اگر اعتیاد به گوشی دارید؛ شبها آن را به خانه نیاورید بگذارید توی ماشین یا زیرزمین که با همین اجبار محیطی، ساعاتی را بدون گوشی باشید.
دوم اینکه، طبیعیست که پس از مدتی انگیزهی آدم کم میشود.
شما نیاز دارید که برای تغیر عادتها و سبک زندگی، هرچند وقت انگیزهی تازهای پیدا کنید.
کسی که میخواهد لاغر کند، پس از مدتی میگوید: ای ی ی بابا، که چی بشه.
حالا همین آدم میتواند دو کیلو را بهخاطر سلامتی کم کند؛ دو کیلو را بهخاطر خوشتیپی؛ دو کیلو را بهخاطر محبوبش؛ دو کیلو را بهخاطر اعتماد به نفس و نگاه مثبت دیگران و ... .
زندگي بدون عادتها محال است.
مهم آن است که بهتدریج چند عادت خوب روزانه در زندگيمان بهوجود آوريم که نقطهي اتکاي ما باشند و به ما انرژي و معنا بدهند.
مثلا روزي ده دقيقه بدويم.
يا با خانواده کتاب بخوانيم. يا با رفقا خوش باشيم. يا مراقبه و یوگا کنيم. بنویسیم و ...
عادتهاي خوبي که حال ما را خوب ميکنند. مثل پدربزرگها که هرروز نان تازه ميخرند براي خانه. یا آنها که ماهی یکبار باید کوه بروند. عادتهای خوب، ستون بهزیستیِ ما هستند.
سازمان بهداشت جهانی توصیهی مهم برای کاهش مرگومیر تا سال 2050 دارد:
در کنار پیشرفتهای پزشکی، نیاز به تغییر سبک زندگی داریم. کافیست در هر کشوری، تنها یک درصد آدمها سبک زندگیشان را تغییر دهند: سیگار نکشند؛ نمک نخورند؛ ورزش کنند
با پرورش روان از فشارهای روانی بکاهند؛ همزیستیِ مسالمتآمیز را یاد بگیرند و ... .
#دکتر_محسن_زندی _روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
منطق عادتها چیست؟
مثلاً شما ابتدا به هر دليلي شکر خوردن را انتخاب ميکنيد.
سپس در يک فرايند تدريجي، به عادتِ روزمرهی شما تبديل ميشود.
انباشت اين عادتها ميشود سبک زندگي شما.
سبکی از زندگی که برای شما، مانند آب است برای ماهی.
یعنی در آن غوطهورید؛ به آن توجه ندارید؛ و جور دیگر زندگی کردن را نمیتوانید تصور کنید.
این فرایند، در سیگار کشیدن، اعتیاد، بدغذایی و بدخوابی، چاقی و اضافه وزن، تنشهای روانی و ارتباطی با دیگران، و حتی اخلاقیاتی مثل حسادت، پرخاشگری، کینه، و ... مشترک است.
البته، منطق چیزهای مثبت و خوب نیز همین است: عادتهایی که پس از مدتی به سبک زندگی تبدیل میشوند.
مهمترين نقطهي اشتراک سبکهاي مختلف زندگي آن است که تغييرشان سخت است، و اگر احياناً تغييری هم ايجاد شود، نگهداري آن تغيير دشوار است.
شروع به ورزشِ منظم روزانه براي کسي که ورزش نميکند، همان اندازه سخت است که کنار گذاشت هروئين از سوي يک معتاد.
ادامه دادن به ورزشي که شروع شده، همانقدر سخت است که مجدداً سراغ مواد نرفتن.
چه باید کرد؟
براي تغيير سبک زندگي، تصميم به تغيير سبک زندگي نگیرید.
تصميمهاي بزرگ و انقلابي، مثل همان سنگهاي بزرگي هستند که نشانهي نزدن ميباشند.
همهي ما دهها بار تصميمات بزرگی گرفتهايم که در نودونه درصد آنها موفق نشدهايم.
اينها بيشتر يکجور هيجان انقلابي در روان ما هستند که زودگذرند.
از يک گوشهی کوچک شروع کنید و مثل موريانه به بقيهي جاها نفوذ کنید.
درست مثل فرایند عضوگیری در شرکتهای هرمی.
اهداف بزرگ را به اهداف کوچک خرد کنید. هیچکس یکشبه حسن یزدانی، انیشتن یا ایلان ماسک نشده
از يک چيزِ کوچک شروع کنيد؛ مثل ورزشکاران رزمي.
آنها وقتي باشگاه ميروند، نميگويند ماهِ بعد بايد کمربند سياه را بگيرم.
بلکه هدفشان کمربند نارنجي است، و بعد سبز و آبي و قرمز و قهوهاي و سياه.
براي شروع به ورزش از روزي چند دراز و نشست شروع کنيد. براي لاغر شدن، يک عادتتان را کم کنيد
مثلاً يک پنجم از نان و شکر روزانه. براي سيگار نکشيدن، در يک جاي خاص سيگار نکشيد.
البته در آنها نمانيد و کار را توسعه دهید.
توجه داشته باشید که ترک عادتها با اراده و تصمیم مشکل است. روی ارادهتان خیلی حساب باز نکنید. از کنترل محیطی استفاده کنید. مثلاً اگر اعتیاد به گوشی دارید؛ شبها آن را به خانه نیاورید بگذارید توی ماشین یا زیرزمین که با همین اجبار محیطی، ساعاتی را بدون گوشی باشید.
دوم اینکه، طبیعیست که پس از مدتی انگیزهی آدم کم میشود.
شما نیاز دارید که برای تغیر عادتها و سبک زندگی، هرچند وقت انگیزهی تازهای پیدا کنید.
کسی که میخواهد لاغر کند، پس از مدتی میگوید: ای ی ی بابا، که چی بشه.
حالا همین آدم میتواند دو کیلو را بهخاطر سلامتی کم کند؛ دو کیلو را بهخاطر خوشتیپی؛ دو کیلو را بهخاطر محبوبش؛ دو کیلو را بهخاطر اعتماد به نفس و نگاه مثبت دیگران و ... .
زندگي بدون عادتها محال است.
مهم آن است که بهتدریج چند عادت خوب روزانه در زندگيمان بهوجود آوريم که نقطهي اتکاي ما باشند و به ما انرژي و معنا بدهند.
مثلا روزي ده دقيقه بدويم.
يا با خانواده کتاب بخوانيم. يا با رفقا خوش باشيم. يا مراقبه و یوگا کنيم. بنویسیم و ...
عادتهاي خوبي که حال ما را خوب ميکنند. مثل پدربزرگها که هرروز نان تازه ميخرند براي خانه. یا آنها که ماهی یکبار باید کوه بروند. عادتهای خوب، ستون بهزیستیِ ما هستند.
سازمان بهداشت جهانی توصیهی مهم برای کاهش مرگومیر تا سال 2050 دارد:
در کنار پیشرفتهای پزشکی، نیاز به تغییر سبک زندگی داریم. کافیست در هر کشوری، تنها یک درصد آدمها سبک زندگیشان را تغییر دهند: سیگار نکشند؛ نمک نخورند؛ ورزش کنند
با پرورش روان از فشارهای روانی بکاهند؛ همزیستیِ مسالمتآمیز را یاد بگیرند و ... .
#دکتر_محسن_زندی _روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
چه خوب می شد
اگر می شد از اینکه زنده ایم
همیشه
خوشحال باشیم...
#اوریانا_فالاچی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
چه خوب می شد
اگر می شد از اینکه زنده ایم
همیشه
خوشحال باشیم...
#اوریانا_فالاچی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#تلنگر
این دیاگرام(طرح ظاهری) اندام جان ادوارد جونز غارنورد ۲۶ سالهست که موقع غارنوردی توی حفره گیر کرد و تیم نجات و دوستانش هم نتونستن خارجش کنن و ۲۸ ساعت بعد از دنیا رفت. جسدش هنوز همونجاست و غار هم پلمپ شده. بدترین شکل مردن
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#تلنگر
این دیاگرام(طرح ظاهری) اندام جان ادوارد جونز غارنورد ۲۶ سالهست که موقع غارنوردی توی حفره گیر کرد و تیم نجات و دوستانش هم نتونستن خارجش کنن و ۲۸ ساعت بعد از دنیا رفت. جسدش هنوز همونجاست و غار هم پلمپ شده. بدترین شکل مردن
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#تلنگر
شاهد وسیعترین ارز خواری (چای دبش)، باغخواری (ازگل)، جنگلخواری (الیمالات) و نهادهدام خواری ( کاظمینی) که فقط در سه ماه گذشته افشا شده نبوده، اما شاهد روزهخواری بوده! یجوری ریاکاری میکنن انگار ما از پشت کوه اومدیم!
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#تلنگر
شاهد وسیعترین ارز خواری (چای دبش)، باغخواری (ازگل)، جنگلخواری (الیمالات) و نهادهدام خواری ( کاظمینی) که فقط در سه ماه گذشته افشا شده نبوده، اما شاهد روزهخواری بوده! یجوری ریاکاری میکنن انگار ما از پشت کوه اومدیم!
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
نژادپرستی رو نابود کن
مثل یه پاندا!
اون سیاهه
سفیدم هست
و در عین حال آسیاییه.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
نژادپرستی رو نابود کن
مثل یه پاندا!
اون سیاهه
سفیدم هست
و در عین حال آسیاییه.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity