🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


عشق هرگز یک حرکت [اجتماعی] محبوب نبوده و هیچ‌کس هم حقیقتاً طالب آزادی نبوده. شاکلۀ جهان به لطف شور و عشق جماعتی کوچک حفظ شده، واقعا حفظ شده. اگر غیر از این باشد، مایۀ سرخوردگی‌ست. یک روز معمولی، در کوچه و خیابان هر شهری از جهان قدم بزنید و به اطرافتان نگاه کنید. مسئله‌ای که باید به خاطر بسپارید این است که به هر چه نظر می‌اندازید خود شما هستید. به هر کسی که نگاه می‌کنید هم خود شما هستید. ممکن بود شما آن شخص روبه‌رویتان باشید. می‌توانستید آن هیولا یا آن پلیس روبه‌رویتان باشید و باید تصمیمتان را بگیرید که نباشید.
نقش هنرمند همان نقش عاشق است: من وقتی عاشق شما هستم، گریزی ندارم از اینکه شما را بر چیزی که نمی‌بینید آگاه کنم.

~جیمز بالدوین

شرح تصاویر:
Alberto Giacometti modeling a bust in his studio in Stampa, Switzerland~1965
Photographer: Ernst Scheidegger

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

مستیم و ندانیم
شب از چند گذشته‌ ست

پرکن قدحی دیگر و
بی چون و چرا باش !



#هوشنگ_ابتهاج

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


ما که این همه برای عشق
آه و ناله ی دروغ می کنیم
راستی چرا؟!...
در رثای بی شمار عاشقان
که بی دریغ...
خون خویش را نثار عشق می کنند
از نثار یک دریغ هم
دریغ می کنیم؟



#قیصر_امین_پور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

ملاقات دکستر با مرد سوم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕


گراهام گرین به نجات و رستگاری باور داشت، اما از نظر او رستگاری در پیچش و پوست‌اندازی‌های مکرر قرن بیستم شکل عوض کرده بود. نه! از بارش هاشورهای لطیف نور و انحنای بال فرشتگان خبری نبود! رستگاری در سکوت و تنهایی بدن‌های خُرد و آوار، میان ویرانه‌ها، درختان رطوبت‌زدۀ کوهی دوردست، خیابان‌های تفتیده و خلوت شهری بندری و آلونک‌های پوسیده و پرت‌افتاده حاصل می‌شد. در بطن زندگی روزمره، بی هیاهو. نگاه کنید به سیر تطور شخصیت کشیشِ مست در شاهکار گرین: رمان قدرت و جلال، و یا احوالات اسکوبی در رمان بی‌نظیر جانِ کلام و حتی تجربۀ شگفتی که آرتور در رمان وزارت ترس از سر می‌گذراند. مرد سوم اما یک استثناء است. چراکه ساختار روایت را نه یکی بلکه دو حلقۀ سلوک به‌هم‌زنجیر طرح می‌زند.

روایت مرد سوم در وین نیمه‌ویران، در نخستین سال‌های پس از جنگ جهانی دوم می‌گذرد. شهر توسط چهار قدرت شوروی، فرانسه، بریتانیا و آمریکا اشغال شده و بیشتر شبیه به دوزخی برفی است که در آن برای تن دادن به شرارت کیفری در کار نیست. در این وضعیت است که هری لایم، مردی که ظاهراً با فروش پنی‌سیلین رقیق شده ثروتی به هم زده، ولو به قیمت مرگ صدها بیمار، در حرکتی قابل تأمل از دوست دیرینه‌اش هالی (رولو) مارتینز، مردی میان‌مایه که با نام مستعار آمریکایی، داستان‌های ضعیف وسترن می‌نویسد، دعوت می‌کند تا به خرج او از لندن به وین بیاید و در باب مراقبت از آوارگان بین‌المللی مقاله بنویسد. ورود رولو به وین با مرگ هری و شرکت در مراسم خاکسپاری او هم‌زمان می‌شود. و اگرچه در ادامه کنجکاوی او برای یافتن واقعیت روشن می‌کند که مرگ هری ساختگی بوده، امّا سماجتش برای تغییر دادن شرایط به مرگ واقعی هری ختم می‌شود.

گرین برای ترسیم رابطۀ هری و رولو، گویی از تصویر قلب شدۀ رابطۀ مسیح و یهودا بهره می‌گیرد. در حقیقت، هر چه در داستان پیش می‌رویم، بیشتر به این نتیجه می‌رسیم که هری در طلب مرگی مسیح‌وار برای خود، تعمداً رولو را به وین کشانده تا خیانت ببیند. امّا تفاوت اینجاست که شخصیت هری و رولو به شکل هوشمندانه‌ای خاکستری‌ست؛ آمیخته‌ای از خیر و شر. در نتیجه، گرین برای ما چاره‌ای باقی نمی‌گذارد جز اینکه در وضعیت بی‌طرف باقی بمانیم و شاهد ترسیم خطوط دگرگون‌ساز حیات دو مرد با پیچشی درخشان به وقت دیدارشان در یک چرخ‌وفلک باشیم.

نکته اینجاست که شکل‌گیری داستان مرد سوم همزمان با نگارش فیلمنامۀ آن (با بازی درخشان اورسون ولز و قاب‌ تصویرهای به‌یاد ماندنی‌اش) سبب شده تا کلمات ارزش بصری قابل توجهی بیابند. با پرسه‌زنی، فرار و پناه گرفتن‌های هری و رولو در وین تحت اشغال، این معماری ویران و در ظلمت فرورفتۀ شهر است که منطبق بر ساختار مخدوش و متزلزل روابط انسانی، نسبت میان این دو را طرح می‌زند: جایی که بی‌اعتمادی و شک در هیبت سایه‌های غلیظ و کش‌دار دالان‌های تاریک تجلی می‌یابد و تجربۀ عشق و رفاقتی بی‌پیرایه همانقدر به معجزه شبیه است که یافتن فضایی دلنشین و امن در وین.
و درست در همین بستر است که گرین سیر تطور حیات دو انسان را ترسیم می‌کند: همچنانکه رسیدن به سعادتِ مطلق مساوی‌ست با ملالی خفقان‌آور، رستگاری نیز از نگاه گرین تنها می‌تواند مجموعه‌ای از توقفگاه‌هایی در طول یک مسیر بین دو نیستی باشد. خرده‌سعادت‌هایی که با رسیدن به فهم و یا احساسی عمیق‌تر از پیش برای فرد رقم می‌خورند. در نتیجه، همچون دیگر رمان‌های گرین، هری و رولو هر کدام به نسخه‌ای باورپذیر از نجات دست می‌یابند. نجاتی در خور زیست‌شان که در بطن واقعیت خشن و صریح وین می‌تواند قابل حصول باشد.

کتاب: مرد سوم
نویسنده: گراهام گرین
مترجم: محسن آزرم
نشر چشمه
The Third Man~1949
Director: Carol Reed
#معماری_در_کلمات
#پرسوناژ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


روباه و ملای ده


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣

⭕️ حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس اسبق کمیسیون امنیت ملی مجلس: روسیه نه دوست دوران سخت، بلکه عامل عمده سختی‌های ایرانی‌هاست

🔸تنها در طول یک هفته ‌ «ایران⁩‌ایر» به خاطر روسیه تحریم شد،بعد از نشست مشترک لاوروف و شورای همکاری،در مورد ‌ آرش⁩ و جزایر ایرانی بیانیه داده شد و گروکشی ‌ زنگزور⁩ توسط پوتین.

🔸روسیه نه دوست دوران سخت، بلکه عامل عمده سختی‌های ایرانی‌هاست.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


ویدیو/ آمار اتباع در ایران، بیشتر از جمعیت ۷۲ کشور دنیا


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بُود یقین باشد.


✍️ #نظامی_گنجوی

تو را ای کهن سرزمین زیبا، چه بسیارها که دوستت دارم و می‌ستایمت 💚🤍❤️

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥


نصیحت رضاشاه پهلوی به احمد شاه قاجار #پهلوی #قاجار #تاریخ


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity