🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_آشنایی_با_سازها
✅ خانواده سازهای کوبه ای
تیمپانی
طبل بزرگ (Bass)
طبل کوچک (Snare)
سنج
مثلت
قاشقک
تام تام (Gong)
دایره زنگی
گزیلوفون
ماریمبافون
گلوکن شپیل
ویبرافون
ناقوس
تنبک
ضرب زورخانه
دهل
دف
دایره (قاوال)
نقاره
گورگه
هنگ ، کاخن ، درام و پرکاشن و ...
📝 سازهای مورد استفاده در موسیقی دستگاهی :
تار
سه تار
عود (بربط)
سنتور
قانون
نی هفت بند
کمانچه
قیچک
رباب
تنبک
دف (دایره زنگی)
📝 سازهای زهی زخمه ای نواحی :
دو تار خراسان
تنبور لرستان
تمبوره تالش
تمبورک بلوچ
رباب 18 تار بلوچ
رباب 5 تار بلوچ
بینجو بلوچ
تمبیره نوبان هرمزگان
باغلاما ارومیه
تار آذربایجانی (آ.ش ، آ.غ)
قوپوز (اردبیل، آ.شرقی و غربی)
📝 سازهای آرشه ای نواحی :
سروز (قیچک) : بلوچ
کمانچه ها :نواحی مختلف ایران
ربابه خوزستان
📝 سازهای پوستی و کوبه ای
دهل سیستان
دمام بوشهر
دهلک (دکر) بلوچ
نقاره (مناطق ترک نشین)
دف کردستان ، اعراب
دایره(قاوال) آذربایجان
چاک هرمزگان
کرب مناطق مختلف
سنج بوشهری
کوزه تال بلوچ
ترکی مازندران
زنبورک ترکمن
قارقارک مناطق مختلف
📝 ساز های بادی :
ورورک
نی
نی لبک
سوتک
قرنه مازندرانی
دوزله کردستان
نی جفتی هرمزگان
نی انبان بوشهر
سرنا خراسان ، کرمانشاه
کرنا فارس
بالابان (مناطق ترک نشین)
نفیر
شیپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_آشنایی_با_سازها
✅ خانواده سازهای کوبه ای
تیمپانی
طبل بزرگ (Bass)
طبل کوچک (Snare)
سنج
مثلت
قاشقک
تام تام (Gong)
دایره زنگی
گزیلوفون
ماریمبافون
گلوکن شپیل
ویبرافون
ناقوس
تنبک
ضرب زورخانه
دهل
دف
دایره (قاوال)
نقاره
گورگه
هنگ ، کاخن ، درام و پرکاشن و ...
📝 سازهای مورد استفاده در موسیقی دستگاهی :
تار
سه تار
عود (بربط)
سنتور
قانون
نی هفت بند
کمانچه
قیچک
رباب
تنبک
دف (دایره زنگی)
📝 سازهای زهی زخمه ای نواحی :
دو تار خراسان
تنبور لرستان
تمبوره تالش
تمبورک بلوچ
رباب 18 تار بلوچ
رباب 5 تار بلوچ
بینجو بلوچ
تمبیره نوبان هرمزگان
باغلاما ارومیه
تار آذربایجانی (آ.ش ، آ.غ)
قوپوز (اردبیل، آ.شرقی و غربی)
📝 سازهای آرشه ای نواحی :
سروز (قیچک) : بلوچ
کمانچه ها :نواحی مختلف ایران
ربابه خوزستان
📝 سازهای پوستی و کوبه ای
دهل سیستان
دمام بوشهر
دهلک (دکر) بلوچ
نقاره (مناطق ترک نشین)
دف کردستان ، اعراب
دایره(قاوال) آذربایجان
چاک هرمزگان
کرب مناطق مختلف
سنج بوشهری
کوزه تال بلوچ
ترکی مازندران
زنبورک ترکمن
قارقارک مناطق مختلف
📝 ساز های بادی :
ورورک
نی
نی لبک
سوتک
قرنه مازندرانی
دوزله کردستان
نی جفتی هرمزگان
نی انبان بوشهر
سرنا خراسان ، کرمانشاه
کرنا فارس
بالابان (مناطق ترک نشین)
نفیر
شیپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#جان_دلم
اگر نمیتوانی شاه راه باشی ،
کوره راه باش
اگر نمیتوانی خورشید باشی ،
ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات
نمی گیرند!!
هر آنچه که هستی ، بهترینش باش!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#جان_دلم
اگر نمیتوانی شاه راه باشی ،
کوره راه باش
اگر نمیتوانی خورشید باشی ،
ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات
نمی گیرند!!
هر آنچه که هستی ، بهترینش باش!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
«شیطان» شهریارِ ماده نیست؛ شیطان، تکبرِ روح است، ایمانِ بدون لبخند است؛ حقیقتی است که «شک» هیچ گاه گریبانش را نمیگیرد. شیطان اخموست چون میداند به کجا میرود. دَجال میتواند از خودِ تقوا زاده شود، از فَرط عشق به خدا یا حقیقت، درست همانطور که مُرتَد از قِدّیس می زاید و جن زده از پیشگو. از انبیای دروغگو بترس آدِسو، و از آن هایی که حاضرند در راه "حقیقت" بمیرند، چون بنا به قاعده خیلیهای دیگر را همراه خود و گاه به جای خود به کشتن میدهند. احتمالأ مأموریت کسانی که به بشر عشق میورزند، خنداندن مردم با حقیقت است و واداشتن حقیقت به خنده، چون یگانه حقیقت، آموختن نحوه رهایی از «تعصب دیوانه وار» به حقیقت است.
.
.
کتاب: نام گل سرخ/ اومبرتو اکو،
نام اثر: دانته و ویرژیل در دوزخ
نقاش: ویلیام-آدولف بوگِرو، ۱۸۵۰ میلادی، رنگ روغن روی بوم، ۲۲۵٫۳ × ۲۸۰٫۵ سانتی متر، موزه اورسی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
«شیطان» شهریارِ ماده نیست؛ شیطان، تکبرِ روح است، ایمانِ بدون لبخند است؛ حقیقتی است که «شک» هیچ گاه گریبانش را نمیگیرد. شیطان اخموست چون میداند به کجا میرود. دَجال میتواند از خودِ تقوا زاده شود، از فَرط عشق به خدا یا حقیقت، درست همانطور که مُرتَد از قِدّیس می زاید و جن زده از پیشگو. از انبیای دروغگو بترس آدِسو، و از آن هایی که حاضرند در راه "حقیقت" بمیرند، چون بنا به قاعده خیلیهای دیگر را همراه خود و گاه به جای خود به کشتن میدهند. احتمالأ مأموریت کسانی که به بشر عشق میورزند، خنداندن مردم با حقیقت است و واداشتن حقیقت به خنده، چون یگانه حقیقت، آموختن نحوه رهایی از «تعصب دیوانه وار» به حقیقت است.
.
.
کتاب: نام گل سرخ/ اومبرتو اکو،
نام اثر: دانته و ویرژیل در دوزخ
نقاش: ویلیام-آدولف بوگِرو، ۱۸۵۰ میلادی، رنگ روغن روی بوم، ۲۲۵٫۳ × ۲۸۰٫۵ سانتی متر، موزه اورسی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
جامعه به خاطر فراهم نکردن آموزش رایگان برای همه گناهکار است و باید به خاطر همه تاریکیهایی که درست کرده پاسخگو باشد...
اگر روح در تاریکی رها شود گناه صورت خواهد گرفت؛ مجرم کسی نیست که گناه را انجام داده ، بلکه کسی است که تاریکی را ایجاد کرده است...
#بینوایان
#_ویکتور-هوگو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
جامعه به خاطر فراهم نکردن آموزش رایگان برای همه گناهکار است و باید به خاطر همه تاریکیهایی که درست کرده پاسخگو باشد...
اگر روح در تاریکی رها شود گناه صورت خواهد گرفت؛ مجرم کسی نیست که گناه را انجام داده ، بلکه کسی است که تاریکی را ایجاد کرده است...
#بینوایان
#_ویکتور-هوگو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
اولین ماجرای عشقیای که در این جهان باید آن را به کمال برسانیم،
رابطه با خودمان است!
تنها پس از موفقیت در این رابطه است که میتوانیم به دیگران عشق بورزیم.
#_ناتانیل_براندن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
اولین ماجرای عشقیای که در این جهان باید آن را به کمال برسانیم،
رابطه با خودمان است!
تنها پس از موفقیت در این رابطه است که میتوانیم به دیگران عشق بورزیم.
#_ناتانیل_براندن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
یه ترازو می ذاشت جلوش و به جدول کنار خیابون لم می داد.
خاکی بود. هم لباساش ، هم دلش ...
رو یه تیکه کاغذ نوشته بود
«هزاری نداری فدای سرت ، خودت رو وزن کن مهمونِ من».
من مشتری ثابتش بودم. هر روز تو مسیر برگشت به خونه، یه هزاری بهش می دادم و یه هفتاد کیلو می شنیدم. غلام پسر هفده ساله ای بود که مچپای چپش مادرزاد مشکل داشت و سخت می تونست راه بره. برای همین با ترازو و هزار تومن هزار تومن پول در می آورد. یه روز وقتی رفتم رو ترازو غلام گفت پنجاه کیلو... نگاه کردم دیدم هفتاده. خودش خنده ش گرفت. گفت امروز همه رو میگم پنجاه کیلو. گفتم حالا چرا پنجاه؟ گفت پنجاه کیلو بود. گفتم کی؟ گفت اسمش رو که نمی دونم ولی جای خواهرم نباشه!!! خیلی قشنگ بود. گفتم به سلامتی... فکر نمی کنی واست زوده؟ گفت هم سن و سالای من بچه دارن. گفتم لابد نسل شما زود شروع می کنه. گفت شاید نسل شما دیر شروع می کنه. دیدم راست میگه. با شرایطی که داشت بیشتر نگرانش بودم تا خوشحال... می ترسیدم از طرف چیزی بشنوه که نباید بشنوه.
از فردای اون روز غلام حسابی عوض شد. اولین تغییرش این بود که دو هزار تومن ازم می گرفت و می گفت هفتاد کیلو. دیگه خبری از اون نوشته ی هزاری نداری فدای سرت هم نبود.
غلام داشت پول جمع می کرد تا بره خواستگاری. می گفت به ننه م گفتم عروس خوشگل نمی خوای؟ ننه م گفته کی زنت میشه آخه ... منم گفتم سمیه !
غلام تو رویاهاش با سمیه، آروغ بچه ش رو هم گرفته بود!
یه روز وقتی داشتم خودم رو وزن می کردم غلام با دست به اون سمت خیابون اشاره کرد و گفت خودشه! نگاه کردم دیدم دو تا دختر دارن میان این سمت خیابون. دخترایی که مانتو و شال و کفش شون درآمد یک سال غلام بود. رفتم یه گوشه وایسادم به تماشا... فقط دعا می کردم غرورش له نشه. تو همین فکرا بودم که دیدم اون دو تا دختر از کنار غلام رد شدن...
تو همین فکرا بودم که دیدم اون دو تا دختر از کنار غلام رد شدن...
نه اونا به غلام نگاه کردن و نه غلام به اونا ...
غلام بلند شد و با پای چپی که رو زمین کشیده می شد رفت به استقبال...
عصا رو از زیر بغل سمیه گرفت و سمیه به شونهی غلام تکیه داد. غلام عصای سمیه رو گذاشت رو زمین و دستش رو گرفت و کمکش کرد بره رو ترازو... بعد نگاه کرد به من و با خنده گفت از الان همه پنجاه و دو کیلو ...
#_حسین_حائریان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
یه ترازو می ذاشت جلوش و به جدول کنار خیابون لم می داد.
خاکی بود. هم لباساش ، هم دلش ...
رو یه تیکه کاغذ نوشته بود
«هزاری نداری فدای سرت ، خودت رو وزن کن مهمونِ من».
من مشتری ثابتش بودم. هر روز تو مسیر برگشت به خونه، یه هزاری بهش می دادم و یه هفتاد کیلو می شنیدم. غلام پسر هفده ساله ای بود که مچپای چپش مادرزاد مشکل داشت و سخت می تونست راه بره. برای همین با ترازو و هزار تومن هزار تومن پول در می آورد. یه روز وقتی رفتم رو ترازو غلام گفت پنجاه کیلو... نگاه کردم دیدم هفتاده. خودش خنده ش گرفت. گفت امروز همه رو میگم پنجاه کیلو. گفتم حالا چرا پنجاه؟ گفت پنجاه کیلو بود. گفتم کی؟ گفت اسمش رو که نمی دونم ولی جای خواهرم نباشه!!! خیلی قشنگ بود. گفتم به سلامتی... فکر نمی کنی واست زوده؟ گفت هم سن و سالای من بچه دارن. گفتم لابد نسل شما زود شروع می کنه. گفت شاید نسل شما دیر شروع می کنه. دیدم راست میگه. با شرایطی که داشت بیشتر نگرانش بودم تا خوشحال... می ترسیدم از طرف چیزی بشنوه که نباید بشنوه.
از فردای اون روز غلام حسابی عوض شد. اولین تغییرش این بود که دو هزار تومن ازم می گرفت و می گفت هفتاد کیلو. دیگه خبری از اون نوشته ی هزاری نداری فدای سرت هم نبود.
غلام داشت پول جمع می کرد تا بره خواستگاری. می گفت به ننه م گفتم عروس خوشگل نمی خوای؟ ننه م گفته کی زنت میشه آخه ... منم گفتم سمیه !
غلام تو رویاهاش با سمیه، آروغ بچه ش رو هم گرفته بود!
یه روز وقتی داشتم خودم رو وزن می کردم غلام با دست به اون سمت خیابون اشاره کرد و گفت خودشه! نگاه کردم دیدم دو تا دختر دارن میان این سمت خیابون. دخترایی که مانتو و شال و کفش شون درآمد یک سال غلام بود. رفتم یه گوشه وایسادم به تماشا... فقط دعا می کردم غرورش له نشه. تو همین فکرا بودم که دیدم اون دو تا دختر از کنار غلام رد شدن...
تو همین فکرا بودم که دیدم اون دو تا دختر از کنار غلام رد شدن...
نه اونا به غلام نگاه کردن و نه غلام به اونا ...
غلام بلند شد و با پای چپی که رو زمین کشیده می شد رفت به استقبال...
عصا رو از زیر بغل سمیه گرفت و سمیه به شونهی غلام تکیه داد. غلام عصای سمیه رو گذاشت رو زمین و دستش رو گرفت و کمکش کرد بره رو ترازو... بعد نگاه کرد به من و با خنده گفت از الان همه پنجاه و دو کیلو ...
#_حسین_حائریان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
بچهای در صحرا به مادر گفت: مرا، درشب تاریک، از سیاهی، هولی، مانند دیوی، روی مینماید و عظیم میترسم.
مادر گفت: مترس! چون آن صورت را ببینی، دلیر بر وی حمله کن، پیدا شود که خیال است نه حقیقت.
گفت: ای مادر، اگر آن سیاه را مادرش همین وصیت کرده باشد، من چهکنم؟
#_جلال_الدین_بلخی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
بچهای در صحرا به مادر گفت: مرا، درشب تاریک، از سیاهی، هولی، مانند دیوی، روی مینماید و عظیم میترسم.
مادر گفت: مترس! چون آن صورت را ببینی، دلیر بر وی حمله کن، پیدا شود که خیال است نه حقیقت.
گفت: ای مادر، اگر آن سیاه را مادرش همین وصیت کرده باشد، من چهکنم؟
#_جلال_الدین_بلخی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تعصب قدرتمندترین نیروی ارادی است که اکثر انسانهای احمق از آن برخوردار هستند.
زیرا تعصب این قدرت را دارد که نظام احساسی و فکری آنها را هیپنوتیزم کند.
#_نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تعصب قدرتمندترین نیروی ارادی است که اکثر انسانهای احمق از آن برخوردار هستند.
زیرا تعصب این قدرت را دارد که نظام احساسی و فکری آنها را هیپنوتیزم کند.
#_نیچه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
"اگر دائماً دنبال این بگردید که شادکامى از چه مؤلفه هایى ساخته شده است، هیچ گاه شاد نخواهید بود. اگر دائماً دنبال معناى زندگى باشید هیچ گاه زندگى نخواهید کرد."
#_آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
"اگر دائماً دنبال این بگردید که شادکامى از چه مؤلفه هایى ساخته شده است، هیچ گاه شاد نخواهید بود. اگر دائماً دنبال معناى زندگى باشید هیچ گاه زندگى نخواهید کرد."
#_آلبر_کامو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
آدم همین یک چیز را یاد بگیرد٫ که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد تو خودش؛ چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگها گریه نمیکنند. (عجب دروغ بزرگی!) که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند. که وقتی باید عصبانی باشد، عصبانی باشد واقعا، نه تندیس صبر و حلم و شکیبایی! که یاد بگیرد قرار نیست خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانهی نایس و کول تحویل بدهد و در عوضش مدالِ بدردنخورِ « فلانی؟ وای! هیچوقت ندیدم عصبانی باشه، همیشه ریلکس و آرومه، دلش مثل دریاست! » را تحویل بگیرد.
یاد بگیرد وقتی نمیخواهد کسی بماند، حالیِ طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمیخواهد کسی برود، به موقعش داد بزند: « آهای! نمیخواهم بروی. »
آدم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همانجا، همانوقت؛ به همانکس، همان حرفی را که باید بزند، نزند.
#حسین_وحدانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
آدم همین یک چیز را یاد بگیرد٫ که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد تو خودش؛ چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگها گریه نمیکنند. (عجب دروغ بزرگی!) که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند. که وقتی باید عصبانی باشد، عصبانی باشد واقعا، نه تندیس صبر و حلم و شکیبایی! که یاد بگیرد قرار نیست خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانهی نایس و کول تحویل بدهد و در عوضش مدالِ بدردنخورِ « فلانی؟ وای! هیچوقت ندیدم عصبانی باشه، همیشه ریلکس و آرومه، دلش مثل دریاست! » را تحویل بگیرد.
یاد بگیرد وقتی نمیخواهد کسی بماند، حالیِ طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمیخواهد کسی برود، به موقعش داد بزند: « آهای! نمیخواهم بروی. »
آدم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همانجا، همانوقت؛ به همانکس، همان حرفی را که باید بزند، نزند.
#حسین_وحدانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity