🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنها، گاهی اوقات حرفی نمیزنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود. تنها با نگاهشان حرف میزنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف میزنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید. به هیچ وجه.
📙 #سوءتفاهم
#سیمون_دوبووار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنها، گاهی اوقات حرفی نمیزنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود. تنها با نگاهشان حرف میزنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف میزنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید. به هیچ وجه.
📙 #سوءتفاهم
#سیمون_دوبووار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#آلبر_کامو / بیگانه
مورسوی بیگانهی کامو، تجسم عینی غیبت معنا در غرب و شخصیت محبوب آلاحمد بود و شاید به همین دلیل بود که او در اواخر دهه بیست به سراغ ترجمه بیگانه رفت.
ترجمه جلال که تاکنون مشهورترین ترجمه از این رمان کوتاه کاموست، اول بار در سال ۱۳۲۸ توسط کانون معرفت راهی بازار شد و یک سال بعدتر بود که او #سوءتفاهم کامو را ترجمه و منتشر کرد و صفحه پایانی ترجمه اش را چنین امضا کرد:
"ترجمه نمایش نامه در آبعلی - چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۲۸ پایان یافت".
کامو تأثیر بسیاری بر جلال میگذارد؛ چه از نظر محتوا و چه از نظر فرم روایی. سبک ساده و جملات کوتاه کامو به دل آلاحمد خوش میآید. همان سبکی که خودش در ادامه فعالیت ادبیاش پی میگیرد.
چنان که محمدعلی سپانلو نیز گفته است که کامو بیشترین تأثیر را روی آلاحمد گذاشته است؛
تا آنجا که برخی میگویند آلاحمد نونوالقلم اش را براساس رمان طاعون نوشت؛ دو رمان تمثیلی که نویسندگانش پس از یک واقعه بزرگ و دهشتناک نوشته اند: طاعون پس از آزادی پاریس از دست نازیها و نون والقلم پس از کودتای بیست و هشتم مرداد.
اما نکته جالب در ترجمهی بیگانه نام علیاصغر خبرهزاده است که روی جلد، با فونتی ریزتر، بعد از نام جلال آلاحمد آمده است.
خبرهزاده سالها بعد در گفت و گویی از تجربهی ترجمه بیگانه با آلاحمد گفت.
گفت که ترجمه این کتاب به زمانی برمیگردد که او معلم بوده، تودهای خوانده شده و از مدرسه اخراج گشته بود. زمانی که ممنوع التدریس شده، حقوقش هم قطع شده و به زابل تبعید شده بود: «آن وقت مجرد بودم و با جلال در یک اتاق با هم زندگی میکردیم، جلال اغلب کتابهایی را که میخواند به من هم میداد تا بخوانم. من هم کتابهایی را که میخریدم جلال میخواند. قبل از سفرم به زابل جلال به من گفت حالا که به زابل میروی یک کتاب میدهم که آن جا بخوانی. کتاب بدی نیست. کتاب بيگانهی آلبر کامو را به من داد.
کتاب به زبان فرانسه بود. من چهار ماهی زابل بودم و بعد دوباره ما را به تهران آوردند. من آنجا بیکار بودم. بیگانه را خواندم و برایم جالب بود. تا آن وقت کتابی ترجمه نکرده بودم. گفتم خوب، این را ترجمه میکنم. قصد چاپ آن را هم نداشتم. ترجمه کردم و بعد فرستادم برای جلال آل احمد.
او هم خواند و گفت خوب است. ویراستاری کرد و اسم خودش را هم گذاشت. این گونه شد که ما بیگانه را ترجمه کردیم"
خبرهزاده در ادامه حرفهایش از عدم تسلط جلال به زبان فرانسه هم میگوید و اگر چنین باشد، به نظر میرسد که جلال که نامش روی جلد کتاب بزرگتر از نام خبرهزاده بود، بیشتر ترجمه را ویراستاری کرده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#آلبر_کامو / بیگانه
مورسوی بیگانهی کامو، تجسم عینی غیبت معنا در غرب و شخصیت محبوب آلاحمد بود و شاید به همین دلیل بود که او در اواخر دهه بیست به سراغ ترجمه بیگانه رفت.
ترجمه جلال که تاکنون مشهورترین ترجمه از این رمان کوتاه کاموست، اول بار در سال ۱۳۲۸ توسط کانون معرفت راهی بازار شد و یک سال بعدتر بود که او #سوءتفاهم کامو را ترجمه و منتشر کرد و صفحه پایانی ترجمه اش را چنین امضا کرد:
"ترجمه نمایش نامه در آبعلی - چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۲۸ پایان یافت".
کامو تأثیر بسیاری بر جلال میگذارد؛ چه از نظر محتوا و چه از نظر فرم روایی. سبک ساده و جملات کوتاه کامو به دل آلاحمد خوش میآید. همان سبکی که خودش در ادامه فعالیت ادبیاش پی میگیرد.
چنان که محمدعلی سپانلو نیز گفته است که کامو بیشترین تأثیر را روی آلاحمد گذاشته است؛
تا آنجا که برخی میگویند آلاحمد نونوالقلم اش را براساس رمان طاعون نوشت؛ دو رمان تمثیلی که نویسندگانش پس از یک واقعه بزرگ و دهشتناک نوشته اند: طاعون پس از آزادی پاریس از دست نازیها و نون والقلم پس از کودتای بیست و هشتم مرداد.
اما نکته جالب در ترجمهی بیگانه نام علیاصغر خبرهزاده است که روی جلد، با فونتی ریزتر، بعد از نام جلال آلاحمد آمده است.
خبرهزاده سالها بعد در گفت و گویی از تجربهی ترجمه بیگانه با آلاحمد گفت.
گفت که ترجمه این کتاب به زمانی برمیگردد که او معلم بوده، تودهای خوانده شده و از مدرسه اخراج گشته بود. زمانی که ممنوع التدریس شده، حقوقش هم قطع شده و به زابل تبعید شده بود: «آن وقت مجرد بودم و با جلال در یک اتاق با هم زندگی میکردیم، جلال اغلب کتابهایی را که میخواند به من هم میداد تا بخوانم. من هم کتابهایی را که میخریدم جلال میخواند. قبل از سفرم به زابل جلال به من گفت حالا که به زابل میروی یک کتاب میدهم که آن جا بخوانی. کتاب بدی نیست. کتاب بيگانهی آلبر کامو را به من داد.
کتاب به زبان فرانسه بود. من چهار ماهی زابل بودم و بعد دوباره ما را به تهران آوردند. من آنجا بیکار بودم. بیگانه را خواندم و برایم جالب بود. تا آن وقت کتابی ترجمه نکرده بودم. گفتم خوب، این را ترجمه میکنم. قصد چاپ آن را هم نداشتم. ترجمه کردم و بعد فرستادم برای جلال آل احمد.
او هم خواند و گفت خوب است. ویراستاری کرد و اسم خودش را هم گذاشت. این گونه شد که ما بیگانه را ترجمه کردیم"
خبرهزاده در ادامه حرفهایش از عدم تسلط جلال به زبان فرانسه هم میگوید و اگر چنین باشد، به نظر میرسد که جلال که نامش روی جلد کتاب بزرگتر از نام خبرهزاده بود، بیشتر ترجمه را ویراستاری کرده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنها، گاهی اوقات حرفی نمیزنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود. تنها با نگاهشان حرف میزنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف میزنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید. به هیچ وجه.
✍️ #سیمون_دوبوار
📙 #سوءتفاهم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنها، گاهی اوقات حرفی نمیزنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود. تنها با نگاهشان حرف میزنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف میزنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید. به هیچ وجه.
✍️ #سیمون_دوبوار
📙 #سوءتفاهم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity