🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سالمرگ_آلبر_کامو

#نویسنده_فیلسوف_وروزنامه_نگار_فرانسوی

#زندگی_نامه
به مناسبت سالمرگ آلبر_کامو

1913-
آلبر کامو در هفتم نوامبر در موندوی الجزایر متولد شد. او دومین پسر لوسین کامو و کاترین اسپانیایی الاصل بود.

1914_
در یازدهم اکتبر لوسین کامو در جنگ مارن ، بعداز اینکه زخم شدیدی برداشت ، فوت کرد.بیوه ی او باالجبار به کار در خانه ی مردم تن در داد تابتواند از بچه هایش نگه داری کند.

1923-
معلم مدرسه ی او لویی ژرمن حاضر می شود به رایگان به او درس خصوصی دهد تااو بتواند در امتحانات گرفتن بورس برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه موفق شود. که موفق می شود.

1925-1928
به ورزش فوتبال علاقه مند می شود.دروازه بان می شود.تابستان ها برای گذران زندگی کار می کند.

1929-
شوهر خواهر کاترین کتاب خوان وقصاب بود.آدم جالبی بود که در کتابخانه اش را برای آلبر باز گذاشت.

1930-
اولین نشانه های بیماری سل باعث می شود که دیگر نتواند به فوتبال ادامه دهد.

1934-
اولین مقاله اش در مجله « جنوب » چاپ می شود.

1934-

با « سیمون هیه » ازدواج می کند.دختر جوانی از خانواده ای ثروتمند، جذاب ، نامتعادل ، و معتاد.فقط دو سال با هم زندگی می کنند.

1935-

لیسانس فلسفه گرفت و وارد حزب کمونیست شد.

1936-
« گروه تئاتر کار » رابنیان گذاشت.به اروپای مرکزی سفر کرد.به دلیل جداییش از سیمون دوران بدی را گذراند.

1937-
اولین کتابش منتشر شد. « پشت و رو ». به ایتالیا سفر کرد و به شدت مجذوب شاه کارهای نقاشی ایتالیا شد.
از حزب کمونیست بیرون آمد.از آن پس « گروه تئاتر کار » نام عوض کرد وشد « گروه تئاتر اکیپ ».

1940-
در روزنامه « پاری سوار Paris soir » شروع بکار کرد و بهنگام اشغال فرانسه در سوم دسامبر با فرانسین فور ازدواج کرد.

1941-
سفرهای بسیاری به اوران کرد در بیست و یکم فوریه « سه نوشته ی پوچ به پایان رسیدند» : کالیگولا...بیگانه ...و افسانه سیزیف.

1942-
در ماه ژوئن بیگانه و در اکتبر افسانه سیزیف منتشر می شوند.
با همسرش اختلاف پیدا می کند و همسرش به الجزایر بر می گردد.

1943-
مدتی در پاریس می ماند و با سارتر آشنا می شود.
در ماه نوامبر ویراستار « انتشارات گالیمار » می شود.

1944-
کامو عاشق « ماریا کازارس» می شود که نقش اول را در کالیگولا در تئآتر « مارتون » بازی می کند.

1945-
کالیگولا در بیست وششم سپتامبر به صحنه تئآتر می رود. دو دختر دوقلو از فرانسین فور به دنیا آمدند.

1947-
طاعون منتشر می شود که موفقیت چشمگیری پیدا می کند.

1952-
در بیست ودوم فوریه در کنار سارتر در سالن واگرام پاریس بر ضد اعدام های اسپانیا توسط فرانکو سخن رانی می کند.

1956-
با سردبیر مجله « اکسپرس» در مورد سیاست الجزایر اختلاف پیدا کرد و از آن جا بیرون آمد.

1957-

درشانزدهم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
1958-

انتشار سخنرانی در سوئد.که آن را به معلمش لویی ژرمن اهدا کرد.

1959-

تسخیر شدگان داستایوفسکی را برای تئآتر تنظیم کرد و آن را به روی صحنه برد.
1960-

در چهارم ژانویه ماشین « میشل گالیمار» که او را از لورمان به پاریس بر می گرداند ، از جاده منحرف شد. کامو در جا کشته شد.میشل گالیمار چند روز بعد فوت کرد.

در کیف دستی کامو دستنویس رمان « مرد اول » یافت شد ، که یک زندگینامه ناتمام بود.

این کتاب در سال 1944منتشر شد...

پایداری و شکیبائی فراموش نشود. منظور پایداری آن نیست که پشت میز مبارزات انتخاباتی همراه ابرو درهم کشیدن ها و تهدیدهاست. منظورم ایستادگی در برابر همه بادهای دریا به یاری سپیدی و شیره گیاهی است. در زمستان جهان، همین شکیبائی میوه را فراهم خواهد ساخت.

📒#فلسفه_پوچی

او از ارادهء خویش به خوشبخت شدن آگاهی یافته بود و باید گام دیگری بر می‌داشت. اما نمی دانست باید تسلیم زمان شود و این یعنی عالی ترین و خطرناک ترین تجربه. بیهودگی فقط برای افراد عادی حیاتی است خیلی ها حتی نمی توانند ثابت کنند آدم عادی نیستند. او بر این حق پیشی گرفته بود.

📒#مرگ_خوش

همه به ما خیانت کرده اند، همه ی آنهایی که موعظه گر مقاومت بودند و همه ی آنهایی که از صلح سخن می گفتند. یکی از دیگری گوسفندتر و یکی از دیگری مقصرتر. و هرگز فرد در برابر ماشین دروغسازی این چنین تنها نبوده است. آدم می تواند حس انزجار داشته باشد و از آن چون سلاحی بهره گیرد.

📒#یادداشت_ها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
«تنها یک مسألهٔ فلسفی واقعاً جدی هست و آن هم خودکشی است.. این قضاوت که زندگی به زحمتِ زیستن می‌ارزد یا نمی‌ارزد پاسخی است به مسألهٔ اساسی فلسفه... من هرگز ندیده‌ام کسی به دلایل معرفت‌شناسی خودکشی کند. گالیله به یک حقیقتِ علمی مهم دست یافته بود، همین که دید آن حقیقت، زندگی او را در خطر قرار می‌دهد، آشکارا به انکارِ آن برخاست. به یک اعتبار، کار درستی کرد. چون این حقیقت ارزشِ آن را نداشت که وی به خاطرِ آن سوزانده شود.»
📚آلبر کامو از کتابِ «دلهرهٔ هستی» نشر نگاه، ۱۳۹۱، ص ۱۱۰، از افسانهٔ سیزیف
🎨خودکشی اثر ادوارد مانه/تاریخ:بین سال های ۱۸۷۷ و ۱۸۸۱ میلادے/تکنیک:رنگ روغن روی بوم/مکان:(Foundation E.G. Bührle)
۲۳ ژانویه سالروز تولد #ادوارد_مانه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#طاعون

نویسنده : آلبر کامو

مترجم:#سید_رضا_حسینی

🔴 کتاب طاعون، یکی از آثار ادبی برجسته‌ی جهان و اثری فلسفی از آلبر کامو، رویدادهای عجیبی را گزارش می‌دهد که توصیف جامعه‌ای است بی‌هدف‌ و بیهوده‌، که هیچ تعادلی ندارد. در این کتاب، کامو ما را به سفری در درون بسیاری از شخصیت‌های داستان که در شهر اوران وجود دارند، می‌برد و طاعون همان رویداد عجیب شهر اوران است. با آنکه بیش از نیم سده از انتشار کتاب طاعون می‌گذرد؛ همچنان اهمیت خود را حفظ کردہ است. ماجرای رمان «طاعون» که راوی آن تقریباً تا پایان کتاب خود را معرفی نمی‌کند، در شهری به نام «اران» اتفاق می‌افتد. این کتاب درباره شهری است که سراسر آن را بیماری طاعون فرا می‌گیرد و نخستین نشانه‌های آن هجوم موش‌ها به شهر است. کامو در این رمان به بررسی حالات و روحیات افراد در زمان‌های مختلف این دوره پرداخته است. حس همدلی، وحشیگری، عذاب وجدان و…. در یک بلای همگانی. کامو در مورد این رمانش در نامه‌ای به رولان بارت می‌نویسد که در مقایسه با رمان «بیگانه»، «طاعون» بی گفت‌وگو است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی؛ اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد. اگر از «بیگانه» تا «طاعون» راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است.

📝 به نظر عموم مردم، شهر به شکل همیشگی‌اش نیست. کمی ‌از وضع عادی‌ خارج شده، آن‌طور که در نگاه‌اول یک شهر معمولی به‌نظر می‌رسد، اما نه به‌شکلی که پیش از دوره‌ی حاکم‌نشین فرانسوی ساحل الجزیره بود. باید گفت که ظاهر شهر، ظاهری زشت است. ظاهری آرام دارد و همین آرامش، درکِ متمایزبودن این شهر با شهرهای تجاری دیگر را مشکل می‌کند. اول از همه؛ آب‌و‌هوا. برای مثال این شهر، شهری‌ست بدون کبوتر، جایی‌ست که درآن ما نه پرواز پرنده‌ها را می‌بینیم، و نه ریزش برگ‌های درختان را. می‌توان گفت که این شهر، شهری بدون جاذبه است. تغییر فصل‌ها را در این شهر، در ابری‌بودن یا صاف‌بودن آسمان نمی‌بینی. فقط سبدهای گل را در دست‌های گل‌فروشان کم سن‌و‌سال و دوره‌گرد خیابان می‌بینی. بعد تابستان سوزان این شهر است که مردم را در پناه سایه‌ی اتاق‌ها و در زیر پنجره‌ها زندانی می‌کند. وقتی پاییز می‌رسد، در کوچه‌های شهر، گل و لای آزاردهنده، مردم را حسابی عصبانی می‌کند. در بین فصل‌ها، فقط زمستان این شهر قابل تحمل است. اما مردم این‌جا چه‌طور روزگار می‌گذرانند؟ دوستی‌ها و دشمنی‌های‌شان؟ مرگ و میرشان؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
طاعون.pdf
24.9 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#طاعون

نویسنده : آلبر کامو

مترجم:#سید_رضا_حسینی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ اسفند زادروز#پرویز_شهدی

( زاده ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ مشهد ) مترجم

شهدی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه تهران گذراند. او دارای کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن پاریس است که پس از ۱۰ سال زندگی در فرانسه در سال ۶۳ به ایران بازگشت. وی پس از بازنشستگی "از بانک ملی" کار ترجمه را آغاز کرده است.
از پرویز شهدی بیش از ۵۶ اثر ترجمه و منتشر شده است.

ترجمه‌ها:
پاک‌کن ها اثر آلن رب‌گریه
مهتاب اثر پیر لامور "زندگی نامه کلود دبوسی" ۱۳۷۱
حیوان اندیشمند اثر روبر مرل ۱۳۷۴
دریانورد جبل‌الطارق اثر مارگریت دوراس
سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گریه
ساعت ده و نیم شب در تابستان اثر مارگریت دوراس
سفر به دوزخ "مجموعه داستان" اثر دینو بوتزاتی ۱۳۸۲
جن: حفره‌ای قرمز میان سنگفرش‌های از هم جدا شده اثر آلن رب گریه
ماندارن‌ها اثر سیمون دو بووار ۱۳۸۲
استراحت جنگجو اثر کریستین روشفور ۱۳۸۳
امیلی و پنه‌لوپه اثر آلبرتو موراویا ۱۳۸۳
شرق بهشت اثر جان استاین‌بک
بل آمی اثر گی دو موپاسان ۱۳۸۴
شب‌های سپید، روزهای خاکستری اثر هانری تروایا ۱۳۸۴
آخرین فرد خانواده‌، موتسارت اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۴
برای رمانی نو اثر آلن رب گریه
شقایق و برف اثر هانری تروایا ۱۳۸۷
طاعون "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
سرگذشت آرتور گوردن پیم اثر ادگار آلن‌پو
ژان دولوین اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
خانه‌ رها شده اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
اتاق افسران اثر مارک دوگن
دیوانه‌بازی اثر کریستین بوبن ۱۳۸۸
ماجراهای شگفت‌انگیز اثر ادگار آلن پو ۱۳۹۰
ماه دل‌انگیز مه اثر جیمز جونز ۱۳۹۰
تعیین موقعیت شهری خیالی اثر آلن رب گریه ۱۳۹۰
نوه آقای لین اثر فیلیپ کلودل
طرحی برای انقلاب در نیویورک اثر آلن رب گریه ۱۳۹۱
جان‌های افسرده اثر فیلیپ کلودل
ایزابل بروژ اثر کریستین بوبن ۱۳۹۱
شب ظلمانی فراموش شدگان اثر ماری دیدیه ۱۳۹۲
خورشید خانواده اسکورتا اثر لوران گوده ۱۳۹۲
زمینِ آدم‌ها اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۲
شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۳
انزجار اثر آلبرتو موراویا ۱۳۹۳
فراز و نشیب زندگی بدکاران اثر اونوره دو بالزاک
مردمانِ فرودست اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
جنایت و مکافات اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
ویکنت دو نیم شده "سه‌گانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۴
بارون درخت‌نشین "سه‌گانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۹۴
شوالیه ناموجود "سه‌گانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۷
بیگانه "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
در غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک ۱۳۹۲
به امید دیدار در آن دنیا، پی‌یر لومتر، انتشارات مجید ۱۳۹۶
برادران کارامازوف - اثر فئودور داستايوفسکی - دوجلدی -انتشارات مجید
نمایشنامه وحشی -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه
نمایشنامه باغ آلبالو -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
آلبر کامو در کتاب انسان طاغی می‌نویسد: «بی‌شک زیبایی مسبب انقلاب‌ها نیست، امّا روزی خواهد رسید که انقلاب‌ها به زیبایی نیاز خواهند داشت». نشستن این دو واژه‌‌ی بعید کنار هم، یک «چگونه»ی درخشان را در ذهن طرح می‌زند. «چگونه»ای که ما را وامی‌دارد تا در نسبت تازه‌ای که کامو میان دو واژه‌ی انقلاب و زیبایی ساخته، درصدد بازتعریف آن‌ها برآییم. این نسبتی است که انقلاب را از یک فعل هیجانی و کور، آغشته به خشونت و مرگ و مولد استبداد مضاعف به میدانی ناآشنا وارد می‌کند‌‌؛ میدانی برای مواجهه و درآمیختن با زیبایی.
اما در این حالت، زیبایی چیست؟ اگر انقلاب، تقبیح وضع موجود و اشتیاق لجام‌گسیخته برای بر هم زدن روال گذشته باشد، زیبایی فهم ابعاد مختلف وضع موجود و ترسیم و تلاش برای تحقق وضعیت دلخواه است. زیبایی، خروج از الگوهای مخربی است که تنگ‌نظری و راکد ماندن را بازآفرینی می‌کنند و آشکار ساختن امکان‌هایی است که در شاخ و برگ دادن به واژگانی چون آزادی، عشق و زندگی، باعث فراخی روح و جان می‌شوند.
به این شکل، کامو خالق میدانی‌ست که از دایره‌ی تنگ سیاست بیرون می‌زند و با مینیاتوریزه کردن دو واژه، آن‌ها را چون بی‌شمار تار و پود به تن تمامی عرصه‌ها می‌بافد: هنر، معماری، تاریخ، فلسفه و... انقلاب در این حالت، یک منش زیستی پویا است که به‌طور مداوم و تدریجی، در جهت هم‌زیستی، گشایش افق‌ حیات و غنی ساختن آن، آفرینش امر تازه را ممکن می‌سازد.

#هنرمند_نقاش_محمدمهلی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر

"برای من، ماجرای مردی را تعریف کردند که دوستش به زندان افتاده بود. او شبها کف اتاق می خوابید تا از آسایشی لذت نبرد که دوست زندانی اش از آن محروم است
چه کسی...
چه کسی برای ما روی زمین خواهد خوابید؟!"

#سقوط_ آلبر_کامو

✍️همدردی این سگ که سالم است ستودنی است

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم


مرلین مونرو و کتابخانه‌اش با بیش از چهارصد و سی جلد کتاب.

مرلین مونرو بازیگر مشهور سینما کتاب‌های زیادی در کتابخانه‌اش داشت و آنها را می‌خواند. "اولیس" از کتاب‌های بالینی‌اش بود. در میان چهارصد و سی کتابی که در کتابخانه اش بود می توان از "سقوط" آلبر کامو، "مرد نامرئی" رالف الیسون، "هنر عشق ورزیدن" اریک فروم، "پیامبر" جبران خلیل جبران، "آخرین وسوسه‌ی مسیح" نیکوس کازانتزاکیس، "در راه" جک کرواک، آثارِ شان اوکیسی، آثارِ دی اچ لارنس، آثارِ توماس مان، "اتوبوسی به نام هوس" تنسی ویلیامز، "گتسبی بزرگ"، "شب لطیف" از اف اسکات فیتزجرالد، "وداع با اسلحه" ارنست همینگوی، "مادام بواری "گوستاو فلوبر و کلی کتاب دیگر نام برد.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب

یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:

۱. #بابالنگ_‌دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستان‌های_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلت‌های_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
‌۷۶. #هم‌نام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفت‌وگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_می‌کنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلی‌ها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستان‌های_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادک‌باز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندره‌آ
۹۷. #پاک‌کن‌ها ـ #آلن_رب‌گریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازه‌های_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستان‌های_کوتاه ـ #چخوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات

#آلبر_کامو / بیگانه


مورسوی بیگانه‌ی کامو، تجسم عینی غیبت معنا در غرب و شخصیت محبوب آل‌احمد بود و شاید به همین دلیل بود که او در اواخر دهه بیست به سراغ ترجمه بیگانه رفت.

ترجمه جلال که تاکنون مشهورترین ترجمه از این رمان کوتاه کاموست، اول بار در سال ۱۳۲۸ توسط کانون معرفت راهی بازار شد و یک سال بعدتر بود که او #سوءتفاهم کامو را ترجمه و منتشر کرد و صفحه پایانی ترجمه اش را چنین امضا کرد:
"ترجمه نمایش نامه در آبعلی - چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۲۸ پایان یافت".

کامو تأثیر بسیاری بر جلال می‌گذارد؛ چه از نظر محتوا و چه از نظر فرم روایی. سبک ساده و جملات کوتاه کامو به دل آل‌احمد خوش می‌آید. همان سبکی که خودش در ادامه فعالیت ادبی‌اش پی می‌گیرد.

چنان که محمدعلی سپانلو نیز گفته است که کامو بیشترین تأثیر را روی آل‌احمد گذاشته است؛
تا آنجا که برخی می‌گویند آل‌احمد نون‌والقلم اش را براساس رمان طاعون نوشت؛ دو رمان تمثیلی که نویسندگانش پس از یک واقعه بزرگ و دهشتناک نوشته اند: طاعون پس از آزادی پاریس از دست نازی‌ها و نون والقلم پس از کودتای بیست و هشتم مرداد.

اما نکته جالب در ترجمه‌ی بیگانه نام علی‌اصغر خبره‌زاده است که روی جلد، با فونتی ریزتر، بعد از نام جلال آل‌احمد آمده است.
خبره‌زاده سالها بعد در گفت و گویی از تجربه‌ی ترجمه بیگانه با آل‌احمد گفت.

گفت که ترجمه این کتاب به زمانی برمی‌گردد که او معلم بوده، توده‌ای خوانده شده و از مدرسه اخراج گشته بود. زمانی که ممنوع التدریس شده، حقوقش هم قطع شده و به زابل تبعید شده بود: «آن وقت مجرد بودم و با جلال در یک اتاق با هم زندگی می‌کردیم، جلال اغلب کتاب‌هایی را که می‌خواند به من هم می‌داد تا بخوانم. من هم کتابهایی را که می‌خریدم جلال می‌خواند. قبل از سفرم به زابل جلال به من گفت حالا که به زابل می‌روی یک کتاب می‌دهم که آن جا بخوانی. کتاب بدی نیست. کتاب بيگانه‌ی آلبر کامو را به من داد.
کتاب به زبان فرانسه بود. من چهار ماهی زابل بودم و بعد دوباره ما را به تهران آوردند. من آنجا بیکار بودم. بیگانه را خواندم و برایم جالب بود. تا آن وقت کتابی ترجمه نکرده بودم. گفتم خوب، این را ترجمه می‌کنم. قصد چاپ آن را هم نداشتم. ترجمه کردم و بعد فرستادم برای جلال آل احمد.

او هم خواند و گفت خوب است. ویراستاری کرد و اسم خودش را هم گذاشت. این گونه شد که ما بیگانه را ترجمه کردیم"

خبره‌زاده در ادامه حرف‌هایش از عدم تسلط جلال به زبان فرانسه هم می‌گوید و اگر چنین باشد، به نظر می‌رسد که جلال که نامش روی جلد کتاب بزرگتر از نام خبره‌زاده بود، بیشتر ترجمه را ویراستاری کرده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ادبیات

بیگانه ؛ آلبر کامو


"امروز مامان مرد. شاید هم دیروز، نمی‌دانم."
این جمله‌ی آغازین، یکی از آیکونیک‌ترین آغاز‌های ادبیات معاصر است.
گوینده به نظر بیشتر مثل کارمندی می‌آید که مشغول وارسی تاریخ مرگ است و نه مثل فرزندی که داغدار مادر است.
مورسو قهرمان کتاب بیگانه‌ی آلبر کامو، با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند بیگانه است.
مورسو نه یک جانی سخت‌دل است و نه دجّال، او تجسم پوچی است.
چیزی که در این آدم ترسناک است، بی‌اعتنایی او به امید، ایمان و آرمان‌هایی است که اکثر مردم با آن زندگی می‌کنند.
کامو می‌گوید:" به دیده‌ی من مورسو آدمی وازده نیست، بلکه انسانی است دلباخته‌ی خورشیدی که سایه به جا نمی‌گذارد.
کوشیده‌بودم در وجود او، یگانه مسیحی را که سزاوارش هستیم بنمایانم."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

هر اندیشۀ غلطی در دریایی از خون پایان می‌گیرد؛ امّا همیشه در خون دیگران...کسانی که مدعی‌اند همه‌چیز می‌دانند و همه چیز را می‌توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه می‌رسند که همه را باید کشت...بدترین چیزی که ممکن است برای شما پیش آید این است که شما روزی در آنچه در مقابل من از آن دفاع کرده‌اید پیروز شوید. در آن روز شما بی‌شک فاتح خواهید بود، در معنایی که این جهان بدبخت بدین کلمه می‌دهد، امّا شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم.


#کتاب: تعهد اهل قلم
#نویسنده: آلبر کامو
#مترجم: مصطفی رحیمی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

بله،بیشتر ما نوعی هنر زیستن در زمانۀ بلا را ابداع کرده‌ایم تا تولدی دوباره بیابیم و با غریزۀ مرگ که بر تاریخ ما استیلا یافته مبارزه کنیم.
مسلم است که هر نسلی احساس می‌کند باید برای اصلاح کردن دنیا بپاخیزد. نسل من اما می‌داند که دنیا را اصلاح نخواهد کرد. وظیفۀ نسل من شاید از این هم مهم‌تر باشد: این که نگذارد دنیا خودش را نابود کند.این نسل، وارث تاریخ پوسیده‌ای است که در آن انقلاب‌های شکست خورده،جنون تکنولوژی،خدایان مرده و ایدئولوژی‌های از نفس‌افتاده به هم آمیخته‌اند. قدرت‌های میانمایه قادرند تا همه چیز را نابود کنند، اما دیگر نمی‌دانند که چگونه مجاب کنند و عقل،چنان تنزل یافته که در خدمت نفرت و ستم است.
این نسل باید هم در درون خویش و هم در بیرون، شمه‌ای از آن چیزی را احیا کند که در شأن زندگی است.در دنیایی که در خطر نابودی است و مُفَتشان بزرگ بدون واهمه می‌خواهند برای همیشه سلطنت محض را برقرار کنند، نسل من می‌داند که در مسابقه‌ای جنون‌آسا علیه زمان، باید صلحی را اعاده کند که فارغ از بردگی‌ست و کار و فرهنگ را دوباره با هم آشتی دهد.

~بخشی از سخنرانی آلبر کامو، به هنگام دریافت جایزۀ نوبل ادبیات. ۱۹۵۷


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب
اسطوره‌ی سیزیف
آلبر کامو


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب
اسطوره‌ی سیزیف
آلبر کامو


سیزیف در اساطیر یونان به‌خاطر فاش‌کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله‌ی یک کوه حمل کند، اما همین که به قله می‌رسد، سنگ به پایین می‌غلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد. آلبر کامو می‌گوید پیروزی او در آگاهی است. هنگامی که سنگ سقوط می‌کند و سیزیف لحظه‌ای درنگ می‌کند و بر می‌گردد، این لحظه‌ است که نشان می‌دهد سیزیف به شکنجه‌ی خویش و پوچ‌بودن کارش آگاه است.
کتاب اسطوره‌ی سیزیف از ۴ فصل اصلی استدلال پوچ، انسان پوچ‌گرا، آفرینش پوچ و اسطوره‌ی سیزیف تشکیل شده است. در نظر کامو فلسفی‌ترین مفهوم موجود، خودکشی است و پاسخ به این پرسش که آیا زیستن ارزشمند است؟ هرچند او با امیدهای واهی و امیدواربودن غیرمنطقی مخالف است، از طرفی خودکشی را نیز مقابل عصیان و شکلی از تسلیم‌شدگی می‌داند که درنظرش پسندیده نیست.

«اگر بخواهید باید بگویم که دل‌های پاک می‌توانند محل دقیق برخورد انسان و غیرانسانی را در همه جا ببینند. اگر فاوست و دن‌کیشوت آفریدگان برجسته‌ی هنرند، برای بزرگی بی‌حد و حصری است که با دست‌های زمینی‌شان به ما نشان می‌دهند. با وجود این، همیشه لحظه‌ای فرامی‌رسد که ذهن آدمی به انکار حقایقی بپردازد که این دست‌ها می‌توانند لمس کنند. لحظه‌ای فرا می‌رسد که آفرینش دیگر درگیر امر تراژیک نیست بلکه تنها گرفتار مسائل جدی است. آن‌گاه آدمی امید پیشه می‌کند و بدان سرگرم می‌شود. اما کار او این نیست. کار او این است که از ترفندها روی‌گردان شود. با وجود این، در پایان اقامه‌ی دعوای پرشور کافکا بر ضد کل جهان، باز با او روبه‌رو می‌شویم. رای باورنکردنی‌اش سرانجام جهان نفرت‌انگیز و اندوهباری را که در آن موش‌های کور هم به امید روی می‌آورند، تبرئه می‌کند.»


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


"اگر دائماً دنبال این بگردید که شادکامى از چه مؤلفه هایى ساخته شده است، هیچ گاه شاد نخواهید بود. اگر دائماً دنبال معناى زندگى باشید هیچ گاه زندگى نخواهید کرد."


#_آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

«‏آدم‌های مبتلا به رنجی‌ عمیق، وقتی که شاد هستند رنجشان فاش می‌شود: طوری به شادی می‌چسبند که انگار از سر حسد می‌خواهند بغلش کنند و خفه‌اش کنند.»

#_آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆

#_یکصد_کتاب_خواندنی_قبل_از_مرگ


۱. بابا لنگ‌دراز ـ جین وبستر
۲. بیلی بات‌گیت ـ ای.ال. دکتروف.
۳. بازماندهٔ روز ـ کازوئو ایشی گورو
۴. تاریخ محاصرهٔ لیسبون ـ خوزه ساراماگو
۵. عشق در سال‌های وبا ـ گابریل گارسیا مارکز
۶. سال مرگ ریکاردو ریش ـ خوزه ساراماگو
۷. عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸. نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹. اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. ۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. تهوع ـ سارتر
۴۸. دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ ریموند کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. روانکاو و داستان‌های دیگر ـ ماشادو د آسیس
۶۸. خاطرات پس از مرگ براس کوباس ـ ماشادو د آسیس
۶۹. مترجم دردها ـ جامپا لاهیری
۷۰. نامهٔ یک زن ناشناس ـ اشتفان تسوایک
۷۱. فضیلت‌های ناچیز ـ ناتالیا گینزبورگ
۷۲. چنین کنند بزرگان ـ ویل کاپی
۷۳. کتاب بیهوده ـ کریستین بوبن
۷۴. خانوادهٔ من و بقیهٔ حیوانات ـ جرالد دارل
۷۵. موز وحشی ـ ژوزه مارو د واسکونسلوس
‌۷۶. هم‌نام ـ جامپا لاهیری
۷۷. گفت‌وگو با مرگ ـ آرتور کوستلر
۷۸. خداحافظ گاری کوپر ـ رومن گاری
۷۹. لیدی ال ـ رومن گاری
۸۰. جزیره ـ روبر مرل
۸۱. عادت می‌کنیم ـ زویا پیرزاد
۸۲. کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. آوازخوان طاس، صندلی‌ها ـ اوژن یونسکو
۸۴. زندگی شهری و چند داستان دیگر ـ دونالد بارتلمی
۸۵. اتوبوس پیر و داستان‌های دیگر ـ ریچارد براتیگان
۸۶. بادبادک‌باز ـ خالد حسینی
۸۷. روزی روزگاری دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. در میان گمشدگان ـ دن چاون
۸۹. درخت زیبای من ـ ژوزه مائورو د واسکونسلوس
۹۰. کتاب اوهام ـ پل استر
۹۱. مرگ و پرگار ـ بورخس
۹۲. سرزمین باد ـ گراتزیا دلدّا
۹۳. خنده در تاریکی ـ نابوکف
۹۴. پدرو پارامو ـ خوان رولفو
۹۵. مرگ کسب و کار من است ـ روبر مرل
۹۶. همان عشق ـ یان آندره‌آ
۹۷. پاک‌کن‌ها ـ آلن رب‌گریه
۹۸. جنگل واژگون ـ سلینجر
۹۹. دروازه‌های بهشت ـ کورتازار
۱۰۰. داستان‌های کوتاه ـ چخوف

@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تلنگر


اما چه کسی جرأت دارد
در دنیایی که هیچکس بی‌گناه نیست،
مرا محکوم کند؟!


#_آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


«‏من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم، امّا سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمی‌انگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد. غافل از اینکه علتِ رفتارم ساده‌تر از این حرف‌ها بود: حتی نامش را فراموش کرده بودم.»

#_سقوط_آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity